رو به درون
1.93K subscribers
8.86K photos
931 videos
45 files
6.96K links
Download Telegram
اگر ابدیت را بی‌زمانی معنا کنیم نه مدت زمانی محدود، آن‌گاه زندگی ابدی متعلق به کسانی است که در حال زندگی می‌کنند.

لودویک ویتگنشتاین
رساله ی تراکتوس





@towardinside
میان موجودات تنها انسان است که می‌تواند دیگران را بواسطه‌‌ی خودِ حقیقت فریب دهد، زمانی که همه بدنبال چهره حقیقی زیر نقاب هستند، بهترین شیوه برای گمراه کردن دیگران پوشیدن نقابی از حقیقت است.

تعریف لاکان از فریب انسانی
اسلاوی ژیژک






@towardinside
زمان چنان به شتاب گذشته که روح او فرصت پیر شدن نیافته است.

بیابان تاتارها
دینو بوتزاتی








@towardinside
https://www.instagram.com/p/Bz58HS4B_Xx/?igshid=ktpq22qz04kj
@towardinside



طوطی نشسته بود روی شاخه. کلاغ پرواز کرد آمد نشست کنار او. با هم سلام و علیکی کردند.

کلاغ پرسید: در چه فکری هستی؟ طوطی گفت: دارم فکر می‌کنم این گرازها چطور در تمام زندگی‌شان روی دو دست و دوپای خود راه می‌روند؟ خیلی وضعیت دردناکی است. دلم برایشان می‌سوزد.

کلاغ بدش آمد. بلافاصله گفت: برای این جانوران کثیف، دلت نسوزد. همه جا را خراب می‌کنند و گوششان به هیچ نصیحتی بدهکار نیست.

طوطی گفت: همه این‌ها را می‌دانم. ولی خب، من دلم می سوزد. حتی دلم برای شیر خونخوار هم می‌سوزد. حدس می‌زنم این همه ماده شیر دور خودش جمع کرده، اما در عین حال، حسرتِ داشتنِ ماده شیری را می‌خورَد که حاضر نشده به همسری‌اش دربیاید و از این جنگل گریخته است.

و حتی دلم برای سردسته گرگ‌ها می‌سوزد. این همه گرگ کاردان و خادم، همیشه دور و برَش هستند، برای برنامه‌ریزی کارها، تنظیم امور گله گرگ، و محافظت از شخص او. اما همیشه باید دلهره داشته باشد نکند یکی از این گرگ ها اشتباه کنند و به فروپاشی دسته و مرگ او منجر شود.

کلاغ شروع کرد به قارقار کردن. بعد گفت: دلت برای من هم بسوزد. ببین چه قارقارِ سوزناکی می کنم! بعد پرواز کرد و رفت.

علی اشکان نژاد
گه عاشق این پنج و شش گه طالب جان‌های خوش
این سوش کش آن سوش کش چون اشتری گم کرده جا

مولانا






@towardinside
اغلب از این امر در شگفت می مانم که هر انسانی با آن که خود را بیش از دیگران دوست دارد، به عقاید دیگران درباره ی خودش بیش از عقیده ی خود درباره ی خویشتن اهمیت می دهد. مطمئناً اگر خدایی یا مشاور فرزانه ای به او فرمان دهد که هر فکر و قصدی را که به قلبش خطور می کند بی درنگ علنی سازد، حتی یک روز هم این حالت را تحمل نخواهد کرد. بنابراین، ما به قضاوت دیگران درباره ی خودمان بسیار بیشتر از قضاوت خویش درباره ی خودمان اهمیت می دهیم.

مارکوس اورلیوس/ تاملات
کتاب دوازدهم/ ترجمه ی عرفان ثابتی





@towardinside
Forwarded from مشيانه جون و دَهَن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گیلاس خوشمزه‌تره یا ....




كارگردان
نسيم تيمورپور

تصویربردار
امیرحسین زمزم

تهیه کننده
علی اشکان نژاد

مجری
استودیو خلاقیت مارتیا
https://www.instagram.com/p/Bz7UJuWhCA5/?igshid=1by4of73x2up6
@towardinside



وقتی دارد درباره‌ی "منتقد"ش بزرگنمایی می‌کند، و بر تخصص و رتبه‌ی علمیِ وی تاکید می‌نماید،
فقط دارد آماده می‌شود برای پرده‌ی بعدی؛
که در آن پرده، تمام انتقادات را پاسخ دهد و خویش را خردمند نهایی جا بزند!

در تاریخ علوم‌انسانی، مثال‌های فراوان از این قرار خواهید یافت.

علی اشکان نژاد
یه سوال که چند روزیه ذهن منو درگیر کرده:
شیر از کجا می‌دونه امروز چندمه که فاسد می‌شه؟




@towardinside
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9458/

رابرت‌ گرین هفت گروهی را  معرفی می‌کند که  در شبکه‌های اجتماعی آرامشمان را  به‌هم می‌زنند.
بدانید این افراد از یک قماش نیستند و نمی‌شود با آن‌ها یک‌جور رفتار کرد
 
رابرت گرین
ترجمۀ: میترا دانشور مرجع :Medium
 
معمولاً تلاش می‌کنیم در حضور دیگران مؤدب‌ باشیم و با آن‌ها همدلی کنیم. پشت سرشان می‌توانیم کاملاً رذل باشیم، اما جلوی رویشان سخت است؛ چون احتمالا بلافاصله مجازات می‌شویم. اما اگر حضور فیزیکی افراد و ارتباط رودررویی که مانع رفتار بی‌ادبانه می‌شود را حذف کنیم چه؟ رابرت گرین، نویسندۀ کتاب پرفروش «۴۸ قانون قدرت»، هفت گروهی را معرفی می‌کند که در شبکه‌های اجتماعی، در نبود ارتباط رودرروی کاربران، آرامش بقیه را به‌هم‌می‌ریزند و راه‌هایی برای مهارکردن قدرت مخرب آن‌ها پیشنهاد می‌دهد.
 
 
@towardinside
- کلارا: تو خیلی آدم خوب و مهربونی هستی چرا تنها موندی؟

مارتی: نمیدونم، ولی خب شاید این هم یکی از ویژگی های خوب بودنه

مارتی 1955





@towardinside
«دکارت کوشید فلسفه نهفته در پس برنامه علمی خویش را آشکار کند، در نتیجه «روش شکّ» او به چندین نسل از متفکران کمک کرد تا خود را از قیدوبندهای تفکر مسیحی قرون وسطا خلاص کنند.»

فلسفه دکارت
نوشتۀ گرت تامسون




@towardinside
https://www.instagram.com/p/Bz76mGWhRSL/?igshid=1k6nuvo1enwjc
@towardinside



دندان‌قروچه در هنگام خواب، گفتگوهای درونی و خشم و سکوت در هنگام بیداری.

پدر و مادر، سموربچه را بردند، نزدِ پلیکانِ حکیم.
معاینه شد. نسخه مکتوب گشت:
در ابتدا بی‌وقفه ناسزا بگوید و هر وقت كه خواست، فحاشی کند. ماه‌ها بعد خودش صیقل خواهد يافت و به زبان نرم، جمله خواهد گفت.

خارپشتِ دانا، ماجرا را شنید. گفت: اين نسخه‌ی پرندگان است. پستانداران باید این تواناییِ خشم را بیاورند در آفرینشِ مصنوعاتِ دستی.

سموربچه، خوشش آمد.

علی اشکان نژاد
تولید کالاهایِ بادوام
به جای برگزاری کنفرانس حمایت از محیط‌زیست


حفاظت از محیط‌زیست یکی از مهمترین دغدغه‌های امروز بشر است. در دنیای سودجو، منفعت طلب و مصرف‌گرایی که حیات بشر را با تهدید مواجه کرده باید از منابع طبیعی باقیمانده حراست کرد و آنها را حفظ نمود.

در همین راستا فعالان محیط زیست و گروه های غیر دولتی مختلف سعی می کنند از طریق انتشار مجلات، روزنامه‌ها و بولتن‌های گوناگون و همچنین برگزاری جلسات مختلف، ذهنیت مسوولان و عامه مردم را در مورد اهمیت محیط زیست آگاه کنند و از این طریق به پاسداشت محیط زیست بپردازند.

اما به جای این‌ها می‌توان پیشنهادات دیگری را نیز مدنظر قرار داد که به نظر می رسد از کارایی و نفوذ بیشتری برخوردارند.
فعالان محیط زیست می توانند در عوض تمرکز بر فعالیت های آگاهی‌بخش، دست به کار شوند و گام‌هایی عملی‌تری بردارند. آنها می‌توانند با احداث کارگاه‌های کوچکِ تولیدیِ مختلف، با مصرف‌گرایی و جامعه مصرفی مقابله کنند.

به نحو مشخص این فعالان باید به تولید کالاهایی بپردازند که بر خلاف کالاهای مصرفی، کیفیت مناسبی داشته باشند و در برابر کالاهای کوتاه مدتی که امروز بازار را به تصرف خود درآورده‌اند از عمری طولانی برخوردار باشند.

به عنوان نمونه، باید لباس‌های با کیفیتی تولید کرد که کمتر کثیف شوند و در نتیجه به شستشوی کمتری نیاز داشته باشند. لباس‌هایی که چندین سال عمر کنند، به راحتی پاره نشوند و نیاز به تعویض زودهنگام آنها نباشد.

یا می‌توان میز و صندلی‌های بادوامی تولید کرد که دهه‌ها کار کنند، لوازم برقی را طراحی کرد که زود به زود خراب نشوند و خانه هایی را ساخت که به اندازه عمر چند نسل دوام داشته باشند.

محصولات بی کیفیت و کوتاه مدت دشمن اصلی محیط زیست هستند و در برابر، کالاهای بادوام و با کیفیت به نحو جدی از هدر رفت منابع طبیعی جلوگیری می کنند.

در برابرِ جامعه مصرفی امروز باید دست به کار شد و نه تنها در عرصه آگاهی بخشی بلکه مهمتر از آن در عرصه فعالیت های تولیدی به کار پرداخت تا شاید مقداری از آسیب رسانی جهان مدرن به طبیعت و محیط زیست کاسته شود.

قطعا این کارها از برگزاری همایش‌های بی‌ثمر، دشوارترند! اما بسیار نتیجه‌بخش خواهند بود. نتایجی مثبت و ملموس.


رضا تسلیمی طهرانی/ جامعه شناس
علی اشکان نژاد/ پژوهشگر فلسفه





@taslimi_tehrani
غوره بودم کنون شدم انگور
خویشتن را ترش نتانم کرد

شکرینست یار حلوایی
مشت حلوا در این دهانم کرد

تا گشاد او دکان حلوایی
خانه‌ام برد و بی‌دکانم کرد

مولانا





@towardinside
حالا می‌فهمم که روشن‎‌ترین کلمات بدون توجه و تأیید، آواهایی سرگردان و بی‌معنی‌اند.

رویای تبت
فریبا وفی







@towardinside
خودخواهی عاشقانه
جود، اول دوستت نمی‌داشتم. این را اعتراف می‌کنم. وقتی اول تو را شناختم می‌خواستم که دوستم داشته باشی. بنابراین کم‌کم به تو علاقه‌مند شدم. ولی می‌بینی که هر چند جریان به عشق منتهی شد به هر حال ناشی از خودخواهی و میل به این بود که دل تو در گرو من باشد، بی‌آنکه دل من از بابت تو احساس درد کند.

تامس هاردی
ترجمۀ ابراهیم یونسی





@towardinside
https://www.instagram.com/p/Bz-H68sB7tW/?igshid=6beefilp1vtv
@towardinside



پارک‌ها، تفرج‌گاه‌ها، و فضاهای سبزِ شهری در دنیای امروز، آکواریومی شده‌اند.

به این معنا که مواجهه شما با طبیعتِ مینیاتوری، فقط نوعی بهره‌مندیِ دیداری است. می‌توانید داخل مسیرهای از پیش تعیین شده و غالبا آسفالت شده و سنگ‌فرش شده راه بروید و به این طرف و آن طرف نگاه کنید.

دور چمن‌ها و درخت‌ها و گل‌ها، حصارکشی شده است. و هیچ کودکی نمی‌تواند روی چمن ها دراز بکشد، درختی را بغل کند، و روی گلبرگ گلی را لمس کند.

حوض‌های بزرگ را باید از دور دید و و با چشم، جهت پاشیدن آب در فواره‌های آن را دنبال کرد. هیچ کس نمی‌تواند ناگهان برود توی حوض و به دوستانش آب بپاشد. اما مگر نه این که حوض‌ها ماکت و نمونه کوچک شده‌ی دریاچه‌ها و برکه‌هایی هستند که از بین‌شان رفته‌اند؟

آن‌ها برای ورزش کردن در پارک هم قانون و مقررات دارند. حتی برنامه‌هایی را وضع می‌کنند در ساعات مشخص، که به آن‌ها بپیوندید و تا جای ممکن، سرِ خود و غیرکنترل‌شده، بدن‌تان را حرکت ندهید.

پارک‌ها قواعد سفت و سخت دارند. حتی حشرات و جانوران دیگر هم باید قواعد پارک را رعایت کنند. آن‌ها نمی‌توانند خود را به آن راه بزنند که: این جا انگار طبیعت است و هر جور که میل‌شان هست زندگی، تولید مثل، و تنازع بقا کنند. سم پاشی، چسب‌های حشره‌کش، و برنامه‌های اخته کردن گربه‌ها به طور مداوم در پارک ها انجام می‌شود.

پارک‌ها حالا برای این وجود دارند که به بچه‌هایمان ثابت کنیم، ما با طبیعت مهربان بوده ایم. و انسان به مثابه یک جانور وحشی و شرور، طبیعت را به هلاکت نرسانده. اما باز هم نشانه‌هایی در تضاد از زیر دست‌مان در می‌رود و رسوا می‌شویم.

علی اشکان نژاد
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9460/
 
آیا حق داریم هر چیزی را که دلمان می‌خواهد باور کنیم؟
باورها چیزهایی خصوصی نیستند که انتظار داشته باشیم کسی آن‌ها را زیر سؤال نبرد
 
دانیل دونیکلا
ترجمۀ:حسین رحمانی  مرجع:aeon

فرض کنید در یک مرکز بهداشت پزشک اطفال هستید. یک روز پدر و مادری بچه‌‌شان را پیش شما می‌آورند و وقتی می‌گویید زمان واکسیناسیون بچه رسیده، به شما می‌گویند: اجازه نمی‌دهیم به بچۀ ما واکسن بزنید. دلیلش را می‌پرسید و جواب می‌دهند: «ما معتقدیم واکسن ضرر دارد». مسئله را توضیح می‌دهید، ولی با تحکم بیشتری ازتان می‌خواهند که «به باور ما احترام بگذار!» اما آیا می‌شود به باورهایی که روی زندگی دیگران اثر می‌گذارند فقط و فقط احترام گذاشت؟
 
 
@towardinside
در یک سیستم پیچیده، که در آن اجزای ساده بدون کنترل‌کننده مرکزی یا رهبر اقدام می‌کنند، چه کسی یا چه چیزی در عمل معنای وضعیت را درک می‌کند تا دست به اقدام مناسب بزند؟ این موضوع از جمله بغرنج‌ترین رازهای سیستم‌های پیچیده و به‌طورکلی علم است.

سیری در نظریهٔ پیچیدگی
ملانی میچل






@towardinside
https://www.instagram.com/p/Bz-tXfABmww/?igshid=1e52gdyh1a5ik
@towardinside




موش‌ها نماینده‌ای از بین خودشان انتخاب کردند که برود و با گاومیش حرف بزند. یک موشِ خوش سر و زبان. می‌خواستند به گاومیش بگویند: با توجه به کمبودها، اگر امکان دارد اجازه دهد میوه‌ی کمتری به عنوان مالیات حضور در سرزمینش برای او بیاورند.

درست در لحظه خروج موشِ نماینده از جمع موش‌ها، موشِ سفید یواشکی کاغذی گذاشت توی جیب موش نماینده.

موش نماینده در راه، نوشته را خواند:
"کمک‌خواه، باید خود را معصوم و بی‌گناه نشان دهد.
طورى که سايرين، مقصرِ وضع فعلی‌اش را جهانِ هستی بدانند.
با این روش می‌شود همگان را از خشم ناگهانیِ هستی ترسانْد و نتيجه دلخواه را به دست آورْد.
با ايجاد اين ترس كه نکند در گردش و تطوّر، هستی بعداً سراغ او هم بیاید و بلايايى برايش ترتيب دهد."

گاومیش نشسته بود روی مبل. داشت چای می‌نوشید.
گوزنِ مشاور اجازه خواست و نشست روی مبلِ کنار او.

گفت نماینده موش‌ها آمده مطالبی را خدمت شما عرض کند. گاومیش دستی به شاخ‌های بلندش کشید و اشاره کرد که بیاید.

موش آمد و حرف زد. تمام مدت سرش را انداخته بود پایین، پاهایش را چسبانده بود به هم، و دو دستش را قفل کرده بود جلویش.

گاومیش عصبانی شد. فریاد زد: در طول تاریخ اگر بگردید،
درآمدِ "موش‌مردگی" از تجارت الماس هم پرسودتر بوده است.

موش نماینده از عصبانیت گاومیش ترسید، اما خوشش آمد. فهمید که صحبت هایش تأثیر لازم را روی همذات پنداریِ گاومیش گذاشته است.
زیر لب گفت:
دست مریزاد موش سفید...

علی اشکان نژاد