رو به درون
1.93K subscribers
8.86K photos
931 videos
46 files
6.98K links
Download Telegram
ضرورت‌های قلابیِ اخلاقی!


اخلاق اگر خودش را با بازار هماهنگ نکند، پشیزی ارزش نخواهد داشت.

بستن قلاده و شناسنامه‌ی دائمی دور گردن حیوانات را با یک تخصیص و تبصره می‌شود به سهولت حتی "ضرورتِ اخلاقی" قلمداد کرد.

در اینجا است که اخلاق به انعکاسی از بازار و تحولات آن تبدیل می شود و تابع محاسبات و سود و زیان های آن می گردد.
تا همین چند سال پیش در اختیار داشتن حیوان خانگی نوعی قبح اخلاقی داشت و آن کس که حیوانی را در خانه نگهداری می کرد با دلایل مختلف و از جمله اینکه او را از محیط زیست طبیعی اش به دور نگاهداشته است و آزادی او را محدود کرده است شماتت می شد.

اما هنگامی که بازار به منافع حیوانات خانگی واقف شد و به سود حاصل از آن پی برد حکم کرد که همه باید حیوانی خانگی داشته باشند وگرنه از دنیا عقب هستند! و به دنبال آن انواع خوراک ها، ابزارها، لوازم، اسباب بازی ها و ... مخصوص حیوانات به عنوان اقلام ضروری به بازار عرضه شدند و به فروش می رسند. مهمتر از همه آنکه اکنون نگهداری از حیوانات در خانه حتی به عنوان ضرورتی اخلاقی معرفی می شود و در مورد فضیلت های انسانی چنین عملی بسیار صحبت می شود.

اکنون بازار مشخص می کند که چه کاری خوب و چه کاری بد است و اخلاقی که خود را با بازار تطبیق ندهد به هیچ گرفته می شود.


رضا تسلیمی طهرانی






@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/BvcEAvbnObP/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=qyyn5xnjh1wx
@towardinside




سوئیکو می‌توانست یک معمار بزرگ شود. اما مجبور شد در تمام نوجوانی و جوانی به راه‌هایی فکر کند كه از کنترلِ والدین‌اش بگریزد.

پدر و مادرش، پشت سر هم، او را تحتِ نظارت قرار می‌دادند تا سوئیکو راهی مغایر با آن‌چه آن‌ها در ذهن داشتند، نرود.

حالا سوئیکو نه به هدفی که داشت، رسید، نه آن‌چیزی شد که آن‌ها می‌خواستند. اما صدها راه بلد است برای زرنگ‌بازی و فرار و تمرّد!

علی اشکان نژاد
باران به بساط، اول این سال ببارید
ابر این همه تأخیر که کرد از پی آن کرد

سعدی






@towardinside
[...] بدنامی‌های ایدئولوژیکِ ژیگا ورتوف همواره مانع از آن بود که در در ردیف اپوزیسیون خوشنام شوروی، طیفی گسترده از شوستاکوویچ و ماندلشتام تا سولژنتسین و پاراجانف، که نمادهای آزادی در شرق بودند، قرار گیرد. اما دستاورد ورتوف برای سینما فراسوی همه‌ی این بدنامی‌ها بود. ورتوف دکتر فرانکنشتاینی بود که با سرهم‌بندی اندام‌های واقعیت، سینما را از بندهای انسانی‌اش رها می‌کرد. سینما برای او یک کلیت بازنمایاننده نبود که هدفش رسیدن به نوعی ادراک انسانی، و یا نوعی ادراک کامل انسانی باشد، بلکه کلیتی آفریننده بود که هرگونه پایبندی به تکامل ادراک انسانی را از دست داده بود. زمانی که ورتوف از سینما-چشم حرف می‌زند، از نوعی فرایند یا روش حرف نمی‌زند، او از ماشینی جدید حرف می‌زند، ماشینی که از سرهم‌بندی چشم انسانی و چشم مکانیکی به وجود آمده است. به یک معنا او از سرهم‌بندی انسانی که سینما را آفریده است و سینمایی که انسان را بازآفریده است، حرف می‌زند. از سرهم‌بندی خالق و مخلوق. همان مرحله‌ای که پس از سلسله‌مراتب خدایگان و بنده در عهد عتیق، در عهد جدید به ثمر می‌رسد: اتحاد خداوند و جسد انسان که محصول نهایی آن انسان-خدا است. [...]

از کتاب سینما و مرگ/ فصل چهارم: آفرینش زندگی و امکانات هیولا/میلاد روشنی پایان/1397/ انتشارات ققنوس/ ص 146





@towardinside
وقتی برای كسی زمان متوقف شده باشد، در هيچ كجای ذهنش ديگر جايی، هرچند كوچک، نه برای من نه برای هيچ‌كسِ ديگر وجود ندارد.
هرچه هست رشته‌هايی است از خاكسترِ پريشاني كه ميانِ عصب‌های كاسه‌ی سرشاخه دوانده و زمان را در چنبره‌ی خود مدفون كرده است.

همنوايی شبانه‌ی اركستر چوب‌ها
رضا قاسمی




@towardinside
بارانکی خُرد

روز شنبه میان دو نماز، بارانکی خُرد خُرد می­بارید، چندان که زمین ترگونه می­کرد و گروهی از گلّه داران در میان رود فرود آمده بودند و گوسفندان بدان جا بداشته؛ هر چند گفتند از آن جا برخیزید که،مُحال بُود بر گذر سیل بودن فرمان نمی­بردند تا باران قوی شد.
کاهل وار برخاستند و خویشتن را به پای آن دیوار افگندند و نهفتی جُستند و بیارامیدند و هم خطا بود که بر گذرِسیل بودند.
پاسی از شب گذشته، سیلی در رسید اقرار دادند پیرانِ کهن بر آن جمله یاد ندارند و درخت کنده، می­آورد. گلّه­ داران بجَستند
و سیل، گوسفندان را در ربود. این سیلِ بزرگ، مردمان را چندان زیان کرد که در حسابِ هیچ شمارگیر در نیاید.

تاریخ بیهقی، ابوالفضل بیهقی
قرن ۵ هجری
جلد اول صفحه ۲۵۹ و ۲۶۰





@towardinside
دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند

یکی آن که اندوخت و نخورد
و دیگر آن که آموخت و نکرد.

سعدی






@towardinside
به محض اینکه تنها هستیم، دیوانه ایم. بله، کنترل ما روی خودمان فقط وقتی عمل می‌کند که کنترل دیگران روی ما آن را تقویت می‌کند.

برهوت عشق
فرانسوا موریاک






@towardinside
حیوانات هم به همان شور و شوق ما زندگی می‌کنند و از همان دردهای ما رنج می‌برند.

ظرافت جوجه‌تیغی
موریل باربری





@towardinside
https://www.instagram.com/p/BveC3_qH4Fw/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=j3ta31iujt11
@towardinside



آنتونی آهنگر بود. از کله صبح می‌رفت کنار کوره می‌ایستاد تا پاسی از شب. کاری به کار آدم‌های بیرون نداشت. اگر هم از كسى خبردار می‌شد، از طريق مشتريانش بود.

با شروع اکتبر، تعداد مشتری‌های آنتونی به شکل فزاینده‌اى، بالا رفت. تا حدی که دیگر نمی‌توانست جوشکاری‌های ساده را هم فوری تحویل بدهد. مجبور بود بگوید فردا صبح بیایند.

یکی از مشتری‌ها به حرف آمد و گفت که: چند شرکت بزرگ در شهر سرمایه‌گذاری کرده‌اند و یک تحول اقتصادی به وجود آمده؛ و پرسید: مگر خبر نداری؟

آنتونی فقط یک کلمه جواب داد: نه. بعد سیخِ کوره را تکیه داد کنار سندان. پُتک را به دست راست گرفت و انبرِ دُم‌گرد را به دستِ چپ.

مشتری دوباره با آب و تاب شروع کرد به حرف زدن: دارند فروشگاه‌های جدید می‌سازند. خط تراموا، و حتی یک دانشگاه. بیمارستان هم دارند می‌سازند، درست جاى آن درمانگاه قدیمی.

آتنونی پتک و انبر را گذاشت روی میز کار. چسب زخمی را كه شل شده بود از دور انگشتش باز کرد و انداخت توی کوره:
هر وقت چیزی به دست آوردیم، برو ببین چه چیزهایی در ازايش از دستمان رفته.

علی اشکان نژاد
ز آب چشمه و باران نمی‌شود خاموش
که آتشی که در اینجاست آتش جگریست

پروین اعتصامی





@towardinside
او خود دختری معمولی است. ولی اگر ریشه‌های تاریخی‌اش را دریابد، کمی کمتر معمولی خواهد بود. در این کره‌ی خاکی چند سالی بیش نخواهد زیست. ولی اگر تاریخ بشریت تاریخ حیات خود اوست، وی به تعبیری زنی چند هزار ساله است.

دنیای سوفی
یاستین گاردر






@towardinside
بيرون مرو، به خودِ خويش بازگرد. حقيقت در درون آدمي است.
ولي اين حقيقت را چگونه مي توان در درون يافت؟ هنگامي كه همه چيز مورد ترديد قرار مي گيرد، چه باقي مي ماند؟ يقين به زندگي درونيم، يعني به اين كه اين منم كه دچار ترديد و سرگرداني هستم. من براي اينكه ترديد كنم يا گمراه شوم، نخست بايد وجود داشته باشم.
آنكه ترديد مي كند ميداند كه زنده است، تصور دارد، حتي
" مي خواهد"، چون حقيقت را مي جويد.

آگوستين





@towardinside
ادبیات برای آنان که به آنچه دارند خرسندند ، برای آنان که از زندگی بدان گونه که هست راضی هستند ، چیزی ندارد که بگوید .
ادبیات خوراکِ جان های ناخرسند و عاصی است ، زبان رسای ناسازگاران و پناهگاه کسانی است که به آنچه دارند خرسند نیستند.
انسان به ادبیات پناه می آوَرد تا ناشادمان ، ناکامل نباشد.

چرا ادبیات ؟
ماریو بارگاس یوسا




@towardinside
زبان سگ ها





@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvggGLaHOZ9/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=17hp6xuznw7cr



یک روز ناگهان به نکته‌ی مهمی پی بردم و آن این‌که: هر وقت در بین حرف‌هایم، ابروهایم را می‌اندازم بالا تا یک اتفاق عجیب و شگفت‌انگیز را برای شنونده تعریف کنم، مخاطبم هم ناخودآگاه ابروهایش را بالا مى‌برد.

مردم خیلی دوست دارند چیزهای عجیب بشنوند. شاید میان‌بری یا اکسیری در حرف‌های کسی پیدا شود و زحمت پیمودن راه را برایشان کم‌تر کند. همین می‌شود که ابروهایشان هم با تو همراهى می‌كنند.

علی اشکان نژاد
+ نمی‌دونستم اینقدر از کبوترا خوشت میاد!
- من از هرچیزی که حرف نمی‌زنه خوشم میاد....

📽 Sleepers




@towardinside
گاهی به من ایراد می‌گیرند که فیلم‌هایت شبیه زندگی واقعی نیستند؛ حالا انگار این زندگی واقعی خودش چه کوفتی هست...!

سالروز درگذشت "بیلی وایلدر"





@towardinside
از سیل نهراسیدیم و مردیم


به فاجعه سیل اخیر از زوایای مختلفی می توان نگریست و آن را تحلیل کرد.
از دریچه جامعه شناسی مرگ و مردن، سیل اخیر باز هم نشان داد که بسیاری از ایرانیان از مرگ نمی ترسند و تا هنگامی که به دام آن نیفتند خطر آن را احساس نمی کنند.
خبرهای مربوط به سیل اخیر بر افرادی دلالت می کنند که در حال فیلمبرداری و عکس برداری از سیل طعمه آن شده اند و یا در حالی که از نزدیکی سیل با خبر بوده اند به منظور مشاهده آن پیشقدم شده و خود را قربانی آن کرده اند.
اینها همان افرادی هستند که هیچ ترسی از خودرو و رانندگی ندارند و هر ساله بر آمار کشته ها و مجروحان رانندگی می افزایند و بسیاری از آنها همان افرادی هستند که تماشای صحنه اعدام مجرمین را از فرح بخش ترین قسمت های زندگی شان می دادند.

عدم ترس از مرگ در چنین مواردی بیش از آنکه ناشی از دیدگاه های عارفانه یا پوچ گرایانه باشد ناشی از رویکردهای تقدیرگرایانه است که همه چیز را به نحوی سطحی از پیش مقدر می داند و به تفکر و تعقل راه نمی دهد.
همچنین نوعی احساس گرایی که بر کنجکاوی بیمارگونه و اعتماد به نفس کاذب مبتنی است از عوامل ایجاد چنین روحیه ای در بین افراد است.

در کنار ابعاد طبیعی، انسانی و اجتماعی سیل اخیر که بر کم سابقه بودن بارندگی، برنامه ریزی نادرست، اشتباهات مهندسی در ساخت جاده ها و شهرها، تخریب منابع طبیعی و جنگل ها، نواقص مدیریتی و ضعف های امداد رسانی دلالت می کنند باورهای فرهنگی در مورد نگرش به مرگ و مردن نیز بخش مهمی از این فاجعه را توضیح می دهند.


رضا تسلیمی طهرانی






@taslimi_tehrani