https://www.instagram.com/p/BvUEgeaHxsw/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1td4g54r0ntp3
@towardinside
شهر کَنِهها قانونی داشت به نام:
"مدارا دربارهی هوس"
به این معنی که اگر معلوم میشد کَنهای از سر هوس مرتکب خطایی شده، در مورد او تسامح و تساهل کافی رعایت میشد.
استدلالشان هم این بود که هوس، یک پیشفرضِ اجتناب ناپذير برای کَنه است.
کنهی خاکستری یکبار ده کنهی جوان را کُشت و خونشان را مکید. به سرعت دستگیر شد و او را دستبسته نزد ارشدشان بردند.
کنهی خاکستری سرش را پایین انداخت و گفت:
ناگهان هوس کردم مخلوطی از خون ده کنهی جوان را مزه کنم.
ارشد، به فکر فرو رفت و سپس دستور داد او را آزاد کنند؛ چرا که معلوم شد از سرِ هوس بوده نه از سر قساوت و بیرحمی.
علی اشکان نژاد
@towardinside
شهر کَنِهها قانونی داشت به نام:
"مدارا دربارهی هوس"
به این معنی که اگر معلوم میشد کَنهای از سر هوس مرتکب خطایی شده، در مورد او تسامح و تساهل کافی رعایت میشد.
استدلالشان هم این بود که هوس، یک پیشفرضِ اجتناب ناپذير برای کَنه است.
کنهی خاکستری یکبار ده کنهی جوان را کُشت و خونشان را مکید. به سرعت دستگیر شد و او را دستبسته نزد ارشدشان بردند.
کنهی خاکستری سرش را پایین انداخت و گفت:
ناگهان هوس کردم مخلوطی از خون ده کنهی جوان را مزه کنم.
ارشد، به فکر فرو رفت و سپس دستور داد او را آزاد کنند؛ چرا که معلوم شد از سرِ هوس بوده نه از سر قساوت و بیرحمی.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . شهر کَنِهها قانونی داشت به نام: مدارا دربارهی هوس به این معنی که اگر معلوم میشد کَنهای از سر هوس مرتکب خطایی شده، در مورد او تسامح و تساهل کافی رعایت میشد. استدلالشان هم این بود که هوس، یک پیشفرضِ اجتناب ناپذير برای کَنه است. کنهی خاکستری یکبار…
طبیب عشق مسیحا دم است و
مشفق ليك
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟!
ز مُلك تا ملكوتش حجاب بر گيرند
هر آنكه خدمت ِ جام جهان نما بكند
حافظ
@towardinside
مشفق ليك
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟!
ز مُلك تا ملكوتش حجاب بر گيرند
هر آنكه خدمت ِ جام جهان نما بكند
حافظ
@towardinside
در میان اقلیت قرار داشتن، حتی اقلیت تک نفری، نشان جهل و جنون نیست، حقیقت در یک سو قرار دارد و کذب در سویی دیگر، اگر تو به تنهایی جانب حق را بگیری، و در سوی دیگر، در برابر تو همه دنیا قرار داشته باشد، تو دیوانه نیستی ...
جورج اورول
@towardinside
جورج اورول
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvWLfT1n15F/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=99yoqwchdynh
@towardinside
پیشنهاداتی را که به دروغ، از قول روانشناسان به جامعه القاء میشود، گوش ندهید.
خیلیهاشان بدجور بوی "بازار" میدهند.
مثلاً میگویند خرتوپرتهایی را که در انبارتان بیاستفاده مانده، دور بریزید! حال آنکه چه بسیار سنخِ روان، که با آن لوازم، خاطرههایی را گوشهی دهانشان شیرین میکنند.
یا گاهى در شیپور میکنند: برای اینکه حالتان بهتر شود، یک سفرهی رومیزی جدید بخرید! انگار تغییرات بیرونی دردی از ما دوا میکنند.
این طیف توصیهها، صرفاً مُحرک چرخ اقتصادند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
پیشنهاداتی را که به دروغ، از قول روانشناسان به جامعه القاء میشود، گوش ندهید.
خیلیهاشان بدجور بوی "بازار" میدهند.
مثلاً میگویند خرتوپرتهایی را که در انبارتان بیاستفاده مانده، دور بریزید! حال آنکه چه بسیار سنخِ روان، که با آن لوازم، خاطرههایی را گوشهی دهانشان شیرین میکنند.
یا گاهى در شیپور میکنند: برای اینکه حالتان بهتر شود، یک سفرهی رومیزی جدید بخرید! انگار تغییرات بیرونی دردی از ما دوا میکنند.
این طیف توصیهها، صرفاً مُحرک چرخ اقتصادند.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . پیشنهاداتی را که به دروغ، از قول روانشناسان به جامعه القاء میشود، گوش ندهید. خیلیهاشان بدجور بوی "بازار" میدهند. مثلاً میگویند خرتوپرتهایی را که در انبارتان بیاستفاده مانده، دور بریزید! حال آنکه چه بسیار سنخِ روان، که با آن لوازم، خاطرههایی…
ابتذال در اساس عبارت از این است که در آگاهیِ انسان، خواستن بر شناختن، کاملا غلبه کند. این وضع ممکن است به درجهای برسد که شناخت، کاملا در خدمت اراده قرار گیرد. در نتیجه آنجا که اراده خدمتی را مطالبه نکند، یعنی انگیزههای کوچک و بزرگ وجود نداشته باشد، شناخت کاملا قطع میشود و در نتیجه، خلاء فکریِ مطلق ظاهر میگردد. خواستن بدون شناخت، عامیانهترین و مبتذلترین چیزی است که وجود دارد. هر کُندهی درخت این گونه اراده را دارد و دست کم هنگامی که بر زمین میافتد آن را نشان میدهد. وضعیت ابتذال اینگونه به وجود میآید. در این وضع فقط ابزارِ حسی و عقلِ اندکی که برای درکِ دادههای حسی لازم است، فعال میمانند. در نتیجه، انسانی عامی همیشه آمادهی دریافتِ تاثیراتِ بیرونی است، یعنی هر حادثهای که در اطرافش رخ میدهد بیدرنگ دریافت میکند، به طوری که آهستهترین صدا و هر اتفاق ناچیز، توجه او را فورا جلب می کند...
آرتور شوپنهاور
در باب حكمت زندگي
@towardinside
آرتور شوپنهاور
در باب حكمت زندگي
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
نهراسیدن از عکاس
عکاسی یکی از مهمترین هنرها است که از نقش مهمی در ثبت و انتقال پیام برخوردار است. در این میان عکاسی در فضاهای شهری کارکرد اجتماعی و معنایی برجسته ای دارد و می تواند به انعکاس وضعیت اجتماعی یا مضامین مرتبط با تجربه زیسته و احساس بپردازد. عکاسی از اشیا، فضاها و افراد می تواند ما را با زوایای پنهان امور، حس و حال آنها و ابعاد گوناگون پدیدارها آشنا سازد و معانی و پیام های انسانی را به مخاطب منتقل سازد.
در مورد عکاسی در محیط های شهری اصل بر این است که عکاسی در تمام نقاط آزاد است مگر در مکان هایی که قانون به صراحت مشخص کرده باشد.
در نتیجه اگر به هر دلیل عکاسی در فضای شهری به موجب قانون محدود شده باشد باید با نصب تابلوهایی عکاسان را از این کار منع نمود و در غیر اینصورت نباید با برخوردهای سلیقه ای در این راه مانع ایجاد کرد.
اگر هر کس به خود اجازه دهد تا دیگران را از عکاسی منع کند این امر موجب اغتشاش و سردرگمی عینی و ذهنی در بین علاقه مندان به عکاسی خواهد شد و انگیزه افراد برای عکاسی از بین خواهد رفت.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
عکاسی یکی از مهمترین هنرها است که از نقش مهمی در ثبت و انتقال پیام برخوردار است. در این میان عکاسی در فضاهای شهری کارکرد اجتماعی و معنایی برجسته ای دارد و می تواند به انعکاس وضعیت اجتماعی یا مضامین مرتبط با تجربه زیسته و احساس بپردازد. عکاسی از اشیا، فضاها و افراد می تواند ما را با زوایای پنهان امور، حس و حال آنها و ابعاد گوناگون پدیدارها آشنا سازد و معانی و پیام های انسانی را به مخاطب منتقل سازد.
در مورد عکاسی در محیط های شهری اصل بر این است که عکاسی در تمام نقاط آزاد است مگر در مکان هایی که قانون به صراحت مشخص کرده باشد.
در نتیجه اگر به هر دلیل عکاسی در فضای شهری به موجب قانون محدود شده باشد باید با نصب تابلوهایی عکاسان را از این کار منع نمود و در غیر اینصورت نباید با برخوردهای سلیقه ای در این راه مانع ایجاد کرد.
اگر هر کس به خود اجازه دهد تا دیگران را از عکاسی منع کند این امر موجب اغتشاش و سردرگمی عینی و ذهنی در بین علاقه مندان به عکاسی خواهد شد و انگیزه افراد برای عکاسی از بین خواهد رفت.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻫﻤﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯽﻣﯿﺮﻧﺪ!
ﻭ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ ، ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﺩﺭﺑﺎﺭهﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﺮﺩﻧﺪ ﺳﻮﺍﻝ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ، ﭘﺲ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯽ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻤﯿﺮﯼ!
ﮐﻨﺰﺍﺑﻮﺭﻭ ﺍﻭئه
گریه آرام
@towardinside
ﻭ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ ، ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﺩﺭﺑﺎﺭهﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﺮﺩﻧﺪ ﺳﻮﺍﻝ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ، ﭘﺲ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯽ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻤﯿﺮﯼ!
ﮐﻨﺰﺍﺑﻮﺭﻭ ﺍﻭئه
گریه آرام
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvWv2VgnTSy/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=17zbahb3p748h
@towardinside
نجاری بود به نام اَککی. هرگز دیده نشد که سفارش مردم را سر موعد تحویل دهد. همه او را به بدقولی میشناختند.
اما در عین حال، میز و صندلی و تختى که میساخت، دستِ کم شش دهه عمر میکردند.
اَککی یک روز با وانتِ بزرگ آبیرنگش در حالِ بردنِ الوار به کارگاهش بود که به درّه سقوط کرد و جان داد.
تارکدنیا در گوشهای از قبرستان برای او تابوتی ساخت از همان چوبهای خودش. ولی نمیدانست روی سنگ قبر، او را به نیکی یاد کند یا نه. یک صندلی از ساختههای خودِ او را بالای قبرش گذاشت و نوشت: بر او رحمت باد؛ مادامی که این صندلی پابرجاست.
علی اشکان نژاد
@towardinside
نجاری بود به نام اَککی. هرگز دیده نشد که سفارش مردم را سر موعد تحویل دهد. همه او را به بدقولی میشناختند.
اما در عین حال، میز و صندلی و تختى که میساخت، دستِ کم شش دهه عمر میکردند.
اَککی یک روز با وانتِ بزرگ آبیرنگش در حالِ بردنِ الوار به کارگاهش بود که به درّه سقوط کرد و جان داد.
تارکدنیا در گوشهای از قبرستان برای او تابوتی ساخت از همان چوبهای خودش. ولی نمیدانست روی سنگ قبر، او را به نیکی یاد کند یا نه. یک صندلی از ساختههای خودِ او را بالای قبرش گذاشت و نوشت: بر او رحمت باد؛ مادامی که این صندلی پابرجاست.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . نجاری بود به نام اَککی. هرگز دیده نشد که سفارش مردم را سر موعد تحویل دهد. همه او را به بدقولی میشناختند. اما در عین حال، میز و صندلی و تختى که میساخت، دستِ کم شش دهه عمر میکردند. اَککی یک روز با وانتِ بزرگ آبیاش در حالِ بردنِ الوار به کارگاهش بود…
کششِ انسانهای برتر به طرفِ چیز های استثنائی است، چیز هایی که هیچ جذابیتی برای بسیاری از مردم ندارند و توجه آنها را جلب نمیکنند؛ انسانِ برتر ارزشها را با مقیاسِ خویش اندازه گیری میکند.
نیچه، حکمت شادان، قطعه 3 کتاب اول
@towardinside
نیچه، حکمت شادان، قطعه 3 کتاب اول
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvYkUdiH_IX/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=wvfkb9fi9dc1
@towardinside
هیچچیز در نهایت، "معلوم" نمیشود.
پس مگر نه آنکه تلاش برای این هدف، یکسره نوعی خودآزاری تواند بود؟
علی اشکان نژاد
@towardinside
هیچچیز در نهایت، "معلوم" نمیشود.
پس مگر نه آنکه تلاش برای این هدف، یکسره نوعی خودآزاری تواند بود؟
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . هیچچیز در نهایت، "معلوم" نمیشود. پس مگر نه آنکه تلاش برای این هدف، یکسره نوعی خودآزاری تواند بود؟ #علم #معلوم #خودآزاری #انسان #عکاس_خودم #علی_اشکان_نژاد
ما تا ابد گرفتار این مشغلهایم که هرکس را که رنگ پوستش متفاوت است بکشیم.
گرینگوی پیر
کارلوس فوئنتس
@towardinside
گرینگوی پیر
کارلوس فوئنتس
@towardinside
هیچ چیز طبیعی در بلایای طبیعی وجود ندارد
دیوید هاروی — محمدصادق یوسفزاده
حوادث طبیعی رویدادهایی اجتماعی و طبقاتیند. این حقیقت وقتی آشکارتر میشود که اثرات یک طوفان یا زلزله را بر طبقات مختلف، زیر ذرهبین ببریم. در طوفان کاترینا این فقرا و به حاشیهراندهشدگانِ نیواورلئان بودند (عمدتاً آفریقایی-آمریکاییها) که مُردند یا مفلس رها شدند.
این مدخل ویکیپدیای طوفان میچ[۱] است که آمریکای مرکزی را در سال ۱۹۹۸ درنوردید: «در طوفان میچ، بر اساس گزارشهای غیررسمی، طی ۴ روز بیش از ۱۹۰ سانتیمتر باران بر هندوراس، گواتمالا و نیکاراگوئه بارید؛ نزدیک به ۱۱ هزار نفر کشته شدند؛ همین حدود تا پایان سال ۱۹۹۸ مفقود و حدود ۲ میلیون و ۷۰۰هزار نفر هم بیخانمان شدند.»
طوفان هاروی[۲] هم در هیوستون[۳] و مناطق اطرافش بارش مشابهی داشته اما ازنظر تعداد مرگومیر در حال حاضر یکدهم طوفان میچ بوده است. حتی اگر تعداد کشتهها در روزهای آینده افزایش غیرمنتظرهای هم داشته باشد تا رسیدن به عدد ۱۱ هزار کشتهی طوفان میچ، فاصلهی زیادی است.
تخمینها میگویند حدود ۳۰ هزار نفر براثر طوفان هاروی بیخانمان خواهند شد که باز در مقابل ۲.۷ میلیون نفر بیخانمان طوفان میچ چیزی نیست. هرچه اقتصاد ثروتمندتر باشد و زیرساختهای فیزیکی و اجتماعی پیشرفتهتری وجود داشته باشد، محافظت بیشتری از مردم در حوادث طبیعی اتفاق خواهد افتاد حتی اگر خسارتهای مادی خیلی بیشتر باشند.
اثرات متفاوت
حوادث طبیعی رویدادهایی اجتماعی و طبقاتیند. این حقیقت وقتی آشکارتر میشود که اثرات یک طوفان یا زلزله را بر طبقات مختلف، زیر ذرهبین ببریم. در طوفان کاترینا[۴] این فقرا و به حاشیهراندهشدگانِ نیواورلئان[۵] بودند (عمدتاً آفریقایی-آمریکاییها) که مُردند یا مفلس رها شدند.
چنین اجتماعات بهحاشیهراندهشدهای معمولاً در نواحی آسیبپذیرتر با قیمت املاک پایینتر، اطلاعات کمتر، زیرساختهای غیرقابل اطمینان و حمایتهای اجتماعی ضعیفتر (مانند بیمه) زندگی میکنند. عملیات نجات و خدمات اضطراری و حمایتهای مالی معمولاً آخر از همه به این افراد تعلق میگیرد (اگر اصلاً تعلق بگیرد).
طوفانی که در بازار املاک آمریکا در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ اتفاق افتاد هم بهطور مشابه افراد کمدرآمد سیاهپوست و اسپانیاییتبار را بیشتر تحت تأثیر قرار داد و ارزش دارایی آنها را تا دوسوم کاهش داد درحالیکه سفیدپوستان ثروتمند کمتر آسیب دیدند. دیدن اثرات متفاوتی که با مرور زمان در هیوستون براثر طوفان هاروی رخ خواهد داد، جالب خواهد بود.
بسازبفروشها و همپالگیهایشان در دولت و سیستم مالی معمولاً برای هجوم به شهرهایی مثل هیوستون همراه با پروژههای (قراردادها) پیشنهادی که کمترین میزان دغدغه را نسبت به اثرات زیستمحیطی و آسیبپذیری دارند، مسابقه خواهند داشت. بازسازی سطح فضای شهر با آسفالت و بتن، شرایط روانآبها و زهکشیها را تغییر میدهد. این کار وقتِ طوفان اثرات بسیار مهم خود را نشان خواهد داد (همانطور که نیویورکیها در طوفان سندی[۶] فهمیدند).
اما صبر کنید، راهحلی وجود دارد. آپارتمانهای لوکسی که بعد از طوفان سندی در ساحل شرقی در منهتن ساختهشدهاند، تجهیزات اضطراریای برای مواقع بحرانی در طبقهی چهلوهشتمشان دارند. این طبقه طوری طراحیشده است تا در مواقع طوفانی به مدت حداقل یک هفته بتواند نیازهای ساکنین را مرتفع کند و برق یخچالها و شارژ تلفنها را بدون محدودیت تأمین کند. چشمپوشی از درآمد آن پنتهاوس طبقهی ۴۸ام برای بسازبفروش توجیه اقتصادی دارد، چراکه میتواند به بهانهی اینکه ساختمانش در مقابل هرگونه طوفانی ایمن است، سایر آپارتمانها را گرانتر بفروشد.
کاپیتالیسم فاجعه
بازسازیها نهتنها به جبران نابرابریها کمکی نمیکند بلکه اوضاع را بدتر هم میکند. اگر طوفان موجب تخریب مسکن و املاک ارزشمند شود، آنگاه بسازبفروشها میریزند و محلههای مسکونی کمدرآمد اما مقرونبهصرفه یا کسبوکارهای کوچک و محلی در نواحی صنعتی را با پروژههای لوکس خود جایگزین میکنند. اگر پیوندهای اجتماعیای که زندگی اجتماعی را در شرایط فقر گسترده ممکن میسازد، به خاطر ازجاکندگی اقشار کمدرآمد [نیز] از بین برود (که اغلب همینطور است)، در آن صورت دیگر وضع خیلی بد خواهد شد.
برای ثروتمندانی که امکان جابجایی بیشتری دارند، این قضیه زیاد مطرح نیست چراکه ارتباطات اجتماعی آنها بستگی به محله و مکان ندارد. همانطور که نائومی کلاین[۷] اشاره میکند، اقتصادِ کاپیتالیسمِ فاجعه بهخوبی در اقتصاد سیاسی ما تثبیتشده است. «هیچوقت نگذارید یک بحران خوب به هدر برود» شعاری است که سرمایه در مورد طوفانها و زلزلهها به آن عمل میکند، درست همانطور که در بحرانهای اقتصادی به آن عمل میکند.
دیوید هاروی — محمدصادق یوسفزاده
حوادث طبیعی رویدادهایی اجتماعی و طبقاتیند. این حقیقت وقتی آشکارتر میشود که اثرات یک طوفان یا زلزله را بر طبقات مختلف، زیر ذرهبین ببریم. در طوفان کاترینا این فقرا و به حاشیهراندهشدگانِ نیواورلئان بودند (عمدتاً آفریقایی-آمریکاییها) که مُردند یا مفلس رها شدند.
این مدخل ویکیپدیای طوفان میچ[۱] است که آمریکای مرکزی را در سال ۱۹۹۸ درنوردید: «در طوفان میچ، بر اساس گزارشهای غیررسمی، طی ۴ روز بیش از ۱۹۰ سانتیمتر باران بر هندوراس، گواتمالا و نیکاراگوئه بارید؛ نزدیک به ۱۱ هزار نفر کشته شدند؛ همین حدود تا پایان سال ۱۹۹۸ مفقود و حدود ۲ میلیون و ۷۰۰هزار نفر هم بیخانمان شدند.»
طوفان هاروی[۲] هم در هیوستون[۳] و مناطق اطرافش بارش مشابهی داشته اما ازنظر تعداد مرگومیر در حال حاضر یکدهم طوفان میچ بوده است. حتی اگر تعداد کشتهها در روزهای آینده افزایش غیرمنتظرهای هم داشته باشد تا رسیدن به عدد ۱۱ هزار کشتهی طوفان میچ، فاصلهی زیادی است.
تخمینها میگویند حدود ۳۰ هزار نفر براثر طوفان هاروی بیخانمان خواهند شد که باز در مقابل ۲.۷ میلیون نفر بیخانمان طوفان میچ چیزی نیست. هرچه اقتصاد ثروتمندتر باشد و زیرساختهای فیزیکی و اجتماعی پیشرفتهتری وجود داشته باشد، محافظت بیشتری از مردم در حوادث طبیعی اتفاق خواهد افتاد حتی اگر خسارتهای مادی خیلی بیشتر باشند.
اثرات متفاوت
حوادث طبیعی رویدادهایی اجتماعی و طبقاتیند. این حقیقت وقتی آشکارتر میشود که اثرات یک طوفان یا زلزله را بر طبقات مختلف، زیر ذرهبین ببریم. در طوفان کاترینا[۴] این فقرا و به حاشیهراندهشدگانِ نیواورلئان[۵] بودند (عمدتاً آفریقایی-آمریکاییها) که مُردند یا مفلس رها شدند.
چنین اجتماعات بهحاشیهراندهشدهای معمولاً در نواحی آسیبپذیرتر با قیمت املاک پایینتر، اطلاعات کمتر، زیرساختهای غیرقابل اطمینان و حمایتهای اجتماعی ضعیفتر (مانند بیمه) زندگی میکنند. عملیات نجات و خدمات اضطراری و حمایتهای مالی معمولاً آخر از همه به این افراد تعلق میگیرد (اگر اصلاً تعلق بگیرد).
طوفانی که در بازار املاک آمریکا در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ اتفاق افتاد هم بهطور مشابه افراد کمدرآمد سیاهپوست و اسپانیاییتبار را بیشتر تحت تأثیر قرار داد و ارزش دارایی آنها را تا دوسوم کاهش داد درحالیکه سفیدپوستان ثروتمند کمتر آسیب دیدند. دیدن اثرات متفاوتی که با مرور زمان در هیوستون براثر طوفان هاروی رخ خواهد داد، جالب خواهد بود.
بسازبفروشها و همپالگیهایشان در دولت و سیستم مالی معمولاً برای هجوم به شهرهایی مثل هیوستون همراه با پروژههای (قراردادها) پیشنهادی که کمترین میزان دغدغه را نسبت به اثرات زیستمحیطی و آسیبپذیری دارند، مسابقه خواهند داشت. بازسازی سطح فضای شهر با آسفالت و بتن، شرایط روانآبها و زهکشیها را تغییر میدهد. این کار وقتِ طوفان اثرات بسیار مهم خود را نشان خواهد داد (همانطور که نیویورکیها در طوفان سندی[۶] فهمیدند).
اما صبر کنید، راهحلی وجود دارد. آپارتمانهای لوکسی که بعد از طوفان سندی در ساحل شرقی در منهتن ساختهشدهاند، تجهیزات اضطراریای برای مواقع بحرانی در طبقهی چهلوهشتمشان دارند. این طبقه طوری طراحیشده است تا در مواقع طوفانی به مدت حداقل یک هفته بتواند نیازهای ساکنین را مرتفع کند و برق یخچالها و شارژ تلفنها را بدون محدودیت تأمین کند. چشمپوشی از درآمد آن پنتهاوس طبقهی ۴۸ام برای بسازبفروش توجیه اقتصادی دارد، چراکه میتواند به بهانهی اینکه ساختمانش در مقابل هرگونه طوفانی ایمن است، سایر آپارتمانها را گرانتر بفروشد.
کاپیتالیسم فاجعه
بازسازیها نهتنها به جبران نابرابریها کمکی نمیکند بلکه اوضاع را بدتر هم میکند. اگر طوفان موجب تخریب مسکن و املاک ارزشمند شود، آنگاه بسازبفروشها میریزند و محلههای مسکونی کمدرآمد اما مقرونبهصرفه یا کسبوکارهای کوچک و محلی در نواحی صنعتی را با پروژههای لوکس خود جایگزین میکنند. اگر پیوندهای اجتماعیای که زندگی اجتماعی را در شرایط فقر گسترده ممکن میسازد، به خاطر ازجاکندگی اقشار کمدرآمد [نیز] از بین برود (که اغلب همینطور است)، در آن صورت دیگر وضع خیلی بد خواهد شد.
برای ثروتمندانی که امکان جابجایی بیشتری دارند، این قضیه زیاد مطرح نیست چراکه ارتباطات اجتماعی آنها بستگی به محله و مکان ندارد. همانطور که نائومی کلاین[۷] اشاره میکند، اقتصادِ کاپیتالیسمِ فاجعه بهخوبی در اقتصاد سیاسی ما تثبیتشده است. «هیچوقت نگذارید یک بحران خوب به هدر برود» شعاری است که سرمایه در مورد طوفانها و زلزلهها به آن عمل میکند، درست همانطور که در بحرانهای اقتصادی به آن عمل میکند.
هنگام طوفان یا رویدادهایی مشابه، مردم معمولاً چشمشان به دولت است که اوضاع را به بهترین وضع ممکن اداره کند. نقد همیشگیای که به دولت «ستمگر» کاپیتالیست وارد میشود [اشاره دارد به عدم دخالت دولت کاپیتالیستی در امور اجتماعی و رفاهی]، ناگهان به تقاضایی برای ایفای نقش پدرانهی مؤثر تبدیل میشود. این آزمونی بود که بوش پسر به شکل نومیدکنندهای در طوفان کاترینا در آن شکست خورد و هزینهی سیاسی فراوانی برایش داشت.
اینجا یک سؤال باقی میماند که در حال حاضر سرخط روزنامههای آمریکاست: «آیا ترامپ برای هاروی آماده است؟» بهزودی خواهیم فهمید.
پینوشت
[۱] Mitch
[۲] Harvey
[Houston [3
[۴] Katrina
[۵] New Orleans
:[۶] Sandyبسیار شدیدی بود که در تاریخ ۲۲ اکتبر ۲۰۱۲ از دریای کارائیب آغاز و با سرعت رده یک و دو مقیاس SSHS سواحل جامائیکا، هائیتی، باهاما، کوبا و جمهوری دومینیکن را طی نموده و سپس بطرف سواحل شرقی و شمال شرقی آمریکا کشیده شد. گسترهی آن در ۲۴ ایالت آمریکا مشاهده شده و این بزرگترین طوفانی است که وقوع آن در اقیانوس اطلس ثبت شدهاست. در تاریخ ۲۹ اکتبر با سرعت ۱۴۰ کیلومتر در ساعت به نیویورک و نیوجرسی رسیده و در این مناطق تدابیر پیشگیرانه و دفاعی از قبل اتّخاذ شده و کلیهی پروازها از اروپا به نیویورک، بالتیمور و واشینگتن قطع، و مترو و مدارس شهر تعطیل شده بود. در شامگاه ۲۹ اکتبر در نیویورک و نیوجرسی خرابی بسیار بار آورده و سیلاب وارد متروی منهتن جنوبی شده و برق شهر قطع گردید.(ویکیپدیا)
[۷] Naomi Klein
منبع: RED PEPPER
@towardinside
اینجا یک سؤال باقی میماند که در حال حاضر سرخط روزنامههای آمریکاست: «آیا ترامپ برای هاروی آماده است؟» بهزودی خواهیم فهمید.
پینوشت
[۱] Mitch
[۲] Harvey
[Houston [3
[۴] Katrina
[۵] New Orleans
:[۶] Sandyبسیار شدیدی بود که در تاریخ ۲۲ اکتبر ۲۰۱۲ از دریای کارائیب آغاز و با سرعت رده یک و دو مقیاس SSHS سواحل جامائیکا، هائیتی، باهاما، کوبا و جمهوری دومینیکن را طی نموده و سپس بطرف سواحل شرقی و شمال شرقی آمریکا کشیده شد. گسترهی آن در ۲۴ ایالت آمریکا مشاهده شده و این بزرگترین طوفانی است که وقوع آن در اقیانوس اطلس ثبت شدهاست. در تاریخ ۲۹ اکتبر با سرعت ۱۴۰ کیلومتر در ساعت به نیویورک و نیوجرسی رسیده و در این مناطق تدابیر پیشگیرانه و دفاعی از قبل اتّخاذ شده و کلیهی پروازها از اروپا به نیویورک، بالتیمور و واشینگتن قطع، و مترو و مدارس شهر تعطیل شده بود. در شامگاه ۲۹ اکتبر در نیویورک و نیوجرسی خرابی بسیار بار آورده و سیلاب وارد متروی منهتن جنوبی شده و برق شهر قطع گردید.(ویکیپدیا)
[۷] Naomi Klein
منبع: RED PEPPER
@towardinside
آدم هرجا باشه عادت میکنه و دیگه براش سخته از اونجا بره.
نحوه ی فکر کردن هم بعد از مدتی عادت میشه و دیگه عوض کردنش سخته.
خوشه های خشم
جان اشتاین بک
@towardinside
نحوه ی فکر کردن هم بعد از مدتی عادت میشه و دیگه عوض کردنش سخته.
خوشه های خشم
جان اشتاین بک
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
مد جدید: حرکت به سوی شهرهای کوچک
موج جدیدی مبنی بر مهاجرت از کلانشهرها به سمت شهرهای کوچکتر به راه افتاده است.
در بین این افراد، برخلاف موجهای قبلی مهاجرتِ معکوس، متمولان هم بسیار دیده میشوند. آنها شهرهایی غیر از مراکز استانها را به عنوان مقصد انتخاب کرده و با احداث عمارتهای بزرگ و باغهای پر دار و درخت، محل جدیدی برای زندگی خود پیدا میکنند.
بسیاری از نخبگان و زندگیدوستان هم حالا دیگر به سرزمینهای دیگر مهاجرت کردهاند تا باقی عمر را در آنجا سپری کنند.
هر دو دسته، به کمال دریافتهاند که در کلانشهرها انسان چطور دارد هر روز افسردهتر میشود و تمرینِ مرگ میکند.
در این راستا می توان پیش بینی کرد که تا چند سال آینده بسیاری از ساکنین مناطق ثروتمند پایتخت در کنار دیگر اقشار، راهی شهرهای کوچک تر شوند و در آنجا امکانات مختلفی را برای خود تهیه ببینند.
واقعیت آن است که کلان شهرها با جمعیت بسیار زیاد و با مسائل اجتماعی مختلفی چون ترافیک، آلودگی، حاشیه نشینی، انواع انحرافات و ... دیگر مکان مناسبی جهت زندگی نیستند و ساکنین آنها باید دیر یا زود آنجا را ترک کنند.
زندگی در کلان شهرها دیگر در بر گیرنده وجه نمادین گذشته نخواهد بود و آن کس از منزلت و موقعیت اجتماعی برتری برخوردار خواهد شد که در شهر خوش آب و هوا، آرام، بی دردسر و زیباتری ساکن باشد.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
موج جدیدی مبنی بر مهاجرت از کلانشهرها به سمت شهرهای کوچکتر به راه افتاده است.
در بین این افراد، برخلاف موجهای قبلی مهاجرتِ معکوس، متمولان هم بسیار دیده میشوند. آنها شهرهایی غیر از مراکز استانها را به عنوان مقصد انتخاب کرده و با احداث عمارتهای بزرگ و باغهای پر دار و درخت، محل جدیدی برای زندگی خود پیدا میکنند.
بسیاری از نخبگان و زندگیدوستان هم حالا دیگر به سرزمینهای دیگر مهاجرت کردهاند تا باقی عمر را در آنجا سپری کنند.
هر دو دسته، به کمال دریافتهاند که در کلانشهرها انسان چطور دارد هر روز افسردهتر میشود و تمرینِ مرگ میکند.
در این راستا می توان پیش بینی کرد که تا چند سال آینده بسیاری از ساکنین مناطق ثروتمند پایتخت در کنار دیگر اقشار، راهی شهرهای کوچک تر شوند و در آنجا امکانات مختلفی را برای خود تهیه ببینند.
واقعیت آن است که کلان شهرها با جمعیت بسیار زیاد و با مسائل اجتماعی مختلفی چون ترافیک، آلودگی، حاشیه نشینی، انواع انحرافات و ... دیگر مکان مناسبی جهت زندگی نیستند و ساکنین آنها باید دیر یا زود آنجا را ترک کنند.
زندگی در کلان شهرها دیگر در بر گیرنده وجه نمادین گذشته نخواهد بود و آن کس از منزلت و موقعیت اجتماعی برتری برخوردار خواهد شد که در شهر خوش آب و هوا، آرام، بی دردسر و زیباتری ساکن باشد.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/BvZH8l_HohC/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1fvyqe51p85sz
@towardinside
مامانآدم نمیتوانست از نوزادش مراقبت کند. به محض به دنیا آوردن، آن را گذاشت توی لانهی مامانجغد و رفت.
مامانجغد وقتی برگشت دید یک بچه آنجاست. بچههای خودش هم یکییکی از تخم درآمدند. بچهآدم برای اولینبار چشمانش را باز کرد و گفت: مامان! مامان!
بچههای دیگر هم مامان را صدا زدند. مامانجغد فهمید این بچه کمی فرق دارد، اما به همه شیر داد.
چند ماه بعد، مامانجغد فهمید بچهی عجیبش نه تنها پرواز یاد نمیگیرد، که حتی بقیه را هم ترغیب میکند به پرواز نکردن.
بچهجغدها همیشه در تاریخ سر به راه بودهاند. اما بچهآدم همه را از راه به در کرد.
مامانجغد اما مهربان بود. خودش را با شرایط وفق داد و از آن پس همگی با پای پیاده و اتوبوس میرفتند شکار.
علی اشکان نژاد
@towardinside
مامانآدم نمیتوانست از نوزادش مراقبت کند. به محض به دنیا آوردن، آن را گذاشت توی لانهی مامانجغد و رفت.
مامانجغد وقتی برگشت دید یک بچه آنجاست. بچههای خودش هم یکییکی از تخم درآمدند. بچهآدم برای اولینبار چشمانش را باز کرد و گفت: مامان! مامان!
بچههای دیگر هم مامان را صدا زدند. مامانجغد فهمید این بچه کمی فرق دارد، اما به همه شیر داد.
چند ماه بعد، مامانجغد فهمید بچهی عجیبش نه تنها پرواز یاد نمیگیرد، که حتی بقیه را هم ترغیب میکند به پرواز نکردن.
بچهجغدها همیشه در تاریخ سر به راه بودهاند. اما بچهآدم همه را از راه به در کرد.
مامانجغد اما مهربان بود. خودش را با شرایط وفق داد و از آن پس همگی با پای پیاده و اتوبوس میرفتند شکار.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . مامانآدم نمیتوانست از نوزادش مراقبت کند. به محض به دنیا آوردن، آن را گذاشت توی لانهی مامانجغد و رفت. مامانجغد وقتی برگشت دید یک بچه آنجاست. بچههای خودش هم یکییکی از تخم درآمدند. بچهآدم برای اولینبار چشمانش را باز کرد و گفت: مامان! مامان! بچههای…
بهار کلمه است،با همان دامن گلدار می آید و شادی ها را یک کاسه می کند،شب پیش از آن کبوتر ها خواب می بینند ماهی شده اند.
محمد صالح علاء
@towardinside
محمد صالح علاء
@towardinside