مِنّی رسالَهُ حُبّ
و مِنكِ رِسالَهُ حُبّ
و یَتَشَکَّلُ الرَّبیعُ
از نامههای عاشقانهی من
از نامههای عاشقانهی تو
بهار شکل میگیرد
نزار قبانی
@towardinside
و مِنكِ رِسالَهُ حُبّ
و یَتَشَکَّلُ الرَّبیعُ
از نامههای عاشقانهی من
از نامههای عاشقانهی تو
بهار شکل میگیرد
نزار قبانی
@towardinside
بعضى از آدم ها عين يك گٌل ناياب هستند.
ديگران به جلوه شان حسد مى برند، خيال مى كنند
اين گٌل ناياب تمام نيروى زمين را مى گيرد!
تمام درخشش آفتاب و ترى هوا را مى بلعد
و جا را براى آنها تنگ كرده.
براى آنها آفتاب و اكسيژن باقى نگذاشته.
به او حسد مى برند و دل شان
مى خواهد وجود نداشته باشد.
يا عينِ ما باش
يا اصلا نباش..
سووشون
سيمين دانشور
@towardinside
ديگران به جلوه شان حسد مى برند، خيال مى كنند
اين گٌل ناياب تمام نيروى زمين را مى گيرد!
تمام درخشش آفتاب و ترى هوا را مى بلعد
و جا را براى آنها تنگ كرده.
براى آنها آفتاب و اكسيژن باقى نگذاشته.
به او حسد مى برند و دل شان
مى خواهد وجود نداشته باشد.
يا عينِ ما باش
يا اصلا نباش..
سووشون
سيمين دانشور
@towardinside
هلیا!
احساس رقابت، احساس حقارت است.
بگذار که هزار تیرانداز به روی یک پرنده تیر بیندازند.
من از آنکه دو انگشت بر او باشد انگشت برمیدارم.
رقیب، یک آزمایشگر حقیر بیشتر نیست.
بگذار آنچه از دست رفتنیست از دست برود.
تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید.
نادر ابراهیمی
@towardinside
احساس رقابت، احساس حقارت است.
بگذار که هزار تیرانداز به روی یک پرنده تیر بیندازند.
من از آنکه دو انگشت بر او باشد انگشت برمیدارم.
رقیب، یک آزمایشگر حقیر بیشتر نیست.
بگذار آنچه از دست رفتنیست از دست برود.
تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید.
نادر ابراهیمی
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvT7yTzHFcS/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=dnsqw23n73wd
@towardinside
تخریبِ عظیمِ طبیعت، که بشر برای توجیه و آرایش، نامش را گذاشته "پیشرفت"، دارد به اوج خودش میرسد.
چند ده هزار سال اینجاست و به دست خویش نابود خواهد شد.
علی اشکان نژاد
@towardinside
تخریبِ عظیمِ طبیعت، که بشر برای توجیه و آرایش، نامش را گذاشته "پیشرفت"، دارد به اوج خودش میرسد.
چند ده هزار سال اینجاست و به دست خویش نابود خواهد شد.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . تخریبِ عظیمِ طبیعت، که بشر برای توجیه و آرایش، نامش را گذاشته "پیشرفت"، دارد به اوج خودش میرسد. چند ده هزار سال اینجاست و به دست خویش نابود خواهد شد. #عکاس_خودم #بدون_روتوش #علی_اشکان_نژاد
بیگانهای سیماشناس که گذار-اش به آتن افتاده بود، رو در رویِ سقراط گفت که او دیویست که __ همهی شهوتها و آز ها را در خود دارد.
و سقراط جز این پاسخی نداد که : «چه خوب مرا میشناسی، سرور-ام!»
نیچه، غروب بتها قطعه 3 مسئله سقراط
@towardinside
و سقراط جز این پاسخی نداد که : «چه خوب مرا میشناسی، سرور-ام!»
نیچه، غروب بتها قطعه 3 مسئله سقراط
@towardinside
اگر برای گذران زندگی کار میکنی، چرا خودت رو با کار کردن به کشتن میدی؟!
📽 The Good, the Bad and the Ugly
@towardinside
📽 The Good, the Bad and the Ugly
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvUEgeaHxsw/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1td4g54r0ntp3
@towardinside
شهر کَنِهها قانونی داشت به نام:
"مدارا دربارهی هوس"
به این معنی که اگر معلوم میشد کَنهای از سر هوس مرتکب خطایی شده، در مورد او تسامح و تساهل کافی رعایت میشد.
استدلالشان هم این بود که هوس، یک پیشفرضِ اجتناب ناپذير برای کَنه است.
کنهی خاکستری یکبار ده کنهی جوان را کُشت و خونشان را مکید. به سرعت دستگیر شد و او را دستبسته نزد ارشدشان بردند.
کنهی خاکستری سرش را پایین انداخت و گفت:
ناگهان هوس کردم مخلوطی از خون ده کنهی جوان را مزه کنم.
ارشد، به فکر فرو رفت و سپس دستور داد او را آزاد کنند؛ چرا که معلوم شد از سرِ هوس بوده نه از سر قساوت و بیرحمی.
علی اشکان نژاد
@towardinside
شهر کَنِهها قانونی داشت به نام:
"مدارا دربارهی هوس"
به این معنی که اگر معلوم میشد کَنهای از سر هوس مرتکب خطایی شده، در مورد او تسامح و تساهل کافی رعایت میشد.
استدلالشان هم این بود که هوس، یک پیشفرضِ اجتناب ناپذير برای کَنه است.
کنهی خاکستری یکبار ده کنهی جوان را کُشت و خونشان را مکید. به سرعت دستگیر شد و او را دستبسته نزد ارشدشان بردند.
کنهی خاکستری سرش را پایین انداخت و گفت:
ناگهان هوس کردم مخلوطی از خون ده کنهی جوان را مزه کنم.
ارشد، به فکر فرو رفت و سپس دستور داد او را آزاد کنند؛ چرا که معلوم شد از سرِ هوس بوده نه از سر قساوت و بیرحمی.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . شهر کَنِهها قانونی داشت به نام: مدارا دربارهی هوس به این معنی که اگر معلوم میشد کَنهای از سر هوس مرتکب خطایی شده، در مورد او تسامح و تساهل کافی رعایت میشد. استدلالشان هم این بود که هوس، یک پیشفرضِ اجتناب ناپذير برای کَنه است. کنهی خاکستری یکبار…
طبیب عشق مسیحا دم است و
مشفق ليك
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟!
ز مُلك تا ملكوتش حجاب بر گيرند
هر آنكه خدمت ِ جام جهان نما بكند
حافظ
@towardinside
مشفق ليك
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟!
ز مُلك تا ملكوتش حجاب بر گيرند
هر آنكه خدمت ِ جام جهان نما بكند
حافظ
@towardinside
در میان اقلیت قرار داشتن، حتی اقلیت تک نفری، نشان جهل و جنون نیست، حقیقت در یک سو قرار دارد و کذب در سویی دیگر، اگر تو به تنهایی جانب حق را بگیری، و در سوی دیگر، در برابر تو همه دنیا قرار داشته باشد، تو دیوانه نیستی ...
جورج اورول
@towardinside
جورج اورول
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvWLfT1n15F/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=99yoqwchdynh
@towardinside
پیشنهاداتی را که به دروغ، از قول روانشناسان به جامعه القاء میشود، گوش ندهید.
خیلیهاشان بدجور بوی "بازار" میدهند.
مثلاً میگویند خرتوپرتهایی را که در انبارتان بیاستفاده مانده، دور بریزید! حال آنکه چه بسیار سنخِ روان، که با آن لوازم، خاطرههایی را گوشهی دهانشان شیرین میکنند.
یا گاهى در شیپور میکنند: برای اینکه حالتان بهتر شود، یک سفرهی رومیزی جدید بخرید! انگار تغییرات بیرونی دردی از ما دوا میکنند.
این طیف توصیهها، صرفاً مُحرک چرخ اقتصادند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
پیشنهاداتی را که به دروغ، از قول روانشناسان به جامعه القاء میشود، گوش ندهید.
خیلیهاشان بدجور بوی "بازار" میدهند.
مثلاً میگویند خرتوپرتهایی را که در انبارتان بیاستفاده مانده، دور بریزید! حال آنکه چه بسیار سنخِ روان، که با آن لوازم، خاطرههایی را گوشهی دهانشان شیرین میکنند.
یا گاهى در شیپور میکنند: برای اینکه حالتان بهتر شود، یک سفرهی رومیزی جدید بخرید! انگار تغییرات بیرونی دردی از ما دوا میکنند.
این طیف توصیهها، صرفاً مُحرک چرخ اقتصادند.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . پیشنهاداتی را که به دروغ، از قول روانشناسان به جامعه القاء میشود، گوش ندهید. خیلیهاشان بدجور بوی "بازار" میدهند. مثلاً میگویند خرتوپرتهایی را که در انبارتان بیاستفاده مانده، دور بریزید! حال آنکه چه بسیار سنخِ روان، که با آن لوازم، خاطرههایی…
ابتذال در اساس عبارت از این است که در آگاهیِ انسان، خواستن بر شناختن، کاملا غلبه کند. این وضع ممکن است به درجهای برسد که شناخت، کاملا در خدمت اراده قرار گیرد. در نتیجه آنجا که اراده خدمتی را مطالبه نکند، یعنی انگیزههای کوچک و بزرگ وجود نداشته باشد، شناخت کاملا قطع میشود و در نتیجه، خلاء فکریِ مطلق ظاهر میگردد. خواستن بدون شناخت، عامیانهترین و مبتذلترین چیزی است که وجود دارد. هر کُندهی درخت این گونه اراده را دارد و دست کم هنگامی که بر زمین میافتد آن را نشان میدهد. وضعیت ابتذال اینگونه به وجود میآید. در این وضع فقط ابزارِ حسی و عقلِ اندکی که برای درکِ دادههای حسی لازم است، فعال میمانند. در نتیجه، انسانی عامی همیشه آمادهی دریافتِ تاثیراتِ بیرونی است، یعنی هر حادثهای که در اطرافش رخ میدهد بیدرنگ دریافت میکند، به طوری که آهستهترین صدا و هر اتفاق ناچیز، توجه او را فورا جلب می کند...
آرتور شوپنهاور
در باب حكمت زندگي
@towardinside
آرتور شوپنهاور
در باب حكمت زندگي
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
نهراسیدن از عکاس
عکاسی یکی از مهمترین هنرها است که از نقش مهمی در ثبت و انتقال پیام برخوردار است. در این میان عکاسی در فضاهای شهری کارکرد اجتماعی و معنایی برجسته ای دارد و می تواند به انعکاس وضعیت اجتماعی یا مضامین مرتبط با تجربه زیسته و احساس بپردازد. عکاسی از اشیا، فضاها و افراد می تواند ما را با زوایای پنهان امور، حس و حال آنها و ابعاد گوناگون پدیدارها آشنا سازد و معانی و پیام های انسانی را به مخاطب منتقل سازد.
در مورد عکاسی در محیط های شهری اصل بر این است که عکاسی در تمام نقاط آزاد است مگر در مکان هایی که قانون به صراحت مشخص کرده باشد.
در نتیجه اگر به هر دلیل عکاسی در فضای شهری به موجب قانون محدود شده باشد باید با نصب تابلوهایی عکاسان را از این کار منع نمود و در غیر اینصورت نباید با برخوردهای سلیقه ای در این راه مانع ایجاد کرد.
اگر هر کس به خود اجازه دهد تا دیگران را از عکاسی منع کند این امر موجب اغتشاش و سردرگمی عینی و ذهنی در بین علاقه مندان به عکاسی خواهد شد و انگیزه افراد برای عکاسی از بین خواهد رفت.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
عکاسی یکی از مهمترین هنرها است که از نقش مهمی در ثبت و انتقال پیام برخوردار است. در این میان عکاسی در فضاهای شهری کارکرد اجتماعی و معنایی برجسته ای دارد و می تواند به انعکاس وضعیت اجتماعی یا مضامین مرتبط با تجربه زیسته و احساس بپردازد. عکاسی از اشیا، فضاها و افراد می تواند ما را با زوایای پنهان امور، حس و حال آنها و ابعاد گوناگون پدیدارها آشنا سازد و معانی و پیام های انسانی را به مخاطب منتقل سازد.
در مورد عکاسی در محیط های شهری اصل بر این است که عکاسی در تمام نقاط آزاد است مگر در مکان هایی که قانون به صراحت مشخص کرده باشد.
در نتیجه اگر به هر دلیل عکاسی در فضای شهری به موجب قانون محدود شده باشد باید با نصب تابلوهایی عکاسان را از این کار منع نمود و در غیر اینصورت نباید با برخوردهای سلیقه ای در این راه مانع ایجاد کرد.
اگر هر کس به خود اجازه دهد تا دیگران را از عکاسی منع کند این امر موجب اغتشاش و سردرگمی عینی و ذهنی در بین علاقه مندان به عکاسی خواهد شد و انگیزه افراد برای عکاسی از بین خواهد رفت.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻫﻤﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯽﻣﯿﺮﻧﺪ!
ﻭ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ ، ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﺩﺭﺑﺎﺭهﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﺮﺩﻧﺪ ﺳﻮﺍﻝ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ، ﭘﺲ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯽ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻤﯿﺮﯼ!
ﮐﻨﺰﺍﺑﻮﺭﻭ ﺍﻭئه
گریه آرام
@towardinside
ﻭ ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ ، ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﺩﺭﺑﺎﺭهﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﺮﺩﻧﺪ ﺳﻮﺍﻝ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ، ﭘﺲ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯽ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻤﯿﺮﯼ!
ﮐﻨﺰﺍﺑﻮﺭﻭ ﺍﻭئه
گریه آرام
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvWv2VgnTSy/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=17zbahb3p748h
@towardinside
نجاری بود به نام اَککی. هرگز دیده نشد که سفارش مردم را سر موعد تحویل دهد. همه او را به بدقولی میشناختند.
اما در عین حال، میز و صندلی و تختى که میساخت، دستِ کم شش دهه عمر میکردند.
اَککی یک روز با وانتِ بزرگ آبیرنگش در حالِ بردنِ الوار به کارگاهش بود که به درّه سقوط کرد و جان داد.
تارکدنیا در گوشهای از قبرستان برای او تابوتی ساخت از همان چوبهای خودش. ولی نمیدانست روی سنگ قبر، او را به نیکی یاد کند یا نه. یک صندلی از ساختههای خودِ او را بالای قبرش گذاشت و نوشت: بر او رحمت باد؛ مادامی که این صندلی پابرجاست.
علی اشکان نژاد
@towardinside
نجاری بود به نام اَککی. هرگز دیده نشد که سفارش مردم را سر موعد تحویل دهد. همه او را به بدقولی میشناختند.
اما در عین حال، میز و صندلی و تختى که میساخت، دستِ کم شش دهه عمر میکردند.
اَککی یک روز با وانتِ بزرگ آبیرنگش در حالِ بردنِ الوار به کارگاهش بود که به درّه سقوط کرد و جان داد.
تارکدنیا در گوشهای از قبرستان برای او تابوتی ساخت از همان چوبهای خودش. ولی نمیدانست روی سنگ قبر، او را به نیکی یاد کند یا نه. یک صندلی از ساختههای خودِ او را بالای قبرش گذاشت و نوشت: بر او رحمت باد؛ مادامی که این صندلی پابرجاست.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . نجاری بود به نام اَککی. هرگز دیده نشد که سفارش مردم را سر موعد تحویل دهد. همه او را به بدقولی میشناختند. اما در عین حال، میز و صندلی و تختى که میساخت، دستِ کم شش دهه عمر میکردند. اَککی یک روز با وانتِ بزرگ آبیاش در حالِ بردنِ الوار به کارگاهش بود…
کششِ انسانهای برتر به طرفِ چیز های استثنائی است، چیز هایی که هیچ جذابیتی برای بسیاری از مردم ندارند و توجه آنها را جلب نمیکنند؛ انسانِ برتر ارزشها را با مقیاسِ خویش اندازه گیری میکند.
نیچه، حکمت شادان، قطعه 3 کتاب اول
@towardinside
نیچه، حکمت شادان، قطعه 3 کتاب اول
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvYkUdiH_IX/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=wvfkb9fi9dc1
@towardinside
هیچچیز در نهایت، "معلوم" نمیشود.
پس مگر نه آنکه تلاش برای این هدف، یکسره نوعی خودآزاری تواند بود؟
علی اشکان نژاد
@towardinside
هیچچیز در نهایت، "معلوم" نمیشود.
پس مگر نه آنکه تلاش برای این هدف، یکسره نوعی خودآزاری تواند بود؟
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . هیچچیز در نهایت، "معلوم" نمیشود. پس مگر نه آنکه تلاش برای این هدف، یکسره نوعی خودآزاری تواند بود؟ #علم #معلوم #خودآزاری #انسان #عکاس_خودم #علی_اشکان_نژاد
ما تا ابد گرفتار این مشغلهایم که هرکس را که رنگ پوستش متفاوت است بکشیم.
گرینگوی پیر
کارلوس فوئنتس
@towardinside
گرینگوی پیر
کارلوس فوئنتس
@towardinside