رو به درون
1.93K subscribers
8.86K photos
931 videos
46 files
6.97K links
Download Telegram
http://tarjomaan.com/neveshtar/9355/


ویرجینیا ولف؟ اسنوب! همینگوی؟ ضد زن! داستایفسکی؟ یهودی‌ستیز !
خواندن نویسندگان قدیمی مثل سفر در زمان است، باید برای آن مجهز شوید


برایان مورتون
ترجمه‌ی: محمد باسط
مرجع: NYTimes

وقتی رمانی قدیمی را دستمان می‌گیریم، ممکن است خیلی زود از سطح نازل عقاید اخلاقی نویسنده برآشفته شویم. نگاه‌های او را متعصبانه یا نادرست بدانیم و احساس کنیم کتابی که نوشته است ارزش خواندن ندارد. اما نکته اینجاست که اگر ما با معیارهای اخلاقی امروز خودمان سراغ نویسندگان قدیمی برویم، نه‌تنها برجستگی آثار آن‌ها را درنمی‌یابیم، بلکه فراموش می‌کنیم که خودمان نیز، همچون آن‌ها، در بسترِ فرهنگی زمانۀ خودمان محصوریم.


@towardinside
ترجیح می‌دهم تو امروز خیلی رنج بکشی تا این که همه عمرت، همیشه کمی رنج بکشی… آدم‌هایی را می‌بینم که کمی غمگین هستند فقط کمی، اما همین خیلی کم، کافی‌ست تا همه چیز تباه شود می‌دانی ... با سن و سالی که من دارم خیلی از این آدم‌ها می بینم. مرد و زن‌هایی که هنوز با هم زندگی می‌کنند، گویی زندگیِ بی‌فایده و بی‌نورشان آنها را به هم چفت کرده است، اصلا زیبا نیست.. این همه کنار آمدن، این همه تعارض.، فقط برای این که روزی به خود بگویند: آفرین! آفرین! همه چیز را خاک کردیم، دوستان‌مان، رویاهای‌مان، و عشق‌های‌مان ...

من او را دوست داشتم
آنا گاوالدا




@towardinside
جوری کار کنید که در آینده آدم‌ها فکر کنند کار آدم فضایی ها بوده!






@towardinside
از کجا معلوم که اکسیژن ما رو مسموم نکرده باشه؟ فقط ۷۰-۱۰۰ سال طول می‌کشه تا سمّش به آرامی اثر کنه...






@towardinside
Forwarded from اتچ بات
جیک جیک جوجه هایم ( سالِ 1949)
شاعر: قِمبِر
آهنگساز: تُوفیک
خواننده: صوغرا

🐣جیک جیک جوجه هایم
🐥جیک جیک جیک جیک جوجه هایم
🐣جوجه های قشنگ من
🐥جوجه های مو ابریشمی من
🐣منتظرم زود بیایید
🌿در سبزه و چمن استراحت کنید🌿
🐥ای جوجه های من
🐣جوجه های قشنگ من
🐥جیک جیک جوجه هایم
🐣جیک جیک جیک جیک جوجه هایم
🌾بیایید به شما غذا بدهم🌾
🍞🥖برایتان آب و نان بدهم💦💧
🐥ای جوجه های من
🐣جیک جیک جوجه هایم
🐥جیک جیک جیک جیک جوجه هایم
🐔آرزو دارم قَد بکشید
🐔و زود مادر بشوید
🐣ای جوجه های من
🐥جیک جیک جوجه هایم
🐣جیک جیک جیک جیک جوجه هایم


#ترانه

@kalaaghcheh
https://www.instagram.com/p/BvMMhvWn5Ec/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=19foxaqgpeoap
@towardinside




دای‌سوکه، آرام‌آرام در قامتِ یک پیشگو مورد توجه و احترام اهالیِ مزرعه‌ی کات‌سومی قرار گرفت.
در مزرعه برنج که مشغول کار می‌شد، نشا به دست ناگهان خبری از وقوع یک اتفاق می‌داد. ابتدا، خبر مدتی ذهن همه را مشغول می‌کرد و در کمال ناباوری ناگهان همان اتفاق برای مزرعه رخ می‌داد.

دای‌سوکه، اما هرگز حاضر نبود جایگاهش را از همانی که هست تغییر دهند و بر چهارپایه‌های اشراف بنشانند.

یوشیکو، زنی متواضع و دانا بود. او هم کنار دای‌سوکه در مزرعه کار می‌کرد. اما باوری مثل عامه درباره او نداشت.

یوشیکو یک روز شوخ طبعی‌اش را دنبال کرد. در حال کار در مزرعه، زیر لب، طوری که دای‌سوکه بشنود گفت: تعطیلاتِ آخر همین هفته، موجی از سرور، کارگران مزرعه را فرا خواهد گرفت.

دای‌سوکه، بی‌اختیار از پسِ یوشیکو این جمله را با صدای بلند فریاد زد. اما وقتی به خودش آمد، متوجه این خطایِ ناخودآگاه شد.

یوکو، سورا، رِن، و نائوزومی خیره شدند به دای‌سوکه. کم‌کم این گفته در میان اهالی مزرعه پیچید. یک روز مانده به تعطیلات حتی اَشراف هم مجبور شدند بر اساس این باور، خوراک و نوشاک بسیاری برای جشن و سرور تهیه کنند.

یوشیکو تاسف‌بار سر تکان می‌داد و پیش خودش می‌گفت: وای بر مردمی که در فقدانِ معنا، هر حُقه‌بازی به اسم پیشگو می‌تواند برای زندگی‌شان معنا بسازد.

علی اشکان نژاد
چهارشنبه سوری باید متحول شود!


هر ساله در آیین چهارشنبه سوری تعداد فراوانی از افراد جان خود را از دست می دهند، بسیاری دچار جراحت ها و معلولیت های جبران ناپذیر می شوند، عده فراوانی با آزارها و ناراحتی های روحی و روانی مواجه می شوند و تعداد قابل توجهی خود را از ترس در خانه های خویش محبوس می کنند.

آیین چهارشنبه سوری باید اصلاح شود و دوباره از نو تعریف گردد. این آیین نمی تواند به این شکل به حیات خود ادامه دهد.

در طول تاریخ سنت ها و آیین ها به دلایل مختلف در معرض تغییرات گوناگون قرار گرفته اند، اجزایی بر آنها افزوده گشته و بخش هایی از آنها کم شده اند.
چهارشنبه سوری نیز از جمله آیین هایی است که در چند دهه گذشته تغییرات بسیاری را پشت سر گذاشته؛ اجزای بسیاری به آن ملحق شده و عناصر قابل توجهی از آن حذف شده است.

اکنون این سنت نیازمند اصلاح و بازتعریف است تا از وجهی نمادین، عقلانی، انسجام بخش و روحیه بخش برخوردار شود. آنچه امروز به نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم تناسبی با یک آیین اجتماعی کارکردی ندارد.
چهارشنبه سوری امروز فعالیتی پرخطر است که در عوض افزایش همبستگی و همدلی اجتماعی افراد را از هم دور می کند و به جای شادی و مهربانی، ترس و انزجار به وجود می آورد.

جامعه ای می تواند از امکانات تاریخی و فرهنگی خود بهترین استفاده را ببرد که به نحو دائم و به تناسب نیازهای خویش به منظور حفظ، استمرار، تغییر، اصلاح و احیای عناصر فرهنگی خود تلاش کند.

افراد جامعه باید در عوض انفعال در برابر سنت ها، آیین های مزاحم، پر خطر، غیر عقلانی و دست و پا گیر را به تدریج اصلاح کنند و آنها را از عناصر غیر کارکردی پالایش نمایند.


رضا تسلیمی طهرانی





@taslimi_tehrani
واقعیت ثابت می‌کند که هیچ گروه خاصی عوام‌فریبی، خشک‌اندیشی و نادانی را در انحصار خود ندارد.

آخرین غروب‌های زمین
روبرتو بولانیو





@towardinside
میان آفتاب‌های همیشه
زیبایی تو
لنگری‌ست.
نگاهت
شکست ستمگری‌ست.
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگری‌ست.

احمد شاملو





@towardinside
هانیبال:
دانته در جایی نوشته ترس تقریبا به تلخی مرگه
روانشناس:
دانته وقتی اونو نوشته بود هنوز نمرده بود.

هانیبال 2013
مدس میکلسون




@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvN7L9IHFV6/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1xc2aa9u4r4vg




دیوانگان چنان تأثیر عمیقی در ناخودآگاه روانِ بشر به جا می‌گذارند، آن‌قدر ماندگار، که به شماره و حساب نمی‌آید.

راه‌های دیگری‌رفته را برنمی‌تابند و راه‌ِ‌نو می‌جویند.

مواجهه با این وضع و حالتِ دیوانه، دیگران را یاد زندگیِ خاک‌برسری و رونوشتی و تكرارى‌شان مى‌اندازد، و زیست‌نشده‌ها و اتلاف‌هايشان را به چشم‌شان مى‌آورد. ناخن به دندان می‌اندازند و حسرت می‌خورند.

پیشنهاد این‌که: اگر به دنبال نام و نشانی هستید، باید حتی به ظاهر خودتان را به دیوانگی بزنید.

علی اشکان نژاد
من با آوای درونِ خودم به تاریکی سپرده شده‌ام.

فرانتس کافکا






@towardinside
اگر متوجه مقصودم نمی‌شوی
بیا با هم سکوت کنیم
بگذار رازِ من
رازِ تو را لمس کند
شاید سکوتت
شبیه سکوتِ من باشد...

ژول سوپرویل





@towardinside
سرد میگردد تنور آسمان
در تنور گرم، باید پخت نان

پروین اعتصامی





@towardinside
سالادسازی که استفاده نشد!


در بحبوحه خانه تکانی ها و جا به جایی وسایل انسان بر می خورد به وسایلی که کاربرد آنها چندان مشخص نیست و احتمالا در گوشه انبار یا در درون کمد یا کابینت برای مدت ها بلا استفاده مانده اند مانند بخار شوی، غذاساز چند منظوره، آب میوه گیری چند کاره و ...
البته می توان از این وسایل استفاده کرد و مثلا خانه را بیشتر و باز هم بیشتر تمیز کرد یا غذاهای جور و واجور تهیه دید و ...
اما چرا به جای آنها از وسایل ساده تر و متداول تر استفاده نکنیم و هزینه خرید و زحمت نگهداری از این وسایل را بر خود تحمیل کنیم؟
این وسایل بخشی از استراتژی بازار و جامعه مصرفی در جهت تشویق افراد به خرید و مصرف بیشتر هستند.
ابتدا بازار «نیازهای کاذب» را از طریق تبلیغات و رسانه ها در افراد ایجاد می کند که مثلا با خرید این کالا زندگی تان دگرگون خواهد شد و کارهایتان بسیار راحت تر پیش خواهد رفت و بعد کالاها را در ویترین مغازه ها قرار می دهد تا افراد آنها را خریداری کنند، اما بعد که کالا خریداری شد مصرف کننده درست نمی داند باید با آن چه کار کند و در مواردی حتی کارهای او دشوارتر می گردد!

در نتیجه باید هشیار بود و فریب بازار را نخورد و به سرعت در جهت خرید کالاهای جدید احساس نیاز نکرد! در غیر اینصورت چاره ای جز تحمیل هزینه مادی و روانی بر خویش و نگهداری از وسایل دست و پا گیر نخواهیم داشت!


رضا تسلیمی طهرانی





@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/BvPMASmn3jF/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=apx7eiqv9kda
@towardinside




مادر، یکسره دور سرِ مادربزرگ می‌گردد. مادربزرگ حالا دیگر نه توانی برایش باقی مانده، چنان که در جوانی داشت، و نه ذهن و حواسی جمع و بهنجار. مُدام مادر را نفرین می‌کند و چپ و راست به او لعنت می‌فرستد.

مادر می‌داند که باید به مصلحتِ مادربزرگ عمل کند، و نه خوشایندِ زودگذرِ او. اما آدم است دیگر. از نفرینِ مادرش می‌ترسد. سراسیمه این تصور در فکرش جاری می‌شود که نکند یکی از این دعاهای بد دامن او را بگیرد.

مادربزرگ، یکی از همین روزها خواهد رفت. اما حالا که مادر به زور او را باید به حمام ببرد، و دشنام بشنود، پریشان‌حواسی‌هایش را چگونه به چشم ببینم و دَم نزنم؟

باید سرش فریاد بزنم، باز هم به مصلحت، که آسوده باش. برای این لعن و نفرین، تاوان و خسارت و کفّاره ای نیست.

که در این صورت خودِ من، از واکنش رنجورِ او به این فکر می‌افتم که نکند ناراحتی مادر، فردایی بانی اثراتی سوء در زندگی‌ام شود.

علی اشکان نژاد
ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشود
نسیم گل چو دل اندر پی هوای تو بست

حافظ







@towardinside
به غیر از عشق، دوستی و زیبایی‌های هنر، چیز قابل توجه دیگری نمی‌بینم که بتواند به زندگی معنا بدهد...

موریل باربری





@towardinside
تاجی‌جان!
اگر نصیحت خشک و خالی اثر داشت، نصایح سعدی تا حالا باید دنیا را بوستان و گلستان کرده باشه!

احمد محمود
درخت انجیر معابد




@towardinside
انسان چگونه حسی ست!
من چگونه حسی هستم.
وقتی خودم را ،بارانی ام را ، شال گردنم را و چمدانم را با خود حمل می کنم
از جایی که نمی شناسم به جایی که فقط یک احتمال هست برایِ آسودن؟
من چگونه حسی هستم ووقتی ذهنم شاخه ،شاخه،شاخه است
که من در هر شاخه اش اسیر و اسیر و اسیرم به جستجویِ نیافتن و نبودِ آنچه در جستجویش هستم...

سلوک
محمود دولت آبادی




@towardinside