من به سرنوشت التماس میکنم که این شانس را به من بدهد که آن سوتر از خودم را ببینم و با کسی ملاقات کنم.
ظرافت جوجهتیغی
موریل باربری
@towardinside
ظرافت جوجهتیغی
موریل باربری
@towardinside
http://thesis11.com/Article.aspx?Id=6450
درآمدي بر تاريخچه نظری نولیبرالیسم: نولیبرالیسم «زنده» است یا «مرده»
ویلیام دیویس - ترجمه: جواد گنجی
اصطلاح «نولیبرالیسم» طی سالهای اخیر به شکلی فزاینده آشنا و متداول شده است. این اصطلاح تا دهه ۱۹۹۰ نسبتا ناشناخته بود، یعنی زمانیکه مفهوم نولیبرالیسم عمدتا توسط منتقدان ایده رایج بازار آزاد به کار گرفته شد، ایدهای که به یمن حمایت «اجماع واشنگتن» در سرتاسر جهان در حال گسترش بود. «جنبش ضد جهانیشدن» که به واسطه اعتراضات سیاتل در ۱۹۹۹ علیه سازمان تجارت جهانی شهرت یافت، معنای تحقیرآمیز نولیبرالیسم در مقام شکلی از بنیادگرایی بازار را بیش از پیش افزایش داد، نوعی بنیادگرایی که به دست حکومت و نهادهای چندجانبه ایالات متحده آمریکا بر ملتهای در حال توسعه تحمیل میشود. فرضیه زیربنایی این روایت از نولیبرالیسم بهویژه آن است که نولیبرالیسم همزمان با انتخابات رهبران سیاسی «راست جدید»، به خصوص مارگارت تاچر و رونالد ریگان، در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ پدید آمد. اما در این دوره، در مورد تاریخ طولانیتر تفکر نولیبرال پیش از این تغییر سیاسی کار پژوهشی نسبتا کمی وجود داشت.
@towardinside
درآمدي بر تاريخچه نظری نولیبرالیسم: نولیبرالیسم «زنده» است یا «مرده»
ویلیام دیویس - ترجمه: جواد گنجی
اصطلاح «نولیبرالیسم» طی سالهای اخیر به شکلی فزاینده آشنا و متداول شده است. این اصطلاح تا دهه ۱۹۹۰ نسبتا ناشناخته بود، یعنی زمانیکه مفهوم نولیبرالیسم عمدتا توسط منتقدان ایده رایج بازار آزاد به کار گرفته شد، ایدهای که به یمن حمایت «اجماع واشنگتن» در سرتاسر جهان در حال گسترش بود. «جنبش ضد جهانیشدن» که به واسطه اعتراضات سیاتل در ۱۹۹۹ علیه سازمان تجارت جهانی شهرت یافت، معنای تحقیرآمیز نولیبرالیسم در مقام شکلی از بنیادگرایی بازار را بیش از پیش افزایش داد، نوعی بنیادگرایی که به دست حکومت و نهادهای چندجانبه ایالات متحده آمریکا بر ملتهای در حال توسعه تحمیل میشود. فرضیه زیربنایی این روایت از نولیبرالیسم بهویژه آن است که نولیبرالیسم همزمان با انتخابات رهبران سیاسی «راست جدید»، به خصوص مارگارت تاچر و رونالد ریگان، در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ پدید آمد. اما در این دوره، در مورد تاریخ طولانیتر تفکر نولیبرال پیش از این تغییر سیاسی کار پژوهشی نسبتا کمی وجود داشت.
@towardinside
Thesis11
درآمدي بر تاريخچه نظری نولیبرالیسم: نولیبرالیسم «زنده» است یا «مرده»
«دوام و بقای نولیبرالیسم موضوعی است که خود نیازمند تبیین است. بحران مالی جهانی ظاهراً منجر به تقویت، و نه تضعیف نولیبرالیسم و کارشناسان مبلغ آن شده است. به نظر میرسد دولتها حتی بیش از گذشته خود را متعهد به دفاع از منافع مالی، در تقابل با دیگر منافع سیاسی،…
https://www.instagram.com/p/BvLd8hvHhdl/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=urkjs5d9wxkh
@towardinside
دلیلِ اصلیِ این که مریتوکراسی، کاکیستوکراسی، دموکراسی، جینیوکراسی، تکنوکراسی، نپتوکراسی و ... همگی ناکارآمد از آب درآمدند،
این است که جمعیّت ما انسانها نسبت به دیگر موجوداتِ زنده در کره خاکی، خیلیخیلی زیاد است!
یک دهمِ این جمعیت اگر میبود، شاید یکی از اینها جواب میداد...
علی اشکان نژاد
@towardinside
دلیلِ اصلیِ این که مریتوکراسی، کاکیستوکراسی، دموکراسی، جینیوکراسی، تکنوکراسی، نپتوکراسی و ... همگی ناکارآمد از آب درآمدند،
این است که جمعیّت ما انسانها نسبت به دیگر موجوداتِ زنده در کره خاکی، خیلیخیلی زیاد است!
یک دهمِ این جمعیت اگر میبود، شاید یکی از اینها جواب میداد...
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . دلیلِ اصلیِ این که مریتوکراسی، کاکیستوکراسی، دموکراسی، جینیوکراسی، تکنوکراسی، نپتوکراسی و ... همگی ناکارآمد از آب درآمدند، این است که جمعیّت ما انسانها نسبت به دیگر موجوداتِ زنده در کره خاکی، خیلیخیلی زیاد است. یک دهمِ این جمعیت اگر میبود، شاید یکی…
هر انسانی، یکبار
برای رسیدن به یکنفر
دیر می کند
و پس از آن
برای رسیدن به دیگران
عجلهای ندارد.
یاشارکمال
@towardinside
برای رسیدن به یکنفر
دیر می کند
و پس از آن
برای رسیدن به دیگران
عجلهای ندارد.
یاشارکمال
@towardinside
http://tarjomaan.com/neveshtar/9355/
ویرجینیا ولف؟ اسنوب! همینگوی؟ ضد زن! داستایفسکی؟ یهودیستیز !
خواندن نویسندگان قدیمی مثل سفر در زمان است، باید برای آن مجهز شوید
برایان مورتون
ترجمهی: محمد باسط
مرجع: NYTimes
وقتی رمانی قدیمی را دستمان میگیریم، ممکن است خیلی زود از سطح نازل عقاید اخلاقی نویسنده برآشفته شویم. نگاههای او را متعصبانه یا نادرست بدانیم و احساس کنیم کتابی که نوشته است ارزش خواندن ندارد. اما نکته اینجاست که اگر ما با معیارهای اخلاقی امروز خودمان سراغ نویسندگان قدیمی برویم، نهتنها برجستگی آثار آنها را درنمییابیم، بلکه فراموش میکنیم که خودمان نیز، همچون آنها، در بسترِ فرهنگی زمانۀ خودمان محصوریم.
@towardinside
ویرجینیا ولف؟ اسنوب! همینگوی؟ ضد زن! داستایفسکی؟ یهودیستیز !
خواندن نویسندگان قدیمی مثل سفر در زمان است، باید برای آن مجهز شوید
برایان مورتون
ترجمهی: محمد باسط
مرجع: NYTimes
وقتی رمانی قدیمی را دستمان میگیریم، ممکن است خیلی زود از سطح نازل عقاید اخلاقی نویسنده برآشفته شویم. نگاههای او را متعصبانه یا نادرست بدانیم و احساس کنیم کتابی که نوشته است ارزش خواندن ندارد. اما نکته اینجاست که اگر ما با معیارهای اخلاقی امروز خودمان سراغ نویسندگان قدیمی برویم، نهتنها برجستگی آثار آنها را درنمییابیم، بلکه فراموش میکنیم که خودمان نیز، همچون آنها، در بسترِ فرهنگی زمانۀ خودمان محصوریم.
@towardinside
ترجمان | علوم انسانی و ترجمه
ویرجینیا ولف؟ اسنوب! همینگوی؟ ضدزن! داستایفسکی؟ یهودیستیز!
وقتی رمانی قدیمی را دستمان میگیریم، ممکن است خیلی زود از سطح نازل عقاید اخلاقی نویسنده برآشفته شویم. نگاههای او را متعصبانه یا نادرست بدانیم و احساس کنیم کتابی که نوشته است ارزش خواندن ندارد. اما نکته اینجاست که اگر ما با معیارهای اخلاقی امروز خودمان سراغ…
ترجیح میدهم تو امروز خیلی رنج بکشی تا این که همه عمرت، همیشه کمی رنج بکشی… آدمهایی را میبینم که کمی غمگین هستند فقط کمی، اما همین خیلی کم، کافیست تا همه چیز تباه شود میدانی ... با سن و سالی که من دارم خیلی از این آدمها می بینم. مرد و زنهایی که هنوز با هم زندگی میکنند، گویی زندگیِ بیفایده و بینورشان آنها را به هم چفت کرده است، اصلا زیبا نیست.. این همه کنار آمدن، این همه تعارض.، فقط برای این که روزی به خود بگویند: آفرین! آفرین! همه چیز را خاک کردیم، دوستانمان، رویاهایمان، و عشقهایمان ...
من او را دوست داشتم
آنا گاوالدا
@towardinside
من او را دوست داشتم
آنا گاوالدا
@towardinside
از کجا معلوم که اکسیژن ما رو مسموم نکرده باشه؟ فقط ۷۰-۱۰۰ سال طول میکشه تا سمّش به آرامی اثر کنه...
@towardinside
@towardinside
Forwarded from اتچ بات
جیک جیک جوجه هایم ( سالِ 1949)
شاعر: قِمبِر
آهنگساز: تُوفیک
خواننده: صوغرا
🐣جیک جیک جوجه هایم
🐥جیک جیک جیک جیک جوجه هایم
🐣جوجه های قشنگ من
🐥جوجه های مو ابریشمی من
🐣منتظرم زود بیایید
🌿در سبزه و چمن استراحت کنید🌿
🐥ای جوجه های من
🐣جوجه های قشنگ من
🐥جیک جیک جوجه هایم
🐣جیک جیک جیک جیک جوجه هایم
🌾بیایید به شما غذا بدهم🌾
🍞🥖برایتان آب و نان بدهم💦💧
🐥ای جوجه های من
🐣جیک جیک جوجه هایم
🐥جیک جیک جیک جیک جوجه هایم
🐔آرزو دارم قَد بکشید
🐔و زود مادر بشوید
🐣ای جوجه های من
🐥جیک جیک جوجه هایم
🐣جیک جیک جیک جیک جوجه هایم
#ترانه
@kalaaghcheh
شاعر: قِمبِر
آهنگساز: تُوفیک
خواننده: صوغرا
🐣جیک جیک جوجه هایم
🐥جیک جیک جیک جیک جوجه هایم
🐣جوجه های قشنگ من
🐥جوجه های مو ابریشمی من
🐣منتظرم زود بیایید
🌿در سبزه و چمن استراحت کنید🌿
🐥ای جوجه های من
🐣جوجه های قشنگ من
🐥جیک جیک جوجه هایم
🐣جیک جیک جیک جیک جوجه هایم
🌾بیایید به شما غذا بدهم🌾
🍞🥖برایتان آب و نان بدهم💦💧
🐥ای جوجه های من
🐣جیک جیک جوجه هایم
🐥جیک جیک جیک جیک جوجه هایم
🐔آرزو دارم قَد بکشید
🐔و زود مادر بشوید
🐣ای جوجه های من
🐥جیک جیک جوجه هایم
🐣جیک جیک جیک جیک جوجه هایم
#ترانه
@kalaaghcheh
Telegram
attach 📎
https://www.instagram.com/p/BvMMhvWn5Ec/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=19foxaqgpeoap
@towardinside
دایسوکه، آرامآرام در قامتِ یک پیشگو مورد توجه و احترام اهالیِ مزرعهی کاتسومی قرار گرفت.
در مزرعه برنج که مشغول کار میشد، نشا به دست ناگهان خبری از وقوع یک اتفاق میداد. ابتدا، خبر مدتی ذهن همه را مشغول میکرد و در کمال ناباوری ناگهان همان اتفاق برای مزرعه رخ میداد.
دایسوکه، اما هرگز حاضر نبود جایگاهش را از همانی که هست تغییر دهند و بر چهارپایههای اشراف بنشانند.
یوشیکو، زنی متواضع و دانا بود. او هم کنار دایسوکه در مزرعه کار میکرد. اما باوری مثل عامه درباره او نداشت.
یوشیکو یک روز شوخ طبعیاش را دنبال کرد. در حال کار در مزرعه، زیر لب، طوری که دایسوکه بشنود گفت: تعطیلاتِ آخر همین هفته، موجی از سرور، کارگران مزرعه را فرا خواهد گرفت.
دایسوکه، بیاختیار از پسِ یوشیکو این جمله را با صدای بلند فریاد زد. اما وقتی به خودش آمد، متوجه این خطایِ ناخودآگاه شد.
یوکو، سورا، رِن، و نائوزومی خیره شدند به دایسوکه. کمکم این گفته در میان اهالی مزرعه پیچید. یک روز مانده به تعطیلات حتی اَشراف هم مجبور شدند بر اساس این باور، خوراک و نوشاک بسیاری برای جشن و سرور تهیه کنند.
یوشیکو تاسفبار سر تکان میداد و پیش خودش میگفت: وای بر مردمی که در فقدانِ معنا، هر حُقهبازی به اسم پیشگو میتواند برای زندگیشان معنا بسازد.
علی اشکان نژاد
@towardinside
دایسوکه، آرامآرام در قامتِ یک پیشگو مورد توجه و احترام اهالیِ مزرعهی کاتسومی قرار گرفت.
در مزرعه برنج که مشغول کار میشد، نشا به دست ناگهان خبری از وقوع یک اتفاق میداد. ابتدا، خبر مدتی ذهن همه را مشغول میکرد و در کمال ناباوری ناگهان همان اتفاق برای مزرعه رخ میداد.
دایسوکه، اما هرگز حاضر نبود جایگاهش را از همانی که هست تغییر دهند و بر چهارپایههای اشراف بنشانند.
یوشیکو، زنی متواضع و دانا بود. او هم کنار دایسوکه در مزرعه کار میکرد. اما باوری مثل عامه درباره او نداشت.
یوشیکو یک روز شوخ طبعیاش را دنبال کرد. در حال کار در مزرعه، زیر لب، طوری که دایسوکه بشنود گفت: تعطیلاتِ آخر همین هفته، موجی از سرور، کارگران مزرعه را فرا خواهد گرفت.
دایسوکه، بیاختیار از پسِ یوشیکو این جمله را با صدای بلند فریاد زد. اما وقتی به خودش آمد، متوجه این خطایِ ناخودآگاه شد.
یوکو، سورا، رِن، و نائوزومی خیره شدند به دایسوکه. کمکم این گفته در میان اهالی مزرعه پیچید. یک روز مانده به تعطیلات حتی اَشراف هم مجبور شدند بر اساس این باور، خوراک و نوشاک بسیاری برای جشن و سرور تهیه کنند.
یوشیکو تاسفبار سر تکان میداد و پیش خودش میگفت: وای بر مردمی که در فقدانِ معنا، هر حُقهبازی به اسم پیشگو میتواند برای زندگیشان معنا بسازد.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . دایسوکه، آرامآرام در قامتِ یک پیشگو مورد توجه و احترام اهالیِ مزرعهی کاتسومی قرار گرفت. در مزرعه برنج که مشغول کار میشد، نشا به دست ناگهان خبری از وقوع یک اتفاق میداد. ابتدا، خبر مدتی ذهن همه را مشغول میکرد و در کمال ناباوری ناگهان همان اتفاق برای…
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
چهارشنبه سوری باید متحول شود!
هر ساله در آیین چهارشنبه سوری تعداد فراوانی از افراد جان خود را از دست می دهند، بسیاری دچار جراحت ها و معلولیت های جبران ناپذیر می شوند، عده فراوانی با آزارها و ناراحتی های روحی و روانی مواجه می شوند و تعداد قابل توجهی خود را از ترس در خانه های خویش محبوس می کنند.
آیین چهارشنبه سوری باید اصلاح شود و دوباره از نو تعریف گردد. این آیین نمی تواند به این شکل به حیات خود ادامه دهد.
در طول تاریخ سنت ها و آیین ها به دلایل مختلف در معرض تغییرات گوناگون قرار گرفته اند، اجزایی بر آنها افزوده گشته و بخش هایی از آنها کم شده اند.
چهارشنبه سوری نیز از جمله آیین هایی است که در چند دهه گذشته تغییرات بسیاری را پشت سر گذاشته؛ اجزای بسیاری به آن ملحق شده و عناصر قابل توجهی از آن حذف شده است.
اکنون این سنت نیازمند اصلاح و بازتعریف است تا از وجهی نمادین، عقلانی، انسجام بخش و روحیه بخش برخوردار شود. آنچه امروز به نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم تناسبی با یک آیین اجتماعی کارکردی ندارد.
چهارشنبه سوری امروز فعالیتی پرخطر است که در عوض افزایش همبستگی و همدلی اجتماعی افراد را از هم دور می کند و به جای شادی و مهربانی، ترس و انزجار به وجود می آورد.
جامعه ای می تواند از امکانات تاریخی و فرهنگی خود بهترین استفاده را ببرد که به نحو دائم و به تناسب نیازهای خویش به منظور حفظ، استمرار، تغییر، اصلاح و احیای عناصر فرهنگی خود تلاش کند.
افراد جامعه باید در عوض انفعال در برابر سنت ها، آیین های مزاحم، پر خطر، غیر عقلانی و دست و پا گیر را به تدریج اصلاح کنند و آنها را از عناصر غیر کارکردی پالایش نمایند.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
هر ساله در آیین چهارشنبه سوری تعداد فراوانی از افراد جان خود را از دست می دهند، بسیاری دچار جراحت ها و معلولیت های جبران ناپذیر می شوند، عده فراوانی با آزارها و ناراحتی های روحی و روانی مواجه می شوند و تعداد قابل توجهی خود را از ترس در خانه های خویش محبوس می کنند.
آیین چهارشنبه سوری باید اصلاح شود و دوباره از نو تعریف گردد. این آیین نمی تواند به این شکل به حیات خود ادامه دهد.
در طول تاریخ سنت ها و آیین ها به دلایل مختلف در معرض تغییرات گوناگون قرار گرفته اند، اجزایی بر آنها افزوده گشته و بخش هایی از آنها کم شده اند.
چهارشنبه سوری نیز از جمله آیین هایی است که در چند دهه گذشته تغییرات بسیاری را پشت سر گذاشته؛ اجزای بسیاری به آن ملحق شده و عناصر قابل توجهی از آن حذف شده است.
اکنون این سنت نیازمند اصلاح و بازتعریف است تا از وجهی نمادین، عقلانی، انسجام بخش و روحیه بخش برخوردار شود. آنچه امروز به نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم تناسبی با یک آیین اجتماعی کارکردی ندارد.
چهارشنبه سوری امروز فعالیتی پرخطر است که در عوض افزایش همبستگی و همدلی اجتماعی افراد را از هم دور می کند و به جای شادی و مهربانی، ترس و انزجار به وجود می آورد.
جامعه ای می تواند از امکانات تاریخی و فرهنگی خود بهترین استفاده را ببرد که به نحو دائم و به تناسب نیازهای خویش به منظور حفظ، استمرار، تغییر، اصلاح و احیای عناصر فرهنگی خود تلاش کند.
افراد جامعه باید در عوض انفعال در برابر سنت ها، آیین های مزاحم، پر خطر، غیر عقلانی و دست و پا گیر را به تدریج اصلاح کنند و آنها را از عناصر غیر کارکردی پالایش نمایند.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
واقعیت ثابت میکند که هیچ گروه خاصی عوامفریبی، خشکاندیشی و نادانی را در انحصار خود ندارد.
آخرین غروبهای زمین
روبرتو بولانیو
@towardinside
آخرین غروبهای زمین
روبرتو بولانیو
@towardinside
میان آفتابهای همیشه
زیبایی تو
لنگریست.
نگاهت
شکست ستمگریست.
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگریست.
احمد شاملو
@towardinside
زیبایی تو
لنگریست.
نگاهت
شکست ستمگریست.
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگریست.
احمد شاملو
@towardinside
هانیبال:
دانته در جایی نوشته ترس تقریبا به تلخی مرگه
روانشناس:
دانته وقتی اونو نوشته بود هنوز نمرده بود.
هانیبال 2013
مدس میکلسون
@towardinside
دانته در جایی نوشته ترس تقریبا به تلخی مرگه
روانشناس:
دانته وقتی اونو نوشته بود هنوز نمرده بود.
هانیبال 2013
مدس میکلسون
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvN7L9IHFV6/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1xc2aa9u4r4vg
دیوانگان چنان تأثیر عمیقی در ناخودآگاه روانِ بشر به جا میگذارند، آنقدر ماندگار، که به شماره و حساب نمیآید.
راههای دیگریرفته را برنمیتابند و راهِنو میجویند.
مواجهه با این وضع و حالتِ دیوانه، دیگران را یاد زندگیِ خاکبرسری و رونوشتی و تكرارىشان مىاندازد، و زیستنشدهها و اتلافهايشان را به چشمشان مىآورد. ناخن به دندان میاندازند و حسرت میخورند.
پیشنهاد اینکه: اگر به دنبال نام و نشانی هستید، باید حتی به ظاهر خودتان را به دیوانگی بزنید.
علی اشکان نژاد
دیوانگان چنان تأثیر عمیقی در ناخودآگاه روانِ بشر به جا میگذارند، آنقدر ماندگار، که به شماره و حساب نمیآید.
راههای دیگریرفته را برنمیتابند و راهِنو میجویند.
مواجهه با این وضع و حالتِ دیوانه، دیگران را یاد زندگیِ خاکبرسری و رونوشتی و تكرارىشان مىاندازد، و زیستنشدهها و اتلافهايشان را به چشمشان مىآورد. ناخن به دندان میاندازند و حسرت میخورند.
پیشنهاد اینکه: اگر به دنبال نام و نشانی هستید، باید حتی به ظاهر خودتان را به دیوانگی بزنید.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . دیوانگان چنان تأثیر عمیقی در ناخودآگاه روانِ بشر به جا میگذارند، آنقدر ماندگار، که به شماره و حساب نمیآید. راههای دیگریرفته را برنمیتابند و راهِنو میجویند. مواجهه با این وضع و حالتِ دیوانه، دیگران را یاد زندگیِ خاکبرسری و رونوشتی و تكرارىشان…
اگر متوجه مقصودم نمیشوی
بیا با هم سکوت کنیم
بگذار رازِ من
رازِ تو را لمس کند
شاید سکوتت
شبیه سکوتِ من باشد...
ژول سوپرویل
@towardinside
بیا با هم سکوت کنیم
بگذار رازِ من
رازِ تو را لمس کند
شاید سکوتت
شبیه سکوتِ من باشد...
ژول سوپرویل
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
سالادسازی که استفاده نشد!
در بحبوحه خانه تکانی ها و جا به جایی وسایل انسان بر می خورد به وسایلی که کاربرد آنها چندان مشخص نیست و احتمالا در گوشه انبار یا در درون کمد یا کابینت برای مدت ها بلا استفاده مانده اند مانند بخار شوی، غذاساز چند منظوره، آب میوه گیری چند کاره و ...
البته می توان از این وسایل استفاده کرد و مثلا خانه را بیشتر و باز هم بیشتر تمیز کرد یا غذاهای جور و واجور تهیه دید و ...
اما چرا به جای آنها از وسایل ساده تر و متداول تر استفاده نکنیم و هزینه خرید و زحمت نگهداری از این وسایل را بر خود تحمیل کنیم؟
این وسایل بخشی از استراتژی بازار و جامعه مصرفی در جهت تشویق افراد به خرید و مصرف بیشتر هستند.
ابتدا بازار «نیازهای کاذب» را از طریق تبلیغات و رسانه ها در افراد ایجاد می کند که مثلا با خرید این کالا زندگی تان دگرگون خواهد شد و کارهایتان بسیار راحت تر پیش خواهد رفت و بعد کالاها را در ویترین مغازه ها قرار می دهد تا افراد آنها را خریداری کنند، اما بعد که کالا خریداری شد مصرف کننده درست نمی داند باید با آن چه کار کند و در مواردی حتی کارهای او دشوارتر می گردد!
در نتیجه باید هشیار بود و فریب بازار را نخورد و به سرعت در جهت خرید کالاهای جدید احساس نیاز نکرد! در غیر اینصورت چاره ای جز تحمیل هزینه مادی و روانی بر خویش و نگهداری از وسایل دست و پا گیر نخواهیم داشت!
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
در بحبوحه خانه تکانی ها و جا به جایی وسایل انسان بر می خورد به وسایلی که کاربرد آنها چندان مشخص نیست و احتمالا در گوشه انبار یا در درون کمد یا کابینت برای مدت ها بلا استفاده مانده اند مانند بخار شوی، غذاساز چند منظوره، آب میوه گیری چند کاره و ...
البته می توان از این وسایل استفاده کرد و مثلا خانه را بیشتر و باز هم بیشتر تمیز کرد یا غذاهای جور و واجور تهیه دید و ...
اما چرا به جای آنها از وسایل ساده تر و متداول تر استفاده نکنیم و هزینه خرید و زحمت نگهداری از این وسایل را بر خود تحمیل کنیم؟
این وسایل بخشی از استراتژی بازار و جامعه مصرفی در جهت تشویق افراد به خرید و مصرف بیشتر هستند.
ابتدا بازار «نیازهای کاذب» را از طریق تبلیغات و رسانه ها در افراد ایجاد می کند که مثلا با خرید این کالا زندگی تان دگرگون خواهد شد و کارهایتان بسیار راحت تر پیش خواهد رفت و بعد کالاها را در ویترین مغازه ها قرار می دهد تا افراد آنها را خریداری کنند، اما بعد که کالا خریداری شد مصرف کننده درست نمی داند باید با آن چه کار کند و در مواردی حتی کارهای او دشوارتر می گردد!
در نتیجه باید هشیار بود و فریب بازار را نخورد و به سرعت در جهت خرید کالاهای جدید احساس نیاز نکرد! در غیر اینصورت چاره ای جز تحمیل هزینه مادی و روانی بر خویش و نگهداری از وسایل دست و پا گیر نخواهیم داشت!
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/BvPMASmn3jF/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=apx7eiqv9kda
@towardinside
مادر، یکسره دور سرِ مادربزرگ میگردد. مادربزرگ حالا دیگر نه توانی برایش باقی مانده، چنان که در جوانی داشت، و نه ذهن و حواسی جمع و بهنجار. مُدام مادر را نفرین میکند و چپ و راست به او لعنت میفرستد.
مادر میداند که باید به مصلحتِ مادربزرگ عمل کند، و نه خوشایندِ زودگذرِ او. اما آدم است دیگر. از نفرینِ مادرش میترسد. سراسیمه این تصور در فکرش جاری میشود که نکند یکی از این دعاهای بد دامن او را بگیرد.
مادربزرگ، یکی از همین روزها خواهد رفت. اما حالا که مادر به زور او را باید به حمام ببرد، و دشنام بشنود، پریشانحواسیهایش را چگونه به چشم ببینم و دَم نزنم؟
باید سرش فریاد بزنم، باز هم به مصلحت، که آسوده باش. برای این لعن و نفرین، تاوان و خسارت و کفّاره ای نیست.
که در این صورت خودِ من، از واکنش رنجورِ او به این فکر میافتم که نکند ناراحتی مادر، فردایی بانی اثراتی سوء در زندگیام شود.
علی اشکان نژاد
@towardinside
مادر، یکسره دور سرِ مادربزرگ میگردد. مادربزرگ حالا دیگر نه توانی برایش باقی مانده، چنان که در جوانی داشت، و نه ذهن و حواسی جمع و بهنجار. مُدام مادر را نفرین میکند و چپ و راست به او لعنت میفرستد.
مادر میداند که باید به مصلحتِ مادربزرگ عمل کند، و نه خوشایندِ زودگذرِ او. اما آدم است دیگر. از نفرینِ مادرش میترسد. سراسیمه این تصور در فکرش جاری میشود که نکند یکی از این دعاهای بد دامن او را بگیرد.
مادربزرگ، یکی از همین روزها خواهد رفت. اما حالا که مادر به زور او را باید به حمام ببرد، و دشنام بشنود، پریشانحواسیهایش را چگونه به چشم ببینم و دَم نزنم؟
باید سرش فریاد بزنم، باز هم به مصلحت، که آسوده باش. برای این لعن و نفرین، تاوان و خسارت و کفّاره ای نیست.
که در این صورت خودِ من، از واکنش رنجورِ او به این فکر میافتم که نکند ناراحتی مادر، فردایی بانی اثراتی سوء در زندگیام شود.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . مادر، یکسره دور سرِ مادربزرگ میگردد. مادربزرگ حالا دیگر نه توانی برایش باقی مانده، چنان که در جوانی داشت، و نه ذهن و حواسی جمع و بهنجار. مُدام مادر را نفرین میکند و چپ و راست به او لعنت میفرستد. مادر میداند که باید به مصلحتِ مادربزرگ عمل کند، و نه…