https://www.instagram.com/p/BvEgnTVn6IH/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=2fbvt1t42dm9
@towardinside
دختر، کارش را دوست نداشت. در یک درمانگاه، مسؤول رادیولوژی بود. اما با این حال، هر روز رأس ساعت در محل کار حاضر میشد.
یک روز صبح، در آینه نگاه کرد و ناگهان به خودش لرزید. خط چروکی روی پوست صورتش پیدا کرده بود.
زارزار گریه کرد. اما سپس تصمیم گرفت کارش را تغيير دهد و لابراتوار کِرِمهای ضدچروک تأسیس کند.
سالها گذشت و کمکم پیر شد. حالا تمام پوست بدنش چروک داشت، اما خوشحال بود. چون برای خودش کار میکرد، نه برای دیگری.
علی اشکان نژاد
@towardinside
دختر، کارش را دوست نداشت. در یک درمانگاه، مسؤول رادیولوژی بود. اما با این حال، هر روز رأس ساعت در محل کار حاضر میشد.
یک روز صبح، در آینه نگاه کرد و ناگهان به خودش لرزید. خط چروکی روی پوست صورتش پیدا کرده بود.
زارزار گریه کرد. اما سپس تصمیم گرفت کارش را تغيير دهد و لابراتوار کِرِمهای ضدچروک تأسیس کند.
سالها گذشت و کمکم پیر شد. حالا تمام پوست بدنش چروک داشت، اما خوشحال بود. چون برای خودش کار میکرد، نه برای دیگری.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . دختر، کارش را دوست نداشت. در یک درمانگاه، مسؤول رادیولوژی بود. اما با این حال، هر روز رأس ساعت در محل کار حاضر میشد. یک روز صبح، در آینه نگاه کرد و ناگهان به خودش لرزید. خط چروکی روی پوست صورتش پیدا کرده بود. زارزار گریه کرد. اما سپس تصمیم گرفت کارش…
آه ای یقین گمشده، ای ماهی گریز
در برکههای آینه لغزیده توبهتو!
من آبگیر صافیام، اینک! به سحر عشق؛
از برکههای آینه راهی به من بجو!
احمد شاملو
@towardinside
در برکههای آینه لغزیده توبهتو!
من آبگیر صافیام، اینک! به سحر عشق؛
از برکههای آینه راهی به من بجو!
احمد شاملو
@towardinside
هیچ رویدادی در سطح زمین موجب ایستادن کار معدن نمیشود و یا لااقل تنها چند هفته ای آن را به تعویق میاندازد. هنگامی که هیتلر با قامتی استوار به پیش میرود، زمانی که حضرت پاپ، بلشویسم را رد میکند و سرانجام وقتی که شاعران نانسی از پشت به یکدیگر خنجر میزنند استخراج زغال سنگ همچنان ادامه مییابد.
جادهای به اسکله ویگان
جورج اورول
@towardinside
جادهای به اسکله ویگان
جورج اورول
@towardinside
http://tarjomaan.com/interview/9341/
تکنولوژی چگونه تصور انسان از خودش را تغیير داد؟
گزارشی از گفتوگو با پیتر گالیسون، مورخی که انتزاعیترین امور را در پیشپاافتادهترین مسائل جستجو میکند
پیتر گالیسون
ترجمۀ: علی کوچکی
مرجع:Edge
سالهاست که پیتر گالیسون همزمان مشغول فلسفه و فیلم و فیزیک است و به تکنولوژی نیز فکر میکند. گالیسون میگوید تا وقتی چیزی را در فیلم نبینم، نمیتوانم دربارهاش فلسفهورزی کنم. پس وقتی دربارۀ تاریخ تکنولوژی حرف میزند، نباید توقع داشته باشیم کلمات عجیبوغریب فلسفی از او بشنویم. او بهدنبال اتفاقات جزئی و ملموسی است که در ابتدای قرن بیستم رخ داد و تکلیف انسان را با تکنولوژی و خودش معلوم کرد: از مأموران سانسور روسی گرفته، تا ضدهوایی ارتش انگلستان.
@towardinside
تکنولوژی چگونه تصور انسان از خودش را تغیير داد؟
گزارشی از گفتوگو با پیتر گالیسون، مورخی که انتزاعیترین امور را در پیشپاافتادهترین مسائل جستجو میکند
پیتر گالیسون
ترجمۀ: علی کوچکی
مرجع:Edge
سالهاست که پیتر گالیسون همزمان مشغول فلسفه و فیلم و فیزیک است و به تکنولوژی نیز فکر میکند. گالیسون میگوید تا وقتی چیزی را در فیلم نبینم، نمیتوانم دربارهاش فلسفهورزی کنم. پس وقتی دربارۀ تاریخ تکنولوژی حرف میزند، نباید توقع داشته باشیم کلمات عجیبوغریب فلسفی از او بشنویم. او بهدنبال اتفاقات جزئی و ملموسی است که در ابتدای قرن بیستم رخ داد و تکلیف انسان را با تکنولوژی و خودش معلوم کرد: از مأموران سانسور روسی گرفته، تا ضدهوایی ارتش انگلستان.
@towardinside
ترجمان | علوم انسانی و ترجمه
تکنولوژی چگونه تصور انسان از خودش را تغییر داد؟
سالهاست که پیتر گالیسون همزمان مشغول فلسفه و فیلم و فیزیک است و به تکنولوژی نیز فکر میکند. گالیسون میگوید تا وقتی چیزی را در فیلم نبینم، نمیتوانم دربارهاش فلسفهورزی کنم. پس وقتی دربارۀ تاریخ تکنولوژی حرف میزند، نباید توقع داشته باشیم کلمات عجیبوغریب…
https://www.instagram.com/p/BvGMYn9HSRH/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=12dzyamif6stf
@towardinside
مقرر است که نقدکنندگان، همواره دستکم یک پله از پدیدآورندگان عقباند.
در عالم واقع، به خلافِ مکتوباتِ روزنامههای زرد، چیزی به نام "نقد سازنده" نداریم.
یک) ناقدِ دیگران، یا دارد با این کار، خودش را به شىء نورانی میچسباند تا دیده شود.
یا از ترس عزت یافتن دیگران، و عقبماندگی، به جای این که دست به کاری بزند، دارد تلاشِ تخریبی میکند.
دو) نقدِ خود، همواره به بیماریِ خودویرانگریِ صرف ختم میشود.
به جای این هر دو،
دست به تولید ایدههایمان بزنیم.
علی اشکان نژاد
@towardinside
مقرر است که نقدکنندگان، همواره دستکم یک پله از پدیدآورندگان عقباند.
در عالم واقع، به خلافِ مکتوباتِ روزنامههای زرد، چیزی به نام "نقد سازنده" نداریم.
یک) ناقدِ دیگران، یا دارد با این کار، خودش را به شىء نورانی میچسباند تا دیده شود.
یا از ترس عزت یافتن دیگران، و عقبماندگی، به جای این که دست به کاری بزند، دارد تلاشِ تخریبی میکند.
دو) نقدِ خود، همواره به بیماریِ خودویرانگریِ صرف ختم میشود.
به جای این هر دو،
دست به تولید ایدههایمان بزنیم.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . مقرر است که نقدکنندگان، همواره دستکم یک پله از پدیدآورندگان عقباند. در عالم واقع، به خلافِ مکتوباتِ روزنامههای زرد، چیزی به نام "نقد سازنده" نداریم. یک) ناقدِ دیگران، یا دارد با این کار، خودش را به شىء نورانی میچسباند تا دیده شود. یا از ترس عزت یافتن…
گویی عشق در نرسیدن است
تلخی اش هم همین است
نرسیدن
دوری و تمام ِ فاصله ها
من تو را دوست دارم، تو دیگری را
دیگری من را دوست دارد، من دیگری را
من تو را دوست دارم، تو من را
اما نمی شود، همه چیز محکم می ایستد که نشود.
سال بلوا
عباس معروفي
@towardinside
تلخی اش هم همین است
نرسیدن
دوری و تمام ِ فاصله ها
من تو را دوست دارم، تو دیگری را
دیگری من را دوست دارد، من دیگری را
من تو را دوست دارم، تو من را
اما نمی شود، همه چیز محکم می ایستد که نشود.
سال بلوا
عباس معروفي
@towardinside
آخر اکنون آدمی به چه چیزِ بیچونوچرا تر از تنِ خویش باور دارد؟
نیچه،
قطعه 10 دربارهیِ پیشداوری های فیلسوفان
@towardinside
نیچه،
قطعه 10 دربارهیِ پیشداوری های فیلسوفان
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
تغییرات جغرافیایی-فرهنگی
در فرهنگ های مختلف بشری مراسم مختلفی وجود داشته است برای استقبال از گرما و فصل گرم.
چنین مراسمی را می توان در بسیاری از نقاط زمین و به خصوص در کشورهای سردسیر مشاهده کرد. در این کشورها سرما یک معضل آزار دهنده مهم انسانی و اجتماعی بوده و بر بخش های مختلف زندگی تاثیر گذار بوده است. در چنین جوامعی از مدت ها پیش برای آغاز فصل سرد برنامه ریزی می شده و لباس ها و سرپناه های گوناگون به این منظور تخصیص می یافته اند.
مراسم مرتبط با پایان فصل سرد بخشی مهم از سنت ها و فرهنگ های بشری بوده و آیین های گوناگونی با آن پیوند خورده اند. در این مراسم با آغاز فصل گرم به عنوان نمونه عروسک هایی که نماد سرما دانسته می شده اند را به آتش می کشیدند و آغاز گرما را جشن می گرفتند.
در سال های اخیر در اثر دخالت های فراگیر و بی حساب و کتاب بشری در طبیعت، تغییرات آب و هوایی و گرم شدن کره زمین از مهمترین تحولات رخ داده در طبیعت بشری است.
گرم شدن کره زمین به حدی است که بسیاری از یخ های قطبی در حال آب شدن هستند و با سرعتی قابل توجه بر درجه دمای هوای جهان افزوده می گردد.
در نتیجه به نظر می رسد در سال های آینده متناسب با تغییرات آب و هوایی و گرم شدن زمین شاهد وقوع تغییرات مهمی در فرهنگ های جوامع مختلف خواهیم بود. این تغییرات به حدی است که دور از انتظار نخواهد بود اگر مردمان مختلف در اقصی نقاط جهان دیگر نه آغاز فصل گرم بلکه آغاز سرما و فصل سرد را جشن بگیرند.
در این راستا، به نظر می رسد به زودی آیین ها و رسومات متناسب با تغییر فصل دگرگون شوند و گرامی داشت فصل گرم به گرامی داشت فصل سرد تبدیل شود.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
در فرهنگ های مختلف بشری مراسم مختلفی وجود داشته است برای استقبال از گرما و فصل گرم.
چنین مراسمی را می توان در بسیاری از نقاط زمین و به خصوص در کشورهای سردسیر مشاهده کرد. در این کشورها سرما یک معضل آزار دهنده مهم انسانی و اجتماعی بوده و بر بخش های مختلف زندگی تاثیر گذار بوده است. در چنین جوامعی از مدت ها پیش برای آغاز فصل سرد برنامه ریزی می شده و لباس ها و سرپناه های گوناگون به این منظور تخصیص می یافته اند.
مراسم مرتبط با پایان فصل سرد بخشی مهم از سنت ها و فرهنگ های بشری بوده و آیین های گوناگونی با آن پیوند خورده اند. در این مراسم با آغاز فصل گرم به عنوان نمونه عروسک هایی که نماد سرما دانسته می شده اند را به آتش می کشیدند و آغاز گرما را جشن می گرفتند.
در سال های اخیر در اثر دخالت های فراگیر و بی حساب و کتاب بشری در طبیعت، تغییرات آب و هوایی و گرم شدن کره زمین از مهمترین تحولات رخ داده در طبیعت بشری است.
گرم شدن کره زمین به حدی است که بسیاری از یخ های قطبی در حال آب شدن هستند و با سرعتی قابل توجه بر درجه دمای هوای جهان افزوده می گردد.
در نتیجه به نظر می رسد در سال های آینده متناسب با تغییرات آب و هوایی و گرم شدن زمین شاهد وقوع تغییرات مهمی در فرهنگ های جوامع مختلف خواهیم بود. این تغییرات به حدی است که دور از انتظار نخواهد بود اگر مردمان مختلف در اقصی نقاط جهان دیگر نه آغاز فصل گرم بلکه آغاز سرما و فصل سرد را جشن بگیرند.
در این راستا، به نظر می رسد به زودی آیین ها و رسومات متناسب با تغییر فصل دگرگون شوند و گرامی داشت فصل گرم به گرامی داشت فصل سرد تبدیل شود.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/BvHWjI2nxGZ/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=5yhy8tubnvam
@towardinside
از ازدواج با بِرتا چیز به درد بخوری عایدم نشد. آخر میدانید؟ زنها همیشه نداشتهها را به شما یادآوری میکنند. خلاهای موجود به زبانشان جاری میشود و مُدام درخواست دارند.
همین خاصیت باعث میشود روزگارتان قوام پیدا کند. اگر من تنها برای خودم زندگی میکردم، یک آشپزخانه با حداقلِ وسایل، و یک تلویزیون و یک بالش و یک پتو برایم بس بود.
اما زن که وارد زندگیِ تو میشود، دیگر تکلیفِ از زمین تا سقف تغییر میکند.
بِرتا هم مثل بیشتر زنها مرا وادار و مجاب کرد تا این که بعد از سه دهه زندگیِ مشترک، حالا خانهای مجهز دارم و دو ساختمان ویلایی در نقاطی خوش آب و هوا.
اما نکته اینجاست که هیچ دستاوردی هم جز این ندارم.
برعکس، برادرم زنی گرفت به نام مارکِتا، که همیشه کمبودهای آثار هنریِ شوهرش را به زبان میآورد. برادرم، سرانجام هزینههای زیادی کرد. اما برای کارگاهِ کاشیسازی خودش، نه برای خریدِ ملک و زمین.
حالا او دارد از ساختن هرروز ایدههایش در کارگاه کاشیسازی لذت تام میبرد. و من نشستهام در تراسِ ویلا و هوا میخورم.
معتقدم اگر به حرف زنی همچون برتا گوش بدهیم،
در نهایت، این زندگی با پنج - شش تا ملک و خانه و ویلا به پایان میرسد.
باید زنی به همسری گرفت که مدام نداشتهها را بزند توی سر آدم. ولی نه آنطور احمقانه که برتا انجام میدهد.
درآمد نباید خرج چاهِ ویلی شود که نهایتی هم ندارد و هر چه پر شود، باز هم جا داشته باشد.
علی اشکان نژاد
@towardinside
از ازدواج با بِرتا چیز به درد بخوری عایدم نشد. آخر میدانید؟ زنها همیشه نداشتهها را به شما یادآوری میکنند. خلاهای موجود به زبانشان جاری میشود و مُدام درخواست دارند.
همین خاصیت باعث میشود روزگارتان قوام پیدا کند. اگر من تنها برای خودم زندگی میکردم، یک آشپزخانه با حداقلِ وسایل، و یک تلویزیون و یک بالش و یک پتو برایم بس بود.
اما زن که وارد زندگیِ تو میشود، دیگر تکلیفِ از زمین تا سقف تغییر میکند.
بِرتا هم مثل بیشتر زنها مرا وادار و مجاب کرد تا این که بعد از سه دهه زندگیِ مشترک، حالا خانهای مجهز دارم و دو ساختمان ویلایی در نقاطی خوش آب و هوا.
اما نکته اینجاست که هیچ دستاوردی هم جز این ندارم.
برعکس، برادرم زنی گرفت به نام مارکِتا، که همیشه کمبودهای آثار هنریِ شوهرش را به زبان میآورد. برادرم، سرانجام هزینههای زیادی کرد. اما برای کارگاهِ کاشیسازی خودش، نه برای خریدِ ملک و زمین.
حالا او دارد از ساختن هرروز ایدههایش در کارگاه کاشیسازی لذت تام میبرد. و من نشستهام در تراسِ ویلا و هوا میخورم.
معتقدم اگر به حرف زنی همچون برتا گوش بدهیم،
در نهایت، این زندگی با پنج - شش تا ملک و خانه و ویلا به پایان میرسد.
باید زنی به همسری گرفت که مدام نداشتهها را بزند توی سر آدم. ولی نه آنطور احمقانه که برتا انجام میدهد.
درآمد نباید خرج چاهِ ویلی شود که نهایتی هم ندارد و هر چه پر شود، باز هم جا داشته باشد.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . از ازدواج با بِرتا چیز به درد بخوری عایدم نشد. آخر میدانید؟ زنها همیشه نداشتهها را به شما یادآوری میکنند. خلاهای موجود به زبانشان جاری میشود و مُدام درخواست دارند. همین خاصیت باعث میشود روزگارتان قوام پیدا کند. اگر من تنها برای خودم زندگی میکردم،…
برخيز كه مي رود زمستان
بگشاي درِ سراي بُستان
نارنج و بنفشه بر طبق نِه
منقل بگذار در شبستان
سعدي
@towardinside
بگشاي درِ سراي بُستان
نارنج و بنفشه بر طبق نِه
منقل بگذار در شبستان
سعدي
@towardinside
شاید فکر کنی که تناقضی آشکار را این جا مشاهده میکنی. اگر این طور است، به این حرف گوش کن. همسرت را در 24 ساعت آینده به دقت زیر نظر بگیر. اگر خانم خوبت، چیزی شبیه یک تناقض در رفتارش در این مدت نشان نداد، خدا به دادت برسد، چراکه با یک هیولا ازدواج کرده ای.
ماه الماس
ویلکی کالینز
@towardinside
ماه الماس
ویلکی کالینز
@towardinside
http://tarjomaan.com/neveshtar/9327/
چتهای بیهوده، به روایت زبانشناسان
مالینوفسکی راز شبکههای اجتماعی را کشف کرده بود: «صرفاً با دیگران بودن»
ریچارد گیبسون
ترجمهی: الهام آقاباباگلی
مرجع:Hedgehog
اگر چند روزی در توییتر، اینستاگرام یا هر شبکۀ اجتماعیِ دیگری پرسه بزنید، مداوماً با آدمهای منتقدی روبهرو میشوید که میگویند سطح بحثها خیلی پایین آمده و دیگر هیچکس حرف جدی نمیزند و همه شدهاند کارشناس و حرفهایی شبیه این. این انتقادات ریشه در تصور خاصی از زبان دارند که میگوید زبان ابزاری است برای انتقال «افکار و اندیشهها». اما اگر اساساً هدف از حرفزدن، نه انتقال پیام، که صرفاً لذتبردن از معاشرت و پیوند با دیگران باشد چه؟
@towardinside
چتهای بیهوده، به روایت زبانشناسان
مالینوفسکی راز شبکههای اجتماعی را کشف کرده بود: «صرفاً با دیگران بودن»
ریچارد گیبسون
ترجمهی: الهام آقاباباگلی
مرجع:Hedgehog
اگر چند روزی در توییتر، اینستاگرام یا هر شبکۀ اجتماعیِ دیگری پرسه بزنید، مداوماً با آدمهای منتقدی روبهرو میشوید که میگویند سطح بحثها خیلی پایین آمده و دیگر هیچکس حرف جدی نمیزند و همه شدهاند کارشناس و حرفهایی شبیه این. این انتقادات ریشه در تصور خاصی از زبان دارند که میگوید زبان ابزاری است برای انتقال «افکار و اندیشهها». اما اگر اساساً هدف از حرفزدن، نه انتقال پیام، که صرفاً لذتبردن از معاشرت و پیوند با دیگران باشد چه؟
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvJAG9Sn7QV/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1crt2d4eog42w
@towardinside
کسی که راه را نشان میدهد، انسان را نفهمیده است.
دانستنِ راه، کسی را خوشحال نمیکند.
حال آنکه او همواره به دنبال "میانبُر" است!
علی اشکان نژاد
@towardinside
کسی که راه را نشان میدهد، انسان را نفهمیده است.
دانستنِ راه، کسی را خوشحال نمیکند.
حال آنکه او همواره به دنبال "میانبُر" است!
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . کسی که راه را نشان میدهد، انسان را نفهمیده است. دانستنِ راه، کسی را خوشحال نمیکند. حال آنکه او همواره به دنبال "میانبُر" است. #راه #میانبر #جادو #انسان #عکاس_خودم #علی_اشکان_نژاد
احتمال مواجه با خود غیرواقعی در آزمون های روانشناسی
در اساطیریونان قدیم شاهی بود که دست به هر چیزی که میزد طلا میشد.در ابتدا آدمی به اندیشه می افتد که چقدر خوب است که کسی دست به هر چه می زند طلا شود.اما مسئله بر سر این است که آن شخص نمی خواهد بعضی چیزها طلا شوند.در این صورت چه کند؟در علوم انسانی هم همین مشکل وجود دارد.یعنی گاهی وقت ها می خواهیم اصلا موضوع لمس شده طلا نشود،اما به محض اینکه به کسی نگاه می کنیم،می گوییم می خواهیم با شما مصاحبه کنیم،می خواهیم شما را آزمایش کنیم،شما را ببریم توی لابراتوار فلان علم،فورا وضعش عوض میشود.
بیشترین ناکامی تحقیقاتی ای که در لابراتوارهای روانشناسی صورت می گیرد،ناشی از همین مسئله است که تا به شخص می گویند شما را می بریم به لابراتوار روانشناسی،حالش عوض می شود و آن صرافت طبعی را که قبلا داشت و میشد در باب باورهایش،احساسات و عواطفش و نیازها و خواسته هایش بررسی و تحقیق کرد،از دست میرود.این شخص الان دیگر دفرمه شده،به یک فرم دیگری درآمده.حالا اگر طلا هم شده باشد،باز به درد ما نمیخورد،چون ما میخواستیم همان مس اولیه طلا نشده را بررسی کنیم.
مصطفی ملکیان،مبانی معرفت شناسی و روش شناسی در علوم انسانی
@towardinside
در اساطیریونان قدیم شاهی بود که دست به هر چیزی که میزد طلا میشد.در ابتدا آدمی به اندیشه می افتد که چقدر خوب است که کسی دست به هر چه می زند طلا شود.اما مسئله بر سر این است که آن شخص نمی خواهد بعضی چیزها طلا شوند.در این صورت چه کند؟در علوم انسانی هم همین مشکل وجود دارد.یعنی گاهی وقت ها می خواهیم اصلا موضوع لمس شده طلا نشود،اما به محض اینکه به کسی نگاه می کنیم،می گوییم می خواهیم با شما مصاحبه کنیم،می خواهیم شما را آزمایش کنیم،شما را ببریم توی لابراتوار فلان علم،فورا وضعش عوض میشود.
بیشترین ناکامی تحقیقاتی ای که در لابراتوارهای روانشناسی صورت می گیرد،ناشی از همین مسئله است که تا به شخص می گویند شما را می بریم به لابراتوار روانشناسی،حالش عوض می شود و آن صرافت طبعی را که قبلا داشت و میشد در باب باورهایش،احساسات و عواطفش و نیازها و خواسته هایش بررسی و تحقیق کرد،از دست میرود.این شخص الان دیگر دفرمه شده،به یک فرم دیگری درآمده.حالا اگر طلا هم شده باشد،باز به درد ما نمیخورد،چون ما میخواستیم همان مس اولیه طلا نشده را بررسی کنیم.
مصطفی ملکیان،مبانی معرفت شناسی و روش شناسی در علوم انسانی
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
خبرهای هیچ و پوچ
پژوهشگران میگویند به راز اینکه چرا بعضی از مردم لاغرند در حالیکه بعضی دیگر به راحتی اضافه وزن میکنند، پی بردهاند.
سایت بی بی سی/ 17 مارس 2019
این جمله را چند صد بار در عمرتان شنیده اید؟
بیایید یک بار اما بشنویم که بی دقت به سراغ خبرها نرویم.
چاقی و لاغری از مهمترین مفاهیمی است که زندگی ما را در بر گرفته است. رسانه ها هزاران بار از چاقی نهی می کنند و بدنی ورزیده و عضلانی را تشویق می کنند. این نوعی «مدیریت بدن» است که هر روز بر ما اعمال می شود و آزادی و فردیت ما را به سخره می گیرد.
به ویژه زنان از مهترین قربانیان این نوع مدیریت هستند که نگهبانان «جامعه کنترل شده» یکدم آنها را به حال خود رها نمی کنند. پزشکان، روانشناسان، جامعه شناسان و رسانه ها از مهترین پاسداران این جامعه و از مهمترین ابزارهای مدیریت بدن هستند. آنها مدام به زنان هشدار می دهند و آنها را به تبعیت از الگویی قالبی تشویق می کنند که جزئی ترین خصوصیات آن نیز به دقت از پیش مشخص شده است.
اکنون به لطف حضور دانشمندان و متخصصان مختلف و رسانه های گوناگون بدن انسان از لحظه تولد تا هنگام مرگ در کنترل دیگران است و به خود او تعلق ندارد. این امر احساس دائمی تحت فشار بودن، اضطراب و سرکوب را برای آدمیان فراهم آورده و آنها را از انتخاب و پیگیری شیوه دلخواه خویش در مورد بدن خود بازداشته است.
در نتیجه چنین خبرهایی که به صورت مسلسل بار هر روز و در چندین نوبت مردان و زنان را بمباران می کنند هدفی جز در اختیار گرفتن بدن فرد و تشویق او به سبک زندگی استاندارد و قالبی و مصرف گرایی بیش از پیش ندارند.
تا هنگامی که جامعه کنترل شده، مدیریت بدن و جامعه مصرف گرا در تناسب با حکمرانی بازار به تسلط خود ادامه می دهند باید در انتظار دریافت روزانه چنین خبرهایی بود و البته باید در برابر آنها مقاومت کرد و مدیریت بدن خویش را خود در دست گرفت.
پس چنین خبرهایی را از یک گوش بشنوید و از گوش دیگر به در کنید و کنترل بدن خود را به سادگی به دست دیگران نسپارید!
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
پژوهشگران میگویند به راز اینکه چرا بعضی از مردم لاغرند در حالیکه بعضی دیگر به راحتی اضافه وزن میکنند، پی بردهاند.
سایت بی بی سی/ 17 مارس 2019
این جمله را چند صد بار در عمرتان شنیده اید؟
بیایید یک بار اما بشنویم که بی دقت به سراغ خبرها نرویم.
چاقی و لاغری از مهمترین مفاهیمی است که زندگی ما را در بر گرفته است. رسانه ها هزاران بار از چاقی نهی می کنند و بدنی ورزیده و عضلانی را تشویق می کنند. این نوعی «مدیریت بدن» است که هر روز بر ما اعمال می شود و آزادی و فردیت ما را به سخره می گیرد.
به ویژه زنان از مهترین قربانیان این نوع مدیریت هستند که نگهبانان «جامعه کنترل شده» یکدم آنها را به حال خود رها نمی کنند. پزشکان، روانشناسان، جامعه شناسان و رسانه ها از مهترین پاسداران این جامعه و از مهمترین ابزارهای مدیریت بدن هستند. آنها مدام به زنان هشدار می دهند و آنها را به تبعیت از الگویی قالبی تشویق می کنند که جزئی ترین خصوصیات آن نیز به دقت از پیش مشخص شده است.
اکنون به لطف حضور دانشمندان و متخصصان مختلف و رسانه های گوناگون بدن انسان از لحظه تولد تا هنگام مرگ در کنترل دیگران است و به خود او تعلق ندارد. این امر احساس دائمی تحت فشار بودن، اضطراب و سرکوب را برای آدمیان فراهم آورده و آنها را از انتخاب و پیگیری شیوه دلخواه خویش در مورد بدن خود بازداشته است.
در نتیجه چنین خبرهایی که به صورت مسلسل بار هر روز و در چندین نوبت مردان و زنان را بمباران می کنند هدفی جز در اختیار گرفتن بدن فرد و تشویق او به سبک زندگی استاندارد و قالبی و مصرف گرایی بیش از پیش ندارند.
تا هنگامی که جامعه کنترل شده، مدیریت بدن و جامعه مصرف گرا در تناسب با حکمرانی بازار به تسلط خود ادامه می دهند باید در انتظار دریافت روزانه چنین خبرهایی بود و البته باید در برابر آنها مقاومت کرد و مدیریت بدن خویش را خود در دست گرفت.
پس چنین خبرهایی را از یک گوش بشنوید و از گوش دیگر به در کنید و کنترل بدن خود را به سادگی به دست دیگران نسپارید!
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/BvJ_mlaHNT_/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=16pns4otm7vz0
@towardinside
پِتری، همیشه احساسِ حرارتی عجیب در ناحیهی کُرهی چشمانش میکرد. مجبور میشد، شیئی سرد و خُنک پیدا کند تا پلکهایش را بچسباند روی آن. قاشقِ غذاخوری، پایهی نوار چسب، و حتی چارچوب فلزیِ درِ اتاقها.
این حرکت میتوانست برای دیگران عجیب باشد و گاهی جنونآمیز به نظر برسد. پس بایستی در خلوت انجام بپذیرد تا کسی متوجه نشود. البته هیچکس در جهان نیست که مجموعهای از رفتارهای "در خلوت" برای خودش نداشته باشد. اما غالبا این رفتارها با رفتارهای دیگران متناسب و یکنواخت نیست.
پِتری یک روز به مهمانی رفت. در میانهی شبنشینی چشمهایش شروع کردند به گرمشدن. از جایش بلند شد، سِرو چای را بهانه کرد و به آشپزخانه رفت. ناگهان ساوِریا را دید که ساقهای دستش را چسبانده به دیوارهی فلزیِ یخچال. ساوِریا ناگهان برگشت و پِتری را که دید، خجالت زده شد. پِتری بلافاصله یک قاشق از سبد ظرفشویی برداشت و گذاشت روی چشم راستش. ساوِریا آرام گرفت.
علی اشکان نژاد
@towardinside
پِتری، همیشه احساسِ حرارتی عجیب در ناحیهی کُرهی چشمانش میکرد. مجبور میشد، شیئی سرد و خُنک پیدا کند تا پلکهایش را بچسباند روی آن. قاشقِ غذاخوری، پایهی نوار چسب، و حتی چارچوب فلزیِ درِ اتاقها.
این حرکت میتوانست برای دیگران عجیب باشد و گاهی جنونآمیز به نظر برسد. پس بایستی در خلوت انجام بپذیرد تا کسی متوجه نشود. البته هیچکس در جهان نیست که مجموعهای از رفتارهای "در خلوت" برای خودش نداشته باشد. اما غالبا این رفتارها با رفتارهای دیگران متناسب و یکنواخت نیست.
پِتری یک روز به مهمانی رفت. در میانهی شبنشینی چشمهایش شروع کردند به گرمشدن. از جایش بلند شد، سِرو چای را بهانه کرد و به آشپزخانه رفت. ناگهان ساوِریا را دید که ساقهای دستش را چسبانده به دیوارهی فلزیِ یخچال. ساوِریا ناگهان برگشت و پِتری را که دید، خجالت زده شد. پِتری بلافاصله یک قاشق از سبد ظرفشویی برداشت و گذاشت روی چشم راستش. ساوِریا آرام گرفت.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . پِتری، همیشه احساسِ حرارتی عجیب در ناحیهی کُرهی چشمانش میکرد. مجبور میشد، شیئی سرد و خُنک پیدا کند تا پلکهایش را بچسباند روی آن. قاشقِ غذاخوری، پایهی نوار چسب، و حتی چارچوب فلزیِ درِ اتاقها. این حرکت میتوانست برای دیگران عجیب باشد و گاهی جنونآمیز…
من به سرنوشت التماس میکنم که این شانس را به من بدهد که آن سوتر از خودم را ببینم و با کسی ملاقات کنم.
ظرافت جوجهتیغی
موریل باربری
@towardinside
ظرافت جوجهتیغی
موریل باربری
@towardinside
http://thesis11.com/Article.aspx?Id=6450
درآمدي بر تاريخچه نظری نولیبرالیسم: نولیبرالیسم «زنده» است یا «مرده»
ویلیام دیویس - ترجمه: جواد گنجی
اصطلاح «نولیبرالیسم» طی سالهای اخیر به شکلی فزاینده آشنا و متداول شده است. این اصطلاح تا دهه ۱۹۹۰ نسبتا ناشناخته بود، یعنی زمانیکه مفهوم نولیبرالیسم عمدتا توسط منتقدان ایده رایج بازار آزاد به کار گرفته شد، ایدهای که به یمن حمایت «اجماع واشنگتن» در سرتاسر جهان در حال گسترش بود. «جنبش ضد جهانیشدن» که به واسطه اعتراضات سیاتل در ۱۹۹۹ علیه سازمان تجارت جهانی شهرت یافت، معنای تحقیرآمیز نولیبرالیسم در مقام شکلی از بنیادگرایی بازار را بیش از پیش افزایش داد، نوعی بنیادگرایی که به دست حکومت و نهادهای چندجانبه ایالات متحده آمریکا بر ملتهای در حال توسعه تحمیل میشود. فرضیه زیربنایی این روایت از نولیبرالیسم بهویژه آن است که نولیبرالیسم همزمان با انتخابات رهبران سیاسی «راست جدید»، به خصوص مارگارت تاچر و رونالد ریگان، در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ پدید آمد. اما در این دوره، در مورد تاریخ طولانیتر تفکر نولیبرال پیش از این تغییر سیاسی کار پژوهشی نسبتا کمی وجود داشت.
@towardinside
درآمدي بر تاريخچه نظری نولیبرالیسم: نولیبرالیسم «زنده» است یا «مرده»
ویلیام دیویس - ترجمه: جواد گنجی
اصطلاح «نولیبرالیسم» طی سالهای اخیر به شکلی فزاینده آشنا و متداول شده است. این اصطلاح تا دهه ۱۹۹۰ نسبتا ناشناخته بود، یعنی زمانیکه مفهوم نولیبرالیسم عمدتا توسط منتقدان ایده رایج بازار آزاد به کار گرفته شد، ایدهای که به یمن حمایت «اجماع واشنگتن» در سرتاسر جهان در حال گسترش بود. «جنبش ضد جهانیشدن» که به واسطه اعتراضات سیاتل در ۱۹۹۹ علیه سازمان تجارت جهانی شهرت یافت، معنای تحقیرآمیز نولیبرالیسم در مقام شکلی از بنیادگرایی بازار را بیش از پیش افزایش داد، نوعی بنیادگرایی که به دست حکومت و نهادهای چندجانبه ایالات متحده آمریکا بر ملتهای در حال توسعه تحمیل میشود. فرضیه زیربنایی این روایت از نولیبرالیسم بهویژه آن است که نولیبرالیسم همزمان با انتخابات رهبران سیاسی «راست جدید»، به خصوص مارگارت تاچر و رونالد ریگان، در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ پدید آمد. اما در این دوره، در مورد تاریخ طولانیتر تفکر نولیبرال پیش از این تغییر سیاسی کار پژوهشی نسبتا کمی وجود داشت.
@towardinside
Thesis11
درآمدي بر تاريخچه نظری نولیبرالیسم: نولیبرالیسم «زنده» است یا «مرده»
«دوام و بقای نولیبرالیسم موضوعی است که خود نیازمند تبیین است. بحران مالی جهانی ظاهراً منجر به تقویت، و نه تضعیف نولیبرالیسم و کارشناسان مبلغ آن شده است. به نظر میرسد دولتها حتی بیش از گذشته خود را متعهد به دفاع از منافع مالی، در تقابل با دیگر منافع سیاسی،…