رو به درون
1.93K subscribers
8.86K photos
931 videos
46 files
6.97K links
Download Telegram
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال
چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد

حافظ






@towardinside
«اگر واقعا می‌خواهید فیلمنامه بنویسید همه آن چیزی که نیاز دارید، کاغذ و یک مداد است. از این طریق است که شما یاد می‌گیرید سینما چیست.»
«اما کار خسته‌کننده نوشتن باید تبدیل به طبیعت ثانویه شما بشود. وقتی می‌روید کوهنوردی اولین چیزی که به شما گفته می‌شود این است که به قله نگاه نکنید. به زمین زیرپایتان نگاه کنید. قدم به قدم پیش بروید.»

کوروساوا




@towardinside
http://tarjomaan.com/neveshtar/9340/

مشهور نیستی اما همه تو را می‌شناسند: داستان کودکان پرطرفدار اینستاگرامی
کم‌سن‌وسال‌ترین ستاره‌های اینستاگرامی شهرتشان را مدیون کار سخت والدین در پشت صحنه‌اند

الی ولپی
ترجمۀ: حسین رحمانی
مرجع:Atlantic

پنج‌هزار دلار درآمدی نیست که روزانه نصیب هر کسی شود. اما کودکانِ اینفلوئنسر و اینستاگرامی «هر کسی» نیستند. والدین آن‌ها می‌توانند عکسی از فرزند خود بیندازند و، بابت تبلیغات تجاری، از شرکت‌های بزرگ و سرمایه‌دار پول هنگفتی بگیرند. البته هر چه این عکس‌ها خودمانی‌تر و غیرتجملاتی باشند، تأثیر بیشتری بر مخاطبان می‌گذارند. به همین دلیل، اصلاً وسایل زیادی برای صحنه‌پردازی لازم نیست: پس‌زمینه‌ای رنگی، چند لباس معمولی، شاید یک عکاس و نهایتاً کودکی که مؤثرترین استراتژی برای فروش است.


@towardinside
در زندگی دورانی هست که آدمی بی‌انصاف می‌شود، و این‌ بی‌انصافی نیز به‌جای خود خوب و لازم است. باید مدتی بی‌انصاف شد و به همه‌ی چیزهایی که به ما گفته‌اند و یاد داده‌اند شک برد. در این دوران آدمی پرخاشگر می‌شود و همه چیز را انکار می‌کند و می‌خواهد خود به حقایق پی ببرد. طبعاً چیزهایی را در دوران کودکی در ذهن و فکر ما فرو کرده‌اند و هرکس که بخواهد از دوران کودکی بگذرد، باید این چیزها را بالا بیاورد و بیرون بریزد.

ژان کریستف
رومن رولان




@towardinside
‍ من همینجوری به حرف زدن ادامه میدم، واسه اینکه میترسم اگه حرفامو قطع کنم یه وقفه بیفته و تو همون فاصله تو بگی "دیگه داره دیروقت میشه" یا "من باید برم"... و من اصن واسه این جمله آماده نیستم...
هیچوقت...


📽 Barney's Version




@towardinside
حق با بهار بود، با همان ساقه‌های لخت. بر این پهنه‌ی خاک چیزی هست که به رغم ما ادامه می‌دهد. خوب است که جلوه‌های بودن را به غم و شادی ما نبسته‌اند.

هوشنگ گلشيري
آینه های دردار






@towardinside
زندگی همه‌اش اختیار است ‏اما اگر "تقدیر" بگذارد.

رنه دکارت






@towardinside
چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست

که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست

سعدی





@towardinside
بازار پزشکی و پزشکی بازاری


امروز یکبار دیدگاه پزشکان تغییر کرد! آنها اعلام کردند که دیگر مصرف روزانه تخم مرغ برای سلامت بدن مفید نیست بلکه می تواند خطر سکته را افزایش دهد!

آیا پزشکی علمی همیشه در بحران است؟ به این معنا که نظریه ها و رویکردهای مختلف در درون آن با یکدیگر رقابت می کنند و هر چند وقت یکبار یکی از آنها به تسلط می رسد یا آنکه اغتشاشات، سردرگمی ها و تغییر عقاید در درون آن در جای دیگری ریشه دارد؟

تعدد دیدگاه ها، نظریه ها و روش ها در علوم انسانی و علوم اجتماعی امری رایج است و همین امر در عین به وجود آوردن مشکلاتی، راه بر سرزندگی و نشاط بحث های علمی باز کرده است. اما بعید است اوضاع در پزشکی که از علوم طبیعی و دقیقه ارتزاق می کند کاملا به مانند علوم انسانی و اجتماعی باشد.

حقیقت آن است که پزشکی امروز ازتباط وثیقی با بازار و فعالیت های تجاری برقرار کرده است. در نتیجه بسیاری از شرکت های تجاری که به خوبی از تاثیر اخبار مربوط به سلامت بر افراد جامعه مطلع هستند از پزشکی به عنوان ابزاری در جهت تاثیرگذاری بر مشتریان و فروش محصولاتشان استفاده می کنند و جامعه پزشکی نیز در مواردی با دریافت سودهای کلان در جهت منافع آنها گام بر می دارد.
متاسفانه تاریخ شاهد نمونه های فراوان چنین ارتباطات ابزاری و تجاری بوده و روز به روز نیز بر چنین مواردی افزوده می گردد.

در نتیجه پزشکی از جایگاه یک علم مرتبط با انسان، حیات بخش و روحانی به ابزار دست بازار تبدیل شده و هر روز عمدتا بر اثر رقابت های تجاری دیدگاه ها و نظرات عمومی پزشکان دستخوش تغییر و دگرگونی می شود.
اوضاع به گونه ای است که می توان پیشنهاد کرد از این به بعد به جای پیگیری اخبار پزشکی و گوش دادن به زبان پزشکان، به تحرکات بازار، خرید و فروش سهام شرکت های بزرگ و فعل و انفعالات تجاری کلان گوش بسپارید تا متوجه شوید کدام محصول برای شما مفید است و کدام محصول سلامتی شما را به خطر می اندازد!


رضا تسلیمی طهرانی







@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/BvEgnTVn6IH/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=2fbvt1t42dm9
@towardinside



دختر، کارش را دوست نداشت. در یک درمانگاه، مسؤول رادیولوژی بود. اما با این حال، هر روز رأس ساعت در محل کار حاضر می‌شد.

یک روز صبح، در آینه نگاه کرد و ناگهان به خودش لرزید. خط چروکی روی پوست صورتش پیدا کرده بود.
زارزار گریه کرد. اما سپس تصمیم گرفت کارش را تغيير دهد و لابراتوار کِرِم‌های ضدچروک تأسیس کند.

سال‌ها گذشت و کم‌کم پیر شد. حالا تمام پوست بدنش چروک داشت، اما خوشحال بود. چون برای خودش کار می‌کرد، نه برای دیگری.

علی اشکان نژاد
آه ای یقین گمشده، ای ماهی گریز
در برکه‌های آینه لغزیده توبه‌تو!
من آبگیر صافی‌ام، اینک! به سحر عشق؛
از برکه‌های آینه راهی به من بجو!

احمد شاملو




@towardinside
هیچ رویدادی در سطح زمین موجب ایستادن کار معدن نمی‌شود و یا لااقل تنها چند هفته ای آن را به تعویق می‌اندازد. هنگامی که هیتلر با قامتی استوار به پیش می‌رود، زمانی که حضرت پاپ، بلشویسم را رد می‌کند و سرانجام وقتی که شاعران نانسی از پشت به یکدیگر خنجر می‌زنند استخراج زغال سنگ همچنان ادامه می‌یابد.

جاده‌ای به اسکله ویگان
جورج اورول





@towardinside
http://tarjomaan.com/interview/9341/


تکنولوژی چگونه تصور انسان از خودش را تغیير داد؟
گزارشی از گفت‌وگو با پیتر گالیسون، مورخی که انتزاعی‌ترین امور را در پیش‌پا‌افتاده‌ترین مسائل جستجو می‌کند

پیتر گالیسون
ترجمۀ: علی کوچکی
مرجع:Edge

سال‌هاست که پیتر گالیسون همزمان مشغول فلسفه و فیلم و فیزیک است و به تکنولوژی نیز فکر می‌کند. گالیسون می‌گوید تا وقتی چیزی را در فیلم نبینم، نمی‌توانم درباره‌اش فلسفه‌ورزی کنم. پس وقتی دربارۀ تاریخ تکنولوژی حرف می‌زند، نباید توقع داشته باشیم کلمات عجیب‌وغریب فلسفی از او بشنویم. او به‌دنبال اتفاقات جزئی و ملموسی است که در ابتدای قرن بیستم رخ داد و تکلیف انسان را با تکنولوژی و خودش معلوم کرد: از مأموران سانسور روسی گرفته، تا ضدهوایی ارتش انگلستان.


@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvGMYn9HSRH/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=12dzyamif6stf
@towardinside




مقرر است که نقدکنندگان، همواره دست‌کم یک پله از پدیدآورندگان عقب‌‌اند.

در عالم واقع، به خلافِ مکتوباتِ روزنامه‌های زرد، چیزی به نام "نقد سازنده" نداریم.

یک) ناقدِ دیگران، یا دارد با این کار، خودش را به شىء نورانی می‌چسباند تا دیده شود.
یا از ترس عزت یافتن دیگران، و عقب‌ماندگی، به جای این که دست به کاری بزند، دارد تلاشِ تخریبی می‌کند.

دو) نقدِ خود، همواره به بیماریِ خودویرانگریِ صرف ختم می‌شود.

به جای این هر دو،
دست به تولید ایده‌هایمان بزنیم.

علی اشکان نژاد
این شمایید که به مردم می آموزید که چگونه با شما رفتار کنند...

وین دایر





@towardinside
گویی عشق در نرسیدن است
تلخی اش هم همین است
نرسیدن
دوری و تمام ِ فاصله ها
من تو را دوست دارم، تو دیگری را
دیگری من را دوست دارد، من دیگری را
من تو را دوست دارم، تو من را
اما نمی شود، همه چیز محکم می ایستد که نشود.

سال بلوا
عباس معروفي





@towardinside
آخر اکنون آدمی به چه چیزِ بی‌چون‌وچرا تر از تنِ خویش باور دارد؟


نیچه،
قطعه 10 درباره‌یِ پیش‌داوری های فیلسوفان





@towardinside
تغییرات جغرافیایی-فرهنگی


در فرهنگ های مختلف بشری مراسم مختلفی وجود داشته است برای استقبال از گرما و فصل گرم.
چنین مراسمی را می توان در بسیاری از نقاط زمین و به خصوص در کشورهای سردسیر مشاهده کرد. در این کشورها سرما یک معضل آزار دهنده مهم انسانی و اجتماعی بوده و بر بخش های مختلف زندگی تاثیر گذار بوده است. در چنین جوامعی از مدت ها پیش برای آغاز فصل سرد برنامه ریزی می شده و لباس ها و سرپناه های گوناگون به این منظور تخصیص می یافته اند.
مراسم مرتبط با پایان فصل سرد بخشی مهم از سنت ها و فرهنگ های بشری بوده و آیین های گوناگونی با آن پیوند خورده اند. در این مراسم با آغاز فصل گرم به عنوان نمونه عروسک هایی که نماد سرما دانسته می شده اند را به آتش می کشیدند و آغاز گرما را جشن می گرفتند.

در سال های اخیر در اثر دخالت های فراگیر و بی حساب و کتاب بشری در طبیعت، تغییرات آب و هوایی و گرم شدن کره زمین از مهمترین تحولات رخ داده در طبیعت بشری است.
گرم شدن کره زمین به حدی است که بسیاری از یخ های قطبی در حال آب شدن هستند و با سرعتی قابل توجه بر درجه دمای هوای جهان افزوده می گردد.

در نتیجه به نظر می رسد در سال های آینده متناسب با تغییرات آب و هوایی و گرم شدن زمین شاهد وقوع تغییرات مهمی در فرهنگ های جوامع مختلف خواهیم بود. این تغییرات به حدی است که دور از انتظار نخواهد بود اگر مردمان مختلف در اقصی نقاط جهان دیگر نه آغاز فصل گرم بلکه آغاز سرما و فصل سرد را جشن بگیرند.
در این راستا، به نظر می رسد به زودی آیین ها و رسومات متناسب با تغییر فصل دگرگون شوند و گرامی داشت فصل گرم به گرامی داشت فصل سرد تبدیل شود.


رضا تسلیمی طهرانی






@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/BvHWjI2nxGZ/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=5yhy8tubnvam
@towardinside



از ازدواج با بِرتا چیز به درد بخوری عایدم نشد. آخر می‌دانید؟ زن‌ها همیشه نداشته‌ها را به شما یادآوری می‌کنند. خلاهای موجود به زبان‌شان جاری می‌شود و مُدام درخواست دارند.
همین خاصیت باعث می‌شود روزگارتان قوام پیدا کند. اگر من تنها برای خودم زندگی می‌کردم، یک آشپزخانه با حداقلِ وسایل، و یک تلویزیون و یک بالش و یک پتو برایم بس بود.
اما زن که وارد زندگیِ تو می‌شود، دیگر تکلیفِ از زمین تا سقف تغییر می‌کند.
بِرتا هم مثل بیشتر زن‌ها مرا وادار و مجاب کرد تا این که بعد از سه دهه زندگیِ مشترک، حالا خانه‌ای مجهز دارم و دو ساختمان ویلایی در نقاطی خوش آب و هوا.
اما نکته این‌جاست که هیچ دستاوردی هم جز این ندارم.

برعکس، برادرم زنی گرفت به نام مارکِتا، که همیشه کمبودهای آثار هنریِ شوهرش را به زبان می‌آورد. برادرم، سرانجام هزینه‌های زیادی کرد. اما برای کارگاهِ کاشی‌سازی خودش، نه برای خریدِ ملک و زمین.
حالا او دارد از ساختن هرروز ایده‌هایش در کارگاه کاشی‌سازی لذت تام می‌برد. و من نشسته‌ام در تراسِ ویلا و هوا می‌خورم.

معتقدم اگر به حرف زنی همچون برتا گوش بدهیم،
در نهایت، این زندگی با پنج - شش تا ملک و خانه و ویلا به پایان می‌رسد.
باید زنی به همسری گرفت که مدام نداشته‌ها را بزند توی سر آدم. ولی نه آن‌طور احمقانه که برتا انجام می‌دهد.

درآمد نباید خرج چاهِ ویلی شود که نهایتی هم ندارد و هر چه پر شود، باز هم جا داشته باشد.

علی اشکان نژاد
برخيز كه مي رود زمستان
بگشاي درِ سراي بُستان

نارنج و بنفشه بر طبق نِه
منقل بگذار در شبستان

سعدي



@towardinside