بگذار چیزی بهت بگویم ماری!
زمین زیر پای ما، خیلی محکم بهنظر میرسد؛
اما اگر اتفاقی در زندگیت بیافتد، زیر پایت راحت خالی میشود...
هاروکی موراکامی
پس از تاریکی
@towardinside
زمین زیر پای ما، خیلی محکم بهنظر میرسد؛
اما اگر اتفاقی در زندگیت بیافتد، زیر پایت راحت خالی میشود...
هاروکی موراکامی
پس از تاریکی
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
تنهایی در شهر شلوغ
کلانشهرها ما را در بر گرفته اند. تنهایی، انزوا و گمنامی از پدیده های رایج در زندگی شهری است که مشخصات زندگی اغلب افراد را مشخص می کنند.
شکل گیری اجتماعات محلی، خویشاوندی و ملی از راه های مقابله با چنین مسائل اجتماعی است و یکی از راه های عمده برخورد با آنها تاکید بر روابط همسایگی است.
شهرنشینان امروز در «خانه های تنهایی» سکونت دارند و از دیگر افراد جامعه و به خصوص همسایگان خود دور هستند. در نتیجه همزیستی با همسایگان و تقویت روابط اجتماعی با آنها می تواند شهرنشینان را از تنهایی و انزوا نجات دهد.
برقراری روابط اجتماعی با همسایگان و جوشش اجتماعی با آنها را نباید با برچسب هایی چون فضولی و دخالت در حوزه خصوصی آنها یکی دانست و به سادگی آن را محکوم کرد.
باید با همسایگان خود بیش از پیش آشنا شد، با آنها در علایق و موضوعات مشترک سهیم گشت، به هم قرض داد و از هم قرض گرفت و خود را در موضوعات محلی و همسایگی شریک کرد.
ارتباط با همسایگان به ما آرامش می دهد و حس امنیت، نشاط و دلبستگی اجتماعی را در ما بیدار می کند.
در حقیقت دو راه بیشتر برای ما باقی نمانده است: یا انزوا و محصور بودن در خویش در آپارتمان هایی بی روح و منفرد و یا پیوستگی با همسایگان، دوستان و خویشاوندان در شبکه ای از روابط اجتماعی.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
کلانشهرها ما را در بر گرفته اند. تنهایی، انزوا و گمنامی از پدیده های رایج در زندگی شهری است که مشخصات زندگی اغلب افراد را مشخص می کنند.
شکل گیری اجتماعات محلی، خویشاوندی و ملی از راه های مقابله با چنین مسائل اجتماعی است و یکی از راه های عمده برخورد با آنها تاکید بر روابط همسایگی است.
شهرنشینان امروز در «خانه های تنهایی» سکونت دارند و از دیگر افراد جامعه و به خصوص همسایگان خود دور هستند. در نتیجه همزیستی با همسایگان و تقویت روابط اجتماعی با آنها می تواند شهرنشینان را از تنهایی و انزوا نجات دهد.
برقراری روابط اجتماعی با همسایگان و جوشش اجتماعی با آنها را نباید با برچسب هایی چون فضولی و دخالت در حوزه خصوصی آنها یکی دانست و به سادگی آن را محکوم کرد.
باید با همسایگان خود بیش از پیش آشنا شد، با آنها در علایق و موضوعات مشترک سهیم گشت، به هم قرض داد و از هم قرض گرفت و خود را در موضوعات محلی و همسایگی شریک کرد.
ارتباط با همسایگان به ما آرامش می دهد و حس امنیت، نشاط و دلبستگی اجتماعی را در ما بیدار می کند.
در حقیقت دو راه بیشتر برای ما باقی نمانده است: یا انزوا و محصور بودن در خویش در آپارتمان هایی بی روح و منفرد و یا پیوستگی با همسایگان، دوستان و خویشاوندان در شبکه ای از روابط اجتماعی.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
باب اسفنجی: ببینم اگه از آینده اومدی بگو جمله بعدی من چیه؟
پلانگتون: یه چیز احمقانه
باب اسفنجی: وااااای درسته.
📽 The SpongeBob
@towardinside
پلانگتون: یه چیز احمقانه
باب اسفنجی: وااااای درسته.
📽 The SpongeBob
@towardinside
https://www.instagram.com/p/Bu_gFRqHjh1/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=126exkmqkd9wj
@towardinside
مایووی، روانشناس بود. روزهای زیادی مینشست در ایستگاه اتوبوسِ طرف دیگر خیابان، درست روبروی مغازهی کمکفنرسازی ژیچس تا ایده بگیرد.
وقتی خودرو در مسیر پر از چاله چوله قرار بگیرد، کمکفنر، جلوی لرزشهای بزرگ را میگیرد تا سرنشینان با کمترین احساسِ تکانخوردن از روی آن بگذرند.
با خودش فکر میکرد حالا اگر در مسیر زندگی هم بتوان یک چنین کمکفنرهایی برای آدم داشت، چقدر خوب میشود. مایووی اما نتوانست راهی پیدا کند که هیچ، همسرش او را ترک کرد. بچههایش هم تصمیم گرفتند با مادرشان زندگی کنند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
مایووی، روانشناس بود. روزهای زیادی مینشست در ایستگاه اتوبوسِ طرف دیگر خیابان، درست روبروی مغازهی کمکفنرسازی ژیچس تا ایده بگیرد.
وقتی خودرو در مسیر پر از چاله چوله قرار بگیرد، کمکفنر، جلوی لرزشهای بزرگ را میگیرد تا سرنشینان با کمترین احساسِ تکانخوردن از روی آن بگذرند.
با خودش فکر میکرد حالا اگر در مسیر زندگی هم بتوان یک چنین کمکفنرهایی برای آدم داشت، چقدر خوب میشود. مایووی اما نتوانست راهی پیدا کند که هیچ، همسرش او را ترک کرد. بچههایش هم تصمیم گرفتند با مادرشان زندگی کنند.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . مایووی، روانشناس بود. روزهای زیادی مینشست در ایستگاه اتوبوسِ طرف دیگر خیابان، درست روبروی مغازهی کمکفنرسازی ژیچس تا ایده بگیرد. وقتی خودرو در مسیر پر از چاله چوله قرار بگیرد، کمکفنر، جلوی لرزشهای بزرگ را میگیرد تا سرنشینان با کمترین احساسِ تکانخوردن…
انسداد نوشتن در میان نویسندگان نتیجه اتصال بیش از حد به حوزه سر است. سر خود را قطع کنید! پگاسوس، خدای شعر، از مدوسا متولد شد، البته پس از اینکه سر مارگون مدوسا زده شد. برای نوشتن باید بی احتیاط بود. تا جایی که آگاهی تان اجازه میدهد برای نوشتن دیوانه باشید.
جوزف کمپبل
ترجمه: مریم طهماسبی
@towardinside
جوزف کمپبل
ترجمه: مریم طهماسبی
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvA_Z0ynuz-/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=l8dnqfhwldnf
@towardinside
مهاجرت به خودیِ خود، نباید یکی از افتخارات زندگی ما به حساب بیاید.
تغییر در محل زندگی، تغییری بیرونی است، و به تنهایی نافع نتواند بود. سرانجام، تغییرات بیرونی سزاوار خوشنودی نخواهند بود.
علی اشکان نژاد
@towardinside
مهاجرت به خودیِ خود، نباید یکی از افتخارات زندگی ما به حساب بیاید.
تغییر در محل زندگی، تغییری بیرونی است، و به تنهایی نافع نتواند بود. سرانجام، تغییرات بیرونی سزاوار خوشنودی نخواهند بود.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . مهاجرت به خودیِ خود، نباید یکی از افتخارات زندگی ما به حساب بیاید. تغییر در محل زندگی، تغییری بیرونی است، و به تنهایی نافع نتواند بود. سرانجام، تغییرات بیرونی سزاوار خوشنودی نخواهند بود. #خودمان_را_گول_نزنیم #مهاجرت #زندگی #افتخار #تنبلی #عکاس_خودم #علی_اشکان_نژاد
همدیگر را دوست داشته باشیم
به همدیگر عشق بورزیم
اما نه چسبیده به هم ،
بگذاریم باد میان ما بوزد!
جبران خليل جبران
@towardinside
به همدیگر عشق بورزیم
اما نه چسبیده به هم ،
بگذاریم باد میان ما بوزد!
جبران خليل جبران
@towardinside
هرگز هیچ دو انسانی با روحیات و علاقه مندی های مطلقا مشترک یافت نشده است.
پس اگر در یک رابطهی دو نفره، هیچ مشکل و برخوردی به وجود نیاید، به این معنی است که یکی از این دو نفر تمام حرف های دلش را نمیزند...!
آلبا_دسس_پدس
@towardinside
پس اگر در یک رابطهی دو نفره، هیچ مشکل و برخوردی به وجود نیاید، به این معنی است که یکی از این دو نفر تمام حرف های دلش را نمیزند...!
آلبا_دسس_پدس
@towardinside
ديدي كه عشق يك اتفاق نيست
قرار قبلي است
مثل يك تفاهم ازلي
از ازل بوده
و تا ابد ادامه خواهد داشت.
پل الوار
@towardinside
قرار قبلي است
مثل يك تفاهم ازلي
از ازل بوده
و تا ابد ادامه خواهد داشت.
پل الوار
@towardinside
سکوت دربارهی یک مسئله فقط آن را بزرگتر میکند، رشد میدهد و همه چیز را میپوشاند.
تنسی ویلیامز
@towardinside
تنسی ویلیامز
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvB2Ii5nBlx/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1ktkelrkp4ger
@towardinside
موشها، دستِ بالا را در فاضلاب آکِرفِلت، به چنگ آوردند. جانوری نبود جز این که به او مسلط باشند، و بسیاری دیگر هم قتل عام شدند و از بین رفتند. موشها گربههایی را در قفس ها زندانی کرده بودند. غذا میدادند تا بزرگ شوند و سپس از گوشتشان تغذیه کنند.
آنها به دو دسته تقسیم شدند: سَرورانی به تعداد محدود و کم، و خدمتکارانی بیشمار.
هر موش حدود سی بچه به دنیا میآورد و تعدادشان به طور شگفتانگیزی زیاد میشد. سروران، صنایع بزرگی به نام گربهداری، نساجی، و قوریسازی در فاضلاب تاسیس کردند و جار میزدند که مصرفکننده باید بیشتر و بیشتر شود.
موشهای خدمتکار روزها کار میکردند و شبها مینشستند به چایخوری و گپزنی.
موشِ کتابخوان، تازهبالغ بود. میخواست مثل بقیه موشها خانواده تشکیل دهد و سیچهل تا بچه داشته باشد. اما از طرف دیگر متوجه موضوعی شد و آن این که اگر وضع اسفبار فعلی ادامه پیدا کند، یک قحطی بزرگ در راه خواهد بود. موشِ کنجکاو را به همسری گرفت، اما با این شرط که کنار هم به یک زندگی دو نفره رضایت بدهند. شغلی هم دست و پا کرد، چینیبندزنی، به جای این که موشها با شکستن قوریشان بروند یک قوری جدید بخرند.
کارش داشت میگرفت که به ضرب گلولهی یکی از سروران، از پای درآمد. موشهای دیگر، کمتر از ساعتی جسد او را خوردند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
موشها، دستِ بالا را در فاضلاب آکِرفِلت، به چنگ آوردند. جانوری نبود جز این که به او مسلط باشند، و بسیاری دیگر هم قتل عام شدند و از بین رفتند. موشها گربههایی را در قفس ها زندانی کرده بودند. غذا میدادند تا بزرگ شوند و سپس از گوشتشان تغذیه کنند.
آنها به دو دسته تقسیم شدند: سَرورانی به تعداد محدود و کم، و خدمتکارانی بیشمار.
هر موش حدود سی بچه به دنیا میآورد و تعدادشان به طور شگفتانگیزی زیاد میشد. سروران، صنایع بزرگی به نام گربهداری، نساجی، و قوریسازی در فاضلاب تاسیس کردند و جار میزدند که مصرفکننده باید بیشتر و بیشتر شود.
موشهای خدمتکار روزها کار میکردند و شبها مینشستند به چایخوری و گپزنی.
موشِ کتابخوان، تازهبالغ بود. میخواست مثل بقیه موشها خانواده تشکیل دهد و سیچهل تا بچه داشته باشد. اما از طرف دیگر متوجه موضوعی شد و آن این که اگر وضع اسفبار فعلی ادامه پیدا کند، یک قحطی بزرگ در راه خواهد بود. موشِ کنجکاو را به همسری گرفت، اما با این شرط که کنار هم به یک زندگی دو نفره رضایت بدهند. شغلی هم دست و پا کرد، چینیبندزنی، به جای این که موشها با شکستن قوریشان بروند یک قوری جدید بخرند.
کارش داشت میگرفت که به ضرب گلولهی یکی از سروران، از پای درآمد. موشهای دیگر، کمتر از ساعتی جسد او را خوردند.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . موشها، دستِ بالا را در فاضلاب آکِرفِلت، به چنگ آوردند. جانوری نبود جز این که به او مسلط باشند، و بسیاری دیگر هم قتل عام شدند و از بین رفتند. موشها گربههایی را در قفس ها زندانی کرده بودند. غذا میدادند تا بزرگ شوند و سپس از گوشتشان تغذیه کنند. آنها…
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
کنترل گاز و فرمان
اتومبیل های بدون راننده نمادی است از پیشرفت علم و تکنولوژی در قرن بیست و یک! اما اگر دقیق تر نگاه کنیم این اتومبیل ها نمادی است از حذف انسان و کنترل بیش از پیش وی در جریان زندگی.
«جامعه کنترل شده» نامی است که به نحوی شفاف تر و دقیق تر جامعه پیشرفته امروز را توصیف می کند. جامعه ای که در همه جای آن دوربین کار گذاشته اند و همه چیز تحت کنترل است و جامعه ای که فراتر از آنکه در حال تولید ربات باشد، انسان را به رباتی سر به زیر و مطیع تبدیل کرده است.
در این راستا، اتومبیل های بدون راننده نمادی از خارج کردن انسان از جریان زندگی روزمره و محدود کردن بیش از پیش او هستند. بر اساس این تفکر، از آنجا که انسان موجودی است که از اراده، احساس و هیجان برخوردار است باید تا جای ممکن تحت نظر در آید تا اهداف و منافع مورد نظر اداره کنندگان جامعه تامین شود.
این حرکت ابتدا با نصب دوربین های کنترل کننده سرعت آغاز شد و با توسعه دوربین های پیشرفته تر ادامه یافت و اکنون به حذف راننده و سپردن همه چیز به دستان پر افتخار تکنولوژی رسیده است تا مبادا انسان به بروز اراده و احساس خود بپردازد!
ببینید انسان تا کجا محدود شده که بروز فردیت، خلاقیت و تفکر از او ستانده شده و دیگر حتی از لذت رانندگی هم محروم شده است.
گویی از دید اداره کنندگان جوامع امروز، انسان ایده آل انسانی است خنثی، بی اراده، بی احساس، بی هیجان، سر به زیر، کنترل شده و محدود که تنها و تنها باید مصرف کننده محصولات و کالاهای گوناگون باشد!
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
اتومبیل های بدون راننده نمادی است از پیشرفت علم و تکنولوژی در قرن بیست و یک! اما اگر دقیق تر نگاه کنیم این اتومبیل ها نمادی است از حذف انسان و کنترل بیش از پیش وی در جریان زندگی.
«جامعه کنترل شده» نامی است که به نحوی شفاف تر و دقیق تر جامعه پیشرفته امروز را توصیف می کند. جامعه ای که در همه جای آن دوربین کار گذاشته اند و همه چیز تحت کنترل است و جامعه ای که فراتر از آنکه در حال تولید ربات باشد، انسان را به رباتی سر به زیر و مطیع تبدیل کرده است.
در این راستا، اتومبیل های بدون راننده نمادی از خارج کردن انسان از جریان زندگی روزمره و محدود کردن بیش از پیش او هستند. بر اساس این تفکر، از آنجا که انسان موجودی است که از اراده، احساس و هیجان برخوردار است باید تا جای ممکن تحت نظر در آید تا اهداف و منافع مورد نظر اداره کنندگان جامعه تامین شود.
این حرکت ابتدا با نصب دوربین های کنترل کننده سرعت آغاز شد و با توسعه دوربین های پیشرفته تر ادامه یافت و اکنون به حذف راننده و سپردن همه چیز به دستان پر افتخار تکنولوژی رسیده است تا مبادا انسان به بروز اراده و احساس خود بپردازد!
ببینید انسان تا کجا محدود شده که بروز فردیت، خلاقیت و تفکر از او ستانده شده و دیگر حتی از لذت رانندگی هم محروم شده است.
گویی از دید اداره کنندگان جوامع امروز، انسان ایده آل انسانی است خنثی، بی اراده، بی احساس، بی هیجان، سر به زیر، کنترل شده و محدود که تنها و تنها باید مصرف کننده محصولات و کالاهای گوناگون باشد!
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
«اگر واقعا میخواهید فیلمنامه بنویسید همه آن چیزی که نیاز دارید، کاغذ و یک مداد است. از این طریق است که شما یاد میگیرید سینما چیست.»
«اما کار خستهکننده نوشتن باید تبدیل به طبیعت ثانویه شما بشود. وقتی میروید کوهنوردی اولین چیزی که به شما گفته میشود این است که به قله نگاه نکنید. به زمین زیرپایتان نگاه کنید. قدم به قدم پیش بروید.»
کوروساوا
@towardinside
«اما کار خستهکننده نوشتن باید تبدیل به طبیعت ثانویه شما بشود. وقتی میروید کوهنوردی اولین چیزی که به شما گفته میشود این است که به قله نگاه نکنید. به زمین زیرپایتان نگاه کنید. قدم به قدم پیش بروید.»
کوروساوا
@towardinside
http://tarjomaan.com/neveshtar/9340/
مشهور نیستی اما همه تو را میشناسند: داستان کودکان پرطرفدار اینستاگرامی
کمسنوسالترین ستارههای اینستاگرامی شهرتشان را مدیون کار سخت والدین در پشت صحنهاند
الی ولپی
ترجمۀ: حسین رحمانی
مرجع:Atlantic
پنجهزار دلار درآمدی نیست که روزانه نصیب هر کسی شود. اما کودکانِ اینفلوئنسر و اینستاگرامی «هر کسی» نیستند. والدین آنها میتوانند عکسی از فرزند خود بیندازند و، بابت تبلیغات تجاری، از شرکتهای بزرگ و سرمایهدار پول هنگفتی بگیرند. البته هر چه این عکسها خودمانیتر و غیرتجملاتی باشند، تأثیر بیشتری بر مخاطبان میگذارند. به همین دلیل، اصلاً وسایل زیادی برای صحنهپردازی لازم نیست: پسزمینهای رنگی، چند لباس معمولی، شاید یک عکاس و نهایتاً کودکی که مؤثرترین استراتژی برای فروش است.
@towardinside
مشهور نیستی اما همه تو را میشناسند: داستان کودکان پرطرفدار اینستاگرامی
کمسنوسالترین ستارههای اینستاگرامی شهرتشان را مدیون کار سخت والدین در پشت صحنهاند
الی ولپی
ترجمۀ: حسین رحمانی
مرجع:Atlantic
پنجهزار دلار درآمدی نیست که روزانه نصیب هر کسی شود. اما کودکانِ اینفلوئنسر و اینستاگرامی «هر کسی» نیستند. والدین آنها میتوانند عکسی از فرزند خود بیندازند و، بابت تبلیغات تجاری، از شرکتهای بزرگ و سرمایهدار پول هنگفتی بگیرند. البته هر چه این عکسها خودمانیتر و غیرتجملاتی باشند، تأثیر بیشتری بر مخاطبان میگذارند. به همین دلیل، اصلاً وسایل زیادی برای صحنهپردازی لازم نیست: پسزمینهای رنگی، چند لباس معمولی، شاید یک عکاس و نهایتاً کودکی که مؤثرترین استراتژی برای فروش است.
@towardinside
در زندگی دورانی هست که آدمی بیانصاف میشود، و این بیانصافی نیز بهجای خود خوب و لازم است. باید مدتی بیانصاف شد و به همهی چیزهایی که به ما گفتهاند و یاد دادهاند شک برد. در این دوران آدمی پرخاشگر میشود و همه چیز را انکار میکند و میخواهد خود به حقایق پی ببرد. طبعاً چیزهایی را در دوران کودکی در ذهن و فکر ما فرو کردهاند و هرکس که بخواهد از دوران کودکی بگذرد، باید این چیزها را بالا بیاورد و بیرون بریزد.
ژان کریستف
رومن رولان
@towardinside
ژان کریستف
رومن رولان
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BvD_sSiHfFR/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1cr9lw8108i9t
@towardinside
بسیار سنخِ روانی که از بیخ و بُن، این کنترلشدگی، احتیاط پیشهگی و عاطفهگراییِ شدید که دنیای مدرن بر انسان تحمیل کرده است را، برنمیتابند.
حالا احساس خفگی دارند و فضایی برای زیستشدن میخواهند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
بسیار سنخِ روانی که از بیخ و بُن، این کنترلشدگی، احتیاط پیشهگی و عاطفهگراییِ شدید که دنیای مدرن بر انسان تحمیل کرده است را، برنمیتابند.
حالا احساس خفگی دارند و فضایی برای زیستشدن میخواهند.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . بسیار سنخِ روانی که از بیخ و بُن، این کنترلشدگی، احتیاط پیشهگی و عاطفهگراییِ شدید که دنیای مدرن بر انسان تحمیل کرده است را، برنمیتابند. حالا احساس خفگی دارند و فضایی برای زیستشدن میخواهند. #حساسیت #واکنش #عکاس_خودم #علی_اشکان_نژاد #روان_شناختی #روانکاوی…
من همینجوری به حرف زدن ادامه میدم، واسه اینکه میترسم اگه حرفامو قطع کنم یه وقفه بیفته و تو همون فاصله تو بگی "دیگه داره دیروقت میشه" یا "من باید برم"... و من اصن واسه این جمله آماده نیستم...
هیچوقت...
📽 Barney's Version
@towardinside
هیچوقت...
📽 Barney's Version
@towardinside
حق با بهار بود، با همان ساقههای لخت. بر این پهنهی خاک چیزی هست که به رغم ما ادامه میدهد. خوب است که جلوههای بودن را به غم و شادی ما نبستهاند.
هوشنگ گلشيري
آینه های دردار
@towardinside
هوشنگ گلشيري
آینه های دردار
@towardinside