http://tarjomaan.com/neveshtar/9337/
بگذارید دوباره حوصلۀ بچههایتان سر برود
زندگی سرگرمی نیست، پس چرا فکر میکنیم لازم است بچهها مداوماً سرگرم باشند؟
پاملا پاول
ترجمۀ: آرش رضاپور مرجع: NYTimes
اگر دور و برتان بچهای باشد، با این معضل به خوبی آشنایید: پیش شما میآیند و میگویند که حوصلهشان سر رفته و نمیدانند چکار کنند. اگر سرتان خلوت باشد شاید مشغول بازیکردن با آنها شوید و اگر نتوانید با آنها وقت بگذرانید احتمالاً برایشان انیمیشنی میگذارید یا راه دیگری پیدا میکنید تا سرگرم شوند. اما چه بسا راه درستتری هم باشد: ولشان کنید تا کم کم بیاموزند که زندگی چیزی است که در آن اغلب اوقات حوصلۀ آدم سر میرود.
@towardinside
بگذارید دوباره حوصلۀ بچههایتان سر برود
زندگی سرگرمی نیست، پس چرا فکر میکنیم لازم است بچهها مداوماً سرگرم باشند؟
پاملا پاول
ترجمۀ: آرش رضاپور مرجع: NYTimes
اگر دور و برتان بچهای باشد، با این معضل به خوبی آشنایید: پیش شما میآیند و میگویند که حوصلهشان سر رفته و نمیدانند چکار کنند. اگر سرتان خلوت باشد شاید مشغول بازیکردن با آنها شوید و اگر نتوانید با آنها وقت بگذرانید احتمالاً برایشان انیمیشنی میگذارید یا راه دیگری پیدا میکنید تا سرگرم شوند. اما چه بسا راه درستتری هم باشد: ولشان کنید تا کم کم بیاموزند که زندگی چیزی است که در آن اغلب اوقات حوصلۀ آدم سر میرود.
@towardinside
ترجمان | علوم انسانی و ترجمه
بگذارید دوباره حوصلۀ بچههایتان سر برود
اگر دور و برتان بچهای باشد، با این معضل به خوبی آشنایید: پیش شما میآیند و میگویند که حوصلهشان سر رفته و نمیدانند چکار کنند. اگر سرتان خلوت باشد شاید مشغول بازیکردن با آنها شوید و اگر نتوانید با آنها وقت بگذرانید احتمالاً برایشان انیمیشنی میگذارید…
خیلی از طرفداران #محیط_زیست در #جهان_مدرن، سر تا پا لباسهایی پوشیدهاند از #برند های معروفی با کارخانههایی آلودهکننده و مخرب.
و در خانههایی #زندگی میکنند که هر چقدر هم #طبیعی به نظر برسند، با ساختشان، لانهی دهها جانور کوچکِ دیگر تهدید شده و از بین رفته است.
#مدرنیسم
علی اشکان نژاد
@towardinside
و در خانههایی #زندگی میکنند که هر چقدر هم #طبیعی به نظر برسند، با ساختشان، لانهی دهها جانور کوچکِ دیگر تهدید شده و از بین رفته است.
#مدرنیسم
علی اشکان نژاد
@towardinside
عقل باید در همهی تعهّداتش، خود را تابعِ نقد کند و نمیتواند آزادیِ نقد را به وسیلهی هیچ مانعی از بین ببرد، بیآنکه به خود ضرر برساند. هیچ چیز آنقدر مقدّس نیست که خود را از نقد و تحقیقِ آزمونگر، که هیچ اعتبار و اقتدارِ شخصیای را به رسمیت نمیشناسد، معاف کند. در اصل، وجودِ عقل مبتنی بر آزادی است. زیرا عقل هیچ اعتبار و اقتدارِ مستبدانهای ندارد.
ایمانوئل کانت
نقد عقل محض
@towardinside
ایمانوئل کانت
نقد عقل محض
@towardinside
نولیبرالیسم دانشگاهی: مقدمهای بر اقتصاد سیاسی آموزش عالی در ایرانِ پس از انقلاب
نشریهی گفتگو؛ شمارهی 79؛ اسفند 97؛ ویژهنامهی «پیرامون دانشگاه»
از متن:
...اقتصاد نظام دانشگاهی ایران در سالهای اخیر، مشخصاً از اوایل دهۀ 90 بدینسو، با شتابی روزافزون دستخوش تحول شده است. این تحول از منطقی پیروی میکند که در همین ابتدای کار مایلم آن را «نولیبرالیسم دانشگاهی» بخوانم. منطق نولیبرالیسم دانشگاهی سه اصل پایه دارد:
اول. دولت گرفتار کسری بودجه است و دیگر نمیتواند تمامی هزینههای دانشگاهها را تأمین کند. از این رو، دانشگاهها میباید با تعریف سازوکارهای درآمدزایی از راه فروش خدمات آموزشی و پژوهشی در مسیر خودکفایی مالی گام بردارند. («استقلال مالی دانشگاه»)
دوم. دانشگاه تفاوتی با یک بنگاه تجاری ندارد. دانشگاه را باید همچون یک بنگاه اداره کرد. در این صورت مسئله بر سر «مدیریت هزینهها و درآمدها» به هدف ارزشآفرینی است. («دانشگاه همچون بنگاه»)
سوم. دانشگاه میباید ثروت تولید کند و این مستلزم تجاریسازی محصولات دانشگاهی و بازاریابی آنهاست. دانشگاه کارآفرین از مجرای فروش کالا و خدمات در بازار، ارزش میآفریند و ثروتآفرینی میکند. («کارآفرینی دانشگاه»)
امروزه اصول سهگانۀ نولیبرالیسم دانشگاهی به گونۀ فراگیری جا افتادهاند، تا جایی که میتوان ادعا کرد دیگر به بخشی از «عقل سلیم» (common sense) بدل شدهاند. در واقع با گفتمان هژمونیکی سروکار داریم که اغلب دولتمردان، مدیران دانشگاهی، کارشناسان اقتصادی و حتی بدنۀ گستردهای از اساتید و دانشجویان بر وفق اصول آن میاندیشند و عمل میکنند و در واقع «حقانیت» آن را پذیرفتهاند یا دستکم در برابر «قوانین آهنین» آن راه چارهای نمیشناسند...
حسام سلامت
@towardinside
نشریهی گفتگو؛ شمارهی 79؛ اسفند 97؛ ویژهنامهی «پیرامون دانشگاه»
از متن:
...اقتصاد نظام دانشگاهی ایران در سالهای اخیر، مشخصاً از اوایل دهۀ 90 بدینسو، با شتابی روزافزون دستخوش تحول شده است. این تحول از منطقی پیروی میکند که در همین ابتدای کار مایلم آن را «نولیبرالیسم دانشگاهی» بخوانم. منطق نولیبرالیسم دانشگاهی سه اصل پایه دارد:
اول. دولت گرفتار کسری بودجه است و دیگر نمیتواند تمامی هزینههای دانشگاهها را تأمین کند. از این رو، دانشگاهها میباید با تعریف سازوکارهای درآمدزایی از راه فروش خدمات آموزشی و پژوهشی در مسیر خودکفایی مالی گام بردارند. («استقلال مالی دانشگاه»)
دوم. دانشگاه تفاوتی با یک بنگاه تجاری ندارد. دانشگاه را باید همچون یک بنگاه اداره کرد. در این صورت مسئله بر سر «مدیریت هزینهها و درآمدها» به هدف ارزشآفرینی است. («دانشگاه همچون بنگاه»)
سوم. دانشگاه میباید ثروت تولید کند و این مستلزم تجاریسازی محصولات دانشگاهی و بازاریابی آنهاست. دانشگاه کارآفرین از مجرای فروش کالا و خدمات در بازار، ارزش میآفریند و ثروتآفرینی میکند. («کارآفرینی دانشگاه»)
امروزه اصول سهگانۀ نولیبرالیسم دانشگاهی به گونۀ فراگیری جا افتادهاند، تا جایی که میتوان ادعا کرد دیگر به بخشی از «عقل سلیم» (common sense) بدل شدهاند. در واقع با گفتمان هژمونیکی سروکار داریم که اغلب دولتمردان، مدیران دانشگاهی، کارشناسان اقتصادی و حتی بدنۀ گستردهای از اساتید و دانشجویان بر وفق اصول آن میاندیشند و عمل میکنند و در واقع «حقانیت» آن را پذیرفتهاند یا دستکم در برابر «قوانین آهنین» آن راه چارهای نمیشناسند...
حسام سلامت
@towardinside
وقتی آدم عاشق میشود صیانت نفسی جدید به دست میآورد، از یک سری فکرها میگریزد، از شنیدن بعضی حرفها خودداری میکند و بعضی چیزها را که تا آن زمان از روی حواسپرتی پذیرفته بود حالا آزاردهنده میبیند.
فرانتس کافکا
نامه به فلیسه
@towardinside
فرانتس کافکا
نامه به فلیسه
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
انسان، ابزاری صرف برای مصرف
با افزایش جمعیت زمین و خطر کمبود محصولات غذایی کالاهای جدیدی با عنوان محصولات تراریخته تولید و راهی بازار شدند.
امروزه تراریخته ها به بخش مهمی از محصولات غذایی تبدیل شده و اخیرا با برچسب هایی از سایر مواد غدایی مشخص گشته اند.
جدا از بحث های گسترده ای که در مورد سلامت یا تاثیرات مخرب این مواد بر سلامت افراد درگرفته است اکنون بازار به دو بخش محصولات اصیل و تراریخته تبدیل شده و هر یک از این دو نوع محصول از قیمت های مختلفی برخوردارند.
در بازار امروز و آینده محصولات تراریخته با قیمت ارزان تری ارائه خواهند شد اما همواره بازار به ما خواهد گفت که اگر به محصولات ارگانیک و اصیل نیاز دارید باید پول بیشتری پرداخت کنید.
درنتیجه مصرف کنندگان همواره بر سر دوراهی پرداخت پول بیشتر و استفاده از محصولات اصیل و یا پرداخت وجه کمتر و مصرف محصولات تراریخته باقی خواهند ماند.
بنابر این آنها در عمل هم پول بیشتری پرداخت خواهند کرد و هم از کیفیت زندگیشان کاسته گشته و به دشواری های بیشتری گرفتار خواهند شد.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
با افزایش جمعیت زمین و خطر کمبود محصولات غذایی کالاهای جدیدی با عنوان محصولات تراریخته تولید و راهی بازار شدند.
امروزه تراریخته ها به بخش مهمی از محصولات غذایی تبدیل شده و اخیرا با برچسب هایی از سایر مواد غدایی مشخص گشته اند.
جدا از بحث های گسترده ای که در مورد سلامت یا تاثیرات مخرب این مواد بر سلامت افراد درگرفته است اکنون بازار به دو بخش محصولات اصیل و تراریخته تبدیل شده و هر یک از این دو نوع محصول از قیمت های مختلفی برخوردارند.
در بازار امروز و آینده محصولات تراریخته با قیمت ارزان تری ارائه خواهند شد اما همواره بازار به ما خواهد گفت که اگر به محصولات ارگانیک و اصیل نیاز دارید باید پول بیشتری پرداخت کنید.
درنتیجه مصرف کنندگان همواره بر سر دوراهی پرداخت پول بیشتر و استفاده از محصولات اصیل و یا پرداخت وجه کمتر و مصرف محصولات تراریخته باقی خواهند ماند.
بنابر این آنها در عمل هم پول بیشتری پرداخت خواهند کرد و هم از کیفیت زندگیشان کاسته گشته و به دشواری های بیشتری گرفتار خواهند شد.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/Bu6k0U7nkSO/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1jnyksgi5w41l
@towardinside
جوجهفندق، داشت سراسیمه و پریشان، پشت سر هم روی سیمِ یک چنگِ قدیمی ضربه میزد. جوجهبادام آمد، تعجب کرد و خیره شد به او.
جوجهفندق گفت: این چنگ را از انباری پدرپزرگم پیدا کردهام. کاغذی روی آن چسبانده شده بود و رازی رویش نوشته بودند:
هر کس هزاربار سیم های این چنگ را لمس کند، نصف یک نیمروز به عمر او اضافه خواهد شد.
علی اشکان نژاد
@towardinside
جوجهفندق، داشت سراسیمه و پریشان، پشت سر هم روی سیمِ یک چنگِ قدیمی ضربه میزد. جوجهبادام آمد، تعجب کرد و خیره شد به او.
جوجهفندق گفت: این چنگ را از انباری پدرپزرگم پیدا کردهام. کاغذی روی آن چسبانده شده بود و رازی رویش نوشته بودند:
هر کس هزاربار سیم های این چنگ را لمس کند، نصف یک نیمروز به عمر او اضافه خواهد شد.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . جوجهفندق، داشت سراسیمه و پریشان، پشت سر هم روی سیمِ یک چنگِ قدیمی ضربه میزد. جوجهبادام آمد، تعجب کرد و خیره شد به او. جوجهفندق گفت: این چنگ را از انباری پدرپزرگم پیدا کردهام. کاغذی روی آن چسبانده شده بود و رازی رویش نوشته بودند: هر کس هزاربار سیم…
Forwarded from اتچ بات
خوانَنده: هِنگامه
خُروسه🐓 میگه: قوقولی قوقو🎶🎵
💁♀سلَام عَلِیکُم💁♂ آقا کوچولو👦
اُفتاده تو حوض💦💧 یه دونه هُلو🍑
هُلو🍑 هُلو🍑 بُرو تو گَلو😋
#شعر
@kalaaghcheh
خُروسه🐓 میگه: قوقولی قوقو🎶🎵
💁♀سلَام عَلِیکُم💁♂ آقا کوچولو👦
اُفتاده تو حوض💦💧 یه دونه هُلو🍑
هُلو🍑 هُلو🍑 بُرو تو گَلو😋
#شعر
@kalaaghcheh
Telegram
attach 📎
https://www.instagram.com/p/Bu78Mv2HdNF/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1n8iuyn4br498
@towardinside
آنتیتزها اهل شلوغکاریاند.
هیجانی مطرح میشوند،
و شتابزده میخواهند جا باز کنند.
اما غالباً آنقدر در پیشفرضها مغفولمانده و از قلم افتاده دارند که عامّه مردم پس از چندی دوباره به تز برمىگردند؛ چون حس مىكنند جاى پاى سفتترى نصيبشان میشود!
علی اشکان نژاد
@towardinside
آنتیتزها اهل شلوغکاریاند.
هیجانی مطرح میشوند،
و شتابزده میخواهند جا باز کنند.
اما غالباً آنقدر در پیشفرضها مغفولمانده و از قلم افتاده دارند که عامّه مردم پس از چندی دوباره به تز برمىگردند؛ چون حس مىكنند جاى پاى سفتترى نصيبشان میشود!
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . آنتیتزها اهل شلوغکاریاند. هیجانی مطرح میشوند، و شتابزده میخواهند جا باز کنند. اما غالباً آنقدر در پیشفرضها مغفولمانده و از قلم افتاده دارند که عامّه مردم پس از چندی دوباره به تز برمىگردند؛ چون حس مىكنند جاى پاى سفتترى نصيبشان میشود. #تز…
آفتاب پريده رنگ روز آخر اسفند،از پنجره سرك كشيد.. خورشيد با سرشاخه هاي بيد مجنون جلو حياط كه نه از شرمساري، بلكه به عادت هميشگي سر به زير داشتند، سلام و احوال پرسي كرد، انگار ديده بوسي هم كرد، بعد روي كاج ها خستگي در كرد و براي ثواب به درخت هاي لخت سر كشيد. صبح به خير گفت، مژده شان داد كه بزودي رخت سبز عيدشان را در بر ميكنند و اگر بردبار باشند، شكوفه ها يا گلهايشان، نقش هاي رنگي پوشش سبزشان مي شود. درختها سرتكان دادند انگار نق زدند: ما كه حمام نرفته ايم. خورشيد به خنده شكفت و گفت: غمتان كم، آسمان بغض مي كند و بغضش كه تركيد سر و تن شما را مي شويد. درخت ها وعده خورشيد را باور نكردند، حافظه درستي كه نداشتند. باز سر تكان دادند و خورشيد ميگفت : هر روزي از روز ديگر گرمتر و درخشان تر بر شما مي تابم. يادتان نيست؟
درخت ها ناز كردند و گفتند: اما يك تگرگ كه بزند لباس هايمان را پاره پوره مي كند. خورشيد قهقهه زد و گفت: پس يادتان آمد.
خورشيد حالا با درختِ ياس بنفش كه زير پنجره بود سر به سر ميگذاشت و ميگفت : بي ما عيش ها كرده اي! جوانه هم كه زده اي!
جزيره سرگرداني
سيمين دانشور
ص ٩٢
@towardinside
درخت ها ناز كردند و گفتند: اما يك تگرگ كه بزند لباس هايمان را پاره پوره مي كند. خورشيد قهقهه زد و گفت: پس يادتان آمد.
خورشيد حالا با درختِ ياس بنفش كه زير پنجره بود سر به سر ميگذاشت و ميگفت : بي ما عيش ها كرده اي! جوانه هم كه زده اي!
جزيره سرگرداني
سيمين دانشور
ص ٩٢
@towardinside
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9338/
وقتی میخواهید تصمیم بزرگی بگیرید، به عواقبش فکر نکنید
گاهی باید، بدون قطعیت، قدم برداشت بهسوی آیندهای که ازپیش نمیدانیم چگونه خواهد بود
اگنس کالارد
ترجمهی: محمد باسط
Boston Review :مرجع
وقتی داروین میخواست ازدواج کند، تصویر خیالانگیزی در ذهن داشت: «همسری خوب و مهربان که روی مبل نشسته، آتشی که روشن است، و شاید موسیقی و کتابی هم در کار باشد». به همین اندازه کارتونی و غیرواقعی. اما میشود پرسید: مگر چه کار دیگری از دستش برمیآمد؟ مگر ما آدمها پیش از اینکه کارهای بزرگ را واقعاً تجربه کنیم، چقدر میتوانیم هزینهفایدهشان را سبکسنگین کنیم؟ و حتی بیشتر از آن: چه میدانیم در آینده چه چیزی میتواند اوضاع را بهتر کند؟
@towardinside
وقتی میخواهید تصمیم بزرگی بگیرید، به عواقبش فکر نکنید
گاهی باید، بدون قطعیت، قدم برداشت بهسوی آیندهای که ازپیش نمیدانیم چگونه خواهد بود
اگنس کالارد
ترجمهی: محمد باسط
Boston Review :مرجع
وقتی داروین میخواست ازدواج کند، تصویر خیالانگیزی در ذهن داشت: «همسری خوب و مهربان که روی مبل نشسته، آتشی که روشن است، و شاید موسیقی و کتابی هم در کار باشد». به همین اندازه کارتونی و غیرواقعی. اما میشود پرسید: مگر چه کار دیگری از دستش برمیآمد؟ مگر ما آدمها پیش از اینکه کارهای بزرگ را واقعاً تجربه کنیم، چقدر میتوانیم هزینهفایدهشان را سبکسنگین کنیم؟ و حتی بیشتر از آن: چه میدانیم در آینده چه چیزی میتواند اوضاع را بهتر کند؟
@towardinside
خب من... من گم شده ام و از دست رفته ام. آنهایی که سعی می کنند نقش واقعی خود را در زندگی پیدا کنند، باید خیلی سختی بکشند.
زوال کلنل
محمود دولت آبادی
@towardinside
زوال کلنل
محمود دولت آبادی
@towardinside
میخواهم آب شوم در گستره افق
آنجا که دریا به آخر میرسد
و آسمان آغاز میشود..
مارگوت بيكل
@towardinside
آنجا که دریا به آخر میرسد
و آسمان آغاز میشود..
مارگوت بيكل
@towardinside
میلیون ها و میلیاردها آدم توی این دنیا هستند و همه شان می توانند بی تو زندگی کنند، آخر من بدبخت چرا نمیتوانم؟
خداحافظ گری کوپر
رومن گاری
@towardinside
خداحافظ گری کوپر
رومن گاری
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
لطفا دیگر موسیقی گوش نکنید!
در حال حاضر، بسیاری از موسیقی ها و ترانه های همراه آنها را باید عامه پسند نامید. موسیقی عامه پسند به مانند رمان ها، فیلم ها و سریال های هم نام خود در برابر اشکال هنری ناب و جدی قرار می گیرند و خط تمایز جدی در بین این دو گروه وجود دارد.
در موسیقی عامه پسند، از قالب های استاندارد و از پیش مشخص استفاده می شود به نحوی که این نوع موسیقی ها به شدت به هم شبیه هستند. همچنین ترانه های استفاده شده در چنین آثاری عمدتا در حول موضوعات مرتبط با عشق دور می زنند و محتوایی بسیار ساده و تکراری دارند تا آنجا که شنونده می تواند ادامه آن را به آسانی حدس بزند. در عین حال این موسیقی ها و ترانه های مرتبط با آنها از تفاوت های اندکی نیز برخوردارند که حس فردیت کاذب را در شنونده ایجاد می کنند تا آنجا که او فکر می کند موسیقی مورد علاقه اش از دیگر موسیقی های رایج متمایز است.
در دنیای امروز موسیقی عامه پسند ذائقه اکثریت افراد را از آن خود کرده است و پرسش اینجاست که این نوع موسیقی از چه کارکردی برای فرد و جامعه برخوردار است؟
آیا به مانند موسیقی جدی، ناب یا اصیل بر میزان عقلانیت فرد می افزاید یا احساسات او را در جهت فضایل انسانی و همدلی و همراهی با دیگر افراد جامعه بر می انگیزد و یا موجب تفکر و احساسات مثبت در فرد می شود؟ موسیقی عامه پسند از هیچ کدام از تاثیرات فوق برخوردار نیست بلکه بر عکس موجب دوری فرد از تفکر و عقلانیت و احساسات همدلانه می شود. این نوع موسیقی حس انفعال، منفعت جویی، لذت طلبی فردی یا خشم را در فرد به وجود می آورد و او را از زندگی گروهی و مشارکت اجتماعی دور می کند.
پس می توان از شنوندگان موسیقی عامه پسند یک درخواست عاجزانه داشت: لطفا دیگر موسیقی گوش نکنید!
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
در حال حاضر، بسیاری از موسیقی ها و ترانه های همراه آنها را باید عامه پسند نامید. موسیقی عامه پسند به مانند رمان ها، فیلم ها و سریال های هم نام خود در برابر اشکال هنری ناب و جدی قرار می گیرند و خط تمایز جدی در بین این دو گروه وجود دارد.
در موسیقی عامه پسند، از قالب های استاندارد و از پیش مشخص استفاده می شود به نحوی که این نوع موسیقی ها به شدت به هم شبیه هستند. همچنین ترانه های استفاده شده در چنین آثاری عمدتا در حول موضوعات مرتبط با عشق دور می زنند و محتوایی بسیار ساده و تکراری دارند تا آنجا که شنونده می تواند ادامه آن را به آسانی حدس بزند. در عین حال این موسیقی ها و ترانه های مرتبط با آنها از تفاوت های اندکی نیز برخوردارند که حس فردیت کاذب را در شنونده ایجاد می کنند تا آنجا که او فکر می کند موسیقی مورد علاقه اش از دیگر موسیقی های رایج متمایز است.
در دنیای امروز موسیقی عامه پسند ذائقه اکثریت افراد را از آن خود کرده است و پرسش اینجاست که این نوع موسیقی از چه کارکردی برای فرد و جامعه برخوردار است؟
آیا به مانند موسیقی جدی، ناب یا اصیل بر میزان عقلانیت فرد می افزاید یا احساسات او را در جهت فضایل انسانی و همدلی و همراهی با دیگر افراد جامعه بر می انگیزد و یا موجب تفکر و احساسات مثبت در فرد می شود؟ موسیقی عامه پسند از هیچ کدام از تاثیرات فوق برخوردار نیست بلکه بر عکس موجب دوری فرد از تفکر و عقلانیت و احساسات همدلانه می شود. این نوع موسیقی حس انفعال، منفعت جویی، لذت طلبی فردی یا خشم را در فرد به وجود می آورد و او را از زندگی گروهی و مشارکت اجتماعی دور می کند.
پس می توان از شنوندگان موسیقی عامه پسند یک درخواست عاجزانه داشت: لطفا دیگر موسیقی گوش نکنید!
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/Bu8_cHCHOzW/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=q8vnqv33whzn
@towardinside
روپرت، بُز نارنجی، صخرهنَوَرد بود. یک موجود کله شق و استثنایی. هرگز حاضر نبود به حرف دیگران گوش کند. خودش باید تجربه میکرد و در هر چیز به نتیجه میرسید. برای صخره نوردی هیچ لوازمی همراهش نبود. جز دو دست قوی و پاهایی نیرومند. به همسرش گفته بود: تجربههای دیگران برای ما سودمند نیست. فقط ما را محافظهکارتر و ترسوتر میکند.
ترجیح میداد که با هر چیزی، فارغ از شنیدنِ داوری دیگران، مواجه شود.
روپرت، رکوردهایی در صخرهنوردی بر جای گذاشت که سالها کسی نتوانست به آنها برسد.
او در یک روز تابستانى، از بالای یک کوه افتاد و مُرد. مرگ زیبا یکی از مهمترین بخشهای زندگی یک بُز است،
امّا اغلبشان به آن فکر نمیکنند و در نهايت نصيب گرگ و کفتار میشوند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
روپرت، بُز نارنجی، صخرهنَوَرد بود. یک موجود کله شق و استثنایی. هرگز حاضر نبود به حرف دیگران گوش کند. خودش باید تجربه میکرد و در هر چیز به نتیجه میرسید. برای صخره نوردی هیچ لوازمی همراهش نبود. جز دو دست قوی و پاهایی نیرومند. به همسرش گفته بود: تجربههای دیگران برای ما سودمند نیست. فقط ما را محافظهکارتر و ترسوتر میکند.
ترجیح میداد که با هر چیزی، فارغ از شنیدنِ داوری دیگران، مواجه شود.
روپرت، رکوردهایی در صخرهنوردی بر جای گذاشت که سالها کسی نتوانست به آنها برسد.
او در یک روز تابستانى، از بالای یک کوه افتاد و مُرد. مرگ زیبا یکی از مهمترین بخشهای زندگی یک بُز است،
امّا اغلبشان به آن فکر نمیکنند و در نهايت نصيب گرگ و کفتار میشوند.
علی اشکان نژاد
https://www.instagram.com/p/Bu-eofwntRc/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1iy6mf8ugz35z
@towardinside
شوهرانی که در مجادلاتِ زناشویی ناگهان خسته میشوند و برتریجویی را تمام و کمال به کناری وا مینهند،
بیشترشان در واقع همه چیز را واگذار کردهاند، تا دیگر مسوولیتی به عهدهشان نباشد.
فلاکت اینکه: زن در این رابطه از آن پس مادر خواهد بود نه همسر.
علی اشکان نژاد
@towardinside
شوهرانی که در مجادلاتِ زناشویی ناگهان خسته میشوند و برتریجویی را تمام و کمال به کناری وا مینهند،
بیشترشان در واقع همه چیز را واگذار کردهاند، تا دیگر مسوولیتی به عهدهشان نباشد.
فلاکت اینکه: زن در این رابطه از آن پس مادر خواهد بود نه همسر.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . شوهرانی که در مجادلاتِ زناشویی ناگهان خسته میشوند و برتریجویی را تمام و کمال به کناری وا مینهند، بیشترشان در واقع همه چیز را واگذار کردهاند، تا دیگر مسوولیتی به عهدهشان نباشد. فلاکت اینکه: زن در این رابطه از آن پس مادر خواهد بود نه همسر. #زناشویی…