رو به درون
1.93K subscribers
8.86K photos
931 videos
46 files
6.97K links
Download Telegram
شخصی دعوی خدایی می‌کرد. او را پیش خلیفه بردند. او را گفت: پارسال یکی اینجا دعوی پیغمبری می‌کرد، او را بکشتند. گفت: نیک کرده‌اند، که او را من نفرستاده بودم.

عبید زاکانی





@towardinside
تنبل نباشید!


معمولا مردمان کشورهای مختلف را با صفات گوناگون می شناسند و ویژگی های متفاوتی را به آنها نسبت می دهند. به عنوان نمونه بسیاری بر عدم سختکوشی و تنبلی ایرانیان تاکید می کنند و ریشه های تاریخی آن را مورد تحلیل قرار می دهند هرچند تنبلی ایرانیان ممکن است امری صادق باشد اما به نظر می رسد در مواردی اهداف خاصی در پس اشاعه این سخنان نهفته است.

بسیاری از آنها که به کار و پرهیز از تنبلی امر می کنند منظورشان کار کردن برای ثروتمندان و متمولان و در حقیقت افزودن بر ثروت و دارایی آنها است و نه کار کردن مستقل برای خویش و یا تلاش برای ارتقای وضعیت اجتماعی جامعه.
آنها هرگز دوست ندارند شما برای خودتان کار کنید و تنها هدفشان آن است که شما برای آنها و در راستای منافع آنان به فعالیت بپردازید.

کوشش و تلاش آنگاه معنی خواهد داشت که افراد احساس کنند می توانند با کار کردن به خلق امری جدید و ارتقای وضعیت موجود یاری رسانند.
اگر منظور از پرهیز از تنبلی و کار، تولید ایده ها، افکار و محصولات مختلف باشد و اگر شرایط به منظور کار منجر به منفعت فردی و اجتماعی فراهم گردد آنگاه کار کردن معنی و مفهوم درست خویش را پیدا خواهد کرد، انگیزه لازم در جهت فعالیت فراهم خواهد شد و تنبلی خود به خود رخت برخواهد بست.
کار کردن آنگاه لذت بخش است که فرد بخشی از استعدادهای خویش را در کار متجلی کند و خلاقیت های خود را از قوه به فعل درآورد و تاثیر مثبت فعالیت های خویش را بر زندگی خود و دیگران مشاهده کند.
در غیر اینصورت دعوت به کار کردن به معنی تلاش در راه دستیابی دیگران به اهدافشان و افزوده گشتن بر دارایی هایشان خواهد بود تا آنها با استفاده از کار و کوشش افراد بر ثروت خویش بیفزایند و موقعیت خود را بیش از پیش مستحکم سازند.


رضا تسلیمی طهرانی






@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/Bu4SWspnmij/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=yjlp1fvpjoc9
@towardinside



مستخدمه‌ی خانم اینوی، داشت در آشپزخانه با پیشخدمت، درباره خانم حرف می‌زد.

می‌گفت: خانم اینوی، نه تحصیلاتی دارد، نه حتی هنری. فقط جذابیت ظاهری‌اش باعث شده آقای اینوی او را به همسری بگیرد. حالا هم کارش این است که هفته‌ای چهار بار، دوستانش را می‌برد رستوران‌های گران قیمت تا با هم ناهار بخورند. دوستانی که آن‌ها هم مثل او هنری ندارند. کارشان این است که شوهرها حساب‌شان را پر کرده و آن‌ها هم خرج لاطائلات کنند.

پیشخدمت، فقط لبخند می‌زد و سر تکان می‌داد. داشت به دقت به حافظه می‌سپرد تا عینا به آقای اینوی منتقل کند.

آقای اینوی در راهرو ایستاده و پنهانی گوشش را تیز کرده بود. داشت همه چیز را می‌شنید. خودش فکر مشابهی داشت با آن‌چه مستخدمه درباره همسرش می‌گفت. اما به دلیل این که به تازگی با زن جوانی آشنا شده بود و روابطی جدید برقرار کرده بود، خواست هیچ تنشی آغاز نشود و بدون این که واکنشی نشان دهد، هر چه آن چه شنیده را به فراموشی سپرد. راهش را گرفت و رفت.

علی اشکان نژاد
آن که هلاک من همی خواهد
و من سلامتش

هرچه کند به شاهدی کس
نکند ملامتش

کاش که در قیامتش بار دگر
بدیدمی
کآنچه گناه او بُوَد من بکشم
غرامتش

سعدي




@towardinside
زمانی که دو نفر از هم جدا می‌شوند آن که دیگر عاشق نیست سخنان محبت‌آمیزی بر زبان می‌آورد.

پروست چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون كند آلن دو باتن






@towardinside
http://tarjomaan.com/neveshtar/9337/


بگذارید دوباره حوصلۀ بچه‌هایتان سر برود
زندگی سرگرمی نیست، پس چرا فکر می‌کنیم لازم است بچه‌ها مداوماً سرگرم باشند؟


پاملا پاول
ترجمۀ: آرش رضاپور مرجع: NYTimes

اگر دور و برتان بچه‌ای باشد، با این معضل به خوبی آشنایید: پیش شما می‌آیند و می‌گویند که حوصله‌شان سر رفته و نمی‌دانند چکار کنند. اگر سرتان خلوت باشد شاید مشغول بازی‌کردن با آن‌ها شوید و اگر نتوانید با آن‌ها وقت بگذرانید احتمالاً برایشان انیمیشنی می‌گذارید یا راه دیگری پیدا می‌کنید تا سرگرم شوند. اما چه بسا راه درست‌تری هم باشد: ولشان کنید تا کم کم بیاموزند که زندگی چیزی است که در آن اغلب اوقات حوصلۀ آدم سر می‌رود.



@towardinside
خیلی از طرفداران #محیط_زیست در #جهان_مدرن، سر تا پا لباس‌هایی پوشیده‌اند از #برند های معروفی با کارخانه‌هایی آلوده‌کننده و مخرب.

و در خانه‌هایی #زندگی می‌کنند که هر چقدر هم #طبیعی به نظر برسند، با ساخت‌شان، لانه‌ی ده‌ها جانور کوچکِ دیگر تهدید شده و از بین رفته است.

#مدرنیسم

علی اشکان نژاد





@towardinside
عقل باید در همه‌ی تعهّداتش، خود را تابعِ نقد کند و نمی‌تواند آزادیِ نقد را به وسیله‌ی هیچ مانعی از بین ببرد، بی‌آنکه به خود ضرر برساند. هیچ چیز آن‌قدر مقدّس نیست که خود را از نقد و تحقیقِ آزمون‌گر، که هیچ اعتبار و اقتدارِ شخصی‌ای را به رسمیت نمی‌شناسد، معاف کند. در اصل، وجودِ عقل مبتنی بر آزادی است. زیرا عقل هیچ اعتبار و اقتدارِ مستبدانه‌ای ندارد.

ایمانوئل کانت
نقد عقل محض





@towardinside
نولیبرالیسم دانشگاهی: مقدمه‌‌ای بر اقتصاد سیاسی آموزش عالی در ایرانِ پس از انقلاب

نشریه‌ی گفتگو؛ شماره‌ی 79؛ اسفند 97؛ ویژه‌نامه‌ی «پیرامون دانشگاه»

از متن:

...اقتصاد نظام دانشگاهی ایران در سال‌های اخیر، مشخصاً از اوایل دهۀ 90 بدین‌سو، با شتابی روزافزون دستخوش تحول شده است. این تحول از منطقی پیروی می‌کند که در همین ابتدای کار مایلم آن را «نولیبرالیسم دانشگاهی» بخوانم. منطق نولیبرالیسم دانشگاهی سه اصل پایه دارد:
اول. دولت گرفتار کسری بودجه است و دیگر نمی‌تواند تمامی هزینه‌های دانشگاه‌ها را تأمین کند. از این رو، دانشگاه‌ها می‌باید با تعریف سازوکارهای درآمدزایی از راه فروش خدمات آموزشی و پژوهشی در مسیر خودکفایی مالی گام بردارند. («استقلال مالی دانشگاه»)
دوم. دانشگاه تفاوتی با یک بنگاه تجاری ندارد. دانشگاه را باید همچون یک بنگاه اداره کرد. در این صورت مسئله بر سر «مدیریت هزینه‌ها و درآمدها» به هدف ارزش‌آفرینی است. («دانشگاه همچون بنگاه»)
سوم. دانشگاه می‌باید ثروت تولید کند و این مستلزم تجاری‌سازی محصولات دانشگاهی و بازاریابی آنهاست. دانشگاه کارآفرین از مجرای فروش کالا و خدمات در بازار، ارزش می‌آفریند و ثروت‌آفرینی می‌کند. («کارآفرینی دانشگاه»)
امروزه اصول سه‌گانۀ نولیبرالیسم دانشگاهی به گونۀ فراگیری جا افتاده‌اند، تا جایی که می‌توان ادعا کرد دیگر به بخشی از «عقل سلیم» (common sense) بدل شده‌اند. در واقع با گفتمان هژمونیکی سروکار داریم که اغلب دولتمردان، مدیران دانشگاهی، کارشناسان اقتصادی و حتی بدنۀ گسترده‌ای از اساتید و دانشجویان بر وفق اصول آن می‌اندیشند و عمل می‌کنند و در واقع «حقانیت» آن را پذیرفته‌اند یا دست‌کم در برابر «قوانین آهنین» آن راه چاره‌ای نمی‌شناسند...

حسام سلامت





@towardinside
این شش ساعتی رو که الان توی فضای مجازی تلف می‌کنیم،
قبلا کجا تلف می‌کردیم؟

یادم نیست




@towardinside
وقتی آدم عاشق می‌شود صیانت نفسی جدید به دست می‌آورد، از یک سری فکر‌ها می‌گریزد، از شنیدن بعضی حرف‌ها خودداری می‌کند و بعضی چیزها را که تا آن زمان از روی حواس‌پرتی پذیرفته بود حالا آزاردهنده می‌بیند.

فرانتس کافکا
نامه به فلیسه





@towardinside
انسان، ابزاری صرف برای مصرف


با افزایش جمعیت زمین و خطر کمبود محصولات غذایی کالاهای جدیدی با عنوان محصولات تراریخته تولید و راهی بازار شدند.
امروزه تراریخته ها به بخش مهمی از محصولات غذایی تبدیل شده و اخیرا با برچسب هایی از سایر مواد غدایی مشخص گشته اند.
جدا از بحث های گسترده ای که در مورد سلامت یا تاثیرات مخرب این مواد بر سلامت افراد درگرفته است اکنون بازار به دو بخش محصولات اصیل و تراریخته تبدیل شده و هر یک از این دو نوع محصول از قیمت های مختلفی برخوردارند.
در بازار امروز و آینده محصولات تراریخته با قیمت ارزان تری ارائه خواهند شد اما همواره بازار به ما خواهد گفت که اگر به محصولات ارگانیک و اصیل نیاز دارید باید پول بیشتری پرداخت کنید.

درنتیجه مصرف کنندگان همواره بر سر دوراهی پرداخت پول بیشتر و استفاده از محصولات اصیل و یا پرداخت وجه کمتر و مصرف محصولات تراریخته باقی خواهند ماند.
بنابر این آنها در عمل هم پول بیشتری پرداخت خواهند کرد و هم از کیفیت زندگیشان کاسته گشته و به دشواری های بیشتری گرفتار خواهند شد.


رضا تسلیمی طهرانی





@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/Bu6k0U7nkSO/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1jnyksgi5w41l
@towardinside



جوجه‌فندق، داشت سراسیمه و پریشان، پشت سر هم روی سیمِ یک چنگِ قدیمی ضربه می‌زد. جوجه‌بادام آمد، تعجب کرد و خیره شد به او.
جوجه‌فندق گفت: این چنگ را از انباری پدرپزرگم پیدا کرده‌ام. کاغذی روی آن چسبانده شده بود و رازی رویش نوشته بودند:

هر کس هزاربار سیم های این چنگ را لمس کند، نصف یک نیمروز به عمر او اضافه خواهد شد.

علی اشکان نژاد
Forwarded from اتچ بات
خوانَنده: هِنگامه

خُروسه🐓 می‌گه: قوقولی قوقو🎶🎵

💁‍♀سلَام عَلِیکُم💁‍♂ آقا کوچولو👦

اُفتاده تو حوض💦💧 یه دونه هُلو🍑

هُلو🍑 هُلو🍑 بُرو تو گَلو😋


#شعر

@kalaaghcheh
گر شاخه‌ها دارد تری
ور سرو دارد سروری
ور گل کند صد دلبری
ای جان تو چیزی دیگری..

مولانا





@towardinside
کمتر از ۳۰ فیل عاج‌بلند در آفریقا باقی مانده است.

#در_ستایش_پیشرفت_بشر






@towardinside
https://www.instagram.com/p/Bu78Mv2HdNF/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1n8iuyn4br498
@towardinside



آنتی‌تزها اهل شلوغ‌کاری‌اند.
هیجانی مطرح می‌شوند،
و شتاب‌زده می‌خواهند جا باز کنند.

اما غالباً آنقدر در پیش‌فرض‌ها مغفول‌مانده و از قلم‌ افتاده دارند که عامّه مردم پس از چندی دوباره به تز برمى‌گردند؛ چون حس مى‌كنند جاى پاى سفت‌ترى نصيبشان می‌شود!

علی اشکان نژاد
آفتاب پريده رنگ روز آخر اسفند،از پنجره سرك كشيد.. خورشيد با سرشاخه هاي بيد مجنون جلو حياط كه نه از شرمساري، بلكه به عادت هميشگي سر به زير داشتند، سلام و احوال پرسي كرد، انگار ديده بوسي هم كرد، بعد روي كاج ها خستگي در كرد و براي ثواب به درخت هاي لخت سر كشيد. صبح به خير گفت، مژده شان داد كه بزودي رخت سبز عيدشان را در بر ميكنند و اگر بردبار باشند، شكوفه ها يا گلهايشان، نقش هاي رنگي پوشش سبزشان مي شود. درختها سرتكان دادند انگار نق زدند: ما كه حمام نرفته ايم. خورشيد به خنده شكفت و گفت: غمتان كم، آسمان بغض مي كند و بغضش كه تركيد سر و تن شما را مي شويد. درخت ها وعده خورشيد را باور نكردند، حافظه درستي كه نداشتند. باز سر تكان دادند و خورشيد ميگفت : هر روزي از روز ديگر گرمتر و درخشان تر بر شما مي تابم. يادتان نيست؟
درخت ها ناز كردند و گفتند: اما يك تگرگ كه بزند لباس هايمان را پاره پوره مي كند. خورشيد قهقهه زد و گفت: پس يادتان آمد.
خورشيد حالا با درختِ ياس بنفش كه زير پنجره بود سر به سر ميگذاشت و ميگفت : بي ما عيش ها كرده اي! جوانه هم كه زده اي!

جزيره سرگرداني
سيمين دانشور
ص ٩٢




@towardinside
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9338/

وقتی میخواهید تصمیم بزرگی بگیرید، به عواقبش فکر نکنید
گاهی باید، بدون قطعیت، قدم برداشت به‌سوی آینده‌ای که ازپیش نمی‌دانیم چگونه خواهد بود


اگنس کالارد
ترجمه‌ی: محمد باسط
Boston Review :مرجع

وقتی داروین می‌خواست ازدواج کند، تصویر خیال‌انگیزی در ذهن داشت: «همسری خوب و مهربان که روی مبل نشسته، آتشی که روشن است، و شاید موسیقی و کتابی هم در کار باشد». به همین اندازه کارتونی و غیرواقعی. اما می‌شود پرسید: مگر چه کار دیگری از دستش برمی‌آمد؟ مگر ما آدم‌ها پیش از اینکه کارهای بزرگ را واقعاً تجربه کنیم، چقدر می‌توانیم هزینه‌فایده‌شان را سبک‌سنگین کنیم؟ و حتی بیشتر از آن: چه می‌دانیم در آینده چه چیزی می‌تواند اوضاع را بهتر کند؟

@towardinside
‎خب من... من گم شده ام و از دست رفته ام. آنهایی که سعی می کنند نقش واقعی خود را در زندگی پیدا کنند، باید خیلی سختی بکشند.

‎زوال کلنل
‎محمود دولت آبادی



@towardinside
می‌خواهم آب شوم در گستره افق
آنجا که دریا به آخر می‌رسد
و آسمان آغاز می‌شود..

مارگوت بيكل





@towardinside