-ماشینت بوی دریا میده
+ماهی خریده بودم
-ماهی مرده که بوی دریا نمیده
+هرچیزی موقع مرگ بوی اونجایی رو میده که دلتنگشه
+من بمیرم بوی تورو میدم
سیامک تقی زاده
@towardinside
+ماهی خریده بودم
-ماهی مرده که بوی دریا نمیده
+هرچیزی موقع مرگ بوی اونجایی رو میده که دلتنگشه
+من بمیرم بوی تورو میدم
سیامک تقی زاده
@towardinside
خورشید جان، امان از این بی تو گذشتن ها؛ وقتی از شما دورم، برف های درونم آغاز می شود. کاش می دانستید درباره تان چه فکر می کنم. من برای دیدن شما همه ی درها را زده ام.
عاشقی خوب است؛ زندگی حلال کسانی که عاشق اند. من خجالتی ام و هنوز نمی دانم اسم تان را چگونه تلفظ کنم. ای کاش عشق، خود لب و دهان داشت.
محمد صالح علا
@towardinside
عاشقی خوب است؛ زندگی حلال کسانی که عاشق اند. من خجالتی ام و هنوز نمی دانم اسم تان را چگونه تلفظ کنم. ای کاش عشق، خود لب و دهان داشت.
محمد صالح علا
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BuyFOlDn6n1/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=z8hadmdcguz1
@towardinside
یکی از احساساتِ دلپذیر، همانا حسّ فروتنی در مقابل اجسام بزرگ است.
میایستند روبروی آسمانِ پر ستاره، کوههای بلند، سنگهای بسیار بزرگ، عمارتها، سازهها و ساختمانهای بسیار بسیار عظیم، حتی ماشینآلات غولپیکر و گرانبَر؛
انگار اختیارشان را تمام و کمال واگذار می کنند به امر کلان و از پسِ این واگذاری و تسلیم، امنیت و حمایت میطلبند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
یکی از احساساتِ دلپذیر، همانا حسّ فروتنی در مقابل اجسام بزرگ است.
میایستند روبروی آسمانِ پر ستاره، کوههای بلند، سنگهای بسیار بزرگ، عمارتها، سازهها و ساختمانهای بسیار بسیار عظیم، حتی ماشینآلات غولپیکر و گرانبَر؛
انگار اختیارشان را تمام و کمال واگذار می کنند به امر کلان و از پسِ این واگذاری و تسلیم، امنیت و حمایت میطلبند.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . یکی از احساساتِ دلپذیر، همانا حسّ فروتنی در مقابل اجسام بزرگ است. میایستند روبروی آسمانِ پر ستاره، کوههای بلند، سنگهای بسیار بزرگ، عمارتها، سازهها و ساختمانهای بسیار بسیار عظیم، حتی ماشینآلات غولپیکر و گرانبَر؛ انگار اختیارشان را تمام و کمال واگذار…
آدمی را خیال هر چیز با آن چیز میبرد؛
خیال باغ به باغ میبرد،
و خیال دکّان به دکّان ...
فیه ما فیه
@towardinside
خیال باغ به باغ میبرد،
و خیال دکّان به دکّان ...
فیه ما فیه
@towardinside
هیچ رابطهای قادر به از میان بردن تنهایی نیست. هر یک از ما در هستی تنها هستیم ولی میتوانیم در تنهایی یکدیگر شریک شویم ، همانطور که عشق درد تنهایی را جبران میکند ... بوبر میگوید: یک رابطه ی خوب و صمیمی ، بر دیوارهای سر به فلک کشیده ی تنهایی آدمی رخنه میکند، و بر قانون بی چون و چرای آن فائق میشود و بر فراز مغاک وحشت انگیز عالم ، از وجود خود به وجود دیگری پل میزند.
روان درمانی اگزیستانسیال
اروین دیالوم
@towardinside
روان درمانی اگزیستانسیال
اروین دیالوم
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
آدرس های غلط و افکار عمومی
برخوردهای هیجانی و نمایشی با فساد راه به جایی نخواهد برد و نمی تواند از فوران احساسات منفی در مورد گسترش فساد جلوگیری کند.
در برخورد هیجانی با فساد کاری نمایشی انجام می شود تا فرد فاسد تطهیر شود در حالی که مفسده در جایی دیگر به شکل دست نخورده باقی مانده است.
چنین حرکات نمایشی تنها بر خشم و عصبانیت مردم می افزاید و نمی تواند در نهایت موجب تطهیر فرد فاسد در اذهان عمومی شود.
برخورد با فساد نیازمند عزمی جدی و برخوردی ریشه ای است تا اعتماد از دست رفته به جامعه بازگردد و توده مردم به تصمیم مسوولان در مبارزه با فساد اطمینان پیدا کنند.
فساد مالی، اداری و ساختاری یکی از مهمترین مسائل اجتماعی هر جامعه است که مسائل اجتماعی گسترده ای چون بی اعتمادی اجتماعی و عدم مشارکت و مسوولیت پذیری اجتماعی را به دنبال می آورد و از شکل گیری و انباشت سرمایه های اجتماعی جلوگیری می کند.
متاسفانه اکنون فساد در سطح نظام های اجتماعی و در بین عامه مردم تا حدود زیادی نهادینه شده است و به منظور مقابله با آن باید به جراحی های دقیق و با برنامه اجتماعی و فرهنگی دست زد، نه آنکه با اقداماتی هیجانی و نمایشی بر وخامت اوضاع اضافه نمود.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
برخوردهای هیجانی و نمایشی با فساد راه به جایی نخواهد برد و نمی تواند از فوران احساسات منفی در مورد گسترش فساد جلوگیری کند.
در برخورد هیجانی با فساد کاری نمایشی انجام می شود تا فرد فاسد تطهیر شود در حالی که مفسده در جایی دیگر به شکل دست نخورده باقی مانده است.
چنین حرکات نمایشی تنها بر خشم و عصبانیت مردم می افزاید و نمی تواند در نهایت موجب تطهیر فرد فاسد در اذهان عمومی شود.
برخورد با فساد نیازمند عزمی جدی و برخوردی ریشه ای است تا اعتماد از دست رفته به جامعه بازگردد و توده مردم به تصمیم مسوولان در مبارزه با فساد اطمینان پیدا کنند.
فساد مالی، اداری و ساختاری یکی از مهمترین مسائل اجتماعی هر جامعه است که مسائل اجتماعی گسترده ای چون بی اعتمادی اجتماعی و عدم مشارکت و مسوولیت پذیری اجتماعی را به دنبال می آورد و از شکل گیری و انباشت سرمایه های اجتماعی جلوگیری می کند.
متاسفانه اکنون فساد در سطح نظام های اجتماعی و در بین عامه مردم تا حدود زیادی نهادینه شده است و به منظور مقابله با آن باید به جراحی های دقیق و با برنامه اجتماعی و فرهنگی دست زد، نه آنکه با اقداماتی هیجانی و نمایشی بر وخامت اوضاع اضافه نمود.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/Buy6AtonGbi/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=3n5z7wwn6lv2
@towardinside
ییلماز نشسته بود پشت به همه، رو به دیوارِ قهوهخانه. هر چند دقیقه یکبار اشکاش سرازیر میشد و دو دستی میزد روی سرش.
فیرات از زِکی پرسید: واقعا برای این مردِ بیچاره کاری نمیشود کرد؟ زکی ریشهایش را کمی صاف کرد. پاسخ داد: زندگی است دیگر. بلا میزند همه چیز آدم را از بین می برد.
بعد فریاد زد: آهای دِمیر! برو چندتا استکان چای بیاور. فیرات عصبانی شد. با آرنج زد به بازوی زکی و با چشم اشاره کرد به ییلماز.
زکی با همان صدای پرحجم و بلند ادامه داد: بلا به مال بزند باید شاکر بود. همین خوب است که به جان نزده.
بعد در حال برداشتنِ استکانِ چای از سینی شعری را خواند به زبان محلی: هرگز درمانی برای دردهای "جوانپیرکُن" نیست.
اما به تسلابخشها که نیاز داریم.
علی اشکان نژاد
@towardinside
ییلماز نشسته بود پشت به همه، رو به دیوارِ قهوهخانه. هر چند دقیقه یکبار اشکاش سرازیر میشد و دو دستی میزد روی سرش.
فیرات از زِکی پرسید: واقعا برای این مردِ بیچاره کاری نمیشود کرد؟ زکی ریشهایش را کمی صاف کرد. پاسخ داد: زندگی است دیگر. بلا میزند همه چیز آدم را از بین می برد.
بعد فریاد زد: آهای دِمیر! برو چندتا استکان چای بیاور. فیرات عصبانی شد. با آرنج زد به بازوی زکی و با چشم اشاره کرد به ییلماز.
زکی با همان صدای پرحجم و بلند ادامه داد: بلا به مال بزند باید شاکر بود. همین خوب است که به جان نزده.
بعد در حال برداشتنِ استکانِ چای از سینی شعری را خواند به زبان محلی: هرگز درمانی برای دردهای "جوانپیرکُن" نیست.
اما به تسلابخشها که نیاز داریم.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . ییلماز نشسته بود پشت به همه، رو به دیوارِ قهوهخانه. هر چند دقیقه یکبار اشکاش سرازیر میشد و دو دستی میزد روی سرش. فیرات از زِکی پرسید: واقعا برای این مردِ بیچاره کاری نمیشود کرد؟ زکی ریشهایش را کمی صاف کرد. پاسخ داد: زندگی است دیگر. بلا میزند همه…
فهرست واحدهای سنتی وزن در ایران
«سوت» کوچکترین یکای اندازهگیری جرم در قدیم و برابر با ۱میلیگرم است.
«قیراط» معادل ۲۰۰ سوت و برابر با ۲۰۰ میلیگرم است. هر پنج قیراط معادل یک گرم میباشد.
«سیر» معادل ۳۷۵ قیراط و برابر با ۷۵ گرم است.
«پانزده» برابر ۲/۵ سیر است.
«سیه» برابر ۵ سیر است.
«هفت درم» برابر نیم پانزده است.
«چارک» برابر با ۷۵۰ گرم است.
«صدی» برابر ۲ چارک است.
«من تبریز» یا فقط «من»، معادل ۴۰ سیر و برابر با ۳ کیلوگرم است.
«من سنگ شاه اصفهان» برابر با ۶ کیلوگرم است.
«من ری» یا فقط «ری»، برابر با ۱۲ کیلوگرم است.
«من برابر با ۱۸ کیلوگرم است.
«من لرستان» برابر با 3 کیلوگرم است.
«من اندیکا» برابر با ۷ کیلوگرم است.
«من لردگان» برابر با 6 کیلوگرم میباشد .
من هاشم معادل هشتاد کیلوگرم است و بیشتر در استان بوشهر معروف است
«خروار» برابر با ۳۰۰ کیلوگرم است.
«خروار اندیکا» برابر با ۱۰۰ کیلوگرم است.
«نخود» معادل ۱۹۲ سوت و برابر با ۱۹۲ میلیگرم است.
«لیه» معادل یکدوم نخود و برابر با ۹۶ میلیگرم است.
«جو» معادل یکسوم نخود و برابر با ۶۴ میلیگرم است.
«گندم» معادل یکچهارم نخود و برابر با ۴۸ میلیگرم است.
«ماش» معادل یکهشتم نخود و برابر با ۲۴ میلیگرم است.
«ارزن» معادل یکسیودوم نخود و برابر با ۶ میلیگرم است.
«مثقال شرعی» معادل هجده نخود و برابر با ۳۴۵۶ میلیگرم است.
«مثقال صیرفی» برابر با ۴۶۰۸ میلیگرم است.
«درهم» معادل ۰٫۷ مثقال شرعی و برابر با ۲۴۱۹٫۲ میلیگرم است.
«صاع» معادل ۸۱۹ مثقال شرعی و برابر با ۲۸۳۰٫۴۶۴ گرم است.
«مد» معادل یکچهارم صاع و برابر با ۷۰۷٬۶۱۶ گرم است.
@towardinside
«سوت» کوچکترین یکای اندازهگیری جرم در قدیم و برابر با ۱میلیگرم است.
«قیراط» معادل ۲۰۰ سوت و برابر با ۲۰۰ میلیگرم است. هر پنج قیراط معادل یک گرم میباشد.
«سیر» معادل ۳۷۵ قیراط و برابر با ۷۵ گرم است.
«پانزده» برابر ۲/۵ سیر است.
«سیه» برابر ۵ سیر است.
«هفت درم» برابر نیم پانزده است.
«چارک» برابر با ۷۵۰ گرم است.
«صدی» برابر ۲ چارک است.
«من تبریز» یا فقط «من»، معادل ۴۰ سیر و برابر با ۳ کیلوگرم است.
«من سنگ شاه اصفهان» برابر با ۶ کیلوگرم است.
«من ری» یا فقط «ری»، برابر با ۱۲ کیلوگرم است.
«من برابر با ۱۸ کیلوگرم است.
«من لرستان» برابر با 3 کیلوگرم است.
«من اندیکا» برابر با ۷ کیلوگرم است.
«من لردگان» برابر با 6 کیلوگرم میباشد .
من هاشم معادل هشتاد کیلوگرم است و بیشتر در استان بوشهر معروف است
«خروار» برابر با ۳۰۰ کیلوگرم است.
«خروار اندیکا» برابر با ۱۰۰ کیلوگرم است.
«نخود» معادل ۱۹۲ سوت و برابر با ۱۹۲ میلیگرم است.
«لیه» معادل یکدوم نخود و برابر با ۹۶ میلیگرم است.
«جو» معادل یکسوم نخود و برابر با ۶۴ میلیگرم است.
«گندم» معادل یکچهارم نخود و برابر با ۴۸ میلیگرم است.
«ماش» معادل یکهشتم نخود و برابر با ۲۴ میلیگرم است.
«ارزن» معادل یکسیودوم نخود و برابر با ۶ میلیگرم است.
«مثقال شرعی» معادل هجده نخود و برابر با ۳۴۵۶ میلیگرم است.
«مثقال صیرفی» برابر با ۴۶۰۸ میلیگرم است.
«درهم» معادل ۰٫۷ مثقال شرعی و برابر با ۲۴۱۹٫۲ میلیگرم است.
«صاع» معادل ۸۱۹ مثقال شرعی و برابر با ۲۸۳۰٫۴۶۴ گرم است.
«مد» معادل یکچهارم صاع و برابر با ۷۰۷٬۶۱۶ گرم است.
@towardinside
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9335/
مرگ حقیقت؛ آیا پراگماتیسم به شکاکیت میرسد؟
مروری بر کتاب «مرگ حقیقت: یادداشتهایی دربارۀ کذب در عصر ترامپ» نوشتۀ میچیکو کاکوتانی
دیو مایر
ترجمهی: مهدی رعنایی مرجع:3QD
همیشه دعوا بوده که آیا پراگماتیسم ربطی به حقیقت دارد یا نه. فیلسوفان بسیاری بیتعارف میگویند هیچ ربطی ندارد. مثلاً راسل میگفت اگر پراگماتیسم درست باشد، تعیینکنندۀ نهاییِ مباحثِ متافیزیکی توپ و خودروهای زرهی خواهد بود. این یعنی پراگماتیسم اصلاً فلسفه نیست، یا صریحتر بگوییم: شکاکیت و سفسطه است. اما دیو مایر ادعای بزرگی دارد. او میگوید میتوان خوانشی از پراگماتیسم داشت که هیچ واقعگراییای بدون آن کامل نیست.
@towardinside
مرگ حقیقت؛ آیا پراگماتیسم به شکاکیت میرسد؟
مروری بر کتاب «مرگ حقیقت: یادداشتهایی دربارۀ کذب در عصر ترامپ» نوشتۀ میچیکو کاکوتانی
دیو مایر
ترجمهی: مهدی رعنایی مرجع:3QD
همیشه دعوا بوده که آیا پراگماتیسم ربطی به حقیقت دارد یا نه. فیلسوفان بسیاری بیتعارف میگویند هیچ ربطی ندارد. مثلاً راسل میگفت اگر پراگماتیسم درست باشد، تعیینکنندۀ نهاییِ مباحثِ متافیزیکی توپ و خودروهای زرهی خواهد بود. این یعنی پراگماتیسم اصلاً فلسفه نیست، یا صریحتر بگوییم: شکاکیت و سفسطه است. اما دیو مایر ادعای بزرگی دارد. او میگوید میتوان خوانشی از پراگماتیسم داشت که هیچ واقعگراییای بدون آن کامل نیست.
@towardinside
https://www.instagram.com/p/Bu0hiugHLMg/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1gg2iaf0ak1u3
@towardinside
یک حرکت
از بدو قوام گرفتنش، سیر زوالش را هم آغاز می کند.
كاهشى فزاینده.
چرا که دارد به اوج می رسد؛
و هر اوجى را فرودىست.
علی اشکان نژاد
@towardinside
یک حرکت
از بدو قوام گرفتنش، سیر زوالش را هم آغاز می کند.
كاهشى فزاینده.
چرا که دارد به اوج می رسد؛
و هر اوجى را فرودىست.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . یک حرکت از بدو قوام گرفتنش، سیر زوالش را هم آغاز می کند. كاهشى فزاینده. چرا که دارد به اوج می رسد؛ و هر اوجى را فرودىست. #حرکت #اقدام #عمل #اکت #زوال #عکاس_خودم #علی_اشکان_نژاد
اگر بگويند حقيقت نا معلوم ديگر چه صيغهای است، میگویم آناست كه " يافت مینشود". ياسپرس در ستايش افلاطونِ دوستدارِ دانايي و خِرد میگفت كه او " دانش ندانستن" را به ما آموخت. مكالمات او در رسالهها به نتيجهای ختم نميشود ، يعني نا تمام ميماند و " نتيجه" را چون راهي باز و بيپایان ، پيوسته در پيش داريم كه باید خود آن را تا سرزمينهای ناشناخته، تا " ناكجا" برويم.
شاهرخ مسکوب
از کتاب شکاریم یک سر همه پیش مرگ
ص ١٠٩
@towardinside
شاهرخ مسکوب
از کتاب شکاریم یک سر همه پیش مرگ
ص ١٠٩
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
وجه پنهان داستان پول شویی
پولشویی تعریف مشخصی دارد اما از این امر غفلت شده است که بازدیدهای بیدوام، هیجانی و رسانهمحور متمولین از مراکز حمایتی نیز می تواند خود نوعی پولشویی باشد.
برخی از ثروتمندان که گاه به گاه به همراه خبرنگاران رسانه ها به دیدار کودکان کار می روند، با معلولین جسمی و ذهنی بازی می کنند و در خیریه های گوناگون حضور می یابند می توانند در صدد تطهیر فعالیت ها و برنامه های اقتصادی و اجتماعی ناسالم خود باشند.
حضور یک سلبریتی ثروتمند در مراسم گلریزان و کمک به بیماران و محرومان در حضور دوربین های رسانه ها دیدگاه جامعه را نسبت به شخصیت و اعمال او مثبت می کند و زمینه برخورد با فعالیت های کجروانه اقتصادی و اجتماعی او را تضعیف می نماید.
به این طریق می توان نگاه افکار عمومی را به سمت کارهای به ظاهر خیرخوانه جلب کرد و در پس آن به فعالیت های فساد آلود ادامه داد و حتی از مراکز نظارتی نیز در زمینه برخورد با جرایم احتمالی تا حدودی خلع سلاح نمود.
چنین نمایش های خیرخواهانه ای نه تنها به گسترش فساد یاری می رساند بلکه از شکل گیری اعتماد اجتماعی و سرمایه اجتماعی در راه یاری حقیقی به نیازمندان جلوگیری می کند و مفهوم کار خیر را با ابهام مواجه می سازد.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
پولشویی تعریف مشخصی دارد اما از این امر غفلت شده است که بازدیدهای بیدوام، هیجانی و رسانهمحور متمولین از مراکز حمایتی نیز می تواند خود نوعی پولشویی باشد.
برخی از ثروتمندان که گاه به گاه به همراه خبرنگاران رسانه ها به دیدار کودکان کار می روند، با معلولین جسمی و ذهنی بازی می کنند و در خیریه های گوناگون حضور می یابند می توانند در صدد تطهیر فعالیت ها و برنامه های اقتصادی و اجتماعی ناسالم خود باشند.
حضور یک سلبریتی ثروتمند در مراسم گلریزان و کمک به بیماران و محرومان در حضور دوربین های رسانه ها دیدگاه جامعه را نسبت به شخصیت و اعمال او مثبت می کند و زمینه برخورد با فعالیت های کجروانه اقتصادی و اجتماعی او را تضعیف می نماید.
به این طریق می توان نگاه افکار عمومی را به سمت کارهای به ظاهر خیرخوانه جلب کرد و در پس آن به فعالیت های فساد آلود ادامه داد و حتی از مراکز نظارتی نیز در زمینه برخورد با جرایم احتمالی تا حدودی خلع سلاح نمود.
چنین نمایش های خیرخواهانه ای نه تنها به گسترش فساد یاری می رساند بلکه از شکل گیری اعتماد اجتماعی و سرمایه اجتماعی در راه یاری حقیقی به نیازمندان جلوگیری می کند و مفهوم کار خیر را با ابهام مواجه می سازد.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
http://thesis11.com/Article.aspx?Id=6449
زمان و فضا در سینمای پستمدرن: از بلید رانر تا آسمان برلین
نوشتۀ دیوید هاروی - ترجمۀ صالح نجفی
مصنوعات فرهنگی پستمدرن، بهلطف التقاطیبودن طرحهاشان و بینظمی آشوبناکِ موضوعاتشان، بیاندازه متنوعاند. با اینحال، گمان میکنم بد نباشد با مثالهایی نشان دهیم چگونه مضمونهای مربوط به فشردهشدن زمان-فضا که در این مقال بسط میدهیم در آثار هنری و فرهنگی پستمدرن بازنمایی میشوند. بدینمنظور تصمیم گرفتم بهسراغ سینما بروم، تا اندازهای بدینعلت که سینما (بهاتفاق عکاسی) هنری است که در بستر نخستین فوران عظیم مدرنیسم فرهنگی بالیدن گرفت اما نیز بدینعلت که، در بین همۀ شاخههای هنر، احتمالاً سینما قویترین قابلیت را برای کارکردن با مضمونهای درهمتنیدۀ فضا و زمان بهشیوههایی راهگشا دارد. کاربرد زنجیرهایِ تصویرها و توانایی پسوپیشرفتن در فضا و زمان سینما را از بسیاری محدودیتهای معمول هنرها آزاد میکند، گیرم که، در تحلیل نهایی، سینما نمایشی است که با پروژکتور یا آپارات در فضایی محصور روی پردهای بیعمق پخش میشود.
@towardinside
زمان و فضا در سینمای پستمدرن: از بلید رانر تا آسمان برلین
نوشتۀ دیوید هاروی - ترجمۀ صالح نجفی
مصنوعات فرهنگی پستمدرن، بهلطف التقاطیبودن طرحهاشان و بینظمی آشوبناکِ موضوعاتشان، بیاندازه متنوعاند. با اینحال، گمان میکنم بد نباشد با مثالهایی نشان دهیم چگونه مضمونهای مربوط به فشردهشدن زمان-فضا که در این مقال بسط میدهیم در آثار هنری و فرهنگی پستمدرن بازنمایی میشوند. بدینمنظور تصمیم گرفتم بهسراغ سینما بروم، تا اندازهای بدینعلت که سینما (بهاتفاق عکاسی) هنری است که در بستر نخستین فوران عظیم مدرنیسم فرهنگی بالیدن گرفت اما نیز بدینعلت که، در بین همۀ شاخههای هنر، احتمالاً سینما قویترین قابلیت را برای کارکردن با مضمونهای درهمتنیدۀ فضا و زمان بهشیوههایی راهگشا دارد. کاربرد زنجیرهایِ تصویرها و توانایی پسوپیشرفتن در فضا و زمان سینما را از بسیاری محدودیتهای معمول هنرها آزاد میکند، گیرم که، در تحلیل نهایی، سینما نمایشی است که با پروژکتور یا آپارات در فضایی محصور روی پردهای بیعمق پخش میشود.
@towardinside
Thesis11
زمان و فضا در سینمای پستمدرن: از بلید رانر تا آسمان برلین
« [...]جنبۀ یأسآور هر دو فیلم، بهرغم خوشبینی آشکاری که در پایانبندی وندرس شاهدیم، ناتوانی از ارایۀ راهحلی فراتر از رمانتیسم (رمانتیسم فردگرایانه و قویاً زیباشناختی) برای وضعیت پیچیدهای است که هر دو فیلمساز بهطرزی درخشان تصویر کردهاند. چنان مینماید…
https://www.instagram.com/p/Bu1eAeRnRsr/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1m6tfm9k3hexp
@towardinside
پشتِ سرِ لیونلِ نقاش حرفزدن، حتی بد گفتن از او، اصلا نمیتواند عملی قبیح باشد. خود او به عنوان یک "نقاشِ پشتِ شیشه" هر چه شهرت پیدا کرد، از همین خیرگویی و زشتیاد بود.
تصور کنید، مادامی که اگر مثلا زنی پُر شور یا دستپاچه درباره شخصیت خودِ هنرمند حرف نزند، و فقط تولیدِ نهایی او پیش چشمان ما باشد، چگونه میتواند این اثر به تنهایی ارجمند و گرانبها بشود؟
تاریخ از لیونلهای نقاش مینویسد، تنها به این خاطر که وایولت ها، کلارا ها و نیکولِتا ها، رازهایی را در اعماق وجود خودِ هنرمندان پیدا میکنند و دربارهاش حرف میزنند. چه وجوهی تاریک، چه وجوهی زیبا.
و اینها ضمیمه میشود به اثر. و اثر این جاست که بهادارتر میشود؛ زیرا انگار رنگ خودِ هنرمند را میگیرد.
علی اشکان نژاد
@towardinside
پشتِ سرِ لیونلِ نقاش حرفزدن، حتی بد گفتن از او، اصلا نمیتواند عملی قبیح باشد. خود او به عنوان یک "نقاشِ پشتِ شیشه" هر چه شهرت پیدا کرد، از همین خیرگویی و زشتیاد بود.
تصور کنید، مادامی که اگر مثلا زنی پُر شور یا دستپاچه درباره شخصیت خودِ هنرمند حرف نزند، و فقط تولیدِ نهایی او پیش چشمان ما باشد، چگونه میتواند این اثر به تنهایی ارجمند و گرانبها بشود؟
تاریخ از لیونلهای نقاش مینویسد، تنها به این خاطر که وایولت ها، کلارا ها و نیکولِتا ها، رازهایی را در اعماق وجود خودِ هنرمندان پیدا میکنند و دربارهاش حرف میزنند. چه وجوهی تاریک، چه وجوهی زیبا.
و اینها ضمیمه میشود به اثر. و اثر این جاست که بهادارتر میشود؛ زیرا انگار رنگ خودِ هنرمند را میگیرد.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . پشتِ سرِ لیونلِ نقاش حرفزدن، حتی بد گفتن از او، اصلا نمیتواند عملی قبیح باشد. خود او به عنوان یک "نقاشِ پشتِ شیشه" هر چه شهرت پیدا کرد، از همین خیرگویی و زشتیاد بود. تصور کنید، مادامی که اگر مثلا زنی پُر شور یا دستپاچه درباره شخصیت خودِ هنرمند حرف نزند،…
چو غلام آفتابم هم از آفتاب گويم
نه شبم نه شب پرستم که حدیث خواب گویم
چو رسول آفتابم به طریق ترجماني
بنهان از او بپرسم به شما جواب گویم
به قدم چو آفتابم به خرابهها بتابم
بگریزم از عمارت صفت خراب گویم
حضرت مولانا
@towardinside
نه شبم نه شب پرستم که حدیث خواب گویم
چو رسول آفتابم به طریق ترجماني
بنهان از او بپرسم به شما جواب گویم
به قدم چو آفتابم به خرابهها بتابم
بگریزم از عمارت صفت خراب گویم
حضرت مولانا
@towardinside
اگر در شیکاگو افسرده باشیم، در لوسآنجلس هم احساس افسردگی میکنیم.
با تغییر صحنه ممکن است مدتی اوضاع بهتر بنماید، با این حال رفته رفته همان رفتارهای پیشین را در پیش میگیریم، همان کمبودها، روحیّه، همان احساسها باز به سراغمان خواهد آمد.
این امر در عشق هم صادق است.
لئوبوسکالیا
@towardinside
با تغییر صحنه ممکن است مدتی اوضاع بهتر بنماید، با این حال رفته رفته همان رفتارهای پیشین را در پیش میگیریم، همان کمبودها، روحیّه، همان احساسها باز به سراغمان خواهد آمد.
این امر در عشق هم صادق است.
لئوبوسکالیا
@towardinside
ممکن است ماده حیات داشته باشد، ولی نه بهمعنایی که انسانها حیات دارند. ماده قادر نیست ناامید شود، اختلاس کند، جنایت کند یا ازدواج کند. شاید ماده، بهاعتباری، یک موجودِ زنده باشد، ولی نمیتواند شوئنبرگ را بیشتر از استراوینسکی بپسندد. [...]
برخی ماتریالیستهای حیاتباور میترسند تأکید بر تفاوت بین انسانها و مابقیِ طبیعت، در حکمِ نوعی سلسلهمراتبِ تبعیضآمیز باشد. ولی خب مردان و زنان خلاقترند از جوجهتیغیها. در ضمن، بیشتر به همان دلایلی که گفتیم، بسیار مخربترند، مخربتر از آنکه در وصف آید. آنها که خلاقیتِ آدمها را انکار میکنند، شاید به این دام بیفتند که تخریبِ آدمها را هم نادیده بگیرند.
تری ایگلتون
@towardinside
برخی ماتریالیستهای حیاتباور میترسند تأکید بر تفاوت بین انسانها و مابقیِ طبیعت، در حکمِ نوعی سلسلهمراتبِ تبعیضآمیز باشد. ولی خب مردان و زنان خلاقترند از جوجهتیغیها. در ضمن، بیشتر به همان دلایلی که گفتیم، بسیار مخربترند، مخربتر از آنکه در وصف آید. آنها که خلاقیتِ آدمها را انکار میکنند، شاید به این دام بیفتند که تخریبِ آدمها را هم نادیده بگیرند.
تری ایگلتون
@towardinside
سبک
بوکوفسکی
صاحبِ ”سَبک” بودن،
تنها راهِ ”رستگاری”ست!
تنها شیوۀ ”بازیافت” یک روزِ ”بیهوده”، یا یک روز ”ماندگار”!!
به انجام رساندن یک چیزِ ”روزمَرّه” با ”سَبک”،
شرف دارد به انجام رساندنِ چیزی ”خطیر”، بی ”سَبک”!!
امّا آنگاه که ”خطیر”ی را ” با ”سَبک” به انجام می رسانی,
”هنر” ورزیدهای!
”گاوبازی” میتواند ”هنر” باشد.
”مُشت زنی” میتواند ”هنر” باشد.
”عشق” میتواند ”هنر” باشد.
حتّی باز کردن یک قوطی کنسرو میتواند هنر باشد,
اگر با ”سبک” صورت گیرد!!!
هر کسی صاحب ”سبک” نیست امّا!
و همیشه صاحب ”سبک” بودن هم، کار هر کسی نیست!
تا به حال
به تعدادِ سگهای صاحب ”سبک”ی که دیده ام،
آدمِ صاحب ”سبک” ندیده ام؛
هر چند که
خیلی از سگهایی هم که دیده ام, صاحب ”سبک” نبوده اند!
گربه ها بیشتر صاحب ”سبک”اند!
”همینگوی” صاحب سبک بود آنگاه
که مغزش را پاشید به دیوار!
گهگاه
برخی
خودشان را فدای ”سبک”شان می کنند؛
”ژان دارک”،
”یحیای تعمیددهنده”،
”عیسی”،
”سقراط”،
”ژولیوس سزار”،
”گارسیا لورکا”…
زندانی های بسیاری دیده ام که صاحب ”سبک”اند!
راست اش را بخواهی
تعداد صاحبان ”سبک” در بند،
بیش از صاحبان ”سبک” آزاد است!!
”سبک” یعنی تفاوت.
”سبک” یعنی شیوۀ به انجام رساندن,
شیوۀ به انجام رسیدن!!!
شش حواصیل
با همۀ حضورشان
در آب
ایستاده اند…
تو از توالت بیرون می آیی و راه خودت را میروی؛
بی آن که ببینی…
@towardinside
بوکوفسکی
صاحبِ ”سَبک” بودن،
تنها راهِ ”رستگاری”ست!
تنها شیوۀ ”بازیافت” یک روزِ ”بیهوده”، یا یک روز ”ماندگار”!!
به انجام رساندن یک چیزِ ”روزمَرّه” با ”سَبک”،
شرف دارد به انجام رساندنِ چیزی ”خطیر”، بی ”سَبک”!!
امّا آنگاه که ”خطیر”ی را ” با ”سَبک” به انجام می رسانی,
”هنر” ورزیدهای!
”گاوبازی” میتواند ”هنر” باشد.
”مُشت زنی” میتواند ”هنر” باشد.
”عشق” میتواند ”هنر” باشد.
حتّی باز کردن یک قوطی کنسرو میتواند هنر باشد,
اگر با ”سبک” صورت گیرد!!!
هر کسی صاحب ”سبک” نیست امّا!
و همیشه صاحب ”سبک” بودن هم، کار هر کسی نیست!
تا به حال
به تعدادِ سگهای صاحب ”سبک”ی که دیده ام،
آدمِ صاحب ”سبک” ندیده ام؛
هر چند که
خیلی از سگهایی هم که دیده ام, صاحب ”سبک” نبوده اند!
گربه ها بیشتر صاحب ”سبک”اند!
”همینگوی” صاحب سبک بود آنگاه
که مغزش را پاشید به دیوار!
گهگاه
برخی
خودشان را فدای ”سبک”شان می کنند؛
”ژان دارک”،
”یحیای تعمیددهنده”،
”عیسی”،
”سقراط”،
”ژولیوس سزار”،
”گارسیا لورکا”…
زندانی های بسیاری دیده ام که صاحب ”سبک”اند!
راست اش را بخواهی
تعداد صاحبان ”سبک” در بند،
بیش از صاحبان ”سبک” آزاد است!!
”سبک” یعنی تفاوت.
”سبک” یعنی شیوۀ به انجام رساندن,
شیوۀ به انجام رسیدن!!!
شش حواصیل
با همۀ حضورشان
در آب
ایستاده اند…
تو از توالت بیرون می آیی و راه خودت را میروی؛
بی آن که ببینی…
@towardinside