+داستان اينکه چارلي پارکر
چطور چارلي پارکر شد رو بهت گفته بودم؟
-جو جونز يه سنج رو بطرف سرش پرت کرد
+دقيقاً همينطوره
پارکر جوون بود، خيلي خوب ساکسيفون ميزد
ميره توي يه جلسه بداههنوازي اجرا کنه و خراب ميکنه
و جونز نزديک بود بابتش اون اجرای بد سرشو از تنش جدا کنه
و اون با خنده حضار از صحنه خارج شد
اون شب با گريه خوابش ميبره
ولي صبح بعد، چيکار ميکنه ؟
تمرين ميکنه، مدام با يک هدف تمرين ميکنه
که ديگه هرگز کسي بهش نخنده
و يک سال بعد به "رينو" برميگرده و روي صحنه ميره
و بهترين تکنوازي که دنيا تابحال شنيده رو اجرا ميکنه
پس تصور کن اگه جونز اون روز فقط بهش ميگفت:
خب، عيبي نداره چارلي " خوب بود. آفرين "
چارلي هم پيش خودش فکر ميکرد: "خب جهنم، کارم خوب بود"
داستان تموم ميشد
اين واسه من يک فاجعه تمامعياره
ولي حالا ديگه دنيا همين رو ميخواد
دارم بهت ميگم، رفيق
هيچ کلمهای توی زبان زيانبارتر از "آفرين" نيست ...
🎥 Whiplash - 2014
@towardinside
چطور چارلي پارکر شد رو بهت گفته بودم؟
-جو جونز يه سنج رو بطرف سرش پرت کرد
+دقيقاً همينطوره
پارکر جوون بود، خيلي خوب ساکسيفون ميزد
ميره توي يه جلسه بداههنوازي اجرا کنه و خراب ميکنه
و جونز نزديک بود بابتش اون اجرای بد سرشو از تنش جدا کنه
و اون با خنده حضار از صحنه خارج شد
اون شب با گريه خوابش ميبره
ولي صبح بعد، چيکار ميکنه ؟
تمرين ميکنه، مدام با يک هدف تمرين ميکنه
که ديگه هرگز کسي بهش نخنده
و يک سال بعد به "رينو" برميگرده و روي صحنه ميره
و بهترين تکنوازي که دنيا تابحال شنيده رو اجرا ميکنه
پس تصور کن اگه جونز اون روز فقط بهش ميگفت:
خب، عيبي نداره چارلي " خوب بود. آفرين "
چارلي هم پيش خودش فکر ميکرد: "خب جهنم، کارم خوب بود"
داستان تموم ميشد
اين واسه من يک فاجعه تمامعياره
ولي حالا ديگه دنيا همين رو ميخواد
دارم بهت ميگم، رفيق
هيچ کلمهای توی زبان زيانبارتر از "آفرين" نيست ...
🎥 Whiplash - 2014
@towardinside
خود ِ رقابت است علفزار
استحالهای ست در حال و در مادهای تازه - اصل حیات- . استحالهی دو اصل ساکن دیگر؛ آب و کانی، آمیخته و نآمیخته با هم به حد افراط
به حد افراط
فرانسیس پونژ
@towardinside
استحالهای ست در حال و در مادهای تازه - اصل حیات- . استحالهی دو اصل ساکن دیگر؛ آب و کانی، آمیخته و نآمیخته با هم به حد افراط
به حد افراط
فرانسیس پونژ
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
خیریه ها
خیریه ها به عنوان نهادهایی اجتماعی و مدنی می توانند از نقش مهمی در جامعه برخوردار شوند.
متاسفانه وضعیت امروز اغلب خیریه ها قابل دفاع نیست و نیاز است تا در ساختار و شرح وظایف آنها تغییراتی اساسی صورت گیرد.
فعالیت خیریه های امروز غالبا در جذب کمک های مردمی و برگزاری چند بازارچه در طول سال خلاصه می شود این در حالی است که خیریه ها باید به مجموعه هایی خدماتی و آموزشی تبدیل شوند که با ارائه خدمات گوناگون مورد نیاز افراد جامعه و توانمند سازی نیازمندان به کسب سود و استفاده از آن در جهت یاری اقشار مورد حمایت گام بردارند. آنها می توانند خدمات گوناگون چون نجاری، برق کاری، تعمیرات و ... را به مردم عرضه دارند و در کنار آن با آموزش نیازمندان در زمینه های مختلفی چون بافندگی، کارهای تزئینی و ... آنها را توانمند سازند.
همچنین خیریه ها می توانند در قالب یک تعاونی به فعالیت بپردازند و در این مسیر هم به نیازهای اقشار گوناگون مردم پاسخ دهند و هم به شکلی اصولی حمایت های خود را سازمان دهی کنند.
خیریه های امروز از کارکرد اجتماعی قدرتمند و برون داد چشمگیری برخوردار نیستند و همین امر می تواند منافذ فساد آلودی را بر روی آنها بگشاید. این در حالی است که آنها می توانند به عنوان یک گره اجتماعی قدرتمند از نقش بسزایی در شبکه اجتماعی برخوردار باشند. خیریه ها باید ارائه خدمات، محصولات، آموزش و توانمند سازی را در دستور کار قرار داده و از این طریق هم از نیازمندان حمایت کنند و هم ساختار خمیده جامعه را به حرکت وا دارند.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
خیریه ها به عنوان نهادهایی اجتماعی و مدنی می توانند از نقش مهمی در جامعه برخوردار شوند.
متاسفانه وضعیت امروز اغلب خیریه ها قابل دفاع نیست و نیاز است تا در ساختار و شرح وظایف آنها تغییراتی اساسی صورت گیرد.
فعالیت خیریه های امروز غالبا در جذب کمک های مردمی و برگزاری چند بازارچه در طول سال خلاصه می شود این در حالی است که خیریه ها باید به مجموعه هایی خدماتی و آموزشی تبدیل شوند که با ارائه خدمات گوناگون مورد نیاز افراد جامعه و توانمند سازی نیازمندان به کسب سود و استفاده از آن در جهت یاری اقشار مورد حمایت گام بردارند. آنها می توانند خدمات گوناگون چون نجاری، برق کاری، تعمیرات و ... را به مردم عرضه دارند و در کنار آن با آموزش نیازمندان در زمینه های مختلفی چون بافندگی، کارهای تزئینی و ... آنها را توانمند سازند.
همچنین خیریه ها می توانند در قالب یک تعاونی به فعالیت بپردازند و در این مسیر هم به نیازهای اقشار گوناگون مردم پاسخ دهند و هم به شکلی اصولی حمایت های خود را سازمان دهی کنند.
خیریه های امروز از کارکرد اجتماعی قدرتمند و برون داد چشمگیری برخوردار نیستند و همین امر می تواند منافذ فساد آلودی را بر روی آنها بگشاید. این در حالی است که آنها می توانند به عنوان یک گره اجتماعی قدرتمند از نقش بسزایی در شبکه اجتماعی برخوردار باشند. خیریه ها باید ارائه خدمات، محصولات، آموزش و توانمند سازی را در دستور کار قرار داده و از این طریق هم از نیازمندان حمایت کنند و هم ساختار خمیده جامعه را به حرکت وا دارند.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/Buwat5VnQET/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1kaclnizoj15
@towardinside
لاکپشتِ دانا نظراتی داشت مخالف آن چه اهالی مرداب تا آن روز باور داشتند. انقدر کتاب نوشت و این طرف و آن طرف حرف زد تا این که کم کم باور خیلی از دوزیستان به سمت باورهای او تغییر پیدا کرد.
سالها گذشت و هر دوزیستی سوالی برایش پیش می آمد، میرفت پیش لاکپشت دانا و جواب سوالش را میگرفت.
چند سال بعد، خشکسالی آمد. حیات مرداب تهدید شد. در میان دوزیستان بلبشو و آشوب درگرفت. اما آرامآرام به فکرشان رسید که بروند از لاکپشت دانا فصلالخطاب را بشنوند.
لاکپشت دانا در لجن ها دراز کشیده و داشت به آسمان نگاه میکرد. دوزیستان تصور کردند به پشت افتاده و نمیتواند خود را نجات بدهد. بدون این که از او سوال کنند او را برگرداندند به حالت اول. بعد سراسیمه سوال کردند: چه باید بکنیم؟
لاکپشت دانا نظرش این بود که باید رفت و از فیل ها خواست با خرطوم هایشان از دریاچه حجم عظیمی آب بیاورند و بریزند توی مرداب. اما وقتی خواست نظرش را اعلام کند ناگهان ترسید. متوجه شد که اگر نظرش به نظرِ جمع، یعنی مهاجرت به سمت مردابِ دیگر میل نکند، از آن به بعد حرفهایش در موارد بعدی هم اعتباری بین دوزیستان نخواهد داشت.
از پدربزرگش شنیده بود که دانایانِ هر سرزمینی در ابتدا پیشروند و سپس باید از همان پیروان حساب ببرند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
لاکپشتِ دانا نظراتی داشت مخالف آن چه اهالی مرداب تا آن روز باور داشتند. انقدر کتاب نوشت و این طرف و آن طرف حرف زد تا این که کم کم باور خیلی از دوزیستان به سمت باورهای او تغییر پیدا کرد.
سالها گذشت و هر دوزیستی سوالی برایش پیش می آمد، میرفت پیش لاکپشت دانا و جواب سوالش را میگرفت.
چند سال بعد، خشکسالی آمد. حیات مرداب تهدید شد. در میان دوزیستان بلبشو و آشوب درگرفت. اما آرامآرام به فکرشان رسید که بروند از لاکپشت دانا فصلالخطاب را بشنوند.
لاکپشت دانا در لجن ها دراز کشیده و داشت به آسمان نگاه میکرد. دوزیستان تصور کردند به پشت افتاده و نمیتواند خود را نجات بدهد. بدون این که از او سوال کنند او را برگرداندند به حالت اول. بعد سراسیمه سوال کردند: چه باید بکنیم؟
لاکپشت دانا نظرش این بود که باید رفت و از فیل ها خواست با خرطوم هایشان از دریاچه حجم عظیمی آب بیاورند و بریزند توی مرداب. اما وقتی خواست نظرش را اعلام کند ناگهان ترسید. متوجه شد که اگر نظرش به نظرِ جمع، یعنی مهاجرت به سمت مردابِ دیگر میل نکند، از آن به بعد حرفهایش در موارد بعدی هم اعتباری بین دوزیستان نخواهد داشت.
از پدربزرگش شنیده بود که دانایانِ هر سرزمینی در ابتدا پیشروند و سپس باید از همان پیروان حساب ببرند.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . لاکپشتِ دانا نظراتی داشت مخالف آن چه اهالی مرداب تا آن روز باور داشتند. انقدر کتاب نوشت و این طرف و آن طرف حرف زد تا این که کم کم باور خیلی از دوزیستان به سمت باورهای او تغییر پیدا کرد. سالها گذشت و هر دوزیستی سوالی برایش پیش می آمد، میرفت پیش لاکپشت…
ای شب آشفته برو
وی غم ناگفته برو
ای خرد خفته برو
دولت بیدار بیا
ای دل آواره بیا
وی جگر پاره بیا
ور ره در بسته بود
از ره دیوار بیا
مولانا
@towardinside
وی غم ناگفته برو
ای خرد خفته برو
دولت بیدار بیا
ای دل آواره بیا
وی جگر پاره بیا
ور ره در بسته بود
از ره دیوار بیا
مولانا
@towardinside
tarjomaan.com/barresi_ketab/9111/
اگر ميخواهي نويسنده خوبي شوي، بچه دار نشو
نويسندگان در طول عمرشان بايد فقط به نوشتن تعهد داشته باشند، اما بچه هايشان چه مي شوند؟
نوشته: مايكل شيبن
ترجمه: عرفانه محبي مرجع:GQ
اکثر آدمهایی که دستشان به نوشتن میرود، ایدههایی به ذهنشان میآید که، اگر کتاب شوند، بازار نشر را میلرزانند. اما یک سدّ غولآسا پیش پای این افراد است: فرزندانشان. بههمیندلیل، یک نویسندۀ بزرگ به مایکل شیبن گفت «بچهدار نشو. هر کدام از فرزندانت، جای یکی از کتابهایی خواهند بود که هرگز چاپ نکردهای». حالا شیبن چهار فرزند دارد و توضیح می دهد که، با نادیدهگرفتن این نصیحت، چه از دست داده و چه به دست آورده.
@towardinside
اگر ميخواهي نويسنده خوبي شوي، بچه دار نشو
نويسندگان در طول عمرشان بايد فقط به نوشتن تعهد داشته باشند، اما بچه هايشان چه مي شوند؟
نوشته: مايكل شيبن
ترجمه: عرفانه محبي مرجع:GQ
اکثر آدمهایی که دستشان به نوشتن میرود، ایدههایی به ذهنشان میآید که، اگر کتاب شوند، بازار نشر را میلرزانند. اما یک سدّ غولآسا پیش پای این افراد است: فرزندانشان. بههمیندلیل، یک نویسندۀ بزرگ به مایکل شیبن گفت «بچهدار نشو. هر کدام از فرزندانت، جای یکی از کتابهایی خواهند بود که هرگز چاپ نکردهای». حالا شیبن چهار فرزند دارد و توضیح می دهد که، با نادیدهگرفتن این نصیحت، چه از دست داده و چه به دست آورده.
@towardinside
-ماشینت بوی دریا میده
+ماهی خریده بودم
-ماهی مرده که بوی دریا نمیده
+هرچیزی موقع مرگ بوی اونجایی رو میده که دلتنگشه
+من بمیرم بوی تورو میدم
سیامک تقی زاده
@towardinside
+ماهی خریده بودم
-ماهی مرده که بوی دریا نمیده
+هرچیزی موقع مرگ بوی اونجایی رو میده که دلتنگشه
+من بمیرم بوی تورو میدم
سیامک تقی زاده
@towardinside
خورشید جان، امان از این بی تو گذشتن ها؛ وقتی از شما دورم، برف های درونم آغاز می شود. کاش می دانستید درباره تان چه فکر می کنم. من برای دیدن شما همه ی درها را زده ام.
عاشقی خوب است؛ زندگی حلال کسانی که عاشق اند. من خجالتی ام و هنوز نمی دانم اسم تان را چگونه تلفظ کنم. ای کاش عشق، خود لب و دهان داشت.
محمد صالح علا
@towardinside
عاشقی خوب است؛ زندگی حلال کسانی که عاشق اند. من خجالتی ام و هنوز نمی دانم اسم تان را چگونه تلفظ کنم. ای کاش عشق، خود لب و دهان داشت.
محمد صالح علا
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BuyFOlDn6n1/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=z8hadmdcguz1
@towardinside
یکی از احساساتِ دلپذیر، همانا حسّ فروتنی در مقابل اجسام بزرگ است.
میایستند روبروی آسمانِ پر ستاره، کوههای بلند، سنگهای بسیار بزرگ، عمارتها، سازهها و ساختمانهای بسیار بسیار عظیم، حتی ماشینآلات غولپیکر و گرانبَر؛
انگار اختیارشان را تمام و کمال واگذار می کنند به امر کلان و از پسِ این واگذاری و تسلیم، امنیت و حمایت میطلبند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
یکی از احساساتِ دلپذیر، همانا حسّ فروتنی در مقابل اجسام بزرگ است.
میایستند روبروی آسمانِ پر ستاره، کوههای بلند، سنگهای بسیار بزرگ، عمارتها، سازهها و ساختمانهای بسیار بسیار عظیم، حتی ماشینآلات غولپیکر و گرانبَر؛
انگار اختیارشان را تمام و کمال واگذار می کنند به امر کلان و از پسِ این واگذاری و تسلیم، امنیت و حمایت میطلبند.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . یکی از احساساتِ دلپذیر، همانا حسّ فروتنی در مقابل اجسام بزرگ است. میایستند روبروی آسمانِ پر ستاره، کوههای بلند، سنگهای بسیار بزرگ، عمارتها، سازهها و ساختمانهای بسیار بسیار عظیم، حتی ماشینآلات غولپیکر و گرانبَر؛ انگار اختیارشان را تمام و کمال واگذار…
آدمی را خیال هر چیز با آن چیز میبرد؛
خیال باغ به باغ میبرد،
و خیال دکّان به دکّان ...
فیه ما فیه
@towardinside
خیال باغ به باغ میبرد،
و خیال دکّان به دکّان ...
فیه ما فیه
@towardinside
هیچ رابطهای قادر به از میان بردن تنهایی نیست. هر یک از ما در هستی تنها هستیم ولی میتوانیم در تنهایی یکدیگر شریک شویم ، همانطور که عشق درد تنهایی را جبران میکند ... بوبر میگوید: یک رابطه ی خوب و صمیمی ، بر دیوارهای سر به فلک کشیده ی تنهایی آدمی رخنه میکند، و بر قانون بی چون و چرای آن فائق میشود و بر فراز مغاک وحشت انگیز عالم ، از وجود خود به وجود دیگری پل میزند.
روان درمانی اگزیستانسیال
اروین دیالوم
@towardinside
روان درمانی اگزیستانسیال
اروین دیالوم
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
آدرس های غلط و افکار عمومی
برخوردهای هیجانی و نمایشی با فساد راه به جایی نخواهد برد و نمی تواند از فوران احساسات منفی در مورد گسترش فساد جلوگیری کند.
در برخورد هیجانی با فساد کاری نمایشی انجام می شود تا فرد فاسد تطهیر شود در حالی که مفسده در جایی دیگر به شکل دست نخورده باقی مانده است.
چنین حرکات نمایشی تنها بر خشم و عصبانیت مردم می افزاید و نمی تواند در نهایت موجب تطهیر فرد فاسد در اذهان عمومی شود.
برخورد با فساد نیازمند عزمی جدی و برخوردی ریشه ای است تا اعتماد از دست رفته به جامعه بازگردد و توده مردم به تصمیم مسوولان در مبارزه با فساد اطمینان پیدا کنند.
فساد مالی، اداری و ساختاری یکی از مهمترین مسائل اجتماعی هر جامعه است که مسائل اجتماعی گسترده ای چون بی اعتمادی اجتماعی و عدم مشارکت و مسوولیت پذیری اجتماعی را به دنبال می آورد و از شکل گیری و انباشت سرمایه های اجتماعی جلوگیری می کند.
متاسفانه اکنون فساد در سطح نظام های اجتماعی و در بین عامه مردم تا حدود زیادی نهادینه شده است و به منظور مقابله با آن باید به جراحی های دقیق و با برنامه اجتماعی و فرهنگی دست زد، نه آنکه با اقداماتی هیجانی و نمایشی بر وخامت اوضاع اضافه نمود.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
برخوردهای هیجانی و نمایشی با فساد راه به جایی نخواهد برد و نمی تواند از فوران احساسات منفی در مورد گسترش فساد جلوگیری کند.
در برخورد هیجانی با فساد کاری نمایشی انجام می شود تا فرد فاسد تطهیر شود در حالی که مفسده در جایی دیگر به شکل دست نخورده باقی مانده است.
چنین حرکات نمایشی تنها بر خشم و عصبانیت مردم می افزاید و نمی تواند در نهایت موجب تطهیر فرد فاسد در اذهان عمومی شود.
برخورد با فساد نیازمند عزمی جدی و برخوردی ریشه ای است تا اعتماد از دست رفته به جامعه بازگردد و توده مردم به تصمیم مسوولان در مبارزه با فساد اطمینان پیدا کنند.
فساد مالی، اداری و ساختاری یکی از مهمترین مسائل اجتماعی هر جامعه است که مسائل اجتماعی گسترده ای چون بی اعتمادی اجتماعی و عدم مشارکت و مسوولیت پذیری اجتماعی را به دنبال می آورد و از شکل گیری و انباشت سرمایه های اجتماعی جلوگیری می کند.
متاسفانه اکنون فساد در سطح نظام های اجتماعی و در بین عامه مردم تا حدود زیادی نهادینه شده است و به منظور مقابله با آن باید به جراحی های دقیق و با برنامه اجتماعی و فرهنگی دست زد، نه آنکه با اقداماتی هیجانی و نمایشی بر وخامت اوضاع اضافه نمود.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/Buy6AtonGbi/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=3n5z7wwn6lv2
@towardinside
ییلماز نشسته بود پشت به همه، رو به دیوارِ قهوهخانه. هر چند دقیقه یکبار اشکاش سرازیر میشد و دو دستی میزد روی سرش.
فیرات از زِکی پرسید: واقعا برای این مردِ بیچاره کاری نمیشود کرد؟ زکی ریشهایش را کمی صاف کرد. پاسخ داد: زندگی است دیگر. بلا میزند همه چیز آدم را از بین می برد.
بعد فریاد زد: آهای دِمیر! برو چندتا استکان چای بیاور. فیرات عصبانی شد. با آرنج زد به بازوی زکی و با چشم اشاره کرد به ییلماز.
زکی با همان صدای پرحجم و بلند ادامه داد: بلا به مال بزند باید شاکر بود. همین خوب است که به جان نزده.
بعد در حال برداشتنِ استکانِ چای از سینی شعری را خواند به زبان محلی: هرگز درمانی برای دردهای "جوانپیرکُن" نیست.
اما به تسلابخشها که نیاز داریم.
علی اشکان نژاد
@towardinside
ییلماز نشسته بود پشت به همه، رو به دیوارِ قهوهخانه. هر چند دقیقه یکبار اشکاش سرازیر میشد و دو دستی میزد روی سرش.
فیرات از زِکی پرسید: واقعا برای این مردِ بیچاره کاری نمیشود کرد؟ زکی ریشهایش را کمی صاف کرد. پاسخ داد: زندگی است دیگر. بلا میزند همه چیز آدم را از بین می برد.
بعد فریاد زد: آهای دِمیر! برو چندتا استکان چای بیاور. فیرات عصبانی شد. با آرنج زد به بازوی زکی و با چشم اشاره کرد به ییلماز.
زکی با همان صدای پرحجم و بلند ادامه داد: بلا به مال بزند باید شاکر بود. همین خوب است که به جان نزده.
بعد در حال برداشتنِ استکانِ چای از سینی شعری را خواند به زبان محلی: هرگز درمانی برای دردهای "جوانپیرکُن" نیست.
اما به تسلابخشها که نیاز داریم.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . ییلماز نشسته بود پشت به همه، رو به دیوارِ قهوهخانه. هر چند دقیقه یکبار اشکاش سرازیر میشد و دو دستی میزد روی سرش. فیرات از زِکی پرسید: واقعا برای این مردِ بیچاره کاری نمیشود کرد؟ زکی ریشهایش را کمی صاف کرد. پاسخ داد: زندگی است دیگر. بلا میزند همه…
فهرست واحدهای سنتی وزن در ایران
«سوت» کوچکترین یکای اندازهگیری جرم در قدیم و برابر با ۱میلیگرم است.
«قیراط» معادل ۲۰۰ سوت و برابر با ۲۰۰ میلیگرم است. هر پنج قیراط معادل یک گرم میباشد.
«سیر» معادل ۳۷۵ قیراط و برابر با ۷۵ گرم است.
«پانزده» برابر ۲/۵ سیر است.
«سیه» برابر ۵ سیر است.
«هفت درم» برابر نیم پانزده است.
«چارک» برابر با ۷۵۰ گرم است.
«صدی» برابر ۲ چارک است.
«من تبریز» یا فقط «من»، معادل ۴۰ سیر و برابر با ۳ کیلوگرم است.
«من سنگ شاه اصفهان» برابر با ۶ کیلوگرم است.
«من ری» یا فقط «ری»، برابر با ۱۲ کیلوگرم است.
«من برابر با ۱۸ کیلوگرم است.
«من لرستان» برابر با 3 کیلوگرم است.
«من اندیکا» برابر با ۷ کیلوگرم است.
«من لردگان» برابر با 6 کیلوگرم میباشد .
من هاشم معادل هشتاد کیلوگرم است و بیشتر در استان بوشهر معروف است
«خروار» برابر با ۳۰۰ کیلوگرم است.
«خروار اندیکا» برابر با ۱۰۰ کیلوگرم است.
«نخود» معادل ۱۹۲ سوت و برابر با ۱۹۲ میلیگرم است.
«لیه» معادل یکدوم نخود و برابر با ۹۶ میلیگرم است.
«جو» معادل یکسوم نخود و برابر با ۶۴ میلیگرم است.
«گندم» معادل یکچهارم نخود و برابر با ۴۸ میلیگرم است.
«ماش» معادل یکهشتم نخود و برابر با ۲۴ میلیگرم است.
«ارزن» معادل یکسیودوم نخود و برابر با ۶ میلیگرم است.
«مثقال شرعی» معادل هجده نخود و برابر با ۳۴۵۶ میلیگرم است.
«مثقال صیرفی» برابر با ۴۶۰۸ میلیگرم است.
«درهم» معادل ۰٫۷ مثقال شرعی و برابر با ۲۴۱۹٫۲ میلیگرم است.
«صاع» معادل ۸۱۹ مثقال شرعی و برابر با ۲۸۳۰٫۴۶۴ گرم است.
«مد» معادل یکچهارم صاع و برابر با ۷۰۷٬۶۱۶ گرم است.
@towardinside
«سوت» کوچکترین یکای اندازهگیری جرم در قدیم و برابر با ۱میلیگرم است.
«قیراط» معادل ۲۰۰ سوت و برابر با ۲۰۰ میلیگرم است. هر پنج قیراط معادل یک گرم میباشد.
«سیر» معادل ۳۷۵ قیراط و برابر با ۷۵ گرم است.
«پانزده» برابر ۲/۵ سیر است.
«سیه» برابر ۵ سیر است.
«هفت درم» برابر نیم پانزده است.
«چارک» برابر با ۷۵۰ گرم است.
«صدی» برابر ۲ چارک است.
«من تبریز» یا فقط «من»، معادل ۴۰ سیر و برابر با ۳ کیلوگرم است.
«من سنگ شاه اصفهان» برابر با ۶ کیلوگرم است.
«من ری» یا فقط «ری»، برابر با ۱۲ کیلوگرم است.
«من برابر با ۱۸ کیلوگرم است.
«من لرستان» برابر با 3 کیلوگرم است.
«من اندیکا» برابر با ۷ کیلوگرم است.
«من لردگان» برابر با 6 کیلوگرم میباشد .
من هاشم معادل هشتاد کیلوگرم است و بیشتر در استان بوشهر معروف است
«خروار» برابر با ۳۰۰ کیلوگرم است.
«خروار اندیکا» برابر با ۱۰۰ کیلوگرم است.
«نخود» معادل ۱۹۲ سوت و برابر با ۱۹۲ میلیگرم است.
«لیه» معادل یکدوم نخود و برابر با ۹۶ میلیگرم است.
«جو» معادل یکسوم نخود و برابر با ۶۴ میلیگرم است.
«گندم» معادل یکچهارم نخود و برابر با ۴۸ میلیگرم است.
«ماش» معادل یکهشتم نخود و برابر با ۲۴ میلیگرم است.
«ارزن» معادل یکسیودوم نخود و برابر با ۶ میلیگرم است.
«مثقال شرعی» معادل هجده نخود و برابر با ۳۴۵۶ میلیگرم است.
«مثقال صیرفی» برابر با ۴۶۰۸ میلیگرم است.
«درهم» معادل ۰٫۷ مثقال شرعی و برابر با ۲۴۱۹٫۲ میلیگرم است.
«صاع» معادل ۸۱۹ مثقال شرعی و برابر با ۲۸۳۰٫۴۶۴ گرم است.
«مد» معادل یکچهارم صاع و برابر با ۷۰۷٬۶۱۶ گرم است.
@towardinside
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9335/
مرگ حقیقت؛ آیا پراگماتیسم به شکاکیت میرسد؟
مروری بر کتاب «مرگ حقیقت: یادداشتهایی دربارۀ کذب در عصر ترامپ» نوشتۀ میچیکو کاکوتانی
دیو مایر
ترجمهی: مهدی رعنایی مرجع:3QD
همیشه دعوا بوده که آیا پراگماتیسم ربطی به حقیقت دارد یا نه. فیلسوفان بسیاری بیتعارف میگویند هیچ ربطی ندارد. مثلاً راسل میگفت اگر پراگماتیسم درست باشد، تعیینکنندۀ نهاییِ مباحثِ متافیزیکی توپ و خودروهای زرهی خواهد بود. این یعنی پراگماتیسم اصلاً فلسفه نیست، یا صریحتر بگوییم: شکاکیت و سفسطه است. اما دیو مایر ادعای بزرگی دارد. او میگوید میتوان خوانشی از پراگماتیسم داشت که هیچ واقعگراییای بدون آن کامل نیست.
@towardinside
مرگ حقیقت؛ آیا پراگماتیسم به شکاکیت میرسد؟
مروری بر کتاب «مرگ حقیقت: یادداشتهایی دربارۀ کذب در عصر ترامپ» نوشتۀ میچیکو کاکوتانی
دیو مایر
ترجمهی: مهدی رعنایی مرجع:3QD
همیشه دعوا بوده که آیا پراگماتیسم ربطی به حقیقت دارد یا نه. فیلسوفان بسیاری بیتعارف میگویند هیچ ربطی ندارد. مثلاً راسل میگفت اگر پراگماتیسم درست باشد، تعیینکنندۀ نهاییِ مباحثِ متافیزیکی توپ و خودروهای زرهی خواهد بود. این یعنی پراگماتیسم اصلاً فلسفه نیست، یا صریحتر بگوییم: شکاکیت و سفسطه است. اما دیو مایر ادعای بزرگی دارد. او میگوید میتوان خوانشی از پراگماتیسم داشت که هیچ واقعگراییای بدون آن کامل نیست.
@towardinside
https://www.instagram.com/p/Bu0hiugHLMg/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1gg2iaf0ak1u3
@towardinside
یک حرکت
از بدو قوام گرفتنش، سیر زوالش را هم آغاز می کند.
كاهشى فزاینده.
چرا که دارد به اوج می رسد؛
و هر اوجى را فرودىست.
علی اشکان نژاد
@towardinside
یک حرکت
از بدو قوام گرفتنش، سیر زوالش را هم آغاز می کند.
كاهشى فزاینده.
چرا که دارد به اوج می رسد؛
و هر اوجى را فرودىست.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . یک حرکت از بدو قوام گرفتنش، سیر زوالش را هم آغاز می کند. كاهشى فزاینده. چرا که دارد به اوج می رسد؛ و هر اوجى را فرودىست. #حرکت #اقدام #عمل #اکت #زوال #عکاس_خودم #علی_اشکان_نژاد
اگر بگويند حقيقت نا معلوم ديگر چه صيغهای است، میگویم آناست كه " يافت مینشود". ياسپرس در ستايش افلاطونِ دوستدارِ دانايي و خِرد میگفت كه او " دانش ندانستن" را به ما آموخت. مكالمات او در رسالهها به نتيجهای ختم نميشود ، يعني نا تمام ميماند و " نتيجه" را چون راهي باز و بيپایان ، پيوسته در پيش داريم كه باید خود آن را تا سرزمينهای ناشناخته، تا " ناكجا" برويم.
شاهرخ مسکوب
از کتاب شکاریم یک سر همه پیش مرگ
ص ١٠٩
@towardinside
شاهرخ مسکوب
از کتاب شکاریم یک سر همه پیش مرگ
ص ١٠٩
@towardinside