رو به درون
1.93K subscribers
8.86K photos
931 videos
45 files
6.96K links
Download Telegram
https://www.instagram.com/p/Buk6nCcnoBb/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1wjcu7c6vve34
@towardinside



کودکان، از دیدن رفتار والدین بیشتر یاد می‌گیرند تا از شنیدن جملات و پند و اندرزهای آنان. خودمان هم خوب می دانیم.

مادر، وقتی می خواهد به کودک خردسال با قاشق، غذای کمکی بدهد، اول خودش دهانش را باز می کند تا کودک هم دهانش را برای غذا باز کند. دهانش را می‌بندد، تا کودک هم همین کار را تقلید کند. دور لب خود را با زبان می لیسد، تا کودک هم دقیقاً همین کار را انجام دهد.

امّا چرا بعدها یادمان می رود و سعی داریم بیشتر روی تنفیذ و تأثیر جملات تمرکز کنیم؟

علی اشکان نژاد
اگر دریابیم که تنها پنج دقیقه برای بیان آنچه می‌خواهیم بگوییم فرصت داریم،
تمام باجه‌های تلفن از افرادی پُر می‌شود که می‌خواهند به دیگران بگویند آن‌ها را دوست دارند!

کریستوفر مورلی





@towardinside
لطفا از من انتظار نداشته باش كه هميشه خوب و مهربان و با محبت باشم.
اوقاتی خواهد بود كه سرد و بی ملاحظه و غير قابل درک خواهم شد...

سيلويا پلات





@towardinside
هیچ‌کس به من رسالت ابراهیم بودن نداده است، اما با این وجود مجبورم در هر لحظه کارهایی انجام دهم که نمونه و سرمشق است. کار جهان بر این مدار است که گویی تمام آدمیان چشم بر رفتار هریک از افراد دوخته‌اند و روش خود را بر طبق رفتار همین یک نفر تنظیم می‌کنند. هر فردی باید پیش خود بگوید: آیا به‌راستی من آن‌کسی هستم که حق‌دارم چنان رفتار کنم که همه‌ی آدمیان کار خود را بر طبق رفتار من تنظیم کنند؟ هرکس که این معنی را فراموش کند مسلماً بر سیمای دلهره‌ی خود نقاب زده است... این همان دلهره‌ای است که اگزیستانسیالیسم به تشریح آن می‌پردازد و چنان‌که خواهیم دید، این دلهره اضافه بر آن‌چه گذشت، با مسئولیت مستقیم در برابر سایر آدمیان –مسئولیتی که همه‌ی افراد بشر را ملتزم می‌سازد– تبیین می‌شود. این دلهره، حجابی نیست که ما را از عمل و اقدام جدا کند بلکه جزئی از خود عمل است.

ژان پل سارتر
اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر






@towardinside
از همين ميترسم که به کسی يا چيزی عادت کنی
اون وقت اون کس يا اون چيز قالت بذاره. اون موقع ديگه هيچی برات باقی نميمونه.
ميفهمي چی ميخوام بگم؟
از کسايی که ميزارن ميرن خوشم نمياد واسه همينم
اول از همه خودم ميرم
اينجوری خاطر جمع تره.

رومن گاری





@towardinside
شناخت


بیایید برای شناخت انسان او را در موقعیت های مختلف قرار دهیم تا ببینیم در وضعیت های اجتماعی متفاوت چگونه عمل می کند.
به همان نحو که برای شناخت آب باید آن را در سرما، گرما، ارتفاع و پستی مورد بررسی قرار داد و اشکال متفاوت آن را شناسایی کرد به منظور شناخت انسان نیز باید او را در موقعیت های اجتماعی گوناگون و متمایز مطالعه کرد و نحوه رفتار او را ثبت و ضبط نمود.
با انجام این کار متوجه می شویم که انسان تنها همان موجودی نیست که هر روز او را مودب و مرتب در فضای شهری و در محیط کار مشاهده می کنیم، طیف رفتاری مشخصی را از او انتظار داریم و انجام بسیاری رفتارها را در شان او نمی دانیم.
به عنوان نمونه اگر همان انسان اتو کشیده و با رفتارهای روتین و تکراری را در یک مهمانی دوستانه در نظر بگیریم قاعدتا او را نخواهیم شناخت یا اگر همان انسان را در هنگام زلزله، سیل یا جنگ مشاهده کنیم رفتارها و گفتارهای او را باور نخواهیم کرد.

انسان موجودی موقعیت مند است و رفتارها و گفتارهای او تابع وضعیت های اجتماعی است. در نتیجه هیچ گاه نمی توان از روی مشاهده رفتارهای قالبی یک فرد در زندگی روالمند روزمره در مورد کلیت رفتار و گفتار او حکم صادر کرد.
از همین جا می توان گفت آنها که همواره مردمان جوامع غربی را انسان هایی متمدن، با شخصیت و مبادی آداب می دانند باید آنها را در موقعیت هایی متمایز از زندگی ماشینی روزمره مشاهده کنند؛ در جنگ یا در هنگام هجوم برای خرید از حراج یک فروشگاه!


رضا تسلیمی طهرانی







@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/BumAdvrHHNi/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1nwe4xezo98h4
@towardinside



سنجاب با نقاشی‌هایش آرام‌آرام به شهرت رسید. عکاس‌ها مدام دنبال او راه می افتادند و خبرنگاران از او وقت مصاحبه می‌خواستند.

روباه، وقتی شوق و علاقه حیوانات را به سنجاب می‌دید، برای خودش غصه می‌خورد. دوست داشت که او هم مورد توجه همگان باشد.

با خودش فکر کرد اگر تمام کارهایی را که سنجاب در طول روز انجام می‌دهد عیناً تکرار کند، دیری نمی‌گذرد که او هم در معرض دید دیگران قرار می‌گیرد.

سنجاب صبح زود بیدار شد و در اتاق کارش شروع کرد به نقاشی. بعد یادش افتاد که سه روز دیگر باید مبلغی به طوطی بدهد بابت بدهی. روی دستش نوشت: شانزده. جوری که یادش بماند شانزدهم این ماه، موعد پرداخت است.

روباه نشسته بود پشت در. حدود ظهر که سنجاب از خانه آمد بیرون، روباه ناگهان متوجه عددی شد که روى دست سنجاب نوشته شده بود.

چشم روباه برق زد. زیر لب گفت: عدد شانس.

علی اشکان نژاد
گفتم از ورطه عشقت به صبوری به درآیم

باز می‌بینم و دریا نه پدید است کرانش

عهدِ ما با تو نه عهدي كه تغير بپذيرد

بوستانيست كه هرگز نزند بادخزانش

سعدي




@towardinside
http://tarjomaan.com/neveshtar/9324/

زاکربرگ چه رؤیایی برای اجتماع جهانی در سر دارد؟
موسس فیس‌بوک بیش از ۱۵۰ بار در جمع دربارۀ «اجتماع» بحث کرده است. خوانشی دقیق نقشۀ راه او برای آینده را نشان می‌دهد


الکسیس مدریگال
ترجمۀ: نجمه رمضانی مرجع: Atlantic

مارک زاکربرگ برای ظاهرشدن در قامت میلیاردری کاریزماتیک که می‌تواند جزء رهبران جهان به حساب بیاید، مشکلات متعددی داشته است. نه خوش‌قیافه است و نه سخنرانی‌های خوبی می‌کند. اما احتمالاً بدتر از همه، فقدان شدید چیزی است که می‌توان آن را «تجربۀ انسانی» نامید. او دانشجوی کامپیوتر بوده است و بعد بلافاصله مدیرعامل شرکتی که هیولاوار بزرگ و بزرگ‌تر شده است. این فقدان اثر خود را در نوع تصوری که او از «اجتماع» انسانی دارد نشان داده است.




@towardinside
خداوند پيش از آنکه انسان را بيافريند عشق را آفريد٬ چرا که مى دانست انسان، بدون عشق، درد روح را ادراک نخواهد کرد و بدون درد روح بخشى از خداوند را در خويشتن خويش نخواهد داشت..

نادر ابراهيمى
يک عاشقانه ى آرام






@towardinside
رویای غیر ممکن ها نام مخصوصی دارد که به آن "امید" می گوییم ...

دختر پرتقالی
یوستین گوردر




@towardinside
https://www.instagram.com/p/Bun3ObenGVM/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=vcq7o861pmcc
@towardinside




فیلم و خاطره تعریف کردن خودش یک هنر است.

اگر می‌خواهیم فیلمی را که در جایی دیده‌ایم برای کسی تعریف کنیم، باید بتوانیم در کوتاه ترین زمان، جذاب‌ترین روایت ممکن را ارایه کنیم. البته بهتر است ماجرای داستان هم لو نرود.

خیلی‌ها هستند که انقدر حاشیه‌های فیلم برایشان جذاب می‌شود و مرتب یادشان افتاده و آن ها را هم ذکر می‌کنند که شنونده دیگر حوصله‌اش سر می‌رود و دنبال راهی برای فرار می‌گردد.

اگر می‌خواهیم خاطره‌ای برای کسی بگوییم، باید اول از خود بپرسیم که آیا بستر لازم فراهم است؟ مخاطب یا مخاطبان حوصله و حواس کافی برای شنیدن دارند؟ اصلا الان زمان خوبی برای این کار هست؟

دوستی داشتم که به استقبال مادرش در فرودگاه رفته بود. و مادر، خسته‌ی سفر، مجبور شد پانزده دقیقه سر پا بایستد تا خاطره‌ی پسرِ پر شور و شوقش تمام شود.

علی اشکان نژاد
یکی از راه‌های معدود سر حال آوردن مردم این است که درباره‌ی مشکلی که به‌تازگی گریبانتان را گرفته حرف بزنید یا بعضی از نقص‌های شخصی‌تان را برایشان آشکار کنید.

اروین یالوم



@towardinside
روزی
جایی
دقیقه‌ای
خودت را باز خواهی یافت
و آن وقت
یا لبخند خواهی زد
یا اشک خواهی ریخت!

پابلو نرودا




@towardinside
کتابخوانیِ بدون سود


در حالی که اکثریت اعضای جامعه از فقدان مطالعه و دوری از کتاب رنج می برند طیف وسیعی از افراد به ویژه زنان خانه دار و دختران جوان به مطالعه رمان های عامه پسند جذب شده اند.

رمان های عامه پسند ویژگی های مشخصی دارند که آنها را از رمان های جدی متمایز می کنند. این رمان ها اغلب در حول موضوعی عاشقانه دور می زنند، قهرمان های اصلی آنها معمولا زنان هستند، خواننده غالبا می تواند به راحتی طرح و سرنوشت داستان را حدس بزند، این داستان ها همواره از پایان خوشی برخوردارند، پرش های زمانی بدون رعایت مقتضیات هنری در اغلب آنها به چشم می خورند و حتی طرح جلد و طراحی آنها نیز با هم مشابه هستند.
چنین رمان هایی معمولا تنها موجب سرگرمی مخاطبان می شوند و دقیقا با نفس یا self جدید شکل گرفته در بین افراد جامعه که از ویژگی هایی چون لذت گرایی، منفعت گرایی و بی تفاوتی برخوردار است تطبیق می کنند.
رمان های عامه پسند غالبا موجب انفعال خوانندگان می شوند و هیچ گاه آنها را نسبت به شرایط اجتماعی محیط اطراف حساس نمی کنند و دیدگاهی انتقادی را در آنها بر نمی انگیزند بلکه بر عکس با درگیر کردن مخاطبان خود در داستان های عاشقانه سطحی و کم مایه موجب سرگرمی و دوری آنها از مسائل اجتماعی می شوند.
برخی معتقدند مطالعه رمان های عامه پسند می تواند مقدمه ای برای مطالعه رمان های جدی باشد اما تجربه و منطق چنین امری را به هیچ وجه تایید نمی کنند.

اکنون پرسش اینجاست که با توجه به غلبه مضرات این رمان ها بر منافع شان آیا صرف تشویق افراد به مطالعه و کتابخوانی فارغ از جهت دهی و راهنمایی مخاطبان می تواند برای فرهنگ و جامعه سودمند باشد یا برعکس چنین توصیه های کلی و غیر جهت داری موجب گرفتار شدن افراد در دام رمان های عامه پسند می شود و آنها را بیش از پیش از اندیشه، تفکر و رویکرد انتقادی دور سازد؟


رضا تسلیمی طهرانی






@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/Buor8aXHe8H/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=myi0isorz414
@towardinside




لیونلِ گربه، جشن تولد هفتاد و پنج سالگی اش را چهل و پنج ساله بود که برگزار کرد. از آن پس با یک تصمیم قاطع، خلوت پیشه کرد و رسما به "جمعیت منزوی" پیوست.
در سرزمین گربه ها، جمعیت منزوی به کسانی گفته می شود که از حضور در میان عامه احساس تنفر و حتی ترس شدید می کنند. همواره دیگر گربه ها را فریبکار لقب می دهند و از مواجهه با آن ها گریزانند.
از خانه بیرون نمی آیند و دیگرانی باید مایحتاج آن ها را تهیه کنند و برای شان بیاورند. البته نباید اشتباه کرد. آن ها هرگز اهل قناعت نیستند. یعنی به مقداری ماست برای میز ناهار راضی نخواهند شد و انتظار گوشت های لذیذ ماهی و موش دارند.

جمعیت منزوی، بسیار نسبت به اتفاقاتی که قرار است در آینده بیفتد زودتر از دیگران آگاهی پیدا می کنند. شاخک های حساسی دارند که سیل، زلزله، صاعقه، و قحطی را روزها و ماه ها قبل به راحتی پیش بینی می کنند.

برای لیونل گربه هم درست فردای روزِ پیوستن به جمعیت منزوی اتفاق مشابهی رخ داد. به وضوح، ظهور یک قحطی را پیش بینی کرد و هراسان شد. انقدر دلهره پیدا شد که از ترس تصمیم گرفت حتی با سه دوستی که برایش باقی مانده بود هم قطع رابطه کند. از هول این که نکند در ایام سختی از او چیزی بخواهند. پیش خودش گفت برود روی تخت دراز بکشد، خودش را جمع کند و پتو را بکشد تا روی سرش. حتی از نگرانیِ بی‌اختیاریِ ادرار، بارانی‌اش را هم به تن کرد.

علی اشکان نژاد
بنفشه ها را دور از ما کاشته اند
اما نمیدانند که ما
آرام آرام به بهار نزدیک میشویم...

احمد رضا احمدی





@towardinside
tarjomaan.com/neveshtar/9329/

همبرگر افسردگي
قرن ها كوشيده ايم تا خون را از گوشت پاك كنيم و حالا مي كوشيم تا آن را دوباره برگردانيم.

نوشته : مگان اوگبلين
ترجمۀ:محمد معماریان
مرجع:Paris Review

رولان بارت در سال‌های ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۶ مجموعه‌ای از یادداشت‌های کوتاه دربارۀ ابعاد گوناگون زندگی روزمره می‌نوشت که بعدها با نام «اسطوره‌شناسی‌ها» به شهرت رسید. در این نوشته‌ها او از پودر ماشین لباس‌شویی تا برج ایفل یا اسباب‌بازی‌های رایج آن روز را به شیوه‌ای بسیار استادانه تجزیه و تحلیل می‌کرد. مگان اوگبلین در ستون ماهانۀ جدیدش با الهام از اسطوره‌شناسی‌های بارتی سراغ موضوعات زندگی امروز ما رفته است. اولین نوشتۀ او دربارۀ «گوشت قلابی» است.



@towardinside
منطقی بودن همیشه ساده است. اما تقریبا محال است تا پایان کار منطقی باقی بمانیم . پس کسانی که به زندگی خود پایان میدهند تا آخرین نقطه احساس خود رفته اند. تفکر در مورد خوشبختی فرصتی است که تنها مسئله مورد علاقه خورا مطرح کنم: آیا منطقی تا سرحد مرگ هست؟

نمیتوانم پاسخ این مساله را بدانم مگر آنکه بی سودای غیر منظم و تنها با چراغ حقیقت وضوح این استدلال را پی گیرم من این کار را استدلال پوچی مینامم...و کسان زیادی اینکار را آغاز کرده اند .
هنوز نمیدانم آیا این افراد به مساله وفادار مانده اند یا آنرا رها کرده اند.

آلبر کامو




@towardinside
https://www.instagram.com/p/BuqMS8OHfUW/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=4ghqwjpowuui
@towardinside



یکی از نیرومندترین و فريبنده‌ترينِ خودآزاری‌ها می‌تواند افتادن در این چرخه باشد که هر روز زنی جدید را جستجو کند برای پناه بردن یا به همسری گرفتن،
و بلافاصله برود سراغ این ادعا که نه! این آن کسی نبود که می‌باید.
از رفتار این مردان، گمان نبرید که کمبودی در شما هست. حال آن که ایشان، از این چرخه‌ی بینوایی، لذتى عمیق می‌برند.

علی اشکان نژاد
محبت برخی به شکل بی رحمانه‌ای خوش‌بینانه است. آن‌ها به ما می‌گویند که چقدر ظاهرمان خوب است چقدر شغلمان به نظر جذاب می‌آید... آن‌ها می‌خواهند حالمان را خوب کنند،اما به شکل خطرناکی دارند هزینه‌های آشکار سازی جنبه‌های غریب‌تر، تاریک‌تر و اندوه‌بارترِ شخصیت‌مان را افزایش می‌دهند.

آلن دوباتن




@towardinside