https://www.instagram.com/p/BugvHsHn8Km/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=hi7tsuiyof1o
@towardinside
خانم آربانوش مجسمهساز مشهوری بود. در مواجهه با خبرنگارانِ مجلات، خیلیخوب میدانست چطور ظاهر شود و سوالات بیوقفهی آنها را چگونه به سمت ابهام و سردرگمیِ بیشتری هدایت کند.
گزارشگران و مورخان، هرگز تصویر روشنی از واقعیتِ فردی که میخواهند درباره او مطلب بنویسند ندارند. چرا که با هزار خُدعه و سالوس و شعبده هم نمیشود نقابهای کسی را کنار زد.
خانم آربانوش در جشن تولد شصت سالگی با این سوال مواجه شد: چرا هرگز ازدواج نکردید؟
با خودش فکر کرد پاسخی بدهد که رسانهها بیفتند به خیالپردازی. داستانها از حرف او ساخته شود؛ و کارگردانهایی که قصد تولید فیلمهایی از روی زندگی او دارند، به حیرتافزاییِ بیشتری وادار شوند.
صورتش را جلوی میکروفن گرفت. لبش را جمع کرد سمت چپ. بعد بغضی برای خودش ساخت: کسی که تا سن و سال من تشکیل خانواده نداده، اینطور نیست که در جوانی هم عاشق نشده باشد.
خبرنگاران به شدت به هیجان آمدند. روزنامههای صبح فردا همین جمله را تیتر اول کردند.
و خانم آربانوش در حال خوردن بیسکویت با چای، ورق میزدشان و ریز میخندید.
علی اشکان نژاد
@towardinside
خانم آربانوش مجسمهساز مشهوری بود. در مواجهه با خبرنگارانِ مجلات، خیلیخوب میدانست چطور ظاهر شود و سوالات بیوقفهی آنها را چگونه به سمت ابهام و سردرگمیِ بیشتری هدایت کند.
گزارشگران و مورخان، هرگز تصویر روشنی از واقعیتِ فردی که میخواهند درباره او مطلب بنویسند ندارند. چرا که با هزار خُدعه و سالوس و شعبده هم نمیشود نقابهای کسی را کنار زد.
خانم آربانوش در جشن تولد شصت سالگی با این سوال مواجه شد: چرا هرگز ازدواج نکردید؟
با خودش فکر کرد پاسخی بدهد که رسانهها بیفتند به خیالپردازی. داستانها از حرف او ساخته شود؛ و کارگردانهایی که قصد تولید فیلمهایی از روی زندگی او دارند، به حیرتافزاییِ بیشتری وادار شوند.
صورتش را جلوی میکروفن گرفت. لبش را جمع کرد سمت چپ. بعد بغضی برای خودش ساخت: کسی که تا سن و سال من تشکیل خانواده نداده، اینطور نیست که در جوانی هم عاشق نشده باشد.
خبرنگاران به شدت به هیجان آمدند. روزنامههای صبح فردا همین جمله را تیتر اول کردند.
و خانم آربانوش در حال خوردن بیسکویت با چای، ورق میزدشان و ریز میخندید.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . خانم آربانوش مجسمهساز مشهوری بود. در مواجهه با خبرنگارانِ مجلات، خیلیخوب میدانست چطور ظاهر شود و سوالات بیوقفهی آنها را چگونه به سمت ابهام و سردرگمیِ بیشتری هدایت کند. گزارشگران و مورخان، هرگز تصویر روشنی از واقعیتِ فردی که میخواهند درباره او مطلب…
اشتباه سورئالیست آنجا بود که تصور میکردند امر سورئال چیزی جهان شمول و در نتیجه مربوط به حوزه روانشناسی است حال آنکه در واقعیت تبدیل به محلیترین، قومیترین، طبقاتیترین، تاریخدارترین چیزها شد.اولین نمونههای عکاسی سورئالیستی همگام با پرسه زدنهای عکاسان در خیابانهای لندن و پاریس و نیویورک در دهه ۱۸۵۰ شروع شد که لحظاتی از زمان از دست رفته و حالات و رسوم از میان رفته امروز برای ما، سورئالیستیتر از تمام عکسهایی هستند که با دستکاری فنی حالت انتزاعی یا شاعرانه پیدا کردند. سورئالیستها که در مقام فرویدیهای وفادار محتویات ضمیر ناخودآگاه را بی زمان و جهان شمول می دانستند و با این گمان که تصاویرشان از ضمیر ناخودآگاهشان سرچشمه میگیرد.آنچه یک عکس را سورئال میکند حالت تاثربرانگیز آن به منزله پیامی از گذشته و صحت اشارتهای عینیاش درباره طبقات اجتماعی است.
به یاد داشته باشیم که این برتون و دیگر سورئالیستها بودند که مغازههای دستدوم فروشی را به عنوان معابد ذائقهی پیشرو قلمداد کردند.سورئالیسم نوعی طغیان بورژوایی است که به عنوان نوعی زیباییشناسی میکوشد به یک مشی سیاسی تبدیل شود اما به تدریج معلوم شد آن جاروجنجالها همان اسرار خانگی بودند که نظام اجتماعی بورژوایی آنها را در خفا نگهداشته بود مثل امر جنسی و فقر که در طبقات پایین هم به طور طبیعی لذتجو و هوسپرست قلمداد میشود.
عکاسی همواره مجذوب فراز و فرودهای اجتماعی بوده است و برای بیش از یک قرن عکاسها با حضور آگاهانه در صحنههای خشونت به عکاسی از ستمدیدهها مشغول بودند. فلاکت اجتماعی الهامبخش مرفههان برای عکس گرفتن که باوقارترین شکل شکار و تجاوز بود تا از طریق واقعیتی پنهان را مستند کند.عکاسی در مقام مستند نگاری اجتماعی اساسا ابزاری بود در خدمت طبقه متوسط که کنجکاوی و بیتفاوتی هم زمانش را در مواجه با سوژهها انسانگرایی میدانست.عکاسی همچنان یک هدف دارد : برملا کردن حقیقتی پنهان، حفظ گذشتهای رو به فنا ( که این حقیقت پنهان همان گذشتهی رو به فناست.)
عکاسانی که کارشان را با حساسیتهای شهری شروع کرده بودند به سرعت فهمیدند که طبیعت هم به اندازه شهر، و هم روستا به اندازه زاغهنشینهای شهری غریب و اگزوتیکاند.عکاسی حرفهای از آغاز ابزاری برای سرک کشیدن در طبقات اجتماعی بود و اغلب عکاسان در کنار تصاویر فلاکت زده تهی دستان همواره عکسهایی از مشاهیر، مد و تبلیغات و بدن برهنهها داشتند.
کتاب درباره عکاسی
نوشته سوزان سونتاگ- فصل : اشیای مالیخولیایی
ترجمه: نگین شیدوش
انتشارات : حرفه نویسنده
@towardinside
به یاد داشته باشیم که این برتون و دیگر سورئالیستها بودند که مغازههای دستدوم فروشی را به عنوان معابد ذائقهی پیشرو قلمداد کردند.سورئالیسم نوعی طغیان بورژوایی است که به عنوان نوعی زیباییشناسی میکوشد به یک مشی سیاسی تبدیل شود اما به تدریج معلوم شد آن جاروجنجالها همان اسرار خانگی بودند که نظام اجتماعی بورژوایی آنها را در خفا نگهداشته بود مثل امر جنسی و فقر که در طبقات پایین هم به طور طبیعی لذتجو و هوسپرست قلمداد میشود.
عکاسی همواره مجذوب فراز و فرودهای اجتماعی بوده است و برای بیش از یک قرن عکاسها با حضور آگاهانه در صحنههای خشونت به عکاسی از ستمدیدهها مشغول بودند. فلاکت اجتماعی الهامبخش مرفههان برای عکس گرفتن که باوقارترین شکل شکار و تجاوز بود تا از طریق واقعیتی پنهان را مستند کند.عکاسی در مقام مستند نگاری اجتماعی اساسا ابزاری بود در خدمت طبقه متوسط که کنجکاوی و بیتفاوتی هم زمانش را در مواجه با سوژهها انسانگرایی میدانست.عکاسی همچنان یک هدف دارد : برملا کردن حقیقتی پنهان، حفظ گذشتهای رو به فنا ( که این حقیقت پنهان همان گذشتهی رو به فناست.)
عکاسانی که کارشان را با حساسیتهای شهری شروع کرده بودند به سرعت فهمیدند که طبیعت هم به اندازه شهر، و هم روستا به اندازه زاغهنشینهای شهری غریب و اگزوتیکاند.عکاسی حرفهای از آغاز ابزاری برای سرک کشیدن در طبقات اجتماعی بود و اغلب عکاسان در کنار تصاویر فلاکت زده تهی دستان همواره عکسهایی از مشاهیر، مد و تبلیغات و بدن برهنهها داشتند.
کتاب درباره عکاسی
نوشته سوزان سونتاگ- فصل : اشیای مالیخولیایی
ترجمه: نگین شیدوش
انتشارات : حرفه نویسنده
@towardinside
tarjomaan.com/report/9328/
هميشه كسي مقصر است
رفتارهای عجیب آدمها را نمیشود شمرد. یک موردش همین میل به سرزنش دیگران: «چرا حواست به فرزندت نبود؟»، «چرا، قبل از انتخاب، درست مشورت نکردی؟»، «چرا گذاشتی دزدها فرار کنند؟». بله، این سؤالها منتظر پاسخ نیستند. ما دائماً دربارۀ دیگران قضاوت میکنیم و حتی توقع نتیجۀ مشخصی از آن نداریم: گاهی پشیمانکردن دیگران، یکبار دشمنی، دفعۀ دیگر لجبازی. شاید هم میخواهیم بگوییم سرنوشت همهچیز در دست ماست و هیچوقت مرتکب چنین اشتباهاتی نمیشویم. واقعاً ریشۀ اینهمه سرزنش پایانناپذیر در کجاست؟
@towardinside
هميشه كسي مقصر است
رفتارهای عجیب آدمها را نمیشود شمرد. یک موردش همین میل به سرزنش دیگران: «چرا حواست به فرزندت نبود؟»، «چرا، قبل از انتخاب، درست مشورت نکردی؟»، «چرا گذاشتی دزدها فرار کنند؟». بله، این سؤالها منتظر پاسخ نیستند. ما دائماً دربارۀ دیگران قضاوت میکنیم و حتی توقع نتیجۀ مشخصی از آن نداریم: گاهی پشیمانکردن دیگران، یکبار دشمنی، دفعۀ دیگر لجبازی. شاید هم میخواهیم بگوییم سرنوشت همهچیز در دست ماست و هیچوقت مرتکب چنین اشتباهاتی نمیشویم. واقعاً ریشۀ اینهمه سرزنش پایانناپذیر در کجاست؟
@towardinside
ماوراطبیعه گفتگویی است بین دو نفر که یکی از آنها نمیداند چه میگوید و دیگری از حرفهای او سر در نمیآورد.
فرانسوا ولتر
@towardinside
فرانسوا ولتر
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BuicFFqHc1t/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=tdx8su375co5
@towardinside
هر چقدر هم که تکنولوژی از بالا و پایین، از چپ و راست وعدهی امنیت و آرامش دهد،
انسان در نهانخانهی اندیشهی خویش، نگران است.
یک) چونکه میداند طبیعت به تسخیرش درنیامده و نخواهد آمد. حتی اگر اين كهكشانها و طبيعت برای دهها یا صدها سال پا پس کشیده باشند، اما مترقب و مترصدند. به تجربه پيداست كه وعدههای تکنولوژی، در صورت نیاز فوری، پاسخی جز اظهار تاسف نداشتهاند.
دو) بشر به خوبی آگاه است که هیچ جانوری در تاریخ مثل او وحشیانه دیگر موجودات زنده را قلع و قمع و منقرض نکرده. حال آنکه این اعمال، با ساختن ظاهری آراسته و لبی خندان پنهان شده باشند.
پناه و تکیهگاهی بر این شرارتها نیست.
استثنایی هم وجود ندارد؛ و همه گنهکار یا شریک در تقصیر، انتظار جریمهای سنگین را میکشیم.
در ناخودآگاه روانمان، همه از اقدام متقابل طبیعت هراسناکیم.
همیشه در مرزیم.
و تقلا کننده برای ثبات و آرامش.
علی اشکان نژاد
@towardinside
هر چقدر هم که تکنولوژی از بالا و پایین، از چپ و راست وعدهی امنیت و آرامش دهد،
انسان در نهانخانهی اندیشهی خویش، نگران است.
یک) چونکه میداند طبیعت به تسخیرش درنیامده و نخواهد آمد. حتی اگر اين كهكشانها و طبيعت برای دهها یا صدها سال پا پس کشیده باشند، اما مترقب و مترصدند. به تجربه پيداست كه وعدههای تکنولوژی، در صورت نیاز فوری، پاسخی جز اظهار تاسف نداشتهاند.
دو) بشر به خوبی آگاه است که هیچ جانوری در تاریخ مثل او وحشیانه دیگر موجودات زنده را قلع و قمع و منقرض نکرده. حال آنکه این اعمال، با ساختن ظاهری آراسته و لبی خندان پنهان شده باشند.
پناه و تکیهگاهی بر این شرارتها نیست.
استثنایی هم وجود ندارد؛ و همه گنهکار یا شریک در تقصیر، انتظار جریمهای سنگین را میکشیم.
در ناخودآگاه روانمان، همه از اقدام متقابل طبیعت هراسناکیم.
همیشه در مرزیم.
و تقلا کننده برای ثبات و آرامش.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . هر چقدر هم که تکنولوژی از بالا و پایین، از چپ و راست وعدهی امنیت و آرامش دهد، انسان در نهانخانهی اندیشهی خویش، نگران است. یک) چونکه میداند طبیعت به تسخیرش درنیامده و نخواهد آمد. حتی اگر اين كهكشانها و طبيعت برای دهها یا صدها سال پا پس کشیده باشند،…
یا پرشور، غیر قابل پیش بینی و سرزنده باش یا آدم بیجربزهی معمولیای باش که همیشه راس ساعت به رختخواب میرود!
آلن دوباتن
@towardinside
آلن دوباتن
@towardinside
خیلی به چیزی وابسته نباش؛
فرض کن آنچه در اختیار داری چیزی است که جهان بهطور موقت به تو داده است و میتواند در یک چشم برهم زدن آن را یا حتى بیشتر از آن را از تو پس بگیرد...
هنر شفاف اندیشیدن
رولف دوبلی
@towardinside
فرض کن آنچه در اختیار داری چیزی است که جهان بهطور موقت به تو داده است و میتواند در یک چشم برهم زدن آن را یا حتى بیشتر از آن را از تو پس بگیرد...
هنر شفاف اندیشیدن
رولف دوبلی
@towardinside
طراحی پوستر اجرای
"زن خوابهایش را در صف نانوایی تعریف میکند"
توسط نغمه نبئی رونمایی شد.
شنبه ۱۸ اسفند ساعت ۱۷
تماشاخانه شانو
@towardinside
"زن خوابهایش را در صف نانوایی تعریف میکند"
توسط نغمه نبئی رونمایی شد.
شنبه ۱۸ اسفند ساعت ۱۷
تماشاخانه شانو
@towardinside
گوشهگیری و کاهلی روش کسانی است که میگویند:
آنچه را که من نمیتوانم کرد دیگران میتوانند. اگزیستانسیالیسم درست در نقطه مقابل این فکر قرار دارد، زیرا معتقد است که حقیقتی وجود ندارد جز در عمل.
حتی از این مرحله هم پیشتر میرود زیرا اضافه بر آن معتقد است که بشر جز طرح خود نیست.
بشر وجود ندارد مگر در حدی که طرحهای خود را تحقق میبخشد.
بنابراین جز مجموعهی اعمال خود، جز زندگانی خود، هیچ نیست.
سارتر
@towardinside
آنچه را که من نمیتوانم کرد دیگران میتوانند. اگزیستانسیالیسم درست در نقطه مقابل این فکر قرار دارد، زیرا معتقد است که حقیقتی وجود ندارد جز در عمل.
حتی از این مرحله هم پیشتر میرود زیرا اضافه بر آن معتقد است که بشر جز طرح خود نیست.
بشر وجود ندارد مگر در حدی که طرحهای خود را تحقق میبخشد.
بنابراین جز مجموعهی اعمال خود، جز زندگانی خود، هیچ نیست.
سارتر
@towardinside
In the past, the FDA maintained that there was a lack of human data showing plastics pose health problems, however in January 2010, the FDA reversed its opinion saying they now have concerns about health risks.
از نوشیدن آب در بطریهای پلاستیکی جدا خودداری کنیم.
@towardinside
از نوشیدن آب در بطریهای پلاستیکی جدا خودداری کنیم.
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BujoiliniVG/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1xv0sngvp1oze
@towardinside
پیتر، مرخصی گرفت. در پارک نشست به فکر کردن. خواهرش اتفاقی او را دید. اما وقتی شنید که باید تنهایش بگذارد از گفتگوی بیشتر منصرف شد.
خواهر وقتی به خانه رسید، موضوع را به مادر و سه خواهر دیگر توضیح داد. گفت نظرش این است که پیتر احتمالا از نامزدش جواب منفی شنیده.
خواهر دوم این نظر را رد کرد. ولی گفت احتمال دارد در محلّ کارش دچار مشکل شده باشد.
خواهر سوم پرسید: خود شماها حرفی به او نزدهاید که حساسیتبرانگیز بوده باشد؟ پیتر را که میشناسید؟ زود رنج است.
خواهر چهارم همانطور که داشت سیب گاز میزد وارد گفتگو شد: حالا شما چرا انقدر دنبال علت بیرونی میگردید؟ آدم شاید بدون هیچ موضوعی گاهی وقتها اسقاط و پراکنده بشود. مثلا فکر کند چرا هست، به جای اینکه نباشد.
مادر، دستپاچه شد. نگذاشت حرف دختر چهارم ادامه پیدا کند: چرا از خودت پرت و پلا میبافی دختر؟ در تمام عمر ندیدم کسی بدون دلیل درست و حسابی برود در لاک خودش. اگر هم کسی آن حرفها را زده با کمی ناز و نوازش مشکلش را به تو خواهد گفت.
علی اشکان نژاد
@towardinside
پیتر، مرخصی گرفت. در پارک نشست به فکر کردن. خواهرش اتفاقی او را دید. اما وقتی شنید که باید تنهایش بگذارد از گفتگوی بیشتر منصرف شد.
خواهر وقتی به خانه رسید، موضوع را به مادر و سه خواهر دیگر توضیح داد. گفت نظرش این است که پیتر احتمالا از نامزدش جواب منفی شنیده.
خواهر دوم این نظر را رد کرد. ولی گفت احتمال دارد در محلّ کارش دچار مشکل شده باشد.
خواهر سوم پرسید: خود شماها حرفی به او نزدهاید که حساسیتبرانگیز بوده باشد؟ پیتر را که میشناسید؟ زود رنج است.
خواهر چهارم همانطور که داشت سیب گاز میزد وارد گفتگو شد: حالا شما چرا انقدر دنبال علت بیرونی میگردید؟ آدم شاید بدون هیچ موضوعی گاهی وقتها اسقاط و پراکنده بشود. مثلا فکر کند چرا هست، به جای اینکه نباشد.
مادر، دستپاچه شد. نگذاشت حرف دختر چهارم ادامه پیدا کند: چرا از خودت پرت و پلا میبافی دختر؟ در تمام عمر ندیدم کسی بدون دلیل درست و حسابی برود در لاک خودش. اگر هم کسی آن حرفها را زده با کمی ناز و نوازش مشکلش را به تو خواهد گفت.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . پیتر، مرخصی گرفت. در پارک نشست به فکر کردن. خواهرش اتفاقی او را دید. اما وقتی شنید که باید تنهایش بگذارد از گفتگوی بیشتر منصرف شد. خواهر وقتی به خانه رسید، موضوع را به مادر و سه خواهر دیگر توضیح داد. گفت نظرش این است که پیتر احتمالا از نامزدش جواب منفی…
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9323/
آنها کمر تو را شکستند پدر
نویسندۀ فرانسوی از رنج و عذابی مینویسد که سیاست بر پدر بیمار او وارد کرده است
ادوار لویی
ترجمۀ: حسین رحمانی مرجع: NYRB
ادوار لویی، نویسندۀ ۲۶سالۀ فرانسوی، سالهایی را به یاد میآورد که از پدر خود متنفر بود، کارگر کارخانهای روستایی که جز سکوت و خشونت و بیعاطفگی از او چیزی ندیده بود. ادوار بزرگ شد و پدرش پیر و بیمار. در گذر سالها او مرحله به مرحله دید که چطور خشونتی که در کودکی بر او تحمیل میشد، شمهای بود از خشونتی عظیم و طاقتفرسا که در درجۀ اول بر پدرش تحمیل میشد. پدر او خود قربانی خشونتی بود که اعمال میکرد.
@towardinside
آنها کمر تو را شکستند پدر
نویسندۀ فرانسوی از رنج و عذابی مینویسد که سیاست بر پدر بیمار او وارد کرده است
ادوار لویی
ترجمۀ: حسین رحمانی مرجع: NYRB
ادوار لویی، نویسندۀ ۲۶سالۀ فرانسوی، سالهایی را به یاد میآورد که از پدر خود متنفر بود، کارگر کارخانهای روستایی که جز سکوت و خشونت و بیعاطفگی از او چیزی ندیده بود. ادوار بزرگ شد و پدرش پیر و بیمار. در گذر سالها او مرحله به مرحله دید که چطور خشونتی که در کودکی بر او تحمیل میشد، شمهای بود از خشونتی عظیم و طاقتفرسا که در درجۀ اول بر پدرش تحمیل میشد. پدر او خود قربانی خشونتی بود که اعمال میکرد.
@towardinside
http://problematicaa.com/the-right-to-be-lazy/
امتناع از کار
نویسنده: موریتزیو لاتزاراتو / ترجمهی علی هداوند
مقدمه مترجم: موریتزیو لاتزاراتو متفکر انتقادی و اکتیویستِ ایتالیایی از فیگورهای اصلی چپ اتونومیستی است. او عضو کالج بین المللی فلسفه در پاریس، عضو هیئت دبیران نشریه ی مالتیتود و همچنین پژوهشگر دانشگاه پاریس ۱ است.
@towardinside
امتناع از کار
نویسنده: موریتزیو لاتزاراتو / ترجمهی علی هداوند
مقدمه مترجم: موریتزیو لاتزاراتو متفکر انتقادی و اکتیویستِ ایتالیایی از فیگورهای اصلی چپ اتونومیستی است. او عضو کالج بین المللی فلسفه در پاریس، عضو هیئت دبیران نشریه ی مالتیتود و همچنین پژوهشگر دانشگاه پاریس ۱ است.
@towardinside
Problematicaa
امتناع از کار پروبلماتیکا - پروبلماتیکا
https://www.instagram.com/p/Buk6nCcnoBb/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1wjcu7c6vve34
@towardinside
کودکان، از دیدن رفتار والدین بیشتر یاد میگیرند تا از شنیدن جملات و پند و اندرزهای آنان. خودمان هم خوب می دانیم.
مادر، وقتی می خواهد به کودک خردسال با قاشق، غذای کمکی بدهد، اول خودش دهانش را باز می کند تا کودک هم دهانش را برای غذا باز کند. دهانش را میبندد، تا کودک هم همین کار را تقلید کند. دور لب خود را با زبان می لیسد، تا کودک هم دقیقاً همین کار را انجام دهد.
امّا چرا بعدها یادمان می رود و سعی داریم بیشتر روی تنفیذ و تأثیر جملات تمرکز کنیم؟
علی اشکان نژاد
@towardinside
کودکان، از دیدن رفتار والدین بیشتر یاد میگیرند تا از شنیدن جملات و پند و اندرزهای آنان. خودمان هم خوب می دانیم.
مادر، وقتی می خواهد به کودک خردسال با قاشق، غذای کمکی بدهد، اول خودش دهانش را باز می کند تا کودک هم دهانش را برای غذا باز کند. دهانش را میبندد، تا کودک هم همین کار را تقلید کند. دور لب خود را با زبان می لیسد، تا کودک هم دقیقاً همین کار را انجام دهد.
امّا چرا بعدها یادمان می رود و سعی داریم بیشتر روی تنفیذ و تأثیر جملات تمرکز کنیم؟
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . کودکان، از دیدن رفتار والدین بیشتر یاد میگیرند تا از شنیدن جملات و پند و اندرزهای آنان. خودمان هم خوب می دانیم. مادر، وقتی می خواهد به کودک خردسال با قاشق، غذای کمکی بدهد، اول خودش دهانش را باز می کند تا کودک هم دهانش را برای غذا باز کند. دهانش را میبندد،…
اگر دریابیم که تنها پنج دقیقه برای بیان آنچه میخواهیم بگوییم فرصت داریم،
تمام باجههای تلفن از افرادی پُر میشود که میخواهند به دیگران بگویند آنها را دوست دارند!
کریستوفر مورلی
@towardinside
تمام باجههای تلفن از افرادی پُر میشود که میخواهند به دیگران بگویند آنها را دوست دارند!
کریستوفر مورلی
@towardinside
لطفا از من انتظار نداشته باش كه هميشه خوب و مهربان و با محبت باشم.
اوقاتی خواهد بود كه سرد و بی ملاحظه و غير قابل درک خواهم شد...
سيلويا پلات
@towardinside
اوقاتی خواهد بود كه سرد و بی ملاحظه و غير قابل درک خواهم شد...
سيلويا پلات
@towardinside
هیچکس به من رسالت ابراهیم بودن نداده است، اما با این وجود مجبورم در هر لحظه کارهایی انجام دهم که نمونه و سرمشق است. کار جهان بر این مدار است که گویی تمام آدمیان چشم بر رفتار هریک از افراد دوختهاند و روش خود را بر طبق رفتار همین یک نفر تنظیم میکنند. هر فردی باید پیش خود بگوید: آیا بهراستی من آنکسی هستم که حقدارم چنان رفتار کنم که همهی آدمیان کار خود را بر طبق رفتار من تنظیم کنند؟ هرکس که این معنی را فراموش کند مسلماً بر سیمای دلهرهی خود نقاب زده است... این همان دلهرهای است که اگزیستانسیالیسم به تشریح آن میپردازد و چنانکه خواهیم دید، این دلهره اضافه بر آنچه گذشت، با مسئولیت مستقیم در برابر سایر آدمیان –مسئولیتی که همهی افراد بشر را ملتزم میسازد– تبیین میشود. این دلهره، حجابی نیست که ما را از عمل و اقدام جدا کند بلکه جزئی از خود عمل است.
ژان پل سارتر
اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر
@towardinside
ژان پل سارتر
اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر
@towardinside
از همين ميترسم که به کسی يا چيزی عادت کنی
اون وقت اون کس يا اون چيز قالت بذاره. اون موقع ديگه هيچی برات باقی نميمونه.
ميفهمي چی ميخوام بگم؟
از کسايی که ميزارن ميرن خوشم نمياد واسه همينم
اول از همه خودم ميرم
اينجوری خاطر جمع تره.
رومن گاری
@towardinside
اون وقت اون کس يا اون چيز قالت بذاره. اون موقع ديگه هيچی برات باقی نميمونه.
ميفهمي چی ميخوام بگم؟
از کسايی که ميزارن ميرن خوشم نمياد واسه همينم
اول از همه خودم ميرم
اينجوری خاطر جمع تره.
رومن گاری
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
شناخت
بیایید برای شناخت انسان او را در موقعیت های مختلف قرار دهیم تا ببینیم در وضعیت های اجتماعی متفاوت چگونه عمل می کند.
به همان نحو که برای شناخت آب باید آن را در سرما، گرما، ارتفاع و پستی مورد بررسی قرار داد و اشکال متفاوت آن را شناسایی کرد به منظور شناخت انسان نیز باید او را در موقعیت های اجتماعی گوناگون و متمایز مطالعه کرد و نحوه رفتار او را ثبت و ضبط نمود.
با انجام این کار متوجه می شویم که انسان تنها همان موجودی نیست که هر روز او را مودب و مرتب در فضای شهری و در محیط کار مشاهده می کنیم، طیف رفتاری مشخصی را از او انتظار داریم و انجام بسیاری رفتارها را در شان او نمی دانیم.
به عنوان نمونه اگر همان انسان اتو کشیده و با رفتارهای روتین و تکراری را در یک مهمانی دوستانه در نظر بگیریم قاعدتا او را نخواهیم شناخت یا اگر همان انسان را در هنگام زلزله، سیل یا جنگ مشاهده کنیم رفتارها و گفتارهای او را باور نخواهیم کرد.
انسان موجودی موقعیت مند است و رفتارها و گفتارهای او تابع وضعیت های اجتماعی است. در نتیجه هیچ گاه نمی توان از روی مشاهده رفتارهای قالبی یک فرد در زندگی روالمند روزمره در مورد کلیت رفتار و گفتار او حکم صادر کرد.
از همین جا می توان گفت آنها که همواره مردمان جوامع غربی را انسان هایی متمدن، با شخصیت و مبادی آداب می دانند باید آنها را در موقعیت هایی متمایز از زندگی ماشینی روزمره مشاهده کنند؛ در جنگ یا در هنگام هجوم برای خرید از حراج یک فروشگاه!
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
بیایید برای شناخت انسان او را در موقعیت های مختلف قرار دهیم تا ببینیم در وضعیت های اجتماعی متفاوت چگونه عمل می کند.
به همان نحو که برای شناخت آب باید آن را در سرما، گرما، ارتفاع و پستی مورد بررسی قرار داد و اشکال متفاوت آن را شناسایی کرد به منظور شناخت انسان نیز باید او را در موقعیت های اجتماعی گوناگون و متمایز مطالعه کرد و نحوه رفتار او را ثبت و ضبط نمود.
با انجام این کار متوجه می شویم که انسان تنها همان موجودی نیست که هر روز او را مودب و مرتب در فضای شهری و در محیط کار مشاهده می کنیم، طیف رفتاری مشخصی را از او انتظار داریم و انجام بسیاری رفتارها را در شان او نمی دانیم.
به عنوان نمونه اگر همان انسان اتو کشیده و با رفتارهای روتین و تکراری را در یک مهمانی دوستانه در نظر بگیریم قاعدتا او را نخواهیم شناخت یا اگر همان انسان را در هنگام زلزله، سیل یا جنگ مشاهده کنیم رفتارها و گفتارهای او را باور نخواهیم کرد.
انسان موجودی موقعیت مند است و رفتارها و گفتارهای او تابع وضعیت های اجتماعی است. در نتیجه هیچ گاه نمی توان از روی مشاهده رفتارهای قالبی یک فرد در زندگی روالمند روزمره در مورد کلیت رفتار و گفتار او حکم صادر کرد.
از همین جا می توان گفت آنها که همواره مردمان جوامع غربی را انسان هایی متمدن، با شخصیت و مبادی آداب می دانند باید آنها را در موقعیت هایی متمایز از زندگی ماشینی روزمره مشاهده کنند؛ در جنگ یا در هنگام هجوم برای خرید از حراج یک فروشگاه!
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani