رو به درون
1.93K subscribers
8.86K photos
931 videos
45 files
6.96K links
Download Telegram
https://www.instagram.com/p/BuWaAV1nZtk/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1hvi2cfnkkity
@towardinside



برای این‌که یک خرسِ سیاه مثل من بتواند در میان‌سالی تغییر رویه بدهد، اشتیاق درونیِ بسیار زیادی لازم است.

اما دو سالی می‌شود که افکار خشکِ قبلی را کنار گذاشته‌ و آزادمنشی را پیشه کردم.

یک خرسِ سیاهِ اهل مدارا، باید این انضباط را از خودش شروع کند.

مثلاً من تمام ناخن‌هایم را مثل هم و یک جور کوتاه نمی‌کنم. از هر کدام تک‌تک می‌پرسم چقدر می‌خواهند کوتاه شوند و بی‌درنگ همان اندازه کوتاه‌شان می‌كنم.

موهای سَرم را هم از محل رویش به شش قسمت تقسیم کرده‌ام. موهای هر قسمت بین خودشان رأی می‌گیرند و از شش شماره‌ی شانه‌ی ماشین اصلاح، یکی را انتخاب می‌کنند. نظرشان را که به من گفتند، با همان شانه، قسمت مورد نظر را کوتاه می‌کنم.

علی اشکان نژاد
بی تو بودن هم
شبیه با تو بودن مشکل است..

حسین دهلوی







@towardinside
http://thesis11.com/Article.aspx?Id=6447


عادت می‌کنیم به سیاهی - درباره کتاب «سیاه: درخشش یک نا‌‌- رنگ»
آرش روحی



در تاریخ تمدن و بشریت، نام‌گذاری روی پدیده‌ها برای فرار از ترس امری شناخته‌شده است. انسان در برابر هر چیز عجیبی تمایل به طبقه‌بندی و دسته‌بندی آن دارد. ریشه بسیاری از نام‌گذاری‌ها در اضطراب قدیمی مواجه‌شدن با ناشناخته‌ها قرار دارد. آلن بدیو مؤلف کتاب‌هایی چون «وجود و رخداد» و «نظریه سوژه» در کتاب «سیاه: درخشش یک نا‌‌- رنگ» به نسبت همین نام‌گذاری و رنگ سیاه می‌پردازد. این کتاب مجموعه قطعاتی است که به رنگ سیاه و نسبت آن در تاریخ از سیاست و زیباشناسی تا خاطرات شخصی بدیو می‌پردازد. این اثر در بین سایر آثار بدیو منحصر‌به‌فرد و قابل توجه است. همانطورکه در مقدمه مترجم در ابتدای کتاب آمده است این اثر بدیو از چند حیث با سایر کتاب‌های کم‌حجم او که پیش از این به فارسی ترجمه شده‌اند متفاوت است. این کتاب نه همچون «در ستایش تئاتر» و «در ستایش عشق» مجموعه مصاحبه است و نه همچون «زخم‌مان چندان تازه نیست» و «زندگی حقیقی» متن پیاده‌شده سمینار و درسگفتارهای او است. بدیو در این کتاب بر خلاف غالب آثارش به دنبال ساختن یک دستگاه و نظام فکری نیست. او به فرم قطعه‌نویسی روی می‌آورد و همین فرم جدید امکان بی‌سابقه‌ای در نوشتن به او می‌دهد. اثری که نوعی اعاده حیثیت از رنگ سیاه به حساب می‌آید و بدیو با طنزی ظریف آن را نوشته است. کتاب در چهار بخش و مجموعا بیست و یک قطعه نوشته شده که رنگ سیاه عنصر مشترک تمامی این فصل‌هاست.



@towardinside
روشنفکر تنهاست زیرا هیچ کس وظیفه ای به گردن او نگذاشته است. باری – این خود یکی از همان تناقض هاست – او نمی تواند خودش را آزاد كند، بی آنکه ديگران هم آزاد شده باشند. زيرا هر فردی اهداف خاص خودش را دارد كه نظام حاكم آنها را از او ربوده است و بی خويشتنی تا طبقه حاكم نيز ادامه پيدا كرده است و اعضای اين طبقه نيز برای اهداف غيرانسانی كار می كنند كه متعلق به خودشان نيست، يعنی به طور بنيادی براي كسب سود بيشتر. بدينسان روشنفكر كه تناقض خاص خود را به عنوان بيان فردی تناقض های عينی تلقی مي كند، همبسته هر فردی است كه برای شخص خود و براي ديگران بر ضد اين تناقض ها مبارزه می كند.

ژان پل سارتر




@towardinside
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9308/

خودخواهی بشر از کدام نقطه‌ی تاریخ شروع شد؟
ووتن معتقد است روان‌شناسی مدرن طبیعت انسان را دگرگون کرده و بازاری جدید به وجود آورده
است.

دیوید ووتن
ترجمه:حسين رحماني مرجع:Vox

به جهان اطراف نگاه کنید. رقابت در این جهان موج می‌زند، رقابت برای مقام بالاتر، لذایذ بیشتر، و سودهای خیره‌کننده. اگر می‌خواهی پیشرفت کنی، نباید به فکر دیگران باشی، فقط خودت را ببین که در مرکز عالمی. اما دیوید ووتن معتقد است انسان‌ها همیشه این‌قدر بی‌رحم و خودخواه نبوده‌اند. تاریخ خودخواهی حدوداً از قرن هجدهم و با تفسیری خاص از طبیعت انسان شروع می‌شود: با نظریۀ سیاسی نیکولو ماکیاوللی، ایدۀ اقتصادی آدام اسمیت، و نگاه اخلاقی تامس هابز.

@towardinside
ما بیشتر در تخیل رنج می‌بریم تا در واقعیت.

لوکیوس سنکا





@towardinside
جهان بازتابی از خود شماست اگر خود را از درون دوست بداريد و به خود مهر بورزيد و ارج و ارزش نهيد در زندگی بيرونی نيز همين حالات آشكار خواهد شد.

اگر طالب عشق بيشتری هستيد به خود عشق بورزيد، اگر خواهان پذيرفته شدن هستيد خود را بپذيريد و اگر از اعماق وجودتان خود را محترم شماريد همان سطح احترام را فراخواهيد خواند ...

دبی فورد
نيمه تاريك وجود





@towardinside
بدون واژه، نه تاريخي وجود خواهد داشت و نه انسانيت.

هرمان هسه





@towardinside
فریاد های زده نشده یواش یواش چین و چروک های روی صورت میشوند...

ساموئل بکت





@towardinside
هواداران دست خالی


رسانه ها دنیای ما را تسخیر کرده اند و زندگی بسیاری از افراد را به خود مشغول ساخته اند. بازیگران در فیلم ها و سریال های گوناگون به ایفای نقش می پردازند، خوانندگان هر چند وقت یکبار موسیقی‌های جدید روانه بازار می کنند و ورزشکاران به مناسبت های مختلف در میادین ورزشی به صحنه می روند و قهرمانی کسب می کنند.
بازیگران، خوانندگان و ورزشکاران مشهور از طرفداران پرشماری برخوردارند که آثار آنها را عمدتا از طریق رسانه ها دنبال می کنند و در مناسبت های گوناگون از آنها حمایت می نمایند.
در حقیقت در اینجا می توان از دو گروه مشخص یاد کرد. یکی بازیگران، خوانندگان و ورزشکاران پر طرفدار و مشهور و یکی هم عامه مردم که به تماشای آثار هنری و ورزشی آنها چشم دوخته اند و آنها را دنبال و تشویق می کنند.

اما در این صحنه، پرسشی مطرح می شود: عامه مردم که زندگی خود را صرف تایید و حمایت از هنرمندان و ورزشکاران کرده اند خود از چه تولیداتی برخوردارند؟ به بیان دیگر، نقش های یک بازیگر، آلبوم های یک خواننده و قهرمانی های یک ورزشکار به معنای تولیدات هنری و ورزشی آنها است اما مخاطبانی که برای آنها کف و سوت می کشند و زندگی خود را صرف جمع آوری تصاویر، فیلم ها و آثار آنها می کنند خود چه آثاری تولید کرده اند و چه چیز را به جهان هستی افزوده اند؟
آیا آنها نیز به مانند بازیگران، خوانندگان و ورزشکاران، اثری - هر چند نه لزوما متعالی، بلکه میان مایه و حتی بی مایه - به منظور عرضه در جهان هستی خلق کرده اند یا تنها در تمام عمر خویش، دنباله روی دیگران و تحسین کننده آثار آنها بوده اند؟


رضا تسلیمی طهرانی







@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/BuZAcoLnLfO/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1fzpk4f23qdox
@towardinside



حتی حالا که به هفتاد و هشت سالگی رسیده‌ام، هیچ انگاره‌ای از رفتار درست با یک کودک در ذهنم نیست.
وقتی کودکی را در یک مهمانی می‌بینم که زبان باز نکرده اما دارد راه می‌رود، نمی‌دانم چطور با او ارتباط برقرار کنم. پس از هزاران سال، بعید است بشر هنوز توانسته باشد نوشته‌ای قابل تکیه در ارتباط با رفتار، تعلیم، و تربیت کودک عرضه کند. مثلاً اگر بلند شوم و با آن‌ کودک دور اتاق ها بدوَم، نکند که ترس از یک جانور زشت و گنده كه به دنبالش مى‌دود، در دل او بنشیند.

در عین حال، مواجهه با یک بچه آدم برای من شادی آور هم هست. حتماً هم این مواجهه، یک سر در وجود من دارد.
مثلاً از درون خوشحال می‌شوم که تسلط و قدرتى نسبت به جانور دیگر دارم.

یا این مواجهه مرا یاد حیوانیتی می‌اندازد که خودم دلم می‌خواهد داشته باشم و نگاهِ دیگران نمی‌گذارد زیستش کنم. می‌دانید که؟ بچه آدم در عمل مثل بچه گربه یا بچه گوزن است. هر کار دلش بخواهد می‌تواند انجام دهد.

یا این شادی می تواند از این باشد که می فهمم هنوز دنیا دارد پیش می رود؛ و اگر چه این زندگی، مصیبت بار و ملال انگیز است، اما نسل های بعد هم دارند می‌آیند تا تجربه‌اش کنند و ناگفته پیداست که در این سوگواری، هر چه آدم‌هاى بیشترى حاضر باشند، تحمل‌اش آسان‌تر می‌شود.

علی اشکان نژاد
من پاس دارم تا به روز امشب به جای پاسبان
کان چشم خواب آلوده خواب از دیده ما می‌برد

سعدی






@towardinside
http://tarjomaan.com/neveshtar/9309/

آدم‌ها در لحظۀ مرگ خود چه چیزهایی می‌گویند؟
آغازشدنِ زبان در کودکان شگفت‌انگیز است، اما رویداد جالب‌تری وجود دارد: پایان زبان در انسان‌های در انتظارِ مرگ


دیوید ایرارد
ترجمۀ: آرش رضاپور مرجع: Atlantic

آخرین کلماتی که آدم‌ها پیش از مرگ خود می‌گویند بسیار رمزآلود و دردناک است: کلماتی که انگار دربارۀ جایی ماورای دنیاست. محتضران از آدم‌هایی می‌گویند که ما نمی‌بینیم یا داستان‌هایی روایت می‌کنند که هیچ چفت‌وبستی ندارند. گاهی می‌گویند احساس می‌کنند در فضا معلق‌اند، با آنکه محکم توی تخت‌شان دراز کشیده‌اند، یا می‌خواهند بروند سفر، وقتی نمی‌توانند از جایشان برخیزند. چند پژوهشگر به‌دنبال آن بوده‌اند که این حرف‌ها چه چیزهایی دربارۀ ماهیت زبان بشری می‌گویند؟





@towardinside
دانایی آغاز تباهی‌ست؛
تو برای هر شناخت تازه‌ای باید گوشه‌ای از خودت را قربانی کنی!

خانه ادریسی‌ها
غزاله علیزاده







@towardinside
هگل در جایی می گوید تراژدی تعارض حق و باطل نیست؛ تعارض حق با حق است.

مواجهه با مرگ
برايان مگی





@towardinside
تنها واقعیت موجود، همین لحظه است.

کارل یاسپرس





@towardinside
هیچ‌وقت نمی‌توانی چیزی را که قرار است از دست بدهی، نگه داری. تو فقط قادر هستی چیزی را که داری، قبل از آن‌که از دستت برود، عاشقانه دوست داشته باشی!

کیت دی‌ كاملو





@towardinside
https://www.instagram.com/p/BubDDmLH2xX/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1s50efqo0zgdu
@towardinside



در کنار ارزش‌ها و فضیلت‌های فردی، که در باور ما شكل گرفته‌اند،
مردم هم غالباً ويژگى‌هايى را به عنوان نوعى از ارزش،
از ما مطالبه می‌کنند.

مثلاً "ماندن بر سر حرف" ممکن است اساساً ارزش نباشد.
هر کس ممکن است ده‌ها بار نظر و حرفش را اشتباه ببیند و تغييرش دهد و چه بسا كه اين روند، اتفاق خوبى هم هست.

یا ممكن است همچنان بر نظر خودش باشد اما اظهار نکند تا از آزار دیگران در امان بماند.

امّا با اين وجود، کماکان مردم به دلایلی علاقه دارند شما بر سر حرف خود بمانید و تا ته خط هم بروید.

علی اشکان نژاد



Neben den eigenen Werten und Tugenden eines jeden Einzelnen fordert das menschliche Umfeld weitere Werte von einer Person.

Zum Beispiel muss das Beharren auf die eigene Meinung nicht unbedingt eine positive Eigenschaft sein.

Jeder kann dutzende Male seine eigenen Entscheidungen oder seine Meinung überdenken und diese ändern. Diese Prozedur kann eventuell positiv sein.
Es kann durchaus auch sein, dass der Mensch nach Außen seinen Standpunkt aufgibt, um sich vor Ärger zu schützen.

Nichtsdestotrotz befürwortet die Gesellschaft diejenigen, die ihre Meinung oder Entscheidung nicht ändern.

Ali Ashkannejad
نمی شود بدون دوست داشتن
کسی زنده ماند...
تجربه کهنه ام را باور کنید!


زندگی در پیش رو
رومن_گاری





@towardinside
جهان الهی است چون غیر منطقی است. از همین رو تنها هنر، که آن هم غیر منطقی است، از عهده‌ی درک جهان بر‌می‌آید.

آلبر کامو




@towardinside