یکی از فرمولهای شوپنهاور که خیلی به من کمک کرد، این بود که شادی نسبی از سه منبع سرچشمه میگیره: آنچه هستی، آنچه داری و آنچه در چشم مردم جلوه میکنی. اون اصرار داره که ما باید فقط بر اولی تمرکز کنیم و بر دومی و سومی - بر داشتهها و بر وجههمان - سرمایهگذاری نکنیم چون کنترلی بر اون دو تا نداریم؛ چون از ما گرفته میشن - درست مثل پیری گریزناپذیر که داره زیبایی تو رو ازت میگیره. در واقع، شوپنهاور گفته “داشتن” معکوس میشه: آنچه داریم، اغلب صاحبمان میشود.
اروین یالوم
@towardinside
اروین یالوم
@towardinside
روحی که در فردوس تقدیس اش باید کرد
تنها در آن چه از آن منع شده لذت میجوید
و در گذرگاه خاردار آن که مانع خوشبختی است
سرگشته گام میزند.
سوگنمایش اسپانیایی
توماس کید
@towardinside
تنها در آن چه از آن منع شده لذت میجوید
و در گذرگاه خاردار آن که مانع خوشبختی است
سرگشته گام میزند.
سوگنمایش اسپانیایی
توماس کید
@towardinside
فراموش کردنِ آنچیزی که خود را هم از غیاب و هم از حضور متمایز میسازد، و با این حال هم حضور و هم غیاب را وا میدارد تا از طریق ضرورت فراموشی پیشرسد؛این همان حرکت گسستیست که ما میخواهیم تحقق بخشیم.
موریس بلانشو
@towardinside
موریس بلانشو
@towardinside
از هیچ اندیشه جدیدی بدون فهم آن حمایت نکنید.
بلکه با شک و تردید در آن وارد شده و حقیقت را کشف کنید.
رنه دکارت
@towardinside
بلکه با شک و تردید در آن وارد شده و حقیقت را کشف کنید.
رنه دکارت
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
برندها ناجیان زمین
بازار اکنون بر تمام حوزه ها و زیر حوزه های گوناگون مسلط شده است. حتی اغلب ژانرهای هنری نیز به نحوی با فعالیت های بازار هم راستا گشته اند. مستندهای مشهوری که با عنوان دفاع از محیط زیست تولید می شوند نیز از این قاعده مستثنا نیستند.
مستند مشهوری در مورد کره زمین و محیط زیست آن ساخته شده است. در این مستند ابتدا فجایع زیست محیطی به نحو گسترده به نمایش در می آیند و نتایج وخیم فرآیندهای صنعتی و تجاری به تصویر کشیده می شوند.
در ادامه این مستند، این امیدواری ایجاد می شود که انسان می تواند فجایع ایجاد شده را جبران کند و زمین را از دست بحران های زیست محیطی نجات دهد و در نهایت نیز فهرستی از برندهای مشهور ورزشی و تجاری به نمایش در می آید که آنها را به عنوان حامی محیط زیست و ناجی زمین به تصویر می کشد.
در نتیجه، در جایی که قرار است یکی از اساسی ترین نقدها به مدرنیته، صنعت و بازار در زمینه تخریب محیط زیست مستند شود ناگهان برندهای تجاری گوناگون به عنوان حامی زمین و زندگی ظهور می کنند و انسان باید در برابر آنها سپاسگزار باشد.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
بازار اکنون بر تمام حوزه ها و زیر حوزه های گوناگون مسلط شده است. حتی اغلب ژانرهای هنری نیز به نحوی با فعالیت های بازار هم راستا گشته اند. مستندهای مشهوری که با عنوان دفاع از محیط زیست تولید می شوند نیز از این قاعده مستثنا نیستند.
مستند مشهوری در مورد کره زمین و محیط زیست آن ساخته شده است. در این مستند ابتدا فجایع زیست محیطی به نحو گسترده به نمایش در می آیند و نتایج وخیم فرآیندهای صنعتی و تجاری به تصویر کشیده می شوند.
در ادامه این مستند، این امیدواری ایجاد می شود که انسان می تواند فجایع ایجاد شده را جبران کند و زمین را از دست بحران های زیست محیطی نجات دهد و در نهایت نیز فهرستی از برندهای مشهور ورزشی و تجاری به نمایش در می آید که آنها را به عنوان حامی محیط زیست و ناجی زمین به تصویر می کشد.
در نتیجه، در جایی که قرار است یکی از اساسی ترین نقدها به مدرنیته، صنعت و بازار در زمینه تخریب محیط زیست مستند شود ناگهان برندهای تجاری گوناگون به عنوان حامی زمین و زندگی ظهور می کنند و انسان باید در برابر آنها سپاسگزار باشد.
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/BuWaAV1nZtk/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1hvi2cfnkkity
@towardinside
برای اینکه یک خرسِ سیاه مثل من بتواند در میانسالی تغییر رویه بدهد، اشتیاق درونیِ بسیار زیادی لازم است.
اما دو سالی میشود که افکار خشکِ قبلی را کنار گذاشته و آزادمنشی را پیشه کردم.
یک خرسِ سیاهِ اهل مدارا، باید این انضباط را از خودش شروع کند.
مثلاً من تمام ناخنهایم را مثل هم و یک جور کوتاه نمیکنم. از هر کدام تکتک میپرسم چقدر میخواهند کوتاه شوند و بیدرنگ همان اندازه کوتاهشان میكنم.
موهای سَرم را هم از محل رویش به شش قسمت تقسیم کردهام. موهای هر قسمت بین خودشان رأی میگیرند و از شش شمارهی شانهی ماشین اصلاح، یکی را انتخاب میکنند. نظرشان را که به من گفتند، با همان شانه، قسمت مورد نظر را کوتاه میکنم.
علی اشکان نژاد
@towardinside
برای اینکه یک خرسِ سیاه مثل من بتواند در میانسالی تغییر رویه بدهد، اشتیاق درونیِ بسیار زیادی لازم است.
اما دو سالی میشود که افکار خشکِ قبلی را کنار گذاشته و آزادمنشی را پیشه کردم.
یک خرسِ سیاهِ اهل مدارا، باید این انضباط را از خودش شروع کند.
مثلاً من تمام ناخنهایم را مثل هم و یک جور کوتاه نمیکنم. از هر کدام تکتک میپرسم چقدر میخواهند کوتاه شوند و بیدرنگ همان اندازه کوتاهشان میكنم.
موهای سَرم را هم از محل رویش به شش قسمت تقسیم کردهام. موهای هر قسمت بین خودشان رأی میگیرند و از شش شمارهی شانهی ماشین اصلاح، یکی را انتخاب میکنند. نظرشان را که به من گفتند، با همان شانه، قسمت مورد نظر را کوتاه میکنم.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . برای اینکه یک خرسِ سیاه مثل من بتواند در میانسالی تغییر رویه بدهد، اشتیاق درونیِ بسیار زیادی لازم است. اما دو سالی میشود که افکار خشکِ قبلی را کنار گذاشته و آزادمنشی را پیشه کردم. یک خرسِ سیاهِ اهل مدارا، باید این انضباط را از خودش شروع کند. مثلاً…
http://thesis11.com/Article.aspx?Id=6447
عادت میکنیم به سیاهی - درباره کتاب «سیاه: درخشش یک نا- رنگ»
آرش روحی
در تاریخ تمدن و بشریت، نامگذاری روی پدیدهها برای فرار از ترس امری شناختهشده است. انسان در برابر هر چیز عجیبی تمایل به طبقهبندی و دستهبندی آن دارد. ریشه بسیاری از نامگذاریها در اضطراب قدیمی مواجهشدن با ناشناختهها قرار دارد. آلن بدیو مؤلف کتابهایی چون «وجود و رخداد» و «نظریه سوژه» در کتاب «سیاه: درخشش یک نا- رنگ» به نسبت همین نامگذاری و رنگ سیاه میپردازد. این کتاب مجموعه قطعاتی است که به رنگ سیاه و نسبت آن در تاریخ از سیاست و زیباشناسی تا خاطرات شخصی بدیو میپردازد. این اثر در بین سایر آثار بدیو منحصربهفرد و قابل توجه است. همانطورکه در مقدمه مترجم در ابتدای کتاب آمده است این اثر بدیو از چند حیث با سایر کتابهای کمحجم او که پیش از این به فارسی ترجمه شدهاند متفاوت است. این کتاب نه همچون «در ستایش تئاتر» و «در ستایش عشق» مجموعه مصاحبه است و نه همچون «زخممان چندان تازه نیست» و «زندگی حقیقی» متن پیادهشده سمینار و درسگفتارهای او است. بدیو در این کتاب بر خلاف غالب آثارش به دنبال ساختن یک دستگاه و نظام فکری نیست. او به فرم قطعهنویسی روی میآورد و همین فرم جدید امکان بیسابقهای در نوشتن به او میدهد. اثری که نوعی اعاده حیثیت از رنگ سیاه به حساب میآید و بدیو با طنزی ظریف آن را نوشته است. کتاب در چهار بخش و مجموعا بیست و یک قطعه نوشته شده که رنگ سیاه عنصر مشترک تمامی این فصلهاست.
@towardinside
عادت میکنیم به سیاهی - درباره کتاب «سیاه: درخشش یک نا- رنگ»
آرش روحی
در تاریخ تمدن و بشریت، نامگذاری روی پدیدهها برای فرار از ترس امری شناختهشده است. انسان در برابر هر چیز عجیبی تمایل به طبقهبندی و دستهبندی آن دارد. ریشه بسیاری از نامگذاریها در اضطراب قدیمی مواجهشدن با ناشناختهها قرار دارد. آلن بدیو مؤلف کتابهایی چون «وجود و رخداد» و «نظریه سوژه» در کتاب «سیاه: درخشش یک نا- رنگ» به نسبت همین نامگذاری و رنگ سیاه میپردازد. این کتاب مجموعه قطعاتی است که به رنگ سیاه و نسبت آن در تاریخ از سیاست و زیباشناسی تا خاطرات شخصی بدیو میپردازد. این اثر در بین سایر آثار بدیو منحصربهفرد و قابل توجه است. همانطورکه در مقدمه مترجم در ابتدای کتاب آمده است این اثر بدیو از چند حیث با سایر کتابهای کمحجم او که پیش از این به فارسی ترجمه شدهاند متفاوت است. این کتاب نه همچون «در ستایش تئاتر» و «در ستایش عشق» مجموعه مصاحبه است و نه همچون «زخممان چندان تازه نیست» و «زندگی حقیقی» متن پیادهشده سمینار و درسگفتارهای او است. بدیو در این کتاب بر خلاف غالب آثارش به دنبال ساختن یک دستگاه و نظام فکری نیست. او به فرم قطعهنویسی روی میآورد و همین فرم جدید امکان بیسابقهای در نوشتن به او میدهد. اثری که نوعی اعاده حیثیت از رنگ سیاه به حساب میآید و بدیو با طنزی ظریف آن را نوشته است. کتاب در چهار بخش و مجموعا بیست و یک قطعه نوشته شده که رنگ سیاه عنصر مشترک تمامی این فصلهاست.
@towardinside
Thesis11
عادت میکنیم به سیاهی - درباره کتاب «سیاه: درخشش یک نا- رنگ»
درباره کتاب «سیاه: درخشش یک نا- رنگ»
آلن بدیو - ترجمه: فرید دبیرمقدم
ناشر: مشکی
آلن بدیو - ترجمه: فرید دبیرمقدم
ناشر: مشکی
روشنفکر تنهاست زیرا هیچ کس وظیفه ای به گردن او نگذاشته است. باری – این خود یکی از همان تناقض هاست – او نمی تواند خودش را آزاد كند، بی آنکه ديگران هم آزاد شده باشند. زيرا هر فردی اهداف خاص خودش را دارد كه نظام حاكم آنها را از او ربوده است و بی خويشتنی تا طبقه حاكم نيز ادامه پيدا كرده است و اعضای اين طبقه نيز برای اهداف غيرانسانی كار می كنند كه متعلق به خودشان نيست، يعنی به طور بنيادی براي كسب سود بيشتر. بدينسان روشنفكر كه تناقض خاص خود را به عنوان بيان فردی تناقض های عينی تلقی مي كند، همبسته هر فردی است كه برای شخص خود و براي ديگران بر ضد اين تناقض ها مبارزه می كند.
ژان پل سارتر
@towardinside
ژان پل سارتر
@towardinside
https://www.instagram.com/p/BuYJmKdnFxH/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=irka74x7ewh
@towardinside
آمار را هم که علمى مفید برای گردآوری و تحلیلِ دادهها بود، به اسارت درآوردند.
حالا
آمارها را به ارائهی از پیش مشخص، ملزم میکنند.
معنایی در ذهنها شکل میگیرد.
بازارها میفروشند.
علی اشکان نژاد
@towardinside
آمار را هم که علمى مفید برای گردآوری و تحلیلِ دادهها بود، به اسارت درآوردند.
حالا
آمارها را به ارائهی از پیش مشخص، ملزم میکنند.
معنایی در ذهنها شکل میگیرد.
بازارها میفروشند.
علی اشکان نژاد
Instagram
علی اشکان نژاد
. . آمار را هم که علمى مفید برای گردآوری و تحلیلِ دادهها بود، به اسارت درآوردند. حالا آمارها را به ارائهی از پیش مشخص، ملزم میکنند. معنایی در ذهنها شکل میگیرد. بازارها میفروشند. #آمار #احصائيات #بازار #فروش #مصرف #معنا #عکاس_خودم #علی_اشکان_نژاد
http://tarjomaan.com/barresi_ketab/9308/
خودخواهی بشر از کدام نقطهی تاریخ شروع شد؟
ووتن معتقد است روانشناسی مدرن طبیعت انسان را دگرگون کرده و بازاری جدید به وجود آورده
است.
دیوید ووتن
ترجمه:حسين رحماني مرجع:Vox
به جهان اطراف نگاه کنید. رقابت در این جهان موج میزند، رقابت برای مقام بالاتر، لذایذ بیشتر، و سودهای خیرهکننده. اگر میخواهی پیشرفت کنی، نباید به فکر دیگران باشی، فقط خودت را ببین که در مرکز عالمی. اما دیوید ووتن معتقد است انسانها همیشه اینقدر بیرحم و خودخواه نبودهاند. تاریخ خودخواهی حدوداً از قرن هجدهم و با تفسیری خاص از طبیعت انسان شروع میشود: با نظریۀ سیاسی نیکولو ماکیاوللی، ایدۀ اقتصادی آدام اسمیت، و نگاه اخلاقی تامس هابز.
@towardinside
خودخواهی بشر از کدام نقطهی تاریخ شروع شد؟
ووتن معتقد است روانشناسی مدرن طبیعت انسان را دگرگون کرده و بازاری جدید به وجود آورده
است.
دیوید ووتن
ترجمه:حسين رحماني مرجع:Vox
به جهان اطراف نگاه کنید. رقابت در این جهان موج میزند، رقابت برای مقام بالاتر، لذایذ بیشتر، و سودهای خیرهکننده. اگر میخواهی پیشرفت کنی، نباید به فکر دیگران باشی، فقط خودت را ببین که در مرکز عالمی. اما دیوید ووتن معتقد است انسانها همیشه اینقدر بیرحم و خودخواه نبودهاند. تاریخ خودخواهی حدوداً از قرن هجدهم و با تفسیری خاص از طبیعت انسان شروع میشود: با نظریۀ سیاسی نیکولو ماکیاوللی، ایدۀ اقتصادی آدام اسمیت، و نگاه اخلاقی تامس هابز.
@towardinside
ترجمان | علوم انسانی و ترجمه
خودخواهیِ بشر از کدام نقطۀ تاریخ شروع شد؟
به جهان اطراف نگاه کنید. رقابت در این جهان موج میزند، رقابت برای مقام بالاتر، لذایذ بیشتر، و سودهای خیرهکننده. اگر میخواهی پیشرفت کنی، نباید به فکر دیگران باشی، فقط خودت را ببین که در مرکز عالمی. اما دیوید ووتن معتقد است انسانها همیشه اینقدر بیرحم و…
جهان بازتابی از خود شماست اگر خود را از درون دوست بداريد و به خود مهر بورزيد و ارج و ارزش نهيد در زندگی بيرونی نيز همين حالات آشكار خواهد شد.
اگر طالب عشق بيشتری هستيد به خود عشق بورزيد، اگر خواهان پذيرفته شدن هستيد خود را بپذيريد و اگر از اعماق وجودتان خود را محترم شماريد همان سطح احترام را فراخواهيد خواند ...
دبی فورد
نيمه تاريك وجود
@towardinside
اگر طالب عشق بيشتری هستيد به خود عشق بورزيد، اگر خواهان پذيرفته شدن هستيد خود را بپذيريد و اگر از اعماق وجودتان خود را محترم شماريد همان سطح احترام را فراخواهيد خواند ...
دبی فورد
نيمه تاريك وجود
@towardinside
Forwarded from جامعه شناسی عمومی
هواداران دست خالی
رسانه ها دنیای ما را تسخیر کرده اند و زندگی بسیاری از افراد را به خود مشغول ساخته اند. بازیگران در فیلم ها و سریال های گوناگون به ایفای نقش می پردازند، خوانندگان هر چند وقت یکبار موسیقیهای جدید روانه بازار می کنند و ورزشکاران به مناسبت های مختلف در میادین ورزشی به صحنه می روند و قهرمانی کسب می کنند.
بازیگران، خوانندگان و ورزشکاران مشهور از طرفداران پرشماری برخوردارند که آثار آنها را عمدتا از طریق رسانه ها دنبال می کنند و در مناسبت های گوناگون از آنها حمایت می نمایند.
در حقیقت در اینجا می توان از دو گروه مشخص یاد کرد. یکی بازیگران، خوانندگان و ورزشکاران پر طرفدار و مشهور و یکی هم عامه مردم که به تماشای آثار هنری و ورزشی آنها چشم دوخته اند و آنها را دنبال و تشویق می کنند.
اما در این صحنه، پرسشی مطرح می شود: عامه مردم که زندگی خود را صرف تایید و حمایت از هنرمندان و ورزشکاران کرده اند خود از چه تولیداتی برخوردارند؟ به بیان دیگر، نقش های یک بازیگر، آلبوم های یک خواننده و قهرمانی های یک ورزشکار به معنای تولیدات هنری و ورزشی آنها است اما مخاطبانی که برای آنها کف و سوت می کشند و زندگی خود را صرف جمع آوری تصاویر، فیلم ها و آثار آنها می کنند خود چه آثاری تولید کرده اند و چه چیز را به جهان هستی افزوده اند؟
آیا آنها نیز به مانند بازیگران، خوانندگان و ورزشکاران، اثری - هر چند نه لزوما متعالی، بلکه میان مایه و حتی بی مایه - به منظور عرضه در جهان هستی خلق کرده اند یا تنها در تمام عمر خویش، دنباله روی دیگران و تحسین کننده آثار آنها بوده اند؟
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
رسانه ها دنیای ما را تسخیر کرده اند و زندگی بسیاری از افراد را به خود مشغول ساخته اند. بازیگران در فیلم ها و سریال های گوناگون به ایفای نقش می پردازند، خوانندگان هر چند وقت یکبار موسیقیهای جدید روانه بازار می کنند و ورزشکاران به مناسبت های مختلف در میادین ورزشی به صحنه می روند و قهرمانی کسب می کنند.
بازیگران، خوانندگان و ورزشکاران مشهور از طرفداران پرشماری برخوردارند که آثار آنها را عمدتا از طریق رسانه ها دنبال می کنند و در مناسبت های گوناگون از آنها حمایت می نمایند.
در حقیقت در اینجا می توان از دو گروه مشخص یاد کرد. یکی بازیگران، خوانندگان و ورزشکاران پر طرفدار و مشهور و یکی هم عامه مردم که به تماشای آثار هنری و ورزشی آنها چشم دوخته اند و آنها را دنبال و تشویق می کنند.
اما در این صحنه، پرسشی مطرح می شود: عامه مردم که زندگی خود را صرف تایید و حمایت از هنرمندان و ورزشکاران کرده اند خود از چه تولیداتی برخوردارند؟ به بیان دیگر، نقش های یک بازیگر، آلبوم های یک خواننده و قهرمانی های یک ورزشکار به معنای تولیدات هنری و ورزشی آنها است اما مخاطبانی که برای آنها کف و سوت می کشند و زندگی خود را صرف جمع آوری تصاویر، فیلم ها و آثار آنها می کنند خود چه آثاری تولید کرده اند و چه چیز را به جهان هستی افزوده اند؟
آیا آنها نیز به مانند بازیگران، خوانندگان و ورزشکاران، اثری - هر چند نه لزوما متعالی، بلکه میان مایه و حتی بی مایه - به منظور عرضه در جهان هستی خلق کرده اند یا تنها در تمام عمر خویش، دنباله روی دیگران و تحسین کننده آثار آنها بوده اند؟
رضا تسلیمی طهرانی
@taslimi_tehrani
https://www.instagram.com/p/BuZAcoLnLfO/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1fzpk4f23qdox
@towardinside
حتی حالا که به هفتاد و هشت سالگی رسیدهام، هیچ انگارهای از رفتار درست با یک کودک در ذهنم نیست.
وقتی کودکی را در یک مهمانی میبینم که زبان باز نکرده اما دارد راه میرود، نمیدانم چطور با او ارتباط برقرار کنم. پس از هزاران سال، بعید است بشر هنوز توانسته باشد نوشتهای قابل تکیه در ارتباط با رفتار، تعلیم، و تربیت کودک عرضه کند. مثلاً اگر بلند شوم و با آن کودک دور اتاق ها بدوَم، نکند که ترس از یک جانور زشت و گنده كه به دنبالش مىدود، در دل او بنشیند.
در عین حال، مواجهه با یک بچه آدم برای من شادی آور هم هست. حتماً هم این مواجهه، یک سر در وجود من دارد.
مثلاً از درون خوشحال میشوم که تسلط و قدرتى نسبت به جانور دیگر دارم.
یا این مواجهه مرا یاد حیوانیتی میاندازد که خودم دلم میخواهد داشته باشم و نگاهِ دیگران نمیگذارد زیستش کنم. میدانید که؟ بچه آدم در عمل مثل بچه گربه یا بچه گوزن است. هر کار دلش بخواهد میتواند انجام دهد.
یا این شادی می تواند از این باشد که می فهمم هنوز دنیا دارد پیش می رود؛ و اگر چه این زندگی، مصیبت بار و ملال انگیز است، اما نسل های بعد هم دارند میآیند تا تجربهاش کنند و ناگفته پیداست که در این سوگواری، هر چه آدمهاى بیشترى حاضر باشند، تحملاش آسانتر میشود.
علی اشکان نژاد
@towardinside
حتی حالا که به هفتاد و هشت سالگی رسیدهام، هیچ انگارهای از رفتار درست با یک کودک در ذهنم نیست.
وقتی کودکی را در یک مهمانی میبینم که زبان باز نکرده اما دارد راه میرود، نمیدانم چطور با او ارتباط برقرار کنم. پس از هزاران سال، بعید است بشر هنوز توانسته باشد نوشتهای قابل تکیه در ارتباط با رفتار، تعلیم، و تربیت کودک عرضه کند. مثلاً اگر بلند شوم و با آن کودک دور اتاق ها بدوَم، نکند که ترس از یک جانور زشت و گنده كه به دنبالش مىدود، در دل او بنشیند.
در عین حال، مواجهه با یک بچه آدم برای من شادی آور هم هست. حتماً هم این مواجهه، یک سر در وجود من دارد.
مثلاً از درون خوشحال میشوم که تسلط و قدرتى نسبت به جانور دیگر دارم.
یا این مواجهه مرا یاد حیوانیتی میاندازد که خودم دلم میخواهد داشته باشم و نگاهِ دیگران نمیگذارد زیستش کنم. میدانید که؟ بچه آدم در عمل مثل بچه گربه یا بچه گوزن است. هر کار دلش بخواهد میتواند انجام دهد.
یا این شادی می تواند از این باشد که می فهمم هنوز دنیا دارد پیش می رود؛ و اگر چه این زندگی، مصیبت بار و ملال انگیز است، اما نسل های بعد هم دارند میآیند تا تجربهاش کنند و ناگفته پیداست که در این سوگواری، هر چه آدمهاى بیشترى حاضر باشند، تحملاش آسانتر میشود.
علی اشکان نژاد
Instagram
@ali_ashkannejad
. . حتی حالا که به هفتاد و هشت سالگی رسیدهام، هیچ انگارهای از رفتار درست با یک کودک در ذهنم نیست. وقتی کودکی را در یک مهمانی میبینم که زبان باز نکرده اما دارد راه میرود، نمیدانم چطور با او ارتباط برقرار کنم. پس از هزاران سال، بعید است بشر هنوز توانسته…
http://tarjomaan.com/neveshtar/9309/
آدمها در لحظۀ مرگ خود چه چیزهایی میگویند؟
آغازشدنِ زبان در کودکان شگفتانگیز است، اما رویداد جالبتری وجود دارد: پایان زبان در انسانهای در انتظارِ مرگ
دیوید ایرارد
ترجمۀ: آرش رضاپور مرجع: Atlantic
آخرین کلماتی که آدمها پیش از مرگ خود میگویند بسیار رمزآلود و دردناک است: کلماتی که انگار دربارۀ جایی ماورای دنیاست. محتضران از آدمهایی میگویند که ما نمیبینیم یا داستانهایی روایت میکنند که هیچ چفتوبستی ندارند. گاهی میگویند احساس میکنند در فضا معلقاند، با آنکه محکم توی تختشان دراز کشیدهاند، یا میخواهند بروند سفر، وقتی نمیتوانند از جایشان برخیزند. چند پژوهشگر بهدنبال آن بودهاند که این حرفها چه چیزهایی دربارۀ ماهیت زبان بشری میگویند؟
@towardinside
آدمها در لحظۀ مرگ خود چه چیزهایی میگویند؟
آغازشدنِ زبان در کودکان شگفتانگیز است، اما رویداد جالبتری وجود دارد: پایان زبان در انسانهای در انتظارِ مرگ
دیوید ایرارد
ترجمۀ: آرش رضاپور مرجع: Atlantic
آخرین کلماتی که آدمها پیش از مرگ خود میگویند بسیار رمزآلود و دردناک است: کلماتی که انگار دربارۀ جایی ماورای دنیاست. محتضران از آدمهایی میگویند که ما نمیبینیم یا داستانهایی روایت میکنند که هیچ چفتوبستی ندارند. گاهی میگویند احساس میکنند در فضا معلقاند، با آنکه محکم توی تختشان دراز کشیدهاند، یا میخواهند بروند سفر، وقتی نمیتوانند از جایشان برخیزند. چند پژوهشگر بهدنبال آن بودهاند که این حرفها چه چیزهایی دربارۀ ماهیت زبان بشری میگویند؟
@towardinside
ترجمان | علوم انسانی و ترجمه
آدمها در لحظۀ مرگ خود چه چیزهایی میگویند؟
آخرین کلماتی که آدمها پیش از مرگ خود میگویند بسیار رمزآلود و دردناک است: کلماتی که انگار دربارۀ جایی ماورای دنیاست. محتضران از آدمهایی میگویند که ما نمیبینیم یا داستانهایی روایت میکنند که هیچ چفتوبستی ندارند. گاهی میگویند احساس میکنند در فضا معلقاند،…
دانایی آغاز تباهیست؛
تو برای هر شناخت تازهای باید گوشهای از خودت را قربانی کنی!
خانه ادریسیها
غزاله علیزاده
@towardinside
تو برای هر شناخت تازهای باید گوشهای از خودت را قربانی کنی!
خانه ادریسیها
غزاله علیزاده
@towardinside
هگل در جایی می گوید تراژدی تعارض حق و باطل نیست؛ تعارض حق با حق است.
مواجهه با مرگ
برايان مگی
@towardinside
مواجهه با مرگ
برايان مگی
@towardinside