خواهش میکنم موقع مکالمه اسمم رو بگو. هزار بار بگو. ته هر جمله یک بار بگو. اول جملهت بگو. توی ویسات بگو. فقط هی اسممو بگو.
تو طلایی ترین حس، میون قلبمی همون محبوبی که تموم عمر قلبمو براش نگه داشتم!
راستشو بخوای خودمم فکر نمیکردم یه روز اینقدر عاشق شم. اما جزئیات تو، مراقبت کردنات حامی بودن ذاتیت، گرمای آغوشت و ملایمت چشمات لغزنده ترین راه رو جلوی دل من ساختن. و میخوام بهت بگم افتخار میکنم به خودمون جانیار، بابت تعهد و ساختن حسی اینقدر پاک و قوی میون دنیایی که مردمش عشقو قصه میدونن.
خدا برای من نگهت داره، عزیزِ دل من.
راستشو بخوای خودمم فکر نمیکردم یه روز اینقدر عاشق شم. اما جزئیات تو، مراقبت کردنات حامی بودن ذاتیت، گرمای آغوشت و ملایمت چشمات لغزنده ترین راه رو جلوی دل من ساختن. و میخوام بهت بگم افتخار میکنم به خودمون جانیار، بابت تعهد و ساختن حسی اینقدر پاک و قوی میون دنیایی که مردمش عشقو قصه میدونن.
خدا برای من نگهت داره، عزیزِ دل من.
تا از پیشت میرم دلم برات تنگ میشه.
تا ازت دور میشم احساس میکنم، با آدمای دیگه کاری ندارم.
تا حواست پرت میشه ، حواسم رو جمع میکنم تا بیشتر از قبل نگات کنم و وقتایی که مراقب خودت نیستی بیشتر مراقبت باشم.
نمیدونم چطور شد و از کجا اومدی.
ولی میدونم احساسی که بهت دارم یک چیزی قوی تر و فراتر از عشقه.
تا ازت دور میشم احساس میکنم، با آدمای دیگه کاری ندارم.
تا حواست پرت میشه ، حواسم رو جمع میکنم تا بیشتر از قبل نگات کنم و وقتایی که مراقب خودت نیستی بیشتر مراقبت باشم.
نمیدونم چطور شد و از کجا اومدی.
ولی میدونم احساسی که بهت دارم یک چیزی قوی تر و فراتر از عشقه.
ولی انگار توی چشمات یه دنیای رنگی وجود داشت که به دلِ سیاه من نشست. انگار لازم این روح خسته و زخمی من بودی، کنارت دنیا برام قشنگتره، لبخندام واقعی تره، حالم بهتره. میدونی توی زندگیم خیلیا اومدن و بعد یمدت ترکشون کردم ولی تو برام بمون، من میخوام که پیشت بمونم همین.