مسعود بیگی
دوست خوبمون Codex ، باز هم Reset داد، قبلی ها رو برای اینکه همه یهو ریست نشن و ملت کمتر استفاده کنن، لیست میکرد توی بخش Usage که شما بتونید هر وقت خواستین ریست کنید (یا شاید هم برای اینکه خیلی ها نمی رفتن اونجا و استفاده نمی کردن و پولشون تو جیبشون می موند…
یه Reset دیگه اضافه کرد توی بخش Usage تون میتونید ببینیدش واستفاده کنین اگه نیازه
👍2
Forwarded from iCodeNext
باز هم جمعه ❤️❤️
جمعه 10 مهر ساعت 9 صبح به وقت تهران
ظرفیت فقط 30 نفر، خواهش میکنم که فقط زمانیکه مطمئن هستید میتونید شرکت کنید جوین بشید.
حتما با لپ تاب و دسترسی به هوش مصنوعی به جلسه بیاید.
https://luma.com/sl4ft285
جمعه 10 مهر ساعت 9 صبح به وقت تهران
ظرفیت فقط 30 نفر، خواهش میکنم که فقط زمانیکه مطمئن هستید میتونید شرکت کنید جوین بشید.
حتما با لپ تاب و دسترسی به هوش مصنوعی به جلسه بیاید.
https://luma.com/sl4ft285
❤1
دارم از "بزار مثل بولدوزر همه این کارها رو بترکونم" میرسم به "این یه Lego هست، خیلی مهمه که کوچیک ترین قسمت با بیشترین وسواس و جزییات به بهترین شکلش پیاده سازی بشه"
فکر میکنم تغییر مناسبی باشه چون قبلا اینو به شکلی برای JOB هام سعی میکردم داشته باشم . الان دارم توی کارهای خودم هم پیاده ش میکنم.
فکر میکنم تغییر مناسبی باشه چون قبلا اینو به شکلی برای JOB هام سعی میکردم داشته باشم . الان دارم توی کارهای خودم هم پیاده ش میکنم.
👍2
Forwarded from CodeLodge
اینبار، شما اسپانسر رویداد هستید.
برای رویداد بعدی BuildGuild داریم یک تصمیم مهم میگیریم:
آیا رویداد را با بلیت حدود ۵۰۰ هزار تومان و حمایت اسپانسرها برگزار کنیم، یا بلیت را به حدود ۱.۵ میلیون تومان برسانیم و تمام زمان رویداد را فقط به محتوای فنی، Case Study، گفتوگوی تخصصی و پرسشوپاسخ اختصاص دهیم؟
قبل از تصمیمگیری نمیخواهیم با حدس جلو برویم؛ نظر واقعی شما مسیر رویداد بعدی را مشخص میکند.
این نظرسنجی حدود ۲ دقیقه زمان میبرد. لطفاً تعارف نکنید؛ حتی اگر پاسختان این است که با این قیمت شرکت نمیکنید، همان پاسخ برای ما ارزشمند است.
🔗 [لینک نظرسنجی]
اگر قرار است شما هزینه واقعی رویداد را پرداخت کنید، تمام برنامه هم باید برای شما ارزش ایجاد کند.
برای رویداد بعدی BuildGuild داریم یک تصمیم مهم میگیریم:
آیا رویداد را با بلیت حدود ۵۰۰ هزار تومان و حمایت اسپانسرها برگزار کنیم، یا بلیت را به حدود ۱.۵ میلیون تومان برسانیم و تمام زمان رویداد را فقط به محتوای فنی، Case Study، گفتوگوی تخصصی و پرسشوپاسخ اختصاص دهیم؟
قبل از تصمیمگیری نمیخواهیم با حدس جلو برویم؛ نظر واقعی شما مسیر رویداد بعدی را مشخص میکند.
این نظرسنجی حدود ۲ دقیقه زمان میبرد. لطفاً تعارف نکنید؛ حتی اگر پاسختان این است که با این قیمت شرکت نمیکنید، همان پاسخ برای ما ارزشمند است.
🔗 [لینک نظرسنجی]
اگر قرار است شما هزینه واقعی رویداد را پرداخت کنید، تمام برنامه هم باید برای شما ارزش ایجاد کند.
👍2❤1👎1🔥1
Forwarded from .NET Internals
آندری کارپتی (Andrej Karpathy) یه توییت جالب زده در مورد اینکه با قویتر شدن LLMها، کار اصلی ما دیگه تولید محتوا نیست، بلکه فهمیدن و نظارت روی خروجیهاشون میشه. یعنی مدلها دارن بیشتر و بیشتر کار سنگین رو خودشون انجام میدن و ما باید بریم سمت لایههای بالاتر و بفهمیم واقعاً چی دارن میگن.
چند تا ترفند باحال و عملی پیشنهاد داده که من هم کمکم دارم امتحانشون میکنم:
نوشتن با ASD-STE100: بگید مدل مطلب رو با زبان کنترلشده ASD-STE100 بنویسه. این استاندارد اصلش برای مستندات نگهداری هواپیما و تجهیزات هوافضا طراحی شده و قوانین خیلی سختگیرانهای داره (جملههای کوتاه، فعلهای مشخص، دیکشنری محدود، بدون ابهام و استعارههای پیچیده). نتیجهش اینه که متن خیلی تمیز، مستقیم و خوانا میشه. اگر خیلی خشک شد، میتونید بگید «۸۰ درصد نزدیک به ASD-STE100» تا یه کم نرمترش کنه. برای توضیحهای فنی و پیچیده عالیه، چون مغزتون کمتر خسته میشه.
نمودار و دیاگرام به جای متن: به جاش مستقیم ازش بخواید دیاگرام، flowchart یا mermaid یا تصویر مفهومی بسازه. مغز ما اطلاعات بصری رو خیلی سریعتر پردازش میکنه و پارس کردنش راحتتره. مخصوصاً وقتی موضوع پیچیده باشه، یه دیاگرام خوب میتونه کل ایده رو در چند ثانیه منتقل کنه، در حالی که متن ممکنه چند پاراگراف طول بکشه.
خروجی به صورت HTML: بگید خروجی رو به صورت HTML کامل بده. مدلهای جدید واقعاً تو فرانتاند قوی شدن و میتونن صفحههای وب قشنگ، اینتراکتیو، با انیمیشن و استایل مدرن بسازن. به جای یه متن خشک، یه تجربهی تعاملی میگیرید که میتونید روش کلیک کنید، اسکرول کنید یا حتی چیزایی رو تست کنید. برای فهمیدن مفاهیم پیچیده خیلی کمککنندهست.
ویدیوهای explainer سفارشی (بهترینش اینه!): کارپتی میگه بیشتر از همه به این فرمت امیدواره. از مدل بخواید یه ویدیوی کامل و اختصاصی به سبک 3Blue1Brown بسازه (همون انیمیشنهای ریاضی و مفهومی تمیز و قشنگ). میتونید بگید از API کی ElevenLabs برای narration استفاده کنه یا جایگزینهای رایگان/لوکال پیدا کنه. اینطوری برای هر موضوعی که بخواید، یه ویدیوی آموزشی شخصیسازیشده میسازید که قبلاً ساختنش زمان و هزینهی دیوانهکنندهای داشت.خلاصهش
اینه که هوش مصنوعی داره انقدر زیاد و ارزون میشه که میتونیم ازش artifactهای بزرگ و دورریختنی بسازیم (وباپ، ویدیو، دیاگرامهای پیچیده و غیره) که قبلاً اصلاً بهصرفه نبود. کار ما داره میره به لایههای بالاتر abstraction و oversight، و جالب اینجاست که خود LLMها میتونن تو همین بخش هم کمکمون کنن.
به نظرم خیلی نکتهی درستیه، مخصوصاً برای ما که هر روز با اینا کار میکنیم. حتماً امتحان کنید و نتیجهش رو بگید 🔥
پ.ن: آندری کارپتی یکی از استادای واقعی و پیشگامهای حوزه LLM و deep learning حساب میشه. قبلاً مدیر AI تسلا بوده، از بنیانگذاران اولیه OpenAI، و یکی از بهترینها در توضیح شفاف و عمیق مفاهیم هوش مصنوعیه. وقتی حرف میزنه، معمولاً ارزش گوش دادن داره.
لینک توییت:
https://x.com/karpathy/status/2105819303471976479
چند تا ترفند باحال و عملی پیشنهاد داده که من هم کمکم دارم امتحانشون میکنم:
نوشتن با ASD-STE100: بگید مدل مطلب رو با زبان کنترلشده ASD-STE100 بنویسه. این استاندارد اصلش برای مستندات نگهداری هواپیما و تجهیزات هوافضا طراحی شده و قوانین خیلی سختگیرانهای داره (جملههای کوتاه، فعلهای مشخص، دیکشنری محدود، بدون ابهام و استعارههای پیچیده). نتیجهش اینه که متن خیلی تمیز، مستقیم و خوانا میشه. اگر خیلی خشک شد، میتونید بگید «۸۰ درصد نزدیک به ASD-STE100» تا یه کم نرمترش کنه. برای توضیحهای فنی و پیچیده عالیه، چون مغزتون کمتر خسته میشه.
نمودار و دیاگرام به جای متن: به جاش مستقیم ازش بخواید دیاگرام، flowchart یا mermaid یا تصویر مفهومی بسازه. مغز ما اطلاعات بصری رو خیلی سریعتر پردازش میکنه و پارس کردنش راحتتره. مخصوصاً وقتی موضوع پیچیده باشه، یه دیاگرام خوب میتونه کل ایده رو در چند ثانیه منتقل کنه، در حالی که متن ممکنه چند پاراگراف طول بکشه.
خروجی به صورت HTML: بگید خروجی رو به صورت HTML کامل بده. مدلهای جدید واقعاً تو فرانتاند قوی شدن و میتونن صفحههای وب قشنگ، اینتراکتیو، با انیمیشن و استایل مدرن بسازن. به جای یه متن خشک، یه تجربهی تعاملی میگیرید که میتونید روش کلیک کنید، اسکرول کنید یا حتی چیزایی رو تست کنید. برای فهمیدن مفاهیم پیچیده خیلی کمککنندهست.
ویدیوهای explainer سفارشی (بهترینش اینه!): کارپتی میگه بیشتر از همه به این فرمت امیدواره. از مدل بخواید یه ویدیوی کامل و اختصاصی به سبک 3Blue1Brown بسازه (همون انیمیشنهای ریاضی و مفهومی تمیز و قشنگ). میتونید بگید از API کی ElevenLabs برای narration استفاده کنه یا جایگزینهای رایگان/لوکال پیدا کنه. اینطوری برای هر موضوعی که بخواید، یه ویدیوی آموزشی شخصیسازیشده میسازید که قبلاً ساختنش زمان و هزینهی دیوانهکنندهای داشت.خلاصهش
اینه که هوش مصنوعی داره انقدر زیاد و ارزون میشه که میتونیم ازش artifactهای بزرگ و دورریختنی بسازیم (وباپ، ویدیو، دیاگرامهای پیچیده و غیره) که قبلاً اصلاً بهصرفه نبود. کار ما داره میره به لایههای بالاتر abstraction و oversight، و جالب اینجاست که خود LLMها میتونن تو همین بخش هم کمکمون کنن.
به نظرم خیلی نکتهی درستیه، مخصوصاً برای ما که هر روز با اینا کار میکنیم. حتماً امتحان کنید و نتیجهش رو بگید 🔥
پ.ن: آندری کارپتی یکی از استادای واقعی و پیشگامهای حوزه LLM و deep learning حساب میشه. قبلاً مدیر AI تسلا بوده، از بنیانگذاران اولیه OpenAI، و یکی از بهترینها در توضیح شفاف و عمیق مفاهیم هوش مصنوعیه. وقتی حرف میزنه، معمولاً ارزش گوش دادن داره.
لینک توییت:
https://x.com/karpathy/status/2105819303471976479
X (formerly Twitter)
Andrej Karpathy (@karpathy) on X
We'll be spending a lot more time trying to understand the outputs of language models. A few thoughts, tips & tricks:
Writing. Something I've had success with: Ask your LLM to explain something i…
Writing. Something I've had success with: Ask your LLM to explain something i…
❤10👍2👎1
Forwarded from thisisnabi.dev [Farsi]
یه مفهومی هست به اسم Alert Fatigue هست که واقعا یادم نیست توی کتاب The Site Reliability Workbook یا توی یه کتاب دیگه خوندم اما یه بحث جالبی داره،
وقتی برای هر چیزی Alert می ذاریم کم کم تعداد هشدارها اونقدر زیاد میشه که ذهن بهشون عادت میکنه. فرقی هم نمیکنه چقدر مسئولیت پذیر باشی. بعد از مدتی ناخود آگاه یاد میگیری که خیلی از این Alertها قرار نیست اتفاق مهمی پشتشون باشه.
مشکل اینجاست که یه روز یه Incident واقعا بحرانی هم وسط همون حجم از هشدارها ظاهر میشه و ذهن با اون هم مثل بقیه برخورد میکنه.
برای همین به نظرم این جمله خیلی مهمه:
هر بار که چیزی رو بی دلیل تبدیل به Alert میکنیم، داریم از ارزش Alert های واقعی کم می کنیم.
توی اون کتاب Google SRE هم یه چیزی توی این مایه ها میگه
سیگنال: چیزی که واقعا مهمه و باید بهش واکنش نشون بدیم
نویز: ایشالا بعدا :)
نکته دیگر مسئله سنترالایز بودن این آلرت ها هست که خستگی اینسیدنت از تنم در نرفته، بعدا ایشالا در موردش می نویسم.
وقتی برای هر چیزی Alert می ذاریم کم کم تعداد هشدارها اونقدر زیاد میشه که ذهن بهشون عادت میکنه. فرقی هم نمیکنه چقدر مسئولیت پذیر باشی. بعد از مدتی ناخود آگاه یاد میگیری که خیلی از این Alertها قرار نیست اتفاق مهمی پشتشون باشه.
مشکل اینجاست که یه روز یه Incident واقعا بحرانی هم وسط همون حجم از هشدارها ظاهر میشه و ذهن با اون هم مثل بقیه برخورد میکنه.
برای همین به نظرم این جمله خیلی مهمه:
اگر یک Alert نیاز به اقدام فوری انسانی ندارد، احتمالاً Alert نیست فقط یک Metric یا Event است.
هر بار که چیزی رو بی دلیل تبدیل به Alert میکنیم، داریم از ارزش Alert های واقعی کم می کنیم.
توی اون کتاب Google SRE هم یه چیزی توی این مایه ها میگه
همه Alert ها باید Actionable باشند و نسبت سیگنال به نویز بالا باشد. در غیر این صورت خطر Alert Fatigue برای افراد On-Call افزایش پیدا می کند.
سیگنال: چیزی که واقعا مهمه و باید بهش واکنش نشون بدیم
نویز: ایشالا بعدا :)
نکته دیگر مسئله سنترالایز بودن این آلرت ها هست که خستگی اینسیدنت از تنم در نرفته، بعدا ایشالا در موردش می نویسم.
❤8👍1
Forwarded from DevTwitter | توییت برنامه نویسی
داکر مجموعه رسمی Skills خودش رو منتشر کرده:
* Dockerfile & Build
* Docker Compose
* Docker Sandboxes
* Docker Agent
* Cross-Product
اصلا این Skill برای چیه؟ مجموعهای از دستورالعملها و workflowهای آماده هستن که به AI Coding Agentها کمک میکنن بهتر و استانداردتر با ابزار Docker کار کنن.
اگر با Claude Code، Codex، Cursor، GitHub Copilot، Gemini CLI، OpenCode و ابزارهای مشابه کار میکنید، ارزش بررسی داره.
https://github.com/docker/skills
@DevTwitter | <Hesam Akbarzadeh/>
* Dockerfile & Build
* Docker Compose
* Docker Sandboxes
* Docker Agent
* Cross-Product
اصلا این Skill برای چیه؟ مجموعهای از دستورالعملها و workflowهای آماده هستن که به AI Coding Agentها کمک میکنن بهتر و استانداردتر با ابزار Docker کار کنن.
اگر با Claude Code، Codex، Cursor، GitHub Copilot، Gemini CLI، OpenCode و ابزارهای مشابه کار میکنید، ارزش بررسی داره.
https://github.com/docker/skills
@DevTwitter | <Hesam Akbarzadeh/>
❤3👏1
مسعود بیگی
و شما چه میدانید DeskFlow چیست ؟
عه فکر میکردم فقط برای لینوکسه، ویندوز هم ساپورت میکنه، به به آقا ، به به ...
https://github.com/deskflow/deskflow
https://github.com/deskflow/deskflow
GitHub
GitHub - deskflow/deskflow: Share a single keyboard and mouse between multiple computers.
Share a single keyboard and mouse between multiple computers. - deskflow/deskflow
👍4
من یه تست دارم برای اینکه مطمئن بشم مدل ها مرزهایی که انسانی تر فکر کنن رو شکستن یا نه ، داره انجاممیشه ، تموم شد نتیجه ش روبه شما میگم.
پ.ن: تا حالا هیچ کدوم از مدل ها نتونستن درست انجامش بدن
پ.ن: تا حالا هیچ کدوم از مدل ها نتونستن درست انجامش بدن
👍4
مسعود بیگی
آسترا ۵ دقیقه ست داره فکر میکنه 😂
متاسفانه نتیجه خیلی بهتر از چیزی که فکر میکردم شد، هنوز عالی نیست ، ولی خوبه 😐
🔥1
Forwarded from InvestFund
🎧 تونی شو، از ظرفشستن تا ساختن دوردَش ۸۴ میلیارد دلاری
هر هفته با دیوید سنرا | شماره ۳
تونی شو (Tony Xu) در کودکی از چین به آمریکا مهاجرت کرد و در رستوران محل کار مادرش ظرف میشست. سال ۲۰۱۳ همراه سه نفر دیگه از دانشجوهای استنفورد دوردش رو راه انداخت.
شرکت DoorDash سرویس سفارش و تحویل غذا و خرید فروشگاهی هست، اسنپفود و شرکتهای مشابه داخلی ازون الگو گرفتن که مشتری، فروشنده و پیک رو به هم وصل میکنه. ۹ دسامبر ۲۰۲۰ وارد بورس شد و ارزش بازارش در سپتامبر ۲۰۲۶ حدود ۸۴ میلیارد دلار بود.
یه جا میگه:
ده نکته از صحبتهاش در این مصاحبه:
۱. قبل از شروع با حدود ۳۰۰ کسبوکار صحبت کردن. یک شیرینیفروش دفتر سفارشهای ردشدهاش رو نشونشون داد، سفارشهایی که مشتری داشتن ولی خودش امکان تحویلشون رو نداشت. همین برخورد باعث شد سراغ مسئله ارسال برن.
۲. نسخه اول رو در ۴۳ دقیقه ساختن، یک صفحه با منوی ۸ رستوران و یک شماره تلفن. چهار بنیانگذار سفارش میگرفتن، غذا میرسوندن و هزینه رو موقع تحویل دریافت میکردن تا ببینن اصلا کسی این سرویس رو میخواد یا نه.
۳. اوایل روزی حدود ۱۰ سفارش داشتن و روزهای شلوغ به ۲۱ میرسیدن. چیزی که امیدوارشون کرد، برگشتن مداوم همون مشتریها بود، درحالیکه بودجهای برای تبلیغات نداشتن و رشد هم هنوز چشمگیر نبود.
۴. برخلاف انتظارشون، تحویل در حومه سریعتر از مرکز شهر بود. جای پارک راحتتر پیدا میشد و خبری از معطلی برای ورود به برجها نبود، ضمن اینکه خانوادههای بچهدار نیاز بیشتری به صرفهجویی در وقت داشتن.
۵. تابستون اول فقط دنبال جواب سه سوال بودن، آیا مشتری ۶ دلار هزینه ارسال میده، رستوران ۱۵٪ کارمزد میده و با این درآمد میشه دستمزد پیک رو پرداخت کرد؟ تمرکزشون روی همینها بود، نه جلسات ارائه به سرمایهگذارها.
۶. تحویل هر سفارش رو به حدود ۲۰ مرحله شکستن تا بفهمن تاخیر دقیقا کجا اتفاق میافته. گاهی مشکل ترافیک نبود، پیدا نکردن ورودی ساختمان یا جابهجاشدن یک کالا بین قفسههای فروشگاه بود.
۷. به گفته تونی، بیشتر تستها شکست میخورن و حدود ۵٪ جواب میدن. راهحلها رو اول دستی و در مقیاس کوچک امتحان میکنن و بعد برای موارد موفق محصول میسازن تا ظرفیت محدود تیم مهندسی درست مصرف بشه.
۸. کریستوفر پین، مدیر عملیات آینده شرکت، قبل از استخدام، داوطلبانه چهار ساعت سفارش رسوند و ایمیلی ۳۰۰۰ کلمهای درباره ایرادها نوشت. تونی میگه همین رفتار بیشتر از سوالهای مصاحبه بهش اطلاعات داد.
۹. شبی که همه سفارشها حداقل یک ساعت دیر رسیدن، بدون درخواست مشتریها پولشون رو پس دادن. این کار ۴۰٪ موجودی حساب رو مصرف کرد، درحالیکه فقط دو تا سه هفته پول داشتن. همون شب شیرینی پختن و صبح به مشتریها رسوندن.
۱۰. از سال ۲۰۱۶ حدود سه سال جذب سرمایه سخت شد و چندبار به تمامشدن پول نزدیک شدن. بیش از ۱۰۰ جواب رد گرفت و تیم رو همزمان روی رشد، بهبود سوددهی و حفظ نقدینگی متمرکز کرد، چون هیچکدوم بهتنهایی کافی نبود.
🎥 مصاحبه کامل در یوتیوب
@investingfund
هر هفته با دیوید سنرا | شماره ۳
تونی شو (Tony Xu) در کودکی از چین به آمریکا مهاجرت کرد و در رستوران محل کار مادرش ظرف میشست. سال ۲۰۱۳ همراه سه نفر دیگه از دانشجوهای استنفورد دوردش رو راه انداخت.
شرکت DoorDash سرویس سفارش و تحویل غذا و خرید فروشگاهی هست، اسنپفود و شرکتهای مشابه داخلی ازون الگو گرفتن که مشتری، فروشنده و پیک رو به هم وصل میکنه. ۹ دسامبر ۲۰۲۰ وارد بورس شد و ارزش بازارش در سپتامبر ۲۰۲۶ حدود ۸۴ میلیارد دلار بود.
یه جا میگه:
«فکر میکنم بزرگترین قاتل یک کسبوکار معمولا سکوت هست.»
ده نکته از صحبتهاش در این مصاحبه:
۱. قبل از شروع با حدود ۳۰۰ کسبوکار صحبت کردن. یک شیرینیفروش دفتر سفارشهای ردشدهاش رو نشونشون داد، سفارشهایی که مشتری داشتن ولی خودش امکان تحویلشون رو نداشت. همین برخورد باعث شد سراغ مسئله ارسال برن.
۲. نسخه اول رو در ۴۳ دقیقه ساختن، یک صفحه با منوی ۸ رستوران و یک شماره تلفن. چهار بنیانگذار سفارش میگرفتن، غذا میرسوندن و هزینه رو موقع تحویل دریافت میکردن تا ببینن اصلا کسی این سرویس رو میخواد یا نه.
۳. اوایل روزی حدود ۱۰ سفارش داشتن و روزهای شلوغ به ۲۱ میرسیدن. چیزی که امیدوارشون کرد، برگشتن مداوم همون مشتریها بود، درحالیکه بودجهای برای تبلیغات نداشتن و رشد هم هنوز چشمگیر نبود.
۴. برخلاف انتظارشون، تحویل در حومه سریعتر از مرکز شهر بود. جای پارک راحتتر پیدا میشد و خبری از معطلی برای ورود به برجها نبود، ضمن اینکه خانوادههای بچهدار نیاز بیشتری به صرفهجویی در وقت داشتن.
۵. تابستون اول فقط دنبال جواب سه سوال بودن، آیا مشتری ۶ دلار هزینه ارسال میده، رستوران ۱۵٪ کارمزد میده و با این درآمد میشه دستمزد پیک رو پرداخت کرد؟ تمرکزشون روی همینها بود، نه جلسات ارائه به سرمایهگذارها.
۶. تحویل هر سفارش رو به حدود ۲۰ مرحله شکستن تا بفهمن تاخیر دقیقا کجا اتفاق میافته. گاهی مشکل ترافیک نبود، پیدا نکردن ورودی ساختمان یا جابهجاشدن یک کالا بین قفسههای فروشگاه بود.
۷. به گفته تونی، بیشتر تستها شکست میخورن و حدود ۵٪ جواب میدن. راهحلها رو اول دستی و در مقیاس کوچک امتحان میکنن و بعد برای موارد موفق محصول میسازن تا ظرفیت محدود تیم مهندسی درست مصرف بشه.
۸. کریستوفر پین، مدیر عملیات آینده شرکت، قبل از استخدام، داوطلبانه چهار ساعت سفارش رسوند و ایمیلی ۳۰۰۰ کلمهای درباره ایرادها نوشت. تونی میگه همین رفتار بیشتر از سوالهای مصاحبه بهش اطلاعات داد.
۹. شبی که همه سفارشها حداقل یک ساعت دیر رسیدن، بدون درخواست مشتریها پولشون رو پس دادن. این کار ۴۰٪ موجودی حساب رو مصرف کرد، درحالیکه فقط دو تا سه هفته پول داشتن. همون شب شیرینی پختن و صبح به مشتریها رسوندن.
۱۰. از سال ۲۰۱۶ حدود سه سال جذب سرمایه سخت شد و چندبار به تمامشدن پول نزدیک شدن. بیش از ۱۰۰ جواب رد گرفت و تیم رو همزمان روی رشد، بهبود سوددهی و حفظ نقدینگی متمرکز کرد، چون هیچکدوم بهتنهایی کافی نبود.
🎥 مصاحبه کامل در یوتیوب
@investingfund
YouTube
Tony Xu of DoorDash: Surviving 1,000 Days of Startup Hell
Tony Xu is the co-founder and CEO of DoorDash, the largest food delivery platform in the United States.
Before he was a tech executive, he was a dishwasher. Xu was born in Nanjing, China, and immigrated to the U.S. at age four with parents who arrived with…
Before he was a tech executive, he was a dishwasher. Xu was born in Nanjing, China, and immigrated to the U.S. at age four with parents who arrived with…
❤1🔥1
مسعود بیگی
متاسفانه نتیجه خیلی بهتر از چیزی که فکر میکردم شد، هنوز عالی نیست ، ولی خوبه 😐
بله، حداقل آسترا تونست تا حد خوبی جلو بره و مرزهای تصورم از توانایی های نزدیک کردن محاسبات ریاضی اون پشت رو به احساسات و تفکر انسانی نزدیک تر کنه، هنوز نمی تونه در این سطح از پایبندی به قوانینی که براش میگذارم ، خلاقیت زیادی به خرج بده ولی در مورد این حرکت ساختن ترانه و توجه به عروض و قافیه و ردیف و ... برای اولین بار یه LLM تونست ازم نمره قبولی بگیره
پرامپت من این بود :
پاسخ مدل :
این هم نسخهٔ کامل. شروع رو برای یکدستشدن وزن کمی تغییر دادم؛ تصویر قشنگِ خودت، یعنی دستمالهای رنگی و رقص بنفشهها در گلدانهای سنگی، محور ترانه مونده.
دستمالای رنگی
بند اول
رسیدی، مثلِ نوروز، تو دَسمالای رنگی
به رقص اومد بنفشه، تو گلدونای سنگی
تو با رقصت نوشتی که امشب غم حرومه
دلم خوش شد دوباره که دوری هم تمومه
ترجیعبند
بیا با من برقصیم، بذار عالَم بدونه
که با یک خنده از تو، دلم بازم جوونه
بند دوم
من از دنیا چه میخوام، بهجز لبخندِ گرمت؟
بذار آروم بگیره تو دستم دستِ نرمت
لبت خندید و دیدم که دنیا غرقِ نوره
تو اینجایی و حالا، دلم از غصه دوره
بندِ برگشت
بچرخ ای نازنینم، دلم خندون بمونه
بمون پیشم همیشه، دلم رقصون بمونه
تکرار ترجیعبند
بیا با من برقصیم، بذار عالَم بدونه
که با یک خنده از تو، دلم بازم جوونه
دربارهٔ وزن، قافیه و ردیف
وزن را روی دو پارهٔ تکرارشونده چیدم:
«مفاعیلن فعولن │ مفاعیلن فعولن»
مثلاً این دو پاره را با یک الگوی مشترک بخوان:
بیا با من │ برقصیم
تو گلدونا │ یِ سنگی
این وزن با خوانش محاورهای و مکث در میانهٔ هر سطر در نظر گرفته شده؛ برای همین هم در متن «دَسمالای» نوشتم، نه تلفظ کاملِ «دَستمالهای». در اجرای نهایی، ملودی تعیین میکند کششها دقیقاً کجا قرار بگیرند.
قافیهها در هر دو سطر جفت شدهاند: رنگی / سنگی، حرومه / تمومه، بدونه / جوونه، گرمت / نرمت، نوره / دوره. در بندِ برگشت هم «خندون / رقصون» قافیهاند و «بمونه» ردیف است. تکرار «بیا با من برقصیم…» نقش ترجیعبند را دارد؛ با ردیف عروضی یکی نیست.
از نظر معنی، ترانه از رسیدن و جشن گرفتن شروع میشود، به دست گرفتن و آرام گرفتن میرسد و دوباره به رقص برمیگردد. «مثلِ نوروز» را هم جای عبارت آغازین گذاشتم تا تصویر آمدنِ بهار در دستمالهای رنگی، روشنتر و خوشخوانتر بماند.
پاسخ مجدد من :
پاسخ مجدد مدل :
برای این ترانه، یک ششوهشتِ رقصان و عاشقانه میسازیم که لبخند داشته باشد، ولی تهِ صدایش کمی دلتنگی بماند. صدای زنانهٔ پخته و پرطنین، ویولنی که جوابِ آواز را میدهد و تنظیمی گرم؛ نه یک آهنگ الکترونیکیِ امروزی با برچسب «نوستالژی».
برای نزدیکشدن به حسی که از صدای بانو مهستی میخواهی، در پرامپت روی جنس صدا، تحریر، جملهبندی و شیوهٔ اجرای خواننده تمرکز کردهام. نام خودِ خواننده را داخل پرامپت نمیگذاریم؛ طبق راهنمای Suno، نام هنرمندان شناختهشده ممکن است باعث متوقفشدن تولید شود. این توصیفها هم جهتِ صدا را مشخص میکنند، نه اینکه همان صدای مشخص را تضمین کنند.
۱. عنوان و حالت ساخت
در بخش Create → Custom، شعر خودمان را وارد کن و در Advanced Options → Vocal Gender گزینهٔ Female را انتخاب کن. حالت Instrumental خاموش باشد.
عنوان آهنگ:
۲. متن آماده برای بخش Style
این را یکجا در قسمت Style / Styles قرار بده:
در این طراحی، خواننده باید گرم و محکم بخواند، نه نجواکنان و نفسآلود. اوجها را روشنتر میخواهیم، اما نه با فریاد؛ تحریرها هم کوتاه و در خدمتِ کلمه باشند.
۳. بخش Exclude Styles
این موارد را جداگانه در Advanced Options → Exclude بگذار؛ این بخش برای مشخصکردن عناصر ناخواستهٔ آهنگ است.
برای این نسخه، گرمای ضبط قدیمی را میخواهیم، نه خشخش و خرابیِ ضبط؛ به همین دلیل صدای صفحه و نویز را کنار گذاشتهام.
۴. شعر آماده برای بخش Lyrics
شعر را حفظ کردهام؛ فقط برای اجرا، پارههای هر سطر را جدا کردهام، اعراب گذاشتهام و تکرارهای ترجیعبند را نوشتهام. Suno استفاده از برچسبهای ساختاری مثل
تمام متن داخل کادر را در Lyrics کپی کن:
پرامپت من این بود :
میخوام یه آهنگ شیش وهشت با حال و هوای دهه شصت درست کنم ، یه چیزی شبیه کارهای مهستی،
فعلا شروع شعر این به ذهنم رسیده :
اومدی مثل بهار کردا ، تو دستمالای رنگی
رقص یه مشت بنفشه تو گلدونای سنگی
کمک کن تکمیلش کنم
به معنی دقت کن
به وزن و عروضش دقت کن
به قافیه و ردیف هم دقت کن
پاسخ مدل :
این هم نسخهٔ کامل. شروع رو برای یکدستشدن وزن کمی تغییر دادم؛ تصویر قشنگِ خودت، یعنی دستمالهای رنگی و رقص بنفشهها در گلدانهای سنگی، محور ترانه مونده.
دستمالای رنگی
بند اول
رسیدی، مثلِ نوروز، تو دَسمالای رنگی
به رقص اومد بنفشه، تو گلدونای سنگی
تو با رقصت نوشتی که امشب غم حرومه
دلم خوش شد دوباره که دوری هم تمومه
ترجیعبند
بیا با من برقصیم، بذار عالَم بدونه
که با یک خنده از تو، دلم بازم جوونه
بند دوم
من از دنیا چه میخوام، بهجز لبخندِ گرمت؟
بذار آروم بگیره تو دستم دستِ نرمت
لبت خندید و دیدم که دنیا غرقِ نوره
تو اینجایی و حالا، دلم از غصه دوره
بندِ برگشت
بچرخ ای نازنینم، دلم خندون بمونه
بمون پیشم همیشه، دلم رقصون بمونه
تکرار ترجیعبند
بیا با من برقصیم، بذار عالَم بدونه
که با یک خنده از تو، دلم بازم جوونه
دربارهٔ وزن، قافیه و ردیف
وزن را روی دو پارهٔ تکرارشونده چیدم:
«مفاعیلن فعولن │ مفاعیلن فعولن»
مثلاً این دو پاره را با یک الگوی مشترک بخوان:
بیا با من │ برقصیم
تو گلدونا │ یِ سنگی
این وزن با خوانش محاورهای و مکث در میانهٔ هر سطر در نظر گرفته شده؛ برای همین هم در متن «دَسمالای» نوشتم، نه تلفظ کاملِ «دَستمالهای». در اجرای نهایی، ملودی تعیین میکند کششها دقیقاً کجا قرار بگیرند.
قافیهها در هر دو سطر جفت شدهاند: رنگی / سنگی، حرومه / تمومه، بدونه / جوونه، گرمت / نرمت، نوره / دوره. در بندِ برگشت هم «خندون / رقصون» قافیهاند و «بمونه» ردیف است. تکرار «بیا با من برقصیم…» نقش ترجیعبند را دارد؛ با ردیف عروضی یکی نیست.
از نظر معنی، ترانه از رسیدن و جشن گرفتن شروع میشود، به دست گرفتن و آرام گرفتن میرسد و دوباره به رقص برمیگردد. «مثلِ نوروز» را هم جای عبارت آغازین گذاشتم تا تصویر آمدنِ بهار در دستمالهای رنگی، روشنتر و خوشخوانتر بماند.
پاسخ مجدد من :
خیلی خوب بود اصلا انتظار نداشتم ازت آماده ش کن برای Suno که بسازیمش اونجا ، هدفم صدای شبیه بانو مهستی هست و حال و هوای دهه پنجاه و شصت شمسی
پاسخ مجدد مدل :
برای این ترانه، یک ششوهشتِ رقصان و عاشقانه میسازیم که لبخند داشته باشد، ولی تهِ صدایش کمی دلتنگی بماند. صدای زنانهٔ پخته و پرطنین، ویولنی که جوابِ آواز را میدهد و تنظیمی گرم؛ نه یک آهنگ الکترونیکیِ امروزی با برچسب «نوستالژی».
برای نزدیکشدن به حسی که از صدای بانو مهستی میخواهی، در پرامپت روی جنس صدا، تحریر، جملهبندی و شیوهٔ اجرای خواننده تمرکز کردهام. نام خودِ خواننده را داخل پرامپت نمیگذاریم؛ طبق راهنمای Suno، نام هنرمندان شناختهشده ممکن است باعث متوقفشدن تولید شود. این توصیفها هم جهتِ صدا را مشخص میکنند، نه اینکه همان صدای مشخص را تضمین کنند.
۱. عنوان و حالت ساخت
در بخش Create → Custom، شعر خودمان را وارد کن و در Advanced Options → Vocal Gender گزینهٔ Female را انتخاب کن. حالت Instrumental خاموش باشد.
عنوان آهنگ:
دستمالای رنگی
۲. متن آماده برای بخش Style
این را یکجا در قسمت Style / Styles قرار بده:
Classic Persian pop, 1970s-1980s Iranian nostalgia. Joyful romantic shesh-o-hasht, lilting 6/8 dance groove with a clear 3+3 pulse, lively yet unhurried. Mature female soloist, rich velvety low-mid register, chest-led resonance, bright ringing upper notes, a tender ache beneath the smile. Native Iranian Persian diction, connected legato phrases, expressive slides, tasteful Persian tahrir, controlled vibrato blooming at phrase endings. Memorable rising chorus, intimate verses, brief violin replies between vocal lines. Lush acoustic strings, lyrical solo violin, rounded electric bass, nylon-string rhythm guitar, subtle vintage organ, tombak, tambourine and restrained live drums. Elegant analog studio sound, warm tape saturation, smooth top end, gentle plate reverb, vocal clearly forward. Short orchestral intro, steady dance groove, violin-led instrumental break, softer bridge, fuller final chorus, graceful resolved ending.
در این طراحی، خواننده باید گرم و محکم بخواند، نه نجواکنان و نفسآلود. اوجها را روشنتر میخواهیم، اما نه با فریاد؛ تحریرها هم کوتاه و در خدمتِ کلمه باشند.
۳. بخش Exclude Styles
این موارد را جداگانه در Advanced Options → Exclude بگذار؛ این بخش برای مشخصکردن عناصر ناخواستهٔ آهنگ است.
male vocals, duet, breathy whisper vocals, childish vocals, operatic singing, aggressive belting, English lyrics, spoken narration, rap, trap, EDM, reggaeton, four-on-the-floor beat, waltz, synthwave, heavy autotune, robotic vocals, distorted guitars, huge choir, crowd noise, vinyl crackle
برای این نسخه، گرمای ضبط قدیمی را میخواهیم، نه خشخش و خرابیِ ضبط؛ به همین دلیل صدای صفحه و نویز را کنار گذاشتهام.
۴. شعر آماده برای بخش Lyrics
شعر را حفظ کردهام؛ فقط برای اجرا، پارههای هر سطر را جدا کردهام، اعراب گذاشتهام و تکرارهای ترجیعبند را نوشتهام. Suno استفاده از برچسبهای ساختاری مثل
[Verse] و [Chorus] را توصیه میکند؛ توضیحهای اجراییِ اضافه، پیشنهاد ما به مدل هستند و اجرای دقیقِ همهٔ آنها قطعی نیست.تمام متن داخل کادر را در Lyrics کپی کن:
مسعود بیگی
متاسفانه نتیجه خیلی بهتر از چیزی که فکر میکردم شد، هنوز عالی نیست ، ولی خوبه 😐
[Intro]
[Instrumental: short lyrical violin opening, warm orchestral strings; tombak, tambourine and soft live drums establish a lilting Persian 6/8 dance groove]
[Verse 1]
[Mature female lead: warm chest resonance, intimate and smiling delivery, clear Persian diction; gentle slides into sustained notes, delicate violin replies between phrases]
رَسیدی، مِثلِ نوروز
تو دَسمالایِ رَنگی
بِه رَقص اومَد بَنَفشه
تو گُلدونایِ سَنگی
[Vocal expression gently opens; strings rise beneath the melody, keeping the words clear and the rhythm buoyant]
تو با رَقصَت نِوِشتی
که اِمشَب غَم حَرومه
دِلَم خوش شُد دوباره
که دوری هَم تَمومه
[Chorus]
[Memorable rising melody, fuller strings and rounded bass; joyful, open female vocal with a tender nostalgic undertone; controlled vibrato at phrase endings]
بیا با مَن بِرَقصیم
بِذار عالَم بِدونه
که با یِک خَنده اَز تو
دِلَم بازم جَوونه
[Repeat the same chorus melody; slightly brighter delivery, graceful Persian ornament on the final sustained word]
بیا با مَن بِرَقصیم
بِذار عالَم بِدونه
که با یِک خَنده اَز تو
دِلَم بازم جَوونه
[Instrumental Turnaround]
[Brief solo violin answer over the continuing 6/8 groove; soft tambourine accents lead naturally into the next verse]
[Verse 2]
[Return to a close, tender vocal; softer strings, nylon-string guitar and rounded bass; sing the question with affectionate sincerity]
مَن اَز دُنیا چِه میخوام
بِهجُز لَبخَندِ گَرمَت؟
بِذار آروم بِگیره
تو دَستَم، دَستِ نَرمَت
[Build warmth and confidence through the next four lines; connected phrasing, a gentle melodic lift and short violin responses]
لَبَت خَندید و دیدَم
که دُنیا غَرقِ نوره
تو اینجایی و حالا
دِلَم اَز غُصّه دوره
[Chorus]
[Bring back the established chorus melody; confident and romantic, full but balanced orchestration, lead vocal clearly in front]
بیا با مَن بِرَقصیم
بِذار عالَم بِدونه
که با یِک خَنده اَز تو
دِلَم بازم جَوونه
[Instrumental Break]
[Eight-bar melodic violin solo developing the chorus hook; expressive Persian ornamentation, warm string answers, steady tombak and live drums; keep the dance moving]
[Bridge]
[Pull the arrangement back to light percussion, bass and gentle strings; lower, affectionate female vocal, like a private invitation]
بِچَرخ اِی نازَنینَم
دِلَم خَندون بِمونه
بِمون پیشَم هَمیشه
دِلَم رَقصون بِمونه
[Short instrumental lift: violin rises, tambourine returns, strings open into the final chorus]
[Final Chorus]
[Fullest arrangement, same familiar chorus melody; radiant mature female vocal, rich sustained notes, tasteful tahrir and expressive phrase-ending vibrato]
بیا با مَن بِرَقصیم
بِذار عالَم بِدونه
که با یِک خَنده اَز تو
دِلَم بازم جَوونه
[Repeat with a little more emotional lift; keep the melody recognizable and the delivery graceful]
بیا با مَن بِرَقصیم
بِذار عالَم بِدونه
که با یِک خَنده اَز تو
دِلَم بازم جَوونه
[Outro]
[Voice softens while the dance groove continues gently; a tender closing phrase with a short violin response]
بِمون پیشَم هَمیشه
دِلَم رَقصون بِمونه
[Instrumental ending: violin recalls the opening motif, strings resolve warmly, percussion closes with a soft final accent]
[End]
۵. تنظیمات پیشنهادی برای اولین تست
برای این ترانه، انتخاب من v6 معمولی است، نه v6-wild؛ چون طرح مشخصی داریم، نه اینکه دنبال نتیجهای عجیب و غیرمنتظره باشیم. Suno هم مدل معمولی را برای اجرای دقیقترِ ایده و نسخهٔ wild را برای اکتشاف و تنوع بیشتر معرفی میکند. در مدلهای v6، تنظیم Variety روی صفر کمک میکند خودِ پرامپت سبک بدون تغییرات خودکار باقی بماند.
تنظیم
مقدار پیشنهادی
Model
v6، در صورت دسترسی
Vocal Gender
Female
Variety
۰
Instrumental
خاموش
در صورتی که رابطت هنوز اسلایدرهای Weirdness و Style Influence را نشان میدهد، پیشنهاد شروع من Weirdness: ۲۵٪ و Style Influence: ۸۰٪ است. این اعداد انتخاب پیشنهادی برای آزمایشاند، نه تنظیم رسمیِ مخصوص این سبک؛ طبق راهنمای Suno، اولی میزان غیرمنتظرهبودن نتیجه و دومی میزان پیروی از توصیف سبک را کنترل میکند.
موقع شنیدنِ نتیجه، دنبال چه باشیم؟
برای انتخابِ برداشت بهتر، من سه چیز را مقدم میگذارم: صدای پخته و باورپذیر، درستخواندنِ فارسی، و ترجیعبندی که بعد از یک بار شنیدن در ذهن بماند. شلوغترشدن ارکستر یا بیشترشدن تحریر، بهتنهایی امتیاز نیست.
تصویری که برای اجرای این ترانه دارم این است: خواننده در «بیا با من برقصیم» لبخند بزند، اما در «بمون پیشم همیشه» معلوم شود چقدر برای رسیدن به این شب منتظر مانده است.
این هم لینک آهنگ ساخته شده On Shot در Suno با اشتراک رایگان ، به همراه تصویری که خود مدل برای آهنگ ساخت:
https://suno.com/song/495bee2d-ebd2-45f4-8498-cf6a57cab616
Suno
دستمالای رنگی
Listen and make your own on Suno.