دیشب خواب دیدم جنگ شده بود و من سوار یه نوع اژدهای فلزی کوچیک بودم
آخرای خواب در حالی که تو آسمون بودیم و اژدها پرواز میکرد
به پسر بسیار زیبایی که در جنگ کنارم بود گفتم خوشحالم که ماگل نیستی و رفتم !
آخرای خواب در حالی که تو آسمون بودیم و اژدها پرواز میکرد
به پسر بسیار زیبایی که در جنگ کنارم بود گفتم خوشحالم که ماگل نیستی و رفتم !
آگوا
@my_story_channel – Million Alyh Roz_Alla Pugacheva
این آهنگ روسیه بر اساس این داستانه؛
نیکو پیروسمانی نقاش گرجی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، عاشق دختری به نام مارگاریتا می شود. مارگاریتا بازیگر یک گروه تئاتر دوره گرد از فرانسه بوده است. ابراز عشق بی حد و حصر از سوی نیکو و بی توچهی مارگاریتا، نقاش را به جنون می کشاند. مردمان تفلیس می گویند این عشق بدانجا رسید که نقاش گونه های خود را بر جای پاهای بازیگر می سایید. در نهایت نیکو تصمیم خود را می گیرد و خانه، تابلو ها و کل دارایی خود را فروخته و چندین ارابه پر از گل های رز تهیه می کند و ارابه ها را مقابل اقامتگاه مارگاریتا می برد. بازیگر از پنجره ارابه های پر از گل را می بیند و خود را به نقاش رسانده و برای اولین و آخرین بار او را می بوسد. چند روز بعد مارگاریتا به همراه گروه تئاتر برای همیشه تفلیس را ترک می کند.
نیکو پیروسمانی نقاش گرجی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، عاشق دختری به نام مارگاریتا می شود. مارگاریتا بازیگر یک گروه تئاتر دوره گرد از فرانسه بوده است. ابراز عشق بی حد و حصر از سوی نیکو و بی توچهی مارگاریتا، نقاش را به جنون می کشاند. مردمان تفلیس می گویند این عشق بدانجا رسید که نقاش گونه های خود را بر جای پاهای بازیگر می سایید. در نهایت نیکو تصمیم خود را می گیرد و خانه، تابلو ها و کل دارایی خود را فروخته و چندین ارابه پر از گل های رز تهیه می کند و ارابه ها را مقابل اقامتگاه مارگاریتا می برد. بازیگر از پنجره ارابه های پر از گل را می بیند و خود را به نقاش رسانده و برای اولین و آخرین بار او را می بوسد. چند روز بعد مارگاریتا به همراه گروه تئاتر برای همیشه تفلیس را ترک می کند.
Forwarded from That's all folks! (Nima)
این نقاشی را ادوارد مونک کشیده. اسمش را هم گذاشته شب در سنت کلود. من نسخههای مختلفی از این نقاشی را سیو کردم که یکی را انتخاب کنم و بگذارم اینجا. اما حالا با کمال تعجب میبینم فقط همین یکی سیو شده. این نقاشی جادویی چیزی در خود دارد. به اسمش فکر کنید که تویش شب، سنت و کلود دارد. Night و Saint و Cloud. عجب!