در حالی که تابستون شروع شد و میکروب میخونم و همزمان به امتحانی که دو ساعت قبل از میکروب دارم فکر میکنم ، دنبال ویژگی که برای من جذب کننده باشه میگردم !
چه تابستون وحشی و خوبی !
چه تابستون وحشی و خوبی !
Forwarded from I sing myself
آدم اغلب انقد با خودش درمورد غم ها و نگرانی هاش حرف میزنه که گاهی اشتباهاً تصور میکنه به جای خودش با بقیه درموردشون حرف زده، بعد تعجب میکنه که هیچکس نمیدونه چشه.
The Humans
Matt Haig
#Season1
#Episode2
📚ما انسانها نوشته مت هیگ
🎧این قسمت رفتیم سراغ یه رمان متفاوت علمیتخیلی! همیشه داستانای فضایی درباره آدمایی هست که بین آدم فضاییا گیر افتادن؛ این دفعه، یه آدم فضایی بین آدما گیر افتاده!
#ScienceFiction
#MagicalRealism
📌راستی یادتون نره نظرتون درباره این قسمت رو بهمون بگید! دوست داشتین؟ چکار کنیم بهتر بشیم؟ قسمت بعد سراغ چه کتابی بریم؟
📡در تلگرام، اینستاگرام، شنوتو، anchor و ... ما رو دنبال کنید با:
@GalingorCast
#Episode2
📚ما انسانها نوشته مت هیگ
🎧این قسمت رفتیم سراغ یه رمان متفاوت علمیتخیلی! همیشه داستانای فضایی درباره آدمایی هست که بین آدم فضاییا گیر افتادن؛ این دفعه، یه آدم فضایی بین آدما گیر افتاده!
#ScienceFiction
#MagicalRealism
📌راستی یادتون نره نظرتون درباره این قسمت رو بهمون بگید! دوست داشتین؟ چکار کنیم بهتر بشیم؟ قسمت بعد سراغ چه کتابی بریم؟
📡در تلگرام، اینستاگرام، شنوتو، anchor و ... ما رو دنبال کنید با:
@GalingorCast
بعد از امتحان رفتم سرویس بهداشتی بعد رفتم تو دستشویی موامو ببندم اومدم بیرون دیدم چند تا آقا واستادن دارن دستشونو میشورن
دستشویی اقایون بود 🤦🏻♀ !
🦖😣
دستشویی اقایون بود 🤦🏻♀ !
🦖😣
Forwarded from Notes
فهمیدین آلایژا مایکلسون _که اسم واقعیش رو یاد نگرفتم هیچوقت_ بعد ۱۴سال زندگی مشترک جدا شده از زنش؟ کاش زودتر کادیلاکه رو بخره و بیاد تو فرودگاه نیویورک وایسه تا من برسم.
طرد شدگان
حالا میگویید این یارو دیوانهای چیزی شده ولی من واقعاً تابستان را دوست میدارم، از ته قلب. این فصل عرق ریزان و کبودیهای هیجانانگیز و دیدار دوبارهی رفقا و کافه و نقاشی و میوههای خوشمزه. لذت میبریم.
من هم اینها رو
و آب و دریا و آدم های به دنیا آمده در تابستان .
و آب و دریا و آدم های به دنیا آمده در تابستان .
هنرپیشه بالاخره فریاد: “حرفت را باور میکنم،” و نگاهش را خاموش کرد. “حرفت را باور میکنم. این چشمها دروغ نمیگوید. چند بار بهتان گفتم که اشتباه اساسی شما کم بها دادن به اهمیت چشم است. زبان آدمی شاید بتواند حقیقت را کتمان کند ولی چشمها، هرگز. اگر کسی دفعتا سوالی مطرح کند، ممکن است حتی یکه هم نخورید و بعد از یک لحظه بر خودتان مسلط شوید و دقیقا بفهمید که برای کتمان حقیقت چه باید بگویید. شاید هم رفتارتان متقاعد کننده باشد و خمی به ابرو نیاورید. ولی افسوس که حقیقت چون برقی از اعماق وجودتان بر خواهد خاست و در چشمهایتان رخ خواهد نمود و آنوقت قال قضیه کنده است و دستتان رو میشود.”
#کتاب
مرشد و مارگریتا | میخائیل بولگاکف
#کتاب
مرشد و مارگریتا | میخائیل بولگاکف
Forwarded from گلابی آبستن
غم ها می دانند کی بیدار شوند،مثل خون آشام ها در تابوتشان
ریگ روان،استیو تولتز
ریگ روان،استیو تولتز