آگوا
277 subscribers
2.77K photos
103 videos
27 files
211 links
@storyofagua برای گوش‌ها

نموو.
Download Telegram
صدای خش خش جارو رو برگای کوچه میاد.
انقد که درد و تهوع داشتم بیست دقیقه بعد از شروع امتحان برگه رو تحویل دادم و میفتم.
پریودِ خر
Forwarded from توییستاچال!
به جایی نمی‌رسی اگه فقط روزایی که حوصله داری، بنویسی.
بیا برویم روبروی باد شمال...
آن سوی پرچین گریه ها
سرپناهی خیس از مژه های ماه را بلدم
که بیراهه ی دریا نیست.
دیگر از این همه سلام ضبط شده بر آدابِ لاجرم خسته ام
بیا برویم!
آن سوی هرچه حرف و حدیث امروز است
همیشه سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقیست
می توانیم بدون تکلم خاطره ای حتی کامل شویم

سیدعلی صالحی
با آن‌ها كه بالای دیوار نشسته‌اند


نان از سفره و كلمه از كتاب،
چراغ از خانه و شكوفه از انار،
آب از پیاله و پروانه از پسین،
ترانه از كودك و تبسم از لبانمان گرفته‌اید،
با رؤیاهایمان چه می‌كنید؟
ما رؤیا می‌بینیم و شما دروغ می‌گویید
دروغ می‌گویید كه این كوچه، بُن‌بست و آن كبوترِ پَر بسته، بی‌آسمان
و صبوری‌ِ ستاره بی‌سرانجام است.
ما گهواره به دوش، از خوفِ خندق و
از رودِ زمهریر خواهیم گذشت.
ما میدانیم آن سوی سایه‌سارِ این همه دیوار
هنوز علائمی عریان از عطر علاقه و
آواز نور و كرانه‌ی ارغوان باقی‌ست.
سرانجام روزی از همین روزها برمی‌گردیم
پرده‌های پوسیده‌ی پرسؤال را كنار می‌زنیم
پنجره تا پنجره... مردمان را خبر می‌دهیم
كه تا آن سوی سایه‌سارِ این همه دیوار
باغی بزرگ از بلوغ بلبل و فهمِ آفتاب و
نم‌نمِ روشنِ باران باقی‌ست.
ستاره از آسمان و باران از ابر،
دیده از دریا و زمزمه از خیال،
كبوتر از كوچه و ماه از مغازله،
رود از رفتن و آب از آوازِ آینه گرفته‌اید،
با رؤیاهایمان چه می‌كنید؟
ما رؤیا می‌بینیم و شما دروغ می‌گویید
دروغ می‌گوئید كه فانوس خانه شكسته و
كبریتِ حادثه خاموش و
مردمان در خوابِ گریه‌اند.
ما میدانیم آن سوی سایه‌سارِ این همه دیوار،
روزنی روشن از رؤیای شبتاب و ستاره روییده است
سرانجام روزی از همین روزها
دیده‌بانانِ بوسه و رازدارانِ دریا می‌ایند
خبر از كشف كرانه‌ی ارغوان و
آواز نور و عطر علاقه می‌آورند.

سیدعلی صالحی
https://t.me/c/1096674184/18110
در باب پست آرمینا فکر میکنم این ویدئو خوب است.
یه مقدار آدم های زیبا با لباس های خیلی مناسب ببینیم
(هنوز هشتگ برای اینها رو پیدا نکردم)
در حالی که تابستون شروع شد و میکروب میخونم و همزمان به امتحانی که دو ساعت قبل از میکروب دارم فکر میکنم ، دنبال ویژگی که برای من جذب کننده باشه میگردم !
چه تابستون وحشی و خوبی !
Forwarded from I sing myself
آدم اغلب انقد با خودش درمورد غم ها و‌ نگرانی هاش حرف میزنه که گاهی اشتباهاً تصور میکنه به جای خودش با بقیه درموردشون حرف زده، بعد تعجب میکنه که هیچکس نمیدونه چشه.