Forwarded from فاوانیا
بیا حرف بزنیم. چون چشمهامون از هم دورن و احتمال اینکه دوباره نزدیک بشن، کمه. چون نمیتونیم هر هفته قرار بذاریم، بریم بیرون. ولی میتونیم هر هفته حال همو بپرسیم.
بیا حرف بزنیم. که چیزهای تعریفکردنی، تلنبار نشن روی همدیگه که دیگه حوصلهمون نیاد بگیمشون. بیا حرف بزنیم و جزئیات بیاهمیت رو بههم بگیم. که یهوقت فکر نکنیم فلان مسئله اونقدری اهمیت نداره که وقت فلانی رو بابتش بگیرم. عادت شده باشه برامون.
بیا حرف بزنیم. چون من میدونم چه بلایی سر دوستیهایی که آدمهاش واسه طولانی مدت باهم حرف نزدن، میاد. بیا حرف بزنیم. چون من دست کشیدم رو اون دیوار نامرئیای که فاصله میفته بین آدمها وقتی نمیدونن چجوری سر صحبت رو باهم باز کنن. از همهی دیوارهای واقعی محکمتره.
بیا حرف بزنیم. بیا کلی باهم حرف بزنیم. هر هفتهای که حرف نمیزنیم، یه آجر اضافه میشه به دیوار بینمون. بیا من و تو اونایی باشیم که بلدن نذارن دیواره بره بالا. بیشتر آدمها بلد نیستن آخه.
بیا حرف بزنیم. که چیزهای تعریفکردنی، تلنبار نشن روی همدیگه که دیگه حوصلهمون نیاد بگیمشون. بیا حرف بزنیم و جزئیات بیاهمیت رو بههم بگیم. که یهوقت فکر نکنیم فلان مسئله اونقدری اهمیت نداره که وقت فلانی رو بابتش بگیرم. عادت شده باشه برامون.
بیا حرف بزنیم. چون من میدونم چه بلایی سر دوستیهایی که آدمهاش واسه طولانی مدت باهم حرف نزدن، میاد. بیا حرف بزنیم. چون من دست کشیدم رو اون دیوار نامرئیای که فاصله میفته بین آدمها وقتی نمیدونن چجوری سر صحبت رو باهم باز کنن. از همهی دیوارهای واقعی محکمتره.
بیا حرف بزنیم. بیا کلی باهم حرف بزنیم. هر هفتهای که حرف نمیزنیم، یه آجر اضافه میشه به دیوار بینمون. بیا من و تو اونایی باشیم که بلدن نذارن دیواره بره بالا. بیشتر آدمها بلد نیستن آخه.
امروز صبح رو دیرتر شروع کردم ،
بعد به همه ی بیست و نه تا گلدون مامان آب دادم سی اُمی برای خودمه قرار بود بدم به دوستم، اما دوستم مریض شده بود و گل خشک، دیگه نشد بدمش.
چند وقت پیشا جاش یه کاکتوس گذاشتم که خشک نشه،
اونقدر انرژی نداشتم که با گل ها حرف بزنم اما نگاه کردم به قشنگیشون.
الان هم تحقیق باکتری هایی که تا فردا باید بنویسم رو بی خیال شدم و میخوام به آفتاب توی خونه نگاه کنم.
بعد به همه ی بیست و نه تا گلدون مامان آب دادم سی اُمی برای خودمه قرار بود بدم به دوستم، اما دوستم مریض شده بود و گل خشک، دیگه نشد بدمش.
چند وقت پیشا جاش یه کاکتوس گذاشتم که خشک نشه،
اونقدر انرژی نداشتم که با گل ها حرف بزنم اما نگاه کردم به قشنگیشون.
الان هم تحقیق باکتری هایی که تا فردا باید بنویسم رو بی خیال شدم و میخوام به آفتاب توی خونه نگاه کنم.
Forwarded from وَرطه (151)
خیلی جالبه که بعضیا رو میبینیم، ولی حسشون نمیکنیم؛ ولی بعضیا رو نمیبینیم و حسشون میکنیم.
امروز روز آرومی بود
مریم معمولا فقط سالی چند بار به آدم ابراز علاقه میکنه و امشب از اون چند بار بود و انرژی های خوبی گرفتم .
مکالمات خیلی محشری با پریا داشتیم از صابونای قشنگ و بهزیستی بودن من :)) تا بررسی آناتومی و حرف های مفید !
لاکم رو پاک کردم که اگه شد روزه بگیرم .*-*
الان کلی کاغذ آوردم که بشینم چیزای خوب بنویسم .
همه ی شما رو و دوستام رو و آدم های اطراف رو دوست دارم و دلم میخواد بدونین *-*
(غم رو گذاشتم گوشه ی ذهنم و بهش میگم حواسم بهت هست سعی میکنم مراقبت باشم که خوب بشی )
فکر کنم بیشتر امروز روز خوب قشنگی بود .
مریم معمولا فقط سالی چند بار به آدم ابراز علاقه میکنه و امشب از اون چند بار بود و انرژی های خوبی گرفتم .
مکالمات خیلی محشری با پریا داشتیم از صابونای قشنگ و بهزیستی بودن من :)) تا بررسی آناتومی و حرف های مفید !
لاکم رو پاک کردم که اگه شد روزه بگیرم .*-*
الان کلی کاغذ آوردم که بشینم چیزای خوب بنویسم .
همه ی شما رو و دوستام رو و آدم های اطراف رو دوست دارم و دلم میخواد بدونین *-*
(غم رو گذاشتم گوشه ی ذهنم و بهش میگم حواسم بهت هست سعی میکنم مراقبت باشم که خوب بشی )
فکر کنم بیشتر امروز روز خوب قشنگی بود .
تو دفترچه اش یاداشت کرد کلکسیون سنجاق سینه داشته باشم.
(هر چند با فلسفه ی کلکسیون داشتن مشکل داشت)
(هر چند با فلسفه ی کلکسیون داشتن مشکل داشت)
اینکه مامانم یک هفته ست اینجا نیست و من دلم تنگ شده و هر روز آشپزی میکنم و تا ده شب تنهام موضوع منصفانه ای نیست .