Forwarded from Lumos
یکی از جذابترین اتفاقای روزانه برام اینه که آخر شب با خستگی تمام برم بیفتم رو تختم.
این خستگیه به طرز عجیبی برام لذت بخشه.
این خستگیه به طرز عجیبی برام لذت بخشه.
+ چیکار میکنی؟
_ دارم به خاطر همه ی کارای اشتباهی که انجام دادم خودمو سرزنش میکنم .
...
_ دارم به خاطر همه ی کارای اشتباهی که انجام دادم خودمو سرزنش میکنم .
...
مریم اومد تهران و نمیتونم ببینمش چون کلاس دارم و اگه نرم حذف میشم و شب برمیگرده
کلاس رو با نیم ساعت تاخیر دارم میرم
پشت صفحه ی تحقیقی که نوشته بودم اشتباهی چیزای دیگه نوشتم و نمیدونم چطور به استاد بدم
ارائه انقلاب و میان ترم دارم
:شلیک بی وقفه به حضار و خودش
کلاس رو با نیم ساعت تاخیر دارم میرم
پشت صفحه ی تحقیقی که نوشته بودم اشتباهی چیزای دیگه نوشتم و نمیدونم چطور به استاد بدم
ارائه انقلاب و میان ترم دارم
:شلیک بی وقفه به حضار و خودش
https://t.me/platforism/533
و چند پست بعدی .
پ.ن : لورد واقعا یه پزشک معرکه میشه چونکه خیلی باهوشه و دلیل های دیگر . (اینو میخواستم بگم وقتش الان شد )
و چند پست بعدی .
پ.ن : لورد واقعا یه پزشک معرکه میشه چونکه خیلی باهوشه و دلیل های دیگر . (اینو میخواستم بگم وقتش الان شد )
Telegram
Regina phalange
خب.دیروز با فائزه بحث جالبی داشتیم که شاید لازم باشه این حرفا رم به شماها بزنم.و این حرفا رو از منظر بالا به پایین نمیزنم.چون خودمم درگیر این حس میشم هنوز.ولی در نهایت جمع بندیمون به یه نقطه ختم شد.اونم اینکه واسه فائزه نوشتم "به نظرم به تخمت."
و اما بحث...…
و اما بحث...…
و تجربه ی جالبی بود از این نظر که من ۲۴ ساعت غمگینی رو داشتم چون حتی در این حالت هم ایده هام که به آدم های دیگه نیاز داشت نمیشد انجام بشه چونکه اغلب آدم ها یا دورن یا دورن !
و سعی کردم که کارای دیگه رو که میشه انجام بدم (تقریبا بدون حضور آدم ها) ؛
موهام رو آبی کردم .
دفترچهای که چهار سال پیش گرفتم برای ایده هام و با خودم گفته بودم ( تا وقتی که عاشق نشم و ندم به اون آدم اولین ایده رو بنویسه شروع نخواهم کرد ! ) شروع کردم اولین صفحه رو خالی گذاشتم و نوشتم .
از مسیر خلوت و عجیبی که پشت بزرگراه نیایشه و همیشه دلم می خواست با کسی ازش رد بشم ، تنها رد شدم و قشنگ بود .
بعد کلاس رفتم پارک با فکر دوچرخه ولی بعد چند تا پسر هفت هشت ساله رو دیدم و بهشون گفتم با هم فوتبال بازی کنیم و بدون فکر کردن به چیزی بازی کردیم .
و چند کار دیگه که درونی بودن .
پی نوشت : و در واقع میشه در عین حال که غمگینی ، ضعیف نبود ادامه داد تلاش کرد برای حال خوب برای نور های موقت .
و سعی کردم که کارای دیگه رو که میشه انجام بدم (تقریبا بدون حضور آدم ها) ؛
موهام رو آبی کردم .
دفترچهای که چهار سال پیش گرفتم برای ایده هام و با خودم گفته بودم ( تا وقتی که عاشق نشم و ندم به اون آدم اولین ایده رو بنویسه شروع نخواهم کرد ! ) شروع کردم اولین صفحه رو خالی گذاشتم و نوشتم .
از مسیر خلوت و عجیبی که پشت بزرگراه نیایشه و همیشه دلم می خواست با کسی ازش رد بشم ، تنها رد شدم و قشنگ بود .
بعد کلاس رفتم پارک با فکر دوچرخه ولی بعد چند تا پسر هفت هشت ساله رو دیدم و بهشون گفتم با هم فوتبال بازی کنیم و بدون فکر کردن به چیزی بازی کردیم .
و چند کار دیگه که درونی بودن .
پی نوشت : و در واقع میشه در عین حال که غمگینی ، ضعیف نبود ادامه داد تلاش کرد برای حال خوب برای نور های موقت .
Forwarded from که یادم نره!
یه ویس پنج دیقهای از سایکو بازی کردنمون موجوده که قابل نشر نیست. فقط بدونین خیلی خوبه. :))
آگوا
Doris Day – Que Sera Sera || @khamooshane
آهنگی که تو صحنه ی خودکشی مری تو انیمیشن مری و مکس پخش می شد .