بعضی روزام یه طوریه که فقط با یه قتل میشه خوب تمومش کرد
شخص رو بکشی ،اسلحه ات رو تمیز کنی و مکان رو ترک کنی.
شخص رو بکشی ،اسلحه ات رو تمیز کنی و مکان رو ترک کنی.
Forwarded from در جاده هاى دور
در فقدان شما
به ملاقات جاده ها مى روم
به ملاقات سايه هاى سترون
و كلاغ هاى مه گرفته
در فقدان شما
شكارچيان بى رحم،رنگ تنت را
پشت پلكهايم به كمين نشسته اند
براى من باز بگذار
آخرين دكمه ى چهارخانه ت را
وقتى باران مى بارم
به ملاقات جاده ها مى روم
به ملاقات سايه هاى سترون
و كلاغ هاى مه گرفته
در فقدان شما
شكارچيان بى رحم،رنگ تنت را
پشت پلكهايم به كمين نشسته اند
براى من باز بگذار
آخرين دكمه ى چهارخانه ت را
وقتى باران مى بارم
همه چیز مرتب شد
اتاق
کاغذا
مدادا رو تراش کردم و برداشتم .
صورتم رو شستم و کرم دور چشم زدم حتی !
رو کاغذ عنوان کارای فردا رو نوشتم
همه جا با نظم به نظر میاد ولی مغزم شبیه هندزفری گره خوردست.
اتاق
کاغذا
مدادا رو تراش کردم و برداشتم .
صورتم رو شستم و کرم دور چشم زدم حتی !
رو کاغذ عنوان کارای فردا رو نوشتم
همه جا با نظم به نظر میاد ولی مغزم شبیه هندزفری گره خوردست.