چند روز پیشا چیزی به فاطمه میگفتم که بخوام تعمیمش بدم به همه چیز این معنی رو میده من معمولا خودم رو منفی تر نشون میدم ,
چند درجه کدر تر
چند درجه نامهربون تر
چند درجه بی احساس تر
بی تفاوت سرد یا همچین چیزی ،
احتمالا تو فامیل یا بخش زیادی از دوستا فکر میکنن من آدم کم احساسی باشم (پیش اومده بهم گفتن چندین بار) ،
فکر نمیکنم کسایی تو دوستام باشن که مدل دیگه ای در موردم فکر کنن
من معمولا برای گارد گرفتن یا مراقبت کردن از این سپر منفی بودن سرد بودن استفاده میکنم ،
در حالی که تو خلوت برای عروسک گردون کلاه قرمزی , برای تنها بودن جولی , برای دلتنگ شدن مهاجرا , برای گوریل های تنهای باغ وحش ، برای خرس های قطبی ، با فکر کردن به صحنه های بغل کردن آدمها
با تک تک اینها گریه میکنم .
چند درجه کدر تر
چند درجه نامهربون تر
چند درجه بی احساس تر
بی تفاوت سرد یا همچین چیزی ،
احتمالا تو فامیل یا بخش زیادی از دوستا فکر میکنن من آدم کم احساسی باشم (پیش اومده بهم گفتن چندین بار) ،
فکر نمیکنم کسایی تو دوستام باشن که مدل دیگه ای در موردم فکر کنن
من معمولا برای گارد گرفتن یا مراقبت کردن از این سپر منفی بودن سرد بودن استفاده میکنم ،
در حالی که تو خلوت برای عروسک گردون کلاه قرمزی , برای تنها بودن جولی , برای دلتنگ شدن مهاجرا , برای گوریل های تنهای باغ وحش ، برای خرس های قطبی ، با فکر کردن به صحنه های بغل کردن آدمها
با تک تک اینها گریه میکنم .
نه اینکه حس ضعیف بودن یا غمگین بودن داشته باشم ،
من خوب نیستم و ریشه اش رو پیدا نمیکنم ،
امیدوارم سر بیاد زمستون ،
یه حسی بهم میگه پرفسور دامبلدور نوره
کاش میشد نقطه ی عطف من بشه ،
نجات دهنده خود آدمه اما من چیزی نمیبینم
فکر میکنم کسی که میتونه وارد من بشه و با نورش ریشه رو پیدا کنه اون باشه .
من خوب نیستم و ریشه اش رو پیدا نمیکنم ،
امیدوارم سر بیاد زمستون ،
یه حسی بهم میگه پرفسور دامبلدور نوره
کاش میشد نقطه ی عطف من بشه ،
نجات دهنده خود آدمه اما من چیزی نمیبینم
فکر میکنم کسی که میتونه وارد من بشه و با نورش ریشه رو پیدا کنه اون باشه .
و تمام
اتاق بالاخره مرتب شد و الان در چیدمان جدیدش خرسندم .
حالا تنها چیزی که میخوام یه اینه ی بلند و یه چیزیه که نمیدونم اسمش چیه !
میخواستم برم لاله زار ریسه بگیرم اما به خاطر آتیش بازی و .. نرفتم .
بعد از بیدار بودن دیشب و فکر کردن حالم خیلی بهتر شده .
اتاق بالاخره مرتب شد و الان در چیدمان جدیدش خرسندم .
حالا تنها چیزی که میخوام یه اینه ی بلند و یه چیزیه که نمیدونم اسمش چیه !
میخواستم برم لاله زار ریسه بگیرم اما به خاطر آتیش بازی و .. نرفتم .
بعد از بیدار بودن دیشب و فکر کردن حالم خیلی بهتر شده .
آگوا
Mohsen Chavoshi – Jahane Fasede Mardom Ra
در حال آشپزی
اینو گوش میدم
متنش یه طوریه آدم برمیگرده چک کنه کسی پشت سرش هست یا نه ؟
اینو گوش میدم
متنش یه طوریه آدم برمیگرده چک کنه کسی پشت سرش هست یا نه ؟