آگوا
277 subscribers
2.77K photos
103 videos
27 files
211 links
@storyofagua برای گوش‌ها

نموو.
Download Telegram
details
باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد. آنقدر که اشک ها خشک شوند. باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد. به چیز دیگری فکر کرد. باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد.


#کتاب
من او را دوست داشتم .
هوس سیگار کردم ، ابلهانه بود .
سال ها بود سیگار نمی‌کشیدم. بله اما حالا دلم می‌خواست، زندگی‌ همین است
اراده راسخ تان را در ترک سیگار تحسین می‌کنید و بعد یک صبح سرد زمستان تصمیم می‌گیرید چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید.

#کتاب
من او را دوست داشتم.
لوسی به موهای ما شامپو زده و انواع و اقسام مدل مو های عجیب و غریب رو روی مو های ما امتحان می‌کنه.
عبارات از عهده بیان واقعیات بر نمی آیند. باید خیلی ترسیده باشی تا معنای عبارت " عرق های سرد " را بفهمی.
یا خیلی مضطرب بوده باشی تا بفهمی شکمم گره خورده واقعا یعنی چی ،
رها شده نیز همینطور ؛
چه عبارت بی نظیری .


#کتاب
من او را دوست داشتم .
(صدای رعد و برق اغلب یادآور اینه که آدم تنهاست )
مادربزرگم می گفت: در آن دوران غذاهای خوشمزه، شوهرهای مهربان را به خانه می کشاند.
- مامان بزرگ من سر در نمی آورم، سر در نمی آورم..
آشپزی بلد نیستم و هیچ گاه دوست ندارم کسی را به زور به خانه بکشانم.

#کتاب
من او را دوست داشتم .
روی زمین نشستم و سرم را میان دستانم گرفتم. فکر کردم کاش می‌توانستم پیچ سرم را از گردنم جدا کنم. آن را روی زمین بگذارم، شوت محکمی به آن بزنم تا آن جا که ممکن است دورتر و دورتر برود. آن قدر دور که دیگر نتوان پیدایش کرد.
اما من حتی شوت زدن بلد نیستم. حتماً سرم همان کنار می‌افتاد.


#کتاب
من او را دوست داشتم .
آدمی همیشه از غم و اندوه کسانی می گوید که می مانند، اما تا به حال درباره آنان که می روند فکر کرده ای؟

#کتاب
من او را دوست داشتم .
شهامت از آنِ آنان است که خودشان را یک روز صبح در آینه نگاه می کنند و روشن و صریح این عبارات را به خودشان می گویند، فقط به خودشان: " آیا من حقِ اشتباه کردن دارم؟ " فقط همین چند واژه ..
شهامتِ نگاه کردن به زندگیِ خود از رو به رو ( ... ) شهامتِ همه چیز را شکستن، همه چیز را زیر و رو کردن ..
شهامتِ با خود روبه رو شدن، دست کم یک بار در زندگی.
..
" حقِ اشتباه " ، ترکیب بسیار کوچکی از واژه ها، بخش کوچکی از یک جمله، اما چه کسی این حق را به تو خواهد داد؟ چه کسی جز خودت؟

#کتاب
من او را دوست داشتم .
عشق مثل بیمار شدن است. نمی دانی چه طور اتفاق می افتد ،
عطسه می کنی، یکهو می لرزی و دیگر دیر شده، سرما خورده ای.

#کتاب
من او را دوست داشتم.
آن یکی روی دفتر مناسب ‌.
ترجیح می دهم تو امروز خیلی رنج بکشی تا این که همه عمرت، همیشه کمی رنج بکشی.

#کتاب
من او را دوست داشتم .
آ
آدم های رو میبینم که کمی غمگین اند
_ فقط کمی _
اما همین خیلی کم کافیه تا همه چیز تباه شه
مرد و زن هایی که هنوز با هم زندگی میکنن
گویی زندگی بی فایده و بی نورشون اونا رو به هم چفت کرده ،
اصلا زیبا نیست
این همه کنار اومدن ، این همه تعارض
فقط برای برای اینکه روزی به خود بگن :
آفرین ...

#کتاب
من او را دوست داشتم .