سارای قشنگ تولدت مبارک
امیدوارم امسال همش خوشحال باشی .
پروژه بانک زدن هم همچنان جاریه🤝
شال گریفیندورت خیلی قشنگه (یه گوشه از ذهنم آویزونش کردم )
امیدوارم امسال همش خوشحال باشی .
پروژه بانک زدن هم همچنان جاریه🤝
شال گریفیندورت خیلی قشنگه (یه گوشه از ذهنم آویزونش کردم )
امروز چند تا اتفاق خوب افتاد از اینا که پروانه های نیمه جون تو دل آدم یه بال های کوچیکی میزنن و امیدوار میشن
صبح که بیدار شدم فحش را کشیدم به کلاس های هفت و نیم !
بس که رفتنش سخته
استاد میکروبیولوژی جذاب و باسواد و باهوشه تازه از انگلیس برگشته و به آدم انگیزه میده ,
تو کلاسش من اصلا شبیه کسایی نیستم که شیش و نیم صب بیدار شدن (به قول خودش خوشحال میزنم) !
امروز اما خسته بودم یا ناراحت یا چیزی شبیهش !
و جزوه ام بیشتر شبیه نوار قلب بود :/
حدودا یک ساعت از کلاس گذشت استاد گفت جوجه امروز ناراحتی؟یا خسته ؟
(جوجه واقعا ؟؟ چره آخه)
همین شد در مورد افسردگی حرف زدن (واقعا انقدر حاد به نظر میرسید؟)
یادم نمیاد چی شد بعدش اما یه سری چیزا گفتن که حس خوب گرفتم.
و تصمیم گرفتم که نقاشیشو بکشم بعد تر که یاد گرفتم آدما رو بکشم!
پ.ن : چیزی که میخواستم بگم حرفای استاد بود که چیزی ازش تو ذهنم نمونده!
بس که رفتنش سخته
استاد میکروبیولوژی جذاب و باسواد و باهوشه تازه از انگلیس برگشته و به آدم انگیزه میده ,
تو کلاسش من اصلا شبیه کسایی نیستم که شیش و نیم صب بیدار شدن (به قول خودش خوشحال میزنم) !
امروز اما خسته بودم یا ناراحت یا چیزی شبیهش !
و جزوه ام بیشتر شبیه نوار قلب بود :/
حدودا یک ساعت از کلاس گذشت استاد گفت جوجه امروز ناراحتی؟یا خسته ؟
(جوجه واقعا ؟؟ چره آخه)
همین شد در مورد افسردگی حرف زدن (واقعا انقدر حاد به نظر میرسید؟)
یادم نمیاد چی شد بعدش اما یه سری چیزا گفتن که حس خوب گرفتم.
و تصمیم گرفتم که نقاشیشو بکشم بعد تر که یاد گرفتم آدما رو بکشم!
پ.ن : چیزی که میخواستم بگم حرفای استاد بود که چیزی ازش تو ذهنم نمونده!
کلاس بعدی رو بعد از چهار جلسه اولین جلسه ام بود که میرفتم
از این خانوم گوگولیا مهربون بامزه باسواد مذهبی که Adele گوش میده .
یه تحقیق داد اول ساعت من چون کتاب نداشتم با سرچ در گوگل تا آخر ساعت نوشتمش
و سه جلسه ی قبل رو واسم حضور زد !
و گفت سعادتی شده دختر خوشگلم که اومدی کلاس رو (الکی میگفت من امروز هپلی ام خیلی)
حس استاد بزرگوار عطیه رو بهم داد
و خب خیلی خوش حس و انرژی بود شرمنده شدم اصن .
از این خانوم گوگولیا مهربون بامزه باسواد مذهبی که Adele گوش میده .
یه تحقیق داد اول ساعت من چون کتاب نداشتم با سرچ در گوگل تا آخر ساعت نوشتمش
و سه جلسه ی قبل رو واسم حضور زد !
و گفت سعادتی شده دختر خوشگلم که اومدی کلاس رو (الکی میگفت من امروز هپلی ام خیلی)
حس استاد بزرگوار عطیه رو بهم داد
و خب خیلی خوش حس و انرژی بود شرمنده شدم اصن .
گویا اتابک سعد بن زنگی نامی بوده که سعدی در مدحش شعر گفته (با اینکه شاعر مداحی نیست البته)
و برای همین اسم سعدی «سعدی» شده.
و خود سعدی هم تو شعراش اشاره کرده خوشا بحال تو که هم دوره ی من شدی.
نشنیده بودم تا حالا این رو
عجیب بود.
و برای همین اسم سعدی «سعدی» شده.
و خود سعدی هم تو شعراش اشاره کرده خوشا بحال تو که هم دوره ی من شدی.
نشنیده بودم تا حالا این رو
عجیب بود.
الان دنبال یه راهی بودم که فردا زود بیدار بشم
یاد قبل تر ها افتادم
دو تا اپلیکیشن داشتم
یکیشون وقتی آلارم میداد برای قطع شدنش باید جواب یه سری ضرب و تقسیم میدادی که بدونه هشیاری !
تا اینجای کار خوب بود
اون یکی روز اول بهش یه عکس از روشویی میدی
روزای بعدی آلارم قطع نمیشد تا وقتی یه عکس از همون روشویی بهش نمیدادی !(تو خود اپ باید عکس رو میگرفتی )
😶
یاد قبل تر ها افتادم
دو تا اپلیکیشن داشتم
یکیشون وقتی آلارم میداد برای قطع شدنش باید جواب یه سری ضرب و تقسیم میدادی که بدونه هشیاری !
تا اینجای کار خوب بود
اون یکی روز اول بهش یه عکس از روشویی میدی
روزای بعدی آلارم قطع نمیشد تا وقتی یه عکس از همون روشویی بهش نمیدادی !(تو خود اپ باید عکس رو میگرفتی )
😶
Forwarded from بتنى نوشت
این قلب لعنتی چیه که تقی به توقی انگار داره منفجر میشه و نفس ادمو میبره