۵۸۴.
خواستم بگم انقد به قیافههاتون ور نرید.
چه فیزیکی
چه ذهنی
انقد همه آدم بد ذات دیدیم
که اهمیت قیافه
شده یک دهم قبل!
ذاتتو درست کن جون هرکی دوس داری.
باقیش درست میشه :)
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
خواستم بگم انقد به قیافههاتون ور نرید.
چه فیزیکی
چه ذهنی
انقد همه آدم بد ذات دیدیم
که اهمیت قیافه
شده یک دهم قبل!
ذاتتو درست کن جون هرکی دوس داری.
باقیش درست میشه :)
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
👍12👎1
۵۸۵.
از خلال گفتگوهای شبانه:
گفت: نگران خودم نیستم. نگران اینم که چرا فلان رفیق دور، اینطوری رفتار میکنه و باعث میشه بقیه باهاش بد بشن.
گفتم:
شما یه ظرف انرژی داری.
اگر به خودت نرسی ظرفت خالی میشه.
اگر به آدمای درجه چندم زندگیت برسی ظرفت خالی میشه.
پس به خودت برس تا ⬇️
ظرفت پر بمونه تا ⬇️
بتونی به آدمای درجه یک زندگیت برسی.
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
از خلال گفتگوهای شبانه:
گفت: نگران خودم نیستم. نگران اینم که چرا فلان رفیق دور، اینطوری رفتار میکنه و باعث میشه بقیه باهاش بد بشن.
گفتم:
شما یه ظرف انرژی داری.
اگر به خودت نرسی ظرفت خالی میشه.
اگر به آدمای درجه چندم زندگیت برسی ظرفت خالی میشه.
پس به خودت برس تا ⬇️
ظرفت پر بمونه تا ⬇️
بتونی به آدمای درجه یک زندگیت برسی.
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
👍5👏5❤3
Forwarded from توییتر فارسی
وقتی با دوست پسرم بیرونم هویت اجتماعیم نادیده گرفته میشه، راننده اسنپا با اون حرف میزنن، توی خیابون از اون آدرس میپرسن, دیروز حتی وقتی کارت خودم رو به گلفروش دادم رمزش رو از اون پرسید. جامعه ما رو نه یک زوج که مردی با مایملکش میبینه.
اغلب برای صحبت کردن با من از پدرم اجازه گرفته میشه یا با اینکه برادرم از من کوچکتره ازش درخواست میشه مراقبم باشه.
وقتی تنها هستم آدما به خودشون اجازه میدن منو مورد آزار قرار بدن اما وقتی با یک مرد قدم میزنم نه، چون جامعه نه حق و خواست من بلکه «قلمرو» یک مرد رو به رسمیت میشناسه.
وقتی درمورد بدنم تصمیمی میگیرم، مواخذه میشم که آیا مردان زندگیم اون تصمیم روتایید میکنن یا نه، برای تصمیمات شغلی و تحصیلیم باید استاد و کارفرما رو قانع کنم که نقش های سنتی که مردان زندگیم ممکنه به (غلط) ازم انتظار داشته باشن برای اونها مشکلی ایجاد نمیکنه.
تصمیمات من، علایق و ترجیحاتم اولین قربانی هر فعالیت اجتماعی هستن و حتی اگر بخوام براشون پافشاری کنم بخش بزرگی از انرژیم صرف این میشه که جامعه رو قانع کنم حق خواهی من نباید «غیر قانونی» باشه، نباید ایجاد «ترس» کنه.
من کار میکنم، بیمه و مالیات میدم و حق رای دارم اما شهروند نیستم.
》سرترالین《
@OfficialPersianTwitter
اغلب برای صحبت کردن با من از پدرم اجازه گرفته میشه یا با اینکه برادرم از من کوچکتره ازش درخواست میشه مراقبم باشه.
وقتی تنها هستم آدما به خودشون اجازه میدن منو مورد آزار قرار بدن اما وقتی با یک مرد قدم میزنم نه، چون جامعه نه حق و خواست من بلکه «قلمرو» یک مرد رو به رسمیت میشناسه.
وقتی درمورد بدنم تصمیمی میگیرم، مواخذه میشم که آیا مردان زندگیم اون تصمیم روتایید میکنن یا نه، برای تصمیمات شغلی و تحصیلیم باید استاد و کارفرما رو قانع کنم که نقش های سنتی که مردان زندگیم ممکنه به (غلط) ازم انتظار داشته باشن برای اونها مشکلی ایجاد نمیکنه.
تصمیمات من، علایق و ترجیحاتم اولین قربانی هر فعالیت اجتماعی هستن و حتی اگر بخوام براشون پافشاری کنم بخش بزرگی از انرژیم صرف این میشه که جامعه رو قانع کنم حق خواهی من نباید «غیر قانونی» باشه، نباید ایجاد «ترس» کنه.
من کار میکنم، بیمه و مالیات میدم و حق رای دارم اما شهروند نیستم.
》سرترالین《
@OfficialPersianTwitter
👍16👎4😁2😢1
تأملات
Mohammad Fekri & Mahan Farzad – Azan
در قرآن کریم آیهای هست با این مضمون که «و نیست از شما کسی، مگر آنکه به دوزخ وارد شود و این فرمان حتمی پروردگار است. سپس پرهیزگاران را برهانیم و ستمگران را فتاده بر زانو به دوزخ وانهیم.»¹
یعنی مقدر شده است که همهی ما از نیک و بد، در آتش بسوزیم و آنگاه عدهای رستگار به بهشت برسند و برخی دیگر در آتش بمانند.
مولوی در دفتر دوم مثنوی در تفسیر این آیه میگوید عدهای از مؤمنان در روز حشر چون متوجه میشوند که بهشت را بر آنان عرضه میدارند به یاد این آیه شریفه میافتند و میپرسند مگر قرارنبود که ابتدا از دوزخ عبور کنیم؟
فرشتگان در پاسخ به ایشان میگویند :
«شما از دوزخ عبور کردهاید و حالا نوبت آرمیدن در بهشت است.
در واقع دوزخ شما در دنیا با شما بود. چه بسیار کشاکشهای دردناک که درون خود احساس کردید، اما توانستید آنها را مدیریت کنید. چه تلاشهایی کردید که آتش حسد و کینه و خشم و شهوت و طمع و خواستن را در خود مهار کنید.
در وجود شما هم بود همه آنچه در وجود دوزخیان بود، همه آن وسوسهی اثبات برتری خود بر دیگری، وسوسهی چنگزدن و تملک کردن، خواستن و دوباره حرص ورزیدن. همه آن امیال که از وجود دوزخیان، آتشی ساخت ماندگار، در شما هم بود؛
وسوسهی نگاه کردن تملکجویانه به جزء جزء هستی، خود را مرکز همهی جهان پنداشتن، زیباییها را خرد شمردن و از رنجها فغان سر دادن. همه این آتشها در وجود شما هم شعله میکشید، اما جرات به خرج دادید و در هزار توی وجود خود سرک کشیدید، ناآرامیها و آتشهای زیر خاکستر را، که هرکدام در پستویی پنهان شده و منتظر جرقهای بودند برای طغیان و انفجار، مشفقانه پیدا کردید و بدون آنکه انکارشان کنید، کوشیدید هر شعله را به آبی فرو نشانید. خشم را به پایهی حلم رساندید، شهوت را به پرهیز مهار کردید. جهل را به سوی علم کشاندید. با خواستن مطلوبهای زندگی برای دیگران، حرص را به ایثار بدل کرده و حسد را در خود مهار نمودید.
همه آن وقتها که آتش در شما زبانه میکشید و شما مهربانتر از هر کس دیگر در حق خودتان، تلاش میکردید شعلههایش را آرام کنید، ما به تماشای شما مشغول بودیم. تماشای شما و تلاش نفسگیرتان برای عبور از دوزخ مقدر. نگاهتان میکردیم و دست به دعا برداشته بودیم که به سلامت از آتش خود بگذرید. چراکه ما میدیدیم آن سوی این دوزخِ در کامکِشنده، چه بهشت امنی است!
و میدانستیم در پی هر سختی و عذابی، امنیت و آرامشی است.
آری! جهنمی بر همه مقدر بود و آن #خویشتن شما بود. آنها که به سلامتی از آن گذشتند، خود را در بهشت امن یافتند و آن ها که هوس عبور نداشتند، در میان شعلههایش ماندند.
ــــــــــــــــ
۱. سورهٔ مریم٫ آیات ۷۱ و ۷۲
یعنی مقدر شده است که همهی ما از نیک و بد، در آتش بسوزیم و آنگاه عدهای رستگار به بهشت برسند و برخی دیگر در آتش بمانند.
مولوی در دفتر دوم مثنوی در تفسیر این آیه میگوید عدهای از مؤمنان در روز حشر چون متوجه میشوند که بهشت را بر آنان عرضه میدارند به یاد این آیه شریفه میافتند و میپرسند مگر قرارنبود که ابتدا از دوزخ عبور کنیم؟
فرشتگان در پاسخ به ایشان میگویند :
«شما از دوزخ عبور کردهاید و حالا نوبت آرمیدن در بهشت است.
در واقع دوزخ شما در دنیا با شما بود. چه بسیار کشاکشهای دردناک که درون خود احساس کردید، اما توانستید آنها را مدیریت کنید. چه تلاشهایی کردید که آتش حسد و کینه و خشم و شهوت و طمع و خواستن را در خود مهار کنید.
در وجود شما هم بود همه آنچه در وجود دوزخیان بود، همه آن وسوسهی اثبات برتری خود بر دیگری، وسوسهی چنگزدن و تملک کردن، خواستن و دوباره حرص ورزیدن. همه آن امیال که از وجود دوزخیان، آتشی ساخت ماندگار، در شما هم بود؛
وسوسهی نگاه کردن تملکجویانه به جزء جزء هستی، خود را مرکز همهی جهان پنداشتن، زیباییها را خرد شمردن و از رنجها فغان سر دادن. همه این آتشها در وجود شما هم شعله میکشید، اما جرات به خرج دادید و در هزار توی وجود خود سرک کشیدید، ناآرامیها و آتشهای زیر خاکستر را، که هرکدام در پستویی پنهان شده و منتظر جرقهای بودند برای طغیان و انفجار، مشفقانه پیدا کردید و بدون آنکه انکارشان کنید، کوشیدید هر شعله را به آبی فرو نشانید. خشم را به پایهی حلم رساندید، شهوت را به پرهیز مهار کردید. جهل را به سوی علم کشاندید. با خواستن مطلوبهای زندگی برای دیگران، حرص را به ایثار بدل کرده و حسد را در خود مهار نمودید.
همه آن وقتها که آتش در شما زبانه میکشید و شما مهربانتر از هر کس دیگر در حق خودتان، تلاش میکردید شعلههایش را آرام کنید، ما به تماشای شما مشغول بودیم. تماشای شما و تلاش نفسگیرتان برای عبور از دوزخ مقدر. نگاهتان میکردیم و دست به دعا برداشته بودیم که به سلامت از آتش خود بگذرید. چراکه ما میدیدیم آن سوی این دوزخِ در کامکِشنده، چه بهشت امنی است!
و میدانستیم در پی هر سختی و عذابی، امنیت و آرامشی است.
آری! جهنمی بر همه مقدر بود و آن #خویشتن شما بود. آنها که به سلامتی از آن گذشتند، خود را در بهشت امن یافتند و آن ها که هوس عبور نداشتند، در میان شعلههایش ماندند.
ــــــــــــــــ
۱. سورهٔ مریم٫ آیات ۷۱ و ۷۲
👏6👍5❤2👎2
Forwarded from مصطفی ناصحی | مشاورۀ شغلی
لایو چهارم «مسیر من»
امروز ساعت ۶:۳۰ عصر
https://instagram.com/mostafanasehi_
مصطفی ناصحی
مشاور مسیر شغلی-تحصیلی
@mostafanasehi
امروز ساعت ۶:۳۰ عصر
https://instagram.com/mostafanasehi_
مصطفی ناصحی
مشاور مسیر شغلی-تحصیلی
@mostafanasehi
🔥1
Forwarded from مصطفی ناصحی | مشاورۀ شغلی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مفهوم اندازه بازار با یک مثال ساده
مصطفی ناصحی
مشاور مسیر شغلی-تحصیلی
@mostafanasehi
https://instagram.com/mostafanasehi_
✋
مصطفی ناصحی
مشاور مسیر شغلی-تحصیلی
@mostafanasehi
https://instagram.com/mostafanasehi_
✋
❤1👍1
«رژیم کرۀ شمالی، در سالهای دهۀ ۱۹۵۰، مجموعهای از تکنیکهای شکنجۀ فوقالعاده اثرگذار ساخت. تکنیکهایی که آنقدر اثرگذار بود که در واقع میتوانست اسیران نظامی آمریکایی را وادار کند تا به همه نوع جنایتهایی که انجام نداده بودند هم اعتراف کنند، و در عین حال، باور کنند که واقعاً هیچوقت زیر شکنجه قرار نگرفتهاند. تکنیکها خیلی ساده بودند. کافی است قربانی را مجبور کنید که کاری که کمی ناخوشایند است –مثلاً نشستن سر صندلی، یا تکیهدادن به دیوار، در حالتی که کمی ناراحت است- را انجام دهد، اما مجبورش کنید که اینکار را در دورۀ زمانیای خیلی خیلی طولانی انجام دهد. بعد از هشت ساعت، قربانی آماده است تا به معنای واقعی کلمه، هر کاری بکند تا این روند متوقف شود. حالا بروید به دادگاههای بینالمللی هاگ و به آنها بگویید که مجبورتان کردهاند تا تمام روز را لبۀ صندلی بنشینید. حتی خود قربانیان هم اکراه داشتند تا کسانی که به اسارت گرفته بودندشان را شکنجهگر بنامند.» (۱)
خیلی از ما در زندانهای رژیم کرهٔ شمالی زندگی میکنیم. جملات بالا را یکبار دیگر بخوانید و بعد سعی کنید مسائل کوچک و به ظاهر بیاهمیتی را که هر روز در زندگی آزارتان میدهند، به یاد آورید. کُند بودن گوشی موبایلتان، عادتی ناپسند از شریک زندگیتان، بهانهگیری پدر یا مادر پا به سن گذاشتهتان، سر و صدای کولر همسایه که کنار پنجرهی اتاق خوابتان است، نق زدن هر صبح فرزندتان سر میز صبحانه، قطع بودن پروکسیهای تلگرام، انتظار طولانی مدت پشت تلفن ادارهای دولتی، گرم بودن هوا، دردهای مزمن و کهنهی گوشه کنار بدنتان، خرابیهای متعدد ماشینتان، مهمانیهایی که بخاطر رودربایستی باید بروید، خراب بودن تهویهی دستشویی محل کارتان، لود نشدن عکسهای اینستاگرام و .. همه و همه از همین شکنجههای کوچکی است که هر روز برای مدت طولانی تحملشان میکنیم اما خودمان از آنها حتی آگاه هم نیستیم. میفهمیم یک جای کار میلنگد، متوجهیم که زندگیمان کوفت شده و هر شب فرسوده و عصبانی هستیم اما نمیدانیم چرا!
البته؛ قسمت بدتر ماجرا این است که حتی اگر دلیل این دردها را هم بفهمیم، نمیتوانیم ازشان صحبت کنیم. چون هیچکس بِهِتان حق نمیدهد برای کمفشار بودن شیر ظرفشویی افسرده باشید! فرض کنید به همسرتان بگویید بخاطر اینکه دماغش را میمالد زیر فرش، شبها کابوس میبینید. قطعا میزند زیر خنده و همانجا جلوی چشمتان یک فینگیلی دیگر در میآورد. تازه اگر بخاطر ناراحتیتان شما را سرزنش و مسخره نکند. اتفاقی که در جلسهی مشاورهی خودم افتاد. وقتی داشتم یکی یکی دردهایم را ردیف میکردم و بخاطر هر کدامشان احساس بدبختترین آدم عالم را داشتم، توی چشمانم زل زد و با صادقانهترین لحنی که تا آن روز ازش شنیده بودم گفت : انقدر نگو دارم دیوونه میشم، اینایی که تو میگی اصن مشکل نیستن! میدونی مُراجع قبلی من چه بلاهایی سرش…
ادامهی حرفش را نشنیدم. فقط دلم میخواست دماسبی موهایش را بگیرم، سرش را محکم به شیشهی میزش بکوبم و قبل از این که بفهمد چه اتفاقی افتاده با زانو بزنم توی شکمش و وقتی خم شد و داشت از درد عوق میزد آرنجم را توی کمرش خُرد کنم و هولش دهم روی زمین. دوباره دماسبی موهایش را که این دفعه خوشدستتر هم شده بگیرم و صورتش را انقدر به کف اتاق بکوبم تا طرح خونیاش روی زمین هک شود. من حالا بدبختترین و عصبانیترین آدم عالم بودم! دوست داشتم به تلافی تمام دردهایم وقتی داشت با آخرین رمقهایش خودش را روی زمین میکشید پایم را جوری روی دستش بگذارم که ناخنهای کاشته شدهش از وسط بشکنند! موقعی که ضجه میزد و کمک میخواست راه تنفسش را بگیرم تا دست و پا بزند. جلوی صورتش بشینم و با خنده ادایش را در بیاورم. پاهاش را از زانو..
واو!
به نظر میاد یه نفر خیلی سرِ صندلی نشسته!😬
#صالح
ـــــــــــــــــــــــــ
۱. قسمتی از مقالهٔ «مرگی به نام زندگی: تأملاتی دربارهٔ کرانهٔ باختری»
نوشتهٔ دیوید گریبر
ترجمهٔ محمد ملاعباسی
نشر ترجمان
لینک مقاله : https://tarjomaan.com/neveshtar/9944/
خیلی از ما در زندانهای رژیم کرهٔ شمالی زندگی میکنیم. جملات بالا را یکبار دیگر بخوانید و بعد سعی کنید مسائل کوچک و به ظاهر بیاهمیتی را که هر روز در زندگی آزارتان میدهند، به یاد آورید. کُند بودن گوشی موبایلتان، عادتی ناپسند از شریک زندگیتان، بهانهگیری پدر یا مادر پا به سن گذاشتهتان، سر و صدای کولر همسایه که کنار پنجرهی اتاق خوابتان است، نق زدن هر صبح فرزندتان سر میز صبحانه، قطع بودن پروکسیهای تلگرام، انتظار طولانی مدت پشت تلفن ادارهای دولتی، گرم بودن هوا، دردهای مزمن و کهنهی گوشه کنار بدنتان، خرابیهای متعدد ماشینتان، مهمانیهایی که بخاطر رودربایستی باید بروید، خراب بودن تهویهی دستشویی محل کارتان، لود نشدن عکسهای اینستاگرام و .. همه و همه از همین شکنجههای کوچکی است که هر روز برای مدت طولانی تحملشان میکنیم اما خودمان از آنها حتی آگاه هم نیستیم. میفهمیم یک جای کار میلنگد، متوجهیم که زندگیمان کوفت شده و هر شب فرسوده و عصبانی هستیم اما نمیدانیم چرا!
البته؛ قسمت بدتر ماجرا این است که حتی اگر دلیل این دردها را هم بفهمیم، نمیتوانیم ازشان صحبت کنیم. چون هیچکس بِهِتان حق نمیدهد برای کمفشار بودن شیر ظرفشویی افسرده باشید! فرض کنید به همسرتان بگویید بخاطر اینکه دماغش را میمالد زیر فرش، شبها کابوس میبینید. قطعا میزند زیر خنده و همانجا جلوی چشمتان یک فینگیلی دیگر در میآورد. تازه اگر بخاطر ناراحتیتان شما را سرزنش و مسخره نکند. اتفاقی که در جلسهی مشاورهی خودم افتاد. وقتی داشتم یکی یکی دردهایم را ردیف میکردم و بخاطر هر کدامشان احساس بدبختترین آدم عالم را داشتم، توی چشمانم زل زد و با صادقانهترین لحنی که تا آن روز ازش شنیده بودم گفت : انقدر نگو دارم دیوونه میشم، اینایی که تو میگی اصن مشکل نیستن! میدونی مُراجع قبلی من چه بلاهایی سرش…
ادامهی حرفش را نشنیدم. فقط دلم میخواست دماسبی موهایش را بگیرم، سرش را محکم به شیشهی میزش بکوبم و قبل از این که بفهمد چه اتفاقی افتاده با زانو بزنم توی شکمش و وقتی خم شد و داشت از درد عوق میزد آرنجم را توی کمرش خُرد کنم و هولش دهم روی زمین. دوباره دماسبی موهایش را که این دفعه خوشدستتر هم شده بگیرم و صورتش را انقدر به کف اتاق بکوبم تا طرح خونیاش روی زمین هک شود. من حالا بدبختترین و عصبانیترین آدم عالم بودم! دوست داشتم به تلافی تمام دردهایم وقتی داشت با آخرین رمقهایش خودش را روی زمین میکشید پایم را جوری روی دستش بگذارم که ناخنهای کاشته شدهش از وسط بشکنند! موقعی که ضجه میزد و کمک میخواست راه تنفسش را بگیرم تا دست و پا بزند. جلوی صورتش بشینم و با خنده ادایش را در بیاورم. پاهاش را از زانو..
واو!
به نظر میاد یه نفر خیلی سرِ صندلی نشسته!😬
#صالح
ـــــــــــــــــــــــــ
۱. قسمتی از مقالهٔ «مرگی به نام زندگی: تأملاتی دربارهٔ کرانهٔ باختری»
نوشتهٔ دیوید گریبر
ترجمهٔ محمد ملاعباسی
نشر ترجمان
لینک مقاله : https://tarjomaan.com/neveshtar/9944/
👍8👎4👏3🤩1
Tamalli Maak power-music.ir پاورموزیک
Amr Diab power-music.ir پاورموزیک
تملی معاک
همیشه با تو هستم
ولو حتى بعید عنی فی قلبی هواک
حتی اگر ازمن دور باشی عشقت درقلب من وجود دارد
تملی معاک
همیشه با تو هستم
تملی فبالی و فقلبی
همیشه در قلب و فکر من هستی
ولا بنساک
و هیچ وقت فراموشت نمی کنم
تملی واحشنی لو حتى بکون ویاک
همیشه دلتنگ دیدنت هستم حتی وقتی که با توام
تملی حبیبی بشتاق لک
همیشه شورو شوق وجودت را دارم عزیزم
تملی عینیه تنده لک
همیشه چشمانم تو را صدا می زند
ولو حوالیه کل الکون
حتی اگر تمام دنیا در اختیار من باشد
بکون یا حبیبی محتاج لک
بازهم تنها به تو نیاز دارم عزیزم
تملی معاک
همیشه با تو هستم
معاک قلبی معاک روحی یا أغلى حبیب
قلب من , وجود من همراه توست , ای گرانمایه ترین عشق
ومهما تکون بعید عنی
هر چه قدرازمن دورباشی
لقلبی قریب
به قلب من نزدیک هستی
یا عمری الجای والحاضر
ای گذشته و آینده من
یا أحلى نصیب
ای زیباترین اتفاق زندگیم
تملی حبیبی بشتاق لک
همیشه مشتاق دیدنت هستم عزیزم
تملی عینیه تنده لک
همیشه چشمانم اسم تو را صدا می زند
ولو حوالیه کل الکون
حتی اگر تمام دنیا در اختیار من باشد
بکون یا حبیبی محتاج لک
بازهم تنها به تو محتاج هستم عزیزم
@tmlat | تأملات
همیشه با تو هستم
ولو حتى بعید عنی فی قلبی هواک
حتی اگر ازمن دور باشی عشقت درقلب من وجود دارد
تملی معاک
همیشه با تو هستم
تملی فبالی و فقلبی
همیشه در قلب و فکر من هستی
ولا بنساک
و هیچ وقت فراموشت نمی کنم
تملی واحشنی لو حتى بکون ویاک
همیشه دلتنگ دیدنت هستم حتی وقتی که با توام
تملی حبیبی بشتاق لک
همیشه شورو شوق وجودت را دارم عزیزم
تملی عینیه تنده لک
همیشه چشمانم تو را صدا می زند
ولو حوالیه کل الکون
حتی اگر تمام دنیا در اختیار من باشد
بکون یا حبیبی محتاج لک
بازهم تنها به تو نیاز دارم عزیزم
تملی معاک
همیشه با تو هستم
معاک قلبی معاک روحی یا أغلى حبیب
قلب من , وجود من همراه توست , ای گرانمایه ترین عشق
ومهما تکون بعید عنی
هر چه قدرازمن دورباشی
لقلبی قریب
به قلب من نزدیک هستی
یا عمری الجای والحاضر
ای گذشته و آینده من
یا أحلى نصیب
ای زیباترین اتفاق زندگیم
تملی حبیبی بشتاق لک
همیشه مشتاق دیدنت هستم عزیزم
تملی عینیه تنده لک
همیشه چشمانم اسم تو را صدا می زند
ولو حوالیه کل الکون
حتی اگر تمام دنیا در اختیار من باشد
بکون یا حبیبی محتاج لک
بازهم تنها به تو محتاج هستم عزیزم
@tmlat | تأملات
❤4
Forwarded from °مَــهتــیـ آمادئوس°
A Mouthful Of Air 2021
اگه دچار مشکل افسردگی هستین حتما ببینید که ترس های دوران کودکی چگونه هستند و آیا میتوان به آن ها غلبه کرد یا نه
اگه دچار مشکل افسردگی هستین حتما ببینید که ترس های دوران کودکی چگونه هستند و آیا میتوان به آن ها غلبه کرد یا نه
👍2👏1
Forwarded from سینمادوست
🎞 Sideways
2004
Alexander Payne
Romance/Comedy
2h 6m
همهچیزِ این فیلم عالیه؛ فیلمنامه، کارگردانی، موسیقی متن، بازیِ بازیگرها (به ویژه نقش اول مرد)...
اگه نویسندهاید یا دوست دارید نویسنده بشید یا یه زمانی میخواستید نویسنده بشید، این فیلم رو ببینید.
@cinemadoost
2004
Alexander Payne
Romance/Comedy
2h 6m
همهچیزِ این فیلم عالیه؛ فیلمنامه، کارگردانی، موسیقی متن، بازیِ بازیگرها (به ویژه نقش اول مرد)...
اگه نویسندهاید یا دوست دارید نویسنده بشید یا یه زمانی میخواستید نویسنده بشید، این فیلم رو ببینید.
@cinemadoost
❤1👍1
Forwarded from توییتر فارسی
آدمهایی که اطرافمون هستن تاثیر زیادی در وضع و حال روانی آدم دارن. خیلی. از محتوای فکر تا فرم بدن و میمیک صورتشون. تازگی بیشتر از قبل اون جمله معروف فروید رو درک میکنم که تلویحی میگه «قبل از اینکه روی خودتون تشخیص افسردگی بذارین، ببینین دورتون رو آدمهای ناخوش نگرفته باشن».
× Emadpsy ×
@OfficialPersianTwitter
× Emadpsy ×
@OfficialPersianTwitter
👍10👏1🤔1
Forwarded from نانوشتهها
گفت: "اگر خواهی دنیا را ببینی که بعد از تو چون خواهد بود، ببین که بعد از مرگ کسی دیگر که چون است."
📚تذکره الاولیاء، ذکر حسن بصری
#تذکرةالاولیاء
📚تذکره الاولیاء، ذکر حسن بصری
#تذکرةالاولیاء
❤8👍2
نانوشتهها
گفت: "اگر خواهی دنیا را ببینی که بعد از تو چون خواهد بود، ببین که بعد از مرگ کسی دیگر که چون است." 📚تذکره الاولیاء، ذکر حسن بصری #تذکرةالاولیاء
۵۸۸.
توضیح اینکه:
زیاد خودمونو جدی نگیریم. به قول خیام:
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
پس غصه زیادی نخوریم واسه گذشته.
نگرانی زیادی نداشته باشیم واسه آینده.
خودمونو در لحظه جاری کنیم و رها باشیم :)
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
توضیح اینکه:
زیاد خودمونو جدی نگیریم. به قول خیام:
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
پس غصه زیادی نخوریم واسه گذشته.
نگرانی زیادی نداشته باشیم واسه آینده.
خودمونو در لحظه جاری کنیم و رها باشیم :)
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
❤6👍5
Forwarded from ژن خوب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
+نه بابا اهرام مصر کار فضاییها هست! اصلن مگه میشه این چیزها رو آدم ساخته باشه؟
- این دو تا با دو تا چوب:
👁🗨👁🗨👁🗨
@zhenekhoub
- این دو تا با دو تا چوب:
👁🗨👁🗨👁🗨
@zhenekhoub
👍5🔥1
۵۸۹.
چرت و پرت محض.
وقتی از هم ناراحت و دلخور هستید باهم حرف بزنید. مثل دوتا آدم بالغ!
این بچهبازیا چیه؟!
اصلا نمیفهمم کی قراره روابط ما آدما یکمی پخته بشه.
حرف نزدن یعنی چی اصلا؟
وقتی حرف نزنی، چطوری طرف باید بفهمه از چی ناراحتی و چرا؟
شاید اصلا پیش خودت برداشت اشتباهی کرده باشی از ماجرا.
حرف نزنی چطور میخوای بفهمی برداشتت درست بوده یا غلط؟
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
https://t.me/comentive/15339
چرت و پرت محض.
وقتی از هم ناراحت و دلخور هستید باهم حرف بزنید. مثل دوتا آدم بالغ!
این بچهبازیا چیه؟!
اصلا نمیفهمم کی قراره روابط ما آدما یکمی پخته بشه.
حرف نزدن یعنی چی اصلا؟
وقتی حرف نزنی، چطوری طرف باید بفهمه از چی ناراحتی و چرا؟
شاید اصلا پیش خودت برداشت اشتباهی کرده باشی از ماجرا.
حرف نزنی چطور میخوای بفهمی برداشتت درست بوده یا غلط؟
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
https://t.me/comentive/15339
Telegram
Comentive | کامنتیو
وقتی قهرید با آهنگ حرف بزنید باهم حال میده :)))
> آیدا
@Comentive
> آیدا
@Comentive
👍9😁1
The Day I Lost Her
Sergio Díaz De Rojas
مادربزرگ میگفت محبت مثل سکه است...!
اگه تو قلک دلِ کسی بندازیش
دیگه نمیتونی درش بیاری!
مگه اینکه دلش رو بشکونی...
@My_opera
اگه تو قلک دلِ کسی بندازیش
دیگه نمیتونی درش بیاری!
مگه اینکه دلش رو بشکونی...
@My_opera
❤9