۵۷۹.
بهار
بادبادکها بهانهٔ خوبی بودند که ساعتها کنار هم بدویم و بخندیم.
ساعتها مثل ثانیه میگذشتند. آنقدر تند که باد، آنقدر شیرین که قند و عسل.
دست من چیزی جز دست تو را نمیشناخت و نمیخواست. هنوز هم نمیخواهد.
تابستان
عشق گرم است. دل آدم را مثل یک تکه شکلات، میگیرد و آب میکند و هاتچاکلت میسازد ازش.
تو شکلات دل من را هاتچاکلت کردی. یادت هست؟
هست. حتماً هست.
تو همیشه حافظهٔ عجیبی داشتی. حتی برق چشمهایم و کج بودن یقهٔ لباسم و رنگ ماشینی که موقع انار خوردن به آن تکیه داده بودیم را یادت بود.
پاییز
پاهایم درد میکرد. دستهایت دست مرا میفشرد که: «هستم. نترس!»
نمیترسیدم. هیچوقت.
یعنی از وقتی تو بودی، دیگر ترس نبود. حتی آدمها هم دیگر آنقدر ترسناک نبودند.
همیشه میگفتی «آدمها قشنگند».
من قشنگی آدمها را از تو یاد گرفتم.
زمستان
قلبم یخ کرده بود. نبودنت همهٔ قشنگیهای عالم را با خودش برد. دستم خالی بود. توی دلم یک سیاهچاله باز شده بود که داشت همهٔ روحم را میبلعید.
رقص بادبادک، مزهٔ انار، قشنگی آدمها، بدون تو به درد نمیخوردند.
خودم را چال کردم کنارت. اینطوری قشنگتر شد.
@tmlat { تأملات }
🌱
بهار
بادبادکها بهانهٔ خوبی بودند که ساعتها کنار هم بدویم و بخندیم.
ساعتها مثل ثانیه میگذشتند. آنقدر تند که باد، آنقدر شیرین که قند و عسل.
دست من چیزی جز دست تو را نمیشناخت و نمیخواست. هنوز هم نمیخواهد.
تابستان
عشق گرم است. دل آدم را مثل یک تکه شکلات، میگیرد و آب میکند و هاتچاکلت میسازد ازش.
تو شکلات دل من را هاتچاکلت کردی. یادت هست؟
هست. حتماً هست.
تو همیشه حافظهٔ عجیبی داشتی. حتی برق چشمهایم و کج بودن یقهٔ لباسم و رنگ ماشینی که موقع انار خوردن به آن تکیه داده بودیم را یادت بود.
پاییز
پاهایم درد میکرد. دستهایت دست مرا میفشرد که: «هستم. نترس!»
نمیترسیدم. هیچوقت.
یعنی از وقتی تو بودی، دیگر ترس نبود. حتی آدمها هم دیگر آنقدر ترسناک نبودند.
همیشه میگفتی «آدمها قشنگند».
من قشنگی آدمها را از تو یاد گرفتم.
زمستان
قلبم یخ کرده بود. نبودنت همهٔ قشنگیهای عالم را با خودش برد. دستم خالی بود. توی دلم یک سیاهچاله باز شده بود که داشت همهٔ روحم را میبلعید.
رقص بادبادک، مزهٔ انار، قشنگی آدمها، بدون تو به درد نمیخوردند.
خودم را چال کردم کنارت. اینطوری قشنگتر شد.
@tmlat { تأملات }
🌱
❤3
در دنیایی که به سرعت داره تغییر میکنه،
پیدا کردن مسیر صحیح شغلی کار هر کسی نیست.
https://www.instagram.com/p/CbYDMp9tcHx/?utm_medium=copy_link
پیدا کردن مسیر صحیح شغلی کار هر کسی نیست.
https://www.instagram.com/p/CbYDMp9tcHx/?utm_medium=copy_link
👍6
۵۸۰.
📝سالی که یکی از انگشتانم را از دست دادم
پارسال همین موقعها بود که انگشت اشارهام را از دست دادم. خیلی عجیب نیست که آدم یکی از اعضای بدنش را از دست بدهد. مثلا آدمها خیلی راحت دندان عقلشان را می کنند و دور میاندازند.
یا اینکه خیلی راحت فراموش میکنند که گوشی برای شنیدن دارند. گوش پر میشود از صداهای آزاردهنده ولی به خاطر عادت کردن دیگر نه تنها آزار نمیبینند بلکه دیگر نمیشنوند. ( نمیتوانم بپذیرم که لذت میبرند ولی اگر شما اینطور فکر میکنید، پس از نمیشنوند بنویسید بلکهتر لذت هم میبرند.)
و این داستان برای چشم و بینی و دست و دیگر اعضای بدن هم صادق است، حتی اعضای داخلی بدن مثل معده. دیگر نمیخواهم درباره مغز چیزی بگویم که هر چه میکشیم از دست همین رئیس کل است.
آخرین روز سال ۹۹ بود که سهتار خریدم و اولین جلسه کلاس را رفتم. بعد از آن باید ناخن انگشت اشارهام بلند نگه می داشتم تا بتوانم راحتتر و صدالبته زیباتر مضراب بزنم. تقریبا میشود گفت از آنروز بود که انگشتم را از دست دادم. به خاطر اینکه دلم نمیخواست به کسی توضیح دهم که چرا دوست دارم نوازنده شوم( شاید هم از ترس بود!)، به جز خانوادهام و دوستان نزدیکم به کسی دربارهی سهتار زدن چیزی نگفتم. اما ناخن بلد انگشت اشارهی من کنار ناخنهای دیگرم که کاملا کوتاه بود، جلب توجه میکرد. من هم سعی میکردم انگشتم را پنهان کنم که کسی نبیند. این کار کمکم به قدری برایم عادت شده بود که گاهی ناخودآگاه از انگشت اشارهام استفاده نمیکردم. فاجعه زمانی رخ میداد که به جای انگشت اشاره از انگشت میانی استفاده میکردم و نگاهی متعجب انگشتم را دنبال میکرد.
تقریبا تمام ۱۴۰۰ را اینگونه سپری کردم. اما این عادت دیگر برایم طاقتفرسا شده بود چون باید حالا جلوی انگشت میانی را میگرفتم که جلوهگری نکند. من هم تصمیم گرفتم صورت مساله را پاک کنم و ناخن بلند را گرفتم تا راحت بشوم و حالا در ۱۴۰۱ سعی میکنم که عادتی را یکسال باعث از دست دادن یک انگشتم شده بود، از یاد ببرم. شاید اگر همین ادامه میدادم تمام انگشتانم را از دست میدادم.
بگذریم که آیا پاککردن صورتمساله درست بود یا نه، چیزی که ذهنم را این روزها درگیر خود کرده است، فاصله ایست که مدتهاست از خودم گرفتهام. فاصلهی زیادی که مرا از خودم دور کرده است و عادت به آن، خودم را از من گرفته است. این روزها بیشتر از هرچیزی به دنبال این هستم که آن چیزی را باعث شده است خودم را از دست بدهم، پیدا کنم و از دستش خلاص شوم.
#محمدصالح
@tmlat { تأملات }
🌱
📝سالی که یکی از انگشتانم را از دست دادم
پارسال همین موقعها بود که انگشت اشارهام را از دست دادم. خیلی عجیب نیست که آدم یکی از اعضای بدنش را از دست بدهد. مثلا آدمها خیلی راحت دندان عقلشان را می کنند و دور میاندازند.
یا اینکه خیلی راحت فراموش میکنند که گوشی برای شنیدن دارند. گوش پر میشود از صداهای آزاردهنده ولی به خاطر عادت کردن دیگر نه تنها آزار نمیبینند بلکه دیگر نمیشنوند. ( نمیتوانم بپذیرم که لذت میبرند ولی اگر شما اینطور فکر میکنید، پس از نمیشنوند بنویسید بلکهتر لذت هم میبرند.)
و این داستان برای چشم و بینی و دست و دیگر اعضای بدن هم صادق است، حتی اعضای داخلی بدن مثل معده. دیگر نمیخواهم درباره مغز چیزی بگویم که هر چه میکشیم از دست همین رئیس کل است.
آخرین روز سال ۹۹ بود که سهتار خریدم و اولین جلسه کلاس را رفتم. بعد از آن باید ناخن انگشت اشارهام بلند نگه می داشتم تا بتوانم راحتتر و صدالبته زیباتر مضراب بزنم. تقریبا میشود گفت از آنروز بود که انگشتم را از دست دادم. به خاطر اینکه دلم نمیخواست به کسی توضیح دهم که چرا دوست دارم نوازنده شوم( شاید هم از ترس بود!)، به جز خانوادهام و دوستان نزدیکم به کسی دربارهی سهتار زدن چیزی نگفتم. اما ناخن بلد انگشت اشارهی من کنار ناخنهای دیگرم که کاملا کوتاه بود، جلب توجه میکرد. من هم سعی میکردم انگشتم را پنهان کنم که کسی نبیند. این کار کمکم به قدری برایم عادت شده بود که گاهی ناخودآگاه از انگشت اشارهام استفاده نمیکردم. فاجعه زمانی رخ میداد که به جای انگشت اشاره از انگشت میانی استفاده میکردم و نگاهی متعجب انگشتم را دنبال میکرد.
تقریبا تمام ۱۴۰۰ را اینگونه سپری کردم. اما این عادت دیگر برایم طاقتفرسا شده بود چون باید حالا جلوی انگشت میانی را میگرفتم که جلوهگری نکند. من هم تصمیم گرفتم صورت مساله را پاک کنم و ناخن بلند را گرفتم تا راحت بشوم و حالا در ۱۴۰۱ سعی میکنم که عادتی را یکسال باعث از دست دادن یک انگشتم شده بود، از یاد ببرم. شاید اگر همین ادامه میدادم تمام انگشتانم را از دست میدادم.
بگذریم که آیا پاککردن صورتمساله درست بود یا نه، چیزی که ذهنم را این روزها درگیر خود کرده است، فاصله ایست که مدتهاست از خودم گرفتهام. فاصلهی زیادی که مرا از خودم دور کرده است و عادت به آن، خودم را از من گرفته است. این روزها بیشتر از هرچیزی به دنبال این هستم که آن چیزی را باعث شده است خودم را از دست بدهم، پیدا کنم و از دستش خلاص شوم.
#محمدصالح
@tmlat { تأملات }
🌱
👍6👏2
Forwarded from _ستاره. (SETAREH)
1. اولین و مهمترین نکته، توی خوزستان مردم و پلیسهای توی سطح شهر به حجابتون گیری نمیدن. یعنی حداقل شهری که من زندگی میکنم و شهرهایی که از خوزستان رو دیدم اینجوری بوده، شاید نود درصد هیچ گیر و ایرادی بهتون نمیدن حتی اگر شالتون افتاده باشه، پس از این بابت خیالتون راحت. کلا یک استان خیلی مذهبی نیست.
2. توی حرمها و امامزادهها، مثلا حرم دانیال نبی توی شوش چادر اجباریه. اگر سر نکنید باهاتون بحث میکنن، پس اگر میدونید هیچ جوره زیر بار پوشیدن چادرهای اونجا نمیرید، داخل نرید چیزیو از دست ندادید. بحث نکردن بهتر از خراب شدن تعطیلاتتونه.
3. هوای الان خوزستان شباش سرد و روزاش گرمه و غروب خنک. لباس و مانتوی نازک و خنک بیارید.
4. الان خوزستان به شدت گردوخاکه. گردوخاکاش باعث سردرد، سرفه و قرمزی چشم میشه. پس عزیزم ماسکت. :>
5. اگر قبلا اومدید میدونید که توی سطح شهر همیشه آب آشامیدنی هست ولی گاهی اوقات ممکنه رسوبات و خاک آب زیاد باشه و شاید نتونید بخورید، پس آب معدنی همراه داشته باشید. ( ما عادت داریم ولی شما به خصوص بچههای کوچیکتون شاید اذیت بشید)
6. اگر یه خوزستانی بهتون تعارف کرد برید خونهش، بدونید که تعارف نیست و دعوت واقعیه. من بهتون قول میدم که از ته قلبش به شما گفته و دعوتتون کرده، پس با خیال راحت برید و از خونگرمی و مهمون نوازی ما مطمئن باشید.
7. قطعا درخت کُنار میبینید و الان فصل میوهی کناره. از درختا با خیال راحت بچینید و بخورید، هیچکس اینجا بابتش گیر نمیده و توی سطح و اطراف شهر پر از کناره.
8. اگر توله یا همون گیاه پنیرک دیدید بچینید و بشورید سرخ کنید بخورید. غذای راحت و رایگان برای سفرهاتون به خوزستانه. میتونید توش ترشی دون انار بریزید با باهاش دمپخت و پلو درست کنید.
9. یه وعده رو سر بزنید به فلافلیهای شهرها و فلافلهای مخصوص خوزستان رو بخورید. ماهی حشو و کلا ماهی و غذاهای خوزستانی و کپه عراقی رو امتحان کنید. شاورما اگر پیدا کردید بخورید قیمت همهی اینا به نسبت شهرهای دیگه خیلی بهتره.
10. اگر اومدید سمت خوزستان به خصوص دزفول حتما و خواهشا کلوچههای خرمایی، خرما، ارده، شیره، سیلو رو بخرید و بخورید. کلوچههای ما به خوشمزگی معروفن.
11. وسایل سنتی آشپزخونه مثل ظروف و سینیهای حصیری رو قطعا بهتون پیشنهادمیکنم به عنوان سوغاتی.
12. بیاید شوش برید چغازنبیل، کاخ آپادانا و داریوش، موزه و کرخه و جنگلهای کرخه، برید دزفول و بازار کهنه و رود علی کله و موزههاش، برید اهواز و کارون و نادریش و جاهای دیدنیش، برید شوشتر و آبشارهاش، برید خرمشهر لای نخلاش. حیف چشمای شماست که اینارو از نزدیک نبینه.
13. آفتاب خوزستان سوزانه، با خودتون عینک و ضدآفتاب بیارید.
14. اگر چادر زدید حواستون باشه که زیر درخت اکالیتپوس نباشه ممکنه از بوش اذیت بشید.
15. اگر سرماخوردید از برگهای درخت اکالیتوپس بچینید توی آب جوش بندازید بذارید جفتتون سریع خوب میشید. (فکرکنم این درخت فقط توی خوزستان هست.)
16. لطفا و لطفا اینو مد نظر داشته باشید که خوزستان یک استان با افراد مختلف عرب، لر، بختیاری، دزفولی، فارس و... خواهش میکنم اگر اعراب و لرها و بختیاریهارو توی سطح شهر با لباس محلی دیدید تعجب نکنید چون جلوهی خوبی نداره. ما عادت داریم و عاشق این هستیم که با لباس محلی افراد رو ببینیم. اینجا اکثر افراد لهجهی لری و عربی دارن و به زبون لری و عربی صحبت میکنن. اگر باهاشون فارسی صحبت کنید و بگید مسافرید به فارسی جوابتون رو میدن، خیالتون راحت.
همهی خوزستانیها سیاه و سبزه نیستن بخدا کلی آدم سفید هست اینجا :)))))
17. دزدی خیلی خیلی خیلی زیاد شده. وحشتناک زیاد. مواظب گوشی و کیفهاتون باشید.💛
قدمتون روی چشم ماست. پلیسها توی سطح شهر برای امنیت شماهان، پس خیالتون راحت. درخونهی مابه روی شما بازه و پارکها برای شما ایمن شدن. لطفا اشغال نریزید و از سفرتون به خوزستان لذت ببرید.
امیدوارم تجربهی خوبی براتون خلق کنیم.💛
اگر چیزی یادم اومد اضافه میکنم.
لطفا این پست رو توی کانالهاتون فوروارد کنید میدونم که به درد خیلیها میخوره.
2. توی حرمها و امامزادهها، مثلا حرم دانیال نبی توی شوش چادر اجباریه. اگر سر نکنید باهاتون بحث میکنن، پس اگر میدونید هیچ جوره زیر بار پوشیدن چادرهای اونجا نمیرید، داخل نرید چیزیو از دست ندادید. بحث نکردن بهتر از خراب شدن تعطیلاتتونه.
3. هوای الان خوزستان شباش سرد و روزاش گرمه و غروب خنک. لباس و مانتوی نازک و خنک بیارید.
4. الان خوزستان به شدت گردوخاکه. گردوخاکاش باعث سردرد، سرفه و قرمزی چشم میشه. پس عزیزم ماسکت. :>
5. اگر قبلا اومدید میدونید که توی سطح شهر همیشه آب آشامیدنی هست ولی گاهی اوقات ممکنه رسوبات و خاک آب زیاد باشه و شاید نتونید بخورید، پس آب معدنی همراه داشته باشید. ( ما عادت داریم ولی شما به خصوص بچههای کوچیکتون شاید اذیت بشید)
6. اگر یه خوزستانی بهتون تعارف کرد برید خونهش، بدونید که تعارف نیست و دعوت واقعیه. من بهتون قول میدم که از ته قلبش به شما گفته و دعوتتون کرده، پس با خیال راحت برید و از خونگرمی و مهمون نوازی ما مطمئن باشید.
7. قطعا درخت کُنار میبینید و الان فصل میوهی کناره. از درختا با خیال راحت بچینید و بخورید، هیچکس اینجا بابتش گیر نمیده و توی سطح و اطراف شهر پر از کناره.
8. اگر توله یا همون گیاه پنیرک دیدید بچینید و بشورید سرخ کنید بخورید. غذای راحت و رایگان برای سفرهاتون به خوزستانه. میتونید توش ترشی دون انار بریزید با باهاش دمپخت و پلو درست کنید.
9. یه وعده رو سر بزنید به فلافلیهای شهرها و فلافلهای مخصوص خوزستان رو بخورید. ماهی حشو و کلا ماهی و غذاهای خوزستانی و کپه عراقی رو امتحان کنید. شاورما اگر پیدا کردید بخورید قیمت همهی اینا به نسبت شهرهای دیگه خیلی بهتره.
10. اگر اومدید سمت خوزستان به خصوص دزفول حتما و خواهشا کلوچههای خرمایی، خرما، ارده، شیره، سیلو رو بخرید و بخورید. کلوچههای ما به خوشمزگی معروفن.
11. وسایل سنتی آشپزخونه مثل ظروف و سینیهای حصیری رو قطعا بهتون پیشنهادمیکنم به عنوان سوغاتی.
12. بیاید شوش برید چغازنبیل، کاخ آپادانا و داریوش، موزه و کرخه و جنگلهای کرخه، برید دزفول و بازار کهنه و رود علی کله و موزههاش، برید اهواز و کارون و نادریش و جاهای دیدنیش، برید شوشتر و آبشارهاش، برید خرمشهر لای نخلاش. حیف چشمای شماست که اینارو از نزدیک نبینه.
13. آفتاب خوزستان سوزانه، با خودتون عینک و ضدآفتاب بیارید.
14. اگر چادر زدید حواستون باشه که زیر درخت اکالیتپوس نباشه ممکنه از بوش اذیت بشید.
15. اگر سرماخوردید از برگهای درخت اکالیتوپس بچینید توی آب جوش بندازید بذارید جفتتون سریع خوب میشید. (فکرکنم این درخت فقط توی خوزستان هست.)
16. لطفا و لطفا اینو مد نظر داشته باشید که خوزستان یک استان با افراد مختلف عرب، لر، بختیاری، دزفولی، فارس و... خواهش میکنم اگر اعراب و لرها و بختیاریهارو توی سطح شهر با لباس محلی دیدید تعجب نکنید چون جلوهی خوبی نداره. ما عادت داریم و عاشق این هستیم که با لباس محلی افراد رو ببینیم. اینجا اکثر افراد لهجهی لری و عربی دارن و به زبون لری و عربی صحبت میکنن. اگر باهاشون فارسی صحبت کنید و بگید مسافرید به فارسی جوابتون رو میدن، خیالتون راحت.
همهی خوزستانیها سیاه و سبزه نیستن بخدا کلی آدم سفید هست اینجا :)))))
17. دزدی خیلی خیلی خیلی زیاد شده. وحشتناک زیاد. مواظب گوشی و کیفهاتون باشید.💛
قدمتون روی چشم ماست. پلیسها توی سطح شهر برای امنیت شماهان، پس خیالتون راحت. درخونهی مابه روی شما بازه و پارکها برای شما ایمن شدن. لطفا اشغال نریزید و از سفرتون به خوزستان لذت ببرید.
امیدوارم تجربهی خوبی براتون خلق کنیم.💛
اگر چیزی یادم اومد اضافه میکنم.
لطفا این پست رو توی کانالهاتون فوروارد کنید میدونم که به درد خیلیها میخوره.
❤12👍1
اگر این سوالات، ذهن شما رو هم مشغول کرده، پاسخ رو در اینجا نوشتم:
https://www.instagram.com/p/CbiSg-FNfwp/?utm_medium=copy_link
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
https://www.instagram.com/p/CbiSg-FNfwp/?utm_medium=copy_link
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
👍5👎2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با کسی باش که مراقبه
تیزی آدمها و روزگار
دل تو رو خراش نده...
«دوستت دارم» گفتنو
همه بلدن.
@tmlat { تأملات }
🌱
تیزی آدمها و روزگار
دل تو رو خراش نده...
«دوستت دارم» گفتنو
همه بلدن.
@tmlat { تأملات }
🌱
❤8👏1
طرحوارهٔ رها شدگی
ترس از تنها شدن، ترک شدن
افراد این طرحواره:
یا تسلیم هستند و پذیرفتند که ترک میشند و رابطه هایی رو شروع میکنند که ترک بشند
یا برای ترس از ترک شدن؛ کلا وارد رابطه نمیشند و صمیمیت ایجاد نمیکنند
یا اینکه افراد و آدم های دورشون رو زیاد میکنن تا اگر کسی ترکشون کرد؛ باز هم آدم ها دورشون باشند
یا اینکه خودشون ادم هارو ترک میکنند و این براشون خیلی راحت تر از ترک شدن هست
تلاش بی اندازه برای ترک نشدن و کنترل گری فرد؛ باج دادن احساسی
تخیل مرگ، ترک، تصادف، خیانت برای فرد
قضاوت رفتار آدم ها( خطای ذهن خوانی)
این آدم به این دلیل باهام این برخورد داره
خطای مسئولیت پذیری افراطی: برای محکم نگه داشتن رابطه
راه ها :
یک ، پذیرفتن موضوع و تشخیص دادن و درک کردن
تشکیل رابطه های امن ، یا رابطه با ادم هایی که دلبستگی شدید بهشون نداریم برای مرحله اول ترمیم آسیب
رد کردن و کنار گذاشتن تخیلات منفی
#طرحواره
@tmlat { تأملات }
🌱
ترس از تنها شدن، ترک شدن
افراد این طرحواره:
یا تسلیم هستند و پذیرفتند که ترک میشند و رابطه هایی رو شروع میکنند که ترک بشند
یا برای ترس از ترک شدن؛ کلا وارد رابطه نمیشند و صمیمیت ایجاد نمیکنند
یا اینکه افراد و آدم های دورشون رو زیاد میکنن تا اگر کسی ترکشون کرد؛ باز هم آدم ها دورشون باشند
یا اینکه خودشون ادم هارو ترک میکنند و این براشون خیلی راحت تر از ترک شدن هست
تلاش بی اندازه برای ترک نشدن و کنترل گری فرد؛ باج دادن احساسی
تخیل مرگ، ترک، تصادف، خیانت برای فرد
قضاوت رفتار آدم ها( خطای ذهن خوانی)
این آدم به این دلیل باهام این برخورد داره
خطای مسئولیت پذیری افراطی: برای محکم نگه داشتن رابطه
راه ها :
یک ، پذیرفتن موضوع و تشخیص دادن و درک کردن
تشکیل رابطه های امن ، یا رابطه با ادم هایی که دلبستگی شدید بهشون نداریم برای مرحله اول ترمیم آسیب
رد کردن و کنار گذاشتن تخیلات منفی
#طرحواره
@tmlat { تأملات }
🌱
👍9
هر آنچه که دربارهٔ «تعیین مسیر شغلی» و «انتخاب رشته/شغل» لازم دارید....
https://www.instagram.com/mostafanasehi_
@tmlat { تأملات }
🌱
https://www.instagram.com/mostafanasehi_
@tmlat { تأملات }
🌱
❤8👍1👏1
طرحواره خودقربانی گری یا ایثار
هیچ نوع رابطه ای نباید یک طرفه باشه، نباید یک نفر از خودش بزنه ، خودشو فدا کنه و نیاز هاش رو نبینه ، مشکلاتی که پیش میاد رو بروز نده و دائم از انرژی، وقت، خواسته هاش بزنه و در واقع رابطه ای رو از ۵۰ ۵۰ به ۸۰ ۲۰ بکشونه
معمولا این قضیه یا از طرحواره نقص و شرم میاد که طرف فکر میکنه لیاقت محبت و توجه و برطرف شدن نیاز هاش رو نداره، که اگر کسی هم باهاش در ارتباطه چه لطفی بهش میکنه و باید خودشو قربانی کنه و هرکاری کنه تا اون طرف بمونه
یا ممکنه از طرحواره طرد و رهاشدگی بیاد و در کل افرادی که ترس از تنهایی دارند خودشون رو به هر آب و اتیشی بزنن تا بتونن رابطه رو پیش ببرن
ممکنه از این قضیه بیاد که توی فرهنگ ما ایثار و قربانی کردن و بچه خوبی بودن خیلی رایجه
یا حتی طرحواره اطاعت، که فرد به دلیل احساس گناه یا ترس زیادی که در گذشته داشته هر چیزی رو قبول میکنه و سعی میکنه به مشکل یا دعوایی و حرفی نخوره و اون تنش پیش نیاد پس هرکاری میکنه و سکوت میکنه تا اوضاع رو آروم نگه داره و خاطرات تلخ کودکی براش یادآوری نشن
اما خب توی رابطه یا حتی محل کار چیزی که عاید میشه بی ارزشی، ندیده گرفته شدن احساساته و احتمالا این قضیه در کل گریزی داره به این که باید بااعتماد به نفس باشی ، خودت و خواسته هات رو ارزشمند بدونی و احساس کمبود یا نقص و شرمی در خودت نداشته باشی
اما خلاصه نهایتا فردقربانی شونده بعد از یه مدت احساس خشم و عصبانیت میکنه چراکه فکر میکنه اون آدم اون رو ندیده و جواب خوبی هاش رو نداده، یکجایی دیگه اصلا چیزی از فرد باقی نمیمونه برای قربانی کردن و فرد دیگه نمیتونه به این رابطه یک طرفه ادامه بده
نتیجه اش اینه که هر نوع رابطه ای یک نیاز داره و یک مسئولیت ، یعنی خب از طرفی هم تو باید به احساس خوب، ارزشمند بودن، ارامش و عشق برسی و هم باید احساس امنیت، ارزش و عشق رو در طرف مقابل به وجود بیاری، و قرار نیست کسی حامی محض و پشتوانه محض کس دیگه ای باشه
#طرحواره
@tmlat { تأملات }
🌱
هیچ نوع رابطه ای نباید یک طرفه باشه، نباید یک نفر از خودش بزنه ، خودشو فدا کنه و نیاز هاش رو نبینه ، مشکلاتی که پیش میاد رو بروز نده و دائم از انرژی، وقت، خواسته هاش بزنه و در واقع رابطه ای رو از ۵۰ ۵۰ به ۸۰ ۲۰ بکشونه
معمولا این قضیه یا از طرحواره نقص و شرم میاد که طرف فکر میکنه لیاقت محبت و توجه و برطرف شدن نیاز هاش رو نداره، که اگر کسی هم باهاش در ارتباطه چه لطفی بهش میکنه و باید خودشو قربانی کنه و هرکاری کنه تا اون طرف بمونه
یا ممکنه از طرحواره طرد و رهاشدگی بیاد و در کل افرادی که ترس از تنهایی دارند خودشون رو به هر آب و اتیشی بزنن تا بتونن رابطه رو پیش ببرن
ممکنه از این قضیه بیاد که توی فرهنگ ما ایثار و قربانی کردن و بچه خوبی بودن خیلی رایجه
یا حتی طرحواره اطاعت، که فرد به دلیل احساس گناه یا ترس زیادی که در گذشته داشته هر چیزی رو قبول میکنه و سعی میکنه به مشکل یا دعوایی و حرفی نخوره و اون تنش پیش نیاد پس هرکاری میکنه و سکوت میکنه تا اوضاع رو آروم نگه داره و خاطرات تلخ کودکی براش یادآوری نشن
اما خب توی رابطه یا حتی محل کار چیزی که عاید میشه بی ارزشی، ندیده گرفته شدن احساساته و احتمالا این قضیه در کل گریزی داره به این که باید بااعتماد به نفس باشی ، خودت و خواسته هات رو ارزشمند بدونی و احساس کمبود یا نقص و شرمی در خودت نداشته باشی
اما خلاصه نهایتا فردقربانی شونده بعد از یه مدت احساس خشم و عصبانیت میکنه چراکه فکر میکنه اون آدم اون رو ندیده و جواب خوبی هاش رو نداده، یکجایی دیگه اصلا چیزی از فرد باقی نمیمونه برای قربانی کردن و فرد دیگه نمیتونه به این رابطه یک طرفه ادامه بده
نتیجه اش اینه که هر نوع رابطه ای یک نیاز داره و یک مسئولیت ، یعنی خب از طرفی هم تو باید به احساس خوب، ارزشمند بودن، ارامش و عشق برسی و هم باید احساس امنیت، ارزش و عشق رو در طرف مقابل به وجود بیاری، و قرار نیست کسی حامی محض و پشتوانه محض کس دیگه ای باشه
#طرحواره
@tmlat { تأملات }
🌱
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه دوست داری با یکی از شغلهای آیندهدار آشنا بشی، اینجا برات خیلی چیزا در موردش نوشتم:
https://www.instagram.com/p/Cb8EkNFtE7o/?utm_medium=copy_link
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
https://www.instagram.com/p/Cb8EkNFtE7o/?utm_medium=copy_link
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
❤6👏2
Forwarded from إنهیال | سجاد ابراهیمی
|عشق رمانتیک|
[ این چند خط، بخشی از متن "جستارهایی در باب عشق" اثر آلن دو باتن است که من هنگام خواندن کتاب، زیر آنها خط کشیده بودم: ]
1. اگر برای عاشق شدن باید باور داشته باشیم که معشوق از جهاتی از ما سر است، زمانی که این عشق متقابل میشود، آیا تناقض ظالمانهای به وجود نمیآید؟ "اگر او تا این حد فوقالعاده است، چگونه میتواند عاشق کسی مثلِ من شود؟".
2. احتمالا آسانترین افراد برای عاشق شدن، کسانی هستند که دربارهشان چیزی نمیدانیم.
3. یک سنت قدیمی و اندوه بار در اندیشۀ غرب، مدعی آن است که عشق در ذات خود احساسی است که در قبال خود پاسخی نیابد؛ این میل و کشش، تنها در صورت یکطرفه بودن میتواند ببالد و شکوفا شود.
براساس این دیدگاه، «#عشق فقط یک #وسیله است نه یک #هدف، و با رسیدن به هدف (دستیافتن به معشوق) چه جسما و یا به گونهای دیگر، میسوزد و از بین میرود.
4. آغاز انقلابها از جنبۀ روانشناختی، عجیب شبیه برخی روابط عاطفی است: تاکید بر اتحاد، حس قدرت مطلق، تمایل به از بین بردنِ اسرار و ترس از مخالفت، که خیلی زود منجر به پارانویای (بدگمانی) معشوق میشود و نتیجهاش به وجودآمدن نوعی پلیس مخفی است.
5. حال اگر سیاست و عشق، آغازی سرخوشانه داشته باشند، پایانشان معمولا خونین میشود. ما با سیاست عشقمحوری که به ظلم میگراید آشناییم؛ آنجا که حاکم، باور دارد او منافع واقعی ملتش را بهتر میفهمد و منجر میشود به اینکه بدون تردید حکم قتل کسانی را صادر کند که با او مخالفت میکنند (که به صلاح خودشان است!). عشاق رمانتیک نیز گرایش دارند که سرخوردگیهایشان را همین گونه نسبت به مخالفین بروز بدهند.
|جستارهایی در باب عشق، اثر آلن دو باتن|
_____🌸
|@ensaan|
[ این چند خط، بخشی از متن "جستارهایی در باب عشق" اثر آلن دو باتن است که من هنگام خواندن کتاب، زیر آنها خط کشیده بودم: ]
1. اگر برای عاشق شدن باید باور داشته باشیم که معشوق از جهاتی از ما سر است، زمانی که این عشق متقابل میشود، آیا تناقض ظالمانهای به وجود نمیآید؟ "اگر او تا این حد فوقالعاده است، چگونه میتواند عاشق کسی مثلِ من شود؟".
2. احتمالا آسانترین افراد برای عاشق شدن، کسانی هستند که دربارهشان چیزی نمیدانیم.
3. یک سنت قدیمی و اندوه بار در اندیشۀ غرب، مدعی آن است که عشق در ذات خود احساسی است که در قبال خود پاسخی نیابد؛ این میل و کشش، تنها در صورت یکطرفه بودن میتواند ببالد و شکوفا شود.
براساس این دیدگاه، «#عشق فقط یک #وسیله است نه یک #هدف، و با رسیدن به هدف (دستیافتن به معشوق) چه جسما و یا به گونهای دیگر، میسوزد و از بین میرود.
4. آغاز انقلابها از جنبۀ روانشناختی، عجیب شبیه برخی روابط عاطفی است: تاکید بر اتحاد، حس قدرت مطلق، تمایل به از بین بردنِ اسرار و ترس از مخالفت، که خیلی زود منجر به پارانویای (بدگمانی) معشوق میشود و نتیجهاش به وجودآمدن نوعی پلیس مخفی است.
5. حال اگر سیاست و عشق، آغازی سرخوشانه داشته باشند، پایانشان معمولا خونین میشود. ما با سیاست عشقمحوری که به ظلم میگراید آشناییم؛ آنجا که حاکم، باور دارد او منافع واقعی ملتش را بهتر میفهمد و منجر میشود به اینکه بدون تردید حکم قتل کسانی را صادر کند که با او مخالفت میکنند (که به صلاح خودشان است!). عشاق رمانتیک نیز گرایش دارند که سرخوردگیهایشان را همین گونه نسبت به مخالفین بروز بدهند.
|جستارهایی در باب عشق، اثر آلن دو باتن|
_____🌸
|@ensaan|
👍3
۵۸۳.
سومین سالیه که دارم ازت عکس میگیرم.
هر سال این موقع پر از گل میشی؛
هر قدر هم که هوا گرم و سرد بشه...
هر قدر هم که تنهات رو خرگوشا با دندوناشون زخمی کنن.
گرما و سرما هم، جزئی از زندگیمونه خب :)
زخمها هم همیشه میان ولی،
ریشه داشتنه که باعث میشه گل بدی همیشه :)
ریشهها خیلی مهمن.
دستهاشون که تو دست خاک به هم گره میخوره،
انگار هر لحظه مراقبن که هنوزم «گل دادن» هرساله برقرار باشه.
اگه دستها به هم گره بخورن،
مراقبت اگه باشه،
سرما و زخم نمیتونه گلها رو از ما بگیره.
مگه نه؟ :)
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
سومین سالیه که دارم ازت عکس میگیرم.
هر سال این موقع پر از گل میشی؛
هر قدر هم که هوا گرم و سرد بشه...
هر قدر هم که تنهات رو خرگوشا با دندوناشون زخمی کنن.
گرما و سرما هم، جزئی از زندگیمونه خب :)
زخمها هم همیشه میان ولی،
ریشه داشتنه که باعث میشه گل بدی همیشه :)
ریشهها خیلی مهمن.
دستهاشون که تو دست خاک به هم گره میخوره،
انگار هر لحظه مراقبن که هنوزم «گل دادن» هرساله برقرار باشه.
اگه دستها به هم گره بخورن،
مراقبت اگه باشه،
سرما و زخم نمیتونه گلها رو از ما بگیره.
مگه نه؟ :)
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
❤13👍1
این، 13 دقیقه از 9 ساعت ویدیوی آموزشی من
در زمینۀ انتخاب مسیر شغلی تحصیلی هستش.
اگر برای انتخاب مسیر مردد هستید،
امید زیادی دارم که با دیدن این ویدیوها
راهتون رو خوب پیدا کنید.
در کنارتون هستم تا پایان مسیر!
#مصطفی_ناصحی
https://www.instagram.com/tv/CcbDjswD9ST/
🌱
در زمینۀ انتخاب مسیر شغلی تحصیلی هستش.
اگر برای انتخاب مسیر مردد هستید،
امید زیادی دارم که با دیدن این ویدیوها
راهتون رو خوب پیدا کنید.
در کنارتون هستم تا پایان مسیر!
#مصطفی_ناصحی
https://www.instagram.com/tv/CcbDjswD9ST/
🌱
❤11👏4
Forwarded from غلط ننویسیم (Abozar shariati)
👍3
مغزنبشت
اگه معلمید یا اگر به بچه ای آموزش میدید (کمک به یادگیری و اینا) لطفا حواستون باشه به املا و انشاتون. نسل بعد رو بی سواد تر از خودمون بار نیاریم :)
یادآوری کنیم.
مراقب زبان باشید.
تخریب زبان مقدمهٔ تخریب فرهنگه...
مراقب زبان باشید.
تخریب زبان مقدمهٔ تخریب فرهنگه...
👍4
Forwarded from برنامه ناشناس
راستی
فرادرس طرح ضیافت اموزشی گذاشته
یه سری آموزشها مثه html, JavaScript, css, سی شارپ، تا آخر خرداد رایگانن
😊😇
https://faradars.org/ev/ramezan1401
راستی
فرادرس طرح ضیافت اموزشی گذاشته
یه سری آموزشها مثه html, JavaScript, css, سی شارپ، تا آخر خرداد رایگانن
😊😇
https://faradars.org/ev/ramezan1401
👍2❤1
Forwarded from کانون فلسفه و دین دانشگاه امیرکبیر
📣 کانون فلسفه و گروه فلسفه علم دانشگاه امیرکبیر برگزار میکند:
🔖 سلسله جلسات فیلوتاک
🔷 جلسه نخست: فهم ذهن دیگران
تلاش علم و فلسفه برای درک ذهنمندی
🗓 زمان برگزاری: دوشنبه ۵ اردیبهشت
🕠 ساعت ۱۷:۳۰ - ۱۹
📌با محوریت سوالات زیر:
- آیا نوزاد انسان و یا سایر حیوانات مانند میمونها میتوانند درکی از ذهن دیگران داشته باشند؟
- علم و فلسفه چه ابزارهایی را برای پاسخ به کار میگیرند؟
- چه صورتبندیهایی از مسأله ذهنانگاری (Mindreading) ارائه شده است؟
🔶 مدعوین:
👤 امیر طهانی
👤 ابوذر تمسکی
❗️شرکت در این وبینار برای عموم آزاد و رایگان میباشد.
🌐 لینک ورود به جلسه:
www.skyroom.online/ch/kanoonha_aut/philosophy
🔗 این جلسه به صورت موازی در وبسایت آپارات پخش میشود و از طریق این لینک قابل مشاهده است.
🆔 @PhilSciAUT
🆔 @aut_philosophy
🔖 سلسله جلسات فیلوتاک
🔷 جلسه نخست: فهم ذهن دیگران
تلاش علم و فلسفه برای درک ذهنمندی
🗓 زمان برگزاری: دوشنبه ۵ اردیبهشت
🕠 ساعت ۱۷:۳۰ - ۱۹
📌با محوریت سوالات زیر:
- آیا نوزاد انسان و یا سایر حیوانات مانند میمونها میتوانند درکی از ذهن دیگران داشته باشند؟
- علم و فلسفه چه ابزارهایی را برای پاسخ به کار میگیرند؟
- چه صورتبندیهایی از مسأله ذهنانگاری (Mindreading) ارائه شده است؟
🔶 مدعوین:
👤 امیر طهانی
👤 ابوذر تمسکی
❗️شرکت در این وبینار برای عموم آزاد و رایگان میباشد.
🌐 لینک ورود به جلسه:
www.skyroom.online/ch/kanoonha_aut/philosophy
🔗 این جلسه به صورت موازی در وبسایت آپارات پخش میشود و از طریق این لینک قابل مشاهده است.
🆔 @PhilSciAUT
🆔 @aut_philosophy
Forwarded from سان گردون. (فاطمه)
تو نیاز به اراده نداری، نیاز به استمرار داری.
نمیخواد به اون دوردستها نگا کنی، همین جلوی پاتو ببین، قدم بعدی رو بردار و کار درست بعدی رو انجام بده.
نمیخواد به اون دوردستها نگا کنی، همین جلوی پاتو ببین، قدم بعدی رو بردار و کار درست بعدی رو انجام بده.
روز «روانشناس و مشاور» رو به آقا مصطفای ناصحی که همیشه صبورانه و بیهیچ چشمداشتی پای حرف هر کسی، حتی غریبهها نشسته و حال خیلیها رو خوب کرده تبریک میگم.
دمت گرم دکتر، ایشالا خدا حال دلتو خوب نگه داره.🙌
دمت گرم دکتر، ایشالا خدا حال دلتو خوب نگه داره.🙌
❤19👏5👍2
داشتن دوستی که
عمیقترین نداهای درونت رو بدونه
خیلی نعمت بزرگیه :)
به قول شاعر:
وقتی کسی میگوید «میشناسمت»،
تنها نیستی :)
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
عمیقترین نداهای درونت رو بدونه
خیلی نعمت بزرگیه :)
به قول شاعر:
وقتی کسی میگوید «میشناسمت»،
تنها نیستی :)
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
❤13