تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور مینویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
من، دخترم
حدود ۶-۷ سالگیم، وقتی که هنوز درکی از درست و غلط نداشتم..«خواهر» بزرگترم منو میبرد تو اتاق و ازم در حد اجبار میخواست ( عریان میشد و یادم میداد) که تحریک و ارضاش کنم.. این کارو در قالب بازی انجام میداد.. اینکه من دکترم و میخوام فقط معاینه ش کنم...
این اتفاق بارها و بارها افتاد :)
در نهایت تموم شد؛ اما من کودکی باقی موندم که از ۶ سالگی به استمناء اعتیاد داشت.. و الان در ۲۱ سالگی فقط یک ساله که گرایشم درمان شده :)
متاسفم.. اگر همچین تجربه منزجر کننده ای در من ریشه دوونده و از خاطرم نمیره...
4️⃣3️⃣
من، دخترم
حدود ۶-۷ سالگیم، وقتی که هنوز درکی از درست و غلط نداشتم..«خواهر» بزرگترم منو میبرد تو اتاق و ازم در حد اجبار میخواست ( عریان میشد و یادم میداد) که تحریک و ارضاش کنم.. این کارو در قالب بازی انجام میداد.. اینکه من دکترم و میخوام فقط معاینه ش کنم...
این اتفاق بارها و بارها افتاد :)
در نهایت تموم شد؛ اما من کودکی باقی موندم که از ۶ سالگی به استمناء اعتیاد داشت.. و الان در ۲۱ سالگی فقط یک ساله که گرایشم درمان شده :)
متاسفم.. اگر همچین تجربه منزجر کننده ای در من ریشه دوونده و از خاطرم نمیره...
4️⃣3️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور مینویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
خب. بریم برای منبر طولانی که مدتیه دارم یادداشتبرداری میکنم براش.
امیدوارم مفید و موثر باشه و تقاضا میکنم هرچی در تکمیل حرفام دارید، بگید.
قضیه تجاوز/آزار دو طرف داره:
1. آزاردهنده
2. آزاردیده
در سه بازه زمانی هم میشه به واقعه نگاه کرد:
1. قبل از واقعه
2. حین واقعه
3. بعد از واقعه
سعی کردم فهرستی از سوالات مهم رو بنویسم تا قدم به قدم برای پاسخشون فکر کنیم (روی هر عنوان تاچ/کلیک کنید، مستقیم میرید سراغ اون مطلب):
1/1 : آزاردهنده - قبل از واقعه
- چی میشه که یه نفر تبدیل به یه آزاردهنده میشه؟
- ویژگیهای مشترک روانی در این افراد چیه؟
- چه میشه کرد که تعداد این موجودات کمتر بشه؟
1/2 : آزاردهنده - حین واقعه
- موقع آزار چه اتفاقی در ذهن اینا میفته؟
- چه موقعیتی مناسبه براشون؟
1/3: آزاردهنده - بعد از واقعه
- چطور میشه برخورد/پیگیری کرد؟
- چطور میشه جلوی تکرار ماجرا با همون فرد رو گرفت؟
2/1 : آزاردیده - قبل از واقعه
- آیا افراد آزاردیده ویژگیهای روانی مشترکی دارند؟
- چطور میشه جلوی این اتفاقات رو تا حد ممکن گرفت؟
2/2 : آزاردیده - حین واقعه
- موقع آزار چه اتفاقی در ذهن اینا میفته؟
- چطور میشه از اون موقعیت زودتر خلاص شد؟
2/3 : آزاردیده - بعد از واقعه
- آسیبهای مشترک در اینا چیه؟
- چطور میشه آسیبها رو کاهش داد؟
ادامه دارد...
@tmlat { تأملات }
🌱
امیدوارم مفید و موثر باشه و تقاضا میکنم هرچی در تکمیل حرفام دارید، بگید.
قضیه تجاوز/آزار دو طرف داره:
1. آزاردهنده
2. آزاردیده
در سه بازه زمانی هم میشه به واقعه نگاه کرد:
1. قبل از واقعه
2. حین واقعه
3. بعد از واقعه
سعی کردم فهرستی از سوالات مهم رو بنویسم تا قدم به قدم برای پاسخشون فکر کنیم (روی هر عنوان تاچ/کلیک کنید، مستقیم میرید سراغ اون مطلب):
1/1 : آزاردهنده - قبل از واقعه
- چی میشه که یه نفر تبدیل به یه آزاردهنده میشه؟
- ویژگیهای مشترک روانی در این افراد چیه؟
- چه میشه کرد که تعداد این موجودات کمتر بشه؟
1/2 : آزاردهنده - حین واقعه
- موقع آزار چه اتفاقی در ذهن اینا میفته؟
- چه موقعیتی مناسبه براشون؟
1/3: آزاردهنده - بعد از واقعه
- چطور میشه برخورد/پیگیری کرد؟
- چطور میشه جلوی تکرار ماجرا با همون فرد رو گرفت؟
2/1 : آزاردیده - قبل از واقعه
- آیا افراد آزاردیده ویژگیهای روانی مشترکی دارند؟
- چطور میشه جلوی این اتفاقات رو تا حد ممکن گرفت؟
2/2 : آزاردیده - حین واقعه
- موقع آزار چه اتفاقی در ذهن اینا میفته؟
- چطور میشه از اون موقعیت زودتر خلاص شد؟
2/3 : آزاردیده - بعد از واقعه
- آسیبهای مشترک در اینا چیه؟
- چطور میشه آسیبها رو کاهش داد؟
ادامه دارد...
@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
خب. بریم برای منبر طولانی که مدتیه دارم یادداشتبرداری میکنم براش. امیدوارم مفید و موثر باشه و تقاضا میکنم هرچی در تکمیل حرفام دارید، بگید. قضیه تجاوز/آزار دو طرف داره: 1. آزاردهنده 2. آزاردیده در سه بازه زمانی هم میشه به واقعه نگاه کرد: 1. قبل از واقعه…
1/1 : آزاردهنده - قبل از واقعه
- چی میشه که یه نفر تبدیل به یه آزاردهنده میشه؟
- ویژگیهای مشترک روانی در این افراد چیه؟
- چه میشه کرد که تعداد این موجودات کمتر بشه؟
1️⃣ ریشههای ماجرا دو چیزه: ضعف زیاد و قدرت زیاد.
ویژگیهای مشترک روانی هم به همین دو ریشه برمیگرده.
الف. ضعف زیاد
یکی از ریشههای اصلی قضیه، "ناتوانی" فرد در موقعیتهای درسته.
مثلا طرف از پس زنش بر نمیاد به لحاظ روانی/جسمی
یا تو خونه قدرت نداره
بیرون از خونه قدرتش رو بروز میده اینطوری
یا بین رفیقاش آدم حساب نمیشه
یا دوست دختر/همسر نمیتونه پیدا کنه
توان ارتباط عاطفی نداره
یا ناتوانی جنسی داره
اینطوری خلاء روانی/جسمیشو پر میکنه
البته با یه بار دو بار این شکلی نمیشه
ولی وقتی حس کنه ناتوانه، جرقه زده شده...
لمس و حرکاتی از این دست از طرف آزاردهنده، یه جور «احساس دوست داشتنی بودن» تغییر شکل یافته است.
مخصوصا اونا که آلتشونو نشون میدن،
اینا مشکل روانی شدیدی دارند.
ب. قدرت زیاد
بعضیا از سر سرمستی اینجوری میشن.
مثل کسی که یه حریف ضعیف گیر آورده و ده تا گل میزنه، مست قدرتن.
میتونن، پس میکنن.
مثلاً دفتر کار دارن. مراجع خانم دارن. خلوت پیش میاد. کسی شک نمیکنه.
چرا نکنن؟
2️⃣ حالات روانی این افراد هم متناسب با ضعف زیاد و قدرت زیاده.
در ضعف زیاد، انزوا و جمعگریزی (مگر در مواردی که قراره لمس کنن کسی رو) یکی از نشونههای ایناست.
در قدرت زیاد، برعکس. اعتماد به نفس، شوآف، و جلوهگری و نشون دادن قدرت و روابطشون (برای ترسوندن افراد) نشونههای احتمالیه.
3️⃣ چطور میشه تعدادشون رو کم کرد؟
اجازه بدید این رو آخر از همه توضیح بدم. شاید بعد از خوندن مطالب مربوط به حین واقعه و بعد از واقعه، بهتر بشه این سوال رو پاسخ داد.
ادامه دارد...
@tmlat { تأملات }
🌱
- چی میشه که یه نفر تبدیل به یه آزاردهنده میشه؟
- ویژگیهای مشترک روانی در این افراد چیه؟
- چه میشه کرد که تعداد این موجودات کمتر بشه؟
1️⃣ ریشههای ماجرا دو چیزه: ضعف زیاد و قدرت زیاد.
ویژگیهای مشترک روانی هم به همین دو ریشه برمیگرده.
الف. ضعف زیاد
یکی از ریشههای اصلی قضیه، "ناتوانی" فرد در موقعیتهای درسته.
مثلا طرف از پس زنش بر نمیاد به لحاظ روانی/جسمی
یا تو خونه قدرت نداره
بیرون از خونه قدرتش رو بروز میده اینطوری
یا بین رفیقاش آدم حساب نمیشه
یا دوست دختر/همسر نمیتونه پیدا کنه
توان ارتباط عاطفی نداره
یا ناتوانی جنسی داره
اینطوری خلاء روانی/جسمیشو پر میکنه
البته با یه بار دو بار این شکلی نمیشه
ولی وقتی حس کنه ناتوانه، جرقه زده شده...
لمس و حرکاتی از این دست از طرف آزاردهنده، یه جور «احساس دوست داشتنی بودن» تغییر شکل یافته است.
مخصوصا اونا که آلتشونو نشون میدن،
اینا مشکل روانی شدیدی دارند.
ب. قدرت زیاد
بعضیا از سر سرمستی اینجوری میشن.
مثل کسی که یه حریف ضعیف گیر آورده و ده تا گل میزنه، مست قدرتن.
میتونن، پس میکنن.
مثلاً دفتر کار دارن. مراجع خانم دارن. خلوت پیش میاد. کسی شک نمیکنه.
چرا نکنن؟
2️⃣ حالات روانی این افراد هم متناسب با ضعف زیاد و قدرت زیاده.
در ضعف زیاد، انزوا و جمعگریزی (مگر در مواردی که قراره لمس کنن کسی رو) یکی از نشونههای ایناست.
در قدرت زیاد، برعکس. اعتماد به نفس، شوآف، و جلوهگری و نشون دادن قدرت و روابطشون (برای ترسوندن افراد) نشونههای احتمالیه.
3️⃣ چطور میشه تعدادشون رو کم کرد؟
اجازه بدید این رو آخر از همه توضیح بدم. شاید بعد از خوندن مطالب مربوط به حین واقعه و بعد از واقعه، بهتر بشه این سوال رو پاسخ داد.
ادامه دارد...
@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
خب. بریم برای منبر طولانی که مدتیه دارم یادداشتبرداری میکنم براش. امیدوارم مفید و موثر باشه و تقاضا میکنم هرچی در تکمیل حرفام دارید، بگید. قضیه تجاوز/آزار دو طرف داره: 1. آزاردهنده 2. آزاردیده در سه بازه زمانی هم میشه به واقعه نگاه کرد: 1. قبل از واقعه…
1/2 : آزاردهنده - حین واقعه
- موقع آزار چه اتفاقی در ذهن اینا میفته؟
- چه موقعیتی مناسبه براشون؟
1️⃣ موقع آزار
طرف یا کارکشته است یا ناشی
کارکشته باشه منتظره. مثل یه حیوون برای شکار کردن
ناشی باشه منتظره. مثل یه بچه برای شیطنت.
اولی منتظره که اوضاع جوری جلو بره که میخواد
دومی منتظر غفلته
اولی سناریو داره
دومی موقعیت های زیاد میسازه شاید یکیش جور بشه
اولی به واکنشات فکر کرده
دومی با واکنشای تو میترسه و هول میکنه
اولی اگر لو بره منکر میشه و شاکی و طلبکار
دومی اگر لو بره فرار میکنه و ترک موقعیت و کی بود کی بود من نبودم
یا توجیه بچگانه (دستم خورد حواسم نبود یه لحظه فلان)
از نظر روانی هر دو دنبال یک چیزند تقریبا:
تامین نیازی که از راه درست برآورده نشده.
دومیها هم کمکم تبدیل میشن به اولیها؟
قطعا؛
اگر برخورد نبینن،
اگر به اندازه کافی نترسن،
اگر گرگ بالان دیده بشن،
و اگر هی قسر در برن.
2️⃣ چی تو سرشون میگذره؟
بسته به شدت ماجرا، متفاوته.
یه لحظه لمس ⬅️ لذت کار یواشکی؛
چسبیدن ⬅️ لذت جسمی؛
و بیش از اون ⬅️ لذت سلطه و تملک.
هر چی هست مثل یه تشنه دنبال آبن.
از یه قطره تا یه لیوان تا یه پارچ.
3️⃣ چه موقعیتی براشون مناسبه؟
برای لمس و چسبیدن، هم خلوت هم شلوغی.
برای بیش از اون، فقط خلوت.
نزدیکی فیزیکی شرط لازم قضیه است.
و غافلگیری هم.
در مورد اتفاقاتی که در خلوت میفته، اعتماد هم شرط لازم قضیه است. بعداً اینو بیشتر باز میکنم.
اگر فرد آزاردیده غافلگیر بشه، معمولا فرصت فکر کردن به واکنش درست نداره.
همین زمانی که داره فکر میکنه چیکار کنه، برای آزاردهنده کافیه که به بخشی از لذتی که میخواد برسه.
توی ماجراهایی که گفتید، «قفل شدن» خیلی تکرار شده بود.
و یکی از اهداف اصلی نوشتۀ ما، اینه که آمادگی ذهنی ایجاد کنیم و طرف از الان بچینه واکنشاشو.
4️⃣ آزاردهنده آدمشو چه جوری انتخاب میکنه؟
بر اساس ماجراهای زیادی که شنیدم،
انگار شامّۀ این آدما تیز میشه،
انگار میفهمن کسی که در موقعیت هست، واکنش تند داره یا شوکه میشه.
( این جمله رو یادتون بمونه. بعداً باهاش کار داریم )
یعنی واسهی انتخاب اون فرد،
آزاردهنده با خودش حساب میکنه که کی چه واکنشی میده،
و اونی که حدس میزنه فرصت/قدرت فرار نداره انتخاب میشه.
و اینکه من ندیدم/نشنیدم کسی آدم تنومندتر از خودشو آزار بده،
مگر با تهدید سلاح سرد یا بستن دست و پا یا بیهوشی.
معمولا سعی میکنن یکی ریزه میزهتر از خودشونو انتخاب کنن که بتونن از نظر فیزیکی بهش سلطه داشته باشن.
از نظر روانی هم تطبیق داره.
چون همونطور که گفتیم، یکی از ریشههای اصلی قضیه، "ناتوانی" فرد در موقعیتهای درسته. پس به دنبال فرد ضعیفتر میگردن.
ادامه دارد...
@tmlat { تأملات }
🌱
- موقع آزار چه اتفاقی در ذهن اینا میفته؟
- چه موقعیتی مناسبه براشون؟
1️⃣ موقع آزار
طرف یا کارکشته است یا ناشی
کارکشته باشه منتظره. مثل یه حیوون برای شکار کردن
ناشی باشه منتظره. مثل یه بچه برای شیطنت.
اولی منتظره که اوضاع جوری جلو بره که میخواد
دومی منتظر غفلته
اولی سناریو داره
دومی موقعیت های زیاد میسازه شاید یکیش جور بشه
اولی به واکنشات فکر کرده
دومی با واکنشای تو میترسه و هول میکنه
اولی اگر لو بره منکر میشه و شاکی و طلبکار
دومی اگر لو بره فرار میکنه و ترک موقعیت و کی بود کی بود من نبودم
یا توجیه بچگانه (دستم خورد حواسم نبود یه لحظه فلان)
از نظر روانی هر دو دنبال یک چیزند تقریبا:
تامین نیازی که از راه درست برآورده نشده.
دومیها هم کمکم تبدیل میشن به اولیها؟
قطعا؛
اگر برخورد نبینن،
اگر به اندازه کافی نترسن،
اگر گرگ بالان دیده بشن،
و اگر هی قسر در برن.
2️⃣ چی تو سرشون میگذره؟
بسته به شدت ماجرا، متفاوته.
یه لحظه لمس ⬅️ لذت کار یواشکی؛
چسبیدن ⬅️ لذت جسمی؛
و بیش از اون ⬅️ لذت سلطه و تملک.
هر چی هست مثل یه تشنه دنبال آبن.
از یه قطره تا یه لیوان تا یه پارچ.
3️⃣ چه موقعیتی براشون مناسبه؟
برای لمس و چسبیدن، هم خلوت هم شلوغی.
برای بیش از اون، فقط خلوت.
نزدیکی فیزیکی شرط لازم قضیه است.
و غافلگیری هم.
در مورد اتفاقاتی که در خلوت میفته، اعتماد هم شرط لازم قضیه است. بعداً اینو بیشتر باز میکنم.
اگر فرد آزاردیده غافلگیر بشه، معمولا فرصت فکر کردن به واکنش درست نداره.
همین زمانی که داره فکر میکنه چیکار کنه، برای آزاردهنده کافیه که به بخشی از لذتی که میخواد برسه.
توی ماجراهایی که گفتید، «قفل شدن» خیلی تکرار شده بود.
و یکی از اهداف اصلی نوشتۀ ما، اینه که آمادگی ذهنی ایجاد کنیم و طرف از الان بچینه واکنشاشو.
4️⃣ آزاردهنده آدمشو چه جوری انتخاب میکنه؟
بر اساس ماجراهای زیادی که شنیدم،
انگار شامّۀ این آدما تیز میشه،
انگار میفهمن کسی که در موقعیت هست، واکنش تند داره یا شوکه میشه.
( این جمله رو یادتون بمونه. بعداً باهاش کار داریم )
یعنی واسهی انتخاب اون فرد،
آزاردهنده با خودش حساب میکنه که کی چه واکنشی میده،
و اونی که حدس میزنه فرصت/قدرت فرار نداره انتخاب میشه.
و اینکه من ندیدم/نشنیدم کسی آدم تنومندتر از خودشو آزار بده،
مگر با تهدید سلاح سرد یا بستن دست و پا یا بیهوشی.
معمولا سعی میکنن یکی ریزه میزهتر از خودشونو انتخاب کنن که بتونن از نظر فیزیکی بهش سلطه داشته باشن.
از نظر روانی هم تطبیق داره.
چون همونطور که گفتیم، یکی از ریشههای اصلی قضیه، "ناتوانی" فرد در موقعیتهای درسته. پس به دنبال فرد ضعیفتر میگردن.
ادامه دارد...
@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
1/2 : آزاردهنده - حین واقعه - موقع آزار چه اتفاقی در ذهن اینا میفته؟ - چه موقعیتی مناسبه براشون؟ 1️⃣ موقع آزار طرف یا کارکشته است یا ناشی کارکشته باشه منتظره. مثل یه حیوون برای شکار کردن ناشی باشه منتظره. مثل یه بچه برای شیطنت. اولی منتظره که اوضاع جوری…
1/3: آزاردهنده - بعد از واقعه
- چطور میشه برخورد/پیگیری کرد؟
- چطور میشه جلوی تکرار ماجرا با همون فرد رو گرفت؟
1️⃣ روش برخورد و پیگیری
برای این مورد، با چند قاضی و وکیل صحبت کردم. مخصوصاً که مورد مشابهی هم در یکی از شرکتهای آشنا پیش اومده بود و خانمهای اون شرکت بسیار خوب و درست عمل کردن. خلاصه حرفهای وکلا و قضاتی که باهاشون صحبت کردم رو میگم:
اگر در محل کار براتون این مسأله پیش اومد، حتماً با مافوق طرف در میون بذارید. موارد متعددی سراغ دارم که فرد خاطی اخراج یا جابجا شده توسط مافوقش. صاحبان کسب و کار به شدت نگران خراب شدن شهرت شرکتشون هستن. پس بدونید برندۀ قضیه شمایید.
اگر طرف خودش مافوقه، سعی کنید با خانمهای دیگه در محل کار مسأله رو مطرح کنید.
از نظر قانونی، به راحتی میشه شکایت کرد به یک شرط: اتحاد افراد آزاردیده.
باید جمع بشید و ماجرا رو برای وکیل شرح بدید تا براتون شکواییه مناسب بنویسه و کار رو پیگیری کنید.
با وکیل کارکشتهای صحبت میکردم و گفت اگر فرد آزاردهنده حتی آدم قدرتمندی باشه از نظر سیاسی، قاضی در صورت شک، میتونه دستور کنترل نامحسوس بده و مچ طرف رو بگیره بالاخره. در این زمینه موارد متعدد سراغ دارم. معلمهایی که دیگه اجازۀ تدریس خصوصی و تدریس در مدارس دخترونه ندارن. آدمایی که از شرکتها اخراج شدن. جامعه نسبت به این مسأله خیلی آگاهتر از قبل شده خوشبختانه (و آگاهتر هم خواهد شد).
پس نترسید و متحد باشید و حتماً حتماً حتماً حرف بزنید. الان دیگه دوران قدیم نیست که بگن مشکل از خودت بوده. خیلی اوضاع عوض شده. خیلی!
به این فکر کنید که تنها چیزی که باعث ادامۀ وقاحت آزاردهنده میشه، سکوت ماست.
2️⃣ جلوگیری از تکرار ماجرا با فرد مذکور
نکتۀ عجیبی اینجا نیست. سعی کنید به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی باهاش تنها نشید. خوشبینی احمقانه رو کنار بذارید (با خودتون نگید لابد اشتباه کردم. به قیافه طرف نمیاد عمد داشته باشه از لمس! عمد داره آقا. عمد داره!).
اگر دیدین بچهای از بودن در آغوش یا در کنار کسی (هر کسی!) دچار اضطراب میشه یا رفتار غریبی از خودش بروز میده، حتماً شک کنید. نذارید اون آدم بچه رو ببره با خودش. خیلی ساده و محکم برخورد کنید. اون بچه کسی رو جز شما نداره. شمایی که الآن داری همین خطوط رو میخونی!
لازم نیست حرف زیادی بزنید. بله، میدونم. شاید اشتباه کرده باشید و واقعاً اون آدم که بچه کنارش مضطربه، ریگی به کفشش نیست. ولی کافیه بگید «بچه اضطراب داره کنار شما و اصرار نکنید اگر دوسش دارید.» اینطوری دهن طرف بسته میشه و اگر واقعاً ریگی به کفشش نباشه، اصرار نمیکنه.
اگر دوستتون براتون درد دل کرد (نوجوان یا جوان) همیشه بهش حق بدید. حتی اگر حس کردید بدبین یا ترسو شده. تکرار کنم حرفمو: لازم نیست به کسی تهمتی بزنید. فقط و فقط حمایت روانی و عملی نشون بدید از کسی که به شما پناه آورده. بیاعتنا نباشید 🙃 خواهش میکنم بیاعتنا نباشید 🙃
ادامه دارد...
@tmlat { تأملات }
🌱
- چطور میشه برخورد/پیگیری کرد؟
- چطور میشه جلوی تکرار ماجرا با همون فرد رو گرفت؟
1️⃣ روش برخورد و پیگیری
برای این مورد، با چند قاضی و وکیل صحبت کردم. مخصوصاً که مورد مشابهی هم در یکی از شرکتهای آشنا پیش اومده بود و خانمهای اون شرکت بسیار خوب و درست عمل کردن. خلاصه حرفهای وکلا و قضاتی که باهاشون صحبت کردم رو میگم:
اگر در محل کار براتون این مسأله پیش اومد، حتماً با مافوق طرف در میون بذارید. موارد متعددی سراغ دارم که فرد خاطی اخراج یا جابجا شده توسط مافوقش. صاحبان کسب و کار به شدت نگران خراب شدن شهرت شرکتشون هستن. پس بدونید برندۀ قضیه شمایید.
اگر طرف خودش مافوقه، سعی کنید با خانمهای دیگه در محل کار مسأله رو مطرح کنید.
از نظر قانونی، به راحتی میشه شکایت کرد به یک شرط: اتحاد افراد آزاردیده.
باید جمع بشید و ماجرا رو برای وکیل شرح بدید تا براتون شکواییه مناسب بنویسه و کار رو پیگیری کنید.
با وکیل کارکشتهای صحبت میکردم و گفت اگر فرد آزاردهنده حتی آدم قدرتمندی باشه از نظر سیاسی، قاضی در صورت شک، میتونه دستور کنترل نامحسوس بده و مچ طرف رو بگیره بالاخره. در این زمینه موارد متعدد سراغ دارم. معلمهایی که دیگه اجازۀ تدریس خصوصی و تدریس در مدارس دخترونه ندارن. آدمایی که از شرکتها اخراج شدن. جامعه نسبت به این مسأله خیلی آگاهتر از قبل شده خوشبختانه (و آگاهتر هم خواهد شد).
پس نترسید و متحد باشید و حتماً حتماً حتماً حرف بزنید. الان دیگه دوران قدیم نیست که بگن مشکل از خودت بوده. خیلی اوضاع عوض شده. خیلی!
به این فکر کنید که تنها چیزی که باعث ادامۀ وقاحت آزاردهنده میشه، سکوت ماست.
2️⃣ جلوگیری از تکرار ماجرا با فرد مذکور
نکتۀ عجیبی اینجا نیست. سعی کنید به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی باهاش تنها نشید. خوشبینی احمقانه رو کنار بذارید (با خودتون نگید لابد اشتباه کردم. به قیافه طرف نمیاد عمد داشته باشه از لمس! عمد داره آقا. عمد داره!).
اگر دیدین بچهای از بودن در آغوش یا در کنار کسی (هر کسی!) دچار اضطراب میشه یا رفتار غریبی از خودش بروز میده، حتماً شک کنید. نذارید اون آدم بچه رو ببره با خودش. خیلی ساده و محکم برخورد کنید. اون بچه کسی رو جز شما نداره. شمایی که الآن داری همین خطوط رو میخونی!
لازم نیست حرف زیادی بزنید. بله، میدونم. شاید اشتباه کرده باشید و واقعاً اون آدم که بچه کنارش مضطربه، ریگی به کفشش نیست. ولی کافیه بگید «بچه اضطراب داره کنار شما و اصرار نکنید اگر دوسش دارید.» اینطوری دهن طرف بسته میشه و اگر واقعاً ریگی به کفشش نباشه، اصرار نمیکنه.
اگر دوستتون براتون درد دل کرد (نوجوان یا جوان) همیشه بهش حق بدید. حتی اگر حس کردید بدبین یا ترسو شده. تکرار کنم حرفمو: لازم نیست به کسی تهمتی بزنید. فقط و فقط حمایت روانی و عملی نشون بدید از کسی که به شما پناه آورده. بیاعتنا نباشید 🙃 خواهش میکنم بیاعتنا نباشید 🙃
ادامه دارد...
@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
خب. بریم برای منبر طولانی که مدتیه دارم یادداشتبرداری میکنم براش. امیدوارم مفید و موثر باشه و تقاضا میکنم هرچی در تکمیل حرفام دارید، بگید. قضیه تجاوز/آزار دو طرف داره: 1. آزاردهنده 2. آزاردیده در سه بازه زمانی هم میشه به واقعه نگاه کرد: 1. قبل از واقعه…
2/1 : آزاردیده - قبل از واقعه
- آیا افراد آزاردیده ویژگیهای روانی مشترکی دارند؟
- چطور میشه جلوی این اتفاقات رو تا حد ممکن گرفت؟
هرچی به سمت بخشهای پایانی میریم، مطالب کوتاهتر میشن چون خیلی از حرفا در خلال مطالب قبل گفته شده. با این حال، ذکر این موارد خالی از لطف نیست:
1️⃣ ویژگیهای مشترک افراد آزاردیده
⏺ عدم آگاهی:
اغلب افرادی که برای اولین بار آزار میبینن، خبر ندارن که تو جامعه همچین کثافت و لجنی هم هست. برای همینه که شوکه میشن. یا اینکه میدونن هست، اما نمیدونن باید در موقعیت چه کرد. بازهم برای همین شوکه میشن و کاری نمیتونن بکنن.
⏺ اعتماد و خوشبینی:
متأسفانه این هم ویژگی مشترک افراد بالغیه که دچار مسألۀ آزار جنسی میشن. حتی یک مورد سراغ ندارم که کسی خارج از این چارچوب بوده باشه:
یک سر ماجرا یه آدم خوشبین و معتمد وجود داره و سر دیگر ماجرا یک گرگ در لباس میش که از این اعتماد و خوشبینی سوء استفاده میکنه.
شاید باورتون نشه، اما هستند افرادی که حتی بعد از اولین آزار، باز هم خودشونو گول میزنن و میگن شاید من اشتباه برداشت کردم و طرف قصدی نداشته که به من چسبیده! و با همین تغافل، باعث تکرار ماجرا برای خودشون یا دیگران میشن.
⏺ خوشبرخوردی با همه:
یکی دیگه از چیزهایی که بین افراد آزاردیده به طور مشترک مشاهده کردم، اینه: آدمایی که با همه نایس و مهربون برخورد میکنن، که غلطه.
⏺ ضعف بدنی:
این مورد هم مشترک بود در داستانهای تلخی که برام گفتید. کودک که ضعف بدنیش واضحه. نوجوان و جوان هم معمولاً در همین شرایط تحت آزار قرار میگیرن.
2️⃣ روشهای پیشگیری
متناسب با ویژگیهای مشترکی که عرض کردم، روشها هم قابل حدس هستند:
⏺ یاد بگیرید و یاد بدید. به کوچک و بزرگ. به مادر و پدر بالقوه و بالفعل. به کودک و نوجوان. رسالت شما یاد گرفتن و یاد دادنه.
⏺ به هیچکس اعتماد نکنید (که باهاش تنها بشید) مگر خلافش ثابت بشه. معلم خصوصی برای دختر/پسرتون میگیرید؟ تنهاشون نذارید. اگر گذاشتید، دوربین بذارید تو اتاق. اتاق با پنجرۀ بزرگ انتخاب کنید. در اتاق رو باز بگذارید. بچهتونو به کسی میسپرید؟ به شدت مراقب واکنشهای ریز بچه باشید. تا حد امکان نسپرید به کسی بچه بیدفاع رو.
⏺ محکم و مودب برخورد کنید با همه. جوری که در برخورد اول بفهمن از این دیوار نمیشه بالا رفت. خیلی متأسفم که اینو میگم... اما خواهش میکنم انقدر ساده نباشید. هر آدمی رو مستعد خطا بدونید و محکم و مودب باهاش برخورد کنید. تأکید میکنم: هر آدمی!
⏺ ورزش کنید و حتماً دفاع شخصی یاد بگیرید. ضعیف نباشید. تلخه، اما حقیقته.
ادامه دارد...
@tmlat { تأملات }
🌱
- آیا افراد آزاردیده ویژگیهای روانی مشترکی دارند؟
- چطور میشه جلوی این اتفاقات رو تا حد ممکن گرفت؟
هرچی به سمت بخشهای پایانی میریم، مطالب کوتاهتر میشن چون خیلی از حرفا در خلال مطالب قبل گفته شده. با این حال، ذکر این موارد خالی از لطف نیست:
1️⃣ ویژگیهای مشترک افراد آزاردیده
⏺ عدم آگاهی:
اغلب افرادی که برای اولین بار آزار میبینن، خبر ندارن که تو جامعه همچین کثافت و لجنی هم هست. برای همینه که شوکه میشن. یا اینکه میدونن هست، اما نمیدونن باید در موقعیت چه کرد. بازهم برای همین شوکه میشن و کاری نمیتونن بکنن.
⏺ اعتماد و خوشبینی:
متأسفانه این هم ویژگی مشترک افراد بالغیه که دچار مسألۀ آزار جنسی میشن. حتی یک مورد سراغ ندارم که کسی خارج از این چارچوب بوده باشه:
یک سر ماجرا یه آدم خوشبین و معتمد وجود داره و سر دیگر ماجرا یک گرگ در لباس میش که از این اعتماد و خوشبینی سوء استفاده میکنه.
شاید باورتون نشه، اما هستند افرادی که حتی بعد از اولین آزار، باز هم خودشونو گول میزنن و میگن شاید من اشتباه برداشت کردم و طرف قصدی نداشته که به من چسبیده! و با همین تغافل، باعث تکرار ماجرا برای خودشون یا دیگران میشن.
⏺ خوشبرخوردی با همه:
یکی دیگه از چیزهایی که بین افراد آزاردیده به طور مشترک مشاهده کردم، اینه: آدمایی که با همه نایس و مهربون برخورد میکنن، که غلطه.
⏺ ضعف بدنی:
این مورد هم مشترک بود در داستانهای تلخی که برام گفتید. کودک که ضعف بدنیش واضحه. نوجوان و جوان هم معمولاً در همین شرایط تحت آزار قرار میگیرن.
2️⃣ روشهای پیشگیری
متناسب با ویژگیهای مشترکی که عرض کردم، روشها هم قابل حدس هستند:
⏺ یاد بگیرید و یاد بدید. به کوچک و بزرگ. به مادر و پدر بالقوه و بالفعل. به کودک و نوجوان. رسالت شما یاد گرفتن و یاد دادنه.
⏺ به هیچکس اعتماد نکنید (که باهاش تنها بشید) مگر خلافش ثابت بشه. معلم خصوصی برای دختر/پسرتون میگیرید؟ تنهاشون نذارید. اگر گذاشتید، دوربین بذارید تو اتاق. اتاق با پنجرۀ بزرگ انتخاب کنید. در اتاق رو باز بگذارید. بچهتونو به کسی میسپرید؟ به شدت مراقب واکنشهای ریز بچه باشید. تا حد امکان نسپرید به کسی بچه بیدفاع رو.
⏺ محکم و مودب برخورد کنید با همه. جوری که در برخورد اول بفهمن از این دیوار نمیشه بالا رفت. خیلی متأسفم که اینو میگم... اما خواهش میکنم انقدر ساده نباشید. هر آدمی رو مستعد خطا بدونید و محکم و مودب باهاش برخورد کنید. تأکید میکنم: هر آدمی!
⏺ ورزش کنید و حتماً دفاع شخصی یاد بگیرید. ضعیف نباشید. تلخه، اما حقیقته.
ادامه دارد...
@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
خب. بریم برای منبر طولانی که مدتیه دارم یادداشتبرداری میکنم براش. امیدوارم مفید و موثر باشه و تقاضا میکنم هرچی در تکمیل حرفام دارید، بگید. قضیه تجاوز/آزار دو طرف داره: 1. آزاردهنده 2. آزاردیده در سه بازه زمانی هم میشه به واقعه نگاه کرد: 1. قبل از واقعه…
2/2 : آزاردیده - حین واقعه
- موقع آزار چه اتفاقی در ذهن اینا میفته؟
- چطور میشه از اون موقعیت زودتر خلاص شد؟
1️⃣ اتفاقاتی که در ذهن آزاردیده میفته:
اولین و مبتلابهترین مسأله، شوکه شدنه. وقتی فرد روحشم خبر نداره که همچین چیزهایی هم در جامعه هست، یا میدونه هست ولی فکرشم نمیکنه که اون آدم (که خیلی بهش اعتماد داشته) همچین غلطی بکنه، طبیعتاً شوکه میشه.
اگر آزاردیده بالغ باشه، معمولا اون لحظه در ذهنش چیزی نمیگذره جز سرزنش خودش و نفرت از فرد مقابل و اینکه چیکار کنم حالا؟
اگر کودک باشه هم، از نظر روانی پس میزنه ماجرا رو. سعی میکنه به چیز دیگری فکر کنه. حتی اغلب متوجه نیست که چی داره اتفاق میفته و بعداً دچار آسیبهاش میشه.
توضیح اتفاقاتی که در ذهن کودک میفته خیلی تخصصیه و شاید جاش اینجا نباشه. در همین حد بنظرم خوبه که بدونیم. بیشتر میخواید بدونید؟ کتاب زیاده. بخونید، آگاه بشید و آگاه کنید.
2️⃣ چطور میشه از اون موقعیت زودتر خلاص شد؟
اگر کلاس دفاع شخصی برید، یکی از مواردی که یادتون میدن همیناست. خلاص شدن از دستان قدرتمندتر از خودتون. فیلمهای آموزشی زیادی هم روی وب هست که اگر لازم بود در بخش نظرات میتونیم به هم معرفی کنیم.
اگر ماجرا در شلوغی اتفاق میفته (تاکسی، صف، بازار، و...) فقط صداتونو بلند کنید و نگران بعدش نباشید. به اندازه موهای سرم دیدم که اینجور وقتا مردم بدون اینکه تحقیق کنن حتی، اول طرف رو گوشمالی میدن بعد میپرسن چی شد. بگید آقا دستتون رو پای من چیکار میکنه؟ بگید آقا نچسبید به من. بگید خجالت بکش آقا. بگید!
ادامه دارد...
@tmlat { تأملات }
🌱
- موقع آزار چه اتفاقی در ذهن اینا میفته؟
- چطور میشه از اون موقعیت زودتر خلاص شد؟
1️⃣ اتفاقاتی که در ذهن آزاردیده میفته:
اولین و مبتلابهترین مسأله، شوکه شدنه. وقتی فرد روحشم خبر نداره که همچین چیزهایی هم در جامعه هست، یا میدونه هست ولی فکرشم نمیکنه که اون آدم (که خیلی بهش اعتماد داشته) همچین غلطی بکنه، طبیعتاً شوکه میشه.
اگر آزاردیده بالغ باشه، معمولا اون لحظه در ذهنش چیزی نمیگذره جز سرزنش خودش و نفرت از فرد مقابل و اینکه چیکار کنم حالا؟
اگر کودک باشه هم، از نظر روانی پس میزنه ماجرا رو. سعی میکنه به چیز دیگری فکر کنه. حتی اغلب متوجه نیست که چی داره اتفاق میفته و بعداً دچار آسیبهاش میشه.
توضیح اتفاقاتی که در ذهن کودک میفته خیلی تخصصیه و شاید جاش اینجا نباشه. در همین حد بنظرم خوبه که بدونیم. بیشتر میخواید بدونید؟ کتاب زیاده. بخونید، آگاه بشید و آگاه کنید.
2️⃣ چطور میشه از اون موقعیت زودتر خلاص شد؟
اگر کلاس دفاع شخصی برید، یکی از مواردی که یادتون میدن همیناست. خلاص شدن از دستان قدرتمندتر از خودتون. فیلمهای آموزشی زیادی هم روی وب هست که اگر لازم بود در بخش نظرات میتونیم به هم معرفی کنیم.
اگر ماجرا در شلوغی اتفاق میفته (تاکسی، صف، بازار، و...) فقط صداتونو بلند کنید و نگران بعدش نباشید. به اندازه موهای سرم دیدم که اینجور وقتا مردم بدون اینکه تحقیق کنن حتی، اول طرف رو گوشمالی میدن بعد میپرسن چی شد. بگید آقا دستتون رو پای من چیکار میکنه؟ بگید آقا نچسبید به من. بگید خجالت بکش آقا. بگید!
ادامه دارد...
@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
خب. بریم برای منبر طولانی که مدتیه دارم یادداشتبرداری میکنم براش. امیدوارم مفید و موثر باشه و تقاضا میکنم هرچی در تکمیل حرفام دارید، بگید. قضیه تجاوز/آزار دو طرف داره: 1. آزاردهنده 2. آزاردیده در سه بازه زمانی هم میشه به واقعه نگاه کرد: 1. قبل از واقعه…
2/3 : آزاردیده - بعد از واقعه
- آسیبهای مشترک در اینا چیه؟
- چطور میشه آسیبها رو کاهش داد؟
رسیدیم به سختترین قسمت حرف 🙃 پیشاپیش منو ببخشید.
1️⃣ آسیبهای مشترک
بعد از واقعه، آزاردیده خیلی بیاعتماد، ترسو و خشمگین میشه:
ترس همیشگی از خلوت
ترس از شلوغی بیش از حد
ترس از رابطه جنسی
ترس از بچه دار شدن
ترس از آدما به خصوص مردها
ترس از اعتماد به جنس مخالف
و ترس از حضورشون حتی
آزاردیده خشم پنهانش هم خیلی زیاده:
خشم از خود
خشم از والدین
خشم از جامعه
خشم از جنس مخالف
خشم از اساس طبیعت و چیدمان ضعیف-قوی
خشم از هر چیزی که باعث شده اون آدم بشه یه حیوون
آزاردیده گاهی احساس گناه هم داره.
که خب توضیح زیادی لازم نداره؛ مگر اینکه این احساس کاملاً بیجاست و ریشه در عدم آگاهی داره. هرچی بیشتر دربارۀ ماجرا بدونید و به بقیه هم یاد بدید، این احساس گناه هم کمتر میشه.
2️⃣ چطور میشه آسیبها رو کاهش داد؟
یه ذره برم نفس بگیرم آروم شم و بیام بگم براتون 🙃 چند دقیقه بهم وقت بدید فقط 🙃
- آسیبهای مشترک در اینا چیه؟
- چطور میشه آسیبها رو کاهش داد؟
رسیدیم به سختترین قسمت حرف 🙃 پیشاپیش منو ببخشید.
1️⃣ آسیبهای مشترک
بعد از واقعه، آزاردیده خیلی بیاعتماد، ترسو و خشمگین میشه:
ترس همیشگی از خلوت
ترس از شلوغی بیش از حد
ترس از رابطه جنسی
ترس از بچه دار شدن
ترس از آدما به خصوص مردها
ترس از اعتماد به جنس مخالف
و ترس از حضورشون حتی
آزاردیده خشم پنهانش هم خیلی زیاده:
خشم از خود
خشم از والدین
خشم از جامعه
خشم از جنس مخالف
خشم از اساس طبیعت و چیدمان ضعیف-قوی
خشم از هر چیزی که باعث شده اون آدم بشه یه حیوون
آزاردیده گاهی احساس گناه هم داره.
که خب توضیح زیادی لازم نداره؛ مگر اینکه این احساس کاملاً بیجاست و ریشه در عدم آگاهی داره. هرچی بیشتر دربارۀ ماجرا بدونید و به بقیه هم یاد بدید، این احساس گناه هم کمتر میشه.
2️⃣ چطور میشه آسیبها رو کاهش داد؟
یه ذره برم نفس بگیرم آروم شم و بیام بگم براتون 🙃 چند دقیقه بهم وقت بدید فقط 🙃
تأملات
2/2 : آزاردیده - حین واقعه - موقع آزار چه اتفاقی در ذهن اینا میفته؟ - چطور میشه از اون موقعیت زودتر خلاص شد؟ 1️⃣ اتفاقاتی که در ذهن آزاردیده میفته: اولین و مبتلابهترین مسأله، شوکه شدنه. وقتی فرد روحشم خبر نداره که همچین چیزهایی هم در جامعه هست، یا میدونه…
2️⃣ چطور میشه آسیبها رو کاهش داد؟
فرآیندی که آزاردیده طی میکنه، اینطوریه در اغلب موارد:
شوکه شدن ⬅️ ترس ⬅️ نفرت ⬅️ خشم
این فرآیند تو ذهنتون باشه برای باقی حرفام.
کاهش آسیبها از دو جهت قابل بررسیه:
⏺ از طرف فرد آزاردیده
⏺ از طرف اطرافیانش
⏺ اگر خودتون آزاردیده هستید:
✅ مرحلۀ اول تخلیۀ خشمه.
حرف زدن و گریه کردن و برون ریزی خشم پیش یه دوست مطمئن، یا یه روانشناس همجنس.
این تخلیه خشم باید به دفعات انجام بشه نه فقط یکبار؛ چون خشم پنهان خیلی زیادی در آدم انباشته شده.
باید یه جور تخلیهی روانی طوفانی انجام داد.
اگر نتونستیم پیش روانشناس بریم چی؟
⬅️ یه دوست مطمئن پیدا کن و براش حرف بزن.
اگر کسی رو نداشتیم که بهش اعتماد کنیم چی؟
⬅️ پیام ناشناس بده بهم و هرچی دلت خواست بگو.
اگر دلمون نخواست به کسی بگیم چی؟
⬅️ دیوانهوار بنویس و حرف بزن با خودت. لم بده، چشماتو ببند، صدای خودتو ضبط کن و هرچی تو ذهنته بریز بیرون. هرچی که با «چرا» شروع میشه. هرچی که با «کاش» شروع میشه. هرچی که با «متنفرم از» شروع میشه. حرف بزن و حرف بزن تا حسابی خالی بشه دلت.
✅ مرحلۀ دوم تبدیل نفرت به دلسوزیه.
یه اصل اساسی در مورد روان آدمیزاد وجود داره. اونم اینکه احساس قابل حذف نیست بلکه باید مثل انرژی تبدیل بشه به یه احساس دیگه. فرو خوردن خشم یا انکار ماجرا یا دفن کردنش هیچی رو حل نمیکنه و در درازمدت، بدتر هم میشه.
اما تبدیل احساس شدنیه. سخته میدونم 🙃 ولی شدنیه.
صدها بار با خودتون شخصیت ناتوان فرد آزاردهنده رو مرور کنید. اون آدم بیش از اونکه لایق خشم باشه، لایق دلسوزی و نگاه تحقیرآمیز شماست.
نمیشه؟ یه جور دیگه بگم پس:
خشم فقط شما رو از بین میبره. و در نهایت فقط شمایید که میتونید به خودتون - به اون کودک درونی که آسیب دیده و بیپناهه - کمک کنید. راهش اینه عزیز من:
ببخش. نه بخاطر اینکه اون آدم سزاوار بخشوده شدنه؛ بلکه بخاطر اینکه تو سزاوار آرامشی 🙃
چطوری ببخشم وقتی انقدر زخم زده به من؟
نفرت و خشم رو تبدیل کن به دلسوزی و نگاه تحقیرآمیز.
با خودت بگو: چقدر حقیر بود. چقدر بدبخت بود که این کار رو کرد.
و با خودت تمرین کن: میبخشمت؛ چون نمیخوام دیگه باهام باشی. نمیخوام دیگه تو ذهنم حمل کنم تو رو. چون قرار نیست تا ابد بتونی منو آزار بدی. چون منم که تعیین میکنم شرایط رو، نه تو.
✅ مرحلۀ سوم خودآگاهیه.
یه ساختمون خراب شده، اول باید خاکروبههاش جمع بشه. بعد باید تمیز بشه. بعد که تمیز شد، باید یواش یواش نقشۀ جدید براش کشید و زیربنا ساخت و آجر روی آجر چید تا بشه یه ساختمون خوشگل و جدید و دوست داشتنی.
نقشۀ جدید کشیدن چطوریه؟
اول باید اندازهگیری کرد. بعد باید خطکشی کرد. بعد اجرا.
خودتو بشناس. کتابای روانشناسی فردی (از اون زردها نه؛ از اون خوباش که تو بخش نظرات پیشنهاد میدیم به همدیگه) بخون. یاد بگیر که روان آدمیزاد چطوری کار میکنه. یاد بگیر که تو کی هستی و تواناییهای منحصر به فردت چیان.
بعد هم یواش یواش قدم بردار برای ساختن کسی که رویاشو داری. عجله نکن. آسیب دیدی و خیلی خیلی خیلی طبیعیه که از همه چی متنفر و دلزده باشی. اما هربار یک قدم کوچیک میشه برداری. خیلی کوچیک. هر قدر انرژی داری.
✅ مرحلۀ چهارم آگاهی دادن به دیگرانه.
آدمای مهم زندگی تو، باید بدونن که حالت خوب نیست و نیاز به همراهی داری. باید بدونن که تجربۀ تلخ داشتی و اون آدم قبل نیستی. لازم نیست جزئیات ماجرا رو برای هرکسی بگی. اما مثلا برای همسر یا پارتنر خودت باید بگی که حوصله کنه. یادش بده که انتظار یه آدم عادی رو ازت نداشته باشه.
خیلی از آدما اگر بدونن نیاز به همراهی داریم، دریغ نمیکنن. حداقلش اینه که مدارا میکنن اگر نتونن کمکی بکنن. اما اگر نگی، کسی بلد نیست ذهن تو رو بخونه. پس بگو. ساده بگو: من حالم خوب نیست و نیاز دارم باهام مدارا کنید تا کم کم خودمو پیدا کنم و بسازم.
⏺ اگر یکی از اطرافیان شما آسیب دیده:
تقریباً با خوندن مطالبی که گفتم، باید بدونید که چیکار میشه/باید کرد: همراهی و مدارا.
دیوار اعتمادی که ریخته شده رو نمیشه یکدفعه ساخت. صبر داشته باشید.
ترس از رابطۀ جنسی رو نمیشه یکدفعه از بین برد. صبر داشته باشید.
ترس از حضور در شلوغی رو نمیشه یکدفعه بهش غلبه کرد. صبر داشته باشید.
خودتون میفهمید منظورم از صبر چیه. فقط شونه خالی نکنید. رفیق باشید. تکیهگاه باشید. بخونید و یاد بگیرید که چه آسیبهایی دیده اون عزیزتون.
اگر براتون درد دل کرد، قضاوت نکنید. کنایه نزنید. راه حل هم ندید! بشنوید و بشنوید و بشنوید. همدردی کنید و همدردی کنید و همدردی کنید. بذارید این زخم عمیق یواش یواش التیام پیدا کنه.
ادامه دارد...
@tmlat { تأملات }
🌱
فرآیندی که آزاردیده طی میکنه، اینطوریه در اغلب موارد:
شوکه شدن ⬅️ ترس ⬅️ نفرت ⬅️ خشم
این فرآیند تو ذهنتون باشه برای باقی حرفام.
کاهش آسیبها از دو جهت قابل بررسیه:
⏺ از طرف فرد آزاردیده
⏺ از طرف اطرافیانش
⏺ اگر خودتون آزاردیده هستید:
✅ مرحلۀ اول تخلیۀ خشمه.
حرف زدن و گریه کردن و برون ریزی خشم پیش یه دوست مطمئن، یا یه روانشناس همجنس.
این تخلیه خشم باید به دفعات انجام بشه نه فقط یکبار؛ چون خشم پنهان خیلی زیادی در آدم انباشته شده.
باید یه جور تخلیهی روانی طوفانی انجام داد.
اگر نتونستیم پیش روانشناس بریم چی؟
⬅️ یه دوست مطمئن پیدا کن و براش حرف بزن.
اگر کسی رو نداشتیم که بهش اعتماد کنیم چی؟
⬅️ پیام ناشناس بده بهم و هرچی دلت خواست بگو.
اگر دلمون نخواست به کسی بگیم چی؟
⬅️ دیوانهوار بنویس و حرف بزن با خودت. لم بده، چشماتو ببند، صدای خودتو ضبط کن و هرچی تو ذهنته بریز بیرون. هرچی که با «چرا» شروع میشه. هرچی که با «کاش» شروع میشه. هرچی که با «متنفرم از» شروع میشه. حرف بزن و حرف بزن تا حسابی خالی بشه دلت.
✅ مرحلۀ دوم تبدیل نفرت به دلسوزیه.
یه اصل اساسی در مورد روان آدمیزاد وجود داره. اونم اینکه احساس قابل حذف نیست بلکه باید مثل انرژی تبدیل بشه به یه احساس دیگه. فرو خوردن خشم یا انکار ماجرا یا دفن کردنش هیچی رو حل نمیکنه و در درازمدت، بدتر هم میشه.
اما تبدیل احساس شدنیه. سخته میدونم 🙃 ولی شدنیه.
صدها بار با خودتون شخصیت ناتوان فرد آزاردهنده رو مرور کنید. اون آدم بیش از اونکه لایق خشم باشه، لایق دلسوزی و نگاه تحقیرآمیز شماست.
نمیشه؟ یه جور دیگه بگم پس:
خشم فقط شما رو از بین میبره. و در نهایت فقط شمایید که میتونید به خودتون - به اون کودک درونی که آسیب دیده و بیپناهه - کمک کنید. راهش اینه عزیز من:
ببخش. نه بخاطر اینکه اون آدم سزاوار بخشوده شدنه؛ بلکه بخاطر اینکه تو سزاوار آرامشی 🙃
چطوری ببخشم وقتی انقدر زخم زده به من؟
نفرت و خشم رو تبدیل کن به دلسوزی و نگاه تحقیرآمیز.
با خودت بگو: چقدر حقیر بود. چقدر بدبخت بود که این کار رو کرد.
و با خودت تمرین کن: میبخشمت؛ چون نمیخوام دیگه باهام باشی. نمیخوام دیگه تو ذهنم حمل کنم تو رو. چون قرار نیست تا ابد بتونی منو آزار بدی. چون منم که تعیین میکنم شرایط رو، نه تو.
✅ مرحلۀ سوم خودآگاهیه.
یه ساختمون خراب شده، اول باید خاکروبههاش جمع بشه. بعد باید تمیز بشه. بعد که تمیز شد، باید یواش یواش نقشۀ جدید براش کشید و زیربنا ساخت و آجر روی آجر چید تا بشه یه ساختمون خوشگل و جدید و دوست داشتنی.
نقشۀ جدید کشیدن چطوریه؟
اول باید اندازهگیری کرد. بعد باید خطکشی کرد. بعد اجرا.
خودتو بشناس. کتابای روانشناسی فردی (از اون زردها نه؛ از اون خوباش که تو بخش نظرات پیشنهاد میدیم به همدیگه) بخون. یاد بگیر که روان آدمیزاد چطوری کار میکنه. یاد بگیر که تو کی هستی و تواناییهای منحصر به فردت چیان.
بعد هم یواش یواش قدم بردار برای ساختن کسی که رویاشو داری. عجله نکن. آسیب دیدی و خیلی خیلی خیلی طبیعیه که از همه چی متنفر و دلزده باشی. اما هربار یک قدم کوچیک میشه برداری. خیلی کوچیک. هر قدر انرژی داری.
✅ مرحلۀ چهارم آگاهی دادن به دیگرانه.
آدمای مهم زندگی تو، باید بدونن که حالت خوب نیست و نیاز به همراهی داری. باید بدونن که تجربۀ تلخ داشتی و اون آدم قبل نیستی. لازم نیست جزئیات ماجرا رو برای هرکسی بگی. اما مثلا برای همسر یا پارتنر خودت باید بگی که حوصله کنه. یادش بده که انتظار یه آدم عادی رو ازت نداشته باشه.
خیلی از آدما اگر بدونن نیاز به همراهی داریم، دریغ نمیکنن. حداقلش اینه که مدارا میکنن اگر نتونن کمکی بکنن. اما اگر نگی، کسی بلد نیست ذهن تو رو بخونه. پس بگو. ساده بگو: من حالم خوب نیست و نیاز دارم باهام مدارا کنید تا کم کم خودمو پیدا کنم و بسازم.
⏺ اگر یکی از اطرافیان شما آسیب دیده:
تقریباً با خوندن مطالبی که گفتم، باید بدونید که چیکار میشه/باید کرد: همراهی و مدارا.
دیوار اعتمادی که ریخته شده رو نمیشه یکدفعه ساخت. صبر داشته باشید.
ترس از رابطۀ جنسی رو نمیشه یکدفعه از بین برد. صبر داشته باشید.
ترس از حضور در شلوغی رو نمیشه یکدفعه بهش غلبه کرد. صبر داشته باشید.
خودتون میفهمید منظورم از صبر چیه. فقط شونه خالی نکنید. رفیق باشید. تکیهگاه باشید. بخونید و یاد بگیرید که چه آسیبهایی دیده اون عزیزتون.
اگر براتون درد دل کرد، قضاوت نکنید. کنایه نزنید. راه حل هم ندید! بشنوید و بشنوید و بشنوید. همدردی کنید و همدردی کنید و همدردی کنید. بذارید این زخم عمیق یواش یواش التیام پیدا کنه.
ادامه دارد...
@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
خب. بریم برای منبر طولانی که مدتیه دارم یادداشتبرداری میکنم براش. امیدوارم مفید و موثر باشه و تقاضا میکنم هرچی در تکمیل حرفام دارید، بگید. قضیه تجاوز/آزار دو طرف داره: 1. آزاردهنده 2. آزاردیده در سه بازه زمانی هم میشه به واقعه نگاه کرد: 1. قبل از واقعه…
بریم سراغ جواب سوال سوم از بخش اول، که قول دادم آخر قضیه بگم:
1/1: آزاردهنده، قبل از واقعه
3️⃣ چه میشه کرد که تعداد افراد آزاردهنده در جامعه کمتر بشه؟
اینجور مسائل نیاز به همکاری و برنامهریزی ارگانی داره. اما از ما به عنوان آدمای عادی چی برمیاد؟
یک. مهربانی
یادتونه گفتم ویژگی مشترک روانی در آزاردهندهها چیه؟ ضعف زیاد و قدرت زیاد.
برای اونا که ضعف زیاد دارن، مهربانی در تعاملات اطرافیان دیده نمیشه. یعنی چی؟ یعنی تقریباً همهشون قبل از اینکه آزاردهنده بشن زخم خوردۀ اطرافیانن. بیاعتنایی، طرد شدگی، تحقیر طولانی و خراب شدن عزت نفس. ما میتونیم اینطوری نباشیم🙃 ما میتونیم و باید مهربون باشیم باهم. مخصوصاً با اونایی که بقیه باهاشون نامهربونن.
به تصویر بزرگ ماجرا نگاه کنید:
اگر این سنگ تیپا خورده رو ما بهش تیپا نزنیم، شاید امید نجات دادنش هنوز باقی باشه.
اگر این کسی که قراره چند سال دیگه آزاردهندۀ دیگران باشه، ما تحویلش بگیریم، ما نوازشش کنیم، شاید دیگه کسی رو آزار نده.
اگر یاد بگیریم چطور میشه به آدما عزت نفس داد و باعث شد قویتر بشن، شاید نصف بیشتر این آدما رو بتونیم نجات بدیم از این منجلاب.
دو. آموزش
بسیاری از آدمای ضعیف، اگر یاد بگیرن چطور با جنس مخالف باید رابطه برقرار کرد و چطور باید مسیر درست تامین نیاز جنسی/عاطفی رو طی کرد، به این وضع نمیافتن. یاد بدیم به همدیگه. ما خیلی از نظر سواد رابطه کمبود داریم تو جامعه. خیلی زیاد! هنوز هیچی بلد نیستیم. هر قدر بلدیم به اطرافیانمون یاد بدیم. به خصوص نوجوانهایی که تشنۀ کشف هستن. اگر یادشون ندیم، از مسیر غلط یاد میگیرن و به مسیر غلطتر میافتن.
سه. هشیاری
این یکی برای اون دستۀ دوم به درد میخوره: اونایی که از قدرت زیاد دست به آزار جنسی میزنن.
هشیار باشیم! مشاوری که دفتر کار زده و به یه دختر تجاوز میکنه و ترسی نداره از لو رفتن (چون خیالش راحته هیچکس حرف اون دختر رو باور نمیکنه)، از اول اینطوری نبوده! حتماً از یه جای کوچیک شروع کرده. حتماً یه بار کجدستی کرده و اطرافیان اون دختر گفتن مگه میشه؟ آقای فلانی؟ اصلا این وصلهها بهش نمیچسبه!
هشیار باشیم دربارۀ تغییرات کوچیک آدمای قدرتمند.
حواسمونو جمع کنیم! تخممرغدزد، شترمرغدزد میشه.
اگر بار اولی که چیزی به گوشمون خورد، جدی بگیریمش، واکنش نشون بدیم، محدودیت ایجاد کنیم برای طرف، و هزینۀ خطای بزرگترش رو براش زیاد کنیم، شاید اون آدم دیگه جرأت نکنه کارهای وحشتناکتری بکنه.
حرفام طولانی شد اما لازم بود.
هرچی بلد بودم و این چند هفته بهش فکر کردم رو براتون گفتم.
اولش گفتم، آخرشم میگم: هرچی لازمه در تکمیل حرفام بگید. من متخصص نیستم ولی سعی کردم با متخصصها مشورت کنم، کتاباشونو بخونم، و براتون حرفاشونو ساده بگم. دوستتون دارم و ممنونم که همراهم هستید. 🙃❤️
پایان پروندۀ آزار جنسی
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
1/1: آزاردهنده، قبل از واقعه
3️⃣ چه میشه کرد که تعداد افراد آزاردهنده در جامعه کمتر بشه؟
اینجور مسائل نیاز به همکاری و برنامهریزی ارگانی داره. اما از ما به عنوان آدمای عادی چی برمیاد؟
یک. مهربانی
یادتونه گفتم ویژگی مشترک روانی در آزاردهندهها چیه؟ ضعف زیاد و قدرت زیاد.
برای اونا که ضعف زیاد دارن، مهربانی در تعاملات اطرافیان دیده نمیشه. یعنی چی؟ یعنی تقریباً همهشون قبل از اینکه آزاردهنده بشن زخم خوردۀ اطرافیانن. بیاعتنایی، طرد شدگی، تحقیر طولانی و خراب شدن عزت نفس. ما میتونیم اینطوری نباشیم🙃 ما میتونیم و باید مهربون باشیم باهم. مخصوصاً با اونایی که بقیه باهاشون نامهربونن.
به تصویر بزرگ ماجرا نگاه کنید:
اگر این سنگ تیپا خورده رو ما بهش تیپا نزنیم، شاید امید نجات دادنش هنوز باقی باشه.
اگر این کسی که قراره چند سال دیگه آزاردهندۀ دیگران باشه، ما تحویلش بگیریم، ما نوازشش کنیم، شاید دیگه کسی رو آزار نده.
اگر یاد بگیریم چطور میشه به آدما عزت نفس داد و باعث شد قویتر بشن، شاید نصف بیشتر این آدما رو بتونیم نجات بدیم از این منجلاب.
دو. آموزش
بسیاری از آدمای ضعیف، اگر یاد بگیرن چطور با جنس مخالف باید رابطه برقرار کرد و چطور باید مسیر درست تامین نیاز جنسی/عاطفی رو طی کرد، به این وضع نمیافتن. یاد بدیم به همدیگه. ما خیلی از نظر سواد رابطه کمبود داریم تو جامعه. خیلی زیاد! هنوز هیچی بلد نیستیم. هر قدر بلدیم به اطرافیانمون یاد بدیم. به خصوص نوجوانهایی که تشنۀ کشف هستن. اگر یادشون ندیم، از مسیر غلط یاد میگیرن و به مسیر غلطتر میافتن.
سه. هشیاری
این یکی برای اون دستۀ دوم به درد میخوره: اونایی که از قدرت زیاد دست به آزار جنسی میزنن.
هشیار باشیم! مشاوری که دفتر کار زده و به یه دختر تجاوز میکنه و ترسی نداره از لو رفتن (چون خیالش راحته هیچکس حرف اون دختر رو باور نمیکنه)، از اول اینطوری نبوده! حتماً از یه جای کوچیک شروع کرده. حتماً یه بار کجدستی کرده و اطرافیان اون دختر گفتن مگه میشه؟ آقای فلانی؟ اصلا این وصلهها بهش نمیچسبه!
هشیار باشیم دربارۀ تغییرات کوچیک آدمای قدرتمند.
حواسمونو جمع کنیم! تخممرغدزد، شترمرغدزد میشه.
اگر بار اولی که چیزی به گوشمون خورد، جدی بگیریمش، واکنش نشون بدیم، محدودیت ایجاد کنیم برای طرف، و هزینۀ خطای بزرگترش رو براش زیاد کنیم، شاید اون آدم دیگه جرأت نکنه کارهای وحشتناکتری بکنه.
حرفام طولانی شد اما لازم بود.
هرچی بلد بودم و این چند هفته بهش فکر کردم رو براتون گفتم.
اولش گفتم، آخرشم میگم: هرچی لازمه در تکمیل حرفام بگید. من متخصص نیستم ولی سعی کردم با متخصصها مشورت کنم، کتاباشونو بخونم، و براتون حرفاشونو ساده بگم. دوستتون دارم و ممنونم که همراهم هستید. 🙃❤️
پایان پروندۀ آزار جنسی
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
2️⃣ چطور میشه آسیبها رو کاهش داد؟ فرآیندی که آزاردیده طی میکنه، اینطوریه در اغلب موارد: شوکه شدن ⬅️ ترس ⬅️ نفرت ⬅️ خشم این فرآیند تو ذهنتون باشه برای باقی حرفام. کاهش آسیبها از دو جهت قابل بررسیه: ⏺ از طرف فرد آزاردیده ⏺ از طرف اطرافیانش ⏺ اگر خودتون…
Telegram
تأملات
2️⃣ چطور میشه آسیبها رو کاهش داد؟
فرآیندی که آزاردیده طی میکنه، اینطوریه در اغلب موارد:
شوکه شدن ⬅️ ترس ⬅️ نفرت ⬅️ خشم
این فرآیند تو ذهنتون باشه برای باقی حرفام.
کاهش آسیبها از دو جهت قابل بررسیه:
⏺ از طرف فرد آزاردیده
⏺ از طرف اطرافیانش
⏺ اگر خودتون…
فرآیندی که آزاردیده طی میکنه، اینطوریه در اغلب موارد:
شوکه شدن ⬅️ ترس ⬅️ نفرت ⬅️ خشم
این فرآیند تو ذهنتون باشه برای باقی حرفام.
کاهش آسیبها از دو جهت قابل بررسیه:
⏺ از طرف فرد آزاردیده
⏺ از طرف اطرافیانش
⏺ اگر خودتون…
📂 پروندههایی که تا امروز در تأملات بررسی شده:
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ (27 پاسخ)
https://t.me/tmlat/119
با مرگ عزیزانمون چطور کنار بیاییم؟ (14 پاسخ)
https://t.me/tmlat/152
مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ (23 پاسخ)
https://t.me/tmlat/243
با والدین کنترلگر چه باید کرد؟ (14 پاسخ)
https://t.me/tmlat/274
خوشیهای مورد انتظار و تجربه نشده (7 پاسخ)
https://t.me/tmlat/314
کولۀ ضروریات شما (6 پاسخ)
https://t.me/tmlat/328
دوست دارید روی سنگ قبرتون چی بنویسن؟ (18 پاسخ)
https://t.me/tmlat/397
بزرگترین تغییر زندگی شما پس از چه اتفاقی بود؟ (5 پاسخ)
https://t.me/tmlat/434
لذتهای فوقالعادۀ زندگی (13 پاسخ)
https://t.me/tmlat/443
چمدان سفرت را با چه چیزی پر میکنی؟ (13 پاسخ)
https://t.me/tmlat/551
قبل و بعد از تجربهٔ آزار جنسی، چه کنیم؟ (43 پاسخ)
https://t.me/tmlat/718
.
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ (27 پاسخ)
https://t.me/tmlat/119
با مرگ عزیزانمون چطور کنار بیاییم؟ (14 پاسخ)
https://t.me/tmlat/152
مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ (23 پاسخ)
https://t.me/tmlat/243
با والدین کنترلگر چه باید کرد؟ (14 پاسخ)
https://t.me/tmlat/274
خوشیهای مورد انتظار و تجربه نشده (7 پاسخ)
https://t.me/tmlat/314
کولۀ ضروریات شما (6 پاسخ)
https://t.me/tmlat/328
دوست دارید روی سنگ قبرتون چی بنویسن؟ (18 پاسخ)
https://t.me/tmlat/397
بزرگترین تغییر زندگی شما پس از چه اتفاقی بود؟ (5 پاسخ)
https://t.me/tmlat/434
لذتهای فوقالعادۀ زندگی (13 پاسخ)
https://t.me/tmlat/443
چمدان سفرت را با چه چیزی پر میکنی؟ (13 پاسخ)
https://t.me/tmlat/551
قبل و بعد از تجربهٔ آزار جنسی، چه کنیم؟ (43 پاسخ)
https://t.me/tmlat/718
.
تأملات
مروری بر کارنامۀ «تأملات» در 674 روز فعالیت: ده نویسنده، 550 نوشته. میانگین ارسال: ماهی 24 نوشته. گزیدۀ نوشتهها: هنگام شکست عاطفی یا سوگواری، از چه چیزی رنج میبریم؟ https://t.me/tmlat/9 چیزهای کوچکی که #ما را تعریف میکنند: https://t.me/tmlat/16 آخرین…
.
فهرستی از نوشتههای مهمتر کانال تأملات در دو سال اخیر
.
فهرستی از نوشتههای مهمتر کانال تأملات در دو سال اخیر
.
۵۶۲
روزهایی در زندگی هستند که آدم مثل یک دوچرخهسوار تازهکار است: نیاز به چرخهایی کمکی دارد که بتواند راه برود.
روزهایی مثل:
شروع نوشتن پروپوزال برای پایان یک مقطع دانشگاهی؛
اول ازدواج یا رابطۀ عاشقانه؛
اولین سفر یک نفره؛
اولین تجربۀ آشپزی؛
و هزاران از این قبیل.
پشت این عکس، شاید یک قصه شبیه همان اولینهای ما باشد:
دخترکی که برای اولین بار دفتر نقاشیاش به اندازۀ پیادهروی کنار خیابان بزرگ شده و قلمش به اندازۀ قطعه گچی کج و معوج.
در غربت خیابان، امنیت خانه را جستجو میکند. از گوشۀ سمت چپ سقف شروع میکند و وقتی کمی دستش میلرزد، دلش میخواهد بینقصتر امنیت را تصویر کند. پس به دیوار سمت چپ تکیه میکند:
کشیدن یک خط موازی نباید زیاد سخت باشد. اما وقتی از تکیهگاه خودش دور میشود، وقتی فاصله میگیرد از دیوار راهنما، خطوط نقاشیاش هم کج و معوج میشوند؛ مثل قطعه گچی که در دست دارد.
همۀ ما در زندگی اوقاتی داریم که نقاشیمان کج و معوج میشود. اگر داری این اوقات را از سر میگذرانی، یک بار دیگر به دور و بر خودت نگاه کن:
شاید از تکیهگاهت، از دیوار راهنمای خودت دور شده باشی :)
#مصطفی
@tmlat { تأملات }
🌱
روزهایی در زندگی هستند که آدم مثل یک دوچرخهسوار تازهکار است: نیاز به چرخهایی کمکی دارد که بتواند راه برود.
روزهایی مثل:
شروع نوشتن پروپوزال برای پایان یک مقطع دانشگاهی؛
اول ازدواج یا رابطۀ عاشقانه؛
اولین سفر یک نفره؛
اولین تجربۀ آشپزی؛
و هزاران از این قبیل.
پشت این عکس، شاید یک قصه شبیه همان اولینهای ما باشد:
دخترکی که برای اولین بار دفتر نقاشیاش به اندازۀ پیادهروی کنار خیابان بزرگ شده و قلمش به اندازۀ قطعه گچی کج و معوج.
در غربت خیابان، امنیت خانه را جستجو میکند. از گوشۀ سمت چپ سقف شروع میکند و وقتی کمی دستش میلرزد، دلش میخواهد بینقصتر امنیت را تصویر کند. پس به دیوار سمت چپ تکیه میکند:
کشیدن یک خط موازی نباید زیاد سخت باشد. اما وقتی از تکیهگاه خودش دور میشود، وقتی فاصله میگیرد از دیوار راهنما، خطوط نقاشیاش هم کج و معوج میشوند؛ مثل قطعه گچی که در دست دارد.
همۀ ما در زندگی اوقاتی داریم که نقاشیمان کج و معوج میشود. اگر داری این اوقات را از سر میگذرانی، یک بار دیگر به دور و بر خودت نگاه کن:
شاید از تکیهگاهت، از دیوار راهنمای خودت دور شده باشی :)
#مصطفی
@tmlat { تأملات }
🌱
عشق دردیه که حتی وقتی براش بلند بلند هم گریه میکنی میدونی دردش فقط برای اینه که تقصیر کسی نیست
پروندۀ بعدی تأملات دربارۀ چی باشه؟
anonymous poll
تا کجا با خانواده همراه باشیم و کجا جلوشون بایستیم؟ – 46
👍👍👍👍👍👍👍 55%
چطور بعد از شکست، دوباره راه بیفتیم؟ – 20
👍👍👍 24%
چطور روحیات خوبی که داریم، تا زمان پیری حفظ کنیم؟ – 11
👍👍 13%
پیشنهادی ندارم. – 4
👍 5%
پیشنهاد دیگهای دارم که در پیام ناشناس یا در بخش نظرات خواهم گفت. – 2
▫️ 2%
👥 83 people voted so far.
anonymous poll
تا کجا با خانواده همراه باشیم و کجا جلوشون بایستیم؟ – 46
👍👍👍👍👍👍👍 55%
چطور بعد از شکست، دوباره راه بیفتیم؟ – 20
👍👍👍 24%
چطور روحیات خوبی که داریم، تا زمان پیری حفظ کنیم؟ – 11
👍👍 13%
پیشنهادی ندارم. – 4
👍 5%
پیشنهاد دیگهای دارم که در پیام ناشناس یا در بخش نظرات خواهم گفت. – 2
▫️ 2%
👥 83 people voted so far.
👍1
تأملات via @vote
پروندۀ بعدی تأملات دربارۀ چی باشه؟ anonymous poll تا کجا با خانواده همراه باشیم و کجا جلوشون بایستیم؟ – 46 👍👍👍👍👍👍👍 55% چطور بعد از شکست، دوباره راه بیفتیم؟ – 20 👍👍👍 24% چطور روحیات خوبی که داریم، تا زمان پیری حفظ کنیم؟ – 11 👍👍 13% پیشنهادی ندارم. – 4 👍…
پیشنهادات دیگه رو اینجا بنویسید❤️