تأملات
272 subscribers
172 photos
30 videos
6 files
156 links
تأملی کوتاه داریم بر زندگی و مسائل انسان

صفحه اینستا:
https://Instagram.com/tmlatmag

لینک ناشناس:
https://t.me/BChatBot?start=sc-39628bb98f

لینک شناس: @mostafaonline

مطالبی که امضای #مصطفی ندارند از سایر ادمین‌هاست.
Download Telegram
من یه درد مشترکی بین اکثرشون حس کردم
اونم نگفتن بوده
نمیدونم چرا تو زندگی از کودکی ماها یاد میگیریم که نگیم حرفی نزنیم مشکلی بروز ندیم قوی باشیم و خیلی چرت و پرتای دیگه
اکثرا از کودکی با خودمون یه سری دردهارو میکشیم و حس میکنم این نگفتن هامونه که باعث شده تا همیشه دنبال خودمون بکشونیم
تأملات
من یه درد مشترکی بین اکثرشون حس کردم اونم نگفتن بوده نمیدونم چرا تو زندگی از کودکی ماها یاد میگیریم که نگیم حرفی نزنیم مشکلی بروز ندیم قوی باشیم و خیلی چرت و پرتای دیگه اکثرا از کودکی با خودمون یه سری دردهارو میکشیم و حس میکنم این نگفتن هامونه که باعث شده…
#ناشناس گفت:

خب از کجا معلوم بگیم واکشن خوبی از جانبشون داشته باشیم و نگن که نه تو بد برداشتی کردی اصلا اینطور نیست....
الان به عینه یکی از ناشناس ها گفته بود به خانوادم گفتم گفته به پدرت هیچی نگو از این حرفها... بجا این صحبت باید اموزش اول از همه به اون پدر ومادر بدن که دیگه الان دیره خیلی دیره یه عمر از زندگی خیلیا نابود شده....
ولی حداقل کار دولت بیاد عین جلسه زمان ازدواج میزارن بعد مراحل ازمایش اینا جلساتی اجباری برای همه با اموزش عالی قبل از زایمان برای پدر و مادر بزارن
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
https://t.me/tmlat/770
توی دانشگاه از ترم اول پیشنهاد های زیادی داشتم و خیلیا خاستگاری میکردن و خب تماس هایی که با مامانم میشد زیاد بود
و پدرم به من میگفت تو‌ حتما کار بدی میکنی که این همه ادم بهت پیشنهاد میدن(((:
تأملات
#ناشناس گفت: خب از کجا معلوم بگیم واکشن خوبی از جانبشون داشته باشیم و نگن که نه تو بد برداشتی کردی اصلا اینطور نیست.... الان به عینه یکی از ناشناس ها گفته بود به خانوادم گفتم گفته به پدرت هیچی نگو از این حرفها... بجا این صحبت باید اموزش اول از همه به اون…
دقیقا منظور منم همین بود که ما یاد میگیریم نباید بگیم و حتی بعضی اوقات نزدیک ترین افراد بهمون. یا سعی میکنن فکر مارو منحرف کنن از واقعیتش مثل موفعایی که جلوی یه بچه میزنی به در میگی دعواش کردم.
فکر میکنم یکم باید بچه هارو عاقل تر فرض کنیم
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:

بچه بودم فکر میکنم 4 سالم بود. تازه دوچرخه سواری یاد گرفته بودم یه دوچرخه کوچیک شماره 8 . یه مسیری که همیشه طی میکردم حدودا تا خونه ده دقیقه فاصلش بود با اینکه همیشه خونواده منو منع میکردن از تنهایی جایی رفتن یه بار دیگه به جای اینکه دور کوچه بچرخم مسیری که همیشه دنبال داداشم میرفتم رو تنها رفتم. یادمه یه کوچه ای که هنوزم که هنوزه وقتی واردش میشم یه احساس سردی ای بهم دست میده. چند تا پسر که اونام بچه بودن شاید 10 11 سال جلومو گرفتن. ترسیدم وایسادم وقتی پیاده شدم فکر میکردم دنبال دوچرخه تا اینکه یکیشون به جایی که نباید دست زد. خیلی ترسیدم یکم فاصله که گرفتم مثل برق فرار کردم یادم میاد ده دقیقه تا یه ربع فقط تو کوچه ها میدوییدم و دنبالم میکردن تا رسیدم خونه اینقدر به در کوبیدم که داداشم تا درو باز کرد و اونا رو دید که دنبالم بودن سریع افتاد دنبال اونا نمیدونست چی شده و بعد با هم رفتیم دنبال دوچرخم که اونور تر افتاده بود من جرات کردم به خونوادم بگم بعدش بهم فقط توضیح دادن که اینا بچه های بدی هستن تازه بعد ها فهمیدم چی بوده داستان

3⃣6⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
می‌شه بگید راه مقابله با این وضع چیه؟
مثلا آدم بره دفاع شخصی یاد بگیره؟ اسپری فلفل با خودش ببره؟
یا بپذیره این خطر هست تو جامعه.
فکر نمی‌کنم به نوع پوشش آدم هم بستگی داشته باشه همون طور که بعضی‌ها گفتند چادری بودند و بهشون آزار رسوندند و ...
آخه فقط ایران هم نیست. اینجا توی ایتالیا خیلی وضع بدتره...
واقعا دغدغه من اینه چطوری از خودم محافظت کنم!
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
من پسرم و واقعا خوندن پیامهای این گروه هم اعصابم رو خورد کرد هم یکم ترسیدم
جامعه ای که توش زندگی مکنیم خیلی کثیف تر از این حرف هاست که فکرشو میکردم
فکر نمیکردم این همه دخترهایی که تجربه های این شکلی دارند انقدر زیاد باشه😕
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
سلام
میدونم قرار به دیشب بود ولی فقط دوست داشتم اولین بار راجع بهش حرف بزنم. من توی اتوبوس نشسته بودم که بریم شهرستان، شب بود و مادرم هم کنارم خوابیده بود، داشت خوابم میبرد که یهو دیدم یه دست از صندلی پشت سر اومده و داره سینه هام رو لمس میکنه، بچه بودم شاید چهارده یا پونزده سالم بود و اینقدر ترسیدم و پنیک شدم که نمیتونستم تکون بخورم.
یه بار هم خونه خالم بودم، رفتم توی اتاق که لباس عوض کنم، وقتی داشتم تی شرتم رو میپوشیدم دیدم شوهرخالم رو به رومه و زل زده به تنم، با اینکه شاید کاری نکرد و اتفاقی نیوفتاد ولی من هنوز وقتی میبینمش یاد اون نگاهش میوفتم و حالم بد میشه.

3️⃣7️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌
پیامارو خوندم
خیلی غمگینه
کاش میشد فراموش کرد.
واقعا تجاوز صرفا به لمس کردن نیست حتی حرف ها، رفتار و تصاویر که مناسب نیستن میتونه باعث آسیب روحی و روانی بشه...
فقط میتونم بگم ترس هام از جامعه ای که توش زندگی میکنم و کموبیش بااین مسائل رو به رو شدم بیشترشد خیلی بیشتر😭😭😭
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌
غمگین بود خیلی غمگین
چه قدر ما خوخواهیم که برای لحظه ای لذت خودمون یکی دیگه رو تا مرز فروپاشی ببریم
سال هاست میگم ما برای اصلاح احتیاج به آموزش نداریم باید بسوزوننمون ،بکوبن از اول بسازن
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
من دو شبه که می‌خوام براتون یکمی درباره این مسأله بنویسم... ولی ناشناس پشت ناشناس میاد و خواستم مطمئن بشم کسی حرفش نشنیده نمونه.

صبوری می‌کنید و ممنونم‌...

#مصطفی

@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
اولین چیزی که یادم میاد زمانیه که شاید ۷ سالم بود حتی کمتر پسر خاله ام و پسر داییم داشتن کامپیوترو درست میکردن منم رفتم تو اتاق.پسر داییم رفت بیرون در حد ۳یا۴دقیقه اصلا نفهمیدم چیشد که پسرخاله ام منو نشوند رو پاش و ...
هیچ وقت یادم نمیره و هنوز که هنوزه ازش فراریم
دومی هم واسه زمانیه که حدودا ۱۰سالم بود با مامانم سوار تاکسی شدیم یه مرد حدودا ۴۰ساله در حالی که کت رو روی دستش انداخته بود سوار تاکسی شد و کنار من نشست.وقتی تاکسی حرکت کرد همون دستش که روش کت بود و معلوم نبود رو روی پام حس کردم و تمام طول مسیر از ترس داشتم سکته میکردم و جرات حرف زدن نداشتم.
سومی هم واسه ترم اول دانشگاه بود که تو یه کلاس نشسته بودم و با لپ تاپم کار میکردم یکی از پسرا اومد تو کلاس و در حالی که فکر میکردم میره هی جلو و جلوتر اومد من بدون برداشتن هیچکدوم از وسایلام بلند شدم و خواستم خیلیی سریع برم بیرون ولی متاسفانه فهمید و جلوی در وایساد و نذاشت برم.نمیتونم او لحظه رو بنویسم خیلی سخته
اینایی که نوشتم فقط ۳مورد بود و چندین مورد دیگه هم هست
نتونستم درباره هیچکدوم با کسی حرف بزنم فقط از هر مردی که نزدیکم باشه وحشت دارم

3️⃣8️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
این نشون دادن آلت تو خیابون دو بار واسه دوست من تو راه مدرسه اتفاق افتاده خیلی حالش بد بود و دست و پاش سست شده بود متاسفانه خیلی اتفاق میفته

3️⃣9️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
سه ی ظهر بود داشتم از مدرسه برمیگشتم. کمتر از ۲ دقیقه فاصله داشتم تا خونه. تو ماشین نشسته بود. ظاهرشم معمولی بود. من از یه مسیری رفته بودم که صدا زد ببخشید فلان آدرس و شما میشناسید؟ برگشتم. رفتم نزدیک ماشینش، خوش و خرم یه دستمو گذاشته بودم لبه ی پنجره، با یه دست دیگم سمت خیابون داشتم توضیح میدادم براش، یک آن سرم و برگردوندم تو ماشین، دیدم با یه لبخند مضحک زل زده بهم. چشمم رفت پایینتر دیدم آلت تناسلیش و گرفته دستش. خشکم زد‌. فقط روم و کردم اون سمت همه ی توانم و جمع کردم بدوام. دوتا پسر از پشت داشتن میومدن، حتی ترسیدم از اونا کمک بخوام. تا خود خونه دویدم. به هیچ کس هیچ چیز نگفتم چون نتیجه ش میشد محدودتر شدن خودم و رفت و آمدم. چون کاری جز این بلد نیستن که انجام بدن.

4️⃣0️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
هی می‌خوام بنویسم. ولی تپش قلب می‌گیرم. نفسم بند میاد. فقط کاش به هر زن و مردی که قصد بچه دار شدن دارن بگید بچه شون و با هیچ مرد محرمی هم تنها نذارن. هیچ مردیییی. نه دایی نه عمو نه برادر. مجرد و متاهلم نداره.

4️⃣1️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌
متاسفانه من دیر رسیدم
هی گفتم بیخیال شو، دیگه گذشته نمی‌خواد بنویسی، اما فکر کردم شاید باید از زاویه‌ی دیگه‌ای هم این ماجرا رو دید
از زاویه‌ی دید دختربچه‌ای که نمی‌دونه آلت تناسلی مردا چیه!!!!!
بچگیام نمی‌دونم به چه دلیلی خیلی شیرین بودم واسه بزرگترا، هرکی از راه می‌رسید با اینکه کلی بچه‌ی دیگه هم تو فامیل بود، دوست داشت منو بغل کنه، همیشه سربه‌سر من می‌ذاشتن (اینو می‌گم نگید خودشو تحویل می‌گیره، جلوتر می‌فهمید چه عذابی شد این بغل کردنا)
بچه بودم، خیییلی کوچولو، در حدی که اکثر اوقات بغلم می‌کردن می‌بردن اینور اونور، هیچی از اون سن تو ذهن آدم نمی‌مونه، ولی این اتفاق انقدر واسه من عجیب بود که لحظه به لحظه‌اش تو ذهنم مونده
عید بود، خونواده‌ام مشغول مهمون‌داری بودن، پسرعموم اومد خونمون، منو برد واسم بستنی بخره، با اینکه خونوادم اجازه نمی‌دادن با کسی تنها باشم، ولی گاهی هم چون تقاضا و اصرار زیاد می‌شد، اجازه می‌دادن
رفتیم، از اونجا منو برد خونشون، فقط بهم می‌گفت الان می‌خوایم یه کاری بکنیم، تو فقط بستنیو بخور!!! به کسی نگیا!! و آلتشو نشون من داد، من خیلی ترسیده بودم، خیییلی، ندیده بودم، می‌ترسیدم فکر می‌کردم این حیوونه؟ آدم فضاییه؟ چیه؟ چرا اینطوریه؟ وحشت کرده بودم، این وحشت از بدنش خیییلی بدتر از کارایی بود که کرد
هیچ‌وقت به خانواده‌ام نگفتم، چون گفته بود نگو! اما بعد اون از همه‌ی مردا می‌ترسیدم، همونطور که گفتم خیلی پیش میومد منو بگیرن بغلشون و بخوان باهام بازی کنن، هیچ وقت اون اتفاق تکرار نشد، اما من تا مدت‌ها از مردها وحشت داشتم، هیچکس نفهمید چمه، فقط می‌گفتن چرا این بچه میاد تو بغل آدم انقد ساکت می‌شه!!! خونواده‌ام هم افتخار می‌کردن بچمون باادبه!!!
طوری شده بود که نه فقط از مردا، از خانومایی که ناراحتم می‌کردن می‌ترسیدم، فکر می‌کردم همه‌ی آدم بدا ازونا دارن، خیلی زمان برد تا بزرگ بشم و بفهمم اون مخصوص آدم بدا نیست و همه‌ی مردا دارن
حالا حتما متوجه می‌شید اون چیز که نماد آدم بد شده بود واسه من، و تو بچگی هرکی که اذیتم می‌کرد رو اون شکلی تصور می‌کردم، حالا داره چه آسیبی بهم می‌زنه
می‌دونم بد نیست، می‌دونم اون به خودی خود مشکلی نداره، ولی می‌ترسم ازش، خیلی
شاید حرفام خنده‌دار به نظر بیاد، نمی‌دونم
فقط خواستم بگم تا شما هم بدونید لازمه به بچه‌هاتون تو همون خیلی کوچیکیشون یاد بدید اندام‌ها رو، تا وقتی دیدن مثل من وحشت نکنن
تجربه‌ی تعرض و تجاوز من محدود به همین یه مورد نیست، خیلی اتفاق افتاده، بارها و بارها، اما خب از سمت فامیل و تو بچگی همون یدونه بود، که بدترین و بزرگترین و بیشترین تاثیر رو روی من گذاشت.

4⃣2⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
من، دخترم
حدود ۶-۷ سالگیم، وقتی که هنوز درکی از درست و غلط نداشتم..«خواهر» بزرگترم منو میبرد تو اتاق و ازم در حد اجبار میخواست ( عریان میشد و یادم میداد) که تحریک و ارضاش کنم.. این کارو در قالب بازی انجام میداد.. اینکه من دکترم و میخوام فقط معاینه ش کنم...
این اتفاق بارها و بارها افتاد :)
در نهایت تموم شد؛ اما من کودکی باقی موندم که از ۶ سالگی به استمناء اعتیاد داشت.. و الان در ۲۱ سالگی فقط یک ساله که گرایشم درمان شده :)
متاسفم.. اگر همچین تجربه منزجر کننده ای در من ریشه دوونده و از خاطرم نمیره...

4️⃣3️⃣
برای تمام آن ۴۳ و چند میلیون نفر :)
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
خب. بریم برای منبر طولانی که مدتیه دارم یادداشت‌برداری میکنم براش.
امیدوارم مفید و موثر باشه و تقاضا میکنم هرچی در تکمیل حرفام دارید، بگید.

قضیه تجاوز/آزار دو طرف داره:
1. آزاردهنده
2. آزاردیده

در سه بازه زمانی هم میشه به واقعه نگاه کرد:
1. قبل از واقعه
2. حین واقعه
3. بعد از واقعه

سعی کردم فهرستی از سوالات مهم رو بنویسم تا قدم به قدم برای پاسخشون فکر کنیم (روی هر عنوان تاچ/کلیک کنید، مستقیم میرید سراغ اون مطلب):

1/1 : آزاردهنده - قبل از واقعه
- چی میشه که یه نفر تبدیل به یه آزاردهنده میشه؟
- ویژگی‌های مشترک روانی در این افراد چیه؟
- چه میشه کرد که تعداد این موجودات کمتر بشه؟


1/2 : آزاردهنده - حین واقعه
- موقع آزار چه اتفاقی در ذهن اینا میفته؟
- چه موقعیتی مناسبه براشون؟


1/3: آزاردهنده - بعد از واقعه
- چطور میشه برخورد/پیگیری کرد؟
- چطور میشه جلوی تکرار ماجرا با همون فرد رو گرفت؟


2/1 : آزاردیده - قبل از واقعه
- آیا افراد آزاردیده ویژگی‌های روانی مشترکی دارند؟
- چطور میشه جلوی این اتفاقات رو تا حد ممکن گرفت؟


2/2 : آزاردیده - حین واقعه
- موقع آزار چه اتفاقی در ذهن اینا میفته؟
- چطور میشه از اون موقعیت زودتر خلاص شد؟


2/3 : آزاردیده - بعد از واقعه
- آسیب‌های مشترک در اینا چیه؟
- چطور میشه آسیب‌ها رو کاهش داد؟

ادامه دارد...

@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
خب. بریم برای منبر طولانی که مدتیه دارم یادداشت‌برداری میکنم براش. امیدوارم مفید و موثر باشه و تقاضا میکنم هرچی در تکمیل حرفام دارید، بگید. قضیه تجاوز/آزار دو طرف داره: 1. آزاردهنده 2. آزاردیده در سه بازه زمانی هم میشه به واقعه نگاه کرد: 1. قبل از واقعه…
1/1 : آزاردهنده - قبل از واقعه
- چی میشه که یه نفر تبدیل به یه آزاردهنده میشه؟
- ویژگی‌های مشترک روانی در این افراد چیه؟
- چه میشه کرد که تعداد این موجودات کمتر بشه؟



1️⃣ ریشه‌های ماجرا دو چیزه: ضعف زیاد و قدرت زیاد.
ویژگی‌های مشترک روانی هم به همین دو ریشه برمی‌گرده.

الف. ضعف زیاد
یکی از ریشه‌های اصلی قضیه، "ناتوانی" فرد در موقعیت‌های درسته.

مثلا طرف از پس زنش بر نمیاد به لحاظ روانی/جسمی
یا تو خونه قدرت نداره
بیرون از خونه قدرتش رو بروز میده اینطوری
یا بین رفیقاش آدم حساب نمیشه
یا دوست دختر/همسر نمیتونه پیدا کنه
توان ارتباط عاطفی نداره
یا ناتوانی جنسی داره
اینطوری خلاء روانی/جسمی‌شو پر میکنه

البته با یه بار دو بار این شکلی نمیشه
ولی وقتی حس کنه ناتوانه، جرقه زده شده...

لمس و حرکاتی از این دست از طرف آزاردهنده، یه جور «احساس دوست داشتنی بودن» تغییر شکل یافته است.
مخصوصا اونا که آلتشونو نشون میدن،
اینا مشکل روانی شدیدی دارند.



ب. قدرت زیاد
بعضیا از سر سرمستی اینجوری میشن.
مثل کسی که یه حریف ضعیف گیر آورده و ده تا گل میزنه، مست قدرتن.
میتونن، پس میکنن.
مثلاً دفتر کار دارن. مراجع خانم دارن. خلوت پیش میاد. کسی شک نمیکنه.
چرا نکنن؟


2️⃣ حالات روانی این افراد هم متناسب با ضعف زیاد و قدرت زیاده.
در ضعف زیاد، انزوا و جمع‌گریزی (مگر در مواردی که قراره لمس کنن کسی رو) یکی از نشونه‌های ایناست.
در قدرت زیاد، برعکس. اعتماد به نفس، شوآف، و جلوه‌گری و نشون دادن قدرت و روابطشون (برای ترسوندن افراد) نشونه‌های احتمالیه.


3️⃣ چطور میشه تعدادشون رو کم کرد؟
اجازه بدید این رو آخر از همه توضیح بدم. شاید بعد از خوندن مطالب مربوط به حین واقعه و بعد از واقعه، بهتر بشه این سوال رو پاسخ داد.


ادامه دارد...

@tmlat { تأملات }
🌱