تأملات
272 subscribers
172 photos
30 videos
6 files
156 links
تأملی کوتاه داریم بر زندگی و مسائل انسان

صفحه اینستا:
https://Instagram.com/tmlatmag

لینک ناشناس:
https://t.me/BChatBot?start=sc-39628bb98f

لینک شناس: @mostafaonline

مطالبی که امضای #مصطفی ندارند از سایر ادمین‌هاست.
Download Telegram
تأملات
#ناشناس گفت: ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ خوندن این متن‌ها برای من که دخترم قابل تحمل نیست..انگار 29بار به من تجاوز شده. مطمئنید انتشارش کار درستیه..؟ این افراد صددرصد باید با یکی درمیون بذارند اما با یک مشاور و یا کسی که بتونه…
هر کس نوشته منتشر نکن، نکردم.
ضمنا انتشار بینام مشکل خاصی نداره به نظرم. اگر مشکلی می‌بینی بگو که باهم درباره‌اش حرف بزنیم.

من در این زمینه تجربیاتی دارم که خواستم با آدما در میون بذارم. حالا مدرک مشاوره و روانشناسی اگر ملاکتونه، نه ندارم. اما ملاک من این نیست و البته که چندین مشاور در کانال داریم و تا حالا نشده تذکر بدن که فلان حرفم غلط بوده. معمولاً تکمیل کردن حرفامو که با افتخار منتشر کردم و ازشون تشکر هم کردم.

اگر اذیت میشید از خوندنش، نخونید.

اما خوندن تجربیات واقعی، حداقل شش فایده داره:
1- الگوی رفتاری دو طرف ماجرا روشن‌تر میشه.
2- با روشن شدن الگو، میتونید اطرافیان رو از موقعیت‌های مشابه بعدی نجات بدید.
3- با روشن شدن الگو و خوندن تحلیل‌هایی که خواهم نوشت، میتونید در حد خودتون مانع گسترش ابعاد این ماجراها بشید.
4- اونی که ماجراشو فرستاده حس میکنه تنها نیست و کمتر خودشو سرزنش میکنه.
5- اونی که ماجراشو فرستاده حداقل حس میکنه یه جا حرفاش شنیده شد. اون بغض تو گلوش یکمی سبک میشه.
6- پسرهایی که تو کانال هستن میفهمن که یه لمس ساده (از نظر اونا) چه عواقب روحی/جسمی‌ای داره و شاید با این فهم، یکم بیشتر دست و پاشونو جمع کنن.

#مصطفی
و اینکه منم هزار بار مچاله میشم تو خودم. اما وقتی 400 نفر مخاطب دارم، به همین اندازه و بیشتر از این احساس مسئولیت میکنم و وظیفه خودم میدونم قدمی بردارم که فکر میکنم درسته. استقبال میکنم اگر راه بهتری به نظرتون میرسه بگید. 🙃

#مصطفی
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
یک‌بار در آسانسور پارکینگ حرم خیلی شلوغ بود و همه به هم چسبیده بودند من با اینکه پدر و مادرم دو طرفم بودند احساس کردم یک نفر من را فشار میده و لمس میکنه اما نمی فهمیدم کیه و هیچ کاری از دستم بر نمیومد خیلی تجربه بدی بود امیدوارم برای هیچ کس تکرار نشه.

3️⃣2️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
حتی یادم نیست چندسالم بود ققط یادمه حتی به سن تکلیف هم نرسیده بودم خیلی کوچولو بودم شوهرعمم به بهونه بازی کردن با من و پسرعمم می‌بردمون داخل اتاق و خودشو می‌مالید بهم و می‌بوسیدم
بارها این اتفاق کذایی افتاد و اون روزها هم گذشت و بزرگ شدم و دیگه اتفاق نیوفتاد
فقط آخرین باری که سعی کرد بهم نزدیک بشه 14 سالم بود هنوز صدای حال بهم زنش تو گوشمه که می‌گفت من تورو از بچگیت یه جور دیگه دوست داشتم...
حالا من ازش فراریم از اینکه حتی چندثانیه نزدیکش باشم یا باهاش تنها باشم می‌ترسم
و هر روز از خودم می پرسم اونم یادشه؟
هیچکس نمی‌دونه به هیچکس نگفتم هیچوقت نفرینش نمی‌کنم و آرزوی مرگشو نمی‌کنم چون شوهر عمم و بابای دوتا بچس فقط هر روز از خدا می‌خوام کاش بلایی که سر من آورد رو سر هیچکس دیگه نیاورده باشه و نیاره و کاش کاش کاش یادش بره کاش فراموش کنه روزی همچین اتفاقی افتاده :)

3️⃣3️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
خیلی سخته صحبت کردن درموردش حتی اینجا
اما من هم بارها تجربه کردم توسط ادم های نزدیک زندگیم بارها مورد لمس و تجاوز قرار گرفتم اما اون لحظه هیچکاری نتونستم انجام بدم.
توی خیابون توی مترو توی اتوبوس بارها لمس شدم
و این اتفاق های
دختری که از ۶ سالگی این چیزارو‌ تجربه کرده اما هنوزم صحبت کردن در موردش سخته و واقعا روحم درد میکنه
کاش این اجازه رو‌ به خودتون‌ ندین برای یک لحظه لذت، یک عمر زندگی دختری رو نابود کنین که همیشه ترس و بی اعتمادی همراهش هست

3️⃣4️⃣
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
https://t.me/tmlat/762
اینکار هیچوقت راه حل نبوده. :)
این حرف‌ها بارها زده شده، تو هزاران کانال خوندیم، بدترهاش رو..
شما اگر دوست دارید به کسی کمک کنید، جای اینکه دربرابر حرف من گارد بگیرید می‌تونید وقتی ادعا دارید به اندازه مشاور علم دارید، بهشون خصوصی کمک کنید.
جار زدن این حرفا فقط حال هممون رو بدتر می‌کنه اونم تو این شرایط
برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ https://t.me/tmlat/762 اینکار هیچوقت راه حل نبوده. :) این حرف‌ها بارها زده شده، تو هزاران کانال خوندیم، بدترهاش رو.. شما اگر دوست دارید به کسی کمک کنید، جای اینکه دربرابر حرف من گارد بگیرید می‌تونید…
1. حرف‌هایی هست که هزاربار شنیدنش هم کمه. وقتی هر روز و هر شب طرف داره با این رنج زندگی میکنه، ما داریم غر میزنیم که چرا تو هزارتا کانال اینا رو خوندیم؟ 🙃

2. قطعاً هر کدوم بخوان من در حد زمان و توانم باهاشون حرف میزنم. ولی دلایل انتشار رو توضیح دادم و فکر میکنم توضیحم کافیه.

3. اکثر حرفایی که قراره بزنم، به درد همۀ آدما میخوره. لازم نیست تک تک بگم. هر جا لازم بشه قطعا وقت خواهم گذاشت برای گفتگوی فرد به فرد. اینو هر کس تو این کانال بوده و به من پیام داده و خواسته حرف بزنیم، دیده. باز هم خواهد دید.

#مصطفی
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
سلام
پیام ها رو خوندم و دیدم اکثرا در سن پایین براشون مشکل پیش آمده...
والا من همین امسال
منتظر اسنپ در یک کوچه خلوت بودم
یک موتوری با قمه (چاقو بزرگ) اومد
هی می‌رفت سر کوچه تا ته کوچه
شلوارشو نشون میداد.و می‌گفت بیا سوار شو! و گرنه که قمه اشو با چشم نشون میداد!
من خیلی عجیب ترسیدم
یک ماشین رد شد ک یک خانوم و آقا بودند و داد زدم که وایسن
اما جالبه اونا محل ندادند و رفتند!
تا اسنپم اومد
جالبه موتوری بازم رها نمی‌کرد و دنبالمون میومد
ک ب راننده گفتم
وقتی فهمید
اون حالا دنبال موتوری می‌رفت تا زیرش بگیره!!! فش ناموسی میداد که من اینو میکشم
والا من حتی خودم از اسنپی هم ترسیدم
ترس و وحشت...
خیلی خیلی بد بود
فقط خواستم بگم ایران میگن امنیت هست؟؟ والا اونم نیست

3⃣5⃣
من یه درد مشترکی بین اکثرشون حس کردم
اونم نگفتن بوده
نمیدونم چرا تو زندگی از کودکی ماها یاد میگیریم که نگیم حرفی نزنیم مشکلی بروز ندیم قوی باشیم و خیلی چرت و پرتای دیگه
اکثرا از کودکی با خودمون یه سری دردهارو میکشیم و حس میکنم این نگفتن هامونه که باعث شده تا همیشه دنبال خودمون بکشونیم
تأملات
من یه درد مشترکی بین اکثرشون حس کردم اونم نگفتن بوده نمیدونم چرا تو زندگی از کودکی ماها یاد میگیریم که نگیم حرفی نزنیم مشکلی بروز ندیم قوی باشیم و خیلی چرت و پرتای دیگه اکثرا از کودکی با خودمون یه سری دردهارو میکشیم و حس میکنم این نگفتن هامونه که باعث شده…
#ناشناس گفت:

خب از کجا معلوم بگیم واکشن خوبی از جانبشون داشته باشیم و نگن که نه تو بد برداشتی کردی اصلا اینطور نیست....
الان به عینه یکی از ناشناس ها گفته بود به خانوادم گفتم گفته به پدرت هیچی نگو از این حرفها... بجا این صحبت باید اموزش اول از همه به اون پدر ومادر بدن که دیگه الان دیره خیلی دیره یه عمر از زندگی خیلیا نابود شده....
ولی حداقل کار دولت بیاد عین جلسه زمان ازدواج میزارن بعد مراحل ازمایش اینا جلساتی اجباری برای همه با اموزش عالی قبل از زایمان برای پدر و مادر بزارن
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
https://t.me/tmlat/770
توی دانشگاه از ترم اول پیشنهاد های زیادی داشتم و خیلیا خاستگاری میکردن و خب تماس هایی که با مامانم میشد زیاد بود
و پدرم به من میگفت تو‌ حتما کار بدی میکنی که این همه ادم بهت پیشنهاد میدن(((:
تأملات
#ناشناس گفت: خب از کجا معلوم بگیم واکشن خوبی از جانبشون داشته باشیم و نگن که نه تو بد برداشتی کردی اصلا اینطور نیست.... الان به عینه یکی از ناشناس ها گفته بود به خانوادم گفتم گفته به پدرت هیچی نگو از این حرفها... بجا این صحبت باید اموزش اول از همه به اون…
دقیقا منظور منم همین بود که ما یاد میگیریم نباید بگیم و حتی بعضی اوقات نزدیک ترین افراد بهمون. یا سعی میکنن فکر مارو منحرف کنن از واقعیتش مثل موفعایی که جلوی یه بچه میزنی به در میگی دعواش کردم.
فکر میکنم یکم باید بچه هارو عاقل تر فرض کنیم
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:

بچه بودم فکر میکنم 4 سالم بود. تازه دوچرخه سواری یاد گرفته بودم یه دوچرخه کوچیک شماره 8 . یه مسیری که همیشه طی میکردم حدودا تا خونه ده دقیقه فاصلش بود با اینکه همیشه خونواده منو منع میکردن از تنهایی جایی رفتن یه بار دیگه به جای اینکه دور کوچه بچرخم مسیری که همیشه دنبال داداشم میرفتم رو تنها رفتم. یادمه یه کوچه ای که هنوزم که هنوزه وقتی واردش میشم یه احساس سردی ای بهم دست میده. چند تا پسر که اونام بچه بودن شاید 10 11 سال جلومو گرفتن. ترسیدم وایسادم وقتی پیاده شدم فکر میکردم دنبال دوچرخه تا اینکه یکیشون به جایی که نباید دست زد. خیلی ترسیدم یکم فاصله که گرفتم مثل برق فرار کردم یادم میاد ده دقیقه تا یه ربع فقط تو کوچه ها میدوییدم و دنبالم میکردن تا رسیدم خونه اینقدر به در کوبیدم که داداشم تا درو باز کرد و اونا رو دید که دنبالم بودن سریع افتاد دنبال اونا نمیدونست چی شده و بعد با هم رفتیم دنبال دوچرخم که اونور تر افتاده بود من جرات کردم به خونوادم بگم بعدش بهم فقط توضیح دادن که اینا بچه های بدی هستن تازه بعد ها فهمیدم چی بوده داستان

3⃣6⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
می‌شه بگید راه مقابله با این وضع چیه؟
مثلا آدم بره دفاع شخصی یاد بگیره؟ اسپری فلفل با خودش ببره؟
یا بپذیره این خطر هست تو جامعه.
فکر نمی‌کنم به نوع پوشش آدم هم بستگی داشته باشه همون طور که بعضی‌ها گفتند چادری بودند و بهشون آزار رسوندند و ...
آخه فقط ایران هم نیست. اینجا توی ایتالیا خیلی وضع بدتره...
واقعا دغدغه من اینه چطوری از خودم محافظت کنم!
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
من پسرم و واقعا خوندن پیامهای این گروه هم اعصابم رو خورد کرد هم یکم ترسیدم
جامعه ای که توش زندگی مکنیم خیلی کثیف تر از این حرف هاست که فکرشو میکردم
فکر نمیکردم این همه دخترهایی که تجربه های این شکلی دارند انقدر زیاد باشه😕
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
سلام
میدونم قرار به دیشب بود ولی فقط دوست داشتم اولین بار راجع بهش حرف بزنم. من توی اتوبوس نشسته بودم که بریم شهرستان، شب بود و مادرم هم کنارم خوابیده بود، داشت خوابم میبرد که یهو دیدم یه دست از صندلی پشت سر اومده و داره سینه هام رو لمس میکنه، بچه بودم شاید چهارده یا پونزده سالم بود و اینقدر ترسیدم و پنیک شدم که نمیتونستم تکون بخورم.
یه بار هم خونه خالم بودم، رفتم توی اتاق که لباس عوض کنم، وقتی داشتم تی شرتم رو میپوشیدم دیدم شوهرخالم رو به رومه و زل زده به تنم، با اینکه شاید کاری نکرد و اتفاقی نیوفتاد ولی من هنوز وقتی میبینمش یاد اون نگاهش میوفتم و حالم بد میشه.

3️⃣7️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌
پیامارو خوندم
خیلی غمگینه
کاش میشد فراموش کرد.
واقعا تجاوز صرفا به لمس کردن نیست حتی حرف ها، رفتار و تصاویر که مناسب نیستن میتونه باعث آسیب روحی و روانی بشه...
فقط میتونم بگم ترس هام از جامعه ای که توش زندگی میکنم و کموبیش بااین مسائل رو به رو شدم بیشترشد خیلی بیشتر😭😭😭
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌
غمگین بود خیلی غمگین
چه قدر ما خوخواهیم که برای لحظه ای لذت خودمون یکی دیگه رو تا مرز فروپاشی ببریم
سال هاست میگم ما برای اصلاح احتیاج به آموزش نداریم باید بسوزوننمون ،بکوبن از اول بسازن
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
من دو شبه که می‌خوام براتون یکمی درباره این مسأله بنویسم... ولی ناشناس پشت ناشناس میاد و خواستم مطمئن بشم کسی حرفش نشنیده نمونه.

صبوری می‌کنید و ممنونم‌...

#مصطفی

@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
اولین چیزی که یادم میاد زمانیه که شاید ۷ سالم بود حتی کمتر پسر خاله ام و پسر داییم داشتن کامپیوترو درست میکردن منم رفتم تو اتاق.پسر داییم رفت بیرون در حد ۳یا۴دقیقه اصلا نفهمیدم چیشد که پسرخاله ام منو نشوند رو پاش و ...
هیچ وقت یادم نمیره و هنوز که هنوزه ازش فراریم
دومی هم واسه زمانیه که حدودا ۱۰سالم بود با مامانم سوار تاکسی شدیم یه مرد حدودا ۴۰ساله در حالی که کت رو روی دستش انداخته بود سوار تاکسی شد و کنار من نشست.وقتی تاکسی حرکت کرد همون دستش که روش کت بود و معلوم نبود رو روی پام حس کردم و تمام طول مسیر از ترس داشتم سکته میکردم و جرات حرف زدن نداشتم.
سومی هم واسه ترم اول دانشگاه بود که تو یه کلاس نشسته بودم و با لپ تاپم کار میکردم یکی از پسرا اومد تو کلاس و در حالی که فکر میکردم میره هی جلو و جلوتر اومد من بدون برداشتن هیچکدوم از وسایلام بلند شدم و خواستم خیلیی سریع برم بیرون ولی متاسفانه فهمید و جلوی در وایساد و نذاشت برم.نمیتونم او لحظه رو بنویسم خیلی سخته
اینایی که نوشتم فقط ۳مورد بود و چندین مورد دیگه هم هست
نتونستم درباره هیچکدوم با کسی حرف بزنم فقط از هر مردی که نزدیکم باشه وحشت دارم

3️⃣8️⃣