تأملات
272 subscribers
172 photos
30 videos
6 files
156 links
تأملی کوتاه داریم بر زندگی و مسائل انسان

صفحه اینستا:
https://Instagram.com/tmlatmag

لینک ناشناس:
https://t.me/BChatBot?start=sc-39628bb98f

لینک شناس: @mostafaonline

مطالبی که امضای #مصطفی ندارند از سایر ادمین‌هاست.
Download Telegram
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:

‌ ‌ ‌
امم خیلی کوچیک بودم و خب حتی نمیدونم دقیق چ بلایی سرم اومد
ولی خب ازار جنسی چیزی نیس ک بشی حدودش رو با دردی ک طرف تحمل میکنه ب هم ربط داد
مثلا فلانی فلان اتفاق براش افتاده پس باید درد کمتری نسبت ب فلانی تحمل کرده باشی
متوجهی چی میگم؟
ینی ممکنه یه اتفاق خیلی ساده یه جوری روح و روان یه نفر رو سالیااان سال ب بازی بگیره در کل نمیشه تجاوز رو اینجوری در نظر گرفت ک بعضیا میگن خب تو ک بکارت داری هنوز پس تجاوز نبوده:/
یه لمس ساده هم میتونه طرفو نابود کنه.
من تجربه ب شدت زجر اوری ک خودم داشتم اینجوری بهم اسیب زد که
ب هیچکس نگفتم و برای یه بچه پنج شیش ساله اون حجم از فکر زیادییی زیاد بود کم کم سعی کردم حتی راجع بهش پیش خودم هم فکر نکنم
و این کار فرار کردن از موضوع بود و خب حق داشتم حقیقتا ترس و اضطراب و هزارتا کوفت دیگه اجازه نمیداد ب خونواده ک هیچ حتی ب صمیمی ترین دوستام تو این سالها بگم
و من جوری ازش فرار کردم، فراموش که نه پاکش کردم از خوداگاه ذهنم که حتی این سالهایی ک گذشت حتی مطالبی ک درباره تجاوز میخوندم هم تاثیری رو من نداشت ک بخام ب یاد اتفاق خودم بیوفتم یا ناراحتی و حمله عصبی رو بهش دچار بشم
اینا ظاهر قضیه بود و قطعا هر چیزی ک رها بشه ،پذیرفته نشه و ازش فرار بشه
بلخره یه جایی تو ناخوداگاه شروع ب فعالیت میکنه و روحو روان ادم رو نابود میکنه.
یه عالمه سال گذشت و خب من درد میکشیدم ولی چون صورت مسعله پاک شده بود اصلا نمیفمیدم این همه مشکل روحی روانی از کجاست
چیزایی نبود ک حتی نزدیکترین اطرافم هم متوجهش بشن
فقط توی ذهن خودم شکل میگرفت
تا اینکه بعد از ده یازده سال
دقیقا پارسال بود که با یه نفر توی همین تلگرام اشنا شدم و خب ب خاطر اطلاعات روانشناسی ای ک داشت کم کم متوجه شد یه جای کار میلنگه.
بعدش انقد رفتارای منو برام دقیق و مرتب کنار هم چید ک یه جورایی خودمم دنبال این بودم ک ببینم چ مرگمه و دلیل این اشکای الکی بی دلیل ترس و دلهره و اضطراب و این حجم از ضعیف و تودار بودن و در عین حال وانمود ب حال خوب
این همه دروغ ب خودم گول زدن خودم
و این مهارتی ک داشتم تو گول زدن
دلیلش چیه و از کجا میاد
خیلی سخت بود برام که باهاش رو ب رو بشم
ک قبول کنم این اتفاق افتاده
انقدی سخت ک هر بار با فقط گذشتن ثانیه ایش از ذهنم زجر کشیدم
تقریبا نه ماه طول کشید
برای اولین بار خوشحال بودم ک یکی فهمید من یه مرگم هست
و دیگ انقد با خودم کلنجار رفتم و انقد اون شخص کمک کرد تا تونستم بگم بهش ک چ ماجرایی بوده ب راحتی میگم الان ولی ب شدت سخت گذشته همش و دردناااک
الان اینکه اینجا دارم میگم یه پیشرفت ب شددددددت بزرگه برا منه
هنوزم یه عالمه راه داره تا درست بشه
ولی واقعا از ادمی ک کمکم کرد ب شدت ممنونم
مواجه هر نفر فرق داره با این موضوع یکی مثل من خب ب شدت سختش میکنه زیادی راهو خراب میکنه ک خب حق هم داشتم کاملا
یکی هم نه زودتر کنار میاد
در کل هیچوقت از درد ماجرا کم نمیشه مرسی ک میخونی و اهمیت دادی ک دربارش حرف زده بشه

2️⃣1️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌
من۱۶ سالم بود با مامانم سوار تاکسی شدیم ، من وسط نشسته بودم یه آقایی اومد کیفش رو قشنگ گذاشت بین من و خودش ونشست به محض اینکه حرکت کرد دیدم پام گرم شده گفتم من دارم اشتباه میکنم دیدم نه باز هم ادامه داره صد یا دویست متر که تاکسی حرکت کرد به مامانم گفام پیاده بشیم ، مامانم از من مطمئن بود که اشتباهی ازم سر نزده بعد که به راننده گفت اقاهه خیلی ریلکس گفت چی شده شما دارین منو متهم میکنید و ... خودش پیاده شده ، شاید چیز خاصی نبوده باشه ولی من تا یه هفته پام رو میشستم چون هنو گرما دستش رو فکر میکردم رو پامه ، با وجود اینکه دستش رو شلوار لی من بود .
خلاصه که از گفتن به خانواده و بقیه نترسین باید خطا کار رسوا بشه

2️⃣2️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
۱۱ ۱۲ ساله بودم،اون روز شیفت ظهری بودم.داشتم تنها برمیگشتم خونه هوا تاریک شده بود.از کنار مغازه ای رد شدم دیدم مردی وایستاده و اندام جنسیش رو نشونم میده.مجبور بودم برای ادامه مسیر از کنار اون مغازه رد شم.وقتی گذشتم تا خونه دویدم؛با ترس.
هی فکر میکردم داره دنبالم میاد.
۸ ۹ سال از اون ماجرا می‌گذره ولی همچنان برام ترسناکه.حس خیلی بدی بود.

2️⃣3️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
راهنمایی بودم ک با پسر دوست خانوادگیمون که ازم چندسال بزرگ تر بود و یه شهر دیگه بودن دوست شدم. و گفت ک ما بزرگ میشیم و ازدواج میکنیم و...
بعد از یمدت شروع کرد ب گفتن اینکه من کلی فشار جنسی رومه و تو باید با من چت کنی و رویاپردازیای جنسی کنیم
و ازین میگفت که روزی چند بار خودارضایی میکنه و به من میگفت برو چندتا فیلم ببین تا بفهمی اینا نیازای طبیعیه حالا بزرگتر شدی و رفتی با پسرای دیگه همه کار کردی بهت میگم ک فلانه و اینا شانس منه که خودتو برام محدود میکنی. و هروقت هم که قبول نمیکردم میگفت رابطه ما لانگ دیستنسه عادی نیست پس ما به دردهم نمیخوریم و منو تهدید به رفتن میکرد که قبول کنم!و منم بچه بودم قبول میکردم و اون از گفتن هیچ حرفی ذره ای دریغ نمیکرد!بعدش ک رویاپردازیا براش عادی شدن
اخرشم گفت ک اگر ایندفعه اومدیم خونتون باید با من رابطه داشته باشی و میگفت عکسای با لباس کم بفرستم. قبول نکردم و بعد سر این مسئله دعوا کردیم و تموم کردیم.
اون حرفا و رویاپردازیاش همیشه برای من ملکه عذاب بود و هست و من همیشه میترسم که پسرای دیگه هم همینجوری باشن.نمیدونم این تجاوز به حساب میاد یا نه! ولی برای من میاد :)

2️⃣4️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
کلاس دوم بودم با دوستم تو کوچه اسکیت بازی می‌کردیم خلوت بود دوستم یه لحظه رفت تو خونه‌شون یه آقایی با موتور اومد گفت من عینکم رو نزدم می‌شه بیای پلاکا رو برام بخونی یه ادرس رو ‌پیدا کنم؟ منو کشوند تو یه کوچه خیلی تنگ در حدی که دونفر کنار هم نمی‌تونستن باشن و بغلم کرد و خودشو بهم می‌چسبوند و می‌خواست بوسم کنه که به زور خودم رو از بغلش کشیدم بیرون. اموزش ندیده بودم هیچی نمی‌دوستم فکر می‌کردم دزده. سریع رفتم خونه به مامانم گفتم و دیگه نرفتم مامانم هم فقط گفت بابا نفهمه. کلاس پنجم مشابه همین اتفاق واسه یکی از همکلاسیام که خونه‌شون نزدیک ما بود افتاد ولی اون می‌دونسته قصدش رو گفته اگه نزدیکم بشی جیغ می‌زنم و زود رفته؛ و من تا کلاس هفتم نمی‌دوستم چرا اون کار رو کرد.

2️⃣5️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
سلام. متاسفانه به عنوان یک چادری که همیشه پوشش خیلی ساده و پوشیده داشته ام، تجربیات متعدد دارم، از لمس شدن توسط موتوری هایی که در ساعات خلوت بعد از ظهر موقع برگشتن از مدرسه مزاحمم میشدند، تا آزارهای کلامی، و لمس شدن در تاکسی، اتوبوس بین شهری، و معابر عمومی، و نمایش دادن اعضای بدن ... و در آن لحظه آن قدر شوکه شده ام که نفسم به سختی بالا آمده، و گاهی حتی نتوانسته ام اعتراض کنم. ولی از یک جایی به بعد شهامت غلبه بر استرس را پیدا کردم و یاد گرفتم اعتراض کنم. حتی یکبار همراه خانواده در محل شلوغی بودم که مورد لمس قرار گرفتم و به پدرم اطلاع دادم و پدرم کتک مفصلی به فرد متجاوز زد...

2️⃣6️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
به منم به صورت مجازی تجاوز شده...
اون ۱۲ ۱ شب اومد تو پی ویم و دو ساعت تمام می‌گفت که باید از بدنت برای من تعریف کنی... من ۱۴ سالم بود همش...
انقدر حالم تا مدت ها از خودم بد بود، انقدر به خودم فحش دادم که چرا بلاکش نکردم، چرا جواب کاراشو ندادم، چرا بهش چیزی نگفتم...
من الان به همین واسطه از همه آدما و مخصوصا مردا بدم پیاد... شاید الان شما جبهه بگیرید و شروع کنید توجیه کردن بقیه مردا، ولی قبلش یه دختر ۱۴ ساله رو تصور کنید که به جای خوابیدن تو اون ساعت مجبوره از بدنش به یه پسر ۲۷ ساله بگه... یا دختری که سوار تاکسی شده و مرد چاق کنارش داره از چند قسمت لمسش می‌کنه...

2️⃣7️⃣
تأملات
#ناشناس گفت: وای سرم سوت کشید نمیدونستم واقعا از این تجربه ها باشه، چقدر ادما پست شدن یه عمر زندگی شخص نابود میکنن....
خیلی بیشتر از این حرفاس... از بین 352 نفری که تا الان پیام رو دیدن، 27 نفر تونستن بگن. خیلیا نمیتونن. همین مدت که این بحث تلخ شروع شده چندین نفر رفتن از کانال. متاسفانه واقعیت زیر پوست شهر خیلی تاریکه.

#مصطفی
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
۱۲ سالم بود سوار دوچرخه بودم یه لحظه وایسادم گوشیمو نگاه کنم که یه مرد رد شد و دست زد به پاهام و من واقعا تا یک هفته هضم این ماجرا برام سخت بودو بعد اون میترسیدم از خونه تنها برم بیرون الان هم هر مرد یا پسری از کنارم رد میشه ناخوداگاه استرس میگیرم

2️⃣8️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
بچه كه بودم و تنهايى حموم رفتن برام ممكن نبود، بعضى وقتها عمه و دختردايى و دخترخاله ها منو ميبردن حموم به بهانه شستن دست ميزدن بجايي كه نبايد و باهام مثلا بازي ميكردن. ميدونستم يجورى ميشم و يه چيزى سرجاى خودش نيست اما دركي نداشتم. گذشت تا بعد از چند سال فهميدم باهام چكار كردن.
۱۲سالگى هم با پسر همسايه که ده-دوازده سال ازم بزرگتر بود به بهونه بازى منو برد خونشون و...
با تهدید اینکه فیلم دارم ازت چندبار کارشو تکرار کرد و نمیتونستم به کسی بگم تا اینکه ازون محل رفتیم و شرش کم شد ولی اضطراب وترسش هنوزم بعد از ۱۸سال باهامه

2️⃣9️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
یه بار که از مدرسه برمیگشتم جلوی در خونمون یه مردی ازم توی ماشینش آدرس پرسید خواست بیام جلوتر که صداش رو بشنوم بعد یهو اندام جنسی اش رو بهم نشون داد منم فکر کنم دو سه ثانیه گیج بودم بعد سریع فرار کردم رفتم خونه چون نمیدونستم چیکار کنم ذهنم هیچ دستور دیگه ای نمی‌داد
توی تاکسی هم دو سه بار نشستم اگر مردی کنارم بوده تا جایی که تونسته پاش رو باز کرده و بهم چسبیده
برای همین هیچ وقت جواب کسی رو توی خیابون نمیدم و سوار تاکسی نمیشم
البته تجربه های خیلیا خیلی دردناک تر از منه
بی نهایت از این آدم های کثیف بدم میاد

3️⃣0️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
یادمه بچه بودم بردارم نقاطی رو لمس میکرد که نباید و من خیلی میترسیدم و نمیدونسم باید چیکار کنم تا اینکه فهمیدم با برادر کوچیکترمم همین کارو میکنه و به مادرم گفتم و از اون به بعد مادرم کلا خودشو بازنشسته کرد تا تو خونه مواظب ما باشه
بعد اونم یبار تو تاکسی یه اقا همچین چسبید بهم که تمام بدنش بهم چسبیده بود که اعتراض کردمو خودشو جمع کرد و دیگه نگم چقد تو کوچه و خیابون خودشونو به ادم میمالن و حتی اعتراضم نمیشه کرد و حتی یبار همسرش کنارش بودو میخندید
یبارم از دور یه میدون داشتم رد میشدم و کلا نه ادمی بود نه ماشینی که نمیدونم یه ماشین چطور از پشتم رد شد و محکم زد به پشتم و من حتی نتونسم داد و بیداد کنم انقد سریع در رف
یبارم سالن تئاتر یه اقای خیلی پیری کنارم بود یهو دستشو گذاشت رو پام و من واقعا نمیدونسم چیکا کنم با اینکه بچه نبودم ولی وسط تئاتر اونم یه همچین اقایی که انقد مثلا باکمالات و فرهیخته بود...چرا هیچی نگفتم...چرا من نگران این بودم که قضاوتم کنن وقتی اون اقا مقصره...من هنوزم با خودم درگیرم که چرا به جای اینکه اونا رو سرزنش کنم از قضاوت شدنه ترسیدم اون لحظه...

3️⃣1️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
خوندن این متن‌ها برای من که دخترم قابل تحمل نیست..انگار 29بار به من تجاوز شده. مطمئنید انتشارش کار درستیه..؟ این افراد صددرصد باید با یکی درمیون بذارند اما با یک مشاور و یا کسی که بتونه بهشون کمک کنه. من چه کاری از دستم براشون برمیاد، غیر خوندن این متن‌ها و مچاله شدن توی خودم؟
تأملات
#ناشناس گفت: ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ خوندن این متن‌ها برای من که دخترم قابل تحمل نیست..انگار 29بار به من تجاوز شده. مطمئنید انتشارش کار درستیه..؟ این افراد صددرصد باید با یکی درمیون بذارند اما با یک مشاور و یا کسی که بتونه…
هر کس نوشته منتشر نکن، نکردم.
ضمنا انتشار بینام مشکل خاصی نداره به نظرم. اگر مشکلی می‌بینی بگو که باهم درباره‌اش حرف بزنیم.

من در این زمینه تجربیاتی دارم که خواستم با آدما در میون بذارم. حالا مدرک مشاوره و روانشناسی اگر ملاکتونه، نه ندارم. اما ملاک من این نیست و البته که چندین مشاور در کانال داریم و تا حالا نشده تذکر بدن که فلان حرفم غلط بوده. معمولاً تکمیل کردن حرفامو که با افتخار منتشر کردم و ازشون تشکر هم کردم.

اگر اذیت میشید از خوندنش، نخونید.

اما خوندن تجربیات واقعی، حداقل شش فایده داره:
1- الگوی رفتاری دو طرف ماجرا روشن‌تر میشه.
2- با روشن شدن الگو، میتونید اطرافیان رو از موقعیت‌های مشابه بعدی نجات بدید.
3- با روشن شدن الگو و خوندن تحلیل‌هایی که خواهم نوشت، میتونید در حد خودتون مانع گسترش ابعاد این ماجراها بشید.
4- اونی که ماجراشو فرستاده حس میکنه تنها نیست و کمتر خودشو سرزنش میکنه.
5- اونی که ماجراشو فرستاده حداقل حس میکنه یه جا حرفاش شنیده شد. اون بغض تو گلوش یکمی سبک میشه.
6- پسرهایی که تو کانال هستن میفهمن که یه لمس ساده (از نظر اونا) چه عواقب روحی/جسمی‌ای داره و شاید با این فهم، یکم بیشتر دست و پاشونو جمع کنن.

#مصطفی
و اینکه منم هزار بار مچاله میشم تو خودم. اما وقتی 400 نفر مخاطب دارم، به همین اندازه و بیشتر از این احساس مسئولیت میکنم و وظیفه خودم میدونم قدمی بردارم که فکر میکنم درسته. استقبال میکنم اگر راه بهتری به نظرتون میرسه بگید. 🙃

#مصطفی
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
یک‌بار در آسانسور پارکینگ حرم خیلی شلوغ بود و همه به هم چسبیده بودند من با اینکه پدر و مادرم دو طرفم بودند احساس کردم یک نفر من را فشار میده و لمس میکنه اما نمی فهمیدم کیه و هیچ کاری از دستم بر نمیومد خیلی تجربه بدی بود امیدوارم برای هیچ کس تکرار نشه.

3️⃣2️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
حتی یادم نیست چندسالم بود ققط یادمه حتی به سن تکلیف هم نرسیده بودم خیلی کوچولو بودم شوهرعمم به بهونه بازی کردن با من و پسرعمم می‌بردمون داخل اتاق و خودشو می‌مالید بهم و می‌بوسیدم
بارها این اتفاق کذایی افتاد و اون روزها هم گذشت و بزرگ شدم و دیگه اتفاق نیوفتاد
فقط آخرین باری که سعی کرد بهم نزدیک بشه 14 سالم بود هنوز صدای حال بهم زنش تو گوشمه که می‌گفت من تورو از بچگیت یه جور دیگه دوست داشتم...
حالا من ازش فراریم از اینکه حتی چندثانیه نزدیکش باشم یا باهاش تنها باشم می‌ترسم
و هر روز از خودم می پرسم اونم یادشه؟
هیچکس نمی‌دونه به هیچکس نگفتم هیچوقت نفرینش نمی‌کنم و آرزوی مرگشو نمی‌کنم چون شوهر عمم و بابای دوتا بچس فقط هر روز از خدا می‌خوام کاش بلایی که سر من آورد رو سر هیچکس دیگه نیاورده باشه و نیاره و کاش کاش کاش یادش بره کاش فراموش کنه روزی همچین اتفاقی افتاده :)

3️⃣3️⃣
تأملات
561 امشب از مسأله تجاوز/آزار حرف خواهیم زد. به مرور می‌نویسم و بعد تجمیع خواهیم کرد. برای شروع، اگر تجربه تجاوز یا آزار به هر شکل داشتید، تا حدی که میشه برام بگید: https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF #مصطفی @tmlat { تأملات } 🌱
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
خیلی سخته صحبت کردن درموردش حتی اینجا
اما من هم بارها تجربه کردم توسط ادم های نزدیک زندگیم بارها مورد لمس و تجاوز قرار گرفتم اما اون لحظه هیچکاری نتونستم انجام بدم.
توی خیابون توی مترو توی اتوبوس بارها لمس شدم
و این اتفاق های
دختری که از ۶ سالگی این چیزارو‌ تجربه کرده اما هنوزم صحبت کردن در موردش سخته و واقعا روحم درد میکنه
کاش این اجازه رو‌ به خودتون‌ ندین برای یک لحظه لذت، یک عمر زندگی دختری رو نابود کنین که همیشه ترس و بی اعتمادی همراهش هست

3️⃣4️⃣
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
https://t.me/tmlat/762
اینکار هیچوقت راه حل نبوده. :)
این حرف‌ها بارها زده شده، تو هزاران کانال خوندیم، بدترهاش رو..
شما اگر دوست دارید به کسی کمک کنید، جای اینکه دربرابر حرف من گارد بگیرید می‌تونید وقتی ادعا دارید به اندازه مشاور علم دارید، بهشون خصوصی کمک کنید.
جار زدن این حرفا فقط حال هممون رو بدتر می‌کنه اونم تو این شرایط