تأملات
272 subscribers
172 photos
30 videos
6 files
156 links
تأملی کوتاه داریم بر زندگی و مسائل انسان

صفحه اینستا:
https://Instagram.com/tmlatmag

لینک ناشناس:
https://t.me/BChatBot?start=sc-39628bb98f

لینک شناس: @mostafaonline

مطالبی که امضای #مصطفی ندارند از سایر ادمین‌هاست.
Download Telegram
۵۳۶. چقدر باهم #گفتگو کردن را بلدیم؟

امروز در توییتر مطلبی در مورد روز دختر خوندم:

کاش به جای تبریک روز دختر هر آدمی فقط پنج دقیقه پای حرف دخترای اطرافش مینشست تا شاید ذره ای از مشکلاتشون آگاه بشه و یا اگه کمکی ازش برمیاد انجام بده. از هزاران مدل تبعیض جنسیتی توی هر فاکینگ نهاد اجتماعی از خانواده تا محل کار گرفته تا شوخی های زننده درباره عادت ماهیانه و pms، فقدان امنیت، فشارهای فرهنگی، تابوها و...

| درسا |

ا++++++++++++++++++++++ا

حقیقت اینه که انگار ما دیگه حوصلۀ هم رو نداریم. از بس که همه از مشکلات خودشون گفتن و کسی نیومده بپرسه «مشکل تو چیه؟». مدتهاست کسی نیومده بگه «حالت خوبه فلانی؟». سر همگی شلوغه. پس منم کوتاهش میکنم. حال همدیگه رو بپرسید. به قول رومن گاری، ‏بعضی وقت‌ها گوش دادن، تنها راه کمک کردن به یک انسان است.

#مصطفی
@tmlat { تأملات }
🌱
۵۳۷. سه نگاه به #تنهایی

⭕️نگاه عارفانه
یادِ من باشد، تنها هستم.
ماه، بالایِ سرِ تنهاییست...
#سهراب_سپهری

سهراب تنهایی را جزئی جدانشدنی از وجود انسان می‌داند. و معتقد است در تنهایی، نور آگاهی بر سر انسان می‌تابد. این‌گونه، او نه فقط از تنهایی گریزان نیست، بلکه مشتاقانه آن را در آغوش می‌گیرد!



⭕️نگاه اجتماعی
کوه‌ها باهمند و تنهایند
همچو ما باهمانِ تنهایان!
#شاملو

شاملو تنهایی در عین شلوغی را ثمرۀ دوری دل‌ها می‌داند. افسوسی نهفته در بیتی کوتاه. ما را به کوه‌هایی مانند کرده که چیزی با یکدیگر به اشتراک نمی‌گذاریم؛ هرچند پهلو به پهلوی هم نشسته باشیم.



⭕️نگاه عاشقانه
تنهایی‌ام را با تو قسمت می‌کنم، سهم کمی نیست!
گسترده‌تر از عالمِ تنهاییِ من، عالمی نیست
#محمدعلی_بهمنی

بهمنی اما، آنقدر عاشق است که حتی دنیای بزرگ تنهایی خودش را هم با معشوق قسمت می‌کند. عشق سهیم شدن تمام لحظات است؛ حتی -و به خصوص- لحظات تنهایی.



🔚 ماییم که تصمیم می‌گیریم به مفاهیم و پدیده‌ها چه معنایی بدهیم. ما خداوندان کوچکِ دنیاهای خویشیم.

#مصطفی

@tmlat { تأملات }
🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۵۳۸. #درنگ

دفعهٔ بعد که به هزار در زدی و نشد،
دفعهٔ بعد که از نفس افتاده بودی و نا امیدی همهٔ وجودتو پر کرده بود،

این دو دقیقه و هشت ثانیهٔ شگفت‌انگیز رو با خودت مرور کن؛

و به خودت یادآوری کن،
که هر لحظه، ممکنه ورق برگرده...

اگر
و فقط اگر
تا نفس آخر تلاش کنی...

#مصطفی

@tmlat { تأملات }
🌱
انگلیسی یه اصطلاحی داره:
Being on the same/different wavelength
اصطلاحا یعنی با یه نفر درک یا احساسات مشترک/متفاوت داشته باشی.
از نظر ِمعنیِ جزء ب جزء کلمات، معنی اش اینه که با کسی روی طول موج مشترک باشی یا نباشی.🤔
دیدی بیسیم ها چطور کار می کنند؟
چند تا کانال دارن و توی اون کانال ها(طول موج ها) ارتباط برقرار می‌کنند.یعنی باید هردوی دوتا بیسیم روی یه کانال و طول موج مشترک تنظیم باشن تا ارتباط برقرار کنن.
حالا، ما آدمها هم ارتباط بدون سیم داریم، موج فرستاده شده به شرطی در طرف مقابل درک و دریافت می شه که اون هم رو همون موج ما باشه.
تازگی ها، استاد علی نصیریان(بازیگر پیشکسوت) نقل کرده که شجریان(استاد آواز) و لطفی(نوازنده برجسته) دل هاشون با هم کوک بوده ک این آثار رو تولید کردن.
اینم بگم ک هر سازی بعد یه مدت کوکِش در میره و باید مدام کوک بشه.
به کوکِ سازِ دلتون حواستون باشه.
#علی
💚
@tmlat { تأملات }
#عماد عزیز فرستاد:

ما یک استاد داریم که همیشه میگوید شماره آدم‌های اطرافتان را با نام‌های زیبا در گوشیتان ذخیره کنید؛ حتی اگر یک نفر را می‌شناسید که صفت زشتی دارد باز هم شما کنار اسمش برعکس آن صفتش را بنویسید، بگذارید چشمانتان به زیبا دیدن عادت کند. او معتقد است تکرار یک زیبایی حتی اگر صادقانه نباشد باور آدم را عوض می‌کند...
راستش یک روز بدون آنکه متوجه شود به گوشی‌اش زنگ زدم روی صفحه افتاده بود: "شاگرد همیشه خندانم!"
نمی‌دانید در آن لحظه از آن جمله چقدر لذت بردم و از آن به بعد انگار دلم می‌خواهد بیشتر بخندم!
او راست می‌گوید گاهی یک جمله زیبا خیلی ساده می‌تواند باور خودت و دیگران را تغییر دهد...

@tmlat { تأملات }
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گرشا رضایی
آهنگ «دریا نمیرم»
اجرای زنده در کنسرت

@tmlat { تأملات }
🌱
📚 رختکن بزرگ
رومن گاری

ارسالی از طرف #شهرزاد خانم

@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
Henry jackman – The Comedown (Cherry Soundtrack)
امشب یکبار دیگه این موسیقی جادویی رو بنوشیم و مست بشیم...

🙃🙃🙃
Forwarded from مصطفی ناصحی
شعر: نادر نادرپور
خوانش: مصطفی ناصحی
موسیقی زمینه:
Bernward Koch-Floating Feather
🌱
مصطفی ناصحی
Voice message
برای کسانی که به فکر مهاجرت و به غربت انداختن خودشون هستن...
و برای کسانی که همین روزها در غربتند و دور از وطن...
۵۴۲. رمان فلسفی چیست؟

🔆 هر قصه‌ای دو وجه داره.

وجه ماجرایی، که خط سیر داستانه.
وجه روایی، که نوع نگاه نویسنده به ماجراست.

1⃣ در نگاه اول،
هر رمانی خواهی نخواهی فلسفیه. چون هر آدمی یه جور فلسفه شخصی داره که ناخودآگاه در نوع نگاهش و در نتیجه در روایتش رد پا می‌ذاره.

2⃣ در نگاه دوم،
اگر وجه روایی بر وجه ماجرایی غلبه کنه، رمان «فلسفی‌تر» میشه.
این غلبه هم، صد در صد رابطه داره با عمق فلسفه شخصی نویسنده.
آثار داستایوفسکی و کامو و سارتر در این شاخه هستند.

3⃣ در نگاه سوم،
اگر رمانی به قصد آموزش یک نوع فلسفه خاص نوشته بشه، رمان فلسفیه وگرنه، نه.
آثار اروین یالوم و یوستین گوردر در این شاخه هستند.

#مصطفی


@tmlat { تأملات }
🌱
۵۴۳. #رهایی

عمیق‌ترین شادی‌ها،
مربوط به لحظاتیه که غرق در همون لحظه هستی.

نه فکر قضاوت دیگرانی،
نه فکر «بعدش چی میشه»ها،
نه فکر «قبلا چی شده»ها.

خود خودتی.
آزاد، رها، پرنده‌وار.


#مصطفی
تصویر از این کانال خوب

@tmlat { تأملات }
🌱
Negin Aahd
Shajarian
بگذار هرچه می‌خواهند بگویند...
اما من خودم این رسالت را در قدر تو گزیده‌ام،
میخواهم ترسو، خودخواه و بی‌دفاع اما پناهندهٔ خاک روح تو باشم...
نه دلاوری که در سرزمینی بیگانه از تو عشقش را به پیروزی‌ها پیشکش کرده است.

@tmlat { تأملات }
🌱
دربارهٔ سوزان سونتاگ
و کتاب‌هاش،
دارم استوری می‌ذارم.

اگر دوست داشتید بیایید بخونید.

https://instagram.com/naqsheqalam
بعضی از نگاهها صدای قشنگی دارند
مثل صدای نفس نفس زدن نگاهت،،،
بعد از آنکه تمام شهر نگاهم را «دودو» زنان پیموده است.

@tmlat { تأملات }
🌱
۵۴۶. #درنگ

کنارش نشسته بودم و کتاب می‌خوندم. معمولاً ساکت میشینه یا لم میده. غرق کتاب بودم که با صدای بلندی سرمو بالا آوردم.

ظرف آبش رو با دندون گرفته بود و پرت کرده بود سمت من.

رفتم پیشش و بغلش کردم و ظرفشو پر از آب کردم. مشغول آب خوردن شد.

با خودم فکر کردم، چرا حواسم به آدمای اطرافم نیست؟ چرا وقتی یکی رفتار دور از توقعی داره -مثلا بر خلاف همیشه زود عصبی میشه، یا ظرفی رو میشکنه، یا فریادی دور از انتظار میزنه- به این فکر نمی‌کنم که شاید یه «نیاز»ی داره؟

#مصطفی

@tmlat { تأملات }
🌱
فریاد از آن نرگس مستی که تو‌داری
yaghma
«كلما اتقنتُ الصمت،
فإنني في الواقع أتحدث عنك!»

من هر زمان که سکوت می‌کنم،
در واقع دارم از تو حرف می‌زنم...

@tmlat { تأملات }
🌱
۵۴۸. #درنگ

تو مگو همه به جنگ‌اند و ز صلح من چه آید
تو یکی نِه‌ای! هزاری! تو چراغ خود برافروز...

#مولانا

@tmlat { تأملات }
🌱
۵۴۹. #برای_تو_که_کنکور_دادی

نفس عمیق بکش رفیق.
میدونم این چند روزی که تازه از کنکور گذشته، ترکیبی هست از خوشحالی و غم.
خوشحالی که تموم شد و رفت بالاخره. غمگین از اینکه توی خلوتت ذهنت ناخودآگاه میره سراغ مرور یه سالی که برای کنکور خوندی. اگر کمبودی بوده تو ذهنت ده برابر بزرگش میکنه اگر قوتی بوده اصلا کاری بهش نداره، بعدش نوبت اون جلسه چهارساعته میشه. استرس هات و مغز قفل کردن هات رو، تمام سوالایی که بهشون شک داری رو یادت میاره.
نفس عمیق بکش رفیق.
هممون میدونیم که تو از خیلی چیزا زدی و امسال رو کنکوری بودی. هممون میدونیم که تو با تمام سختی ها و تفاوت ها، توی این راه بهترین خودتو گذاشتی.

میدونی اینکه که میگم بهترین خودت، منظورم همین تویی هستی که گاهی ذهنش میپرید، گاهی ساعت مطالعه اش کم میشد، گاهی استرس ، حل یه سوال رو براش طولانی میکرد. همونی که گاها تفاوت هاش ( نمیگم ضعف، میگم تفاوت) با دیگر دوستانش حس بدی نسبت به خودش ایجاد میکرد.

باید بدونی کنکور و کانون و هر چیزی که این صنعت باهاش همراهه، بقا اش رو روی همین حال بد تو قمار کرده. دقیقا مثل تبلیغات کرم های پوست، که اول تورو از پوست خودت متنفر میکنن و بعد راه حل اینکه پوست بهتر داشته باشی رو، کرم های پوست معرفی میکنن.

امروز که کنکورتو دادی، بهتره توی این جهان که به هر بهونه ای دوست دارن ضعف های تورو بزرگ کنن، خودت دست از حمایت از خودت برنداری. از الان تو آزادی که علایقت رو بشناسی، و جدا از هر سیستم و قضاوت و تایید هایی که توسط معلم ها گاها به گروگان گرفته میشن، اون علایق و استعداد ها رو آموزش ببینی و خودتو ارتقا بدی.

و پیشنهاد بعدی من شنیدن کتابی است جذاب به نام "هنر رندانه ی به چپ گرفتن"

https://castbox.fm/va/3974875

که توی کست باکس نسخه رایگان صوتی اش موجوده. گوشش بدید و دیدتونو به این جهان باز کنید.

@tmlat { تأملات }
🌱
Goldoon
Mohsen Chavoshi
۵۵۰. از مصائب شیرین #عشق

کفش‌هایش از پاهایش خسته‌تر بودند... اما هنوز می‌رفت. هنوز قدم برمی‌داشت. چگونه؟

همین پاها نبودند که یک خیابان را به زور تحمل می‌کردند؟ همین آدم نبود؟
بود.

اما یک چیزی تفاوت داشت و آن، عشق بود.

مهم نیست که عشق به چه چیزی یا چه کسی. عشق، خود عشق، آدم را بزرگ می‌کند و بالا می‌برد.

اگر در راهی خسته می‌شویم، لابد عاشق نیستیم. عاشق، خستگی نمی‌فهمد.

#مصطفی

@tmlat { تأملات }
🌱