۵۳۱.
◾️ برای همهی ما این اتفاق خیلی پیش میاد که کاری داشته باشیم که دوست داریم یا مجبوریم برای انجام اون کار به اصطلاح تمام زندگیمون رو تعطیل کنیم تا اون رو به سرانجام برسونیم. اما واقیعتی که وجود داره اینه که اگر ما طولانی مدت بخوایم روی کار، پروژه، درس یا هر چیز دیگری تمرکز کنیم و به دیگر ابعاد زندگیمون نپردازیم نه تنها توانایی ما در پیشبرد کارها کاهش پیدا میکنه بلکه تاثیر منفی عدم توجه ما به تمام ابعاد ممکنه تاثیرات جبران ناپذیری روی زندگی ما بگذاره.
◽️ در عین حال، ما با ورزش کردن، دیدار دوستانمون، گذراندن وقت با خانواده، تماشای فیلم و ... علاوه بر اینکه میتونیم توانایی ذهنی و جسمیمون رو بازیابی کنیم، این توانایی رو هم پیدا میکنیم، زمانی که دوباره کار خود را شروع میکنیم با قدرت بیشتری جلو برویم.
✔️ این نکته رو ذکر کنم، روی صحبت من با اون دست از کارهایی هست که زمان انجامشان طولانی مدت هستش وگرنه هستند کارهایی که زمان کمی برای انجام اونها هست و ما اگر ۲۴ ساعت خودمون رو براش نذاریم نمیرسیم انجامش بدیم. ما اتفاقا باید تمام مدت روی اونها تمرکز کنیم.
🌀 حالا یک تجربه از خودم و یک تجربه هم از یک استادی که شنیدم بگم:
◾️ من تا قبل از سال کنکور بصورت مداوم ورزش میکردم. اما سال کنکور چون حس میکردم برای اینکه رتبه، رشته و دانشگاه مورد نظرم رو بیارم باید شب و روزم رو بهم بدوزم، ورزش رو ترک کردم. در این حد که سال کنکور شاید ۱۰ بار هم حتی ورزش نکردم که همان هم توی چمن مدرسه در حد نیم ساعت ۴۰ دقیقه با بچهها توی طرح مطالعاتی بود. همون موقع این ورزش نکردن من باعث شد من زمانهای زیادی رو خسته، پر از حس ناامیدی و کلافه باشم و همچنین در بلند مدت باعث شد ۱۰ کیلوگرم چاق بشم که همچنان هم بعد از سه سال این ۱۰ کیلوگرم با من همراهه. امروز که برمیگردم عقب رو نگاه میکنم میبینم بعد از اون فوتبالهای نصفه و نیمه، چقدر حال بهتری داشتم و درس رو هم بهتر میخوندم.
🌀 اما یک خاطره هم از یک استادی براتون بگم.
◾️ ایشون تعریف میکردند که برای گروهی از مدیران ارشد یک شرکت بزرگ تدریس میکردن و در اونجا مدیران ارشدشان حدود ۳۵ ۴۰ ساله بودند. ایشون میگفت که این مدیرها به نوعی به کارشون ازدواج کرده بودند. یعنی هر لحظه، هر ساعت و هر روز فقط کار و کار و کار. بعد از مدتی یکی از این مدیرها بخاطر فشار کاری بالا، استرس و نگرانیهای مختلف و اینها دچار سکته میشه. یعنی نه تنها کارش درست پیش نمیرفته، بلکه دچار آسیب شدیدی شده بوده که ممکن بوده به قیمت از دست دادن جونش تموم بشه.
◽️◽️ همهی اين حرفها رو زدم که بگم، اگر داریم طولانی مدت یک کاری رو انجام میدیم باید که حتما برنامهریزی کنیم، حد هر کاری رو رعایت کنیم و حتی گاهی از کار بزنیم و به خودمون برسیم تا بتونیم همیشه در بهترین حالت خودمون باشیم.
شما هم از تجربههای خودتون برای ما بگید:
این پست ایران تلنت باعث نوشتن این نوشتار شد:
🏷 #سجاد
@tmlat { تأملات }
◾️ برای همهی ما این اتفاق خیلی پیش میاد که کاری داشته باشیم که دوست داریم یا مجبوریم برای انجام اون کار به اصطلاح تمام زندگیمون رو تعطیل کنیم تا اون رو به سرانجام برسونیم. اما واقیعتی که وجود داره اینه که اگر ما طولانی مدت بخوایم روی کار، پروژه، درس یا هر چیز دیگری تمرکز کنیم و به دیگر ابعاد زندگیمون نپردازیم نه تنها توانایی ما در پیشبرد کارها کاهش پیدا میکنه بلکه تاثیر منفی عدم توجه ما به تمام ابعاد ممکنه تاثیرات جبران ناپذیری روی زندگی ما بگذاره.
◽️ در عین حال، ما با ورزش کردن، دیدار دوستانمون، گذراندن وقت با خانواده، تماشای فیلم و ... علاوه بر اینکه میتونیم توانایی ذهنی و جسمیمون رو بازیابی کنیم، این توانایی رو هم پیدا میکنیم، زمانی که دوباره کار خود را شروع میکنیم با قدرت بیشتری جلو برویم.
✔️ این نکته رو ذکر کنم، روی صحبت من با اون دست از کارهایی هست که زمان انجامشان طولانی مدت هستش وگرنه هستند کارهایی که زمان کمی برای انجام اونها هست و ما اگر ۲۴ ساعت خودمون رو براش نذاریم نمیرسیم انجامش بدیم. ما اتفاقا باید تمام مدت روی اونها تمرکز کنیم.
🌀 حالا یک تجربه از خودم و یک تجربه هم از یک استادی که شنیدم بگم:
◾️ من تا قبل از سال کنکور بصورت مداوم ورزش میکردم. اما سال کنکور چون حس میکردم برای اینکه رتبه، رشته و دانشگاه مورد نظرم رو بیارم باید شب و روزم رو بهم بدوزم، ورزش رو ترک کردم. در این حد که سال کنکور شاید ۱۰ بار هم حتی ورزش نکردم که همان هم توی چمن مدرسه در حد نیم ساعت ۴۰ دقیقه با بچهها توی طرح مطالعاتی بود. همون موقع این ورزش نکردن من باعث شد من زمانهای زیادی رو خسته، پر از حس ناامیدی و کلافه باشم و همچنین در بلند مدت باعث شد ۱۰ کیلوگرم چاق بشم که همچنان هم بعد از سه سال این ۱۰ کیلوگرم با من همراهه. امروز که برمیگردم عقب رو نگاه میکنم میبینم بعد از اون فوتبالهای نصفه و نیمه، چقدر حال بهتری داشتم و درس رو هم بهتر میخوندم.
🌀 اما یک خاطره هم از یک استادی براتون بگم.
◾️ ایشون تعریف میکردند که برای گروهی از مدیران ارشد یک شرکت بزرگ تدریس میکردن و در اونجا مدیران ارشدشان حدود ۳۵ ۴۰ ساله بودند. ایشون میگفت که این مدیرها به نوعی به کارشون ازدواج کرده بودند. یعنی هر لحظه، هر ساعت و هر روز فقط کار و کار و کار. بعد از مدتی یکی از این مدیرها بخاطر فشار کاری بالا، استرس و نگرانیهای مختلف و اینها دچار سکته میشه. یعنی نه تنها کارش درست پیش نمیرفته، بلکه دچار آسیب شدیدی شده بوده که ممکن بوده به قیمت از دست دادن جونش تموم بشه.
◽️◽️ همهی اين حرفها رو زدم که بگم، اگر داریم طولانی مدت یک کاری رو انجام میدیم باید که حتما برنامهریزی کنیم، حد هر کاری رو رعایت کنیم و حتی گاهی از کار بزنیم و به خودمون برسیم تا بتونیم همیشه در بهترین حالت خودمون باشیم.
شما هم از تجربههای خودتون برای ما بگید:
این پست ایران تلنت باعث نوشتن این نوشتار شد:
🏷 #سجاد
@tmlat { تأملات }
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#جدایی
اضطراب انتخابی که اصغر فرهادی ده سال پیش از آن حرف میزد را الان میفهمم. این فیلم پر از استعاره و ایهام است.
_دوست داری اینجا باشی؟
چشمانت را باز کن، مردم خسته اند سر ها پایین است پلک ها افتاده، مزه تلخ ناامیدی را در چشمان بی سوی همه ببین، حتی پدر و مادرت، بت های زندگی ات. بفهم که حق حرف نداری، باید سکوت کنی، چون میترسم فردا روزی آویزان به داری باشی که از صدایت میسازند.
_دوست داری فرار کنی؟
نمیبینی که خفقان، هرچقدر هم زندان بزرگی باشد اما جا برای دل های شجاع ندارد؟ با ایست حقت را بگیر.
نبینم قبل از اینکه قدم از قدم برداری، بخواهی از خودت فرار کنی، نبینم کلاه "شک به خود "به سر بگذاری. نبینم بازنده باشی.
_دوست داری بمانی؟ هه!
قلم به دست بگیر، ما درستیم، ما از خداییم، ما خداییم، ما خدایی میکنیم. غیر از ما همه دو سرنوشت دارند، یا زندان سکوت یا توبه و بازگشت به ما.
نگاهت رو به تخته باشد پسر جان! قلمت را بردار، در قلبت فرو کن، من ذهن تورا میخواهم. بنویس و تکرار کن مجدد..
ما با خداییم، ما خداییم. ما خدایی میکنیم....
@tmlat { تأملات }
اضطراب انتخابی که اصغر فرهادی ده سال پیش از آن حرف میزد را الان میفهمم. این فیلم پر از استعاره و ایهام است.
_دوست داری اینجا باشی؟
چشمانت را باز کن، مردم خسته اند سر ها پایین است پلک ها افتاده، مزه تلخ ناامیدی را در چشمان بی سوی همه ببین، حتی پدر و مادرت، بت های زندگی ات. بفهم که حق حرف نداری، باید سکوت کنی، چون میترسم فردا روزی آویزان به داری باشی که از صدایت میسازند.
_دوست داری فرار کنی؟
نمیبینی که خفقان، هرچقدر هم زندان بزرگی باشد اما جا برای دل های شجاع ندارد؟ با ایست حقت را بگیر.
نبینم قبل از اینکه قدم از قدم برداری، بخواهی از خودت فرار کنی، نبینم کلاه "شک به خود "به سر بگذاری. نبینم بازنده باشی.
_دوست داری بمانی؟ هه!
قلم به دست بگیر، ما درستیم، ما از خداییم، ما خداییم، ما خدایی میکنیم. غیر از ما همه دو سرنوشت دارند، یا زندان سکوت یا توبه و بازگشت به ما.
نگاهت رو به تخته باشد پسر جان! قلمت را بردار، در قلبت فرو کن، من ذهن تورا میخواهم. بنویس و تکرار کن مجدد..
ما با خداییم، ما خداییم. ما خدایی میکنیم....
@tmlat { تأملات }
Forwarded from برنامه ناشناس
[سلام! خوشحال میشم متنی که نوشتم رو بخونیدش و نظرتون رو بهم بگین]
راستش،
من همیشه سعی میکنم با انرژی حرف بزنم.... به آدمای خوب زندگیم، همینایی که دارمشون کم و بیش، کلی روحیه بدم...
ازشون تعریف کنم، بهشون بها بدم، براشون وقت بذارم.... وقت ناراحتی تنهاشون نذارم و موقع شادی باهاشون قهقه بزنم....
یه وقتایی نگاه میندازم و میبینم شاید این تنها چیزی باشه که تو تمام زندگیم بهش افتخار میکنم! من کمتر موقعی حس کردم یک نفر نباید تنها باشه و تنهاش گذاشتم...!
من اغلب بودم! تا وقتی که یقین حاصل کردم باید کوله بارمو ببندم و برم و رها کنم موندم! موندم و تلاش کردم خوب درک کنم و خودمو جای اون عزیزدلم بذارم و هیچ تلاشی و هیچ کلمه ای که بتونه کمی تسکین بده خاطرش رو ازش دریغ نکنم....
اما،
یه وقتایی خودمو مثل یک مادر تصور میکنم که از صبح تا شب برای خونواده اش زحمت میکشه و تلاش میکنه و آخر شب که همه در خواب نازن نگاه میندازه به صورتش که چقدر برای خودش غریبه است و چقدر دلش برای خودش تنگه و چقدر دلش میخواد یکی باشه که ازش پرستاری کنه و مراقبت کنه و یکی باشه که تنهاییشو باهاش قسمت کنه!
میخوام بگم من کم توقعم! ینی تمام تلاشمو میکنم توقعی نداشته باشم اما حقیقتشو بخواین، خیلی دلم میخواد یکی بود که نقش منو واسه خودم اجرا میکرد!
حواسش بهم بود، بهم روحیه میداد، منو میپذیرفت، کنارم بود، تنهام نمیذاشت و همونجوری که یه وقتایی برمیگردم و آدما رو به بغل خودم دعوت میکنم، آغوشش رو برام باز میکرد و من این نقاب رو از چهره ام درمیاوردم و خستگی شغل همیشگیم رو در میکردم و یک چند ثانیه ای؛ فقط به اندازه چند ثانیه حس میکردم که چه خوبه که یکی رو تو دنیای تنهای خودم دارم....
اینا رو گفتم واسه اینکه بگم، اگه اینجور آدما رو تو زندگیمون داریم که قطعا داریم، اگه میشناسیمشون که قطعا شناختیم؛ یه وقتایی جامونو باهاشون عوض کنیم
یه وقتایی ما اونا رو عزیزدل بدونیم و آغوشمونو باز کنیم و یه وقتایی ما از ته دل بهشون بگیم دوستشون داریم و چقدر بودنشون قشنگه!
اخه...تموم شدن آدما به تار مویی بنده!
از طرف من؛
ناشناسی به اسم "تبسم"...!
[سلام! خوشحال میشم متنی که نوشتم رو بخونیدش و نظرتون رو بهم بگین]
راستش،
من همیشه سعی میکنم با انرژی حرف بزنم.... به آدمای خوب زندگیم، همینایی که دارمشون کم و بیش، کلی روحیه بدم...
ازشون تعریف کنم، بهشون بها بدم، براشون وقت بذارم.... وقت ناراحتی تنهاشون نذارم و موقع شادی باهاشون قهقه بزنم....
یه وقتایی نگاه میندازم و میبینم شاید این تنها چیزی باشه که تو تمام زندگیم بهش افتخار میکنم! من کمتر موقعی حس کردم یک نفر نباید تنها باشه و تنهاش گذاشتم...!
من اغلب بودم! تا وقتی که یقین حاصل کردم باید کوله بارمو ببندم و برم و رها کنم موندم! موندم و تلاش کردم خوب درک کنم و خودمو جای اون عزیزدلم بذارم و هیچ تلاشی و هیچ کلمه ای که بتونه کمی تسکین بده خاطرش رو ازش دریغ نکنم....
اما،
یه وقتایی خودمو مثل یک مادر تصور میکنم که از صبح تا شب برای خونواده اش زحمت میکشه و تلاش میکنه و آخر شب که همه در خواب نازن نگاه میندازه به صورتش که چقدر برای خودش غریبه است و چقدر دلش برای خودش تنگه و چقدر دلش میخواد یکی باشه که ازش پرستاری کنه و مراقبت کنه و یکی باشه که تنهاییشو باهاش قسمت کنه!
میخوام بگم من کم توقعم! ینی تمام تلاشمو میکنم توقعی نداشته باشم اما حقیقتشو بخواین، خیلی دلم میخواد یکی بود که نقش منو واسه خودم اجرا میکرد!
حواسش بهم بود، بهم روحیه میداد، منو میپذیرفت، کنارم بود، تنهام نمیذاشت و همونجوری که یه وقتایی برمیگردم و آدما رو به بغل خودم دعوت میکنم، آغوشش رو برام باز میکرد و من این نقاب رو از چهره ام درمیاوردم و خستگی شغل همیشگیم رو در میکردم و یک چند ثانیه ای؛ فقط به اندازه چند ثانیه حس میکردم که چه خوبه که یکی رو تو دنیای تنهای خودم دارم....
اینا رو گفتم واسه اینکه بگم، اگه اینجور آدما رو تو زندگیمون داریم که قطعا داریم، اگه میشناسیمشون که قطعا شناختیم؛ یه وقتایی جامونو باهاشون عوض کنیم
یه وقتایی ما اونا رو عزیزدل بدونیم و آغوشمونو باز کنیم و یه وقتایی ما از ته دل بهشون بگیم دوستشون داریم و چقدر بودنشون قشنگه!
اخه...تموم شدن آدما به تار مویی بنده!
از طرف من؛
ناشناسی به اسم "تبسم"...!
برنامه ناشناس
[سلام! خوشحال میشم متنی که نوشتم رو بخونیدش و نظرتون رو بهم بگین] راستش، من همیشه سعی میکنم با انرژی حرف بزنم.... به آدمای خوب زندگیم، همینایی که دارمشون کم و بیش، کلی روحیه بدم... ازشون تعریف…
Delam Khoone
Shahram Shokoohi
#عاطفه_خانم گفتند:
تمام مدت خوندن این متن، آهنگ شهرام شکوهی تو لوکال ذهنم بود:
دلت قرصه که من هستم
که دنیامو به تو بستم
که هر وقت مشکلی باشه
برای تو دمِ دستم
ولی من چی؟؟
کیو دارم
که مثل خودِ من باشه
که هر وقت عشقو کم دارم
مث معجزه پیدا شه؟
@tmlat { تأملات }
🌱
تمام مدت خوندن این متن، آهنگ شهرام شکوهی تو لوکال ذهنم بود:
دلت قرصه که من هستم
که دنیامو به تو بستم
که هر وقت مشکلی باشه
برای تو دمِ دستم
ولی من چی؟؟
کیو دارم
که مثل خودِ من باشه
که هر وقت عشقو کم دارم
مث معجزه پیدا شه؟
@tmlat { تأملات }
🌱
۵۳۶. چقدر باهم #گفتگو کردن را بلدیم؟
امروز در توییتر مطلبی در مورد روز دختر خوندم:
کاش به جای تبریک روز دختر هر آدمی فقط پنج دقیقه پای حرف دخترای اطرافش مینشست تا شاید ذره ای از مشکلاتشون آگاه بشه و یا اگه کمکی ازش برمیاد انجام بده. از هزاران مدل تبعیض جنسیتی توی هر فاکینگ نهاد اجتماعی از خانواده تا محل کار گرفته تا شوخی های زننده درباره عادت ماهیانه و pms، فقدان امنیت، فشارهای فرهنگی، تابوها و...
| درسا |
ا++++++++++++++++++++++ا
حقیقت اینه که انگار ما دیگه حوصلۀ هم رو نداریم. از بس که همه از مشکلات خودشون گفتن و کسی نیومده بپرسه «مشکل تو چیه؟». مدتهاست کسی نیومده بگه «حالت خوبه فلانی؟». سر همگی شلوغه. پس منم کوتاهش میکنم. حال همدیگه رو بپرسید. به قول رومن گاری، بعضی وقتها گوش دادن، تنها راه کمک کردن به یک انسان است.
#مصطفی
@tmlat { تأملات }
🌱
امروز در توییتر مطلبی در مورد روز دختر خوندم:
کاش به جای تبریک روز دختر هر آدمی فقط پنج دقیقه پای حرف دخترای اطرافش مینشست تا شاید ذره ای از مشکلاتشون آگاه بشه و یا اگه کمکی ازش برمیاد انجام بده. از هزاران مدل تبعیض جنسیتی توی هر فاکینگ نهاد اجتماعی از خانواده تا محل کار گرفته تا شوخی های زننده درباره عادت ماهیانه و pms، فقدان امنیت، فشارهای فرهنگی، تابوها و...
| درسا |
ا++++++++++++++++++++++ا
حقیقت اینه که انگار ما دیگه حوصلۀ هم رو نداریم. از بس که همه از مشکلات خودشون گفتن و کسی نیومده بپرسه «مشکل تو چیه؟». مدتهاست کسی نیومده بگه «حالت خوبه فلانی؟». سر همگی شلوغه. پس منم کوتاهش میکنم. حال همدیگه رو بپرسید. به قول رومن گاری، بعضی وقتها گوش دادن، تنها راه کمک کردن به یک انسان است.
#مصطفی
@tmlat { تأملات }
🌱
۵۳۷. سه نگاه به #تنهایی
⭕️نگاه عارفانه
یادِ من باشد، تنها هستم.
ماه، بالایِ سرِ تنهاییست...
#سهراب_سپهری
سهراب تنهایی را جزئی جدانشدنی از وجود انسان میداند. و معتقد است در تنهایی، نور آگاهی بر سر انسان میتابد. اینگونه، او نه فقط از تنهایی گریزان نیست، بلکه مشتاقانه آن را در آغوش میگیرد!
⭕️نگاه اجتماعی
کوهها باهمند و تنهایند
همچو ما باهمانِ تنهایان!
#شاملو
شاملو تنهایی در عین شلوغی را ثمرۀ دوری دلها میداند. افسوسی نهفته در بیتی کوتاه. ما را به کوههایی مانند کرده که چیزی با یکدیگر به اشتراک نمیگذاریم؛ هرچند پهلو به پهلوی هم نشسته باشیم.
⭕️نگاه عاشقانه
تنهاییام را با تو قسمت میکنم، سهم کمی نیست!
گستردهتر از عالمِ تنهاییِ من، عالمی نیست
#محمدعلی_بهمنی
بهمنی اما، آنقدر عاشق است که حتی دنیای بزرگ تنهایی خودش را هم با معشوق قسمت میکند. عشق سهیم شدن تمام لحظات است؛ حتی -و به خصوص- لحظات تنهایی.
🔚 ماییم که تصمیم میگیریم به مفاهیم و پدیدهها چه معنایی بدهیم. ما خداوندان کوچکِ دنیاهای خویشیم.
#مصطفی
@tmlat { تأملات }
🌱
⭕️نگاه عارفانه
یادِ من باشد، تنها هستم.
ماه، بالایِ سرِ تنهاییست...
#سهراب_سپهری
سهراب تنهایی را جزئی جدانشدنی از وجود انسان میداند. و معتقد است در تنهایی، نور آگاهی بر سر انسان میتابد. اینگونه، او نه فقط از تنهایی گریزان نیست، بلکه مشتاقانه آن را در آغوش میگیرد!
⭕️نگاه اجتماعی
کوهها باهمند و تنهایند
همچو ما باهمانِ تنهایان!
#شاملو
شاملو تنهایی در عین شلوغی را ثمرۀ دوری دلها میداند. افسوسی نهفته در بیتی کوتاه. ما را به کوههایی مانند کرده که چیزی با یکدیگر به اشتراک نمیگذاریم؛ هرچند پهلو به پهلوی هم نشسته باشیم.
⭕️نگاه عاشقانه
تنهاییام را با تو قسمت میکنم، سهم کمی نیست!
گستردهتر از عالمِ تنهاییِ من، عالمی نیست
#محمدعلی_بهمنی
بهمنی اما، آنقدر عاشق است که حتی دنیای بزرگ تنهایی خودش را هم با معشوق قسمت میکند. عشق سهیم شدن تمام لحظات است؛ حتی -و به خصوص- لحظات تنهایی.
🔚 ماییم که تصمیم میگیریم به مفاهیم و پدیدهها چه معنایی بدهیم. ما خداوندان کوچکِ دنیاهای خویشیم.
#مصطفی
@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
#هفته_کتاب اغلب شما عزیزان عضو تأملات رو از نزدیک میشناسم. میدونم که اهل فکر هستید و حتماً برای خوراک فکریتون هزینه میکنید. خواستم چندتا کتاب معرفی کنم برای خریدن در این طرح هفت روزه، اما دیدم بهتره همه از خوندنیهای خوبمون بگیم. دنبال توصیۀ عام به…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انگلیسی یه اصطلاحی داره:
Being on the same/different wavelength
اصطلاحا یعنی با یه نفر درک یا احساسات مشترک/متفاوت داشته باشی.
از نظر ِمعنیِ جزء ب جزء کلمات، معنی اش اینه که با کسی روی طول موج مشترک باشی یا نباشی.🤔
دیدی بیسیم ها چطور کار می کنند؟
چند تا کانال دارن و توی اون کانال ها(طول موج ها) ارتباط برقرار میکنند.یعنی باید هردوی دوتا بیسیم روی یه کانال و طول موج مشترک تنظیم باشن تا ارتباط برقرار کنن.
حالا، ما آدمها هم ارتباط بدون سیم داریم، موج فرستاده شده به شرطی در طرف مقابل درک و دریافت می شه که اون هم رو همون موج ما باشه.
تازگی ها، استاد علی نصیریان(بازیگر پیشکسوت) نقل کرده که شجریان(استاد آواز) و لطفی(نوازنده برجسته) دل هاشون با هم کوک بوده ک این آثار رو تولید کردن.
اینم بگم ک هر سازی بعد یه مدت کوکِش در میره و باید مدام کوک بشه.
به کوکِ سازِ دلتون حواستون باشه.
#علی
💚
@tmlat { تأملات }
Being on the same/different wavelength
اصطلاحا یعنی با یه نفر درک یا احساسات مشترک/متفاوت داشته باشی.
از نظر ِمعنیِ جزء ب جزء کلمات، معنی اش اینه که با کسی روی طول موج مشترک باشی یا نباشی.🤔
دیدی بیسیم ها چطور کار می کنند؟
چند تا کانال دارن و توی اون کانال ها(طول موج ها) ارتباط برقرار میکنند.یعنی باید هردوی دوتا بیسیم روی یه کانال و طول موج مشترک تنظیم باشن تا ارتباط برقرار کنن.
حالا، ما آدمها هم ارتباط بدون سیم داریم، موج فرستاده شده به شرطی در طرف مقابل درک و دریافت می شه که اون هم رو همون موج ما باشه.
تازگی ها، استاد علی نصیریان(بازیگر پیشکسوت) نقل کرده که شجریان(استاد آواز) و لطفی(نوازنده برجسته) دل هاشون با هم کوک بوده ک این آثار رو تولید کردن.
اینم بگم ک هر سازی بعد یه مدت کوکِش در میره و باید مدام کوک بشه.
به کوکِ سازِ دلتون حواستون باشه.
#علی
💚
@tmlat { تأملات }
#عماد عزیز فرستاد:
ما یک استاد داریم که همیشه میگوید شماره آدمهای اطرافتان را با نامهای زیبا در گوشیتان ذخیره کنید؛ حتی اگر یک نفر را میشناسید که صفت زشتی دارد باز هم شما کنار اسمش برعکس آن صفتش را بنویسید، بگذارید چشمانتان به زیبا دیدن عادت کند. او معتقد است تکرار یک زیبایی حتی اگر صادقانه نباشد باور آدم را عوض میکند...
راستش یک روز بدون آنکه متوجه شود به گوشیاش زنگ زدم روی صفحه افتاده بود: "شاگرد همیشه خندانم!"
نمیدانید در آن لحظه از آن جمله چقدر لذت بردم و از آن به بعد انگار دلم میخواهد بیشتر بخندم!
او راست میگوید گاهی یک جمله زیبا خیلی ساده میتواند باور خودت و دیگران را تغییر دهد...
@tmlat { تأملات }
ما یک استاد داریم که همیشه میگوید شماره آدمهای اطرافتان را با نامهای زیبا در گوشیتان ذخیره کنید؛ حتی اگر یک نفر را میشناسید که صفت زشتی دارد باز هم شما کنار اسمش برعکس آن صفتش را بنویسید، بگذارید چشمانتان به زیبا دیدن عادت کند. او معتقد است تکرار یک زیبایی حتی اگر صادقانه نباشد باور آدم را عوض میکند...
راستش یک روز بدون آنکه متوجه شود به گوشیاش زنگ زدم روی صفحه افتاده بود: "شاگرد همیشه خندانم!"
نمیدانید در آن لحظه از آن جمله چقدر لذت بردم و از آن به بعد انگار دلم میخواهد بیشتر بخندم!
او راست میگوید گاهی یک جمله زیبا خیلی ساده میتواند باور خودت و دیگران را تغییر دهد...
@tmlat { تأملات }
تأملات
Henry jackman – The Comedown (Cherry Soundtrack)
امشب یکبار دیگه این موسیقی جادویی رو بنوشیم و مست بشیم...
🙃🙃🙃
🙃🙃🙃
Forwarded from مصطفی ناصحی
شعر: نادر نادرپور
خوانش: مصطفی ناصحی
موسیقی زمینه:
Bernward Koch-Floating Feather
🌱
خوانش: مصطفی ناصحی
موسیقی زمینه:
Bernward Koch-Floating Feather
🌱
مصطفی ناصحی
Voice message
برای کسانی که به فکر مهاجرت و به غربت انداختن خودشون هستن...
و برای کسانی که همین روزها در غربتند و دور از وطن...
و برای کسانی که همین روزها در غربتند و دور از وطن...
۵۴۲. رمان فلسفی چیست؟
🔆 هر قصهای دو وجه داره.
وجه ماجرایی، که خط سیر داستانه.
وجه روایی، که نوع نگاه نویسنده به ماجراست.
1⃣ در نگاه اول،
هر رمانی خواهی نخواهی فلسفیه. چون هر آدمی یه جور فلسفه شخصی داره که ناخودآگاه در نوع نگاهش و در نتیجه در روایتش رد پا میذاره.
2⃣ در نگاه دوم،
اگر وجه روایی بر وجه ماجرایی غلبه کنه، رمان «فلسفیتر» میشه.
این غلبه هم، صد در صد رابطه داره با عمق فلسفه شخصی نویسنده.
آثار داستایوفسکی و کامو و سارتر در این شاخه هستند.
3⃣ در نگاه سوم،
اگر رمانی به قصد آموزش یک نوع فلسفه خاص نوشته بشه، رمان فلسفیه وگرنه، نه.
آثار اروین یالوم و یوستین گوردر در این شاخه هستند.
#مصطفی
@tmlat { تأملات }
🌱
🔆 هر قصهای دو وجه داره.
وجه ماجرایی، که خط سیر داستانه.
وجه روایی، که نوع نگاه نویسنده به ماجراست.
1⃣ در نگاه اول،
هر رمانی خواهی نخواهی فلسفیه. چون هر آدمی یه جور فلسفه شخصی داره که ناخودآگاه در نوع نگاهش و در نتیجه در روایتش رد پا میذاره.
2⃣ در نگاه دوم،
اگر وجه روایی بر وجه ماجرایی غلبه کنه، رمان «فلسفیتر» میشه.
این غلبه هم، صد در صد رابطه داره با عمق فلسفه شخصی نویسنده.
آثار داستایوفسکی و کامو و سارتر در این شاخه هستند.
3⃣ در نگاه سوم،
اگر رمانی به قصد آموزش یک نوع فلسفه خاص نوشته بشه، رمان فلسفیه وگرنه، نه.
آثار اروین یالوم و یوستین گوردر در این شاخه هستند.
#مصطفی
@tmlat { تأملات }
🌱
۵۴۳. #رهایی
عمیقترین شادیها،
مربوط به لحظاتیه که غرق در همون لحظه هستی.
نه فکر قضاوت دیگرانی،
نه فکر «بعدش چی میشه»ها،
نه فکر «قبلا چی شده»ها.
خود خودتی.
آزاد، رها، پرندهوار.
#مصطفی
تصویر از این کانال خوب
@tmlat { تأملات }
🌱
عمیقترین شادیها،
مربوط به لحظاتیه که غرق در همون لحظه هستی.
نه فکر قضاوت دیگرانی،
نه فکر «بعدش چی میشه»ها،
نه فکر «قبلا چی شده»ها.
خود خودتی.
آزاد، رها، پرندهوار.
#مصطفی
تصویر از این کانال خوب
@tmlat { تأملات }
🌱
Negin Aahd
Shajarian
بگذار هرچه میخواهند بگویند...
اما من خودم این رسالت را در قدر تو گزیدهام،
میخواهم ترسو، خودخواه و بیدفاع اما پناهندهٔ خاک روح تو باشم...
نه دلاوری که در سرزمینی بیگانه از تو عشقش را به پیروزیها پیشکش کرده است.
@tmlat { تأملات }
🌱
اما من خودم این رسالت را در قدر تو گزیدهام،
میخواهم ترسو، خودخواه و بیدفاع اما پناهندهٔ خاک روح تو باشم...
نه دلاوری که در سرزمینی بیگانه از تو عشقش را به پیروزیها پیشکش کرده است.
@tmlat { تأملات }
🌱