Forwarded from بهمن دارالشفایی
دیدهبان آزار:
«مجموعه مقالات پیش رو، به کوشش جمعی از فعالان حوزه زنان با عنوان «همصدایی علیه سکوت» و به بهانه ۸مارس، جریان روایتگری آزار جنسی در ایران را بررسی کرد و از چالشها، کاستیها، دستاوردها، مغفولماندهها و چگونگی تداومبخشی به این جریان نوپا پرداخت.»
«مجموعه مقالات پیش رو، به کوشش جمعی از فعالان حوزه زنان با عنوان «همصدایی علیه سکوت» و به بهانه ۸مارس، جریان روایتگری آزار جنسی در ایران را بررسی کرد و از چالشها، کاستیها، دستاوردها، مغفولماندهها و چگونگی تداومبخشی به این جریان نوپا پرداخت.»
دیدبان آزار
همصدایی علیه سکوت
جریان روایتگری آزار جنسی را بیتردید باید یکی از مهمترین مبارزات فمینیستی سال گذشته بخوانیم. زنان همصدا شدند و شورشی جمعی و بیسابقه علیه خشونت جنسی رقم زدند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر گاهی نگران قضاوت دیگران دربارۀ خودت هستی، و میترسی جلوی بقیه خود خودت باشی، دیدن این ویدیوی 79 ثانیهای رو از دست نده.
@tmlat { تأملات }
🌱
@tmlat { تأملات }
🌱
510. #زخمهایی_که_میزنیم
یکی از دوستای خوبم در یکی از بهترین شبهاش، با حرف باباش زخمی شد. زخم عمیقی که معلوم نیست کی خوب بشه.
از زخم نوشتن، سخته.
سر باز میکنه هرچی ته ذهن خودت دفن کردی.
آدم با فاصله گرفتن از آدمها، برای خودش سپر درست میکنه. تا از ترکشهاشون در امان باشه. اما پدر و مادر کسانی نیستند که به راحتی بشه ازشون فاصله گرفت.
براش گفتم، اینجا هم مینویسم:
سخت ترین کار اینه که آدم خودشو از ترکش آدمایی که جلوشون بیسپره، حفظ کنه.
آدما به اندازهای که ما بهشون اجازه میدیم میتونن ما رو عذاب بدن. و این جمله یک استثناء بزرگ داره: پدر و مادر. این دوتا حتی اگه ما اجازه ندیم هم میتونن خیلی ما رو عذاب بدن.
امیدوارم ما قبل از پدر شدن یا مادر شدن، اونقدر روی خودمون کار کرده باشیم که بفهمیم چقدر میتونیم آسیب بزنیم به بچههامون.
#مصطفی
@tmlat { تأملات }
🌱
یکی از دوستای خوبم در یکی از بهترین شبهاش، با حرف باباش زخمی شد. زخم عمیقی که معلوم نیست کی خوب بشه.
از زخم نوشتن، سخته.
سر باز میکنه هرچی ته ذهن خودت دفن کردی.
آدم با فاصله گرفتن از آدمها، برای خودش سپر درست میکنه. تا از ترکشهاشون در امان باشه. اما پدر و مادر کسانی نیستند که به راحتی بشه ازشون فاصله گرفت.
براش گفتم، اینجا هم مینویسم:
سخت ترین کار اینه که آدم خودشو از ترکش آدمایی که جلوشون بیسپره، حفظ کنه.
آدما به اندازهای که ما بهشون اجازه میدیم میتونن ما رو عذاب بدن. و این جمله یک استثناء بزرگ داره: پدر و مادر. این دوتا حتی اگه ما اجازه ندیم هم میتونن خیلی ما رو عذاب بدن.
امیدوارم ما قبل از پدر شدن یا مادر شدن، اونقدر روی خودمون کار کرده باشیم که بفهمیم چقدر میتونیم آسیب بزنیم به بچههامون.
#مصطفی
@tmlat { تأملات }
🌱
Forwarded from سهند ایرانمهر
۱۳ پارادوکس عجیب و تفکربرانگیز زندگی مدرن
پارادوکس توافق جمعی
🔸مطابق یک قانون باستانی یهود، هرگاه همه قاضیها یک مظنون را در موردی گناهکار میدانستند، او بیگناه اعلام میشد!
چقدر عجیب؟ مگر نه؟
استدلال جالب آنها این بود که توافق همگانی و سفت و محکم و بلاشک روی چیزی، نشانه یک اشتباه سیستماتیک در فرایند قضایی است.
فیلم بینظیر ۱۲ مرد خشمگین سیدنی لومت را به یاد بیاورید. در آنجا یکی از اعضای هیئت منصفه، از روی عمد وقتی دید همگان روی گناهکار بودن مظنونی تاکید دارند، وجدانش بیدار شد و با خود فکر کرد که نکند همه در حال اشتباه هستند، پس تصمیم گرفت که عمدا مخالفت کند و وقتی اعضا بارها و بارها با هم بحث کردند، کم کم حقایقی آشکار شد که در ابتدا نمیدیدند و از نظرها پنهان بود.
باز این پارادوکس توافق همگانی من را یاد سکانسی از فیلم جنگ جهانی زد انداخت. این مثال ظاهرا تخیلی و در مورد نظر یهودیان است. اما از پوسته و مثال باید بیرون بیاییم و به عمق جمله فکر کنیم:
در سال ۱۹۳۰ یهودیها باورشان نمیشد که ممکن است به به اردوگاههای کار اجباری یا مرگ فرستاده بشوند. در سال ۱۹۷۲ قبول نکردیم که احتمال دارد توی المپیک قتل عام بشیم. ماه قبل از اکتبر ۱۹۷۳، حرکت سربازهای عرب رو دیدیم و همه با هم موافقت کردیم که اونا تهدیدی حساب نمیشن. خب، یه ماه بعدش، حملهی عربها تقریبا ما رو به دریا رونده بود.
پس تصمیم گرفتیم که تغییری ایجاد کنیم
-یه تغییر؟
– مرد دهم…اگه نه نفر از ما به یه اطلاعات نگاه میکردیم و دقیقا به یک نتیجهی واحد میرسیدیم. وظیفهی مرد دهم این بود که مخالفت کنه، بدون اهمیت به اینکه چقدر ممکنه غیر محتمل به نظر برسه…مرد دهم باید شروع میکرد به ایجاد این فرضیه که نه مرد دیگه اشتباه میکنن.
ادامه مطلب:
https://b2n.ir/y09055
@sahandiranmehr
پارادوکس توافق جمعی
🔸مطابق یک قانون باستانی یهود، هرگاه همه قاضیها یک مظنون را در موردی گناهکار میدانستند، او بیگناه اعلام میشد!
چقدر عجیب؟ مگر نه؟
استدلال جالب آنها این بود که توافق همگانی و سفت و محکم و بلاشک روی چیزی، نشانه یک اشتباه سیستماتیک در فرایند قضایی است.
فیلم بینظیر ۱۲ مرد خشمگین سیدنی لومت را به یاد بیاورید. در آنجا یکی از اعضای هیئت منصفه، از روی عمد وقتی دید همگان روی گناهکار بودن مظنونی تاکید دارند، وجدانش بیدار شد و با خود فکر کرد که نکند همه در حال اشتباه هستند، پس تصمیم گرفت که عمدا مخالفت کند و وقتی اعضا بارها و بارها با هم بحث کردند، کم کم حقایقی آشکار شد که در ابتدا نمیدیدند و از نظرها پنهان بود.
باز این پارادوکس توافق همگانی من را یاد سکانسی از فیلم جنگ جهانی زد انداخت. این مثال ظاهرا تخیلی و در مورد نظر یهودیان است. اما از پوسته و مثال باید بیرون بیاییم و به عمق جمله فکر کنیم:
در سال ۱۹۳۰ یهودیها باورشان نمیشد که ممکن است به به اردوگاههای کار اجباری یا مرگ فرستاده بشوند. در سال ۱۹۷۲ قبول نکردیم که احتمال دارد توی المپیک قتل عام بشیم. ماه قبل از اکتبر ۱۹۷۳، حرکت سربازهای عرب رو دیدیم و همه با هم موافقت کردیم که اونا تهدیدی حساب نمیشن. خب، یه ماه بعدش، حملهی عربها تقریبا ما رو به دریا رونده بود.
پس تصمیم گرفتیم که تغییری ایجاد کنیم
-یه تغییر؟
– مرد دهم…اگه نه نفر از ما به یه اطلاعات نگاه میکردیم و دقیقا به یک نتیجهی واحد میرسیدیم. وظیفهی مرد دهم این بود که مخالفت کنه، بدون اهمیت به اینکه چقدر ممکنه غیر محتمل به نظر برسه…مرد دهم باید شروع میکرد به ایجاد این فرضیه که نه مرد دیگه اشتباه میکنن.
ادامه مطلب:
https://b2n.ir/y09055
@sahandiranmehr
1pezeshk | (یک پزشک)
13 پارادوکس عجیب و تفکربرانگیز زندگی مدرن که یک کاربر توییتر فهرست کرد
ما تصور میکنیم که توییتر، جایی برای نوشتن مطالب عمیق و طولانی نیست. اما گاهی رشتهتوییتهایی هم توسط کاربران ایرانی و هم فرنگی گذاشته میشود که بسیار
Forwarded from سهند ایرانمهر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو از مدرسه زندگی آلن دوباتن به راههای رسیدن به هوشیاری برتر بدون توسل به رمز و راز می پردازد.
شاید این ویدیو زبان مشترکی ایجاد کند بین ما و دیگرانی که مخالف ما هستند.
منبع:
دکتر ایمان فانی
THESCHOOLOFLIFE.COM
@sahandiranmehr
شاید این ویدیو زبان مشترکی ایجاد کند بین ما و دیگرانی که مخالف ما هستند.
منبع:
دکتر ایمان فانی
THESCHOOLOFLIFE.COM
@sahandiranmehr
The Comedown (Cherry Soundtrack)
Henry jackman
۵۱۳. #موسیقی_فیلم
همین الآن تماشای فیلم زیبای Cherry رو تموم کردم. ماجرای سربازی که به دلیل مشکلات روانی بعد از جنگ، معتاد میشه. ماجرای دختری که پای عشق، زندگیشو میده. ماجرای مردی که به پایینترین نقطه زندگی میرسه...
اما بلند میشه و باز ادامه میده.
اما بلند میشه و باز ادامه میده.
اما بلند میشه و باز ادامه میده.
تمام این ۹ دقیقه، نتهای پیوستهای از پیوستگی قدمهای چری در سراشیب زندگیه.
چشماتونو ببندید و به عمیقترین درههای زندگیتون فکر کنید.
به اون لحظاتی که حس میکردید از این بدبختتر نخواهید بود.
وقتی آهنگ اوج گرفت،
چشماتونو باز کنید و ببینید نور زندگی چطور دوباره از روزنههای باریک امید، روی صورتتون میرقصه.
ده دقیقهٔ پایانی این فیلم، انقدر ارزش دیدن داره که بخاطرش ۱۳۱ دقیقه قبلش رو تماشا کنید.
ده دقیقهٔ پایانی رنج همهٔ ما، دیدن داره. ارزششو داره که به خاطرش، ۱۳۱ دقیقه مبارزه کنیم.
ارزششو داره رفقا.
ارزششو داره 🙃❤️
@tmlat { تأملات }
🌱
همین الآن تماشای فیلم زیبای Cherry رو تموم کردم. ماجرای سربازی که به دلیل مشکلات روانی بعد از جنگ، معتاد میشه. ماجرای دختری که پای عشق، زندگیشو میده. ماجرای مردی که به پایینترین نقطه زندگی میرسه...
اما بلند میشه و باز ادامه میده.
اما بلند میشه و باز ادامه میده.
اما بلند میشه و باز ادامه میده.
تمام این ۹ دقیقه، نتهای پیوستهای از پیوستگی قدمهای چری در سراشیب زندگیه.
چشماتونو ببندید و به عمیقترین درههای زندگیتون فکر کنید.
به اون لحظاتی که حس میکردید از این بدبختتر نخواهید بود.
وقتی آهنگ اوج گرفت،
چشماتونو باز کنید و ببینید نور زندگی چطور دوباره از روزنههای باریک امید، روی صورتتون میرقصه.
ده دقیقهٔ پایانی این فیلم، انقدر ارزش دیدن داره که بخاطرش ۱۳۱ دقیقه قبلش رو تماشا کنید.
ده دقیقهٔ پایانی رنج همهٔ ما، دیدن داره. ارزششو داره که به خاطرش، ۱۳۱ دقیقه مبارزه کنیم.
ارزششو داره رفقا.
ارزششو داره 🙃❤️
@tmlat { تأملات }
🌱
۵۱۴. #نقلقول
هنوز که هنوزه هیچ رابطه طولانی یا زندگی مشترکی ندیدم که خلاف این جمله رو ثابت کنه.
دست از کنترل و تغییر دادن هم برداریم تو رابطه.
عشق و آزادی کنار هم زیبا هستند.
@tmlat { تأملات }
https://t.me/karitaaaaa/566
هنوز که هنوزه هیچ رابطه طولانی یا زندگی مشترکی ندیدم که خلاف این جمله رو ثابت کنه.
دست از کنترل و تغییر دادن هم برداریم تو رابطه.
عشق و آزادی کنار هم زیبا هستند.
@tmlat { تأملات }
https://t.me/karitaaaaa/566
Telegram
کاریتا
پنجاه و دو ساله است. همسن مادر من!
تفاوت هایشان از زمین تا آسمان است. مادر من انقدر خودش را دوست ندارد که همیشه من و خواهرم به زور برایش لباس میخریم!
تفاوت هایشان از زمین تا آسمان است. مادر من انقدر خودش را دوست ندارد که همیشه من و خواهرم به زور برایش لباس میخریم!
آینه عقب
وقتی که مجبوری حرکت کنی و آخرین برگ تنها نگاهیست به پشت سر. حتی نمیتونی مستقیم بهش نگاه کنی فقط در قاب کوچک آینه. تمام مدت دلت میخاد فریاد بزنی اما نمیتونی و تنها و تنها و تنها و دور شدن رو میبینی به امید کوچکترین نوری که از اینه به چشمت بخوره و هرچی بگذره سخت تر و سخت تر میشه تا جایی که فقط یه صفحه سیاه مقابلته نه نقطه و نه نوری .آه که چقدر نور عجیب رفتار میکنه . در انتها تسلیم میشی میدونی برگشتی نیست سرتو پایین میاری دستاتو نگاه میکنی از لرزش دستات مجبوری میشی دستاتو مشت کنی و وقتی سرتو بالا میاری جاده رو مقابل خودت میبینی و بهش خیره میمونی و زمزمه کردن یک روز در کنار تو خواهم بود.
@tmlat { تأملات }
وقتی که مجبوری حرکت کنی و آخرین برگ تنها نگاهیست به پشت سر. حتی نمیتونی مستقیم بهش نگاه کنی فقط در قاب کوچک آینه. تمام مدت دلت میخاد فریاد بزنی اما نمیتونی و تنها و تنها و تنها و دور شدن رو میبینی به امید کوچکترین نوری که از اینه به چشمت بخوره و هرچی بگذره سخت تر و سخت تر میشه تا جایی که فقط یه صفحه سیاه مقابلته نه نقطه و نه نوری .آه که چقدر نور عجیب رفتار میکنه . در انتها تسلیم میشی میدونی برگشتی نیست سرتو پایین میاری دستاتو نگاه میکنی از لرزش دستات مجبوری میشی دستاتو مشت کنی و وقتی سرتو بالا میاری جاده رو مقابل خودت میبینی و بهش خیره میمونی و زمزمه کردن یک روز در کنار تو خواهم بود.
@tmlat { تأملات }
تأملات
آینه عقب وقتی که مجبوری حرکت کنی و آخرین برگ تنها نگاهیست به پشت سر. حتی نمیتونی مستقیم بهش نگاه کنی فقط در قاب کوچک آینه. تمام مدت دلت میخاد فریاد بزنی اما نمیتونی و تنها و تنها و تنها و دور شدن رو میبینی به امید کوچکترین نوری که از اینه به چشمت بخوره…
و اون امید...
اون امید به یه روزی که در کنار تو خواهم بود...
اون امید اون شکنجه ابدی...
اون امید به یه روزی که در کنار تو خواهم بود...
اون امید اون شکنجه ابدی...
این پست کاریتا رو بخونید و به شدت مراقب باشید که در این باتلاق فرو نرید. خیلی مهم و خیلی مبتلا به.
#مصطفی
https://t.me/karitaaaaa/640
#مصطفی
https://t.me/karitaaaaa/640
Telegram
کاریتا
زیستن با آدمی که همیشه احساس قربانی بودن میکنه خیلی سخته. بعد یه مدت به خودت میای می بینی ،تو هم شریک جرمش شدی.
هربار که شروع کرده به حرف زدن و از زمین وزمان گله وشکایت کرده و تو گوش دادی ،شریک جرمش شدی.
هربار که بغض کرده و گریه کرده ، قلب تو هم چنگ خورده…
هربار که شروع کرده به حرف زدن و از زمین وزمان گله وشکایت کرده و تو گوش دادی ،شریک جرمش شدی.
هربار که بغض کرده و گریه کرده ، قلب تو هم چنگ خورده…
Forwarded from سهند ایرانمهر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸تاریخ اندیشههای بشر: شکست و ناکامی
مفیدترین رویکرد به تاریخ، نگریستن به تحول اندیشه و دلایل این تحول است نه به خاطر سپاری نام جنگها و پادشاهان
این ویدیو از مدرسه زندگی آلن دوباتن به بررسی تحول اندیشه انسان درباره شکست و ناکامی، میپردازد.
منبع:
THESCHOOLOFLIFE.COM
@sahandiranmehr
مفیدترین رویکرد به تاریخ، نگریستن به تحول اندیشه و دلایل این تحول است نه به خاطر سپاری نام جنگها و پادشاهان
این ویدیو از مدرسه زندگی آلن دوباتن به بررسی تحول اندیشه انسان درباره شکست و ناکامی، میپردازد.
منبع:
THESCHOOLOFLIFE.COM
@sahandiranmehr
سهند ایرانمهر
🔸تاریخ اندیشههای بشر: شکست و ناکامی مفیدترین رویکرد به تاریخ، نگریستن به تحول اندیشه و دلایل این تحول است نه به خاطر سپاری نام جنگها و پادشاهان این ویدیو از مدرسه زندگی آلن دوباتن به بررسی تحول اندیشه انسان درباره شکست و ناکامی، میپردازد. منبع: THESCHOOLOFLIFE.COM…
دانشجو که بودم، دوره لیسانس، اوووون زمانهای دور، فلسفه علم یکی از محبوبترین واحدهایی بود که گرفتم. درسی که هم بخاطر محتوای عجیبش و هم بخاطر استاد عجیبترش انقدر بیطرفدار بود که به ندرت ارائه میشد.
همینکه خبر شدم ارائه شده بدو بدو رفتم و هم برا خودم انتخابش کردم و هم تمام اعضای گنگمون رو مجبور کردم بردارن درسو 😌
خب یکی از اون بعدازظهرای مزخرف بعد از نهار دورهم ته کلاس نشسته بودیم و لابلای گوش کردن به صدای یکنواخت استاد، به سیاق معمولمون از زندگی لذت میبردیم که یهو از اون سرکلاس، نوک خودکارشو وسط پیشونیم نشونه گرفت و گفت شما! خانوم فولانی بگید ببینم من همین الان چی گفتم؟ 😁
موضوع بحث راجع به ارتباط نویسنده و خواننده بود! اینکه مکتبی وجود داشته به نام فولانیان که معتقد بودن کتابها رو بر مبنای نویسندهاش باید کلاسیفاید کرد و قائل به اینکه یکی در دوران مختلف زندگیش ممکنه تغییر کنه یا از مواضعش کوتا بیاد یا هرچی نبودند در مقابل مکتب دیگهعی که این امکان رو ملحوظ میکردن و میپذیرفتن که یه نوشته بیچاره رو اول بخونن بعد تصميم بگیرن که باهاش و با نویسندهش چیکار کنن...
نزدیک به پنج دقیقه، مو به مو تکرار کردم جملههای پنج دقیقه قبلشو همراه با تاکیدی که داشتم رو تاکیدش بر تقبیح مکتب فولانای اول و تاییدش بر مکتب فولانای دوم.
مم کاری ندارم به لذتی که از تماشای قیافه دیدنیش تو اون چند دقیقه ضایع شدنش نصیبم شد که بدون شک حرام بود 😂
ولی خب همون مچگیری نافرجام استاد گرامی باعث شد این خاطره تبدیل بشه به یکی از خاطرات شیرین دوران طفولیتم و از طرفی هم شد مایه فیدل موندنم به رای و نظر البته شخصی جناب استاد! در تایید مکتب فولان دوم.
تا...
تا اینکه یه روز متوجه شدم تبدیل شدم، شاید با اندکی وجداندرد، به یکی از پیروان مکتب فولان اول و همینکه نگاهم بیافته به بعضی از نویسندهها، شاید دقیقن با همون استایل و قیافه استاد عزیزم، تو اون بعدازظهر مزخرف در طول اون چنددقیقه لذتبخش و یخورده بعدش، رومو برمیگردونم و تلاش میکنم به چیزای خوب فکر کنم.
چیزای خوب!!
پ. ن. قبوله. اون دومیا قشنگترن ولی اولیا واقعبینترن! هی همه رو با خودتون یا اطرافیانتون یا حتا اونایی که میشناسین مقایسه نکنین یکی نگیرین... آدما پشت نقابشون خودشونن! اون پشته فقط. نقطه.
@tmlat { تأملات }
همینکه خبر شدم ارائه شده بدو بدو رفتم و هم برا خودم انتخابش کردم و هم تمام اعضای گنگمون رو مجبور کردم بردارن درسو 😌
خب یکی از اون بعدازظهرای مزخرف بعد از نهار دورهم ته کلاس نشسته بودیم و لابلای گوش کردن به صدای یکنواخت استاد، به سیاق معمولمون از زندگی لذت میبردیم که یهو از اون سرکلاس، نوک خودکارشو وسط پیشونیم نشونه گرفت و گفت شما! خانوم فولانی بگید ببینم من همین الان چی گفتم؟ 😁
موضوع بحث راجع به ارتباط نویسنده و خواننده بود! اینکه مکتبی وجود داشته به نام فولانیان که معتقد بودن کتابها رو بر مبنای نویسندهاش باید کلاسیفاید کرد و قائل به اینکه یکی در دوران مختلف زندگیش ممکنه تغییر کنه یا از مواضعش کوتا بیاد یا هرچی نبودند در مقابل مکتب دیگهعی که این امکان رو ملحوظ میکردن و میپذیرفتن که یه نوشته بیچاره رو اول بخونن بعد تصميم بگیرن که باهاش و با نویسندهش چیکار کنن...
نزدیک به پنج دقیقه، مو به مو تکرار کردم جملههای پنج دقیقه قبلشو همراه با تاکیدی که داشتم رو تاکیدش بر تقبیح مکتب فولانای اول و تاییدش بر مکتب فولانای دوم.
مم کاری ندارم به لذتی که از تماشای قیافه دیدنیش تو اون چند دقیقه ضایع شدنش نصیبم شد که بدون شک حرام بود 😂
ولی خب همون مچگیری نافرجام استاد گرامی باعث شد این خاطره تبدیل بشه به یکی از خاطرات شیرین دوران طفولیتم و از طرفی هم شد مایه فیدل موندنم به رای و نظر البته شخصی جناب استاد! در تایید مکتب فولان دوم.
تا...
تا اینکه یه روز متوجه شدم تبدیل شدم، شاید با اندکی وجداندرد، به یکی از پیروان مکتب فولان اول و همینکه نگاهم بیافته به بعضی از نویسندهها، شاید دقیقن با همون استایل و قیافه استاد عزیزم، تو اون بعدازظهر مزخرف در طول اون چنددقیقه لذتبخش و یخورده بعدش، رومو برمیگردونم و تلاش میکنم به چیزای خوب فکر کنم.
چیزای خوب!!
پ. ن. قبوله. اون دومیا قشنگترن ولی اولیا واقعبینترن! هی همه رو با خودتون یا اطرافیانتون یا حتا اونایی که میشناسین مقایسه نکنین یکی نگیرین... آدما پشت نقابشون خودشونن! اون پشته فقط. نقطه.
@tmlat { تأملات }
«پنج کاری که انسان قبل از ۴۰ سالگی باید انجام دهد»
#مصطفی_ملکیان
1️⃣ فرا گرفتن یک فن، هنر، یا علم به منظور کسب درآمد و استقلال مالی.
2️⃣ فرا گرفتن یک هنر مکتوب یا غیر مکتوب به منظور برونریزی حالات درونی و درمان خویشتن.
توضیح اینکه نیاز نیست به صورت حرفهای یاد بگیرید. در حد انجام یک کار دلی برای خودتون کافیه. و نیازی به انتشار اثر هم نیست. بیشتر جنبۀ درمانی داره.
3️⃣ فرا گرفتن یک زبان زندۀ دنیا غیر از زبان مادری، به منظور افزایش سواد فرهنگی و رهائی از
تکآوایی.
توضیح اینکه در حدی بلد باشید که بتوانید یک کتاب کامل در آن زبان را، با ⅓ سرعت زبان مادری بخوانید و بفهمید. بیش از این لازم نیست.
4️⃣ فرا گرفتن مقدماتی «ادبیات»، «عرفان»، «دین»، «فلسفه» و «روانشناسی» به منظور شناخت خود.
توضیح اینکه منظور از ادبیات، عرفان، و دین، مباحث مشترک جهانی است.
منظور از فلسفه، سه شاخۀ معرفتشناسی، فلسفۀ ذهن و فلسفۀ اخلاق است.
و در هر پنج مورد، فقط الفبای موضوع کافیست و به زعم استاد ملکیان، با ۱۲۰۰۰ ساعت مطالعه هر پنج مورد در حد الفبای موضوع به دست میآید.
5️⃣ فرا گرفتن روش کسب اطلاعات الکترونیکی از طریق شبکه جهانی.
✅ پانویس از #مصطفی:
از بیست سالگی،
روزی ۸ الی ۱۰ ساعت برای کسب درآمد،
روزی نیم ساعت برای هنر،
روزی نیم ساعت برای زبان جدید،
روزی ۹۰ دقیقه برای رسیدن به اون ۱۲۰۰۰ ساعت
کافیه. مورد ۵ رو هم که بلدید و هر روز انجامش میدید.
@tmlat { تأملات }
https://t.me/mostafamalekian/6540
#مصطفی_ملکیان
1️⃣ فرا گرفتن یک فن، هنر، یا علم به منظور کسب درآمد و استقلال مالی.
2️⃣ فرا گرفتن یک هنر مکتوب یا غیر مکتوب به منظور برونریزی حالات درونی و درمان خویشتن.
توضیح اینکه نیاز نیست به صورت حرفهای یاد بگیرید. در حد انجام یک کار دلی برای خودتون کافیه. و نیازی به انتشار اثر هم نیست. بیشتر جنبۀ درمانی داره.
3️⃣ فرا گرفتن یک زبان زندۀ دنیا غیر از زبان مادری، به منظور افزایش سواد فرهنگی و رهائی از
تکآوایی.
توضیح اینکه در حدی بلد باشید که بتوانید یک کتاب کامل در آن زبان را، با ⅓ سرعت زبان مادری بخوانید و بفهمید. بیش از این لازم نیست.
4️⃣ فرا گرفتن مقدماتی «ادبیات»، «عرفان»، «دین»، «فلسفه» و «روانشناسی» به منظور شناخت خود.
توضیح اینکه منظور از ادبیات، عرفان، و دین، مباحث مشترک جهانی است.
منظور از فلسفه، سه شاخۀ معرفتشناسی، فلسفۀ ذهن و فلسفۀ اخلاق است.
و در هر پنج مورد، فقط الفبای موضوع کافیست و به زعم استاد ملکیان، با ۱۲۰۰۰ ساعت مطالعه هر پنج مورد در حد الفبای موضوع به دست میآید.
5️⃣ فرا گرفتن روش کسب اطلاعات الکترونیکی از طریق شبکه جهانی.
✅ پانویس از #مصطفی:
از بیست سالگی،
روزی ۸ الی ۱۰ ساعت برای کسب درآمد،
روزی نیم ساعت برای هنر،
روزی نیم ساعت برای زبان جدید،
روزی ۹۰ دقیقه برای رسیدن به اون ۱۲۰۰۰ ساعت
کافیه. مورد ۵ رو هم که بلدید و هر روز انجامش میدید.
@tmlat { تأملات }
https://t.me/mostafamalekian/6540
Telegram
مصطفی ملکیان
✅ پنج کاری که انسان باید قبل از چهل سالگیاش انجام دهد
✍️مصطفی ملکیان
حجم: ۱۶۰ مگابایت(باکیفیت)
@mostafamalekian
✍️مصطفی ملکیان
حجم: ۱۶۰ مگابایت(باکیفیت)
@mostafamalekian
مروری بر کارنامۀ «تأملات» در 674 روز فعالیت:
ده نویسنده، 550 نوشته.
میانگین ارسال: ماهی 24 نوشته.
گزیدۀ نوشتهها:
هنگام شکست عاطفی یا سوگواری، از چه چیزی رنج میبریم؟
https://t.me/tmlat/9
چیزهای کوچکی که #ما را تعریف میکنند:
https://t.me/tmlat/16
آخرین نون خامهای رو کی میخوریم؟
https://t.me/tmlat/23
آرزوهای ما، آرزوهای دیگران:
https://t.me/tmlat/25
فکرهایی که قبل از خواب، مهمان ذهن ما هستند:
https://t.me/tmlat/29
کاشتن لوبیای سحرآمیز:
https://t.me/tmlat/32
گم شدن بین واقعیت و خیال:
https://t.me/tmlat/44
در حسرت و آرزوی فراموشی:
https://t.me/tmlat/46
با رنج چه باید کرد؟
https://t.me/tmlat/51
چرا توجه/علاقه/اعتقاد زیاد به طالع بینی و متن هایی مانند اون، اشتباه و آسیب زاست؟
https://t.me/tmlat/72
انقدر سکه رو بنداز تا شیر بیاد!
https://t.me/tmlat/81
اندر مناقب یک مورچۀ آرزومند!
https://t.me/tmlat/83
فقط یکی از این ۴ کلمهایها!
https://t.me/tmlat/84
اندکی در باب «شناختدرمانی» :
https://t.me/tmlat/104
امید را دریابیم (اولین نوشته در روزهای کرونایی)
https://t.me/tmlat/105
راه رهایی یا دام تنهایی؟
https://t.me/tmlat/114
اولین پرسش با درج پاسخها از مخاطبان تأملات: مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ (27 پاسخ)
https://t.me/tmlat/119
دومین پرسش: با مرگ عزیزانمون چطور کنار بیاییم؟ (14 پاسخ)
https://t.me/tmlat/152
چهارمین پرسش: مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ (23 پاسخ)
https://t.me/tmlat/243
پنجمین پرسش: با والدین کنترلگر چه باید کرد؟ (14 پاسخ)
https://t.me/tmlat/274
رودخانۀ زندگی
https://t.me/tmlat/297
ششمین پرسش: کارهای حالخوبکن پیشنهاد بدید! (5 پاسخ)
https://t.me/tmlat/299
اینو از کی گرفتم؟!
https://t.me/tmlat/308
مهمانان همیشگی زندگی ما
https://t.me/tmlat/311
هفتمین پرسش: خوشیهای مورد انتظار و تجربه نشده (7 پاسخ)
https://t.me/tmlat/314
هشتمین پرسش: کولۀ ضروریات شما (6 پاسخ)
https://t.me/tmlat/328
خلاصه کتاب «اصل گرایی»
https://t.me/tmlat/356
یک گفتگوی شبانه: مأموریت ما در زندگی
https://t.me/tmlat/383
کلمه، باید به فلسفۀ ساخته شدنش بیاید!
https://t.me/tmlat/395
نهمین پرسش: دوست دارید روی سنگ قبرتون چی بنویسن؟ (18 پاسخ)
https://t.me/tmlat/397
دهمین پرسش: بزرگترین تغییر زندگی شما پس از چه اتفاقی بود؟ (5 پاسخ)
https://t.me/tmlat/434
یازدهمین پرسش: لذتهای فوقالعادۀ زندگی (13 پاسخ)
https://t.me/tmlat/443
چند خط دربارۀ #نقد کردن
https://t.me/tmlat/454
زودتر پاس بده!
https://t.me/tmlat/461
دوازدهمین پرسش: مواجهۀ شما با ابهام آینده چگونه است؟ (5 پاسخ)
https://t.me/tmlat/463
وقتی برایت «ان قلت» میاره...
https://t.me/tmlat/466
چقدر ثروت داری؟
https://t.me/tmlat/468
نیاز واقعی ما چیست؟
https://t.me/tmlat/472
سیزدهمین پرسش: کتابِ خوب معرفی کنید. (28 پاسخ)
https://t.me/tmlat/476
چقدر بخوانیم؟ چطور بخوانیم؟
https://t.me/tmlat/477
چیزهایی که فقط ما آدمبزرگها(!) میبینیم:
https://t.me/tmlat/491
یک اعتراف: آدمیزاد باید گریه کند.
https://t.me/tmlat/499
دنبال بهبود اوضاع جهان نباشید!
https://t.me/tmlat/503
به فکر خودم باشم یا بقیه؟
https://t.me/tmlat/512
دیدار اتفاقی با دوست خیالی
https://t.me/tmlat/526
غلط املایی چه بلایی سر ما میآورد؟
https://t.me/tmlat/532
کدام خوشحالی؟
https://t.me/tmlat/546
ماجراهای ماتیلدا (سه نوشته پشت سر هم)
https://t.me/tmlat/547
پانزدهمین پرسش: چمدان سفرت را با چه چیزی پر میکنی؟ (13 پاسخ)
https://t.me/tmlat/551
دلواپسیهای ما در یک رابطه
https://t.me/tmlat/569
فقط پنج قدم تا آخر خط
https://t.me/tmlat/570
مختصری در باب «تئوری انتخاب»
https://t.me/tmlat/574
مختصری در باب «تحلیل رفتار متقابل»
https://t.me/tmlat/575
تغییراتی که به چشم نمیآیند:
https://t.me/tmlat/581
در باب اهمیت «نوشتن» در کنار «خواندن»
https://t.me/tmlat/591
ده دقیقۀ پایانی رنجهای ما
https://t.me/tmlat/599
پنج کاری که باید تا قبل از ۴۰ سالگی انجام داد:
https://t.me/tmlat/610
🌱🌱🌱
ده نویسنده، 550 نوشته.
میانگین ارسال: ماهی 24 نوشته.
گزیدۀ نوشتهها:
هنگام شکست عاطفی یا سوگواری، از چه چیزی رنج میبریم؟
https://t.me/tmlat/9
چیزهای کوچکی که #ما را تعریف میکنند:
https://t.me/tmlat/16
آخرین نون خامهای رو کی میخوریم؟
https://t.me/tmlat/23
آرزوهای ما، آرزوهای دیگران:
https://t.me/tmlat/25
فکرهایی که قبل از خواب، مهمان ذهن ما هستند:
https://t.me/tmlat/29
کاشتن لوبیای سحرآمیز:
https://t.me/tmlat/32
گم شدن بین واقعیت و خیال:
https://t.me/tmlat/44
در حسرت و آرزوی فراموشی:
https://t.me/tmlat/46
با رنج چه باید کرد؟
https://t.me/tmlat/51
چرا توجه/علاقه/اعتقاد زیاد به طالع بینی و متن هایی مانند اون، اشتباه و آسیب زاست؟
https://t.me/tmlat/72
انقدر سکه رو بنداز تا شیر بیاد!
https://t.me/tmlat/81
اندر مناقب یک مورچۀ آرزومند!
https://t.me/tmlat/83
فقط یکی از این ۴ کلمهایها!
https://t.me/tmlat/84
اندکی در باب «شناختدرمانی» :
https://t.me/tmlat/104
امید را دریابیم (اولین نوشته در روزهای کرونایی)
https://t.me/tmlat/105
راه رهایی یا دام تنهایی؟
https://t.me/tmlat/114
اولین پرسش با درج پاسخها از مخاطبان تأملات: مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ (27 پاسخ)
https://t.me/tmlat/119
دومین پرسش: با مرگ عزیزانمون چطور کنار بیاییم؟ (14 پاسخ)
https://t.me/tmlat/152
چهارمین پرسش: مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ (23 پاسخ)
https://t.me/tmlat/243
پنجمین پرسش: با والدین کنترلگر چه باید کرد؟ (14 پاسخ)
https://t.me/tmlat/274
رودخانۀ زندگی
https://t.me/tmlat/297
ششمین پرسش: کارهای حالخوبکن پیشنهاد بدید! (5 پاسخ)
https://t.me/tmlat/299
اینو از کی گرفتم؟!
https://t.me/tmlat/308
مهمانان همیشگی زندگی ما
https://t.me/tmlat/311
هفتمین پرسش: خوشیهای مورد انتظار و تجربه نشده (7 پاسخ)
https://t.me/tmlat/314
هشتمین پرسش: کولۀ ضروریات شما (6 پاسخ)
https://t.me/tmlat/328
خلاصه کتاب «اصل گرایی»
https://t.me/tmlat/356
یک گفتگوی شبانه: مأموریت ما در زندگی
https://t.me/tmlat/383
کلمه، باید به فلسفۀ ساخته شدنش بیاید!
https://t.me/tmlat/395
نهمین پرسش: دوست دارید روی سنگ قبرتون چی بنویسن؟ (18 پاسخ)
https://t.me/tmlat/397
دهمین پرسش: بزرگترین تغییر زندگی شما پس از چه اتفاقی بود؟ (5 پاسخ)
https://t.me/tmlat/434
یازدهمین پرسش: لذتهای فوقالعادۀ زندگی (13 پاسخ)
https://t.me/tmlat/443
چند خط دربارۀ #نقد کردن
https://t.me/tmlat/454
زودتر پاس بده!
https://t.me/tmlat/461
دوازدهمین پرسش: مواجهۀ شما با ابهام آینده چگونه است؟ (5 پاسخ)
https://t.me/tmlat/463
وقتی برایت «ان قلت» میاره...
https://t.me/tmlat/466
چقدر ثروت داری؟
https://t.me/tmlat/468
نیاز واقعی ما چیست؟
https://t.me/tmlat/472
سیزدهمین پرسش: کتابِ خوب معرفی کنید. (28 پاسخ)
https://t.me/tmlat/476
چقدر بخوانیم؟ چطور بخوانیم؟
https://t.me/tmlat/477
چیزهایی که فقط ما آدمبزرگها(!) میبینیم:
https://t.me/tmlat/491
یک اعتراف: آدمیزاد باید گریه کند.
https://t.me/tmlat/499
دنبال بهبود اوضاع جهان نباشید!
https://t.me/tmlat/503
به فکر خودم باشم یا بقیه؟
https://t.me/tmlat/512
دیدار اتفاقی با دوست خیالی
https://t.me/tmlat/526
غلط املایی چه بلایی سر ما میآورد؟
https://t.me/tmlat/532
کدام خوشحالی؟
https://t.me/tmlat/546
ماجراهای ماتیلدا (سه نوشته پشت سر هم)
https://t.me/tmlat/547
پانزدهمین پرسش: چمدان سفرت را با چه چیزی پر میکنی؟ (13 پاسخ)
https://t.me/tmlat/551
دلواپسیهای ما در یک رابطه
https://t.me/tmlat/569
فقط پنج قدم تا آخر خط
https://t.me/tmlat/570
مختصری در باب «تئوری انتخاب»
https://t.me/tmlat/574
مختصری در باب «تحلیل رفتار متقابل»
https://t.me/tmlat/575
تغییراتی که به چشم نمیآیند:
https://t.me/tmlat/581
در باب اهمیت «نوشتن» در کنار «خواندن»
https://t.me/tmlat/591
ده دقیقۀ پایانی رنجهای ما
https://t.me/tmlat/599
پنج کاری که باید تا قبل از ۴۰ سالگی انجام داد:
https://t.me/tmlat/610
🌱🌱🌱
👍3👏1