تأملات
272 subscribers
172 photos
30 videos
6 files
156 links
تأملی کوتاه داریم بر زندگی و مسائل انسان

صفحه اینستا:
https://Instagram.com/tmlatmag

لینک ناشناس:
https://t.me/BChatBot?start=sc-39628bb98f

لینک شناس: @mostafaonline

مطالبی که امضای #مصطفی ندارند از سایر ادمین‌هاست.
Download Telegram
تأملات
وقتی دیدمت ، انگار سال هاست میشناختمت اولین بار بهم گفتی، اسمت چیه؟ و من روزها فکر میکردم این یه ترانه قشنگه، با خودم تکرار میکردم و چشم هات میومد توی خیالم ماتیلدا عزیزم ، همون طور که خودت گفتی گاهی انتخاب سخته ، خیلی سخت اما من انتخاب کردم ، میدونستم…
وقتی کسی رو میبینی که بخشی از وجود توعه
امکان نداره روبروی اینه وایستی و هزار تا انعکاس تا بینهایت درونت رو نبینی
جای زخم هات، تنهایی ها، خوشی ها، دوست داشتنا، ادما ، لحظه ها، عشق یه قاب میزنه از تموم لحظه هایی که گذروندی
ماتیلدا عزیزم، وقتی تورو دیدم، روبروی همون اینه صدسال تنهایی خودم و گذشته رو دیدم، دقیقا وسط برهوت بودم ، خشکی در من اوج گرفته بود، هر خیال جوونه میتونست منو بیشتر بشکنه، سر چرخوندم و تورو دیدم که زلال بودی ، یه چشمه تا ابد ، ازت پرسیدم اگر توی بیابون گیر کرده باشی و یه سراب ببینی ، شایدم یه چشمه ، اما فقط یه فرصت داشته باشی تا کوله ات رو جمع کنی و به انتها کوچ کنی ، اون وقت که گیر کنی بین یه فرصت دوباره و تموم شدن، اون موقع حاضری زندگی ات رو قمار کنی؟ لبخند زدی، چون برای تو تموم شدن معنایی نداشت و هرچی بود یه شروع تازه بود ، اما من میدونستم با دوست داشتن و از دست دادن تو تموم میشم ، میدونستم اخرین رگ قلبم پاره میشه و سیاهی چشمام به تهش میرسه
گفته بودی توی زندگی تصمیم هایی هستن که فقط خودت باید بگیری ، هزار تا سوال و جواب هم که بپرسی آخرش میفهمی هیچ راهی نداری، حتی انتخاب نکردن
من تصمیم گرفتم که باور کنم گاهی باید زندگی کم رو به مرگ ابدی ترجیح داد
این بود که اون بعدازظهر که با دوستات از اتاق کوچیکمون رفتی ، من هزار باز بهت فکر کردم، بلند شدم و رو به پنجره با نور خورشید زمزمه کردم ، دفترت رو بیرون کشیدم و شعرهاش رو زیر و رو کردم، گل هایی که روی شومینه گذاشتی رو نوازش کردم و تورو دیدم که کنارشون آواز میخونی ، سر گذاشتم روی در و عین بچه ها منتظر نشستم تا تو برگردی، چه قدر خوب که کسی به سراغم نمیومد و نمی دید حال این روزام رو، یعنی اگر کسی ازم میپرسید تو خوبی باید میگفتم اره، فقط میخوام کمی دوستش داشته باشم...

"ماتیلدا"

@tmlat { تأملات }
🍀
ماتیلدا عزیزم
مطمئنم ادم هایی رو دیدی که خیلی با بقیه سرد برخورد کردن
کسایی که هر بار که آفتاب به خونشون میزنه آه میکشن و با غروب افتاب امیدشون تازه میشه به تاریکی ،
ماتیلدا، نیازی نیست دست های سرد کسی رو لمس کرد یا غم صداشو چشید، کافیه به عمق چشم هاش خیره بشی ، من میدونم تو اینقدر توانایی داری که بیت های خشک کسی رو از فروغ چشماش ترجمه کنی ، اما تا حالا با خودت فکر کردی که شهری که پر شده از این آدما، مثل پاییزی که لبریز میشه از برگ های خشکیده، پس بهار کی سر زده به خونشون؟ چرا نمیتونن امید یه سال تازه رو داشته باشن ؟
ماتیلدا عزیزم ، زندگی هر کسی یه رنگی داره، من میدونستم برای من آبی بود، به رنگ آسمونی که پرنده هاش رو باهم شمرده بودیم، به رنگ دریاچه شهرمون که ۹ ماه منتظر میشستیم برای صدای موج هاش ، اما تو رنگ نبودی، از جنس نور بودی، یه حس تازه که دلم خواست از حصار خودم پر بکشم ، اما نمیدونستم وقتی برگردم هر آبی برام سیاه میشه و هر پرتویی تاریکی،
ماتیلدا عزیزم ،حالا میدونم همه آدم های تاریک شهر ، یه روزی رنگ داشتن ، فقط یه جایی یه کسی اومده توی زندگی شون که جاذبه زندگی شون رو بی معنی کرده، میدونی ادم هایی هستن که اگر بیان انگار خط میزنن روی همه چی ، ادم هایی که همه داشته هات رو بی معنی می کنن و انگار همه مهرت رو جمع میکنن و یه شب با خودشون میبرن، ادم هایی هستن که باعث میشن زندگی تکراری بشه و حرکت عقربه ها کند تر ، انگار کسی هر بار ، ساعت رو میذاره روی ۵ عصر دیروز ....

"ماتیلدا"

@tmlat { تأملات }
🍀
۴۸۷. #چمدان‌های_قشنگ_ما

اغلب ما خاطرهٔ این نوار کاست‌ها در ذهن‌مان هست هنوز. ۴۰-۵۰ دقیقه بیشتر ظرفیت نداشت. باید #انتخاب می‌کردی حداکثر ۷-۸ آهنگی که دوست داری، همراه تو باشد در سفر. نهایتاً می‌شد چندتا از همین نوارها را برداشت.

آن روزها، روزهایی بود که ما مجبور به انتخاب بودیم. روزهایی که «ظرفیت‌ها» محدود بود:

نمی‌شد همزمان هزاران آهنگی که دوستش داری را همراه خودت ببری سفر. باید #انتخاب می‌کردی.

نمی‌شد همزمان با چند نفر حرف بزنی. باید #انتخاب می‌کردی وقت و حواس و گوش‌ات خرج چه کسی بشود.

ما اهل #انتخاب بودیم. الآن هم هستیم. اما ظرفیت محدود سرمان نمی‌شود.

فکر می‌کنیم دل‌مان هم مثل خیلی چیزهای دیگر، ظرفیتش زیاد/نامحدود است. فکر می‌کنیم می‌شود حواس‌مان را تقسیم کنیم بین چند نفر.

همین است که عمق لذت بردن‌مان کم‌شده.
لذت از شنیدن یک آهنگ، یا هم‌صحبت شدن با یک دوست.

شاید وقتش رسیده که عمق لذت‌مان را دریابیم. شاید 🙃

#مصطفی

@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
۴۸۷. #چمدان‌های_قشنگ_ما اغلب ما خاطرهٔ این نوار کاست‌ها در ذهن‌مان هست هنوز. ۴۰-۵۰ دقیقه بیشتر ظرفیت نداشت. باید #انتخاب می‌کردی حداکثر ۷-۸ آهنگی که دوست داری، همراه تو باشد در سفر. نهایتاً می‌شد چندتا از همین نوارها را برداشت. آن روزها، روزهایی بود که ما…
#دعوت

بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگ‌هایی پر می‌کردی؟ و با چه آدم‌هایی؟

فرض کن فقط ۵ انتخاب داری.
پیام‌ها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد.

لینک شناس:
@mostafaonline

لینک ناشناس:
https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF

@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگ‌هایی پر می‌کردی؟ و با چه آدم‌هایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیام‌ها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#ناشناس گفت:

‌ ‌ ‌
با اینکه خیلی اهل موسیقی های نسبتا سنتی و قدیمی نیستم ولی فکر میکنم برای سفر واقعا موسیقی های سنتی جوابه.
قطعا یکی از آهنگ ها گل پونه های ایرج بسطامی بود و شایدم دو سه تا همایون و محمدرضا شجریان بر میداشتم و البته اهنگ ماه و ماهی حجت اشرف زاده
ولی خدایی اگر واقعا قرار بود انتخابامون رو محدود کنیم چ قدر سخت بود، شایدم چون امثال من هیچ شناختی از لغت محدودیت ندارن اینطوری فکر میکنم.
ولی درمورد آدما ترجیح میدم تنهایی برم سفر، نمیدونم درسته یا نه ولی تنها بودن عذابش کمتره.

۱
ا--------------------ا
جالبه. احساس می‌کنم از این سبک جواب در زمینه موسیقی، زیاد داشته باشیم.
سفر تنها؟ نمدونم. تجربه نداشتم. فکر می‌کنم خیلی اذیت بشم از تنها سفر کردن.
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگ‌هایی پر می‌کردی؟ و با چه آدم‌هایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیام‌ها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#نازنین گفت:

آهنگ ها و خواننده هایی که دوست دارم زیاد هستن. اسم آلبوم میگم.
و سفر هم مسلما با کسی که خیلی سلیقش به من نزدیکه....😁

آلبوم امشب کنار غزل های من بخواب: همایون شجریان
آلبوم ایران من: همایون شجریان
آلبوم تهران عاشق: محمد معتمدی

آلبوم: Pallett, Shahre Man Bekhand
آلبوم: Daal Band, Walk of Ordibehesht

۲

ا--------------------ا
دور زدی محدودیت انتخاب رو ولی بازم تلاش خوبی بود 😁❤️ مرسی!
تأملات pinned «#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگ‌هایی پر می‌کردی؟ و با چه آدم‌هایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیام‌ها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…»
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگ‌هایی پر می‌کردی؟ و با چه آدم‌هایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیام‌ها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#ساجده گفت:

والس گرینکو
آهنگ Abrazame از خولیو ایگلسیاس
موسیقی متن سریال شهریار
موسیقی متن فیلم Requiem for a dream
یه آهنگ کردی هم انتخاب میکردم احتمالا لالایی مظهر خالقی
دکلمه نیامد رضا براهنی
...
بقیه آهنگارم خودم میخوندم برا خودم 👀👀

6

ا--------------------ا
شیش تا شد ولی. با اولی و دومی موافق‌ترم.
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگ‌هایی پر می‌کردی؟ و با چه آدم‌هایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیام‌ها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#یاسر گفت:

راستش من یه عادت سمی که دارم اینه که از یه آهنگ که خوشم میاد انقدر گوش میدم (در حد روزی ۱۰-۱۲ بار!!!) که بعد ۲-۳ هفته گندش در میاد و دلم رو میزنه:))
ولی آهنگایی که تونستن از این ورطه هولناک نجات پیدا کنن قطعا گزینه‌های خیلی مناسبی هستن👌
- ببار ای ابر بهار شجریان
- مستانه می‌گریزی علیرضا قربانی
- چرا رفتی همایون شجریان
- آلبوم حالا که میروی محمد معتمدی
- رضا موتوری فرهاد:))

8
ا--------------------ا
اون عادت سمّی رو منم دارم و بزن قدش 😂
اولین آهنگ لیستت... آخ از اولیش...
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگ‌هایی پر می‌کردی؟ و با چه آدم‌هایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیام‌ها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#رضا گفت:

موزیکش زیاد مهم نیست، مهم اینکه وقتی توی جاده ای، همسفرت با صدای بد یا خوبت بسازه و با صدای بد یا خوبش، دوتایی همخوانی کنیم موزیک رو.
توی جاده موزیک شاد خیلی چسبنده هست، پس شاید کار به خز ترین آهنگ ها هم بکشه، اما اگر اواخر جاده قراره با غروب همراه باشه، قطعا آهنگ هایی مثل روبه رو نامجو یا بارون قمیشی یا شیدایی شجریان شایدم چنگ چاووشی رو گوش میدم.
جاده هم یا باید سبز باشه، یا ابری مقصد مهم نیست.

۹
ا--------------------ا
آه که چقدر زیبا گفتی. آه.
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگ‌هایی پر می‌کردی؟ و با چه آدم‌هایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیام‌ها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#شناس گفت:

با کسی میرم سفر که خوراکی زیاد همراهش داشته باشه و آشپزی کردن تو سفر رو دوست داشته باشه...از اینایی که هی میزنن بغل جاده بعد هر ۲۰ کیلومتر پیک نیک در میارن با ماهیتابه یه چیزی سر هم میکنن میخورن و تو راه فقط آهنگ قری میذارن و تخمه و چیپس و پفک میخورن و میریزن رو صندلیا... کسی که خیلی گیر مقصد نباشه از مسیر لذت ببره.

آهنگ:
پروانه امشب پر مزن سپیده رئیس سادات
مرغ سحر محمدرضا شجریان
صیاد علیرضا افتخاری
ترجیع بند سعدی با صدای ملکیان
مسخره بازی تتلو

۱۰
ا--------------------ا
شرایط سفر رو که صد در صد موافقم.
کودنت اگری مور اصن.
آهنگا هم همه عالی. همه.
تتلو فیت ملکیان عالی بود😂😂😂
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگ‌هایی پر می‌کردی؟ و با چه آدم‌هایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیام‌ها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#ناشناس گفت:
‌ ‌ ‌
سفر با آدم هایی خوبه که سرشون تو گوشی هاشون نباشه،سعی می کنم یکی،دو نفر رو انتخاب کنم تا اون یکی دو نفر هم بتونن آدم هایی رو بیارن که حالشون باهاشون خوب باشه
پنج تا آهنگ هم:
1.first class
2.burcu güneş ve selami şahin(ben bir tek adam sevdim)
3.چه کنم سینا سرلک
4.عالم عشق بانو حمیرا
5.همین خوبه از آقای صدا

به بقیه هم میگم نفری پنج تا ریمیکس شماعی زاده بیارن😁

۱۳
ا--------------------ا
ببخشید اینو‌ دیشب دادی ولی من وسط حرف زدن بودم یادم رفت بذارم❤️❤️
تأملات
#ناشناس گفت: ‌ ‌ ‌ سفر با آدم هایی خوبه که سرشون تو گوشی هاشون نباشه،سعی می کنم یکی،دو نفر رو انتخاب کنم تا اون یکی دو نفر هم بتونن آدم هایی رو بیارن که حالشون باهاشون خوب باشه پنج تا آهنگ هم: 1.first class…
یه #ناشناس دیگه گفت:
‌ ‌ ‌
برا اونایی که دوست دارن با کسانی سفر کنن که سرشون تو گوشی نباشه میگم ما بچه بودیم (از اونجایی که پای منبر بزرگ شدیم 😁) از بزرگترامون یاد گرفتیم که میگفتن مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد و اینا!
مثلا من خودم شخصا تو یه جمعایی عین فشفشه ‌ای که فتیله‌اش گرفته باشه بالا و پایین میپرم و تو یه جاهایی هم، حتا وقتی هنوز تو گوشی رفتن مد نبود، بازم تو یه چیزی میرفتم که فقط رفته باشم! حتا شده خوندن دعای ابوحمزه ثمالی 🙄

دیگه هرجور صلاح باشه.
تأملات
یه #ناشناس دیگه گفت: ‌ ‌ ‌ برا اونایی که دوست دارن با کسانی سفر کنن که سرشون تو گوشی نباشه میگم ما بچه بودیم (از اونجایی که پای منبر بزرگ شدیم 😁) از بزرگترامون یاد گرفتیم که میگفتن مستمع صاحب سخن را بر سر…
همون #ناشناس قبلی پاسخ دادند:

اصن منظورم این بود از اونایی باشن که به ماشین بغلیا نشون میدن تو ماشین ما بیشتر خوش میگذره،ریمیکس شماعی زاده هم برا همون کار لازمه و اگر حسن آقا شمارو سر ذوق نیاره هیچی دیگه نمیاره،آدم باید به مستمع بودن خودش شک کنه
متاسفانه سفرهای امروزی نه مقصد مهمه نه همسفر عکس لایک خور اینستا مهمه.
ماتیلدا عزیزم
اگر سال پیش کسی از من میخواست حتی بخش کوچیکی از زندگی ام رو بهش ببخشم ، قطعا حریصانه اون رو کنار میزدم و تمام سهم روز هام رو برای خودم نگه میداشتم
اما جنگ ، قاعده پیچیده ای داره
چه قدر خوب بود که تو اون روز کنار من نبودی ، روزی که سرباز ها زیر چکمه های مشکی جوونی من رو لگدمال کردن،
انقدر خام بودم که فرمانده توی چشم هام آتیش نفرت رو ندید و خیلی ساده از کنار منی که دست هام آغشته به خون مادرم بود گذشت ، فرمانده دست های ضعیف من رو دید و با خودش فکر نکرد نفرت چه قدر میتونه به اون ها قدرت ببخشه
ماتیلدا عزیزم روز هایی که حتی نیمه های سرد شب رو به درخت های خشک شمشیر میزدم به یاد بیار، هفته هایی که بدون پلک زدن من می گذشت، قلب من سنگ شده بود از نفرت و مهر تو مثل شاخه های رز دورش پیچ خورده بود ، اما ما انتخابمون رو کرده بودیم ، قرار نبود معجزه ای صبح سر بزنه ، حتی شمار روزهایی که باقی مونده بود رو میدونستیم، ما نباید به عقب برمیگشتیم یا حتی خیال اینده رو توی سرمون می‌گذروندیم، حق ما فقط همون حال بود بدون فکر پیش و پس
نزدیکای سحر همیشه منتظرت بودم ، همون لحظه هایی که خیالمون راحت بود چشم هامون چیزی از قلبمون رو نشون نمیده و با خیال راحت بهم نگاه میکردیم ، اما اون صبح توی بخار قهوه چشم هات رو دیدم ، چشم هایی که توش خبری از جنگ و سیاهی و تاریکی نبود ، توی چشم هات امید و زندگی موج میزد، کلبه ای ساخته بودیم و گوشه ای از شهرمون زندگی ما میتابید
ماتیلدا عزیزم ، حالا هر صبح همون برق توی چشم های من جوونه میزنه ، حالا همون امیدی که توبه من یادگار دادی توی تموم وجود من ریشه زده، هربار شمشیر رو به دست میگیرم تا ادم هایی که بین ما قرار گرفتن رو تموم کنم، حالا زندگی برای من رنگ معجزه پیدا کرده و من به آرزوی تو ایمان دارم ، منو ببخش که هیچ کدوم از اون روز ها امیدت رو شاخ و برگ ندادم و سعی کردم درخت رویات رو قطع کنم تا بدون من هم بتونی سبز بشی، اما الان بهت قول میدم تا آخرین شیپور جنگ، تا پرچم سفید سرباز ها خیال اینده مون رو تازه نگه دارم

"ماتیلدا"
@tmlat { تأملات }
🍀