Forwarded from آن؛
#کتاب_بخوانیم
در کتاب «از خشت تا خشت» نوشتهی محمود کتیرایی آمدهاست که در گذشته بر روی ابزار و وسایل خانه شعر مینوشتهاند؛ در ادامه چند نمونه از اشعار آن آورده شدهاست.
- بر روی انبر برنج:
سوختم و سوختم و سوختم
تا روش عشق تو آموختم
حاصل عمرم سه سخن بیش نیست
خام بدم پخته شدم سوختم!
- بر روی دستهی دم طاووسی قاشق:
تیشهها خوردم به سر فرهاد وار
تا رسیدم بر لب شیرین یار
یا
کمتر ز قاشقی نتوان بود در طلب
صد تیشه میخورد که رساند لبی به لب
- بر روی قلمدان:
این قلمدان را دوات از لعل و مرجان لایق است
لیقه از گیسوی یار و زلف جانان لایق است
آب حیوانش مداد و شاخهی طوبی قلم
بهر عشق نو خطان و جیب خوبان لایق است
- در کنار قاب آینه:
صورت خود چو بنگری ناز تو بیشتر شود
کاش نمیگذاشتند آینه رو به روی تو!
یا
باش چون آینه که عیب تو را
همه را دیده رو به رو گوید
نه که چون شانه با هزار زبان
پشت سر رفته مو به مو گوید
- دور منقل:
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
- بر روی کوزهی قلیان نقره:
قلیان به دست از در درآ ای دلبر سیمین برم
با ناز قلیانم بده بیناز بنشین در برم
یا
طریق عشق را باید که از قلیان بیاموزی
که آتش بر سر و دودش به دل اشکش به دامان است!
- در حاشیهی پردهی قلمکار:
باش چون پرده رازدار کسان
تا نگردند از تو افسرده
پرده راز کسی نگفته به کس
هیچکس را ز خود نیازرده
پردهپوشی نموده عیب کسان
دیده اما به رو نیاورده
حفظ اسرار و پرده پوشی را
یاد باید گرفت از پرده
- بر روی بشقاب چینی:
بردار ز روی قاب سر پوش
تا یار کند طعام را نوش
- بر روی بدنهی کاسهی چینی و مسی:
بر مثال کاسه در هر کورهای گردیدهام
همچو قاشق دستیاری بیغرض کم دیدهام.
@hezarkhorshid
در کتاب «از خشت تا خشت» نوشتهی محمود کتیرایی آمدهاست که در گذشته بر روی ابزار و وسایل خانه شعر مینوشتهاند؛ در ادامه چند نمونه از اشعار آن آورده شدهاست.
- بر روی انبر برنج:
سوختم و سوختم و سوختم
تا روش عشق تو آموختم
حاصل عمرم سه سخن بیش نیست
خام بدم پخته شدم سوختم!
- بر روی دستهی دم طاووسی قاشق:
تیشهها خوردم به سر فرهاد وار
تا رسیدم بر لب شیرین یار
یا
کمتر ز قاشقی نتوان بود در طلب
صد تیشه میخورد که رساند لبی به لب
- بر روی قلمدان:
این قلمدان را دوات از لعل و مرجان لایق است
لیقه از گیسوی یار و زلف جانان لایق است
آب حیوانش مداد و شاخهی طوبی قلم
بهر عشق نو خطان و جیب خوبان لایق است
- در کنار قاب آینه:
صورت خود چو بنگری ناز تو بیشتر شود
کاش نمیگذاشتند آینه رو به روی تو!
یا
باش چون آینه که عیب تو را
همه را دیده رو به رو گوید
نه که چون شانه با هزار زبان
پشت سر رفته مو به مو گوید
- دور منقل:
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
- بر روی کوزهی قلیان نقره:
قلیان به دست از در درآ ای دلبر سیمین برم
با ناز قلیانم بده بیناز بنشین در برم
یا
طریق عشق را باید که از قلیان بیاموزی
که آتش بر سر و دودش به دل اشکش به دامان است!
- در حاشیهی پردهی قلمکار:
باش چون پرده رازدار کسان
تا نگردند از تو افسرده
پرده راز کسی نگفته به کس
هیچکس را ز خود نیازرده
پردهپوشی نموده عیب کسان
دیده اما به رو نیاورده
حفظ اسرار و پرده پوشی را
یاد باید گرفت از پرده
- بر روی بشقاب چینی:
بردار ز روی قاب سر پوش
تا یار کند طعام را نوش
- بر روی بدنهی کاسهی چینی و مسی:
بر مثال کاسه در هر کورهای گردیدهام
همچو قاشق دستیاری بیغرض کم دیدهام.
@hezarkhorshid
۴۸۲. #درنگ
مرا خَسَک به گریبان، گُل است با تو، ولی
چو مار میگزدم تارِ پیرهن بی تو :)
#طالب_آملی
ا==================ا
لحظههای فراق، نیش دارند.
ثانیهها بیتو گزندهاند.
وقتی نیستی،
من غریبم؛ در پیراهنم حتی.
ای کاش نبود لحظهای که تو نباشی.
@tmlat { تأملات }
🌱
مرا خَسَک به گریبان، گُل است با تو، ولی
چو مار میگزدم تارِ پیرهن بی تو :)
#طالب_آملی
ا==================ا
لحظههای فراق، نیش دارند.
ثانیهها بیتو گزندهاند.
وقتی نیستی،
من غریبم؛ در پیراهنم حتی.
ای کاش نبود لحظهای که تو نباشی.
@tmlat { تأملات }
🌱
۴۸۳. #کدام_خوشحالی؟
خدا گفت: یه دعای مستجاب داری. بگو.
بروس گفت: گریس.
خدا گفت: میخوای برگرده پیشت؟
بروس گفت: نه.
«میخوام خوشحال باشه».
از فیلم bruce almighty
ا====================ا
اگر تو بودی چه میکردی؟
اگر یک دعای مستجاب داشتی،
میخواستی «مال تو» باشه یا «خوشحال باشه»، هرجا که هست؟
فرق عشق خودخواهانه و عشق دیگرخواهانه همینجاست.
آقای جیم کری، بغض ما رو شکستی با این دیالوگ. دم شما گرم.
@tmlat { تأملات }
🌱
خدا گفت: یه دعای مستجاب داری. بگو.
بروس گفت: گریس.
خدا گفت: میخوای برگرده پیشت؟
بروس گفت: نه.
«میخوام خوشحال باشه».
از فیلم bruce almighty
ا====================ا
اگر تو بودی چه میکردی؟
اگر یک دعای مستجاب داشتی،
میخواستی «مال تو» باشه یا «خوشحال باشه»، هرجا که هست؟
فرق عشق خودخواهانه و عشق دیگرخواهانه همینجاست.
آقای جیم کری، بغض ما رو شکستی با این دیالوگ. دم شما گرم.
@tmlat { تأملات }
🌱
وقتی دیدمت ، انگار سال هاست میشناختمت
اولین بار بهم گفتی، اسمت چیه؟ و من روزها فکر میکردم این یه ترانه قشنگه، با خودم تکرار میکردم و چشم هات میومد توی خیالم
ماتیلدا عزیزم ، همون طور که خودت گفتی گاهی انتخاب سخته ، خیلی سخت
اما من انتخاب کردم ، میدونستم دوست داشتن تو یه ظهوره، میدونستم ۶۷ روز بعدش ما نمیتونیم ساعت ها حرف بزنیم و آهنگ صدات نمیپیچه توی اتاق
ماتیلدا تو میدونی اگر کسی سال ها توی تاریکی زندگی کنه، حتی اگر هیچ وقت معنی شادی رو نفهمه ، باز هم زندگی اش میگذره و یه جایی از خط زمان گیر میکنه و تموم میشه، اما امان از اون روزی که معنی نور رو بفهمی، یه روزنه پیدا کنی تا گرمای آفتاب پلک هات رو نوازش کنه ، امان از وقتی که بفهمی میتونی فریاد بزنی و سال هاست نمیدونستی کلمه چیه، حالا اون اتاق، اون تاریکی، اون سکوت مثل زنجیر میشه و کابوس شبت که نکنه بازم توی همون پیله گیر کنی، اما باور کن این ۶۷ روز انقدر برای من ارزش داشت ، من از اون حصار امنم بیرون اومدم در حالی که اطمینان داشتم خیلی زود باید برگردم و زندگی به جریان عادی خودش برمیگرده ، اما من انتخاب کردم چند روزی خوشحال باشم ، بذارم صدای قدم های کسی معنی پیدا کنه ، انتظار بکشم و وقتی دیر میشه هزار بار جای خالی و ساعت رو دور بزنم ، توی همهمه ها صدای کسی معنی خاصی داشته باشه، از اون مهمتر قلبم بعد از سال ها بتپه و ادم ها و احساساتشون هم برام ارزش پیدا کنه ،
ماتیلدا عزیزم ، این روزها کشتی ام به شب نشسته ، هر خط دلم میخواد صبح بشه اما ورق که می زنم باز هم به تاریکی میرسم ، اما باور کن غم و انتظاری که یه جایی باز هم با بهم میرسیم برام شیرینه، این که روزهایی رو بشمری که نمیدونی تا چند تموم میشه ، این که هر روز ادم های تکراری رو ببینی و بفهمی یه آدم چه قدر میتونه معنا داشته باشه ، گیر کردن توی قفس وقتی فهیمدی پرواز میتونه سهم تو باشه ، میدونی همه اینا سخت هست اما باور کن خیال تو درد رو شیرین میکنه ...
"ماتیلدا "
@tmlat { تأملات }
🍀
اولین بار بهم گفتی، اسمت چیه؟ و من روزها فکر میکردم این یه ترانه قشنگه، با خودم تکرار میکردم و چشم هات میومد توی خیالم
ماتیلدا عزیزم ، همون طور که خودت گفتی گاهی انتخاب سخته ، خیلی سخت
اما من انتخاب کردم ، میدونستم دوست داشتن تو یه ظهوره، میدونستم ۶۷ روز بعدش ما نمیتونیم ساعت ها حرف بزنیم و آهنگ صدات نمیپیچه توی اتاق
ماتیلدا تو میدونی اگر کسی سال ها توی تاریکی زندگی کنه، حتی اگر هیچ وقت معنی شادی رو نفهمه ، باز هم زندگی اش میگذره و یه جایی از خط زمان گیر میکنه و تموم میشه، اما امان از اون روزی که معنی نور رو بفهمی، یه روزنه پیدا کنی تا گرمای آفتاب پلک هات رو نوازش کنه ، امان از وقتی که بفهمی میتونی فریاد بزنی و سال هاست نمیدونستی کلمه چیه، حالا اون اتاق، اون تاریکی، اون سکوت مثل زنجیر میشه و کابوس شبت که نکنه بازم توی همون پیله گیر کنی، اما باور کن این ۶۷ روز انقدر برای من ارزش داشت ، من از اون حصار امنم بیرون اومدم در حالی که اطمینان داشتم خیلی زود باید برگردم و زندگی به جریان عادی خودش برمیگرده ، اما من انتخاب کردم چند روزی خوشحال باشم ، بذارم صدای قدم های کسی معنی پیدا کنه ، انتظار بکشم و وقتی دیر میشه هزار بار جای خالی و ساعت رو دور بزنم ، توی همهمه ها صدای کسی معنی خاصی داشته باشه، از اون مهمتر قلبم بعد از سال ها بتپه و ادم ها و احساساتشون هم برام ارزش پیدا کنه ،
ماتیلدا عزیزم ، این روزها کشتی ام به شب نشسته ، هر خط دلم میخواد صبح بشه اما ورق که می زنم باز هم به تاریکی میرسم ، اما باور کن غم و انتظاری که یه جایی باز هم با بهم میرسیم برام شیرینه، این که روزهایی رو بشمری که نمیدونی تا چند تموم میشه ، این که هر روز ادم های تکراری رو ببینی و بفهمی یه آدم چه قدر میتونه معنا داشته باشه ، گیر کردن توی قفس وقتی فهیمدی پرواز میتونه سهم تو باشه ، میدونی همه اینا سخت هست اما باور کن خیال تو درد رو شیرین میکنه ...
"ماتیلدا "
@tmlat { تأملات }
🍀
تأملات
وقتی دیدمت ، انگار سال هاست میشناختمت اولین بار بهم گفتی، اسمت چیه؟ و من روزها فکر میکردم این یه ترانه قشنگه، با خودم تکرار میکردم و چشم هات میومد توی خیالم ماتیلدا عزیزم ، همون طور که خودت گفتی گاهی انتخاب سخته ، خیلی سخت اما من انتخاب کردم ، میدونستم…
وقتی کسی رو میبینی که بخشی از وجود توعه
امکان نداره روبروی اینه وایستی و هزار تا انعکاس تا بینهایت درونت رو نبینی
جای زخم هات، تنهایی ها، خوشی ها، دوست داشتنا، ادما ، لحظه ها، عشق یه قاب میزنه از تموم لحظه هایی که گذروندی
ماتیلدا عزیزم، وقتی تورو دیدم، روبروی همون اینه صدسال تنهایی خودم و گذشته رو دیدم، دقیقا وسط برهوت بودم ، خشکی در من اوج گرفته بود، هر خیال جوونه میتونست منو بیشتر بشکنه، سر چرخوندم و تورو دیدم که زلال بودی ، یه چشمه تا ابد ، ازت پرسیدم اگر توی بیابون گیر کرده باشی و یه سراب ببینی ، شایدم یه چشمه ، اما فقط یه فرصت داشته باشی تا کوله ات رو جمع کنی و به انتها کوچ کنی ، اون وقت که گیر کنی بین یه فرصت دوباره و تموم شدن، اون موقع حاضری زندگی ات رو قمار کنی؟ لبخند زدی، چون برای تو تموم شدن معنایی نداشت و هرچی بود یه شروع تازه بود ، اما من میدونستم با دوست داشتن و از دست دادن تو تموم میشم ، میدونستم اخرین رگ قلبم پاره میشه و سیاهی چشمام به تهش میرسه
گفته بودی توی زندگی تصمیم هایی هستن که فقط خودت باید بگیری ، هزار تا سوال و جواب هم که بپرسی آخرش میفهمی هیچ راهی نداری، حتی انتخاب نکردن
من تصمیم گرفتم که باور کنم گاهی باید زندگی کم رو به مرگ ابدی ترجیح داد
این بود که اون بعدازظهر که با دوستات از اتاق کوچیکمون رفتی ، من هزار باز بهت فکر کردم، بلند شدم و رو به پنجره با نور خورشید زمزمه کردم ، دفترت رو بیرون کشیدم و شعرهاش رو زیر و رو کردم، گل هایی که روی شومینه گذاشتی رو نوازش کردم و تورو دیدم که کنارشون آواز میخونی ، سر گذاشتم روی در و عین بچه ها منتظر نشستم تا تو برگردی، چه قدر خوب که کسی به سراغم نمیومد و نمی دید حال این روزام رو، یعنی اگر کسی ازم میپرسید تو خوبی باید میگفتم اره، فقط میخوام کمی دوستش داشته باشم...
"ماتیلدا"
@tmlat { تأملات }
🍀
امکان نداره روبروی اینه وایستی و هزار تا انعکاس تا بینهایت درونت رو نبینی
جای زخم هات، تنهایی ها، خوشی ها، دوست داشتنا، ادما ، لحظه ها، عشق یه قاب میزنه از تموم لحظه هایی که گذروندی
ماتیلدا عزیزم، وقتی تورو دیدم، روبروی همون اینه صدسال تنهایی خودم و گذشته رو دیدم، دقیقا وسط برهوت بودم ، خشکی در من اوج گرفته بود، هر خیال جوونه میتونست منو بیشتر بشکنه، سر چرخوندم و تورو دیدم که زلال بودی ، یه چشمه تا ابد ، ازت پرسیدم اگر توی بیابون گیر کرده باشی و یه سراب ببینی ، شایدم یه چشمه ، اما فقط یه فرصت داشته باشی تا کوله ات رو جمع کنی و به انتها کوچ کنی ، اون وقت که گیر کنی بین یه فرصت دوباره و تموم شدن، اون موقع حاضری زندگی ات رو قمار کنی؟ لبخند زدی، چون برای تو تموم شدن معنایی نداشت و هرچی بود یه شروع تازه بود ، اما من میدونستم با دوست داشتن و از دست دادن تو تموم میشم ، میدونستم اخرین رگ قلبم پاره میشه و سیاهی چشمام به تهش میرسه
گفته بودی توی زندگی تصمیم هایی هستن که فقط خودت باید بگیری ، هزار تا سوال و جواب هم که بپرسی آخرش میفهمی هیچ راهی نداری، حتی انتخاب نکردن
من تصمیم گرفتم که باور کنم گاهی باید زندگی کم رو به مرگ ابدی ترجیح داد
این بود که اون بعدازظهر که با دوستات از اتاق کوچیکمون رفتی ، من هزار باز بهت فکر کردم، بلند شدم و رو به پنجره با نور خورشید زمزمه کردم ، دفترت رو بیرون کشیدم و شعرهاش رو زیر و رو کردم، گل هایی که روی شومینه گذاشتی رو نوازش کردم و تورو دیدم که کنارشون آواز میخونی ، سر گذاشتم روی در و عین بچه ها منتظر نشستم تا تو برگردی، چه قدر خوب که کسی به سراغم نمیومد و نمی دید حال این روزام رو، یعنی اگر کسی ازم میپرسید تو خوبی باید میگفتم اره، فقط میخوام کمی دوستش داشته باشم...
"ماتیلدا"
@tmlat { تأملات }
🍀
ماتیلدا عزیزم
مطمئنم ادم هایی رو دیدی که خیلی با بقیه سرد برخورد کردن
کسایی که هر بار که آفتاب به خونشون میزنه آه میکشن و با غروب افتاب امیدشون تازه میشه به تاریکی ،
ماتیلدا، نیازی نیست دست های سرد کسی رو لمس کرد یا غم صداشو چشید، کافیه به عمق چشم هاش خیره بشی ، من میدونم تو اینقدر توانایی داری که بیت های خشک کسی رو از فروغ چشماش ترجمه کنی ، اما تا حالا با خودت فکر کردی که شهری که پر شده از این آدما، مثل پاییزی که لبریز میشه از برگ های خشکیده، پس بهار کی سر زده به خونشون؟ چرا نمیتونن امید یه سال تازه رو داشته باشن ؟
ماتیلدا عزیزم ، زندگی هر کسی یه رنگی داره، من میدونستم برای من آبی بود، به رنگ آسمونی که پرنده هاش رو باهم شمرده بودیم، به رنگ دریاچه شهرمون که ۹ ماه منتظر میشستیم برای صدای موج هاش ، اما تو رنگ نبودی، از جنس نور بودی، یه حس تازه که دلم خواست از حصار خودم پر بکشم ، اما نمیدونستم وقتی برگردم هر آبی برام سیاه میشه و هر پرتویی تاریکی،
ماتیلدا عزیزم ،حالا میدونم همه آدم های تاریک شهر ، یه روزی رنگ داشتن ، فقط یه جایی یه کسی اومده توی زندگی شون که جاذبه زندگی شون رو بی معنی کرده، میدونی ادم هایی هستن که اگر بیان انگار خط میزنن روی همه چی ، ادم هایی که همه داشته هات رو بی معنی می کنن و انگار همه مهرت رو جمع میکنن و یه شب با خودشون میبرن، ادم هایی هستن که باعث میشن زندگی تکراری بشه و حرکت عقربه ها کند تر ، انگار کسی هر بار ، ساعت رو میذاره روی ۵ عصر دیروز ....
"ماتیلدا"
@tmlat { تأملات }
🍀
مطمئنم ادم هایی رو دیدی که خیلی با بقیه سرد برخورد کردن
کسایی که هر بار که آفتاب به خونشون میزنه آه میکشن و با غروب افتاب امیدشون تازه میشه به تاریکی ،
ماتیلدا، نیازی نیست دست های سرد کسی رو لمس کرد یا غم صداشو چشید، کافیه به عمق چشم هاش خیره بشی ، من میدونم تو اینقدر توانایی داری که بیت های خشک کسی رو از فروغ چشماش ترجمه کنی ، اما تا حالا با خودت فکر کردی که شهری که پر شده از این آدما، مثل پاییزی که لبریز میشه از برگ های خشکیده، پس بهار کی سر زده به خونشون؟ چرا نمیتونن امید یه سال تازه رو داشته باشن ؟
ماتیلدا عزیزم ، زندگی هر کسی یه رنگی داره، من میدونستم برای من آبی بود، به رنگ آسمونی که پرنده هاش رو باهم شمرده بودیم، به رنگ دریاچه شهرمون که ۹ ماه منتظر میشستیم برای صدای موج هاش ، اما تو رنگ نبودی، از جنس نور بودی، یه حس تازه که دلم خواست از حصار خودم پر بکشم ، اما نمیدونستم وقتی برگردم هر آبی برام سیاه میشه و هر پرتویی تاریکی،
ماتیلدا عزیزم ،حالا میدونم همه آدم های تاریک شهر ، یه روزی رنگ داشتن ، فقط یه جایی یه کسی اومده توی زندگی شون که جاذبه زندگی شون رو بی معنی کرده، میدونی ادم هایی هستن که اگر بیان انگار خط میزنن روی همه چی ، ادم هایی که همه داشته هات رو بی معنی می کنن و انگار همه مهرت رو جمع میکنن و یه شب با خودشون میبرن، ادم هایی هستن که باعث میشن زندگی تکراری بشه و حرکت عقربه ها کند تر ، انگار کسی هر بار ، ساعت رو میذاره روی ۵ عصر دیروز ....
"ماتیلدا"
@tmlat { تأملات }
🍀
۴۸۷. #چمدانهای_قشنگ_ما
اغلب ما خاطرهٔ این نوار کاستها در ذهنمان هست هنوز. ۴۰-۵۰ دقیقه بیشتر ظرفیت نداشت. باید #انتخاب میکردی حداکثر ۷-۸ آهنگی که دوست داری، همراه تو باشد در سفر. نهایتاً میشد چندتا از همین نوارها را برداشت.
آن روزها، روزهایی بود که ما مجبور به انتخاب بودیم. روزهایی که «ظرفیتها» محدود بود:
نمیشد همزمان هزاران آهنگی که دوستش داری را همراه خودت ببری سفر. باید #انتخاب میکردی.
نمیشد همزمان با چند نفر حرف بزنی. باید #انتخاب میکردی وقت و حواس و گوشات خرج چه کسی بشود.
ما اهل #انتخاب بودیم. الآن هم هستیم. اما ظرفیت محدود سرمان نمیشود.
فکر میکنیم دلمان هم مثل خیلی چیزهای دیگر، ظرفیتش زیاد/نامحدود است. فکر میکنیم میشود حواسمان را تقسیم کنیم بین چند نفر.
همین است که عمق لذت بردنمان کمشده.
لذت از شنیدن یک آهنگ، یا همصحبت شدن با یک دوست.
شاید وقتش رسیده که عمق لذتمان را دریابیم. شاید 🙃
#مصطفی
@tmlat { تأملات }
🌱
اغلب ما خاطرهٔ این نوار کاستها در ذهنمان هست هنوز. ۴۰-۵۰ دقیقه بیشتر ظرفیت نداشت. باید #انتخاب میکردی حداکثر ۷-۸ آهنگی که دوست داری، همراه تو باشد در سفر. نهایتاً میشد چندتا از همین نوارها را برداشت.
آن روزها، روزهایی بود که ما مجبور به انتخاب بودیم. روزهایی که «ظرفیتها» محدود بود:
نمیشد همزمان هزاران آهنگی که دوستش داری را همراه خودت ببری سفر. باید #انتخاب میکردی.
نمیشد همزمان با چند نفر حرف بزنی. باید #انتخاب میکردی وقت و حواس و گوشات خرج چه کسی بشود.
ما اهل #انتخاب بودیم. الآن هم هستیم. اما ظرفیت محدود سرمان نمیشود.
فکر میکنیم دلمان هم مثل خیلی چیزهای دیگر، ظرفیتش زیاد/نامحدود است. فکر میکنیم میشود حواسمان را تقسیم کنیم بین چند نفر.
همین است که عمق لذت بردنمان کمشده.
لذت از شنیدن یک آهنگ، یا همصحبت شدن با یک دوست.
شاید وقتش رسیده که عمق لذتمان را دریابیم. شاید 🙃
#مصطفی
@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
۴۸۷. #چمدانهای_قشنگ_ما اغلب ما خاطرهٔ این نوار کاستها در ذهنمان هست هنوز. ۴۰-۵۰ دقیقه بیشتر ظرفیت نداشت. باید #انتخاب میکردی حداکثر ۷-۸ آهنگی که دوست داری، همراه تو باشد در سفر. نهایتاً میشد چندتا از همین نوارها را برداشت. آن روزها، روزهایی بود که ما…
#دعوت
بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگهایی پر میکردی؟ و با چه آدمهایی؟
فرض کن فقط ۵ انتخاب داری.
پیامها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد.
لینک شناس:
@mostafaonline
لینک ناشناس:
https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
@tmlat { تأملات }
🌱
بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگهایی پر میکردی؟ و با چه آدمهایی؟
فرض کن فقط ۵ انتخاب داری.
پیامها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد.
لینک شناس:
@mostafaonline
لینک ناشناس:
https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
@tmlat { تأملات }
🌱
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگهایی پر میکردی؟ و با چه آدمهایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیامها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#ناشناس گفت:
با اینکه خیلی اهل موسیقی های نسبتا سنتی و قدیمی نیستم ولی فکر میکنم برای سفر واقعا موسیقی های سنتی جوابه.
قطعا یکی از آهنگ ها گل پونه های ایرج بسطامی بود و شایدم دو سه تا همایون و محمدرضا شجریان بر میداشتم و البته اهنگ ماه و ماهی حجت اشرف زاده
ولی خدایی اگر واقعا قرار بود انتخابامون رو محدود کنیم چ قدر سخت بود، شایدم چون امثال من هیچ شناختی از لغت محدودیت ندارن اینطوری فکر میکنم.
ولی درمورد آدما ترجیح میدم تنهایی برم سفر، نمیدونم درسته یا نه ولی تنها بودن عذابش کمتره.
۱
ا--------------------ا
جالبه. احساس میکنم از این سبک جواب در زمینه موسیقی، زیاد داشته باشیم.
سفر تنها؟ نمدونم. تجربه نداشتم. فکر میکنم خیلی اذیت بشم از تنها سفر کردن.
با اینکه خیلی اهل موسیقی های نسبتا سنتی و قدیمی نیستم ولی فکر میکنم برای سفر واقعا موسیقی های سنتی جوابه.
قطعا یکی از آهنگ ها گل پونه های ایرج بسطامی بود و شایدم دو سه تا همایون و محمدرضا شجریان بر میداشتم و البته اهنگ ماه و ماهی حجت اشرف زاده
ولی خدایی اگر واقعا قرار بود انتخابامون رو محدود کنیم چ قدر سخت بود، شایدم چون امثال من هیچ شناختی از لغت محدودیت ندارن اینطوری فکر میکنم.
ولی درمورد آدما ترجیح میدم تنهایی برم سفر، نمیدونم درسته یا نه ولی تنها بودن عذابش کمتره.
۱
ا--------------------ا
جالبه. احساس میکنم از این سبک جواب در زمینه موسیقی، زیاد داشته باشیم.
سفر تنها؟ نمدونم. تجربه نداشتم. فکر میکنم خیلی اذیت بشم از تنها سفر کردن.
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگهایی پر میکردی؟ و با چه آدمهایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیامها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#نازنین گفت:
آهنگ ها و خواننده هایی که دوست دارم زیاد هستن. اسم آلبوم میگم.
و سفر هم مسلما با کسی که خیلی سلیقش به من نزدیکه....😁
آلبوم امشب کنار غزل های من بخواب: همایون شجریان
آلبوم ایران من: همایون شجریان
آلبوم تهران عاشق: محمد معتمدی
آلبوم: Pallett, Shahre Man Bekhand
آلبوم: Daal Band, Walk of Ordibehesht
۲
ا--------------------ا
دور زدی محدودیت انتخاب رو ولی بازم تلاش خوبی بود 😁❤️ مرسی!
آهنگ ها و خواننده هایی که دوست دارم زیاد هستن. اسم آلبوم میگم.
و سفر هم مسلما با کسی که خیلی سلیقش به من نزدیکه....😁
آلبوم امشب کنار غزل های من بخواب: همایون شجریان
آلبوم ایران من: همایون شجریان
آلبوم تهران عاشق: محمد معتمدی
آلبوم: Pallett, Shahre Man Bekhand
آلبوم: Daal Band, Walk of Ordibehesht
۲
ا--------------------ا
دور زدی محدودیت انتخاب رو ولی بازم تلاش خوبی بود 😁❤️ مرسی!
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگهایی پر میکردی؟ و با چه آدمهایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیامها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#ناشناس گفت:
من کجا باران کجا کفایت میکنه آقا !
به شرطی که مقصد مقصد باشه .
3
ا--------------------ا
خداییش مقصد مقصد باشه هم آدم گاهی 4-5 تا آهنگ لازمش میشه ها 😁البته هر طور صلاحه 😂
من کجا باران کجا کفایت میکنه آقا !
به شرطی که مقصد مقصد باشه .
3
ا--------------------ا
خداییش مقصد مقصد باشه هم آدم گاهی 4-5 تا آهنگ لازمش میشه ها 😁البته هر طور صلاحه 😂
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگهایی پر میکردی؟ و با چه آدمهایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیامها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#زهرا گفت:
سلام
آهنگ مورد علاقه ندارم فقط همیشه تو سفرهایی که داشتم یک اهنگ رو انتخاب میکنم از اول تا اخر سفر پلی بشه که صدای هیچ کسی رو نشنوم.
و برای سفر کسی رو انتخاب میکنم که تو ماشین نخواد باهام حرف بزنه.
4
ا--------------------ا
خب فکر کنم این جواب هم طرفدار زیاد داشته باشه.من یکی دو دفعه اینطوری شدم. تجربه طولانی مدت ندارم که بدونم چه شکلیه.
سلام
آهنگ مورد علاقه ندارم فقط همیشه تو سفرهایی که داشتم یک اهنگ رو انتخاب میکنم از اول تا اخر سفر پلی بشه که صدای هیچ کسی رو نشنوم.
و برای سفر کسی رو انتخاب میکنم که تو ماشین نخواد باهام حرف بزنه.
4
ا--------------------ا
خب فکر کنم این جواب هم طرفدار زیاد داشته باشه.من یکی دو دفعه اینطوری شدم. تجربه طولانی مدت ندارم که بدونم چه شکلیه.
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگهایی پر میکردی؟ و با چه آدمهایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیامها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#ناشناس گفت:
آهنگ نمیخوام
هر پنج تاشو رفیق برمیدارم
5
ا--------------------ا
جا نمیشید که تو ماشین 😂
آهنگ نمیخوام
هر پنج تاشو رفیق برمیدارم
5
ا--------------------ا
جا نمیشید که تو ماشین 😂
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگهایی پر میکردی؟ و با چه آدمهایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیامها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#ساجده گفت:
والس گرینکو
آهنگ Abrazame از خولیو ایگلسیاس
موسیقی متن سریال شهریار
موسیقی متن فیلم Requiem for a dream
یه آهنگ کردی هم انتخاب میکردم احتمالا لالایی مظهر خالقی
دکلمه نیامد رضا براهنی
...
بقیه آهنگارم خودم میخوندم برا خودم 👀👀
6
ا--------------------ا
شیش تا شد ولی. با اولی و دومی موافقترم.
والس گرینکو
آهنگ Abrazame از خولیو ایگلسیاس
موسیقی متن سریال شهریار
موسیقی متن فیلم Requiem for a dream
یه آهنگ کردی هم انتخاب میکردم احتمالا لالایی مظهر خالقی
دکلمه نیامد رضا براهنی
...
بقیه آهنگارم خودم میخوندم برا خودم 👀👀
6
ا--------------------ا
شیش تا شد ولی. با اولی و دومی موافقترم.
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگهایی پر میکردی؟ و با چه آدمهایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیامها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
و #ZiZ گفت:
دوتا آدم:
یکی دلبر و یکی از رفیقام که همیشه کنارمه
سه تا آهنگ:
سرنوشت و آرزو از قمیشی
و خانوم گل از ابی
7
ا--------------------ا
تو خیلی ظرفیت محدود رو درست یاد گرفتی. قشنگ نهادینه شده 😂❤️
دوتا آدم:
یکی دلبر و یکی از رفیقام که همیشه کنارمه
سه تا آهنگ:
سرنوشت و آرزو از قمیشی
و خانوم گل از ابی
7
ا--------------------ا
تو خیلی ظرفیت محدود رو درست یاد گرفتی. قشنگ نهادینه شده 😂❤️
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگهایی پر میکردی؟ و با چه آدمهایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیامها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#یاسر گفت:
راستش من یه عادت سمی که دارم اینه که از یه آهنگ که خوشم میاد انقدر گوش میدم (در حد روزی ۱۰-۱۲ بار!!!) که بعد ۲-۳ هفته گندش در میاد و دلم رو میزنه:))
ولی آهنگایی که تونستن از این ورطه هولناک نجات پیدا کنن قطعا گزینههای خیلی مناسبی هستن👌
- ببار ای ابر بهار شجریان
- مستانه میگریزی علیرضا قربانی
- چرا رفتی همایون شجریان
- آلبوم حالا که میروی محمد معتمدی
- رضا موتوری فرهاد:))
8
ا--------------------ا
اون عادت سمّی رو منم دارم و بزن قدش 😂
اولین آهنگ لیستت... آخ از اولیش...
راستش من یه عادت سمی که دارم اینه که از یه آهنگ که خوشم میاد انقدر گوش میدم (در حد روزی ۱۰-۱۲ بار!!!) که بعد ۲-۳ هفته گندش در میاد و دلم رو میزنه:))
ولی آهنگایی که تونستن از این ورطه هولناک نجات پیدا کنن قطعا گزینههای خیلی مناسبی هستن👌
- ببار ای ابر بهار شجریان
- مستانه میگریزی علیرضا قربانی
- چرا رفتی همایون شجریان
- آلبوم حالا که میروی محمد معتمدی
- رضا موتوری فرهاد:))
8
ا--------------------ا
اون عادت سمّی رو منم دارم و بزن قدش 😂
اولین آهنگ لیستت... آخ از اولیش...
تأملات
#دعوت بیا باهم یک بار تمرین کنیم. همینجا بگو اگر مجبور بودی انتخاب کنی، #چمدان سفر خودت را با چه آهنگهایی پر میکردی؟ و با چه آدمهایی؟ فرض کن فقط ۵ انتخاب داری. پیامها مثل قدیم همینجا منتشر خواهد شد. لینک شناس: @mostafaonline لینک ناشناس: https://t…
#رضا گفت:
موزیکش زیاد مهم نیست، مهم اینکه وقتی توی جاده ای، همسفرت با صدای بد یا خوبت بسازه و با صدای بد یا خوبش، دوتایی همخوانی کنیم موزیک رو.
توی جاده موزیک شاد خیلی چسبنده هست، پس شاید کار به خز ترین آهنگ ها هم بکشه، اما اگر اواخر جاده قراره با غروب همراه باشه، قطعا آهنگ هایی مثل روبه رو نامجو یا بارون قمیشی یا شیدایی شجریان شایدم چنگ چاووشی رو گوش میدم.
جاده هم یا باید سبز باشه، یا ابری مقصد مهم نیست.
۹
ا--------------------ا
آه که چقدر زیبا گفتی. آه.
موزیکش زیاد مهم نیست، مهم اینکه وقتی توی جاده ای، همسفرت با صدای بد یا خوبت بسازه و با صدای بد یا خوبش، دوتایی همخوانی کنیم موزیک رو.
توی جاده موزیک شاد خیلی چسبنده هست، پس شاید کار به خز ترین آهنگ ها هم بکشه، اما اگر اواخر جاده قراره با غروب همراه باشه، قطعا آهنگ هایی مثل روبه رو نامجو یا بارون قمیشی یا شیدایی شجریان شایدم چنگ چاووشی رو گوش میدم.
جاده هم یا باید سبز باشه، یا ابری مقصد مهم نیست.
۹
ا--------------------ا
آه که چقدر زیبا گفتی. آه.