تأملات
272 subscribers
172 photos
30 videos
6 files
156 links
تأملی کوتاه داریم بر زندگی و مسائل انسان

صفحه اینستا:
https://Instagram.com/tmlatmag

لینک ناشناس:
https://t.me/BChatBot?start=sc-39628bb98f

لینک شناس: @mostafaonline

مطالبی که امضای #مصطفی ندارند از سایر ادمین‌هاست.
Download Telegram
دنیای شما چه رنگیه؟
دنیای بقیه آدما چه رنگیه؟!!
دنیای همه آدما همینقدر ساده رنگ عوض میکنه؟؟ همینقدر الکی همینقدر بی معنی؟!!!
چرا آخه.....
تأملات
دنیای شما چه رنگیه؟ دنیای بقیه آدما چه رنگیه؟!! دنیای همه آدما همینقدر ساده رنگ عوض میکنه؟؟ همینقدر الکی همینقدر بی معنی؟!!! چرا آخه.....
به نظرم از چشم ما آدما هر کدوم یه رنگی دارن اگه رنگشونو درست ندیده باشیم کم کم تغییر میکنه شایدم دلمون بخاد یه زمانایی رنگ آدما رو برای خودمون لااقل عوض کنیم.

1
تأملات
دنیای شما چه رنگیه؟ دنیای بقیه آدما چه رنگیه؟!! دنیای همه آدما همینقدر ساده رنگ عوض میکنه؟؟ همینقدر الکی همینقدر بی معنی؟!!! چرا آخه.....
#یاسر گفت:

چند وقت پیش فرصتی دست داده بود که بعد از سالها سریال خانه سبز رو ببینم و البته این بار با فراغت ذهنی بیشتری میدیدم و به طرز جالبی پیام‌های اجتماعی و فرهنگیش به قلب و دلم نشست...
به نظر من دنیای آدما باید سبز باشه؛ وقتی دنیای کسی سبز شد جز خیر چیزی نمیبینه... اگه با شما رفیقه در سختی‌ها شریکته و در خوشی‌ها همدل...
وقتی دنیای آدمی سبز شد دیگه از زمین خوردنت خوشحال نمیشه و از موفقیتت دلگیر... اصولا با یه آدم سبز مواجه نمیشی مگر اینکه مطمئنی بهت خیری میرسونه یا گرهی از مشکلت وامیکنه و یا دست‌کم گزندی ازش بهت نمیرسه...
شاید در نگاه اول به نظر بیاد که چقدر آدمای سبز کم‌اند؛ ولی نگاه من اینه که آدمای سبز میتونن بی‌شمار باشن چون ذات‌ آدما سبزه، فقط کافیه باور کنن که میتونن سبز باشن...

2
وقتی اشتباهی نشستید
وقتی اشتباهی رفتید
وقتی اشتباهی فهمیدید
وقتی میفهمید که نمیفهمیدید چیکار میکنید؟
وقتی راهی برا برگشتن نیست کجا میرید؟
وقتی دره پشت سر عمیقتر از چاه روبروست چی میشه؟؟؟
اصلا این چه طرز دنیاست آخه...!
شوربختی بزرگ این نیست که هیچکس دوستت نداشته باشد، این است که هیچکس را دوست نداشته باشی...

شده تا حالا؟ شده که فکر کنید هیچکس را دوست ندارید؟ یا حتا بدتر... شده که فکر کنید هیچکس لایق دوست داشته شدن نبوده یا نیست؟ شده که تا این حد زخم خورده و ترسیده و بی‌پناه مونده باشید؟؟
شده که اون وسط، وسط هرم تنهایی و ترسیدگی و بی‌پناهی، یکی، یکی شبیه مهربون بغلتون کرده باشه؟ بعدش چی شده یادتون میاد؟؟ 🥺😞😞
تأملات
ولکام تو د کلاب بادی! :)) کسی قرار نیس بغلت کنه، بگیر بخواب.
من اونیم که بغل کرده! من اونیم که بغل کرده. میدونی بعدش چی میشه؟؟؟
تأملات
شوربختی بزرگ این نیست که هیچکس دوستت نداشته باشد، این است که هیچکس را دوست نداشته باشی... شده تا حالا؟ شده که فکر کنید هیچکس را دوست ندارید؟ یا حتا بدتر... شده که فکر کنید هیچکس لایق دوست داشته شدن نبوده یا نیست؟ شده که تا این حد زخم خورده و ترسیده و بی‌پناه…
#هادی میگه :
نه اصلا قبول ندارم !
اگر از مهربونی ها ، فداکاری‌ها و وفاداری هایی که برای یک نفر کردیم پشیمون باشیم یا حتی برای خوبی ها ، گذشت ها و بخشش هایی که در حقش کردیم منت بذاریم . قلب ما صاف و زلال و رفتارمون خالصانه نبوده . همه ی ادم ها ترکیبی از سیاهی و سفیدی هستن ، ما خوبی های ادم ها رو به خاطر بدی هاشون فراموش نمیکنیم و قدر خوبی هاشون رو میدونیم . اما ما قاضی نیستیم . اگر به کسی خوبی میکنیم اصلا نباید حتی لحظه ای به این فکر باشیم که ایا لیاقتش رو داره یا نه .
خوبی کنیم چون ادم خوبی هستیم ، دلامون بزرگه ، چون میشه بدی دید اما خوب‌ بود ، چون خوب‌ بودن زیباست .
مهربانی یک تجارت نیست ❤️

1
تأملات
پشیمون میشی
از چی؟
چرا؟
چجوری؟
بعدش چی میشه بگو؟؟
تأملات
شوربختی بزرگ این نیست که هیچکس دوستت نداشته باشد، این است که هیچکس را دوست نداشته باشی... شده تا حالا؟ شده که فکر کنید هیچکس را دوست ندارید؟ یا حتا بدتر... شده که فکر کنید هیچکس لایق دوست داشته شدن نبوده یا نیست؟ شده که تا این حد زخم خورده و ترسیده و بی‌پناه…
#ناشناس گفت:

‌ ‌ ‌‌‌ ‌
خیلی نیست اتفاقا که ازش می گذره،خوب می دونم بعدش چی شد.
من بغل کردم،خیلی سفت،خیلی محکم،اونم به واسطه ی دستی که از انتهای تنهایی و غمگینی سمتم دراز شد،تلاش کردم،دویدم که فک نکنه دوست نداشتنی نیست،خیلی نگذشت که گفت قصد خودکشی داشته و منصرف شده،و خیلی تر نگذشت که گفت به خاطر دوست داشتن یکی که بهش نمی رسه اینقدر حس بد داشته
اولش از خودم عصبانی بودم
بعدش غمگین شدم
اما الان خوشحالم من هرآنچه ازم براومد کردم،نه به خاطر این که منو دوس داشته باشه به خاطره این که خوشحال باشه،و بود
و هست...
الان خیلی خوشحالم که خوشحاله،که شروع کرده زندگی رو،که مهاجرتش رو پی گرفته
که خیلی چیزا....
نیکی هنری نیست به امید تلافی...

2
تأملات
از چی؟ چرا؟ چجوری؟ بعدش چی میشه بگو؟؟
از چی از اینکه چرا دستات رو برای خودت جمع نکردی
چرا چون که دیگه خودتو باور نداری
چجوری این مدل میشه گفت که فکر کنی ته چاهی و یه طناب داری و داری ازش بالا میری ولی تو اخرین لحظاتش طنابو پاره میکنن و میبینی کسی اینو پاره کرده ولی با دستات لبه چاهو گرفتی نمیوفتی
بعدش میمونی بین دو تا انتخاب که برگردی دوباره ته چاه منتظر طناب بعدی باشی یا اینکه خودتو از چاه بکشی بیرون
تأملات
قشنگ گفتی 😞 خیلی قشنگ خیلی دقیق
از چاه باید بیای بیرون چون این بار دیگه همه کارشو خودت انجام دادی و بعدش هم مطمئن میشی هیچ چاهی و هیچکدوم دره ها نیاز به طنابی نداره
#روانشناسی
آئین زندگی
👈چگونه تشویش و نگرانی را از خود دور کنیم
دیل کارنگی
ترجمه م. آذین فر
انتشارات اسکندری
👈چاپ قدیم ۱۳۴۸
۲۹۵ صفحه
قطع رقعی
جلد سلفون
بسیار تمیز
👈یادبودی در ابتدای کتاب
قیمت ۴۵ هزار تومان
قیمت جدید کتاب ۷۹ شده
پرداخت یک روزه
ارتباط با ادمین:
@sinazolfaghariii
لینک تلگرام:
@ketabsarayeshahreelm
لینک اینستا گرام:
www.instagram.com/ketabsara_shahreelm
#موجود
تأملات
از چاه باید بیای بیرون چون این بار دیگه همه کارشو خودت انجام دادی و بعدش هم مطمئن میشی هیچ چاهی و هیچکدوم دره ها نیاز به طنابی نداره
در اومدن از چاه اول از همه، قبل از انرژی و قبل از اراده و اعتماد به نفس و هر چیز دیگری دلیل میخواد.
گاهی آدم همه زندگیشو ته چاه ساخته شاید باید منتظر بمونه تا بمیره بعد با خیال راحت بیاد بیرون. چه با طناب چه بی طناب...
Forwarded from دکّان حلوایی
🔸Knock on Wood…!


از قدیم الایام عادت شده است که برای فرار از بدشُگونی و چشم‌زخم، دست‌ها گاها به تیر و تخته دراز می‌شوند و تقّ و توقی می‌کنند، که مثلا بلایا و مصائب به طرفة‌العینی محو و دور شوند. حالا این رسمِ "بزنم ب تخته..." از کدام رحمی زاده شده است و کجا پا درآورده و قد کشیده و خلاصه، آن "قدیم الایام" چقدر قدیم است و مسبوق به سابقه، مثل عادت‌واره‌های دیگر خیلی هم شفاف نیست و خودش در گنجه‌ی مابقی خاطرات عمر بشر جا دارد.

چند وقت پیش به این اصطلاح فوق‌الذکر برخوردم که از قضا در همین آمریکای خون‌خوار و استکبار جهانی، گویا مفصلاً رایج است و ای دل غافل! پرده برافتاد که این همان تخته و همان تقّ و توق خودمان است و همان بدشُگونی و چشم‌زخمی که دلهره به جان همه انداخته...مردمان آمریکا کجا و نعوذبالله خرافات کجا؟ لکن مع‌الاسف معلوم شد که آن‌ها هم بله...و اتفاقا فقط به زبان راندنش هم اکتفا نمی‌کنند و چُنان ما شرقیان، منّت تخت و چوب هم می‌کشند و ضربه‌ای می‌پرانند.
بعد که ریزتر شدم و این رگ فضولی، دائم سُقُلمه‌ام می‌کرد، دیدم که ای داد بیداد...اسپانیا و کوچه‌پس‌کوچه‌های لندن و منچسترِ انگلیس هم از این توشه بی‌نصیب نیستند.

خلاصه از همین دکّان حلوایی، اگر کسی روی خط مستقیم بدود و اتفاقا آب‌تنی‌اش هم خوب باشد، باید یازده هزارکیلومتر و نصفی را حداقل عرق بریزد که مگر پایش به واشنگتن باز شود، حالا حساب پرتقال‌فروش با خودتان که اینور و آنور عالم، در یک عادت‌واره چطور تا این اندازه با هم جفت و جور شده‌اند، گیرم که خرافه هم نباشد...


@Halwaei
یه وقتایی خیلی دلم میگیره مثل الان
بخاطراینکه دنیااونجور که فکرمیکنم نیست.
قشنگ نیست🖤...
آدماش اونجور که تو ساده برخورد میکنی رفتارنمیکنن
دروغ، دورنگی، ظاهرسازی، ظاهرگرایی، زرنگی و...
دلم میگیره بخاطر رویاهام
بخاطر رویاهایی که میترسم فقط رویا بمونن🖤
و در آخر این جمله رو دوست دارم بگم: یک رنگ بمان حتی اگر در دنیایی زندگی میکنی که مردمش برای پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند....
https://t.me/tmlat/357