Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
تأملات
https://t.me/podcastbplus/61
خلاصه کتاب اصلگرایی:
۱. پارادوکس موفقیت:
بعد از موفقیت در یک کار، فرصتهای جدیدی معرفی میشن. پیگیری اون فرصتها، اغلب ما رو از مسیر اولیه گمراه و وقت ما رو تلف میکنه.
۲. اگر اولویت خودتو تعیین نکنی، بقیه برات تعیین میکنن.
۳. کتاب درباره افزایش بهرهوری نیست. درباره تشخیص اولویته.
۴. اگر همه رو راضی کنی محبوب میشی ولی از اصل میمونی.
۵. سه مرحله:
ارزیابی، حذف، اجرا
این مراحل مستمر اجرا میشن نه یکباره.
۶. از یه جا به بعد، کمتر کردن کارها باعث بهتر شدن نتایج میشه. این نکته در کتاب فرمول موفقیت هم ذکر شده. رابطهٔ تلاش و موفقیت، خطی نیست. اینکه تلاش صرف چی میشه مهمه.
۷. کسی که به همهٔ پروژهها بله میگه، دیگه وقت برای تشخیص پروژهٔ اصلی نداره.
۸. اگر چند اولویت داری، یعنی اولویت نداری.
۹. پیدا کردن اولویت زندگی نیازمند زمان طولانی تفکر بدون مزاحمته. البته نتیجه قطعی نیست و ممکنه نرسی بهش.
۱۰. مرحله انتخاب: اگر از ته دل گزینهای رو دوست نداری، کنار بذار. تمام گزینههایی که زیر ۹۰درصد علاقه داری رد کن. یک کار سهل ممتنع!
۱۱. مرحله حذف: اگر این لباس/موقعیت کاری/گزینه رو نداشتی چقدر حاضر بودی هزینه کنی که به دست بیاریش؟ ارزش گزینه اینطوری بهتر معلوم میشه. این نکته در کتاب «بیمنطقیهای هر روز ما» هم گفته شده.
۱۲. هدف مبهم، یعنی فرار از احساس شکست؛ و فرار از نه گفتن. مشخص کردن هدف هزینه داره.
۱۳. هزینه فرصت از دست رفته رو حساب کن: وقتی به یه کار بله میگی، یعنی به ده ها کار در همون زمان نه گفتی. هزینهی اونها که بهشون نه گفتی رو حساب کن.
۱۴. نه گفتن سخته. اما روشهایی مختلف داره: ارجاع دادن، محترمانه گفتن اولویت زندگیت، تعویق در اعلام تصمیم و... . هرکس روش خودشو باید پیدا کنه.
۱۵. فیلمهای برنده اسکار، تدوینهای درجه یک داشتند! تدوینگر فیلم زندگیت باش. طوری حذف کن که اصل داستان بیشتر و بهتر به چشم بیاد.
۱۶. اگر مرزهای زندگی خودت رو معلوم کنی، بقیه هم کم کم یاد میگیرن و دیگه پیشنهاد بیربط بهت نمیدن.
۱۷. رعایت فاصلهٔ طولی در رانندگی الگوی خوبیه: برای زمان کارها، تخمین واقعبینانه داشته باش. یه زمان اضافه در نظر بگیر بین کارها.
۱۸. مرحله اجرا: کار اصلی رو باید با بالاترین کیفیت اجرا کرد. تخمین واقعبینانه، آماده شدن برای مواجهه با عواقب (در کتاب ریسک نسیم طالب هم اشاره شده)
۱۹. اصلگرایی باید سبک زندگی بشه نه یه کار کنار بقیه. حذف حواشی مستمر باید باشه. تمرکز بر هدف اصلی زندگی مستمر باید باشه.
#مصطفی
https://mrmarksclassroom.com/wp-content/blogs.dir/10/files/2017/04/Essentialism-21-Day-Challenge.pdf
۱. پارادوکس موفقیت:
بعد از موفقیت در یک کار، فرصتهای جدیدی معرفی میشن. پیگیری اون فرصتها، اغلب ما رو از مسیر اولیه گمراه و وقت ما رو تلف میکنه.
۲. اگر اولویت خودتو تعیین نکنی، بقیه برات تعیین میکنن.
۳. کتاب درباره افزایش بهرهوری نیست. درباره تشخیص اولویته.
۴. اگر همه رو راضی کنی محبوب میشی ولی از اصل میمونی.
۵. سه مرحله:
ارزیابی، حذف، اجرا
این مراحل مستمر اجرا میشن نه یکباره.
۶. از یه جا به بعد، کمتر کردن کارها باعث بهتر شدن نتایج میشه. این نکته در کتاب فرمول موفقیت هم ذکر شده. رابطهٔ تلاش و موفقیت، خطی نیست. اینکه تلاش صرف چی میشه مهمه.
۷. کسی که به همهٔ پروژهها بله میگه، دیگه وقت برای تشخیص پروژهٔ اصلی نداره.
۸. اگر چند اولویت داری، یعنی اولویت نداری.
۹. پیدا کردن اولویت زندگی نیازمند زمان طولانی تفکر بدون مزاحمته. البته نتیجه قطعی نیست و ممکنه نرسی بهش.
۱۰. مرحله انتخاب: اگر از ته دل گزینهای رو دوست نداری، کنار بذار. تمام گزینههایی که زیر ۹۰درصد علاقه داری رد کن. یک کار سهل ممتنع!
۱۱. مرحله حذف: اگر این لباس/موقعیت کاری/گزینه رو نداشتی چقدر حاضر بودی هزینه کنی که به دست بیاریش؟ ارزش گزینه اینطوری بهتر معلوم میشه. این نکته در کتاب «بیمنطقیهای هر روز ما» هم گفته شده.
۱۲. هدف مبهم، یعنی فرار از احساس شکست؛ و فرار از نه گفتن. مشخص کردن هدف هزینه داره.
۱۳. هزینه فرصت از دست رفته رو حساب کن: وقتی به یه کار بله میگی، یعنی به ده ها کار در همون زمان نه گفتی. هزینهی اونها که بهشون نه گفتی رو حساب کن.
۱۴. نه گفتن سخته. اما روشهایی مختلف داره: ارجاع دادن، محترمانه گفتن اولویت زندگیت، تعویق در اعلام تصمیم و... . هرکس روش خودشو باید پیدا کنه.
۱۵. فیلمهای برنده اسکار، تدوینهای درجه یک داشتند! تدوینگر فیلم زندگیت باش. طوری حذف کن که اصل داستان بیشتر و بهتر به چشم بیاد.
۱۶. اگر مرزهای زندگی خودت رو معلوم کنی، بقیه هم کم کم یاد میگیرن و دیگه پیشنهاد بیربط بهت نمیدن.
۱۷. رعایت فاصلهٔ طولی در رانندگی الگوی خوبیه: برای زمان کارها، تخمین واقعبینانه داشته باش. یه زمان اضافه در نظر بگیر بین کارها.
۱۸. مرحله اجرا: کار اصلی رو باید با بالاترین کیفیت اجرا کرد. تخمین واقعبینانه، آماده شدن برای مواجهه با عواقب (در کتاب ریسک نسیم طالب هم اشاره شده)
۱۹. اصلگرایی باید سبک زندگی بشه نه یه کار کنار بقیه. حذف حواشی مستمر باید باشه. تمرکز بر هدف اصلی زندگی مستمر باید باشه.
#مصطفی
https://mrmarksclassroom.com/wp-content/blogs.dir/10/files/2017/04/Essentialism-21-Day-Challenge.pdf
👍1
دنیای شما چه رنگیه؟
دنیای بقیه آدما چه رنگیه؟!!
دنیای همه آدما همینقدر ساده رنگ عوض میکنه؟؟ همینقدر الکی همینقدر بی معنی؟!!!
چرا آخه.....
دنیای بقیه آدما چه رنگیه؟!!
دنیای همه آدما همینقدر ساده رنگ عوض میکنه؟؟ همینقدر الکی همینقدر بی معنی؟!!!
چرا آخه.....
تأملات
دنیای شما چه رنگیه؟ دنیای بقیه آدما چه رنگیه؟!! دنیای همه آدما همینقدر ساده رنگ عوض میکنه؟؟ همینقدر الکی همینقدر بی معنی؟!!! چرا آخه.....
به نظرم از چشم ما آدما هر کدوم یه رنگی دارن اگه رنگشونو درست ندیده باشیم کم کم تغییر میکنه شایدم دلمون بخاد یه زمانایی رنگ آدما رو برای خودمون لااقل عوض کنیم.
1
1
تأملات
دنیای شما چه رنگیه؟ دنیای بقیه آدما چه رنگیه؟!! دنیای همه آدما همینقدر ساده رنگ عوض میکنه؟؟ همینقدر الکی همینقدر بی معنی؟!!! چرا آخه.....
#یاسر گفت:
چند وقت پیش فرصتی دست داده بود که بعد از سالها سریال خانه سبز رو ببینم و البته این بار با فراغت ذهنی بیشتری میدیدم و به طرز جالبی پیامهای اجتماعی و فرهنگیش به قلب و دلم نشست...
به نظر من دنیای آدما باید سبز باشه؛ وقتی دنیای کسی سبز شد جز خیر چیزی نمیبینه... اگه با شما رفیقه در سختیها شریکته و در خوشیها همدل...
وقتی دنیای آدمی سبز شد دیگه از زمین خوردنت خوشحال نمیشه و از موفقیتت دلگیر... اصولا با یه آدم سبز مواجه نمیشی مگر اینکه مطمئنی بهت خیری میرسونه یا گرهی از مشکلت وامیکنه و یا دستکم گزندی ازش بهت نمیرسه...
شاید در نگاه اول به نظر بیاد که چقدر آدمای سبز کماند؛ ولی نگاه من اینه که آدمای سبز میتونن بیشمار باشن چون ذات آدما سبزه، فقط کافیه باور کنن که میتونن سبز باشن...
2
چند وقت پیش فرصتی دست داده بود که بعد از سالها سریال خانه سبز رو ببینم و البته این بار با فراغت ذهنی بیشتری میدیدم و به طرز جالبی پیامهای اجتماعی و فرهنگیش به قلب و دلم نشست...
به نظر من دنیای آدما باید سبز باشه؛ وقتی دنیای کسی سبز شد جز خیر چیزی نمیبینه... اگه با شما رفیقه در سختیها شریکته و در خوشیها همدل...
وقتی دنیای آدمی سبز شد دیگه از زمین خوردنت خوشحال نمیشه و از موفقیتت دلگیر... اصولا با یه آدم سبز مواجه نمیشی مگر اینکه مطمئنی بهت خیری میرسونه یا گرهی از مشکلت وامیکنه و یا دستکم گزندی ازش بهت نمیرسه...
شاید در نگاه اول به نظر بیاد که چقدر آدمای سبز کماند؛ ولی نگاه من اینه که آدمای سبز میتونن بیشمار باشن چون ذات آدما سبزه، فقط کافیه باور کنن که میتونن سبز باشن...
2
وقتی اشتباهی نشستید
وقتی اشتباهی رفتید
وقتی اشتباهی فهمیدید
وقتی میفهمید که نمیفهمیدید چیکار میکنید؟
وقتی راهی برا برگشتن نیست کجا میرید؟
وقتی دره پشت سر عمیقتر از چاه روبروست چی میشه؟؟؟
اصلا این چه طرز دنیاست آخه...!
وقتی اشتباهی رفتید
وقتی اشتباهی فهمیدید
وقتی میفهمید که نمیفهمیدید چیکار میکنید؟
وقتی راهی برا برگشتن نیست کجا میرید؟
وقتی دره پشت سر عمیقتر از چاه روبروست چی میشه؟؟؟
اصلا این چه طرز دنیاست آخه...!
شوربختی بزرگ این نیست که هیچکس دوستت نداشته باشد، این است که هیچکس را دوست نداشته باشی...
شده تا حالا؟ شده که فکر کنید هیچکس را دوست ندارید؟ یا حتا بدتر... شده که فکر کنید هیچکس لایق دوست داشته شدن نبوده یا نیست؟ شده که تا این حد زخم خورده و ترسیده و بیپناه مونده باشید؟؟
شده که اون وسط، وسط هرم تنهایی و ترسیدگی و بیپناهی، یکی، یکی شبیه مهربون بغلتون کرده باشه؟ بعدش چی شده یادتون میاد؟؟ 🥺😞😞
شده تا حالا؟ شده که فکر کنید هیچکس را دوست ندارید؟ یا حتا بدتر... شده که فکر کنید هیچکس لایق دوست داشته شدن نبوده یا نیست؟ شده که تا این حد زخم خورده و ترسیده و بیپناه مونده باشید؟؟
شده که اون وسط، وسط هرم تنهایی و ترسیدگی و بیپناهی، یکی، یکی شبیه مهربون بغلتون کرده باشه؟ بعدش چی شده یادتون میاد؟؟ 🥺😞😞
تأملات
شوربختی بزرگ این نیست که هیچکس دوستت نداشته باشد، این است که هیچکس را دوست نداشته باشی... شده تا حالا؟ شده که فکر کنید هیچکس را دوست ندارید؟ یا حتا بدتر... شده که فکر کنید هیچکس لایق دوست داشته شدن نبوده یا نیست؟ شده که تا این حد زخم خورده و ترسیده و بیپناه…
ولکام تو د کلاب بادی! :))
کسی قرار نیس بغلت کنه، بگیر بخواب.
کسی قرار نیس بغلت کنه، بگیر بخواب.
تأملات
ولکام تو د کلاب بادی! :)) کسی قرار نیس بغلت کنه، بگیر بخواب.
من اونیم که بغل کرده! من اونیم که بغل کرده. میدونی بعدش چی میشه؟؟؟
تأملات
شوربختی بزرگ این نیست که هیچکس دوستت نداشته باشد، این است که هیچکس را دوست نداشته باشی... شده تا حالا؟ شده که فکر کنید هیچکس را دوست ندارید؟ یا حتا بدتر... شده که فکر کنید هیچکس لایق دوست داشته شدن نبوده یا نیست؟ شده که تا این حد زخم خورده و ترسیده و بیپناه…
#هادی میگه :
نه اصلا قبول ندارم !
اگر از مهربونی ها ، فداکاریها و وفاداری هایی که برای یک نفر کردیم پشیمون باشیم یا حتی برای خوبی ها ، گذشت ها و بخشش هایی که در حقش کردیم منت بذاریم . قلب ما صاف و زلال و رفتارمون خالصانه نبوده . همه ی ادم ها ترکیبی از سیاهی و سفیدی هستن ، ما خوبی های ادم ها رو به خاطر بدی هاشون فراموش نمیکنیم و قدر خوبی هاشون رو میدونیم . اما ما قاضی نیستیم . اگر به کسی خوبی میکنیم اصلا نباید حتی لحظه ای به این فکر باشیم که ایا لیاقتش رو داره یا نه .
خوبی کنیم چون ادم خوبی هستیم ، دلامون بزرگه ، چون میشه بدی دید اما خوب بود ، چون خوب بودن زیباست .
مهربانی یک تجارت نیست ❤️
1
نه اصلا قبول ندارم !
اگر از مهربونی ها ، فداکاریها و وفاداری هایی که برای یک نفر کردیم پشیمون باشیم یا حتی برای خوبی ها ، گذشت ها و بخشش هایی که در حقش کردیم منت بذاریم . قلب ما صاف و زلال و رفتارمون خالصانه نبوده . همه ی ادم ها ترکیبی از سیاهی و سفیدی هستن ، ما خوبی های ادم ها رو به خاطر بدی هاشون فراموش نمیکنیم و قدر خوبی هاشون رو میدونیم . اما ما قاضی نیستیم . اگر به کسی خوبی میکنیم اصلا نباید حتی لحظه ای به این فکر باشیم که ایا لیاقتش رو داره یا نه .
خوبی کنیم چون ادم خوبی هستیم ، دلامون بزرگه ، چون میشه بدی دید اما خوب بود ، چون خوب بودن زیباست .
مهربانی یک تجارت نیست ❤️
1
تأملات
#هادی میگه : نه اصلا قبول ندارم ! اگر از مهربونی ها ، فداکاریها و وفاداری هایی که برای یک نفر کردیم پشیمون باشیم یا حتی برای خوبی ها ، گذشت ها و بخشش هایی که در حقش کردیم منت بذاریم . قلب ما صاف و زلال و رفتارمون خالصانه نبوده . همه ی ادم ها ترکیبی از سیاهی…
مهربانی یک تجارت نیست.
خیلی قشنگ گفتی❤️
خیلی قشنگ گفتی❤️
تأملات
شوربختی بزرگ این نیست که هیچکس دوستت نداشته باشد، این است که هیچکس را دوست نداشته باشی... شده تا حالا؟ شده که فکر کنید هیچکس را دوست ندارید؟ یا حتا بدتر... شده که فکر کنید هیچکس لایق دوست داشته شدن نبوده یا نیست؟ شده که تا این حد زخم خورده و ترسیده و بیپناه…
#ناشناس گفت:
خیلی نیست اتفاقا که ازش می گذره،خوب می دونم بعدش چی شد.
من بغل کردم،خیلی سفت،خیلی محکم،اونم به واسطه ی دستی که از انتهای تنهایی و غمگینی سمتم دراز شد،تلاش کردم،دویدم که فک نکنه دوست نداشتنی نیست،خیلی نگذشت که گفت قصد خودکشی داشته و منصرف شده،و خیلی تر نگذشت که گفت به خاطر دوست داشتن یکی که بهش نمی رسه اینقدر حس بد داشته
اولش از خودم عصبانی بودم
بعدش غمگین شدم
اما الان خوشحالم من هرآنچه ازم براومد کردم،نه به خاطر این که منو دوس داشته باشه به خاطره این که خوشحال باشه،و بود
و هست...
الان خیلی خوشحالم که خوشحاله،که شروع کرده زندگی رو،که مهاجرتش رو پی گرفته
که خیلی چیزا....
نیکی هنری نیست به امید تلافی...
2
خیلی نیست اتفاقا که ازش می گذره،خوب می دونم بعدش چی شد.
من بغل کردم،خیلی سفت،خیلی محکم،اونم به واسطه ی دستی که از انتهای تنهایی و غمگینی سمتم دراز شد،تلاش کردم،دویدم که فک نکنه دوست نداشتنی نیست،خیلی نگذشت که گفت قصد خودکشی داشته و منصرف شده،و خیلی تر نگذشت که گفت به خاطر دوست داشتن یکی که بهش نمی رسه اینقدر حس بد داشته
اولش از خودم عصبانی بودم
بعدش غمگین شدم
اما الان خوشحالم من هرآنچه ازم براومد کردم،نه به خاطر این که منو دوس داشته باشه به خاطره این که خوشحال باشه،و بود
و هست...
الان خیلی خوشحالم که خوشحاله،که شروع کرده زندگی رو،که مهاجرتش رو پی گرفته
که خیلی چیزا....
نیکی هنری نیست به امید تلافی...
2
تأملات
از چی؟ چرا؟ چجوری؟ بعدش چی میشه بگو؟؟
از چی از اینکه چرا دستات رو برای خودت جمع نکردی
چرا چون که دیگه خودتو باور نداری
چجوری این مدل میشه گفت که فکر کنی ته چاهی و یه طناب داری و داری ازش بالا میری ولی تو اخرین لحظاتش طنابو پاره میکنن و میبینی کسی اینو پاره کرده ولی با دستات لبه چاهو گرفتی نمیوفتی
بعدش میمونی بین دو تا انتخاب که برگردی دوباره ته چاه منتظر طناب بعدی باشی یا اینکه خودتو از چاه بکشی بیرون
چرا چون که دیگه خودتو باور نداری
چجوری این مدل میشه گفت که فکر کنی ته چاهی و یه طناب داری و داری ازش بالا میری ولی تو اخرین لحظاتش طنابو پاره میکنن و میبینی کسی اینو پاره کرده ولی با دستات لبه چاهو گرفتی نمیوفتی
بعدش میمونی بین دو تا انتخاب که برگردی دوباره ته چاه منتظر طناب بعدی باشی یا اینکه خودتو از چاه بکشی بیرون
تأملات
#هادی میگه : نه اصلا قبول ندارم ! اگر از مهربونی ها ، فداکاریها و وفاداری هایی که برای یک نفر کردیم پشیمون باشیم یا حتی برای خوبی ها ، گذشت ها و بخشش هایی که در حقش کردیم منت بذاریم . قلب ما صاف و زلال و رفتارمون خالصانه نبوده . همه ی ادم ها ترکیبی از سیاهی…
جمله اخر بسیار زیباست
شاید باور به همین جمله برای هر اتفاقی کفایت باشه
شاید باور به همین جمله برای هر اتفاقی کفایت باشه