تأملات
ماجرای گفتگوی امشب، بر میگرده به یکی از شاگردام که چند سال قبل تو مدرسه بود. الآن دانشجو شده. خانوادهی این بنده خدا خیلی گیر بودن. از اینا که یه ساعت بیرون رفتن بچهشون هم به زور اجازه میدادن و اینا. بارها به پدرش گفته بودم این حد از سختگیری، نتیجه عکس…
یه #حمید دیگه گفت:
خاندان ما دوبار تجربه کرد این داستان رو
یکی فرار کرد
یکی موند و تحمل کرد و بعد از ۱۸ سالگی جدا شد
هر دوتاشون هم به فنا رفتن بیچاره ها
فقط باید دیدگاه بزرگتر ها و خانواده ها عوض بشه
یا ی بزرگتر دیگه مثل معلم و خاله و عمو و ... به بچه خط بده یعنی نقش والدین رو برای بچه بازی کنه تا از راه بدر نشه
وگرنه فاتحه آینده بچه خونده است در اغلب موارد (استثنا همیشه هست).
۱۰
خاندان ما دوبار تجربه کرد این داستان رو
یکی فرار کرد
یکی موند و تحمل کرد و بعد از ۱۸ سالگی جدا شد
هر دوتاشون هم به فنا رفتن بیچاره ها
فقط باید دیدگاه بزرگتر ها و خانواده ها عوض بشه
یا ی بزرگتر دیگه مثل معلم و خاله و عمو و ... به بچه خط بده یعنی نقش والدین رو برای بچه بازی کنه تا از راه بدر نشه
وگرنه فاتحه آینده بچه خونده است در اغلب موارد (استثنا همیشه هست).
۱۰
تأملات
ماجرای گفتگوی امشب، بر میگرده به یکی از شاگردام که چند سال قبل تو مدرسه بود. الآن دانشجو شده. خانوادهی این بنده خدا خیلی گیر بودن. از اینا که یه ساعت بیرون رفتن بچهشون هم به زور اجازه میدادن و اینا. بارها به پدرش گفته بودم این حد از سختگیری، نتیجه عکس…
#آذین گفت:
سلام
راجع به سوالتون
من تو شرایطی بودم که حتی تو چیزای کوچیکتر مثل حجاب لیتر لیتر اشک میریختم با بد برخوردیا و استبدادگریای مامانم، یا مثلا بارها شده بود مامانم بگه که امیدوارم اگه یه روزی خواستی با یه پسر بری بیرون قبلش زمین دهن باز کنه و منو ببلعه، یا حتی ترم یک دانشگاه با دوستای دخترمم نمیذاشت بیرون برم!🤦🏻♀
برای همین منم راه دروغ گفتن رو انتخاب کردم و با دوستم که پسر بود بیرون رفتم و حتی یه بار برای یه کارگاهی که خوابگاه هم بهم میدادن رفتم شهرشون و یه هفته ی تمام باهاش بودم و کلی تفریح کردیم و شهرشون که شهر قشنگیم هست گشتیم کلی با هم و خب به عنوان یه دختر به معنی واقعی کلمه ریسک بزرگی کردم!
البته الان که دیگه تا حد زیادی مستقل تر شدم و دیگه اون مشکلاتو ندارم ولی برای سنی که آدم تحت سلطه ی آدمای متعصب و بی منطقه دروغ گفتنه... چون ایمان داشتم که کار غیرانسانی ای نمیکنم و برای سنم دوستی با پسری که بهش اعتماد دارم لازمه...
و الان به خاطر یه سری مشکلات دیگه با اون پسر دوست نیستم ولی پشیمون نیستم از این که دلو زدم به دریا چون نمیدونم اگه تو اون سن این دوستی و الکی مثلا عشق (!) رو تجربه نمیکردم بعدا برا ازدواج چه جوری میخواستم تشخیص بدم کی مناسبمه!
خلاصه که همیشه باید کاری که آدم خودش فکر میکنه درسته و دوست داره بکنه و به کسی هم آسیبی نمیزنه رو انجام بده، این وسط اگه مامان بابا ها اهل فکر کردن باز و دلیل منطقی آوردن هستند اوکی بهشون باید گفت و اگه هم با دلایل منطقی گفتن نه منصرف شیم،
ولی اگه پدر و مادر سنتی هستند و فقط دلایل تعصبی و آبرو و... میارن، نباید این تفکرای تعصبی مبنای عمل بچه ها بشن و بهتره که در سکوت راه درست رو برن.
۱۱
سلام
راجع به سوالتون
من تو شرایطی بودم که حتی تو چیزای کوچیکتر مثل حجاب لیتر لیتر اشک میریختم با بد برخوردیا و استبدادگریای مامانم، یا مثلا بارها شده بود مامانم بگه که امیدوارم اگه یه روزی خواستی با یه پسر بری بیرون قبلش زمین دهن باز کنه و منو ببلعه، یا حتی ترم یک دانشگاه با دوستای دخترمم نمیذاشت بیرون برم!🤦🏻♀
برای همین منم راه دروغ گفتن رو انتخاب کردم و با دوستم که پسر بود بیرون رفتم و حتی یه بار برای یه کارگاهی که خوابگاه هم بهم میدادن رفتم شهرشون و یه هفته ی تمام باهاش بودم و کلی تفریح کردیم و شهرشون که شهر قشنگیم هست گشتیم کلی با هم و خب به عنوان یه دختر به معنی واقعی کلمه ریسک بزرگی کردم!
البته الان که دیگه تا حد زیادی مستقل تر شدم و دیگه اون مشکلاتو ندارم ولی برای سنی که آدم تحت سلطه ی آدمای متعصب و بی منطقه دروغ گفتنه... چون ایمان داشتم که کار غیرانسانی ای نمیکنم و برای سنم دوستی با پسری که بهش اعتماد دارم لازمه...
و الان به خاطر یه سری مشکلات دیگه با اون پسر دوست نیستم ولی پشیمون نیستم از این که دلو زدم به دریا چون نمیدونم اگه تو اون سن این دوستی و الکی مثلا عشق (!) رو تجربه نمیکردم بعدا برا ازدواج چه جوری میخواستم تشخیص بدم کی مناسبمه!
خلاصه که همیشه باید کاری که آدم خودش فکر میکنه درسته و دوست داره بکنه و به کسی هم آسیبی نمیزنه رو انجام بده، این وسط اگه مامان بابا ها اهل فکر کردن باز و دلیل منطقی آوردن هستند اوکی بهشون باید گفت و اگه هم با دلایل منطقی گفتن نه منصرف شیم،
ولی اگه پدر و مادر سنتی هستند و فقط دلایل تعصبی و آبرو و... میارن، نباید این تفکرای تعصبی مبنای عمل بچه ها بشن و بهتره که در سکوت راه درست رو برن.
۱۱
تأملات
ماجرای گفتگوی امشب، بر میگرده به یکی از شاگردام که چند سال قبل تو مدرسه بود. الآن دانشجو شده. خانوادهی این بنده خدا خیلی گیر بودن. از اینا که یه ساعت بیرون رفتن بچهشون هم به زور اجازه میدادن و اینا. بارها به پدرش گفته بودم این حد از سختگیری، نتیجه عکس…
#ناشناس گفت:
هیچ فایده ندارم منم یه جورایی بااین مشکل درگیرم و والدین وقتی یه عمر اینطوری رفتار کردن حتی با روانشناسم نمیشه تغییر محسوسی ایجاد کرد... باید مدارا کرد تا ازدواج کنی!
۱۲
هیچ فایده ندارم منم یه جورایی بااین مشکل درگیرم و والدین وقتی یه عمر اینطوری رفتار کردن حتی با روانشناسم نمیشه تغییر محسوسی ایجاد کرد... باید مدارا کرد تا ازدواج کنی!
۱۲
👎1
تأملات
ماجرای گفتگوی امشب، بر میگرده به یکی از شاگردام که چند سال قبل تو مدرسه بود. الآن دانشجو شده. خانوادهی این بنده خدا خیلی گیر بودن. از اینا که یه ساعت بیرون رفتن بچهشون هم به زور اجازه میدادن و اینا. بارها به پدرش گفته بودم این حد از سختگیری، نتیجه عکس…
#ناشناس گفت:
من همیشه با مشکل سختگیری روبرو بودم و هستم فقط فرق قدیم با االان اینه که قدیم وقتی میگفتن که فلان کارو نکن و من میکردم تنبیهم میکردن و من از اون کار دست میکشیدم ولی ناراحت میشدم و در خفا انجام میدادمش الان اینطوریه که تنبیههی نیس که جواب بده روم و تا منو قانع نکنن که فلان کار غلطه من به اون کار ادامه میدم البته به مشاوره خیلی معتقدن و همش منو میفرستن مشاور مشاورم منطقی تره گاهی وقتا هم بهم میگن ما دو تا پیرهن بیشتر پاره کردیم و میدونیم چی درسته و چی غلط منم میگم آدمایی هستن که اندازه شما تجربه دارن و این کاری که شما میگید غلطه رو انجام میدن پس درستی یک چیز ربطی به تجربه نداره در کل اینکه منن کلا آدم منطقی و بحاثی هستم و مشاورا هم اگه زیادی مذهبی نباشن قبول دارم به نظر من اگر از اول زندگی انقد سخت گیری بیخود نمیکردن زندگیم خیلی بهتر بود من خودم اگر بچه دار بشم این سخت گیری هارو نمیکنم در قبالش کمکش میکنم خودش راه درستو پیدا کنه اینطوری هم بچه با پدر و مادرش رفیق تر میشه و هم زندگیش شیرین تر میشه.
۱۳
من همیشه با مشکل سختگیری روبرو بودم و هستم فقط فرق قدیم با االان اینه که قدیم وقتی میگفتن که فلان کارو نکن و من میکردم تنبیهم میکردن و من از اون کار دست میکشیدم ولی ناراحت میشدم و در خفا انجام میدادمش الان اینطوریه که تنبیههی نیس که جواب بده روم و تا منو قانع نکنن که فلان کار غلطه من به اون کار ادامه میدم البته به مشاوره خیلی معتقدن و همش منو میفرستن مشاور مشاورم منطقی تره گاهی وقتا هم بهم میگن ما دو تا پیرهن بیشتر پاره کردیم و میدونیم چی درسته و چی غلط منم میگم آدمایی هستن که اندازه شما تجربه دارن و این کاری که شما میگید غلطه رو انجام میدن پس درستی یک چیز ربطی به تجربه نداره در کل اینکه منن کلا آدم منطقی و بحاثی هستم و مشاورا هم اگه زیادی مذهبی نباشن قبول دارم به نظر من اگر از اول زندگی انقد سخت گیری بیخود نمیکردن زندگیم خیلی بهتر بود من خودم اگر بچه دار بشم این سخت گیری هارو نمیکنم در قبالش کمکش میکنم خودش راه درستو پیدا کنه اینطوری هم بچه با پدر و مادرش رفیق تر میشه و هم زندگیش شیرین تر میشه.
۱۳
تأملات
#ناشناس گفت: میشه از این حرفا نتیجه گیری کنی؟ چی درسته؟ باید چیکار کرد؟ ۱۴
بله حتما. اگر چه نسخهی واحد دادن در زمینهی مسائل انسانی غیرممکن/بیهوده است. ولی جمعبندی ممکن/مفیده.
حالا چی ژوزه؟
بعدتر تصور کنید که جزو کادر درمانی بیمارستانی هستید و بیماری درحال احتضار دارید که از کم و کیف وخامت حالش به اون صورت با خبر نیست. تصور میکنه برای درمان مریضیش راهی وجود داره. پیش از رخ دادن مرگ فرد جوری رفتار میکنید که بیمار امیدوار به بهبود بمونه همونطوری…
آذین خانم از مخاطبان جدی کانالمون، محبت کردند و این مطلب رو در رابطه با سوال فوق فرستادند. اگرچه بیارتباط با آخرین سوال ما هم نیست...
https://t.me/omidrezaie55/1099
https://t.me/omidrezaie55/1099
Telegram
اميد به فردا( ياد داشتهاي دكتر اميد رضائی)
داسبهدستان
🌀دکتر امیدرضائی🌀
نوشتهاند که قتل ناموسی هنگامی رخ میدهد که کسی در خانوادهای فکر میکند که بهتر از دیگری، صلاحِ زندگیِ او را میداند
من این وضعیت را در طبابتم بسیار دیدهام.
مردی را دیدهام که با پدر پیرش جلویم نشسته و با چشم و ابرو به من…
🌀دکتر امیدرضائی🌀
نوشتهاند که قتل ناموسی هنگامی رخ میدهد که کسی در خانوادهای فکر میکند که بهتر از دیگری، صلاحِ زندگیِ او را میداند
من این وضعیت را در طبابتم بسیار دیدهام.
مردی را دیدهام که با پدر پیرش جلویم نشسته و با چشم و ابرو به من…
دوست خوبم، سلام!
اینا رو مینویسم که هر وقت دوست داشتی بخونی.
شاید بنظرت غلط باشه،
شاید هم درست.
اما هرچی باشه یادگاریه:
زندگی پیوند همین لحظههای تلخ و شیرینه.
کنار هم:
افت و خیز
بالا و پایین.
هر وقت پایین بودی
بدون بالا بودی قبلش
و بعدش هم بالا خواهی بود
هر وقت بالا بودی
بدون پایین بودی قبلش
و ممکنه بعدا هم بیای پایین
و اینا فقط و فقط کنار هم قشنگن
چه بالا
چه پایین
صبح بیدار شو و بگو:
قراره اتفاقای جدید بیفتن!
شب بخواب و بگو:
یه روز دیگه زندگی کردم😍
ذهنت رو از زمان جدا کن...
برو بالای بالای بالا:
اونجا که دیگه ابری نیست...
کرهی زمین یه نقطه شده...
فضا ساکت و ساکنه...
و گذر زمان حس نمیشه...
از اونجا به کل زندگیت،
به گذشته و آینده
همزمان نگاه کن!
هیچ چیزی عوض نمیشه...
همه چی مثل یه نقطه است...
همهی عمر ما!
تو همیشه دقیقا همون جایی هستی که باید باشی...
و در بیزمانی، غم معناشو از دست میده🙃
امضا:
دوستت، #مصطفی
اینا رو مینویسم که هر وقت دوست داشتی بخونی.
شاید بنظرت غلط باشه،
شاید هم درست.
اما هرچی باشه یادگاریه:
زندگی پیوند همین لحظههای تلخ و شیرینه.
کنار هم:
افت و خیز
بالا و پایین.
هر وقت پایین بودی
بدون بالا بودی قبلش
و بعدش هم بالا خواهی بود
هر وقت بالا بودی
بدون پایین بودی قبلش
و ممکنه بعدا هم بیای پایین
و اینا فقط و فقط کنار هم قشنگن
چه بالا
چه پایین
صبح بیدار شو و بگو:
قراره اتفاقای جدید بیفتن!
شب بخواب و بگو:
یه روز دیگه زندگی کردم😍
ذهنت رو از زمان جدا کن...
برو بالای بالای بالا:
اونجا که دیگه ابری نیست...
کرهی زمین یه نقطه شده...
فضا ساکت و ساکنه...
و گذر زمان حس نمیشه...
از اونجا به کل زندگیت،
به گذشته و آینده
همزمان نگاه کن!
هیچ چیزی عوض نمیشه...
همه چی مثل یه نقطه است...
همهی عمر ما!
تو همیشه دقیقا همون جایی هستی که باید باشی...
و در بیزمانی، غم معناشو از دست میده🙃
امضا:
دوستت، #مصطفی
یکسری نقطه مقابلم گذاشتم و فقط سعی میکردم همه اینا رو به هم متصل کنم اخر هرچیزی دو نقطه میشد و یه خط بینش نمیتونستم هیچ خطی رو با سه نقطه رسم کنم خیلی تلاش کردم هیچ خطی هم با یه نقطه رسم نمیشد . عشق خیلی عذاب آوره خیلی اذیتت میکنه و خیلی محدودت میکنه و خیلی مشکلات دیگه داره و برای من مثل یه خط میمونه که نمیشه با یه نقطه رسمش کرد و باید یه نقطه دیگه باشه که همونقدر که یک سمت خط رو من گرفتم اونم همون سمت خط رو بگیره. آدم ها هیچ وقت دلشون نمیخاد کاری که خوشایند نیست رو تنهایی انجام بدن
زهی زبان پر از قندی
که سوخت جان مرا چندی
نداد آب حیات امّا
نهاد در سخنم آتش...
امشب به قدری غرق در این غزل زیبای #غلامرضا_طریقی شدم که هیچ کاری -جز گوش دادن بهش- نمیتونم انجام بدم...🙃
#مصطفی
که سوخت جان مرا چندی
نداد آب حیات امّا
نهاد در سخنم آتش...
امشب به قدری غرق در این غزل زیبای #غلامرضا_طریقی شدم که هیچ کاری -جز گوش دادن بهش- نمیتونم انجام بدم...🙃
#مصطفی
تأملات
☘ لطفاً بفرمایید، مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ ☘ به فرض بعید که رابطهای نداشتید. فکر میکنید چرا به درد یک رابطهٔ عاطفی میخورید/نمیخورید؟ طبق معمول اگر دوست داشتید شناس بگید، @mostafaonline و اگر ناشناس، https://t.me/BChatBot?start=sc…
#ناشناس گفت:
سلام
:)
به نظرم مهم ترین درسی که گرفتم این بود
همیشه اونجور که انتظار داری پیش نمیره
همیشه اونی که فکر میکنی تا آخر پشتته نمیمونه
ی جا پشتتو خالی میکنه میره و تورو واقعا غافلگیر میکنی اصلا نمیفهمی چی شد! برای چی!
فقط ازین باید درس بگیریم که به هیچکس جز خودمون تکیه نکنیم
آدما خیلی زود تغییر میکنن
خیلی زود روزای خوب یادشون میره....
۲۲
سلام
:)
به نظرم مهم ترین درسی که گرفتم این بود
همیشه اونجور که انتظار داری پیش نمیره
همیشه اونی که فکر میکنی تا آخر پشتته نمیمونه
ی جا پشتتو خالی میکنه میره و تورو واقعا غافلگیر میکنی اصلا نمیفهمی چی شد! برای چی!
فقط ازین باید درس بگیریم که به هیچکس جز خودمون تکیه نکنیم
آدما خیلی زود تغییر میکنن
خیلی زود روزای خوب یادشون میره....
۲۲
زندگی رودخانهی پر پیچ و خمیست و ما قایقهای سرگردانِ تنها.
گاه، در قطعهای نه چندان طولانی، جریان آب قایق ما را کنار قایقهای دیگر قرار میدهد؛ لختی کنار هم زمزمهٔ خروشانی رود را گوش میدهیم؛ همکلام میشویم و جانمان آغشتهٔ هم میشود؛
از جریان آب گریزی نیست و اختیاری در حرکت خویش نداریم؛ اما کسی چه میداند؟ شاید چند وقت دیگر، این قایق و آن قایق، باز تنه به هم بسایند و روزهای کنار هم بودن را مرور کنند...
#مصطفی
گاه، در قطعهای نه چندان طولانی، جریان آب قایق ما را کنار قایقهای دیگر قرار میدهد؛ لختی کنار هم زمزمهٔ خروشانی رود را گوش میدهیم؛ همکلام میشویم و جانمان آغشتهٔ هم میشود؛
از جریان آب گریزی نیست و اختیاری در حرکت خویش نداریم؛ اما کسی چه میداند؟ شاید چند وقت دیگر، این قایق و آن قایق، باز تنه به هم بسایند و روزهای کنار هم بودن را مرور کنند...
#مصطفی
تأملات
☘ لطفاً بفرمایید، مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ ☘ به فرض بعید که رابطهای نداشتید. فکر میکنید چرا به درد یک رابطهٔ عاطفی میخورید/نمیخورید؟ طبق معمول اگر دوست داشتید شناس بگید، @mostafaonline و اگر ناشناس، https://t.me/BChatBot?start=sc…
#صادق گفت:
درس که فعلاً نگرفتم🥺
ولی اینکه آدم بدونه چرا به درد یک رابطه عاطفی میخوره یا نمیخوره رو فکرنمیکنم زیاد خود فرد بتونه بگه،چون ممکنه تو یه کاری رو بگی توجه کردن به فرد هستش ولی از دید اون فضولی یا کنترلگر بودن باشه.
هر چه قدرهم رو خودت شناخت داشته باشی باز نگاه طرف مقابلت ممکنه متفاوت باشه.👀
فکرمیکنم اینکه انسان بدونه چی نیازداره و ببینه آیا طرف مقابلش میتونه اون نیاز رو رفع کنه یانه بیشتر کاربردی.
و خوب هیچوقت یه نفرنمیتونه کل نیازهای یه نفر دیگه رو پوشش بده ولی حتی رفع یدونه از نیازها هم خیلی وقت ها به آدم دلگرمی،امید،انرژی و... میده، همین هم برای طرف مقابلت هست تو چقدر از نیاز های اون رو میتونی رفع کنی آیا اصلاً میتونی نیازی رفع کنی؟؟؟🤔
۲۳
درس که فعلاً نگرفتم🥺
ولی اینکه آدم بدونه چرا به درد یک رابطه عاطفی میخوره یا نمیخوره رو فکرنمیکنم زیاد خود فرد بتونه بگه،چون ممکنه تو یه کاری رو بگی توجه کردن به فرد هستش ولی از دید اون فضولی یا کنترلگر بودن باشه.
هر چه قدرهم رو خودت شناخت داشته باشی باز نگاه طرف مقابلت ممکنه متفاوت باشه.👀
فکرمیکنم اینکه انسان بدونه چی نیازداره و ببینه آیا طرف مقابلش میتونه اون نیاز رو رفع کنه یانه بیشتر کاربردی.
و خوب هیچوقت یه نفرنمیتونه کل نیازهای یه نفر دیگه رو پوشش بده ولی حتی رفع یدونه از نیازها هم خیلی وقت ها به آدم دلگرمی،امید،انرژی و... میده، همین هم برای طرف مقابلت هست تو چقدر از نیاز های اون رو میتونی رفع کنی آیا اصلاً میتونی نیازی رفع کنی؟؟؟🤔
۲۳
چند پیشنهاد حالخوبکن:
این روزا بازهم باید تو خونه موند.
گفتگویی با یک دوست عزیز داشتم،
و از دل اون گفتگو پیشنهاداتی در اومد برای بهتر شدن حالمون در این ایام.
مینویسم که هم بخونید و هم اگر چیزی میخواهید به لیست اضافه کنید:
🔅 یک کار هنری شروع کنید.
آبرنگ گزینهی بسیار مناسبیه. نقاشی، خط، و هر هنر دیگری باعث میشه روحتون جلا پیدا کنه. اگر بلد نیستید، یوتوب پر از آموزشه!
🔆 کتاب بخونید.
ایجاد یک لیست مطالعاتی که حجم غالبش داستان و شعر باشه، مطمئنا حالتون رو بهتر خواهد کرد.
🔅 دیوانهوار بنویسید.
از حالتون، از فکرهاتون، شخصیتهای تخیلی، ماجراهای نیمهواقعی و واقعی، خاطرات شیرین و تلخ. مهم نیست چی باشه. قلم و کاغذ رو بردارید (یا صفحه کلید و یک کانال!) و بنویسید. روزی چند خط هم بسه.
🔆 پیادهروی کنید.
صبح زود یا آخر شب گزینههای بهتری هستند. جای خلوتی پیدا کنید و قدم بزنید. تردمیل رو پیشنهاد نمیکنم چون قصدم اینه که در عین رعایت قواعد بهداشتی، اکسیژن برسه به مختون.
🔅 فیلمهای خوب ببینید.
در انتخاب فیلم دقت کنید و البته مراقب باشید تعداد فیلمها بیشتر از تعداد کارهای دیگه نشه. عالم خیال خوبه اگر مقدارش کم باشه.
🔆 گل و گیاه پرورش بدید.
مراقبت از گلدون و مشاهدهی حال خوبش، حال شما رو هم خوب خواهد کرد.
🔅 بازی کنید.
کنار خانواده، بازیهای گروهی خوبی میشه راه انداخت. استوژیت، مافیا، گل یا پوچ، منچ، راز جنگل، پانتومیم، اسم فامیل، و صدها گزینهی دیگه دم دستتونه. بازی در جمعهای واقعی مزهی خیلی خوبی داره که تا نچشید تایید نخواهید کرد.
ا♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️ا
شما هم اگر پیشنهادی دارید بفرمایید که به لیست اضافه کنیم😍
https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
این روزا بازهم باید تو خونه موند.
گفتگویی با یک دوست عزیز داشتم،
و از دل اون گفتگو پیشنهاداتی در اومد برای بهتر شدن حالمون در این ایام.
مینویسم که هم بخونید و هم اگر چیزی میخواهید به لیست اضافه کنید:
🔅 یک کار هنری شروع کنید.
آبرنگ گزینهی بسیار مناسبیه. نقاشی، خط، و هر هنر دیگری باعث میشه روحتون جلا پیدا کنه. اگر بلد نیستید، یوتوب پر از آموزشه!
🔆 کتاب بخونید.
ایجاد یک لیست مطالعاتی که حجم غالبش داستان و شعر باشه، مطمئنا حالتون رو بهتر خواهد کرد.
🔅 دیوانهوار بنویسید.
از حالتون، از فکرهاتون، شخصیتهای تخیلی، ماجراهای نیمهواقعی و واقعی، خاطرات شیرین و تلخ. مهم نیست چی باشه. قلم و کاغذ رو بردارید (یا صفحه کلید و یک کانال!) و بنویسید. روزی چند خط هم بسه.
🔆 پیادهروی کنید.
صبح زود یا آخر شب گزینههای بهتری هستند. جای خلوتی پیدا کنید و قدم بزنید. تردمیل رو پیشنهاد نمیکنم چون قصدم اینه که در عین رعایت قواعد بهداشتی، اکسیژن برسه به مختون.
🔅 فیلمهای خوب ببینید.
در انتخاب فیلم دقت کنید و البته مراقب باشید تعداد فیلمها بیشتر از تعداد کارهای دیگه نشه. عالم خیال خوبه اگر مقدارش کم باشه.
🔆 گل و گیاه پرورش بدید.
مراقبت از گلدون و مشاهدهی حال خوبش، حال شما رو هم خوب خواهد کرد.
🔅 بازی کنید.
کنار خانواده، بازیهای گروهی خوبی میشه راه انداخت. استوژیت، مافیا، گل یا پوچ، منچ، راز جنگل، پانتومیم، اسم فامیل، و صدها گزینهی دیگه دم دستتونه. بازی در جمعهای واقعی مزهی خیلی خوبی داره که تا نچشید تایید نخواهید کرد.
ا♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️♨️ا
شما هم اگر پیشنهادی دارید بفرمایید که به لیست اضافه کنیم😍
https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
تأملات
چند پیشنهاد حالخوبکن: این روزا بازهم باید تو خونه موند. گفتگویی با یک دوست عزیز داشتم، و از دل اون گفتگو پیشنهاداتی در اومد برای بهتر شدن حالمون در این ایام. مینویسم که هم بخونید و هم اگر چیزی میخواهید به لیست اضافه کنید: 🔅 یک کار هنری شروع کنید. آبرنگ…
#مجتبی گفت:
آشپزی و کارای تغذیه رو هم بهش اضافه کن.
درد و دل با رفقا یا خبر گرفتن ازشون هم حال خودت یا اون رفیقت رو بهتر میکنه😉
2
آشپزی و کارای تغذیه رو هم بهش اضافه کن.
درد و دل با رفقا یا خبر گرفتن ازشون هم حال خودت یا اون رفیقت رو بهتر میکنه😉
2
تأملات
چند پیشنهاد حالخوبکن: این روزا بازهم باید تو خونه موند. گفتگویی با یک دوست عزیز داشتم، و از دل اون گفتگو پیشنهاداتی در اومد برای بهتر شدن حالمون در این ایام. مینویسم که هم بخونید و هم اگر چیزی میخواهید به لیست اضافه کنید: 🔅 یک کار هنری شروع کنید. آبرنگ…
#انسی به نقل از توییتر پیپرکات گفت:
عشق بورزید. یکی رو بردارید و عشق بورزید بهش. به همدیگه عشق بورزید. بدویید دنبال آدما بهشون عشق بورزید. این دنیا میگذره و مثل سگ میمیرید. عشق بورزید.
3
عشق بورزید. یکی رو بردارید و عشق بورزید بهش. به همدیگه عشق بورزید. بدویید دنبال آدما بهشون عشق بورزید. این دنیا میگذره و مثل سگ میمیرید. عشق بورزید.
3
تأملات
چند پیشنهاد حالخوبکن: این روزا بازهم باید تو خونه موند. گفتگویی با یک دوست عزیز داشتم، و از دل اون گفتگو پیشنهاداتی در اومد برای بهتر شدن حالمون در این ایام. مینویسم که هم بخونید و هم اگر چیزی میخواهید به لیست اضافه کنید: 🔅 یک کار هنری شروع کنید. آبرنگ…
اه اه این پیشنهادهای فرهنگی مصطفی رو ول کنید🤢🤢
بیاید بهترین روش های خوب شدن حالو بهتون بگم؛
- استفاده از بادکنک حاوی هلیوم جهت تغییر صدا و خندیدن با اعضای خانواده.
- انداختن قرص ملیّن در قوری چای خانواده.
- یاد دادن فحشهای مدل ۲۰۲۰ به خواهرزاده و برادرزادهی زیر چهار سال.
- ریختن شکر در دوغ خانواده.
- دوختن شلوار دیگران به تختخواب، زمانی که خوابند.
- چسباندن آدامس به موهای همخانههای بزرگوار.
- شکار مارمولک، بستن ایشان به سر چوب، دنبال کردن خواهر کوچکتر با چوب مزبور.
- در آوردن صدای قورباغه با زیربغل.
- رد شدن از پسزمینهی تماس تصویری اعضای خانواده و ادای میمون در آوردن.
- ریختن وایتکس در قوطی شامپو.
- تمرین آواز خواندن با باد گلو.
- کوتاه کردن موهای اضافهی دیگران زمانی که خوابند.
- ریختن چسب قطرهای روی لبهای کسی که خیلی خروپف میکند.
- جابجا کردن لیبل سرد و گرم شیر دسشویی.
پ.ن : این لیست توسط مجید خسروانجم و رفقا ارائه شده و صددرصد تضمینی است. منتظر پیشنهادهای شما نیز هستیم!
#صالح
4
بیاید بهترین روش های خوب شدن حالو بهتون بگم؛
- استفاده از بادکنک حاوی هلیوم جهت تغییر صدا و خندیدن با اعضای خانواده.
- انداختن قرص ملیّن در قوری چای خانواده.
- یاد دادن فحشهای مدل ۲۰۲۰ به خواهرزاده و برادرزادهی زیر چهار سال.
- ریختن شکر در دوغ خانواده.
- دوختن شلوار دیگران به تختخواب، زمانی که خوابند.
- چسباندن آدامس به موهای همخانههای بزرگوار.
- شکار مارمولک، بستن ایشان به سر چوب، دنبال کردن خواهر کوچکتر با چوب مزبور.
- در آوردن صدای قورباغه با زیربغل.
- رد شدن از پسزمینهی تماس تصویری اعضای خانواده و ادای میمون در آوردن.
- ریختن وایتکس در قوطی شامپو.
- تمرین آواز خواندن با باد گلو.
- کوتاه کردن موهای اضافهی دیگران زمانی که خوابند.
- ریختن چسب قطرهای روی لبهای کسی که خیلی خروپف میکند.
- جابجا کردن لیبل سرد و گرم شیر دسشویی.
پ.ن : این لیست توسط مجید خسروانجم و رفقا ارائه شده و صددرصد تضمینی است. منتظر پیشنهادهای شما نیز هستیم!
#صالح
4
تأملات
چند پیشنهاد حالخوبکن: این روزا بازهم باید تو خونه موند. گفتگویی با یک دوست عزیز داشتم، و از دل اون گفتگو پیشنهاداتی در اومد برای بهتر شدن حالمون در این ایام. مینویسم که هم بخونید و هم اگر چیزی میخواهید به لیست اضافه کنید: 🔅 یک کار هنری شروع کنید. آبرنگ…
#حنا (@maghznebesht) گفت:
حال خوب کن ترین چیزای دنیا برای من
شیرین عسل
رب انار
سریال هری پاتر
سریال فرندز
سریال منتالیست
و کافه بهشت با هشتپاعه
البته خونه ریحون و بودن با ریحون و نادیا رو جزو اینا حساب نمیکنم چون اینا زندگیمه. عصن نباشه ی چیز بزرگ کمه.
5
حال خوب کن ترین چیزای دنیا برای من
شیرین عسل
رب انار
سریال هری پاتر
سریال فرندز
سریال منتالیست
و کافه بهشت با هشتپاعه
البته خونه ریحون و بودن با ریحون و نادیا رو جزو اینا حساب نمیکنم چون اینا زندگیمه. عصن نباشه ی چیز بزرگ کمه.
5