تأملات
☘ لطفاً بفرمایید، مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ ☘ به فرض بعید که رابطهای نداشتید. فکر میکنید چرا به درد یک رابطهٔ عاطفی میخورید/نمیخورید؟ طبق معمول اگر دوست داشتید شناس بگید، @mostafaonline و اگر ناشناس، https://t.me/BChatBot?start=sc…
#ناشناس
مهم ترین های رابطه از نظر من ایناست:
فرد مقابلم مثل خودم باشه
وقتی مثل خودته، وقتی دردا و خوشیای زندگیش مثل خودته، نیازی نداری تو هر حالت خودتو واسش توضیح بدی، تا بگی می فهمه، درک می کنه حالتو. فهمیده شدن قشنگ ترین حسیه که میشه تو یه رابطه داشت.
اگه طرفت مثل تو نیست، اگه نمی فهمه تو رو، اگه دنیاش با دنیات فرق داره، هزاری هم تلاش کنی، نمیشه، اون حس خوب دوست داشتن نمیاد.
تو رابطه فهمیدم باید رک بود، بی سانسور و رک حرف زد، صادقانه، نباید ترسید از آینده و بخاطرش بعضی حرفا رو نزد، باید بگی، هر احساسی که تو هر لحظه داری بگی، اگه دوسش داری، اگه اون لحظه ناراحتی، اگه دلتنگشی، اگه دلخوری، همه رو باید بگی، و خوشا به حالت اگه کسیو داشته باشی که با همه ی اینا بمونه کنارت، که اگه واقعا دوستت داشته باشه می مونه.
تو رابطه فهمیدم باید فرصت اشتباه داد، رابطه هم مثل هر چیز دیگه ای بالا و پایین داره، مهم تکرار نکردن اشتباهه. وقتی فرد مقابلت خوب باشه و تو دوسش داشته باشی دوست داشتنت هنر نیست، یه دوستی ساده است. دوست داشتن واقعی وقتیه که بعد اشتباهش باز هم قبولش کنی. نمی گم چشم رو همه چی ببندی و خودت رو فراموش کنی، نه. ولی توی دوست داشتن باید فرصت جبران داد، باید فرصت دوباره ساختن داد.
من دادم، من گذشتم از اشتباه و فرصت جبران دادم، راضیم از کارم، همه چی جبران شد، ولی به خودم فرصت جبران داده نشد. اون رابطه یه خاطره ی شیرین شد، تو گذشته ی من، که شاید هیییچ وقت دیگه تجربه اش نکنم، چون اون آدم خودم بود، کنارش آرامش داشتم، ولی خودم من رو نبخشید.
خودم ترسید از آینده، خودم درگیر گذشته موند، خودم تو گذشته ها جاموند.
کاش خودم ببخشتم...
۱۵
مهم ترین های رابطه از نظر من ایناست:
فرد مقابلم مثل خودم باشه
وقتی مثل خودته، وقتی دردا و خوشیای زندگیش مثل خودته، نیازی نداری تو هر حالت خودتو واسش توضیح بدی، تا بگی می فهمه، درک می کنه حالتو. فهمیده شدن قشنگ ترین حسیه که میشه تو یه رابطه داشت.
اگه طرفت مثل تو نیست، اگه نمی فهمه تو رو، اگه دنیاش با دنیات فرق داره، هزاری هم تلاش کنی، نمیشه، اون حس خوب دوست داشتن نمیاد.
تو رابطه فهمیدم باید رک بود، بی سانسور و رک حرف زد، صادقانه، نباید ترسید از آینده و بخاطرش بعضی حرفا رو نزد، باید بگی، هر احساسی که تو هر لحظه داری بگی، اگه دوسش داری، اگه اون لحظه ناراحتی، اگه دلتنگشی، اگه دلخوری، همه رو باید بگی، و خوشا به حالت اگه کسیو داشته باشی که با همه ی اینا بمونه کنارت، که اگه واقعا دوستت داشته باشه می مونه.
تو رابطه فهمیدم باید فرصت اشتباه داد، رابطه هم مثل هر چیز دیگه ای بالا و پایین داره، مهم تکرار نکردن اشتباهه. وقتی فرد مقابلت خوب باشه و تو دوسش داشته باشی دوست داشتنت هنر نیست، یه دوستی ساده است. دوست داشتن واقعی وقتیه که بعد اشتباهش باز هم قبولش کنی. نمی گم چشم رو همه چی ببندی و خودت رو فراموش کنی، نه. ولی توی دوست داشتن باید فرصت جبران داد، باید فرصت دوباره ساختن داد.
من دادم، من گذشتم از اشتباه و فرصت جبران دادم، راضیم از کارم، همه چی جبران شد، ولی به خودم فرصت جبران داده نشد. اون رابطه یه خاطره ی شیرین شد، تو گذشته ی من، که شاید هیییچ وقت دیگه تجربه اش نکنم، چون اون آدم خودم بود، کنارش آرامش داشتم، ولی خودم من رو نبخشید.
خودم ترسید از آینده، خودم درگیر گذشته موند، خودم تو گذشته ها جاموند.
کاش خودم ببخشتم...
۱۵
تأملات
☘ لطفاً بفرمایید، مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ ☘ به فرض بعید که رابطهای نداشتید. فکر میکنید چرا به درد یک رابطهٔ عاطفی میخورید/نمیخورید؟ طبق معمول اگر دوست داشتید شناس بگید، @mostafaonline و اگر ناشناس، https://t.me/BChatBot?start=sc…
#سیدعلی گفت:
ميگماا
جدي بخوايم به قضيه ي روابط عاطفي نگاه كنييم هر كودومش يه درسي داره
قطعا رابطه ي عاطفي اي كه مثلا با خانواده يا همسر يا دوست هست هر كدام به نتيجه هاي واحد منتهي نميشه
حتا روابط عاطفي اي كه بصورت متعدد برخي دارند...
هميشه صفر و يك نيست
فكر كنم خاصيت خلق خدا اينه كه نگاه به انسانها و بازخورد رفتاراشون هيچوقت صفر و يكي نباشه، همان كه زاده ي دست ادميان است، صفر و يك!
براي همين عشق موفق هيچگاه دوطرفه نبوده
ما خودخواهيم كه ميخواييم دو طرفه باشد!
انجا كه شاعر ميگه: ما همه غرق نيازيم تو سرتا پا ناز...
حتي دوستي گفت: انسانها از ترس تنهايي و خودخواهيشان به افراد پناه ميبرند و زماني كه نياز هاشان به سر آمد روز از نو روزي از نو
حتي تر اما بزرگي ميگفت: روابط افراد بايد بر مبنايي باشه كه لاانفصام لها باشد و براي رسيد به اون بايد درك كنيم كه دل ادمي بزرگتر از اين دنياست و اين راز تنهايي اوست...
۱۶
ميگماا
جدي بخوايم به قضيه ي روابط عاطفي نگاه كنييم هر كودومش يه درسي داره
قطعا رابطه ي عاطفي اي كه مثلا با خانواده يا همسر يا دوست هست هر كدام به نتيجه هاي واحد منتهي نميشه
حتا روابط عاطفي اي كه بصورت متعدد برخي دارند...
هميشه صفر و يك نيست
فكر كنم خاصيت خلق خدا اينه كه نگاه به انسانها و بازخورد رفتاراشون هيچوقت صفر و يكي نباشه، همان كه زاده ي دست ادميان است، صفر و يك!
براي همين عشق موفق هيچگاه دوطرفه نبوده
ما خودخواهيم كه ميخواييم دو طرفه باشد!
انجا كه شاعر ميگه: ما همه غرق نيازيم تو سرتا پا ناز...
حتي دوستي گفت: انسانها از ترس تنهايي و خودخواهيشان به افراد پناه ميبرند و زماني كه نياز هاشان به سر آمد روز از نو روزي از نو
حتي تر اما بزرگي ميگفت: روابط افراد بايد بر مبنايي باشه كه لاانفصام لها باشد و براي رسيد به اون بايد درك كنيم كه دل ادمي بزرگتر از اين دنياست و اين راز تنهايي اوست...
۱۶
تأملات
☘ لطفاً بفرمایید، مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ ☘ به فرض بعید که رابطهای نداشتید. فکر میکنید چرا به درد یک رابطهٔ عاطفی میخورید/نمیخورید؟ طبق معمول اگر دوست داشتید شناس بگید، @mostafaonline و اگر ناشناس، https://t.me/BChatBot?start=sc…
#رضا گفت:
شاید مهمترین درسی که گرفتم اینه که فهمیدم تقریبا هیچ ناراحتی و دعوایی یک دفعهای به وجود نمیاد. حتی اگه به ظاهر هم بیتقصیر باشم، وقتی تو تنهایی خودم بشینم فکر کنم، میبینم یک زمانی، یک جایی کاری کردم که نباید، یا برعکس، کاری باید میکردم و نکردم.
و این باعث شد سنجیدهتر عمل کنم و بفهمم رفتارها و صحبتهایی که امروز شاید بیاهمیت به نظر بیاد، در طول زمان ممکنه چه مشکلاتی رو ایجاد کنه.
۱۷
شاید مهمترین درسی که گرفتم اینه که فهمیدم تقریبا هیچ ناراحتی و دعوایی یک دفعهای به وجود نمیاد. حتی اگه به ظاهر هم بیتقصیر باشم، وقتی تو تنهایی خودم بشینم فکر کنم، میبینم یک زمانی، یک جایی کاری کردم که نباید، یا برعکس، کاری باید میکردم و نکردم.
و این باعث شد سنجیدهتر عمل کنم و بفهمم رفتارها و صحبتهایی که امروز شاید بیاهمیت به نظر بیاد، در طول زمان ممکنه چه مشکلاتی رو ایجاد کنه.
۱۷
تأملات
☘ لطفاً بفرمایید، مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ ☘ به فرض بعید که رابطهای نداشتید. فکر میکنید چرا به درد یک رابطهٔ عاطفی میخورید/نمیخورید؟ طبق معمول اگر دوست داشتید شناس بگید، @mostafaonline و اگر ناشناس، https://t.me/BChatBot?start=sc…
#یاسر گفت:
به نظر من حفظ اعتدال و میانهروی در هر موضوعی حتی روابط عاطفی ضرورت اجتنابناپذیریه
خیلی وقتا آدم جوری در روابط عاطفی با یه نفر عمیق میشه و فرو میره که کارایی میکنه که بعدا تعجب میکنه و میگه «من این کار رو انجام دادم؟ چقدر احمق بودم!»
حالا رابطه عاطفی محدود به روابط عاشقانه هم نیست و همه جور رابطه دوستی و محبتآمیز رو شامل میشه
یه آدم سرد و گرم چشیده روزگار یه موقعی بهم میگفت آدم در این روابط باید مثل راننده در لاین وسط جاده باشه که هر وقت لازم بود بتونه به هر طرف که لازمه هدایت کنه ولی وقتی در لاین سرعت باشه کارش رو برای گردش به راست سخت میکنه...
۱۸
به نظر من حفظ اعتدال و میانهروی در هر موضوعی حتی روابط عاطفی ضرورت اجتنابناپذیریه
خیلی وقتا آدم جوری در روابط عاطفی با یه نفر عمیق میشه و فرو میره که کارایی میکنه که بعدا تعجب میکنه و میگه «من این کار رو انجام دادم؟ چقدر احمق بودم!»
حالا رابطه عاطفی محدود به روابط عاشقانه هم نیست و همه جور رابطه دوستی و محبتآمیز رو شامل میشه
یه آدم سرد و گرم چشیده روزگار یه موقعی بهم میگفت آدم در این روابط باید مثل راننده در لاین وسط جاده باشه که هر وقت لازم بود بتونه به هر طرف که لازمه هدایت کنه ولی وقتی در لاین سرعت باشه کارش رو برای گردش به راست سخت میکنه...
۱۸
تأملات
☘ لطفاً بفرمایید، مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ ☘ به فرض بعید که رابطهای نداشتید. فکر میکنید چرا به درد یک رابطهٔ عاطفی میخورید/نمیخورید؟ طبق معمول اگر دوست داشتید شناس بگید، @mostafaonline و اگر ناشناس، https://t.me/BChatBot?start=sc…
#حمید گفت:
من میگم وقتی می خوایی ی رابطه عاطفی (زن و شوهری) رو شروع کنی، مثل کشیدن مو از ماست دقت کن و ریز بین باش ولی وقتی با مطالعه و دقت فراوان به اطمینان رسیدی و رابطه رو شروع کردی، مثل نگاه کردن از ۲۰۰ کیلومتری به قله دماوند لذت ببر
۱۹
من میگم وقتی می خوایی ی رابطه عاطفی (زن و شوهری) رو شروع کنی، مثل کشیدن مو از ماست دقت کن و ریز بین باش ولی وقتی با مطالعه و دقت فراوان به اطمینان رسیدی و رابطه رو شروع کردی، مثل نگاه کردن از ۲۰۰ کیلومتری به قله دماوند لذت ببر
۱۹
تأملات
☘ لطفاً بفرمایید، مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ ☘ به فرض بعید که رابطهای نداشتید. فکر میکنید چرا به درد یک رابطهٔ عاطفی میخورید/نمیخورید؟ طبق معمول اگر دوست داشتید شناس بگید، @mostafaonline و اگر ناشناس، https://t.me/BChatBot?start=sc…
#سیتا گفت:
برای من بزرگترین سودی که عاشق شدن داشت، این بود که فهمیدم اول باید خودمو دوست داشته باشم تا بعد بتونم به کس دیگه ای عشق بورزم=)
۲۰
برای من بزرگترین سودی که عاشق شدن داشت، این بود که فهمیدم اول باید خودمو دوست داشته باشم تا بعد بتونم به کس دیگه ای عشق بورزم=)
۲۰
تأملات
☘ لطفاً بفرمایید، مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ ☘ به فرض بعید که رابطهای نداشتید. فکر میکنید چرا به درد یک رابطهٔ عاطفی میخورید/نمیخورید؟ طبق معمول اگر دوست داشتید شناس بگید، @mostafaonline و اگر ناشناس، https://t.me/BChatBot?start=sc…
#ناشناس
۱)مهم ترین درسی که گرفتم این بود که خوشی های لحظه ای هرچند واقعی رو به آینده م ترجیح ندم و برای خودم تحت هرشرایطی چه با کسی باشم چه تنها ارزش قائل بشم و اعتماد به نفسم رو به نام عشق از بین نبرم.
۲)درسته تجربه عشق خیلی لذت بخشه ولی قبل از اون باید عاشق خودت باشی تا بقیه هم بتونن دوست داشته باشن.
۳)گاهی وقتا تنهایی رو تحمل کردن و صبر کردن باعث میشه تصمیمات خیلی درست تری بگیری و آدمهای بعدی زندگیت بیشتر به ملاکها و شخصیتت نزدیک باشن
۴)آخریش اینکه هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست!
۲۱
۱)مهم ترین درسی که گرفتم این بود که خوشی های لحظه ای هرچند واقعی رو به آینده م ترجیح ندم و برای خودم تحت هرشرایطی چه با کسی باشم چه تنها ارزش قائل بشم و اعتماد به نفسم رو به نام عشق از بین نبرم.
۲)درسته تجربه عشق خیلی لذت بخشه ولی قبل از اون باید عاشق خودت باشی تا بقیه هم بتونن دوست داشته باشن.
۳)گاهی وقتا تنهایی رو تحمل کردن و صبر کردن باعث میشه تصمیمات خیلی درست تری بگیری و آدمهای بعدی زندگیت بیشتر به ملاکها و شخصیتت نزدیک باشن
۴)آخریش اینکه هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست!
۲۱
خوشبختی چیز غریبی نیست. اگ حالتون خوب بود، قدرشو بدونین...
خیلی راحت خیلی معمولی خیلی عجیب و غیر منتظره همه چیز میتونه یه جور دیگه باشه. خیلی یه جور دیگه! خیلی خیلی یه جور دیگه...
خیلی راحت خیلی معمولی خیلی عجیب و غیر منتظره همه چیز میتونه یه جور دیگه باشه. خیلی یه جور دیگه! خیلی خیلی یه جور دیگه...
ماجرای گفتگوی امشب، بر میگرده به یکی از شاگردام که چند سال قبل تو مدرسه بود. الآن دانشجو شده.
خانوادهی این بنده خدا خیلی گیر بودن.
از اینا که یه ساعت بیرون رفتن بچهشون هم به زور اجازه میدادن و اینا.
بارها به پدرش گفته بودم این حد از سختگیری، نتیجه عکس داره ولی یه گوشش در بود و یکیش دروازه.
انقدر سخت گرفتند که این پسر هزاران دروغ تو ذهنش آماده داشت و... باقیشم بلدید.
منتها الآن سوالم تربیتی نیست.
من به اون شاگردم مدتی گفتم مدارا کنه. مدتی مذاکره یادش میدادم. مدتی امید میدادم. منتها دیگه آخرش کم آوردم و چیزی نداشتم یادش بدم.
سوالم اینه:
به عنوان یک فرزند، با والدینی که تا این حد کنترلگر هستند، چه باید کرد؟
شما همچین تجربهای داشتید؟
اگر داشتید چطور حل کردید ماجرا رو؟
اضافه کنم که پدر و مادر این بنده خدا، جفتشون استاد دانشگاه بودند و اصلا کسی رو قبول نداشتند. پس نگید برن پیش مشاور و این حرفا.
دختر و پسر هم نداره قضیه.
اما خب، اگه از دید یه دختر دارید تحلیل میکنید یا از دید یه پسر، بگید بهمون که بدونیم.
ممنونم و مثل همیشه مشتاق شنیدن حرفهای قشنگتون!
ناشناس:
https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
شناس:
@mostafaonline
🌱
خانوادهی این بنده خدا خیلی گیر بودن.
از اینا که یه ساعت بیرون رفتن بچهشون هم به زور اجازه میدادن و اینا.
بارها به پدرش گفته بودم این حد از سختگیری، نتیجه عکس داره ولی یه گوشش در بود و یکیش دروازه.
انقدر سخت گرفتند که این پسر هزاران دروغ تو ذهنش آماده داشت و... باقیشم بلدید.
منتها الآن سوالم تربیتی نیست.
من به اون شاگردم مدتی گفتم مدارا کنه. مدتی مذاکره یادش میدادم. مدتی امید میدادم. منتها دیگه آخرش کم آوردم و چیزی نداشتم یادش بدم.
سوالم اینه:
به عنوان یک فرزند، با والدینی که تا این حد کنترلگر هستند، چه باید کرد؟
شما همچین تجربهای داشتید؟
اگر داشتید چطور حل کردید ماجرا رو؟
اضافه کنم که پدر و مادر این بنده خدا، جفتشون استاد دانشگاه بودند و اصلا کسی رو قبول نداشتند. پس نگید برن پیش مشاور و این حرفا.
دختر و پسر هم نداره قضیه.
اما خب، اگه از دید یه دختر دارید تحلیل میکنید یا از دید یه پسر، بگید بهمون که بدونیم.
ممنونم و مثل همیشه مشتاق شنیدن حرفهای قشنگتون!
ناشناس:
https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
شناس:
@mostafaonline
🌱
تأملات
ماجرای گفتگوی امشب، بر میگرده به یکی از شاگردام که چند سال قبل تو مدرسه بود. الآن دانشجو شده. خانوادهی این بنده خدا خیلی گیر بودن. از اینا که یه ساعت بیرون رفتن بچهشون هم به زور اجازه میدادن و اینا. بارها به پدرش گفته بودم این حد از سختگیری، نتیجه عکس…
#ملینا گفت:
از نظر من والدین هر چقدر هم فرزند یا فرزندان خود را دوست دارن همان قدر هم باید درک کنند که هر آدمی عقلی دارد و حق تصمیم گیری برای خود و زندگیش را دارد و همچنین هر کس صلاح مصلحت خود را بهتر از هر کسی میداند،، هر چقدر هم والدین وانمود کنند که نگران فرزند خود هستن و این کنترل های بی اندازه فقط از روی دوست داشتن هست من قبول ندارم چون انسان از جایی که بیش از حد مورد کنترل قرار بگیره بیشتر فراری میشه...
به احتمال زیاد اگه فرزند همچین خانواده ای باشم خیلی محکم به والدینم میگم من بچه نیستم که مدام زیر سلطه ی کنترل شما باشم ولی از طرفیم به شما قول میدم که راه اشتباهی نمیرم.
البته نظر من اینه شاید هر کی یه جور نظری داشته باشه اما من تسلیم خونوادم نمیشم چون من جوونم دوست دارم توی جامعه با مردم جامعه باشم نه عین یه ربات کنترل شده تحت حمایت خانواده.
۱
از نظر من والدین هر چقدر هم فرزند یا فرزندان خود را دوست دارن همان قدر هم باید درک کنند که هر آدمی عقلی دارد و حق تصمیم گیری برای خود و زندگیش را دارد و همچنین هر کس صلاح مصلحت خود را بهتر از هر کسی میداند،، هر چقدر هم والدین وانمود کنند که نگران فرزند خود هستن و این کنترل های بی اندازه فقط از روی دوست داشتن هست من قبول ندارم چون انسان از جایی که بیش از حد مورد کنترل قرار بگیره بیشتر فراری میشه...
به احتمال زیاد اگه فرزند همچین خانواده ای باشم خیلی محکم به والدینم میگم من بچه نیستم که مدام زیر سلطه ی کنترل شما باشم ولی از طرفیم به شما قول میدم که راه اشتباهی نمیرم.
البته نظر من اینه شاید هر کی یه جور نظری داشته باشه اما من تسلیم خونوادم نمیشم چون من جوونم دوست دارم توی جامعه با مردم جامعه باشم نه عین یه ربات کنترل شده تحت حمایت خانواده.
۱
👍1
تأملات
ماجرای گفتگوی امشب، بر میگرده به یکی از شاگردام که چند سال قبل تو مدرسه بود. الآن دانشجو شده. خانوادهی این بنده خدا خیلی گیر بودن. از اینا که یه ساعت بیرون رفتن بچهشون هم به زور اجازه میدادن و اینا. بارها به پدرش گفته بودم این حد از سختگیری، نتیجه عکس…
#سیدعلی گفت:
اگر جای مربی باشم، با خانواده حرف میزنم و گروهی حداقل ۳ نفره از دوستان مورد اعتماد خانواده رو معرفی میکنم که با اونا بتونه بیرون بره بچه.
اگر جای بچه باشم هم خودم این گروه رو معرفی میکنم با همکاری یه بزرگتر که خانواده قبولش داره.
۲
اگر جای مربی باشم، با خانواده حرف میزنم و گروهی حداقل ۳ نفره از دوستان مورد اعتماد خانواده رو معرفی میکنم که با اونا بتونه بیرون بره بچه.
اگر جای بچه باشم هم خودم این گروه رو معرفی میکنم با همکاری یه بزرگتر که خانواده قبولش داره.
۲
تأملات
#سیدعلی گفت: اگر جای مربی باشم، با خانواده حرف میزنم و گروهی حداقل ۳ نفره از دوستان مورد اعتماد خانواده رو معرفی میکنم که با اونا بتونه بیرون بره بچه. اگر جای بچه باشم هم خودم این گروه رو معرفی میکنم با همکاری یه بزرگتر که خانواده قبولش داره. ۲
#نیکتا گفت:
در رابطه با سوالتون که به شدت باهاش درگیر بودم میخوام صحبت کنم.
به نظرِ من خانواده های ما به جای اینکه بچشون رو طوری تربیت کنن که بتونه تو جامعه از پس خودش بر بیاد و مقاومت کنه با پاک کردن صورت مسئله خودشونو راحت میکنن که نتیجش میشه بچه هایی دروغگو و بدون اعتماد به نفس و وابسته که حتی یه کار کوچیکم به صورت مستقل نمیتونن انجام بدن.
من به عنوان دختری که چنین شرایطیو تجربه کردم بسیار تو این زمینه مقاومت کردم.
خیلی جاهایی که دیدم رفتنش و دردسرش به دعوا با خانواده می ارزه بارها بحث کردم و جنگیدم و از پیش بردم چون بعضی چیزا قبحش باید براشون بریزه تا دست از مقاومت بردارن بعضی وقتا هم پیچوندم و همه ی حقیقتو نگفتم خیلی جاهام گذشتم
ولی اخیرا از راه صحبت کردن وارد شدم
اونم نه به صورت مستقیم
بلکه کیسایی با شرایط مشابه خودمو جلوشون به چالش میکشم.
مثلا میگم فلانیو نگاه کن با این شیوه تربیتی که پدر مادرش پیاده کردن چه صدمه هایی دیده و چه انتخابای غلط کرده و زندگیشو خراب کرده.
یا حتی بارها مستقیم به مامانم گفتم چرا تربیتی رو که مامانت رو شما پیاده کرده و ازش آسیب دیدی رو داری رو من پیاده میکنی ؟
خیلی سخت بوده خیلی زمان برده چون با اینکه منطقی بوده ولی مقاومت میکردن.
البته گله ای هم بهشون وارد نیست یه عمر در ذهنشون نهادینه شده
ولی اخیرا دارم تفاوتشو حس میکنم.
مثل پریشب که در بحثی که با جمعی داشتیم دیدم داره برای اولین بار از نظریه من حمایت میکنه.
ولی در کل باید صبور بود و صبر کرد و مثل من کمتر غر زد و بیشتر عمل کرد
ببخشید خیلی طولانی شد ولی دوست داشتم تجربه ام رو از مسئله ای که عمیقا باهاش درگیرم بگم☺️
۳
در رابطه با سوالتون که به شدت باهاش درگیر بودم میخوام صحبت کنم.
به نظرِ من خانواده های ما به جای اینکه بچشون رو طوری تربیت کنن که بتونه تو جامعه از پس خودش بر بیاد و مقاومت کنه با پاک کردن صورت مسئله خودشونو راحت میکنن که نتیجش میشه بچه هایی دروغگو و بدون اعتماد به نفس و وابسته که حتی یه کار کوچیکم به صورت مستقل نمیتونن انجام بدن.
من به عنوان دختری که چنین شرایطیو تجربه کردم بسیار تو این زمینه مقاومت کردم.
خیلی جاهایی که دیدم رفتنش و دردسرش به دعوا با خانواده می ارزه بارها بحث کردم و جنگیدم و از پیش بردم چون بعضی چیزا قبحش باید براشون بریزه تا دست از مقاومت بردارن بعضی وقتا هم پیچوندم و همه ی حقیقتو نگفتم خیلی جاهام گذشتم
ولی اخیرا از راه صحبت کردن وارد شدم
اونم نه به صورت مستقیم
بلکه کیسایی با شرایط مشابه خودمو جلوشون به چالش میکشم.
مثلا میگم فلانیو نگاه کن با این شیوه تربیتی که پدر مادرش پیاده کردن چه صدمه هایی دیده و چه انتخابای غلط کرده و زندگیشو خراب کرده.
یا حتی بارها مستقیم به مامانم گفتم چرا تربیتی رو که مامانت رو شما پیاده کرده و ازش آسیب دیدی رو داری رو من پیاده میکنی ؟
خیلی سخت بوده خیلی زمان برده چون با اینکه منطقی بوده ولی مقاومت میکردن.
البته گله ای هم بهشون وارد نیست یه عمر در ذهنشون نهادینه شده
ولی اخیرا دارم تفاوتشو حس میکنم.
مثل پریشب که در بحثی که با جمعی داشتیم دیدم داره برای اولین بار از نظریه من حمایت میکنه.
ولی در کل باید صبور بود و صبر کرد و مثل من کمتر غر زد و بیشتر عمل کرد
ببخشید خیلی طولانی شد ولی دوست داشتم تجربه ام رو از مسئله ای که عمیقا باهاش درگیرم بگم☺️
۳
👍1
تأملات
ماجرای گفتگوی امشب، بر میگرده به یکی از شاگردام که چند سال قبل تو مدرسه بود. الآن دانشجو شده. خانوادهی این بنده خدا خیلی گیر بودن. از اینا که یه ساعت بیرون رفتن بچهشون هم به زور اجازه میدادن و اینا. بارها به پدرش گفته بودم این حد از سختگیری، نتیجه عکس…
#رضا گفت:
عموما بحث و جدل با خانواده در چنین شرایطی بیفایدهست، چون به همون دلیلی که پدر و مادر خودشون رو محق میدونن فرزندشون رو به این شدت کنترل کنن، همون دلیل هم باعث میشه گوش شنوایی برای صحبتها و انتقادات فرزندانشون نداشته باشن.
هرچند در این مواقع صحبت آشنایانی که مورد قبول پدر و مادر هستند میتونه تاثیرگذار باشه، ولی به عنوان فرزند، تا حدود زیادی به اون دانشآموز شما حق میدم.
اون به عنوان یک نوجوان یک سری حقوق طبیعی داره، همونطور که گفتم بحث و جدل برای به دست آوردن این حقوق، به دلیل وابستگی همهجانبهی فرد به خانواده در این سن، عموما نتیجهی عکس داره. در نتیجه این دروغ گفتن رو بخشی از سیاستی میدونم که هم باعث میشه اون نوجوان به حقش برسه، و هم خانواده دچار نارضایتی نشن.
البته منکر تاثیرات منفی این رفتار نیستم، ولی در این مورد، گناه، مستقیما و کاملا متوجه خانوادهست و نه فرزند.
۴
عموما بحث و جدل با خانواده در چنین شرایطی بیفایدهست، چون به همون دلیلی که پدر و مادر خودشون رو محق میدونن فرزندشون رو به این شدت کنترل کنن، همون دلیل هم باعث میشه گوش شنوایی برای صحبتها و انتقادات فرزندانشون نداشته باشن.
هرچند در این مواقع صحبت آشنایانی که مورد قبول پدر و مادر هستند میتونه تاثیرگذار باشه، ولی به عنوان فرزند، تا حدود زیادی به اون دانشآموز شما حق میدم.
اون به عنوان یک نوجوان یک سری حقوق طبیعی داره، همونطور که گفتم بحث و جدل برای به دست آوردن این حقوق، به دلیل وابستگی همهجانبهی فرد به خانواده در این سن، عموما نتیجهی عکس داره. در نتیجه این دروغ گفتن رو بخشی از سیاستی میدونم که هم باعث میشه اون نوجوان به حقش برسه، و هم خانواده دچار نارضایتی نشن.
البته منکر تاثیرات منفی این رفتار نیستم، ولی در این مورد، گناه، مستقیما و کاملا متوجه خانوادهست و نه فرزند.
۴
تأملات
ماجرای گفتگوی امشب، بر میگرده به یکی از شاگردام که چند سال قبل تو مدرسه بود. الآن دانشجو شده. خانوادهی این بنده خدا خیلی گیر بودن. از اینا که یه ساعت بیرون رفتن بچهشون هم به زور اجازه میدادن و اینا. بارها به پدرش گفته بودم این حد از سختگیری، نتیجه عکس…
#خانم ناشناس گفت:
من جای بچه نبودم ولی اگ بودم قطعن واکنشم دروغ گفتن و نقش بازی کردن بود🙄
و در مواجهه با کسی تو این موقعیت هم بهش حق میدم دروغ بگه و نقش بازی کنه و حتا تشویقش هم میکنم بعد که خیالش راحت شد که واقعن میفهممش و بهش حق میدم، تلاش میکنم از بغلش ترغیبش کنم که اصول و چارچوب اخلاقیای برا خودش منظور کنه و به خودش همیشه متعهد بمونه نه بخاطر دیگری نه بخاطر هیچی فقط بخاطر خودش بخاطر ارامش و انسانیت خودش...
و بهش میگفتم این روزا میگذرن صبور باش و مراقب خودت باش...
و بهش میگم یادت نره که از زندگیت لذت ببری... تحت هر شرایطی. وظیفه درست بودن هیچوقت حق مسلم «خودت بودن» رو ازت نمیگیره.
۵
من جای بچه نبودم ولی اگ بودم قطعن واکنشم دروغ گفتن و نقش بازی کردن بود🙄
و در مواجهه با کسی تو این موقعیت هم بهش حق میدم دروغ بگه و نقش بازی کنه و حتا تشویقش هم میکنم بعد که خیالش راحت شد که واقعن میفهممش و بهش حق میدم، تلاش میکنم از بغلش ترغیبش کنم که اصول و چارچوب اخلاقیای برا خودش منظور کنه و به خودش همیشه متعهد بمونه نه بخاطر دیگری نه بخاطر هیچی فقط بخاطر خودش بخاطر ارامش و انسانیت خودش...
و بهش میگفتم این روزا میگذرن صبور باش و مراقب خودت باش...
و بهش میگم یادت نره که از زندگیت لذت ببری... تحت هر شرایطی. وظیفه درست بودن هیچوقت حق مسلم «خودت بودن» رو ازت نمیگیره.
۵
تأملات
ماجرای گفتگوی امشب، بر میگرده به یکی از شاگردام که چند سال قبل تو مدرسه بود. الآن دانشجو شده. خانوادهی این بنده خدا خیلی گیر بودن. از اینا که یه ساعت بیرون رفتن بچهشون هم به زور اجازه میدادن و اینا. بارها به پدرش گفته بودم این حد از سختگیری، نتیجه عکس…
#امین گفت:
هیچ کاری نمیشه کرد.
تنها راه حلی که وجود داره مستقل شدن و رفتنه.
اما تا اون وقت پیش بیاد که مستقل شی صد کفن سوزوندی.
و اینکه دیوونه شدی واقعا.
هر شخصتی نمیتونه نشکنه تو اون محیط.
اصولا سر خم میکنن.
اینجا چیزی که من تو گذشتم دیدم این بوده:
پذیرفتن ریسک از دست دادن خانواده و جدا شدن و بر نگشتن که بتونی مستقل بشی ( وگرنه هیچ وقت استقلال برات معنی نداره )
در مقابل سر خم کردن و شخصیت خود رو نابود کردن و گرفتن شخصیتی که خانواده ازت میخواد.
۶
هیچ کاری نمیشه کرد.
تنها راه حلی که وجود داره مستقل شدن و رفتنه.
اما تا اون وقت پیش بیاد که مستقل شی صد کفن سوزوندی.
و اینکه دیوونه شدی واقعا.
هر شخصتی نمیتونه نشکنه تو اون محیط.
اصولا سر خم میکنن.
اینجا چیزی که من تو گذشتم دیدم این بوده:
پذیرفتن ریسک از دست دادن خانواده و جدا شدن و بر نگشتن که بتونی مستقل بشی ( وگرنه هیچ وقت استقلال برات معنی نداره )
در مقابل سر خم کردن و شخصیت خود رو نابود کردن و گرفتن شخصیتی که خانواده ازت میخواد.
۶
تأملات
ماجرای گفتگوی امشب، بر میگرده به یکی از شاگردام که چند سال قبل تو مدرسه بود. الآن دانشجو شده. خانوادهی این بنده خدا خیلی گیر بودن. از اینا که یه ساعت بیرون رفتن بچهشون هم به زور اجازه میدادن و اینا. بارها به پدرش گفته بودم این حد از سختگیری، نتیجه عکس…
#حمید (حمید خودمون نه) گفت:
بهش بگو وضعیت تو سختتره یا من که نمیتونم دستشویی برم الان؟
و بگو خوشحال باشه 😂😂😂
۸
بهش بگو وضعیت تو سختتره یا من که نمیتونم دستشویی برم الان؟
و بگو خوشحال باشه 😂😂😂
۸