دربارهی سکوت خیلی حرفها میشه زد.
برای من سکوت خیلی وقتها جایگزین خشم و اعتراضه.
گاهی گیجم و نیاز به سکوت دارم تا فکرام منظم بشن.
گاهی خستهام و سکوت آرومم میکنه.
اما امشب به یه نتیجهی خاص رسیدم:
وقتی با کسی هستی که پیشش احساس امنیت میکنی، «سکوت ذهن» به معنای واقعی کلمه خودشو نشون میده.
سالها بود این سکوت رو نداشتم. ممنونم ازت که ذهن مشوّش منو ساکت کردی🙃
بمونی برام...
برای من سکوت خیلی وقتها جایگزین خشم و اعتراضه.
گاهی گیجم و نیاز به سکوت دارم تا فکرام منظم بشن.
گاهی خستهام و سکوت آرومم میکنه.
اما امشب به یه نتیجهی خاص رسیدم:
وقتی با کسی هستی که پیشش احساس امنیت میکنی، «سکوت ذهن» به معنای واقعی کلمه خودشو نشون میده.
سالها بود این سکوت رو نداشتم. ممنونم ازت که ذهن مشوّش منو ساکت کردی🙃
بمونی برام...
آنچه که به ما امید ادامه دادن میدهد؛
امید تنفس و از خواب برخاستن؛
امید دم کردن چای صبح و با لذت نوشیدنش؛
امید سلام کردن به همسایه؛
امید باز کردن پنجره و نگاه کردن به آسمان؛
آنچه که به تمام این امیدها معنا میدهد، این است که بدانیم کسی، جایی، دوستمان دارد و منتظر صبح به خیر ماست.
امید تنفس و از خواب برخاستن؛
امید دم کردن چای صبح و با لذت نوشیدنش؛
امید سلام کردن به همسایه؛
امید باز کردن پنجره و نگاه کردن به آسمان؛
آنچه که به تمام این امیدها معنا میدهد، این است که بدانیم کسی، جایی، دوستمان دارد و منتظر صبح به خیر ماست.
Forwarded from •Tired Girl (Shqyq)
هیچ وقت نخواستم اونی باشم که بقیه ازم میخوان تا ازم راضی باشن، هیچ وقت هم نتونستم دقیقا همون چیزی باشم که خودم میخوام تا از خودم راضی باشم، اینجوری هرروز میگذره و نه خودم از خودم راضیم نه بقیه از من :)
•Tired Girl
هیچ وقت نخواستم اونی باشم که بقیه ازم میخوان تا ازم راضی باشن، هیچ وقت هم نتونستم دقیقا همون چیزی باشم که خودم میخوام تا از خودم راضی باشم، اینجوری هرروز میگذره و نه خودم از خودم راضیم نه بقیه از من :)
زندگی همینه.
اگر دقیقا اونی باشی که خودت میخوای، دیگه آرزویی برای ادامه دادن نیست.
زندگی بدون آرزو، مثل نوک فواره است. یا قلهٔ کوه. باقیش فروده.
همیشه باید چیزی داشت که به خاطرش جنگید و جلو رفت.
اگر دقیقا اونی باشی که خودت میخوای، دیگه آرزویی برای ادامه دادن نیست.
زندگی بدون آرزو، مثل نوک فواره است. یا قلهٔ کوه. باقیش فروده.
همیشه باید چیزی داشت که به خاطرش جنگید و جلو رفت.
نزار قباني - عيناك كنهري احزاني
<unknown>
عيناك كنهري أحزان
( چشمانت مانند دو رود غمگين است . )
نهري موسيقي حملاني لوراء ، وراء الأزمان
( دو رود موسيقى كه مرا دورتر و فراتر از زمان ميبرد . )
نهري موسيقي قد ضاعا سيّدتي ثمّ أعضاعاني
( دو رود موسيقى اى كه از بين رفتند و ( آه اى) معشوقم من را نيز در خود نابود كردند .)
الدمع الأسود فوقهما يتساقط أنغام بيان
( اشك ها ى سياه در برابر آن دو مانند آوا هايي زلال ميريزند .)
عيناك و تبغي و كحولي
( چشمانت و تنباكو و الكلم )
و القدح العاشر أعماني
( و ليوان دهم من را كور كرد .)
و أنا في المقعد محترق
( و من روى صندلى ، آتش ميگيرم )
نيراني تأكل نيراني
( آتشم آتشم را ميخورد ( در آتش خود ميسوزم ).)
أ أقول أحبّك يا قمري؟
( آيا ( ميتوانم ) بگويم دوستت دارم اى ماه من ؟)
آه ، لو كان بامكاني
( آه ، اى كاش ميتوانستم .)
فأنا لا أملك في الدنيا
( و من ديگر هيچ چيز در اين دنيا ندارم.)
إلا عينيك و أحزاني
( به جز چشمانت و غم خود . )
سفني في المرفأ باكية تتمزّق فوق الخلجان
( كشتى هايم در بندر گريه ميكنند و در خليج در حال خرد شدن هستند .)
و مصيري الأصفر حطّمني حطّم في صدري إيماني
(و سرنوشت غم انگيزم)
( چشمانت مانند دو رود غمگين است . )
نهري موسيقي حملاني لوراء ، وراء الأزمان
( دو رود موسيقى كه مرا دورتر و فراتر از زمان ميبرد . )
نهري موسيقي قد ضاعا سيّدتي ثمّ أعضاعاني
( دو رود موسيقى اى كه از بين رفتند و ( آه اى) معشوقم من را نيز در خود نابود كردند .)
الدمع الأسود فوقهما يتساقط أنغام بيان
( اشك ها ى سياه در برابر آن دو مانند آوا هايي زلال ميريزند .)
عيناك و تبغي و كحولي
( چشمانت و تنباكو و الكلم )
و القدح العاشر أعماني
( و ليوان دهم من را كور كرد .)
و أنا في المقعد محترق
( و من روى صندلى ، آتش ميگيرم )
نيراني تأكل نيراني
( آتشم آتشم را ميخورد ( در آتش خود ميسوزم ).)
أ أقول أحبّك يا قمري؟
( آيا ( ميتوانم ) بگويم دوستت دارم اى ماه من ؟)
آه ، لو كان بامكاني
( آه ، اى كاش ميتوانستم .)
فأنا لا أملك في الدنيا
( و من ديگر هيچ چيز در اين دنيا ندارم.)
إلا عينيك و أحزاني
( به جز چشمانت و غم خود . )
سفني في المرفأ باكية تتمزّق فوق الخلجان
( كشتى هايم در بندر گريه ميكنند و در خليج در حال خرد شدن هستند .)
و مصيري الأصفر حطّمني حطّم في صدري إيماني
(و سرنوشت غم انگيزم)
Forwarded from Half of me:) (:))
اینقدر ایرانی و عرب نکنید و فرهنگ کلامیِ بینظیر و شگفتآور و اندیشمندانِ بیبدیل عرب را نادیده نگیرید.
نزار قبانی، الماغوط، نصر حامد ابوزید، فاطمه مرنیسی، منیف، اینها همه عربند.
هی نگویید تازیان و پارسیان . آدرسِ غلط ندهید و از این حرفها برای آینده دستمایه جنگ و نفرت نسازید.
ماتحت آسمان پاره نشده که ما تولیدات قدسی از آن افتاده باشیم . بشریت در کلمه گرسنگی و عشق متفاوتند اما در خود گرسنگی و عشق هیچ فرقی با یکدیگر ندارند.
غاده السمانِ عرب عاشق ایران بود و ما هم عشاق بغداد و شام و حلب داریم. هزار و یکشب جغرافیای صلح عرب و عجم بود. با داستانهای مشترکی که در سرزمینهای بیمرز و بی اختلاف حادث میشد.
#علیرضا_روشن
نزار قبانی، الماغوط، نصر حامد ابوزید، فاطمه مرنیسی، منیف، اینها همه عربند.
هی نگویید تازیان و پارسیان . آدرسِ غلط ندهید و از این حرفها برای آینده دستمایه جنگ و نفرت نسازید.
ماتحت آسمان پاره نشده که ما تولیدات قدسی از آن افتاده باشیم . بشریت در کلمه گرسنگی و عشق متفاوتند اما در خود گرسنگی و عشق هیچ فرقی با یکدیگر ندارند.
غاده السمانِ عرب عاشق ایران بود و ما هم عشاق بغداد و شام و حلب داریم. هزار و یکشب جغرافیای صلح عرب و عجم بود. با داستانهای مشترکی که در سرزمینهای بیمرز و بی اختلاف حادث میشد.
#علیرضا_روشن
Half of me:)
اینقدر ایرانی و عرب نکنید و فرهنگ کلامیِ بینظیر و شگفتآور و اندیشمندانِ بیبدیل عرب را نادیده نگیرید. نزار قبانی، الماغوط، نصر حامد ابوزید، فاطمه مرنیسی، منیف، اینها همه عربند. هی نگویید تازیان و پارسیان . آدرسِ غلط ندهید و از این حرفها برای آینده دستمایه…
هر چیزی که اکتسابی نیست
نه جای افتخار داره نه تاسف
به چیزی افتخار کن که خودت به دست آوردیش
قیافه، نژاد، و... رو بریز دور.
خودت چی به دست آوردی؟
چی بودی و چی شدی؟
حالا حرف بزن و افتخار کن🙃
نه جای افتخار داره نه تاسف
به چیزی افتخار کن که خودت به دست آوردیش
قیافه، نژاد، و... رو بریز دور.
خودت چی به دست آوردی؟
چی بودی و چی شدی؟
حالا حرف بزن و افتخار کن🙃
Forwarded from اتچ بات
کتاب میلانی یک منبع خوب از زندگی یکی از مرموزترین شخصیتهای قرن بیستم است.
میلانی نشان دهنده جاده پیچیده و گسترده ایست که ایران و آمریکا تا به امروز پیموده اند.
نگاه منتقدان ایرانی عموماً در باره این کتاب مثبت بوده است. از آن جمله آرش اسدی این کتاب را یک اثر بی طرفانه خوانده و نگاه میانه گرای میلانی را در بین نگاههایی که عموماً یا از شاه اسطوره میسازند یا او را دیوسیرت میخوانند ستوده است.
میلانی نشان دهنده جاده پیچیده و گسترده ایست که ایران و آمریکا تا به امروز پیموده اند.
نگاه منتقدان ایرانی عموماً در باره این کتاب مثبت بوده است. از آن جمله آرش اسدی این کتاب را یک اثر بی طرفانه خوانده و نگاه میانه گرای میلانی را در بین نگاههایی که عموماً یا از شاه اسطوره میسازند یا او را دیوسیرت میخوانند ستوده است.
Telegram
attach 📎
اتچ بات
کتاب میلانی یک منبع خوب از زندگی یکی از مرموزترین شخصیتهای قرن بیستم است. میلانی نشان دهنده جاده پیچیده و گسترده ایست که ایران و آمریکا تا به امروز پیموده اند. نگاه منتقدان ایرانی عموماً در باره این کتاب مثبت بوده است. از آن جمله آرش اسدی این کتاب را…
توضیح لازم:
این کتاب مجوز چاپ در ایران نگرفته.
خود نویسنده در سایتش فایل رو گذاشت و گفت اگر در ایران هستید، به ازای مطالعهاش، به یک بنیاد خیریه کمک کنید هر قدر توان مالی داشتید.
@tmlat { تأملات }
🌱
این کتاب مجوز چاپ در ایران نگرفته.
خود نویسنده در سایتش فایل رو گذاشت و گفت اگر در ایران هستید، به ازای مطالعهاش، به یک بنیاد خیریه کمک کنید هر قدر توان مالی داشتید.
@tmlat { تأملات }
🌱
Forwarded from مصطفی ملکیان
🔹بزرگترین عامل تحول بخش در شما این است که من بر خلاف انتظار شما عمل کنم، شما انتظار انتقام از من دارید ولی من خلاف انتظارتان عمل میکنم. به تعبیر میشل فوکو متفکر معروف عارف مسلک «به جای اینکه با مردم مخالفت کنی، با انتظارات آنها مخالفت کن، آن وقت محبوب آنها میشوی.» اگر انتظار دارند که شما انتقام بگیرید، شما انتقام نگیرید و این اکسیری است که دیگران را متبدل میکند.
#مصطفی_ملکیان
@mostafamalekian
#مصطفی_ملکیان
@mostafamalekian
مصطفی ملکیان
🔹بزرگترین عامل تحول بخش در شما این است که من بر خلاف انتظار شما عمل کنم، شما انتظار انتقام از من دارید ولی من خلاف انتظارتان عمل میکنم. به تعبیر میشل فوکو متفکر معروف عارف مسلک «به جای اینکه با مردم مخالفت کنی، با انتظارات آنها مخالفت کن، آن وقت محبوب آنها…
سوال امروز:
چقدر از این حرکتهای غیرمنتظره کردید؟ و چه نتیجهای گرفتید؟
مثل همیشه، جواباتونو میتونید اینجاها بفرستید اگر دوست داشتید:
@mostafaonline
یا
https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
چقدر از این حرکتهای غیرمنتظره کردید؟ و چه نتیجهای گرفتید؟
مثل همیشه، جواباتونو میتونید اینجاها بفرستید اگر دوست داشتید:
@mostafaonline
یا
https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
تأملات
سوال امروز: چقدر از این حرکتهای غیرمنتظره کردید؟ و چه نتیجهای گرفتید؟ مثل همیشه، جواباتونو میتونید اینجاها بفرستید اگر دوست داشتید: @mostafaonline یا https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
#پیام_ناشناس
زیاد ازین کارا کردم
اکسیر هم نشد والا
تا دلتون بخواد آدما رو بخشیدم و وقتی توقع قهر و دعوا داشتن مثل قبل باهاشون رفتار کردم، انگار نه انگار چیزی شده
نه اکسیر شد
نه خوب شد
نه چیزی
نتیجه اش فقط این شد که هرکسی اجازه میده هرطور دلش بخواد با من رفتار کنه، چون می دونه من می بخشم.
زیاد ازین کارا کردم
اکسیر هم نشد والا
تا دلتون بخواد آدما رو بخشیدم و وقتی توقع قهر و دعوا داشتن مثل قبل باهاشون رفتار کردم، انگار نه انگار چیزی شده
نه اکسیر شد
نه خوب شد
نه چیزی
نتیجه اش فقط این شد که هرکسی اجازه میده هرطور دلش بخواد با من رفتار کنه، چون می دونه من می بخشم.
تأملات
سوال امروز: چقدر از این حرکتهای غیرمنتظره کردید؟ و چه نتیجهای گرفتید؟ مثل همیشه، جواباتونو میتونید اینجاها بفرستید اگر دوست داشتید: @mostafaonline یا https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
#پیام_ناشناس
یادم افتاد چندسال پیش یکی از کارمندای دانشگاه با ماشین بهم زد.
اصلا به فکر شکایت و... نبودم حتی تا غروب بیمارستان بودمو برای اینکه خانوادم نترسن بهشون اطلاع ندادم
چون میترسیدم اصلا بابام به بیمارستان نرسه(دورازجونش)
برخلاف انتظارشون اعتماد کردم به همراهام ولی برخلاف انتظارم خیلی زرنگی کردن
توقع داشتم یه تماس با خانوادم میگرفتن حداقل عذرخواهی میکردن ضرر جانی و مالیش به کنار...
حرف آخر: کاش اگه یکی برخلاف انتظارمون رفتار کرد( یعنی از جنبه مثبت) جوری برخورد کنیم از رفتارش، از خوبیش پشیمون نشه.
شاید آدما همینجوری یواش یواش بد شدن.
یادم افتاد چندسال پیش یکی از کارمندای دانشگاه با ماشین بهم زد.
اصلا به فکر شکایت و... نبودم حتی تا غروب بیمارستان بودمو برای اینکه خانوادم نترسن بهشون اطلاع ندادم
چون میترسیدم اصلا بابام به بیمارستان نرسه(دورازجونش)
برخلاف انتظارشون اعتماد کردم به همراهام ولی برخلاف انتظارم خیلی زرنگی کردن
توقع داشتم یه تماس با خانوادم میگرفتن حداقل عذرخواهی میکردن ضرر جانی و مالیش به کنار...
حرف آخر: کاش اگه یکی برخلاف انتظارمون رفتار کرد( یعنی از جنبه مثبت) جوری برخورد کنیم از رفتارش، از خوبیش پشیمون نشه.
شاید آدما همینجوری یواش یواش بد شدن.
تأملات
سوال امروز: چقدر از این حرکتهای غیرمنتظره کردید؟ و چه نتیجهای گرفتید؟ مثل همیشه، جواباتونو میتونید اینجاها بفرستید اگر دوست داشتید: @mostafaonline یا https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
#پیام_ناشناس
بنظرم وقتی به آدمی که حتی خودشم به تبع رفتارش، توقع خوبی دیدن نداشته، خوبی کنی
یا جایی که جاش نیست به کسی لطف کنی و یا زیادی از حد به یه نفر لطف کنی
اگه طرف مقابلت پرروتر شد و وقیحتر =)
نباید تعجب کنی!
فعلا این روی قضیه رو دیدم و تجربه کردم
این آقاهه هم تا اینجا که من حس کردم بنظرم زیادی کلیداسراری فکر میکنه🚶♀️
بنظرم وقتی به آدمی که حتی خودشم به تبع رفتارش، توقع خوبی دیدن نداشته، خوبی کنی
یا جایی که جاش نیست به کسی لطف کنی و یا زیادی از حد به یه نفر لطف کنی
اگه طرف مقابلت پرروتر شد و وقیحتر =)
نباید تعجب کنی!
فعلا این روی قضیه رو دیدم و تجربه کردم
این آقاهه هم تا اینجا که من حس کردم بنظرم زیادی کلیداسراری فکر میکنه🚶♀️
Forwarded from «مـَلال» (|Setayesh|)
چاوشی میخوند "نشد با شاخه هام، بغل کنم تورو."
من خیلی شاخ و برگِ هرز دارم رفیق. نمیدونم اینهمه بی ریشگی چجور اینهمه شاخه داده؛ ولی همه ی وقتایی که به خاطر شاخه هام نتونستم آدمامو بغل کنم، فرو کردمشون توو چشمام و گریه کردم. من بلد نبودم کسیو عادت بدم به ریشه داشتن، من بی ریشه ترین بودم و اگه دست میزدی به خاکم، همه ی شاخ و برگام با هم سقوط میکردن.
من خیلی شاخ و برگِ هرز دارم رفیق. نمیدونم اینهمه بی ریشگی چجور اینهمه شاخه داده؛ ولی همه ی وقتایی که به خاطر شاخه هام نتونستم آدمامو بغل کنم، فرو کردمشون توو چشمام و گریه کردم. من بلد نبودم کسیو عادت بدم به ریشه داشتن، من بی ریشه ترین بودم و اگه دست میزدی به خاکم، همه ی شاخ و برگام با هم سقوط میکردن.
«مـَلال»
چاوشی میخوند "نشد با شاخه هام، بغل کنم تورو." من خیلی شاخ و برگِ هرز دارم رفیق. نمیدونم اینهمه بی ریشگی چجور اینهمه شاخه داده؛ ولی همه ی وقتایی که به خاطر شاخه هام نتونستم آدمامو بغل کنم، فرو کردمشون توو چشمام و گریه کردم. من بلد نبودم کسیو عادت بدم به ریشه…
کی شاخ و برگ هرز نداره؟
بی ریشگی خاصیت آدمای این قرنه...
بی ریشگی خاصیت آدمای این قرنه...
Forwarded from کتابخانه
میخواهم اقلا یک نفر باشد، که من با او از همه چیز همانطور حرف بزنم که با خودم حرف میزنم ...
📗 ابله
✍🏻 #داستایوفسکی
📚 @BookTop
📗 ابله
✍🏻 #داستایوفسکی
📚 @BookTop
کتابخانه
میخواهم اقلا یک نفر باشد، که من با او از همه چیز همانطور حرف بزنم که با خودم حرف میزنم ... 📗 ابله ✍🏻 #داستایوفسکی 📚 @BookTop
اگر این یک نفر رو دارید، بچسبید بهش.
اگر ندارید، بگردید تا پیداش کنید.
و از من بشنوید اینو که همین یه دونه چیز در زندگی، انقدر آرامش میاره که بعد میتونید راحت به درس و کار و آرزوهاتون برسید...
و اگه نباشه، مثل اون شخصیت اول داستان «قطعهی گمشده»ی #شل_سیلوراستاین خواهید بود.
#مصطفی
اگر ندارید، بگردید تا پیداش کنید.
و از من بشنوید اینو که همین یه دونه چیز در زندگی، انقدر آرامش میاره که بعد میتونید راحت به درس و کار و آرزوهاتون برسید...
و اگه نباشه، مثل اون شخصیت اول داستان «قطعهی گمشده»ی #شل_سیلوراستاین خواهید بود.
#مصطفی
تأملات
سوال امروز: چقدر از این حرکتهای غیرمنتظره کردید؟ و چه نتیجهای گرفتید؟ مثل همیشه، جواباتونو میتونید اینجاها بفرستید اگر دوست داشتید: @mostafaonline یا https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
#محسن (@mExistence):
چقد پیامای ناشناس میدین. درسته همه از قضاوت میترسیم اما تاملات جایی باشه که روی این هم تامل کنیم. ص۴۱۸ درمان شوپنهاور، فلیپ میگه یکی از ایدههای شوپنهاور که خیلی به من کمک کرد این بود که شادی نسبی از ۳ منبع سرچشمه میگیره: آنچه هستی، آنچه داری، و آنچه نزد مردم جلوه میکنی. او تاکید داره بر اولی تمرکز کنیم چون دومی و سومی در کنترل ما نیست و ازمون به راحتی گرفته میشه. (یه نکته اموزنده دیگه درمان شوپنهاور، صراحت و صمیمیت و ادب گروهه. کاش امکان همچین جمعهایی وجود داشت.)
توی روانشناسی هم میگن ما ۴-۵ نوع خود داریم. خود واقعی، تصویری که من از خودم دارم، تصویری که بقیه از من دارن، تصویری که من فکر میکنم بقیه از من دارن، تصویری که بقیه فکر میکنن من از خودم دارم. و میگن ما باید بر خود واقعی و تصویری که خودم از خودم دارم تاکید کنیم نه بر تصاویر دیگه.
غرض اینکه از بند قضاوت و مدح و ذم دیگران تا جایی که میشه خارج بشیم، و پیاماتون رو تا جایی که میشه ناشناس نفرستید. تازه ایدیتوتم بذارید بتونیم فیدبک بدیم. خودمونو به چالش بکشیم. یسسس👏🥳💪
چقد پیامای ناشناس میدین. درسته همه از قضاوت میترسیم اما تاملات جایی باشه که روی این هم تامل کنیم. ص۴۱۸ درمان شوپنهاور، فلیپ میگه یکی از ایدههای شوپنهاور که خیلی به من کمک کرد این بود که شادی نسبی از ۳ منبع سرچشمه میگیره: آنچه هستی، آنچه داری، و آنچه نزد مردم جلوه میکنی. او تاکید داره بر اولی تمرکز کنیم چون دومی و سومی در کنترل ما نیست و ازمون به راحتی گرفته میشه. (یه نکته اموزنده دیگه درمان شوپنهاور، صراحت و صمیمیت و ادب گروهه. کاش امکان همچین جمعهایی وجود داشت.)
توی روانشناسی هم میگن ما ۴-۵ نوع خود داریم. خود واقعی، تصویری که من از خودم دارم، تصویری که بقیه از من دارن، تصویری که من فکر میکنم بقیه از من دارن، تصویری که بقیه فکر میکنن من از خودم دارم. و میگن ما باید بر خود واقعی و تصویری که خودم از خودم دارم تاکید کنیم نه بر تصاویر دیگه.
غرض اینکه از بند قضاوت و مدح و ذم دیگران تا جایی که میشه خارج بشیم، و پیاماتون رو تا جایی که میشه ناشناس نفرستید. تازه ایدیتوتم بذارید بتونیم فیدبک بدیم. خودمونو به چالش بکشیم. یسسس👏🥳💪