تأملات
با مرگ نزدیکان عزیزمون، چطور باید کنار بیاییم؟ ____________________________ « داشتم فکر میکردم که اگر الان رخ بده یا حتی ایننزدیکی ها خیلی ثانیه ها روزگار بهم بدهکاره که بگم من اون ثانیه ها رو با اونا گذروندم... » اینها جملات یکی از دوستانمه که امشب نا…
پاسخ دوازدهم (محسن):
۱. طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت. تنها اصل ثابت جهان، تغییره و هر تلاشی برای ثابت نگهداشتن هر چیزی، باعث ترس و نگرانی و رنجه. اگر همه چی داری خیلی خوشحال نباش، اگر هیچی نداری خیلی ناراحت نباش. تضمینی برای ثبات هیچ چیزی وجود نداره. پذیرش این اصل مسلم جهان مادی، میتونه آرامش بیاره. رجوع کنید به شرح مثنوی معنوی
۲. تا وقتی با کسی هستی، همه محبت و عشق و توجهتو بهش بده. وقتی رفت، براش خیرات کن اما شاد زندگی کن. این چیزیه که عزیز رفته ازت میخواد. اگر کاملا ناراحت باشی و در فکر اون، نمیتونی عشق و محبت و توجهت رو به انسانهای اطرافت، به اعصای خونوادت بدی. کسایی که به محبتت نیاز دارن. کتاب زوربای یونانی.
۳. حوادث و اتفاقات جهان خنثی هستند. این ذهن ماست که معنا میده و طوری بازتعریف میکنه که شادکننده یا ناراحتکننده باشه. میتونی بگی خوب شد زودتر از من رفتو مرگ منو ندیدو رنج نکشید. میتونی بگی مرگ یعنی از جنین تنگ و تاریک دنیای مادی بیرون اومدن و به جهان بزرگتر و قشنگتر رفتن. میتونی بگی مرگ یعنی وصال و لقای معشوق حقیقی، خداوند. و چه اتفاقی از وصال، شیرینتر؟ یه راهی برای معنادار کردن رنج و کاهش سختیش پیدا کن. کتاب انسان در جستجوی معنا. مامان و معنای زندگی، یالوم.
۴. کل نفس ذائقه الموت. ما مرگ رو میخوریم و نابودش میکنیم، نه مرگ ما رو. عزیز از دست رفته و ما ابدی هستیم و امروز یا فردا بهش ملحق میشیم. تفسیر اقای جوادی املی
۵. ترس از مرگ عزیزان شاید برگرده به اصطراب وجودی خودمون از مرگ. این اصطراب وجودی خودمون رو حل کنیم شاید ترس از مرگ عزیزان کمتر بشه. رواندرمانی اگزیستانسیالیست، یالوم.
۶. پذیرش، گریه کردن، با دوستان بودن و هر کار دیگهای که حالمونو خوب میکنه بکنیم. مشاور یا روانشناس اگر لازمه ببینیم.
.
۱. طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت. تنها اصل ثابت جهان، تغییره و هر تلاشی برای ثابت نگهداشتن هر چیزی، باعث ترس و نگرانی و رنجه. اگر همه چی داری خیلی خوشحال نباش، اگر هیچی نداری خیلی ناراحت نباش. تضمینی برای ثبات هیچ چیزی وجود نداره. پذیرش این اصل مسلم جهان مادی، میتونه آرامش بیاره. رجوع کنید به شرح مثنوی معنوی
۲. تا وقتی با کسی هستی، همه محبت و عشق و توجهتو بهش بده. وقتی رفت، براش خیرات کن اما شاد زندگی کن. این چیزیه که عزیز رفته ازت میخواد. اگر کاملا ناراحت باشی و در فکر اون، نمیتونی عشق و محبت و توجهت رو به انسانهای اطرافت، به اعصای خونوادت بدی. کسایی که به محبتت نیاز دارن. کتاب زوربای یونانی.
۳. حوادث و اتفاقات جهان خنثی هستند. این ذهن ماست که معنا میده و طوری بازتعریف میکنه که شادکننده یا ناراحتکننده باشه. میتونی بگی خوب شد زودتر از من رفتو مرگ منو ندیدو رنج نکشید. میتونی بگی مرگ یعنی از جنین تنگ و تاریک دنیای مادی بیرون اومدن و به جهان بزرگتر و قشنگتر رفتن. میتونی بگی مرگ یعنی وصال و لقای معشوق حقیقی، خداوند. و چه اتفاقی از وصال، شیرینتر؟ یه راهی برای معنادار کردن رنج و کاهش سختیش پیدا کن. کتاب انسان در جستجوی معنا. مامان و معنای زندگی، یالوم.
۴. کل نفس ذائقه الموت. ما مرگ رو میخوریم و نابودش میکنیم، نه مرگ ما رو. عزیز از دست رفته و ما ابدی هستیم و امروز یا فردا بهش ملحق میشیم. تفسیر اقای جوادی املی
۵. ترس از مرگ عزیزان شاید برگرده به اصطراب وجودی خودمون از مرگ. این اصطراب وجودی خودمون رو حل کنیم شاید ترس از مرگ عزیزان کمتر بشه. رواندرمانی اگزیستانسیالیست، یالوم.
۶. پذیرش، گریه کردن، با دوستان بودن و هر کار دیگهای که حالمونو خوب میکنه بکنیم. مشاور یا روانشناس اگر لازمه ببینیم.
.
تأملات
با مرگ نزدیکان عزیزمون، چطور باید کنار بیاییم؟ ____________________________ « داشتم فکر میکردم که اگر الان رخ بده یا حتی ایننزدیکی ها خیلی ثانیه ها روزگار بهم بدهکاره که بگم من اون ثانیه ها رو با اونا گذروندم... » اینها جملات یکی از دوستانمه که امشب نا…
پاسخ چهاردهم (سپهر):
چاره ای جز پذیرش ندارم، ولی هرگز نمیتونم باهاش کنار بیام... اینکه چیزی واقعیت داشته باشه باعث نمیشه که از رنج مواجهه باهاش چیزی کم بشه.
.
چاره ای جز پذیرش ندارم، ولی هرگز نمیتونم باهاش کنار بیام... اینکه چیزی واقعیت داشته باشه باعث نمیشه که از رنج مواجهه باهاش چیزی کم بشه.
.
از کجا میفهمید «آنِ» شما کیست؟
____________________________
تا همین چند دقیقه پیش، داشتم با یکی از دوستان عزیزم دربارهٔ ملاک انتخاب همسر/همراه حرف میزدم.
اغلب صفاتی که میگفت، متنوع بودند و کمیاب! و مشابهش را بارها از زبان دوستان دیگر شنیده بودم. با خودم فکر میکردم: این همه، در یک نفر نگُنجد!
این بود که سوالی به ذهنم رسید و خواستم بار دیگر زحمتتان بدهم.
لطفاً بگویید،
۱. اگر قرار باشد «فقط یک ملاک» برای انتخاب یار زندگیتان داشته باشید، آن ملاک چیست؟
۲. فکر میکنید خودتان همان ملاک را دارید؟
لطفاً یک جایی از جواب هم بنویسید خانم هستید یا آقا. به نظرم مفید باشد.
طبق معمول،
پاسخهای شما اگر بخواهید، با نام یا بینام منتشر میشوند که در کنار هم و از هم بیاموزیم. ممنونم.
@mostafaonline
و یا
https://telegram.me/HarfBeManBot?start=OTc0NDM4ODU
.
____________________________
تا همین چند دقیقه پیش، داشتم با یکی از دوستان عزیزم دربارهٔ ملاک انتخاب همسر/همراه حرف میزدم.
اغلب صفاتی که میگفت، متنوع بودند و کمیاب! و مشابهش را بارها از زبان دوستان دیگر شنیده بودم. با خودم فکر میکردم: این همه، در یک نفر نگُنجد!
این بود که سوالی به ذهنم رسید و خواستم بار دیگر زحمتتان بدهم.
لطفاً بگویید،
۱. اگر قرار باشد «فقط یک ملاک» برای انتخاب یار زندگیتان داشته باشید، آن ملاک چیست؟
۲. فکر میکنید خودتان همان ملاک را دارید؟
لطفاً یک جایی از جواب هم بنویسید خانم هستید یا آقا. به نظرم مفید باشد.
طبق معمول،
پاسخهای شما اگر بخواهید، با نام یا بینام منتشر میشوند که در کنار هم و از هم بیاموزیم. ممنونم.
@mostafaonline
و یا
https://telegram.me/HarfBeManBot?start=OTc0NDM4ODU
.
تأملات
از کجا میفهمید «آنِ» شما کیست؟ ____________________________ تا همین چند دقیقه پیش، داشتم با یکی از دوستان عزیزم دربارهٔ ملاک انتخاب همسر/همراه حرف میزدم. اغلب صفاتی که میگفت، متنوع بودند و کمیاب! و مشابهش را بارها از زبان دوستان دیگر شنیده بودم. با خودم…
پاسخ اول.
#پیام_ناشناس
به دل نشستنی از جنس احساس یکی بودن، و نه رابطه ای از کنار هم قرار گرفتن دو نفر از فاصله های دور!!
(احساس علاقه ای که کفویت خیلی زود درش حس بشه)
ا------------------------------ا
فکر نمیکنی مبهمه؟
.
#پیام_ناشناس
به دل نشستنی از جنس احساس یکی بودن، و نه رابطه ای از کنار هم قرار گرفتن دو نفر از فاصله های دور!!
(احساس علاقه ای که کفویت خیلی زود درش حس بشه)
ا------------------------------ا
فکر نمیکنی مبهمه؟
.
👌در باب «احساس تنهایی» و درمان این احساس مخرب در ایام قرنطینه، نوشتهٔ زیر رو به شدت توصیه میکنم:
https://t.me/farnoudian/416
#مصطفی_ناصحی
https://t.me/farnoudian/416
#مصطفی_ناصحی
Telegram
Farnoudian Contemplations
اول. آقای دکتر مورتی میفرماید که «با همکارهایی که از خستگی و فشار کار رنج میبردند حرف میزدم. اول شکایتها رو یکییکی میگفتن. بعد به آخر که میرسید میگفتند که این همه کار هست و من هم دستتنهام.» و این قصه که مدام تکرار شد، فهمیدم که شاید درد، درد احساس…
یه رفیق داشتیم دوران توپ پلاستیکی، توپ چهل تیکه داشت.
وقتی میخواستیم فوتبال بازی کنیم میگفت به شرطی توپ چهل تیکه ام میارم که من کاپیتان باشم.
فوتبالش،!؟ نابود، چاق و بد فرم....
واسه بازی یار انتخاب میکرد،
یار چه عرض کنم دوستاش رو انتخاب می کرد
تو پنج دقیقه انقدر گل میخوردن که توپش رو بر میداشت و با قهر میرفت خونه...
ماهم عشق توپ چهل تیکه...
کار ما به جای رسیده بود که برای بازی کردن باتوپ چهل تیکه گل نمیزدیم،
دروازه خالی رو میزدیم تو در و دیوار که صاحب توپ چهل تیکه قهر نکنه...
اون رفیق ما بعد یه مدت باورش شد که فوتبالش خوبه... که ما نمی تونیم بهش گل بزنیم ،
دیگه کم کم گل زدن یادمون رفت،
بخاطر یه توپ چهل تیکه ضعیف بودن رو انتخاب کردیم و رقیب رو قوی نشون دادیم.
همین مثال رو تو تمام زندگیمون نگاه کنیم.
برای علاقه یا شاید منفعت چه جاهایی جلوی چه کسایی خودمون رو ضعیف نشون دادیم و توهم قوی بودن رو به دیگران دادیم.
میخوام بگم باهمون توپ پلاستیکی بازی کنید ولی هیچ وقت جلوی کسی ضعف نشون ندید.
چون توهم قوی بودن بشون دست میده.
چون گل زدن رو،قوی بودن رو فراموش میکنید!
#عطا_آلامین
به نقل از منبعی نامعلوم
وقتی میخواستیم فوتبال بازی کنیم میگفت به شرطی توپ چهل تیکه ام میارم که من کاپیتان باشم.
فوتبالش،!؟ نابود، چاق و بد فرم....
واسه بازی یار انتخاب میکرد،
یار چه عرض کنم دوستاش رو انتخاب می کرد
تو پنج دقیقه انقدر گل میخوردن که توپش رو بر میداشت و با قهر میرفت خونه...
ماهم عشق توپ چهل تیکه...
کار ما به جای رسیده بود که برای بازی کردن باتوپ چهل تیکه گل نمیزدیم،
دروازه خالی رو میزدیم تو در و دیوار که صاحب توپ چهل تیکه قهر نکنه...
اون رفیق ما بعد یه مدت باورش شد که فوتبالش خوبه... که ما نمی تونیم بهش گل بزنیم ،
دیگه کم کم گل زدن یادمون رفت،
بخاطر یه توپ چهل تیکه ضعیف بودن رو انتخاب کردیم و رقیب رو قوی نشون دادیم.
همین مثال رو تو تمام زندگیمون نگاه کنیم.
برای علاقه یا شاید منفعت چه جاهایی جلوی چه کسایی خودمون رو ضعیف نشون دادیم و توهم قوی بودن رو به دیگران دادیم.
میخوام بگم باهمون توپ پلاستیکی بازی کنید ولی هیچ وقت جلوی کسی ضعف نشون ندید.
چون توهم قوی بودن بشون دست میده.
چون گل زدن رو،قوی بودن رو فراموش میکنید!
#عطا_آلامین
به نقل از منبعی نامعلوم
بعضی چیزا مثل یه قله کوه میمونه شما ممکنه ماه ها و یا سال ها تلاش کنین تا بتونین به اون قله برسین و وقتی رسیدین تنها یه منظره زیبا رو تماشا کنین که شاید بعد از یک روز تکراری و بی اثر باشه و در نهایت با انتخاب خودتون از اون قله پایین میاین و یه خاطره ازش براتون میمونه
دربارهی سکوت خیلی حرفها میشه زد.
برای من سکوت خیلی وقتها جایگزین خشم و اعتراضه.
گاهی گیجم و نیاز به سکوت دارم تا فکرام منظم بشن.
گاهی خستهام و سکوت آرومم میکنه.
اما امشب به یه نتیجهی خاص رسیدم:
وقتی با کسی هستی که پیشش احساس امنیت میکنی، «سکوت ذهن» به معنای واقعی کلمه خودشو نشون میده.
سالها بود این سکوت رو نداشتم. ممنونم ازت که ذهن مشوّش منو ساکت کردی🙃
بمونی برام...
برای من سکوت خیلی وقتها جایگزین خشم و اعتراضه.
گاهی گیجم و نیاز به سکوت دارم تا فکرام منظم بشن.
گاهی خستهام و سکوت آرومم میکنه.
اما امشب به یه نتیجهی خاص رسیدم:
وقتی با کسی هستی که پیشش احساس امنیت میکنی، «سکوت ذهن» به معنای واقعی کلمه خودشو نشون میده.
سالها بود این سکوت رو نداشتم. ممنونم ازت که ذهن مشوّش منو ساکت کردی🙃
بمونی برام...
آنچه که به ما امید ادامه دادن میدهد؛
امید تنفس و از خواب برخاستن؛
امید دم کردن چای صبح و با لذت نوشیدنش؛
امید سلام کردن به همسایه؛
امید باز کردن پنجره و نگاه کردن به آسمان؛
آنچه که به تمام این امیدها معنا میدهد، این است که بدانیم کسی، جایی، دوستمان دارد و منتظر صبح به خیر ماست.
امید تنفس و از خواب برخاستن؛
امید دم کردن چای صبح و با لذت نوشیدنش؛
امید سلام کردن به همسایه؛
امید باز کردن پنجره و نگاه کردن به آسمان؛
آنچه که به تمام این امیدها معنا میدهد، این است که بدانیم کسی، جایی، دوستمان دارد و منتظر صبح به خیر ماست.
Forwarded from •Tired Girl (Shqyq)
هیچ وقت نخواستم اونی باشم که بقیه ازم میخوان تا ازم راضی باشن، هیچ وقت هم نتونستم دقیقا همون چیزی باشم که خودم میخوام تا از خودم راضی باشم، اینجوری هرروز میگذره و نه خودم از خودم راضیم نه بقیه از من :)
•Tired Girl
هیچ وقت نخواستم اونی باشم که بقیه ازم میخوان تا ازم راضی باشن، هیچ وقت هم نتونستم دقیقا همون چیزی باشم که خودم میخوام تا از خودم راضی باشم، اینجوری هرروز میگذره و نه خودم از خودم راضیم نه بقیه از من :)
زندگی همینه.
اگر دقیقا اونی باشی که خودت میخوای، دیگه آرزویی برای ادامه دادن نیست.
زندگی بدون آرزو، مثل نوک فواره است. یا قلهٔ کوه. باقیش فروده.
همیشه باید چیزی داشت که به خاطرش جنگید و جلو رفت.
اگر دقیقا اونی باشی که خودت میخوای، دیگه آرزویی برای ادامه دادن نیست.
زندگی بدون آرزو، مثل نوک فواره است. یا قلهٔ کوه. باقیش فروده.
همیشه باید چیزی داشت که به خاطرش جنگید و جلو رفت.
نزار قباني - عيناك كنهري احزاني
<unknown>
عيناك كنهري أحزان
( چشمانت مانند دو رود غمگين است . )
نهري موسيقي حملاني لوراء ، وراء الأزمان
( دو رود موسيقى كه مرا دورتر و فراتر از زمان ميبرد . )
نهري موسيقي قد ضاعا سيّدتي ثمّ أعضاعاني
( دو رود موسيقى اى كه از بين رفتند و ( آه اى) معشوقم من را نيز در خود نابود كردند .)
الدمع الأسود فوقهما يتساقط أنغام بيان
( اشك ها ى سياه در برابر آن دو مانند آوا هايي زلال ميريزند .)
عيناك و تبغي و كحولي
( چشمانت و تنباكو و الكلم )
و القدح العاشر أعماني
( و ليوان دهم من را كور كرد .)
و أنا في المقعد محترق
( و من روى صندلى ، آتش ميگيرم )
نيراني تأكل نيراني
( آتشم آتشم را ميخورد ( در آتش خود ميسوزم ).)
أ أقول أحبّك يا قمري؟
( آيا ( ميتوانم ) بگويم دوستت دارم اى ماه من ؟)
آه ، لو كان بامكاني
( آه ، اى كاش ميتوانستم .)
فأنا لا أملك في الدنيا
( و من ديگر هيچ چيز در اين دنيا ندارم.)
إلا عينيك و أحزاني
( به جز چشمانت و غم خود . )
سفني في المرفأ باكية تتمزّق فوق الخلجان
( كشتى هايم در بندر گريه ميكنند و در خليج در حال خرد شدن هستند .)
و مصيري الأصفر حطّمني حطّم في صدري إيماني
(و سرنوشت غم انگيزم)
( چشمانت مانند دو رود غمگين است . )
نهري موسيقي حملاني لوراء ، وراء الأزمان
( دو رود موسيقى كه مرا دورتر و فراتر از زمان ميبرد . )
نهري موسيقي قد ضاعا سيّدتي ثمّ أعضاعاني
( دو رود موسيقى اى كه از بين رفتند و ( آه اى) معشوقم من را نيز در خود نابود كردند .)
الدمع الأسود فوقهما يتساقط أنغام بيان
( اشك ها ى سياه در برابر آن دو مانند آوا هايي زلال ميريزند .)
عيناك و تبغي و كحولي
( چشمانت و تنباكو و الكلم )
و القدح العاشر أعماني
( و ليوان دهم من را كور كرد .)
و أنا في المقعد محترق
( و من روى صندلى ، آتش ميگيرم )
نيراني تأكل نيراني
( آتشم آتشم را ميخورد ( در آتش خود ميسوزم ).)
أ أقول أحبّك يا قمري؟
( آيا ( ميتوانم ) بگويم دوستت دارم اى ماه من ؟)
آه ، لو كان بامكاني
( آه ، اى كاش ميتوانستم .)
فأنا لا أملك في الدنيا
( و من ديگر هيچ چيز در اين دنيا ندارم.)
إلا عينيك و أحزاني
( به جز چشمانت و غم خود . )
سفني في المرفأ باكية تتمزّق فوق الخلجان
( كشتى هايم در بندر گريه ميكنند و در خليج در حال خرد شدن هستند .)
و مصيري الأصفر حطّمني حطّم في صدري إيماني
(و سرنوشت غم انگيزم)
Forwarded from Half of me:) (:))
اینقدر ایرانی و عرب نکنید و فرهنگ کلامیِ بینظیر و شگفتآور و اندیشمندانِ بیبدیل عرب را نادیده نگیرید.
نزار قبانی، الماغوط، نصر حامد ابوزید، فاطمه مرنیسی، منیف، اینها همه عربند.
هی نگویید تازیان و پارسیان . آدرسِ غلط ندهید و از این حرفها برای آینده دستمایه جنگ و نفرت نسازید.
ماتحت آسمان پاره نشده که ما تولیدات قدسی از آن افتاده باشیم . بشریت در کلمه گرسنگی و عشق متفاوتند اما در خود گرسنگی و عشق هیچ فرقی با یکدیگر ندارند.
غاده السمانِ عرب عاشق ایران بود و ما هم عشاق بغداد و شام و حلب داریم. هزار و یکشب جغرافیای صلح عرب و عجم بود. با داستانهای مشترکی که در سرزمینهای بیمرز و بی اختلاف حادث میشد.
#علیرضا_روشن
نزار قبانی، الماغوط، نصر حامد ابوزید، فاطمه مرنیسی، منیف، اینها همه عربند.
هی نگویید تازیان و پارسیان . آدرسِ غلط ندهید و از این حرفها برای آینده دستمایه جنگ و نفرت نسازید.
ماتحت آسمان پاره نشده که ما تولیدات قدسی از آن افتاده باشیم . بشریت در کلمه گرسنگی و عشق متفاوتند اما در خود گرسنگی و عشق هیچ فرقی با یکدیگر ندارند.
غاده السمانِ عرب عاشق ایران بود و ما هم عشاق بغداد و شام و حلب داریم. هزار و یکشب جغرافیای صلح عرب و عجم بود. با داستانهای مشترکی که در سرزمینهای بیمرز و بی اختلاف حادث میشد.
#علیرضا_روشن
Half of me:)
اینقدر ایرانی و عرب نکنید و فرهنگ کلامیِ بینظیر و شگفتآور و اندیشمندانِ بیبدیل عرب را نادیده نگیرید. نزار قبانی، الماغوط، نصر حامد ابوزید، فاطمه مرنیسی، منیف، اینها همه عربند. هی نگویید تازیان و پارسیان . آدرسِ غلط ندهید و از این حرفها برای آینده دستمایه…
هر چیزی که اکتسابی نیست
نه جای افتخار داره نه تاسف
به چیزی افتخار کن که خودت به دست آوردیش
قیافه، نژاد، و... رو بریز دور.
خودت چی به دست آوردی؟
چی بودی و چی شدی؟
حالا حرف بزن و افتخار کن🙃
نه جای افتخار داره نه تاسف
به چیزی افتخار کن که خودت به دست آوردیش
قیافه، نژاد، و... رو بریز دور.
خودت چی به دست آوردی؟
چی بودی و چی شدی؟
حالا حرف بزن و افتخار کن🙃
Forwarded from اتچ بات
کتاب میلانی یک منبع خوب از زندگی یکی از مرموزترین شخصیتهای قرن بیستم است.
میلانی نشان دهنده جاده پیچیده و گسترده ایست که ایران و آمریکا تا به امروز پیموده اند.
نگاه منتقدان ایرانی عموماً در باره این کتاب مثبت بوده است. از آن جمله آرش اسدی این کتاب را یک اثر بی طرفانه خوانده و نگاه میانه گرای میلانی را در بین نگاههایی که عموماً یا از شاه اسطوره میسازند یا او را دیوسیرت میخوانند ستوده است.
میلانی نشان دهنده جاده پیچیده و گسترده ایست که ایران و آمریکا تا به امروز پیموده اند.
نگاه منتقدان ایرانی عموماً در باره این کتاب مثبت بوده است. از آن جمله آرش اسدی این کتاب را یک اثر بی طرفانه خوانده و نگاه میانه گرای میلانی را در بین نگاههایی که عموماً یا از شاه اسطوره میسازند یا او را دیوسیرت میخوانند ستوده است.
Telegram
attach 📎
اتچ بات
کتاب میلانی یک منبع خوب از زندگی یکی از مرموزترین شخصیتهای قرن بیستم است. میلانی نشان دهنده جاده پیچیده و گسترده ایست که ایران و آمریکا تا به امروز پیموده اند. نگاه منتقدان ایرانی عموماً در باره این کتاب مثبت بوده است. از آن جمله آرش اسدی این کتاب را…
توضیح لازم:
این کتاب مجوز چاپ در ایران نگرفته.
خود نویسنده در سایتش فایل رو گذاشت و گفت اگر در ایران هستید، به ازای مطالعهاش، به یک بنیاد خیریه کمک کنید هر قدر توان مالی داشتید.
@tmlat { تأملات }
🌱
این کتاب مجوز چاپ در ایران نگرفته.
خود نویسنده در سایتش فایل رو گذاشت و گفت اگر در ایران هستید، به ازای مطالعهاش، به یک بنیاد خیریه کمک کنید هر قدر توان مالی داشتید.
@tmlat { تأملات }
🌱
Forwarded from مصطفی ملکیان
🔹بزرگترین عامل تحول بخش در شما این است که من بر خلاف انتظار شما عمل کنم، شما انتظار انتقام از من دارید ولی من خلاف انتظارتان عمل میکنم. به تعبیر میشل فوکو متفکر معروف عارف مسلک «به جای اینکه با مردم مخالفت کنی، با انتظارات آنها مخالفت کن، آن وقت محبوب آنها میشوی.» اگر انتظار دارند که شما انتقام بگیرید، شما انتقام نگیرید و این اکسیری است که دیگران را متبدل میکند.
#مصطفی_ملکیان
@mostafamalekian
#مصطفی_ملکیان
@mostafamalekian