تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ هفتم (بینام):
سلام، به نظرم پایان رابطه میتونه از تمام شدن گفتگو شروع بشه، حالا یا عدم احساس امنیت در بیان نظرات و احساسات یا ناامیدی از امکان ایجاد ارتباط متقابل از طریق گفتگو. پذیرفتن و پذیرفته شدن انچه هستیم و انچه طرف مقابلمون است، یکی از شرطهای برقرار ماندن رابطه است. وقتی پذیرفته شدن در کار نباشه احساس امنیت در بیان و بروز نظرات از بین میره و در گفتگو کم کم بسته میشه.
______________________
مختصر و مفید.
شروع مرگ رابطه، شروع مرگ گفتگوست. ببین هنوز حوصله داری باهاش حرف بزنی؟ اگه آره، که هیچ. اگه نه، گوش به زنگ باش! یه چیز خیلی مهم داره خراب میشه...
.
سلام، به نظرم پایان رابطه میتونه از تمام شدن گفتگو شروع بشه، حالا یا عدم احساس امنیت در بیان نظرات و احساسات یا ناامیدی از امکان ایجاد ارتباط متقابل از طریق گفتگو. پذیرفتن و پذیرفته شدن انچه هستیم و انچه طرف مقابلمون است، یکی از شرطهای برقرار ماندن رابطه است. وقتی پذیرفته شدن در کار نباشه احساس امنیت در بیان و بروز نظرات از بین میره و در گفتگو کم کم بسته میشه.
______________________
مختصر و مفید.
شروع مرگ رابطه، شروع مرگ گفتگوست. ببین هنوز حوصله داری باهاش حرف بزنی؟ اگه آره، که هیچ. اگه نه، گوش به زنگ باش! یه چیز خیلی مهم داره خراب میشه...
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ هشتم (بینام):
وقتی به حفظ اون رابطه فکر کردی.
______________________
برندهٔ جایزهٔ کوتاهترین جواب!
جواب کوتاه همیشه عمیقتر آدمو به فکر فرو میبره....
.
وقتی به حفظ اون رابطه فکر کردی.
______________________
برندهٔ جایزهٔ کوتاهترین جواب!
جواب کوتاه همیشه عمیقتر آدمو به فکر فرو میبره....
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ نهم (بینام):
پایان یک رابطه زمانیه که اون ارزش، احساس و احترام اولیه دیگه نباشه . این که دلیل نبودن این افت ارزش ها چی هست شاید جوابش این باشه:
رابطه یا عشق یا ... مثل یک نهال کوچک میمونه که بسیار حساس و پر باره. هر روز باید بهش آب داد دون داد مراقبش بود . اما اگه هر طرف در این امر کوتاهی کنه این نهال زیبا کم کم از رشد میایسته و پژمرده میشه . پس اونجایی میفهمیم رابطه قطع شد که در درونمون جستجو نکرده متوجه بشیم دیگه مثل قبل طراوت و ثمره و میوه این نهال برامون اهمیت نداره .
______________________
یاد نظریهٔ «پنجره شکسته» افتادم با حرفت.
میگن اگه دیدی پنجرههای یه خونه مدت زیادیه شکسته و کسی درستش نمیکنه، یعنی خونه متروکه است.
اگر پنجرههای شکستهٔ رابطه برات بیاهمیت شدن، یعنی تو دیگه تو اون رابطه نیستی. حتی اگر جسمت باشه، روحت نیست.
.
پایان یک رابطه زمانیه که اون ارزش، احساس و احترام اولیه دیگه نباشه . این که دلیل نبودن این افت ارزش ها چی هست شاید جوابش این باشه:
رابطه یا عشق یا ... مثل یک نهال کوچک میمونه که بسیار حساس و پر باره. هر روز باید بهش آب داد دون داد مراقبش بود . اما اگه هر طرف در این امر کوتاهی کنه این نهال زیبا کم کم از رشد میایسته و پژمرده میشه . پس اونجایی میفهمیم رابطه قطع شد که در درونمون جستجو نکرده متوجه بشیم دیگه مثل قبل طراوت و ثمره و میوه این نهال برامون اهمیت نداره .
______________________
یاد نظریهٔ «پنجره شکسته» افتادم با حرفت.
میگن اگه دیدی پنجرههای یه خونه مدت زیادیه شکسته و کسی درستش نمیکنه، یعنی خونه متروکه است.
اگر پنجرههای شکستهٔ رابطه برات بیاهمیت شدن، یعنی تو دیگه تو اون رابطه نیستی. حتی اگر جسمت باشه، روحت نیست.
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ دهم (محمد یحیی):
دو نکته به ذهنم میرسه:
۱. وقتی اعتماد از بین بره و قابل برگشت هم نباشه.
۲. درک متقابل وجود نداشته باشه.
______________________
خیلی ممنونم.
اینا هم از جنس آسیبشناسی هستند نه «نشانهشناسی». الان میشه پرسید از کجا بفهمیم اعتماد دیگه وجود نداره؟
در عین حال، نکات مهمی بودند.
.
دو نکته به ذهنم میرسه:
۱. وقتی اعتماد از بین بره و قابل برگشت هم نباشه.
۲. درک متقابل وجود نداشته باشه.
______________________
خیلی ممنونم.
اینا هم از جنس آسیبشناسی هستند نه «نشانهشناسی». الان میشه پرسید از کجا بفهمیم اعتماد دیگه وجود نداره؟
در عین حال، نکات مهمی بودند.
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ یازدهم (بینام):
سراشیبی یه رابطه وقتیه که بخوای خودتو قانع کنی همه چی مثه روز اولشه.
______________________
عالی. عالی.
وقتی حال آدم خوبه، اصلا لازم نیست برای خوب بودن دلیلی بیاری! ولی وقتی یه صدایی (بیرونی یا درونی) بهت میگه مریضی؟ شروع میکنی به «دلیل آوردن» واسه خوب بودنت!
اگه داری دنبال دلیل میگردی که بگی رابطه خوبه حالش، حتما حالش خوب نیست🙃
.
سراشیبی یه رابطه وقتیه که بخوای خودتو قانع کنی همه چی مثه روز اولشه.
______________________
عالی. عالی.
وقتی حال آدم خوبه، اصلا لازم نیست برای خوب بودن دلیلی بیاری! ولی وقتی یه صدایی (بیرونی یا درونی) بهت میگه مریضی؟ شروع میکنی به «دلیل آوردن» واسه خوب بودنت!
اگه داری دنبال دلیل میگردی که بگی رابطه خوبه حالش، حتما حالش خوب نیست🙃
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ دوازدهم (متین):
مرگ یه رابطه زمانیه که دنیاهامون اندازه ی هم نباشه! چیزی که برای من مهمه برای اون مهم نباشه و چیزی که اون روش حساسه برای من...
__________________________
قابل تأمله.
.
مرگ یه رابطه زمانیه که دنیاهامون اندازه ی هم نباشه! چیزی که برای من مهمه برای اون مهم نباشه و چیزی که اون روش حساسه برای من...
__________________________
قابل تأمله.
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ سیزدهم (بینام):
به نظرم مرگ ی رابطه برای ی دختر اونجایی هست که دیگه نتونه به طرف مقابل تکیه کنه
نتونه اعتماد کنه.
__________________________
بله. اعتماد شاید رکن اصلی رابطه باشه.
.
به نظرم مرگ ی رابطه برای ی دختر اونجایی هست که دیگه نتونه به طرف مقابل تکیه کنه
نتونه اعتماد کنه.
__________________________
بله. اعتماد شاید رکن اصلی رابطه باشه.
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ چهاردهم (بینام):
وقتی حس میکنی دیگه بود و نبودت برای طرف مقابل فرقی نداره که اینم از خیلی چیزا میشه فهمید دیر جواب دادن الویت دادن به بقیه کارا به جای تو یا عوض شدن رفتارش و مثل قبل صحبت نکردن....گاهی هم خودت حس میکنی دیگه دوس داشتنی وجود نداره اونجاس که دیگه حتی اگر سختت هم هست باید خودت تمومش کنی.
__________________________
فکر میکنم بیشتر مواردی که گفتی، سوء تفاهمهایی هستند که با گفتگو حل میشن. مگر اینکه طرف مقابلت باهات مشکلات رو در میون نذاره و به جای طرح مشکل، اینجور رفتارها رو نشون بده از خودش.
اینجا هم باید پرسید: مگه من چه جور آدمی هستم که طرف میترسه مشکلات رو باهام در میون بذاره؟
.
وقتی حس میکنی دیگه بود و نبودت برای طرف مقابل فرقی نداره که اینم از خیلی چیزا میشه فهمید دیر جواب دادن الویت دادن به بقیه کارا به جای تو یا عوض شدن رفتارش و مثل قبل صحبت نکردن....گاهی هم خودت حس میکنی دیگه دوس داشتنی وجود نداره اونجاس که دیگه حتی اگر سختت هم هست باید خودت تمومش کنی.
__________________________
فکر میکنم بیشتر مواردی که گفتی، سوء تفاهمهایی هستند که با گفتگو حل میشن. مگر اینکه طرف مقابلت باهات مشکلات رو در میون نذاره و به جای طرح مشکل، اینجور رفتارها رو نشون بده از خودش.
اینجا هم باید پرسید: مگه من چه جور آدمی هستم که طرف میترسه مشکلات رو باهام در میون بذاره؟
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ پانزدهم (نازنین):
مرگ رابطه وقتیه که اگر مخالفتی صورت میگیره به جای بحث کردن راجبش سعی کنیم فراموشش کنیم
یه جورایی دیگه دغدغه اینو نداریم حلش کنیم و فقط به فکر کمرنگ کردنشیم برای آسایش خودمون
به تدریج این شکایت های نگفته تبدیل به فاصله عمیق بین زوج میشه
و کم کم رابطه رو به نابودی میل میکنه
__________________________
بله. بله. شبیه همون پنجره شکسته. ممنونم.
.
مرگ رابطه وقتیه که اگر مخالفتی صورت میگیره به جای بحث کردن راجبش سعی کنیم فراموشش کنیم
یه جورایی دیگه دغدغه اینو نداریم حلش کنیم و فقط به فکر کمرنگ کردنشیم برای آسایش خودمون
به تدریج این شکایت های نگفته تبدیل به فاصله عمیق بین زوج میشه
و کم کم رابطه رو به نابودی میل میکنه
__________________________
بله. بله. شبیه همون پنجره شکسته. ممنونم.
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ شانزدهم (زهره):
بی اعتمادی.
__________________________
حالا درسته جایزۀ کوتاهترین پاسخ رو برنده شد ولی مسابقه اصلا این نبود بخدا 😂
.
بی اعتمادی.
__________________________
حالا درسته جایزۀ کوتاهترین پاسخ رو برنده شد ولی مسابقه اصلا این نبود بخدا 😂
.
پاسخ هفدهم (علی):
زمانی که دو نفر هیچ حرفی با هم نداشته باشن رابطشون به پایان میرسه...حرف هم باید از علم نشات بگیره که طبیعتا هر حرفی یه علمی توش نهفتست...رابطه جنسی هم توش حرفه ولی زبونی نیست😬حرف تکراری یا غیر تکراری همیشه مفیده مگر اینکه یکی از دو طرف راضی نباشن.
______________________
جالبه برام که هیچکس از رابطه جنسی حرفی نزد. مرسی صداقت. و بله. موافقم. حرف مشترک نداشتن بسیار نشونۀ خوبیه. و در زمینۀ رابطۀ جنسی هم، حرف مشترک نداشتن خیلی ستمه. ممنونم علی.
.
زمانی که دو نفر هیچ حرفی با هم نداشته باشن رابطشون به پایان میرسه...حرف هم باید از علم نشات بگیره که طبیعتا هر حرفی یه علمی توش نهفتست...رابطه جنسی هم توش حرفه ولی زبونی نیست😬حرف تکراری یا غیر تکراری همیشه مفیده مگر اینکه یکی از دو طرف راضی نباشن.
______________________
جالبه برام که هیچکس از رابطه جنسی حرفی نزد. مرسی صداقت. و بله. موافقم. حرف مشترک نداشتن بسیار نشونۀ خوبیه. و در زمینۀ رابطۀ جنسی هم، حرف مشترک نداشتن خیلی ستمه. ممنونم علی.
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ هجدهم (بُشرا):
از نظرم من مرگ ی رابطه زمانی هستش احترام از بین بره طرفین برای هم دیگه مرزی قائل نشن.
__________________________
بله. احترام یکی از نیازهای اساسیه که اگر جواب داده نشه، دیر یا زود آدم کنار میکشه. ممنونم و ببخشید که دیر دیدم پیام رو. فکر کنم پاسخ اول بود.
.
از نظرم من مرگ ی رابطه زمانی هستش احترام از بین بره طرفین برای هم دیگه مرزی قائل نشن.
__________________________
بله. احترام یکی از نیازهای اساسیه که اگر جواب داده نشه، دیر یا زود آدم کنار میکشه. ممنونم و ببخشید که دیر دیدم پیام رو. فکر کنم پاسخ اول بود.
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ نوزدهم (بینام):
وقتی حرمت ها شکسته بشه.
__________________________
بله بله. اشاره شد و ممنونم.
.
وقتی حرمت ها شکسته بشه.
__________________________
بله بله. اشاره شد و ممنونم.
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ بیستم ( یه علی دیگه):
پایان رابطه وقتی هست که دیگه درد و غمش تکونت نده، شادیش شادت نکنه، احساس بینتون از بین بره.
آدم وقتی حتی یه غریبه براش مشکلی پیش بیاد دلش میگیره ولی آیا وقتی برای کسی که یه زمانی عزیزترینت بوده، دردی بوجود بیاد و تو تکون نخوری، اون رابطه نمرده؟؟؟ 😔
______________________
عجب ملاک خوبی. آفرین. ملموس و واضح.
.
پایان رابطه وقتی هست که دیگه درد و غمش تکونت نده، شادیش شادت نکنه، احساس بینتون از بین بره.
آدم وقتی حتی یه غریبه براش مشکلی پیش بیاد دلش میگیره ولی آیا وقتی برای کسی که یه زمانی عزیزترینت بوده، دردی بوجود بیاد و تو تکون نخوری، اون رابطه نمرده؟؟؟ 😔
______________________
عجب ملاک خوبی. آفرین. ملموس و واضح.
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ بیست و یکم (نادیا):
بنظرم مرگ رابطه زمانیه که دیگه از دیدن غم طرف مقابل خم به ابروت نیاد.
چه حالا غم بخاطر غروب جمعه چه درد عمیق.
آدم عاشق تحمل دیدن درد طرف مقابلشو نداره.
______________________
دقیقا.
.
بنظرم مرگ رابطه زمانیه که دیگه از دیدن غم طرف مقابل خم به ابروت نیاد.
چه حالا غم بخاطر غروب جمعه چه درد عمیق.
آدم عاشق تحمل دیدن درد طرف مقابلشو نداره.
______________________
دقیقا.
.
تأملات
پاسخ بیستم ( یه علی دیگه): پایان رابطه وقتی هست که دیگه درد و غمش تکونت نده، شادیش شادت نکنه، احساس بینتون از بین بره. آدم وقتی حتی یه غریبه براش مشکلی پیش بیاد دلش میگیره ولی آیا وقتی برای کسی که یه زمانی عزیزترینت بوده، دردی بوجود بیاد و تو تکون نخوری،…
پینوشت از (فرخنده):
غلطه ها.
ممکنه رابطه بمیره ولی درد و غمش واست مهم باشه
مث یه دوست معمولی
.
غلطه ها.
ممکنه رابطه بمیره ولی درد و غمش واست مهم باشه
مث یه دوست معمولی
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ بیستم (عاطفه):
یه کش اون قدری کش میاد که بضاعتشه
از یه جایی به بعد نه که نخواد نمی تونه کش بیاد هر چی هم بِکِشیش ممکنه کش بیاد ولی پاره میشه
رابطه هم همینه وقتی همه ش میشه انتظار و توقع،همه ش میشه چرا من اون نه
وقتی چرتکه دستت بگیری حساب کنی من ده بار یه کاری کردم اون هشت بار
اونجا اون کش تحت فشاره
پاره شده
اما کش میاد
اما دیگه قابلیت نداره گره هم بزنی فایده نداره
نکشیم همو
اسیر نکنیم همو
آدما عروسک های خیمه شب بازی ما نیستن.
.
یه کش اون قدری کش میاد که بضاعتشه
از یه جایی به بعد نه که نخواد نمی تونه کش بیاد هر چی هم بِکِشیش ممکنه کش بیاد ولی پاره میشه
رابطه هم همینه وقتی همه ش میشه انتظار و توقع،همه ش میشه چرا من اون نه
وقتی چرتکه دستت بگیری حساب کنی من ده بار یه کاری کردم اون هشت بار
اونجا اون کش تحت فشاره
پاره شده
اما کش میاد
اما دیگه قابلیت نداره گره هم بزنی فایده نداره
نکشیم همو
اسیر نکنیم همو
آدما عروسک های خیمه شب بازی ما نیستن.
.
تأملات
پاسخ دوازدهم (متین): مرگ یه رابطه زمانیه که دنیاهامون اندازه ی هم نباشه! چیزی که برای من مهمه برای اون مهم نباشه و چیزی که اون روش حساسه برای من... __________________________ قابل تأمله. .
پینوشت از (حسین):
پیدا کردن کسی که دقیقا هر چی برای تو مهمه برای اون مهم باشه و هر چی برای اون همه برای تو مهم باشه غیر ممکنه طرفین ممکنه تو بعضی چیز ها هم با هم موافق نباشن دلیل نمیشه رابطه بینشون مرده باشه.
.
پیدا کردن کسی که دقیقا هر چی برای تو مهمه برای اون مهم باشه و هر چی برای اون همه برای تو مهم باشه غیر ممکنه طرفین ممکنه تو بعضی چیز ها هم با هم موافق نباشن دلیل نمیشه رابطه بینشون مرده باشه.
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ بیست و یکم (سروش):
آدم ها که دلبسته میشن درواقع میبینن یه جایی یه گوشه ای از این پازل زندگیشون که خلایی توش هست ، یه تیکه مکمل پیدا کردن. کم کم که پیش میره میبینن که رفته رفته داره این پازل ها کامل تر میشه... یه جاهایی هم نه ، شکلاشون به هم نمیخوره ، طبیعیه انسان ها هیچ وقت صد در صد با هم نمیتونن مکمل باشن. ولی خوب توی این لحظات یه چیزایی مثل وابستگی، عشق علاقه یا هرچیزی که توی این مقولاته یه کاری میکنه که آدم سعی کنه یه جوری این مشکل تکمیل نشدن پازل ها رو حل کنه. مثلا گاها میبخشه و پازل خودش رو تغییر میده گاهی با آرامش فرد مقابل رو قانع به تغییر دادن میکنه.
اونجایی که نشه کاری برای تکمیل شدن پازل ها کرد یا دیگه رمقی نباشه که حل کنیم مشکل این تکمیل نشدن رو ، یعنی زندگیمون ناقصه.
.
آدم ها که دلبسته میشن درواقع میبینن یه جایی یه گوشه ای از این پازل زندگیشون که خلایی توش هست ، یه تیکه مکمل پیدا کردن. کم کم که پیش میره میبینن که رفته رفته داره این پازل ها کامل تر میشه... یه جاهایی هم نه ، شکلاشون به هم نمیخوره ، طبیعیه انسان ها هیچ وقت صد در صد با هم نمیتونن مکمل باشن. ولی خوب توی این لحظات یه چیزایی مثل وابستگی، عشق علاقه یا هرچیزی که توی این مقولاته یه کاری میکنه که آدم سعی کنه یه جوری این مشکل تکمیل نشدن پازل ها رو حل کنه. مثلا گاها میبخشه و پازل خودش رو تغییر میده گاهی با آرامش فرد مقابل رو قانع به تغییر دادن میکنه.
اونجایی که نشه کاری برای تکمیل شدن پازل ها کرد یا دیگه رمقی نباشه که حل کنیم مشکل این تکمیل نشدن رو ، یعنی زندگیمون ناقصه.
.
تأملات
مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ _____________________________________ چند شب پیش پاسخی برای این سوال به ذهنم رسید. اما خستگی اجازه نداد بنویسمش. امشب، تصمیم گرفتم شنونده باشم تا گوینده. لطفاً برای ما بگویید به نظر شما مرگ یک رابطه، چه زمانیست؟ چه اتفاقی باید بیفتد…
پاسخ بیست و دوم (صالح):
وقتی به این سوال فکر کردم نشانه های زیادی به ذهنم رسید. اینکه حال هم را نداشته باشند، اعتماد از بین برود، حرمت ها شکسته شود، حرفی برای گفتن نباشد ، برای هم مهم نباشند و ...
اما همهی اینها نشانهاند. تمام نشانههایی که مطمئنمان میکنند رابطه مرده و یا در حال احتضار است. و سوال اصلی هنوز پابرجاست، مرگ یک رابطه چه زمانی است؟!
چه زمانی دیگر برایمان مهم نیست؟ چه زمانی بهم احترام نمیگذاریم؟ چه میشود که دیگر به یکدیگر اعتماد نمیکنیم؟
آیا بخاطر سرخوردگی از برآورده نشدن انتظاراتمان است؟
خیلیهامان قبل از شروع رابطه آنقدر در موردش خیالپردازی میکنیم که وقتی وارد آن میشویم، تفاوت واقعیت، با تصورات سرخوردهمان میکند. هر چه زمان میگذرد این تفاوت بیشتر آشکار میشود و اندک اندک از اینکه رویاهامان را به واقعیت تبدیل کنیم ناامید میشویم. تا جایی که به یقین میرسیم رویاهای ما در نتیجهی این رابطه بدست نمیآیند و این درست زمانیست که رابطه میمیرد.
شاید هم هدفمان از رابطه ارضا شده.
خیلی وقتها خودمان هم نمیفهمیم، اما آن چیزی که درونمان هیجان ارتباط با کس دیگری را ایجاد میکند عشق نیست، خواستههای روحی خودمان است. گاهی میل تصاحب است، و وقتی احساس میکنیم به دستش آوردیم دیگر تمایلی برای ادامه نداریم. یا بعضیها اثبات هویت و مقبولیتشان را جستجو میکنند و با دیدن کوچکترین نشانی از یافتن این هدف، نسبت به ادامه راه دلسرد میشوند. گویی دیگر به آخر رسیده اند و چیزی برای بدست آوردن ندارند.
شاید هم گرد عادت بر رابطه نشسته و خفهاش کرده.
چه بسیار عشق های سوزان، که بعد از مدتی رو به سردی گذاشتهاند. فقط و فقط برای اینکه طرفین بهم عادت کرده و دیگر چیزی برای کشف در هم نمیبینند.
شاید هم هیچ کدام از اینها نباشد، صرفا یک اتفاق کوچک، تغییری غیرمنتظره، شرایط را عوض کرده و دیگر مجالی برای حیات احساس اولمان باقی نگذاشته است. اتفاقی که شاید تقصیر هیچکدام از طرفین هم نباشد. شاید اصلا بار تعهد سنگینی کرده است و دیگر تاب تحملش را نداشتهایم. کسی چه میداند؟
تنها چیزی که میدانم این است که مرگ هر رابطه هزاران نشانه دارد و تنها یک دلیل. پیدا کردن یک دلیل بسیار آسانتر از فهم هزار نشانه است اما بیشتر ما آدمها نشانهها را به علت ترجیح میدهیم. چراکه یافتن همان یک دلیل، بیشتر از بیان تمام نشانهها شهامت میطلبد. مردن یک مقتول را همه میتوانند تایید کنند، اما چه کسی جرئت اعتراف به قتلش دارد؟
وقتی به این سوال فکر کردم نشانه های زیادی به ذهنم رسید. اینکه حال هم را نداشته باشند، اعتماد از بین برود، حرمت ها شکسته شود، حرفی برای گفتن نباشد ، برای هم مهم نباشند و ...
اما همهی اینها نشانهاند. تمام نشانههایی که مطمئنمان میکنند رابطه مرده و یا در حال احتضار است. و سوال اصلی هنوز پابرجاست، مرگ یک رابطه چه زمانی است؟!
چه زمانی دیگر برایمان مهم نیست؟ چه زمانی بهم احترام نمیگذاریم؟ چه میشود که دیگر به یکدیگر اعتماد نمیکنیم؟
آیا بخاطر سرخوردگی از برآورده نشدن انتظاراتمان است؟
خیلیهامان قبل از شروع رابطه آنقدر در موردش خیالپردازی میکنیم که وقتی وارد آن میشویم، تفاوت واقعیت، با تصورات سرخوردهمان میکند. هر چه زمان میگذرد این تفاوت بیشتر آشکار میشود و اندک اندک از اینکه رویاهامان را به واقعیت تبدیل کنیم ناامید میشویم. تا جایی که به یقین میرسیم رویاهای ما در نتیجهی این رابطه بدست نمیآیند و این درست زمانیست که رابطه میمیرد.
شاید هم هدفمان از رابطه ارضا شده.
خیلی وقتها خودمان هم نمیفهمیم، اما آن چیزی که درونمان هیجان ارتباط با کس دیگری را ایجاد میکند عشق نیست، خواستههای روحی خودمان است. گاهی میل تصاحب است، و وقتی احساس میکنیم به دستش آوردیم دیگر تمایلی برای ادامه نداریم. یا بعضیها اثبات هویت و مقبولیتشان را جستجو میکنند و با دیدن کوچکترین نشانی از یافتن این هدف، نسبت به ادامه راه دلسرد میشوند. گویی دیگر به آخر رسیده اند و چیزی برای بدست آوردن ندارند.
شاید هم گرد عادت بر رابطه نشسته و خفهاش کرده.
چه بسیار عشق های سوزان، که بعد از مدتی رو به سردی گذاشتهاند. فقط و فقط برای اینکه طرفین بهم عادت کرده و دیگر چیزی برای کشف در هم نمیبینند.
شاید هم هیچ کدام از اینها نباشد، صرفا یک اتفاق کوچک، تغییری غیرمنتظره، شرایط را عوض کرده و دیگر مجالی برای حیات احساس اولمان باقی نگذاشته است. اتفاقی که شاید تقصیر هیچکدام از طرفین هم نباشد. شاید اصلا بار تعهد سنگینی کرده است و دیگر تاب تحملش را نداشتهایم. کسی چه میداند؟
تنها چیزی که میدانم این است که مرگ هر رابطه هزاران نشانه دارد و تنها یک دلیل. پیدا کردن یک دلیل بسیار آسانتر از فهم هزار نشانه است اما بیشتر ما آدمها نشانهها را به علت ترجیح میدهیم. چراکه یافتن همان یک دلیل، بیشتر از بیان تمام نشانهها شهامت میطلبد. مردن یک مقتول را همه میتوانند تایید کنند، اما چه کسی جرئت اعتراف به قتلش دارد؟