۶۰۸.
ما عادت کردهایم به توقع داشتن.
معمولاً هم بر اساس ظاهر، تصوری داریم و بر اساس تصورمان، توقع و انتظاری در ذهن و دلمان شکل میگیرد.
اما دریغ، که اغلب این انتظارها و توقعات، به بنبست میرسد. ما میمانیم و غم برآورده نشدن انتظاراتمان.
امروز دیوان #سلیم_تهرانی را ورق میزدم که به این بیت رسیدم:
حاصل دنیا نبود آنسان که ما میخواستیم
طفل، چشم بیضهٔ رنگینی از طاووس داشت
سلیم میگوید چشمداشت کودک، این است که چون طاووس ظاهر رنگینی دارد، لابد تخمهای طاووس هم باید رنگین باشد! اما این توقع بیجاست و به غم میانجامد. همچنان که چشمداشت ما از خوب گذشتن روزگار.
انگار قصهٔ ناامیدی از روزگار، از روز اول دنیا بوده تا همین حالا؛ و قرار هم نیست پایانی داشته باشد.
شاید باید توقع ما پایان بپذیرد.
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
ما عادت کردهایم به توقع داشتن.
معمولاً هم بر اساس ظاهر، تصوری داریم و بر اساس تصورمان، توقع و انتظاری در ذهن و دلمان شکل میگیرد.
اما دریغ، که اغلب این انتظارها و توقعات، به بنبست میرسد. ما میمانیم و غم برآورده نشدن انتظاراتمان.
امروز دیوان #سلیم_تهرانی را ورق میزدم که به این بیت رسیدم:
حاصل دنیا نبود آنسان که ما میخواستیم
طفل، چشم بیضهٔ رنگینی از طاووس داشت
سلیم میگوید چشمداشت کودک، این است که چون طاووس ظاهر رنگینی دارد، لابد تخمهای طاووس هم باید رنگین باشد! اما این توقع بیجاست و به غم میانجامد. همچنان که چشمداشت ما از خوب گذشتن روزگار.
انگار قصهٔ ناامیدی از روزگار، از روز اول دنیا بوده تا همین حالا؛ و قرار هم نیست پایانی داشته باشد.
شاید باید توقع ما پایان بپذیرد.
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
👏3❤2👍2
اگر بگویم دکتر گوستافسون هرگز هیچ حرف جالبی نمیزد و هیچ مدل بهدردبخور و نگاه تازهای ارائه نمیداد، دروغ گفتهام.
مثلاً یکی از فرضهای اولیهٔ او این بود که اساساً در زندگی، تنها دو راه پیش پای انسان وجود دارد: ۱. عشق و ۲. ترس
و این دو هرگز همزمان بروز نمیکنند. یعنی دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند و به قول کتاب مقدس «آدمی را توان خدمت به دو ارباب نیست». در ذهن مردها این گونه تهنشین شده است که مردانگی با #رقابت و #دستاورد تعریف میشود و یکی از بدترین عواقب این تصور این است که آنها تقریباً سراسر زندگی خود را در ترس به سر میبرند و این باعث میشود که نتوانند عشق واقعی را تجربه کنند.
یعنی درک مردان آمریکایی از عشق معمولاً به یک نیاز خلاصه میشود، نیاز به اینکه آنها را جور خاصی ببینند. بنابراین مردان امروز مدام در هراسند، هراس از اینکه به قدر کافی خوب نباشند. آنها باید تمام وقت خود را صرف این کنند که مردانگی خود را به دیگران اثبات کنند تا کمی احساس امنیت داشته باشند. تمام این ترسها تجربه عشق واقعی را ناممکن میکند.
یاد نئون به خیر
دیوید فاستر والاس
مثلاً یکی از فرضهای اولیهٔ او این بود که اساساً در زندگی، تنها دو راه پیش پای انسان وجود دارد: ۱. عشق و ۲. ترس
و این دو هرگز همزمان بروز نمیکنند. یعنی دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند و به قول کتاب مقدس «آدمی را توان خدمت به دو ارباب نیست». در ذهن مردها این گونه تهنشین شده است که مردانگی با #رقابت و #دستاورد تعریف میشود و یکی از بدترین عواقب این تصور این است که آنها تقریباً سراسر زندگی خود را در ترس به سر میبرند و این باعث میشود که نتوانند عشق واقعی را تجربه کنند.
یعنی درک مردان آمریکایی از عشق معمولاً به یک نیاز خلاصه میشود، نیاز به اینکه آنها را جور خاصی ببینند. بنابراین مردان امروز مدام در هراسند، هراس از اینکه به قدر کافی خوب نباشند. آنها باید تمام وقت خود را صرف این کنند که مردانگی خود را به دیگران اثبات کنند تا کمی احساس امنیت داشته باشند. تمام این ترسها تجربه عشق واقعی را ناممکن میکند.
یاد نئون به خیر
دیوید فاستر والاس
👍6🤔1
Forwarded from Comentive | کامنتیو
امیدوارم هیچوقت به کارتون نیاد ولی ممکنه یه روزی بتونید با همین چند ساعت آموزش، جون یکی رو نجات بدید!
@Comentive
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from کتابخانه سیمرغ
☕️قطعهای از کتاب
دوست داشتن یکنفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونهست.
اولش عاشق همهی چیزهایی میشی که برات تازگی دارن. هر روز صبح از اینکه میبینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی. بعد به مرور زمان دیوارها فرسوده میشن. چوبها از بعضی قسمتها پوسیده میشن و میفهمی که عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست؛ بلکه به خاطر عیب و نقص هاشه. تمام سوراخ سنبههاش رو یاد میگیری. یاد میگیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده، کلید توی قفل گیر نکنه، یا در کمد رو چطور باز کنی که جیرجیر نکنه.
اینا رازهای کوچیکی هستن که خونه رو مال آدم میکنن.
📕#مردی_به_نام_اوه
✍#فردریک_بکمن
♦️@seemorghbook
دوست داشتن یکنفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونهست.
اولش عاشق همهی چیزهایی میشی که برات تازگی دارن. هر روز صبح از اینکه میبینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی. بعد به مرور زمان دیوارها فرسوده میشن. چوبها از بعضی قسمتها پوسیده میشن و میفهمی که عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست؛ بلکه به خاطر عیب و نقص هاشه. تمام سوراخ سنبههاش رو یاد میگیری. یاد میگیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده، کلید توی قفل گیر نکنه، یا در کمد رو چطور باز کنی که جیرجیر نکنه.
اینا رازهای کوچیکی هستن که خونه رو مال آدم میکنن.
📕#مردی_به_نام_اوه
✍#فردریک_بکمن
♦️@seemorghbook
❤🔥3
Forwarded from SUT Twitter
🔴I'm not oK
🔻فکر کنم اروین یالوم بود که میگفت:
وقتی کسی میگه حالم خوش نیست یا I'm not ok، الزاما نباید دنبال اتفاقات بزرگ بگردیم و نباید هم بهش بگیم اینکه چیزی نیست!
🔻نباید توی این لوپ بیوفتیم که ببیین من از تو بدبخت ترم، من از تو بیشتر سختی کشیدم و... این بازی ما ایرانی هارو دیدید که شخص میگه دیشب ۳ ساعت بیشتر نخوابیدم، یکی توی جمع میگه هه اینکه چیزی نیست من ۱ ساعت خوابیدم، اون یکی میگه برو بابا من که اصلا نخوابیدم، یه نفرم در نهایت برنده کاپ گوه بدبختی میشه و اعلام میکنه بابا خداروشکر کنید جای من نیستید من ۴ روزه نخوابیدم!
🔻این رفتار نسبت به خودمون و اطرافیان مون کاملا اشتباهه!
به دلایل متعدد، بازتاب یک رویداد بیرونی ممکنه در درون بسیار بزرگ باشه و آدمها در این مورد متفاوتن. اتفاق بیرونی که ممکنه ابدا برای من اهمیت نداشته باشه، ممکنه شخص دیگه ای رو عمیقا ناراحت کنه خیلی دنبال منطق ریاضی وار توی مسائل احساسی و روانی نباشید.
🔻به رسمیت شناختن حق «هر از گاهی کم آوردن» برای دوستان و اطرافیانتون میتونه امنیت بخش ترین قسمت دوستی با شما براشون باشه و شناخت همین حق برای خودتون میتونه نشان دهنده این باشه که با خودتون در صلح هستید، در عمیق ترین لایه های وجودیتون.
«بودا بودم»
@sut_tw
🔻فکر کنم اروین یالوم بود که میگفت:
وقتی کسی میگه حالم خوش نیست یا I'm not ok، الزاما نباید دنبال اتفاقات بزرگ بگردیم و نباید هم بهش بگیم اینکه چیزی نیست!
🔻نباید توی این لوپ بیوفتیم که ببیین من از تو بدبخت ترم، من از تو بیشتر سختی کشیدم و... این بازی ما ایرانی هارو دیدید که شخص میگه دیشب ۳ ساعت بیشتر نخوابیدم، یکی توی جمع میگه هه اینکه چیزی نیست من ۱ ساعت خوابیدم، اون یکی میگه برو بابا من که اصلا نخوابیدم، یه نفرم در نهایت برنده کاپ گوه بدبختی میشه و اعلام میکنه بابا خداروشکر کنید جای من نیستید من ۴ روزه نخوابیدم!
🔻این رفتار نسبت به خودمون و اطرافیان مون کاملا اشتباهه!
به دلایل متعدد، بازتاب یک رویداد بیرونی ممکنه در درون بسیار بزرگ باشه و آدمها در این مورد متفاوتن. اتفاق بیرونی که ممکنه ابدا برای من اهمیت نداشته باشه، ممکنه شخص دیگه ای رو عمیقا ناراحت کنه خیلی دنبال منطق ریاضی وار توی مسائل احساسی و روانی نباشید.
🔻به رسمیت شناختن حق «هر از گاهی کم آوردن» برای دوستان و اطرافیانتون میتونه امنیت بخش ترین قسمت دوستی با شما براشون باشه و شناخت همین حق برای خودتون میتونه نشان دهنده این باشه که با خودتون در صلح هستید، در عمیق ترین لایه های وجودیتون.
«بودا بودم»
@sut_tw
👍3❤2
Forwarded from فردای اقتصاد
آموزش «سواد اقتصادی»
با ۱۸ ویدئوی کوتاه چند دقیقهای
◻️محتوای این ویدئوها از یک منبع معتبر علمی تهیه شده و هر فردی پس از تماشای این ویدئوها، دید کاملا متفاوتی به مباحث اقتصادی اعم از تورم، شوکهای اقتصادی، حباب بازارها و آثار این مفاهیم در حیات فردی و اجتماعی خواهد داشت.
◻️دسترسی سریع به قسمتهای مختلف این ویدئوها تحت عنوان «داستان رشد و فروپاشی اقتصادها»، 👇🏻👇🏻👇🏻
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
قسمت دهم
قسمت یازدهم
قسمت دوازدهم
قسمت سیزدهم
قسمت چهاردهم
قسمت پانزدهم
قسمت شانزدهم
قسمت هفدهم
قسمت هجدهم
#داستان_رشدوفروپاشی_اقتصادها
@feghtesad
با ۱۸ ویدئوی کوتاه چند دقیقهای
◻️محتوای این ویدئوها از یک منبع معتبر علمی تهیه شده و هر فردی پس از تماشای این ویدئوها، دید کاملا متفاوتی به مباحث اقتصادی اعم از تورم، شوکهای اقتصادی، حباب بازارها و آثار این مفاهیم در حیات فردی و اجتماعی خواهد داشت.
◻️دسترسی سریع به قسمتهای مختلف این ویدئوها تحت عنوان «داستان رشد و فروپاشی اقتصادها»، 👇🏻👇🏻👇🏻
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
قسمت دهم
قسمت یازدهم
قسمت دوازدهم
قسمت سیزدهم
قسمت چهاردهم
قسمت پانزدهم
قسمت شانزدهم
قسمت هفدهم
قسمت هجدهم
#داستان_رشدوفروپاشی_اقتصادها
@feghtesad
❤3👍1
دارم همین الان شبکه سه رو میبینم که چند نفر اومدن دختره ۷ سالشه از ۳ سالگی حافظ کل قرآن شده
و خواهرش ۱۴ سالشه اونم همزمان داره دانشگاه درس میخونه داره همزمان سال دهم رشته تجربی میخونه
قرآن و نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه رو حفظ هستن
و مثلا یکیشون قرآن رو به ۴،۵ زبان مختلف بلده
خوب از یه طرفی به خودت میگی واو تو سن کم چه موفقیت های زیادی به دست آورده
حالا لزوما منظورم با اینا نیست چون رفتن سراغ قرآن
کلا از این دست آدم ها زیاده
مثلا یکی بود تو ۱۶ سالگی رفته بود دانشگاه تهران رشته پزشکی قبول شده بود
یا از این دست که تو بچگی راه چند ساله رو رفتن
اما من همیشه باهاش مشکل داشتم
شاید یکی هم بگه حسودیه
یا این که تو نمیتونی همچین چیزی باشی پس بدت میاد
جدا از این که هیچوقت نمیخواهم همچین چیزی باشم
نشستم بررسی کردم ببینم اصلا چرا من بدم
خوب یه سوال بزرگ این وسط وجود داره
خوب که چی اصلا
چه کار کنم
بدم میاد از این همه تلاش
چون غایتی توش نمیبینم
چون هدفی نیست
تمام این تلاش ها سر چی بوده
خوب این همه چیز کردی که چی بگی
حالا الان بهش نمیرسیدی ۱۰ سال دیگه میرسیدی چی میشد؟
چرا اینقدر فشار آوردی
دلیل دوم اینه که اکثر این کسایی ک دیدم
بیشتر افتخاره برای پدر مادره بوده
یعنی یه جورایی انگار اصلا تمام این تلاش ها برای اینه که پدر و مادره بتونن به چیزی افتخار کنن
چون مثلا دختر ۳ ساله اصلا درکی از قرآن نداره
نمیدونه چیه چه مفهومی داره
چه چیزی داره میگه
یعنی میتونه ترجمه رو بخونه ها
ولی سیستم فکری خودش هنوز راه نیفتاده
در نتیجه داره اهدافی ک پدر مادرش بهش دیکته میکنن رو میره
یعنی این یه نکته ایه که خیلی بدم میاد
اینکه کسی بشی که پدر مادرت نتونستن بشن
و زندگی نکردهٔ اونا رو بکنی
به نظر من به قول سعدی
اینا
نه محقق بود نه دانشمند
چارپایی بر او کتابی چند
نمیدونم شاید اشتباه میکنم یا با تعصب دارم میگم
ولی با تمام وجود سبک زندگیشون رو دوست ندارم
نظر بدید
#رضا_سربازی
و خواهرش ۱۴ سالشه اونم همزمان داره دانشگاه درس میخونه داره همزمان سال دهم رشته تجربی میخونه
قرآن و نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه رو حفظ هستن
و مثلا یکیشون قرآن رو به ۴،۵ زبان مختلف بلده
خوب از یه طرفی به خودت میگی واو تو سن کم چه موفقیت های زیادی به دست آورده
حالا لزوما منظورم با اینا نیست چون رفتن سراغ قرآن
کلا از این دست آدم ها زیاده
مثلا یکی بود تو ۱۶ سالگی رفته بود دانشگاه تهران رشته پزشکی قبول شده بود
یا از این دست که تو بچگی راه چند ساله رو رفتن
اما من همیشه باهاش مشکل داشتم
شاید یکی هم بگه حسودیه
یا این که تو نمیتونی همچین چیزی باشی پس بدت میاد
جدا از این که هیچوقت نمیخواهم همچین چیزی باشم
نشستم بررسی کردم ببینم اصلا چرا من بدم
خوب یه سوال بزرگ این وسط وجود داره
خوب که چی اصلا
چه کار کنم
بدم میاد از این همه تلاش
چون غایتی توش نمیبینم
چون هدفی نیست
تمام این تلاش ها سر چی بوده
خوب این همه چیز کردی که چی بگی
حالا الان بهش نمیرسیدی ۱۰ سال دیگه میرسیدی چی میشد؟
چرا اینقدر فشار آوردی
دلیل دوم اینه که اکثر این کسایی ک دیدم
بیشتر افتخاره برای پدر مادره بوده
یعنی یه جورایی انگار اصلا تمام این تلاش ها برای اینه که پدر و مادره بتونن به چیزی افتخار کنن
چون مثلا دختر ۳ ساله اصلا درکی از قرآن نداره
نمیدونه چیه چه مفهومی داره
چه چیزی داره میگه
یعنی میتونه ترجمه رو بخونه ها
ولی سیستم فکری خودش هنوز راه نیفتاده
در نتیجه داره اهدافی ک پدر مادرش بهش دیکته میکنن رو میره
یعنی این یه نکته ایه که خیلی بدم میاد
اینکه کسی بشی که پدر مادرت نتونستن بشن
و زندگی نکردهٔ اونا رو بکنی
به نظر من به قول سعدی
اینا
نه محقق بود نه دانشمند
چارپایی بر او کتابی چند
نمیدونم شاید اشتباه میکنم یا با تعصب دارم میگم
ولی با تمام وجود سبک زندگیشون رو دوست ندارم
نظر بدید
#رضا_سربازی
👍13👎4
تأملات
دارم همین الان شبکه سه رو میبینم که چند نفر اومدن دختره ۷ سالشه از ۳ سالگی حافظ کل قرآن شده و خواهرش ۱۴ سالشه اونم همزمان داره دانشگاه درس میخونه داره همزمان سال دهم رشته تجربی میخونه قرآن و نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه رو حفظ هستن و مثلا یکیشون قرآن رو به…
نکته ای ک یادم رفت بنویسم این بود ک
این بچه ها میگفتن ما کودکی هم کردیم
و در عین فشار ها سرگرمی و کودکی خودمون رو داشتیم
مشکل اینجاست
ک تو هیچ وقت در محیطی ک همچنان باشن به مدت طولانی تعامل نداشتی
مثلا هما ما ۱۲ سال مدرسه رفتیم ۱۲ سال با همسن هامون تعامل داشتیم حرف زدیم
تفکراتمون رو با هم در میون گزاشتیم
با هم خارج از محیط خانواده تجربه کسب کردیم و خاطره داریم
اینا هیچ وقت همچین چیزی ندارن
هیچ وقت تفکراتشون رو وسط نزاشت همسن هاشون نقد کنن تا چیز های جدیدی اضافه بشه
اینه ک مشکل داره
این بچه ها میگفتن ما کودکی هم کردیم
و در عین فشار ها سرگرمی و کودکی خودمون رو داشتیم
مشکل اینجاست
ک تو هیچ وقت در محیطی ک همچنان باشن به مدت طولانی تعامل نداشتی
مثلا هما ما ۱۲ سال مدرسه رفتیم ۱۲ سال با همسن هامون تعامل داشتیم حرف زدیم
تفکراتمون رو با هم در میون گزاشتیم
با هم خارج از محیط خانواده تجربه کسب کردیم و خاطره داریم
اینا هیچ وقت همچین چیزی ندارن
هیچ وقت تفکراتشون رو وسط نزاشت همسن هاشون نقد کنن تا چیز های جدیدی اضافه بشه
اینه ک مشکل داره
👍6🥱2
Forwarded from SUT Twitter
💭 از قشنگترین پژوهشهایی که اخیرا خوندم، مقاله دکتر چیکی دیویس(Davis) از دانشگاه برکلی بود. این پژوهشگر دنبال این بود ببینه "چطور میشه با یه سری رفتارهای به شدت ساده اما اثرگذار، یه تکونی به عزت نفس خودمون بدیم!" و حس خودارزشمندی بیشتری تو زندگی داشته باشیم...
ادامهی مطلب
- Dr.amani -
@sut_tw
ادامهی مطلب
- Dr.amani -
@sut_tw
👍4
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#رشتو 🧵
سال ۲۰۱۷ گروهی از برنامه نویسا تصمیم گرفتن مسابقه ای تفریحی برای ساخت احمقانه ترین ولوم صدا درست کنن.
نتایج این مسابقه رو با هم می بینیم:
ادامه مطلب
•برلینر 🧸•
@uttweet
سال ۲۰۱۷ گروهی از برنامه نویسا تصمیم گرفتن مسابقه ای تفریحی برای ساخت احمقانه ترین ولوم صدا درست کنن.
نتایج این مسابقه رو با هم می بینیم:
ادامه مطلب
•برلینر 🧸•
@uttweet
🤣3🥱2😐1
تأملات
خوانش: سیدحسین تهجدی چند بند از ترجیعبند سعدی مناسب قفلی زدن و دق کردن. @tmlat { تأملات } 🌱 – ترجیع بند
برای تک تک ابیاتش میشه چند بند نوشت و اشک ریخت. اشک ریخت و نوشت.
کاش دوباره دستم به نوشتن باز بشه :)
#مصطفی
کاش دوباره دستم به نوشتن باز بشه :)
#مصطفی
❤3🗿2💔1😐1👀1
دارم یادداشتی مینویسم که ناگهان در رویایی او را میبینم که شال گردنش را دور گردنم میپیچد. به خودم میآیم و میبینم که کلمهای را نصفه رها کردهام. نمیتوانم بفهمم چه چیز این تصویر فراموششده را از ژرفای حافظهام فراخوانده است و چرا؟ این تصویر، چند ثانیه در برابر چشمان خیالم میدرخشد تا این که سوزشی در قلبم احساس میکنم. سوزش، سوختن؛ چهقدر این واژهها در توصیف آنچه تجربه میکنم ناتوانند. همواره به این اندیشیدهام که شاید به دلیل همین ناتوانی و نابسندگی، باید سکوت کرد؛ برای خیانت نکردن به آنچه در عمقی احساس میشود که واژهها را بدان راه نیست. اما شاید چارهای نداریم جز این که با واژههایی که داریم، ادامه بدهیم. اطمینان دارم آنچه را که میگویم، دیگران پیشتر از من و بهتر از من گفتهاند. اما چه غمانگیز است که همان لحظههای شیرین و نرم گذشته میتوانند این اندازه تلخ و نامهربان باشند. انگار هر خاطره (که میتواند لحظهای بسیار معمولی از زمان باشد) باری سنگین بر دل میگذارد.
#بینام
@tmlat { تأملات }
🌱
#بینام
@tmlat { تأملات }
🌱
❤2💔2👎1🥱1
باورم نمیشه!
چطوری دارم میتونم؟!
حقیقتا باورم نمیشه چطوری هنوز دارم میتونم؟!!!
چطوری دارم میتونم؟!
حقیقتا باورم نمیشه چطوری هنوز دارم میتونم؟!!!
👏3🤔2🗿2😐1
Forwarded from احساننامه
📚این روزها نمایشگاه کتاب برپاست و برای یک کتابدوست، هیچ چیز مفیدتر از فهرست خرید نیست. در این کانال قبلاً فهرستهای متعددی را منتشر کردهایم، از پیشنهادهای کتابی استاد علی نصیریان و سایر اساتید برجسته، از کتابهای محبوب چهرههای تاریخی مثل ناصرالدین شاه و کمالالملک و سیدجمال اسدآبادی، تا فهرست کتابخانه اسامه بن لادن، از پولدارترین شخصیتهای داستانی، راهنمای خواندن آثار مارکز و داستایوسکی و انتخاب بهترین تصحیح حافظ و سعدی، از کتابخانه برندگان نوبل سالهای اخیر تا پرفروشهای هر سال بازار نشر و اپلیکیشنها، ... با این حال به نظرم ۲۰ فهرست پایینی کاربردیتر و مناسبتر هستند. ببینید و بر اساس سلیقه و پسند خودتان انتخاب کنید:
🔸@ehsanname
🗓فهرست کتاب پیشنهادی جناب تولستوی
🗒کتابهای محبوب گابو مارکز
🗓کتابهای عمرِ جویس کرول اوتس
🗒رمانهای محبوب بیل گیتس
🗓پرفروشترین کتابهای داستانی تاریخ
🗒بهترین داستانهای کوتاه تاریخ به انتخاب برندگان جایزه ملی داستان کوتاه بیبیسی
🗓بهترین کتابهای قرن ۲۱ به انتخاب گاردین (طبیعتاً منظورشان همین دو دهۀ ابتدایی قرن است)
🗒بهترین کتابهای قرن ۲۱ به انتخاب انترتینمنت ویکلی
🗓بهترین داستانهای مدرسهای و محبوبترین معلمهای ادبیات
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۶
🗓فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۷
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۸
🗓فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۹
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۴۰۰
🗓پرفروشترین رمانهای ایرانی دهه ۱۳۹۰ (با توضیحات تکمیلی)
🗒پرفروشترین دفتر شعرهای دهه ۱۳۹۰
🗓 ۱۰ رمان خارجی و ۲۰ رمان ایرانی به پیشنهاد احمد دهقان
🗒فهرست (به قول خودش: سیاهه) صدتایی رمان پیشنهادی رضا امیرخانی
🗓فهرست (سیاهه) صدتایی دوم کتابهای پیشنهادی رضا امیرخانی
🗒کتابهایی که حالمان را خوش میکنند به پیشنهاد احسان رضایی
📚 @ehsanname
🔸@ehsanname
🗓فهرست کتاب پیشنهادی جناب تولستوی
🗒کتابهای محبوب گابو مارکز
🗓کتابهای عمرِ جویس کرول اوتس
🗒رمانهای محبوب بیل گیتس
🗓پرفروشترین کتابهای داستانی تاریخ
🗒بهترین داستانهای کوتاه تاریخ به انتخاب برندگان جایزه ملی داستان کوتاه بیبیسی
🗓بهترین کتابهای قرن ۲۱ به انتخاب گاردین (طبیعتاً منظورشان همین دو دهۀ ابتدایی قرن است)
🗒بهترین کتابهای قرن ۲۱ به انتخاب انترتینمنت ویکلی
🗓بهترین داستانهای مدرسهای و محبوبترین معلمهای ادبیات
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۶
🗓فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۷
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۸
🗓فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۹
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۴۰۰
🗓پرفروشترین رمانهای ایرانی دهه ۱۳۹۰ (با توضیحات تکمیلی)
🗒پرفروشترین دفتر شعرهای دهه ۱۳۹۰
🗓 ۱۰ رمان خارجی و ۲۰ رمان ایرانی به پیشنهاد احمد دهقان
🗒فهرست (به قول خودش: سیاهه) صدتایی رمان پیشنهادی رضا امیرخانی
🗓فهرست (سیاهه) صدتایی دوم کتابهای پیشنهادی رضا امیرخانی
🗒کتابهایی که حالمان را خوش میکنند به پیشنهاد احسان رضایی
📚 @ehsanname
👍5
۶۱۴.
«موفق یا ناموفق؟ مسأله این است.»
امروز مثل تقریباً تمام جمعههای سال گذشته، صبح جلسه کتابخوانی داشتیم. موضوع این هفته بر خلاف جلسات قبل، کتاب نبود. بلکه نوشتههای خودمون بود درباره کتاب و چیزهای دیگه. تصمیم گرفتم دربارهٔ اولین کتابی که خریدم حرف بزنم.
خیلی به این فکر کردم که اولین کتابی که خودم رفتم و انتخاب کردم و خریدم، چی بود. اولین خاطرهای که یادم اومد، اولین و آخرین باری بود که با بابام رفتیم کتابفروشی که برای من کتاب بگیریم.
نوجوون بودم و مثل همین روزا، هزاران موضوع برام جذاب بود و دوست داشتم دربارهاش یاد بگیرم و بخونم.
از اون خرید سه تا کتاب یادمه: تمرینات یوگا، مردان تاریخ و موفقها و ناموفقها.
سومی درباره معلمهای خوب و معلمهای بد بود. خاطراتی بود که اسامی افراد تغییر داده شده بود که مثلاً حریم شخصیشون حفظ بشه. یادمه که دو سه روز بیشتر طول نکشید خوندنش. و یادمه که تک تک رفتارهای درستی که معلمهای خوب داشتن و رفتارهای نادرستی که معلمهای بد داشتن، تا مدتها جلوی چشمم رژه میرفتن.
موقع خوندنش هنوز هدفم معلم شدن نبود. دوازده سیزده سال بیشتر نداشتم و اندازه این حرفا نبودم که به شغل آیندهام فکر کنم. ولی به جاش به چی فکر میکردم؟ به اینکه چرا بعضیا اینطوری رفتار میکنن سر کلاساشون. به اینکه این رفتارهای خوب یا بد منو یاد کدوم معلمام میندازه. و بعد غرق میشدم تو خاطرات خوب یا بدی که با اون معلمها داشتم.
فلش فوروارد. حوالی سال ۸۸. یادم نیست کدوم نمایشگاه کتاب بود. ولی اولین سال رسمی معلم شدنم بود و هرجا کتابی درباره معلمی میدیدم، احتمال خریدنش خیلی بالا بود. از بهترین کتابهایی که اون سال گرفتم، روابط معلم و دانشآموز بود و روانشناسی برای معلمان. هر دو کتاب رو معلمهای دلسوز و باسواد نوشته بودند. اونقدری که از این دوتا کتاب دنیای ذهنی نوجوونا رو درک کردم (هرچند نه زیاد، ولی از صفر بیشتر!) قابل وصف نیست. فقط همین قدر میدونم که معلمی کردنم اگر جنبهی مثبت و به یادماندنیای در ذهن بچهها داره، مدیون این دو کتاب و به خصوص روابط معلم و دانشآموز هستم.
فلش فوروارد. شش سال بعد. دوشنبههای لعنتی. هیچکدوم از کادر اجرایی تو مدرسه نیستن و من باید صد و بیست نفر دانشآموز رو اداره کنم. زنگ تفریح اول. بچهها از کلاسا دارن میان بیرون. یهو دوتاشون دعواشون میشه و باهم گلاویز میشن. چند ثانیه بعد همه وسط سالن جمع شدن و اون دوتا کف زمین درگیرن. یکیشون دستاشو انداخته گردن اون یکی و نزدیکه خفهاش کنه. هرچی خوندم یادم میره و گوش جفتشونو میگیرم و میبرم پای دفتر.از عصبانیت دارم میلرزم.
فلش فوروارد. دو سال بعد. جلسه کادر اجرایی مدرسه. هر کدوم از معلمهای راهنما باید بر اساس تجربههاشون، لیستی از خطمشیهای رفتاری در ارتباط با دانشآموز رو بنویسن و برای بقیه بخونن. سیزده مورد نوشتم. وسط خوندنش، یاد محمدحسن افتادم. همون پسری که داشت دوستش رو کف سالن خفه میکرد. همون پسری که وقتی سه سالش بود، بغلش کردم، چون داداش دوست صمیمی من بود. ولی از اون روز که بخاطر دعوا جریمه شد، دیگه حتی سلام هم بهم نکرد. همینطور که داشتم ایدههامو به بقیه معلما توصیه میکردم، احساس کردم که هنوز هیچی از اون کتابا یاد نگرفتم. نکنه بعداً تو دستهی ناموفق ها نوشته بشم؟
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
«موفق یا ناموفق؟ مسأله این است.»
امروز مثل تقریباً تمام جمعههای سال گذشته، صبح جلسه کتابخوانی داشتیم. موضوع این هفته بر خلاف جلسات قبل، کتاب نبود. بلکه نوشتههای خودمون بود درباره کتاب و چیزهای دیگه. تصمیم گرفتم دربارهٔ اولین کتابی که خریدم حرف بزنم.
خیلی به این فکر کردم که اولین کتابی که خودم رفتم و انتخاب کردم و خریدم، چی بود. اولین خاطرهای که یادم اومد، اولین و آخرین باری بود که با بابام رفتیم کتابفروشی که برای من کتاب بگیریم.
نوجوون بودم و مثل همین روزا، هزاران موضوع برام جذاب بود و دوست داشتم دربارهاش یاد بگیرم و بخونم.
از اون خرید سه تا کتاب یادمه: تمرینات یوگا، مردان تاریخ و موفقها و ناموفقها.
سومی درباره معلمهای خوب و معلمهای بد بود. خاطراتی بود که اسامی افراد تغییر داده شده بود که مثلاً حریم شخصیشون حفظ بشه. یادمه که دو سه روز بیشتر طول نکشید خوندنش. و یادمه که تک تک رفتارهای درستی که معلمهای خوب داشتن و رفتارهای نادرستی که معلمهای بد داشتن، تا مدتها جلوی چشمم رژه میرفتن.
موقع خوندنش هنوز هدفم معلم شدن نبود. دوازده سیزده سال بیشتر نداشتم و اندازه این حرفا نبودم که به شغل آیندهام فکر کنم. ولی به جاش به چی فکر میکردم؟ به اینکه چرا بعضیا اینطوری رفتار میکنن سر کلاساشون. به اینکه این رفتارهای خوب یا بد منو یاد کدوم معلمام میندازه. و بعد غرق میشدم تو خاطرات خوب یا بدی که با اون معلمها داشتم.
فلش فوروارد. حوالی سال ۸۸. یادم نیست کدوم نمایشگاه کتاب بود. ولی اولین سال رسمی معلم شدنم بود و هرجا کتابی درباره معلمی میدیدم، احتمال خریدنش خیلی بالا بود. از بهترین کتابهایی که اون سال گرفتم، روابط معلم و دانشآموز بود و روانشناسی برای معلمان. هر دو کتاب رو معلمهای دلسوز و باسواد نوشته بودند. اونقدری که از این دوتا کتاب دنیای ذهنی نوجوونا رو درک کردم (هرچند نه زیاد، ولی از صفر بیشتر!) قابل وصف نیست. فقط همین قدر میدونم که معلمی کردنم اگر جنبهی مثبت و به یادماندنیای در ذهن بچهها داره، مدیون این دو کتاب و به خصوص روابط معلم و دانشآموز هستم.
فلش فوروارد. شش سال بعد. دوشنبههای لعنتی. هیچکدوم از کادر اجرایی تو مدرسه نیستن و من باید صد و بیست نفر دانشآموز رو اداره کنم. زنگ تفریح اول. بچهها از کلاسا دارن میان بیرون. یهو دوتاشون دعواشون میشه و باهم گلاویز میشن. چند ثانیه بعد همه وسط سالن جمع شدن و اون دوتا کف زمین درگیرن. یکیشون دستاشو انداخته گردن اون یکی و نزدیکه خفهاش کنه. هرچی خوندم یادم میره و گوش جفتشونو میگیرم و میبرم پای دفتر.از عصبانیت دارم میلرزم.
فلش فوروارد. دو سال بعد. جلسه کادر اجرایی مدرسه. هر کدوم از معلمهای راهنما باید بر اساس تجربههاشون، لیستی از خطمشیهای رفتاری در ارتباط با دانشآموز رو بنویسن و برای بقیه بخونن. سیزده مورد نوشتم. وسط خوندنش، یاد محمدحسن افتادم. همون پسری که داشت دوستش رو کف سالن خفه میکرد. همون پسری که وقتی سه سالش بود، بغلش کردم، چون داداش دوست صمیمی من بود. ولی از اون روز که بخاطر دعوا جریمه شد، دیگه حتی سلام هم بهم نکرد. همینطور که داشتم ایدههامو به بقیه معلما توصیه میکردم، احساس کردم که هنوز هیچی از اون کتابا یاد نگرفتم. نکنه بعداً تو دستهی ناموفق ها نوشته بشم؟
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
❤10💔2
Forwarded from مصطفی ناصحی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه نمیدونی #هدف ات چیه
اگه نمیدونی چی بهت #انگیزه میده
#تست_روانشناسی «انگیزههای پنهان در شخصیت» واسه خودته!
@mostafaonline
مصطفی ناصحی
مشاور مسیر شغلی-تحصیلی
https://instagram.com/mostafanasehi_
✋
اگه نمیدونی چی بهت #انگیزه میده
#تست_روانشناسی «انگیزههای پنهان در شخصیت» واسه خودته!
@mostafaonline
مصطفی ناصحی
مشاور مسیر شغلی-تحصیلی
https://instagram.com/mostafanasehi_
✋
❤6💩2🤔1👌1
گروه کتابخوانی ما، سه سال مداوم، تقریباً هر جمعه یک جلسه داشته. خیلی وقتا به فکر انتشار محتوای جلسات افتادیم ولی «افتاد مشکلها» و نشد.
این بار به همت آقا رضای گل، اولین خروجی این جمع آماده شده. ممنون میشم ببینید و معرفی کنید اگر دوست داشتید:
https://youtu.be/A-bP8KQRszg
این بار به همت آقا رضای گل، اولین خروجی این جمع آماده شده. ممنون میشم ببینید و معرفی کنید اگر دوست داشتید:
https://youtu.be/A-bP8KQRszg
YouTube
برسی کتاب سیذارتا قسمت اول
اولین ویدئو از جلسه کتاب خوانی
حمایت کنید
حمایت کنید
❤7👍1👎1
۶۱۵.
پیش از خواندن این کتاب،
در هیچ گفتگویی شرکت نکن!
«گفتوگوهای سرنوشتساز»
نویسندگان:
کری پاترسون، ژوزف گرنی، رون مک میلان، ال سویتزلر
مترجم: روحیه فنائیان
مقدمه: استفان کاوی
تعداد صفحه: 296
نشر: نخستین
⭕️ دربارهی چیه؟
این کتاب، همونطور که از اسمش معلومه، دربارهی روابط انسانی نوشته شده. متن روان و دلنشین کتاب – که مطمئنا ً حاصل زحمات فراوان مترجم هست – باعث میشه که فصلها رو یکی بعد از دیگری با لذت بخونیم و به سرعت جلو بریم! در این کتاب راهکارهایی کاملا ً عملی برای کنترل اوضاع، وقتی که گفتوگوهای مهم ما روبه نابودیه، ارائه میکنه. به ما کمک میکنه که شرایط رو بهتر درک کنیم، و از به خطر افتادن گفتوگوی خودمون به سادگی جلوگیری کنیم. حتی باعث میشه بتونیم از قبل برای گفتوگوی سرنوشتساز خودمون آماده بشیم!
⭕️ چرا بخونیم؟
دربارهی روابط انسانی کتابهای زیادی نوشته شدهن، اما چرا من این کتاب رو توصیه میکنم؟ خب، دلایلش زیاده. از جمله:
«ادامه در کامنتها»
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
پیش از خواندن این کتاب،
در هیچ گفتگویی شرکت نکن!
«گفتوگوهای سرنوشتساز»
نویسندگان:
کری پاترسون، ژوزف گرنی، رون مک میلان، ال سویتزلر
مترجم: روحیه فنائیان
مقدمه: استفان کاوی
تعداد صفحه: 296
نشر: نخستین
⭕️ دربارهی چیه؟
این کتاب، همونطور که از اسمش معلومه، دربارهی روابط انسانی نوشته شده. متن روان و دلنشین کتاب – که مطمئنا ً حاصل زحمات فراوان مترجم هست – باعث میشه که فصلها رو یکی بعد از دیگری با لذت بخونیم و به سرعت جلو بریم! در این کتاب راهکارهایی کاملا ً عملی برای کنترل اوضاع، وقتی که گفتوگوهای مهم ما روبه نابودیه، ارائه میکنه. به ما کمک میکنه که شرایط رو بهتر درک کنیم، و از به خطر افتادن گفتوگوی خودمون به سادگی جلوگیری کنیم. حتی باعث میشه بتونیم از قبل برای گفتوگوی سرنوشتساز خودمون آماده بشیم!
⭕️ چرا بخونیم؟
دربارهی روابط انسانی کتابهای زیادی نوشته شدهن، اما چرا من این کتاب رو توصیه میکنم؟ خب، دلایلش زیاده. از جمله:
«ادامه در کامنتها»
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
❤8