تنهایی میتونه ترسناک باشه یا آرامشبخش، خسته کننده یا الهامبخش!
ولی کنار کسی بودن، که آرامش و روزمرگی تو جایی در اعماق ناخودآگاهش رنجهای التیامنیافته روزگارانش رو یادآوریش میکنه و آزارش میده، یک رو بیشتر نداره…
دنیا جای ترسناکیه.
ولی کنار کسی بودن، که آرامش و روزمرگی تو جایی در اعماق ناخودآگاهش رنجهای التیامنیافته روزگارانش رو یادآوریش میکنه و آزارش میده، یک رو بیشتر نداره…
دنیا جای ترسناکیه.
👍3🥱2
یک جایی شنیدم یکی میگفت یه نوزاد که به دنیا میاد، اگ ابتدای زندگیش برای چند روز، حدود یک ماه، چشماشو ببندید طوری که مطلقا هیچ نوری دریافت نکنه، اعصاب بیناییش توانایی تشخیص و دریافت محرکای نوری رو از دست میدن و اون بچه برای ادامه عمرش کور میشه.
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
کتاب The body keeps the score تموم شد. نویسنده خیلی خوب هم تروما رو توضیح میده، و هم راهکارهای فعلی رو بیان میکنه. هدف کتاب حل مشکل تروما نیست و تمرینی برای خواننده نداره. هدفش آگاهی رسانیه، که این کار رو به بهترین شکل انجام میده.
به نظرم ارزش خوندن داره. من بهش پنج ستاره در Goodreads میدم.
شما میتونید با دنبال کردن هشتگ #خلاصههایی_از_کتاب و یا با استفاده از لینک های زیر به پست خلاصهی هر فصل کتاب در کانال مراجعه و مطالعه کنید:
خلاصه فصل اول - شناخت دوباره تروما
خلاصه فصل دوم - تحولات بزرگ در درک ذهن و مغز
خلاصه فصل سوم - تحول بزرگ نوروساینس در درک تروما
خلاصه فصل چهارم - تلاش برای بقا
خلاصه فصل پنجم - ارتباط بدن و مغز
خلاصه فصل ششم - از دست دادن بدن، از دست دادن خود
خلاصه فصل هفتم - توجه و دلبستگی
خلاصه فصل هشتم - گیر کردن در روابط، هزینهی آزار و بیتوجهی
خلاصه فصل نهم - عشق (یا نبود اون) چه کار میکنه؟
خلاصه فصل دهم - اپیدمی مخفی
خلاصه فصل یازدهم - مشکلات خاطرات تروما
خلاصه فصل دوازدهم سیزدهم - راههای بهبود
خلاصه فصل چهاردهم - زبان؛ معجزه و سرکوبگر
خلاصه فصل پانزدهم - رها کردن گذشته EMDR
خلاصه فصل شانزدهم - یوگا
خلاصه فصل هفدهم - مدیریت خود
خلاصه فصل هجدهم - ایجاد ساختار و پر کردن حفرههای ذهن
خلاصه فصل نوزدهم - تنظیم مدارهای مغز
خلاصه فصل بیستم - تئاتر و ریتم گروهی
_مــتـیـن_
@uttweet
به نظرم ارزش خوندن داره. من بهش پنج ستاره در Goodreads میدم.
شما میتونید با دنبال کردن هشتگ #خلاصههایی_از_کتاب و یا با استفاده از لینک های زیر به پست خلاصهی هر فصل کتاب در کانال مراجعه و مطالعه کنید:
خلاصه فصل اول - شناخت دوباره تروما
خلاصه فصل دوم - تحولات بزرگ در درک ذهن و مغز
خلاصه فصل سوم - تحول بزرگ نوروساینس در درک تروما
خلاصه فصل چهارم - تلاش برای بقا
خلاصه فصل پنجم - ارتباط بدن و مغز
خلاصه فصل ششم - از دست دادن بدن، از دست دادن خود
خلاصه فصل هفتم - توجه و دلبستگی
خلاصه فصل هشتم - گیر کردن در روابط، هزینهی آزار و بیتوجهی
خلاصه فصل نهم - عشق (یا نبود اون) چه کار میکنه؟
خلاصه فصل دهم - اپیدمی مخفی
خلاصه فصل یازدهم - مشکلات خاطرات تروما
خلاصه فصل دوازدهم سیزدهم - راههای بهبود
خلاصه فصل چهاردهم - زبان؛ معجزه و سرکوبگر
خلاصه فصل پانزدهم - رها کردن گذشته EMDR
خلاصه فصل شانزدهم - یوگا
خلاصه فصل هفدهم - مدیریت خود
خلاصه فصل هجدهم - ایجاد ساختار و پر کردن حفرههای ذهن
خلاصه فصل نوزدهم - تنظیم مدارهای مغز
خلاصه فصل بیستم - تئاتر و ریتم گروهی
_مــتـیـن_
@uttweet
Telegram
attach 📎
👍3❤1
تأملات
📂 پروندههایی که تا امروز در تأملات بررسی شده: مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ (27 پاسخ) https://t.me/tmlat/119 با مرگ عزیزانمون چطور کنار بیاییم؟ (14 پاسخ) https://t.me/tmlat/152 مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ (23 پاسخ) https://t.me/tmlat/243…
۶۰۵.
همراهان عزیز تأملات، سلام.
ممنون که با زیر و بم روزگار و تعدد رسانهها، هنوز با ما هستید.
مایلید که یک پروندهٔ دیگه رو باهم بررسی کنیم؟
ترجیح میدم موضوعشو خودتون پیشنهاد بدید.
طبق معمول، میتونید موضوعتون رو ناشناس بگید:
https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
یا اینکه در کامنتها موضوع پیشنهادیتونو بفرمایید.
اگر پیشنهادی نرسید و موافق بودید اکثرتون، مثل قبل خودم یه موضوع پیش میکشم.
اگر مایل نبودید هم میتونید همین پست رو دیسلایک کنید.
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
همراهان عزیز تأملات، سلام.
ممنون که با زیر و بم روزگار و تعدد رسانهها، هنوز با ما هستید.
مایلید که یک پروندهٔ دیگه رو باهم بررسی کنیم؟
ترجیح میدم موضوعشو خودتون پیشنهاد بدید.
طبق معمول، میتونید موضوعتون رو ناشناس بگید:
https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
یا اینکه در کامنتها موضوع پیشنهادیتونو بفرمایید.
اگر پیشنهادی نرسید و موافق بودید اکثرتون، مثل قبل خودم یه موضوع پیش میکشم.
اگر مایل نبودید هم میتونید همین پست رو دیسلایک کنید.
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
👍6👎1
Forwarded from برنامه ناشناس
مفهوم امید دیگه برام مثل قبل نیست
واقعبینی داره جای همه چی رو تو زندگیم میگیره
حس عجیبیه. و ترسناک...انگار امید داشتن هم فریب بوده، مثل خیلی مفاهیم دیگه
مفهوم امید دیگه برام مثل قبل نیست
واقعبینی داره جای همه چی رو تو زندگیم میگیره
حس عجیبیه. و ترسناک...انگار امید داشتن هم فریب بوده، مثل خیلی مفاهیم دیگه
🥱1
Forwarded from برنامه ناشناس
https://t.me/tmlat/1027
از ما طلبِ یأس کن ای خواجه، نه اُمّید
کآن جنس متاعیست که در کشور ما نیست
https://t.me/tmlat/1027
از ما طلبِ یأس کن ای خواجه، نه اُمّید
کآن جنس متاعیست که در کشور ما نیست
Telegram
تأملات
سوال پیشنهادی تاملات:
به چی امید داری؟
سوال پیشنهادی تاملات:
به چی امید داری؟
👍4👎3
Forwarded from برنامه ناشناس
من هر چند وقت یبار امیدم ب چیزای متفاوتیه
ب ایده هام
ب مغزم
ب احساس عشق
ب دوست داشتن ادما
ب برنامه ریزیام
ینی ب یچیز ثابت مدت طولانی امید ندارم
و بعضی وقتا حس میکنم دلیل ناامیدیام همین امیدای تیکه تیکه است.
من هر چند وقت یبار امیدم ب چیزای متفاوتیه
ب ایده هام
ب مغزم
ب احساس عشق
ب دوست داشتن ادما
ب برنامه ریزیام
ینی ب یچیز ثابت مدت طولانی امید ندارم
و بعضی وقتا حس میکنم دلیل ناامیدیام همین امیدای تیکه تیکه است.
👍2
Forwarded from برنامه ناشناس
سلام مصطفی
برای تاملات
موضوع پیشنهادی من پذیرفتن دیکتاتوریه
چه دیکتاتوریهای کوچک مثل اشخاص
چه بزرگ مثل حکومت ها
سلام مصطفی
برای تاملات
موضوع پیشنهادی من پذیرفتن دیکتاتوریه
چه دیکتاتوریهای کوچک مثل اشخاص
چه بزرگ مثل حکومت ها
👎5👍4🥱3
Forwarded from برنامه ناشناس
کامنتا رو خوندم، فهمیدم که دوستان منظور منو اشتباه برداشت کردن
منظور من اینه که به صورت ناخودآگاه گاهی ما دیکتاتوری رو میپذیریم
چون قدرتش بیشتره
ممکنه پدر باشه، مدیر یه جایی باشه، حتا یه دوست صمیمی
من این اتفاق رو تو کسایی دیدم که به شدت مخالف دیکتاتوری هستند.
بعضیاشون که خودشون دیکتاتورهای بزرگی هستن
کامنتا رو خوندم، فهمیدم که دوستان منظور منو اشتباه برداشت کردن
منظور من اینه که به صورت ناخودآگاه گاهی ما دیکتاتوری رو میپذیریم
چون قدرتش بیشتره
ممکنه پدر باشه، مدیر یه جایی باشه، حتا یه دوست صمیمی
من این اتفاق رو تو کسایی دیدم که به شدت مخالف دیکتاتوری هستند.
بعضیاشون که خودشون دیکتاتورهای بزرگی هستن
👍4🥱2
Forwarded from برنامه ناشناس
Hope in reality is the worst of all evils because it prolongs the torments of man.
#Nietzsche
Hope in reality is the worst of all evils because it prolongs the torments of man.
#Nietzsche
👍1👎1
برنامه ناشناس
Hope in reality is the worst of all evils because it prolongs the torments of man. #Nietzsche
آقای فریدریش نیچه میفرمایند که:
امید، در واقع بدترین شرهاست؛ چرا که عذاب بشر را طولانی میسازد.
#مصطفی
امید، در واقع بدترین شرهاست؛ چرا که عذاب بشر را طولانی میسازد.
#مصطفی
👍4👎1
Forwarded from برنامه ناشناس
کامنت و ری اکشن کانالو ببندید
جهت میده نمیذاره راحت حرفا گفته بشه
کامنت و ری اکشن کانالو ببندید
جهت میده نمیذاره راحت حرفا گفته بشه
👎2
۶۰۶.
برای نصیحت کردن دیگران دربارهٔ غنیمت شمردن فرصتها، راه زیاده. گاهی به حدیث، گاهی به مَثَل، گاهی به حکایت و گاهی به نظم.
اشعار زیادی با مضمون غنیمت شمردن فرصتها داریم. اما امروز بیتی از #بیدل_دهلوی براتون هدیه آوردم که باز کردن کاغذ کادوی این هدیه شاید کمی طول بکشه، اما به تلاشش میارزه!
بیدل ضمن غزلی بینهایت زیبا (که در کامنتهای همین پست خواهم آورد) میفرماید که:
به راه فرصت از گرد خیال افکندهای دامی
پریخوانیست کز غفلت کنی در شیشه ساعت را
اول ببینیم «پریخوانی» یعنی چی:
پریخوانی . [ پ َ خوا / خا ] (حامص مرکب ) تسخیر جن . افسونگری . عزیمتخوانی
[ لغت نامه دهخدا]
بعد ساختمان بیت رو بررسی کنیم:
به راه فرصت، دامی انداختهای از جنس خیال.
فرصت رو به روندهای پر سرعت تشبیه کرده (البته استعاره است چون مشبهبه نداریم) که ما دامی از جنس خیال سر راهش پهن کردیم که به چنگ بیفته.
ولی انگار که شیشهداشتن ساعت شنی هم از دید بیدل پنهان نمونده: اگر با شیشهدار کردن ساعت، قصد نگهداشتن زمان رو داری، کارت مثل جنگیری، توهمی بیش نیست!
خلاصه که عمراً 😂😂
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
برای نصیحت کردن دیگران دربارهٔ غنیمت شمردن فرصتها، راه زیاده. گاهی به حدیث، گاهی به مَثَل، گاهی به حکایت و گاهی به نظم.
اشعار زیادی با مضمون غنیمت شمردن فرصتها داریم. اما امروز بیتی از #بیدل_دهلوی براتون هدیه آوردم که باز کردن کاغذ کادوی این هدیه شاید کمی طول بکشه، اما به تلاشش میارزه!
بیدل ضمن غزلی بینهایت زیبا (که در کامنتهای همین پست خواهم آورد) میفرماید که:
به راه فرصت از گرد خیال افکندهای دامی
پریخوانیست کز غفلت کنی در شیشه ساعت را
اول ببینیم «پریخوانی» یعنی چی:
پریخوانی . [ پ َ خوا / خا ] (حامص مرکب ) تسخیر جن . افسونگری . عزیمتخوانی
[ لغت نامه دهخدا]
بعد ساختمان بیت رو بررسی کنیم:
به راه فرصت، دامی انداختهای از جنس خیال.
فرصت رو به روندهای پر سرعت تشبیه کرده (البته استعاره است چون مشبهبه نداریم) که ما دامی از جنس خیال سر راهش پهن کردیم که به چنگ بیفته.
ولی انگار که شیشهداشتن ساعت شنی هم از دید بیدل پنهان نمونده: اگر با شیشهدار کردن ساعت، قصد نگهداشتن زمان رو داری، کارت مثل جنگیری، توهمی بیش نیست!
خلاصه که عمراً 😂😂
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
❤8
Forwarded from Center
شعر خوب هیچ گاه یک درک همه جانبه و کاملاً قابل توضیح و تفسیر نیست. و بیهوده نیست که بسیاری از قدما _ بمانند ناقدان جدید اروپایی_ تصریح داشته اند که: شعر خوب معنی ندارد. شبکه ای از تداعیها_ بعضی روشن و بعضی در ابهام_ از ذهن عبور می کند و التذاذ روحی شنونده یا خواننده را سبب می شود و اگر بخواهد، همین خواننده یا شنونده، اجزای آن شبکه تداعی را تجزیه کند و مورد تفسیر و توضیح قرار دهد در همان آغاز کار ممکن است با اشکال روبرو شود مثل چشمی که تمایز رنگ ها را به هنگام تجزیه در منشور، احساس می کند ولی اگر حد و مرز هر کدام از رنگ ها را بخواهد تعیین کند، هرچه دقیق تر شود، در بیان آن مرزبندی عاجزتر خواهد شد زیرا چنین مرزی اصلاً بلحاظ علمی وجود ندارد.
شاعر آینه ها(بررسی سبک هندی و شعر بیدل)
محمدرضا شفیعی کدکنی
صفحه 106
شاعر آینه ها(بررسی سبک هندی و شعر بیدل)
محمدرضا شفیعی کدکنی
صفحه 106
❤4
۶۰۷.
آدمیزاد کارش جنگیدن است:
از لحظهی تولد که برای آمدن میجنگد،
تا دوران کودکی که برای آموختن میجنگد،
تا نوجوانی که برای شناختن میجنگد،
تا جوانی که برای فتح میجنگد،
تا میانسالی که برای ثبات میجنگد،
و تا پیری که برای ماندن میجنگد.
در جنگهای متداول، ما معمولاً خودمان حریف را انتخاب میکنیم. حتی زمین و زمان جنگیدن را. اما وقتی انتخاب حریف و زمین و زمان جنگ با ما نباشد چه؟
بشنویم پاسخ زیبای #حسین_منزوی، شاعر معاصر زنجانی را:
نه برانمش، نه دربر کِشَمَش، #غم است دیگر!
چه بگویم از حریفی که مناش نمیگزینم؟
غم نیز از آن حریفانیست که انتخاب نمیکنیم؛ بلکه خود به سراغ ما میآید. منزوی عزیز نیز مثل #سعدی، ما را به مدارا با این حریف ناخواسته دعوت میکند:
هم چاره تحمل است و تسلیم
ورنه به کدام جهد و مردی
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهٔ کار خویش گیرم
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
آدمیزاد کارش جنگیدن است:
از لحظهی تولد که برای آمدن میجنگد،
تا دوران کودکی که برای آموختن میجنگد،
تا نوجوانی که برای شناختن میجنگد،
تا جوانی که برای فتح میجنگد،
تا میانسالی که برای ثبات میجنگد،
و تا پیری که برای ماندن میجنگد.
در جنگهای متداول، ما معمولاً خودمان حریف را انتخاب میکنیم. حتی زمین و زمان جنگیدن را. اما وقتی انتخاب حریف و زمین و زمان جنگ با ما نباشد چه؟
بشنویم پاسخ زیبای #حسین_منزوی، شاعر معاصر زنجانی را:
نه برانمش، نه دربر کِشَمَش، #غم است دیگر!
چه بگویم از حریفی که مناش نمیگزینم؟
غم نیز از آن حریفانیست که انتخاب نمیکنیم؛ بلکه خود به سراغ ما میآید. منزوی عزیز نیز مثل #سعدی، ما را به مدارا با این حریف ناخواسته دعوت میکند:
هم چاره تحمل است و تسلیم
ورنه به کدام جهد و مردی
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهٔ کار خویش گیرم
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
❤7👍2
۶۰۸.
ما عادت کردهایم به توقع داشتن.
معمولاً هم بر اساس ظاهر، تصوری داریم و بر اساس تصورمان، توقع و انتظاری در ذهن و دلمان شکل میگیرد.
اما دریغ، که اغلب این انتظارها و توقعات، به بنبست میرسد. ما میمانیم و غم برآورده نشدن انتظاراتمان.
امروز دیوان #سلیم_تهرانی را ورق میزدم که به این بیت رسیدم:
حاصل دنیا نبود آنسان که ما میخواستیم
طفل، چشم بیضهٔ رنگینی از طاووس داشت
سلیم میگوید چشمداشت کودک، این است که چون طاووس ظاهر رنگینی دارد، لابد تخمهای طاووس هم باید رنگین باشد! اما این توقع بیجاست و به غم میانجامد. همچنان که چشمداشت ما از خوب گذشتن روزگار.
انگار قصهٔ ناامیدی از روزگار، از روز اول دنیا بوده تا همین حالا؛ و قرار هم نیست پایانی داشته باشد.
شاید باید توقع ما پایان بپذیرد.
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
ما عادت کردهایم به توقع داشتن.
معمولاً هم بر اساس ظاهر، تصوری داریم و بر اساس تصورمان، توقع و انتظاری در ذهن و دلمان شکل میگیرد.
اما دریغ، که اغلب این انتظارها و توقعات، به بنبست میرسد. ما میمانیم و غم برآورده نشدن انتظاراتمان.
امروز دیوان #سلیم_تهرانی را ورق میزدم که به این بیت رسیدم:
حاصل دنیا نبود آنسان که ما میخواستیم
طفل، چشم بیضهٔ رنگینی از طاووس داشت
سلیم میگوید چشمداشت کودک، این است که چون طاووس ظاهر رنگینی دارد، لابد تخمهای طاووس هم باید رنگین باشد! اما این توقع بیجاست و به غم میانجامد. همچنان که چشمداشت ما از خوب گذشتن روزگار.
انگار قصهٔ ناامیدی از روزگار، از روز اول دنیا بوده تا همین حالا؛ و قرار هم نیست پایانی داشته باشد.
شاید باید توقع ما پایان بپذیرد.
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
👏3❤2👍2