Forwarded from Strange Words
Querencia
کوئِرِنچا؛
کلمهای اسپانیایی به معنی جایی که به انسان توان میدهد و حس امنِ خانه را دارد؛ جایی که شما در آن اصیلترینِ خود هستید.
A Spanish word meaning "a place from which one's strenght is drawn, where one feels at home, the place where you are your most authentic self."
🆔 @strangebeautifulwords
کوئِرِنچا؛
کلمهای اسپانیایی به معنی جایی که به انسان توان میدهد و حس امنِ خانه را دارد؛ جایی که شما در آن اصیلترینِ خود هستید.
A Spanish word meaning "a place from which one's strenght is drawn, where one feels at home, the place where you are your most authentic self."
🆔 @strangebeautifulwords
❤10👌1
Forwarded from حروفِ صدآدار
سیروس شمیسا توی "اساطیر و اسطورهها" میگه یهوقتایی اسطوره، بقایای خاطرههای دور و کمرنگ تاریخیه. مثلاً همین اسطورهی ضحاکِ ماردوش. توی تاریخ، یه پادشاه بابِلی بوده که دو طرفِ تخت پادشاهیش طرح و نقش مار کشیده شده بود. این پادشاه، خونریز بوده و نهایتاً هم بهدست یه آریایی کشته شده.
حالا همین رو آوردن، تبدیل کردن به ضحاک. یه پادشاه که روی شونههاش مار روییده! و خوراک اون مارها، مغز سر جوونای ایرانیه.
شمیسا میگه تاریخ، زمان و مکان داره. میگی پادشاه بابِلی مال فلان وقت و توی فلان منطقه جغرافیایی بوده؛ ولی اسطوره لازمان و لامکانه.
"مثلاً در همهی زمانها میتواند ضحاکی باشد و کاوهی آهنگری که مقابل وی قیام کند."
حالا همین رو آوردن، تبدیل کردن به ضحاک. یه پادشاه که روی شونههاش مار روییده! و خوراک اون مارها، مغز سر جوونای ایرانیه.
شمیسا میگه تاریخ، زمان و مکان داره. میگی پادشاه بابِلی مال فلان وقت و توی فلان منطقه جغرافیایی بوده؛ ولی اسطوره لازمان و لامکانه.
"مثلاً در همهی زمانها میتواند ضحاکی باشد و کاوهی آهنگری که مقابل وی قیام کند."
👏9🤔2🤡1
Forwarded from ناقصك شيء؟
طفلی به نام شادی
دیری است گم شده است
با چشم های روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هرکس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر
شفیعی.کدکنی
دیری است گم شده است
با چشم های روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هرکس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر
شفیعی.کدکنی
❤10👎3
Forwarded from ادبیاتliterature9@
@literature9
امروزه فقط حرفهای احمقانه بیخطرند:
اخم بر چهره نداشتن،
از بی احساسی خبر میدهد.
و آنکه میخندد،
هنوز خبر هولناک را نشنيده است.
#برتولت_برشت (۱۸۹۸-۱۹۵۶)
شاعر و نويسنده آلمانی
امروزه فقط حرفهای احمقانه بیخطرند:
اخم بر چهره نداشتن،
از بی احساسی خبر میدهد.
و آنکه میخندد،
هنوز خبر هولناک را نشنيده است.
#برتولت_برشت (۱۸۹۸-۱۹۵۶)
شاعر و نويسنده آلمانی
❤7👎3
Forwarded from کافه روانشناسی
آنها برایم نوشتهاند شوهرتان بیگناه بود، او را اشتباهی کشتیم. ما آدمهای زیادی را اشتباهی کشتهایم، اما حالا همه چیز سر و سامان گرفته است، ما پوزش میخواهیم و قول میدهیم که دیگر چنین اشتباههایی تکرار نشود. آنها میکشند و اعاده حیثیت میکنند.
آنها معذرت میخواهند ولی توماس مرده! میتوانند دوباره او را زنده کنند؟ میتوانند آن شبی را پاک کنند که همه موهام سفید شد، شبی که دیوانه شدم؟
آگوتا کریستف
از کتاب دفتر بزرگ
ترجمه اصغر نوری
آنها معذرت میخواهند ولی توماس مرده! میتوانند دوباره او را زنده کنند؟ میتوانند آن شبی را پاک کنند که همه موهام سفید شد، شبی که دیوانه شدم؟
آگوتا کریستف
از کتاب دفتر بزرگ
ترجمه اصغر نوری
❤8🕊3😴2
Forwarded from کتاب خانه جامع 📚 (Arsin)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤3
Forwarded from جستارهای پراکندهی من، احمد شکیب (A S)
برای این جهان مثل میلیاردها روز قبل و میلیاردها روز بعد است. صبحی شب میشود و شبی صبح. برای خیلی از ما ابنای بشر جز این نیست که به عوامانهترین حالت ممکن این تکرار را در حالی که خیره به آن هستیم زیسته ایم.
ما از پاسخ دادن به سوال "چقدر عمر کردی؟" فرار میکنیم. جواب این پرسش "عمرت چقدره؟" را با تکنیک لطیف و متداول به زمین منتقل میکنیم. "من سی سال دارم" به این معناست که از وقتی من متولد شده ام زمین ۳۰ بار دور خورشید چرخیده است. از مجموعه میلیاردها بار چرخش دور خورشید، سهم من ۳۰ بار است. این که عمر زمین است. این روتین زمین است. خب به ما چه؟
این حقیقتا جواب متناسب با سوال "چقدر عمر کردی؟" نیست. اما چون این پاسخ متداول است بی توجه سر تکان میدهیم از آن عبور میکنیم. بیست سال دارم، سی سال دارم... اما آیا ممکن است به جز زمین، ما هم نقشی در عمر داشته باشیم؟
برای پاسخ به این سوال باید در معنای واژه ی عمر تامل کنیم. به چه کسی میگوییم مهندس عمران؟ تعمیر به چه معناست؟ به چه سازهای اشاره میکنیم و عمارت میگوییم؟ آیا جز این است که مهندس عمران دانش ساختن و بر پا کردن یک بنا را میآموزد؟ آیا جز این است که ما به یک ساختمان برپا و ایستاده عمارت میگوییم؟ آیا این نیست که وقتی وسیله ای از کارکرد طبیعی خودش خارج شود آن را تعمیر میکنیم؛ یعنی آن را به عمر برمیگردانیم؟
به نظر میرسد هر جا این سه حرف ع-م-ر کنار هم قرار بگیرند در درونش یک ساختن و یک آبادانی و برپایی هست. درنهایت: اگر مبنای عمر هر کسی ساختنی هایش باشد؛ "من چقدر عمر کردم؟"
وَلَيتَ الَّذي بَيني وَبَينَكَ عامِرٌ
وَبَيني وَبَينَ العالَمينَ خَرابُ
ما از پاسخ دادن به سوال "چقدر عمر کردی؟" فرار میکنیم. جواب این پرسش "عمرت چقدره؟" را با تکنیک لطیف و متداول به زمین منتقل میکنیم. "من سی سال دارم" به این معناست که از وقتی من متولد شده ام زمین ۳۰ بار دور خورشید چرخیده است. از مجموعه میلیاردها بار چرخش دور خورشید، سهم من ۳۰ بار است. این که عمر زمین است. این روتین زمین است. خب به ما چه؟
این حقیقتا جواب متناسب با سوال "چقدر عمر کردی؟" نیست. اما چون این پاسخ متداول است بی توجه سر تکان میدهیم از آن عبور میکنیم. بیست سال دارم، سی سال دارم... اما آیا ممکن است به جز زمین، ما هم نقشی در عمر داشته باشیم؟
برای پاسخ به این سوال باید در معنای واژه ی عمر تامل کنیم. به چه کسی میگوییم مهندس عمران؟ تعمیر به چه معناست؟ به چه سازهای اشاره میکنیم و عمارت میگوییم؟ آیا جز این است که مهندس عمران دانش ساختن و بر پا کردن یک بنا را میآموزد؟ آیا جز این است که ما به یک ساختمان برپا و ایستاده عمارت میگوییم؟ آیا این نیست که وقتی وسیله ای از کارکرد طبیعی خودش خارج شود آن را تعمیر میکنیم؛ یعنی آن را به عمر برمیگردانیم؟
به نظر میرسد هر جا این سه حرف ع-م-ر کنار هم قرار بگیرند در درونش یک ساختن و یک آبادانی و برپایی هست. درنهایت: اگر مبنای عمر هر کسی ساختنی هایش باشد؛ "من چقدر عمر کردم؟"
وَلَيتَ الَّذي بَيني وَبَينَكَ عامِرٌ
وَبَيني وَبَينَ العالَمينَ خَرابُ
❤8🗿3🤔1
https://t.me/+cxul35eDUC4zZDU0
دوستان فروشگاه مطمئن کتونی استوک.
با خیال راحت خرید کنید.
از دوستان عزیز و نزدیک منه❤️
دوستان فروشگاه مطمئن کتونی استوک.
با خیال راحت خرید کنید.
از دوستان عزیز و نزدیک منه❤️
❤5👎1
https://www.instagram.com/p/CpH6ePdg1Oo/?igshid=YmMyMTA2M2Y=
این هم پیج کتابفروشی یکی از همراهان کانال تأملاته.
این روزا باید کنار هم باشیم ❤️❤️
این هم پیج کتابفروشی یکی از همراهان کانال تأملاته.
این روزا باید کنار هم باشیم ❤️❤️
❤7
تنهایی میتونه ترسناک باشه یا آرامشبخش، خسته کننده یا الهامبخش!
ولی کنار کسی بودن، که آرامش و روزمرگی تو جایی در اعماق ناخودآگاهش رنجهای التیامنیافته روزگارانش رو یادآوریش میکنه و آزارش میده، یک رو بیشتر نداره…
دنیا جای ترسناکیه.
ولی کنار کسی بودن، که آرامش و روزمرگی تو جایی در اعماق ناخودآگاهش رنجهای التیامنیافته روزگارانش رو یادآوریش میکنه و آزارش میده، یک رو بیشتر نداره…
دنیا جای ترسناکیه.
👍3🥱2
یک جایی شنیدم یکی میگفت یه نوزاد که به دنیا میاد، اگ ابتدای زندگیش برای چند روز، حدود یک ماه، چشماشو ببندید طوری که مطلقا هیچ نوری دریافت نکنه، اعصاب بیناییش توانایی تشخیص و دریافت محرکای نوری رو از دست میدن و اون بچه برای ادامه عمرش کور میشه.
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
کتاب The body keeps the score تموم شد. نویسنده خیلی خوب هم تروما رو توضیح میده، و هم راهکارهای فعلی رو بیان میکنه. هدف کتاب حل مشکل تروما نیست و تمرینی برای خواننده نداره. هدفش آگاهی رسانیه، که این کار رو به بهترین شکل انجام میده.
به نظرم ارزش خوندن داره. من بهش پنج ستاره در Goodreads میدم.
شما میتونید با دنبال کردن هشتگ #خلاصههایی_از_کتاب و یا با استفاده از لینک های زیر به پست خلاصهی هر فصل کتاب در کانال مراجعه و مطالعه کنید:
خلاصه فصل اول - شناخت دوباره تروما
خلاصه فصل دوم - تحولات بزرگ در درک ذهن و مغز
خلاصه فصل سوم - تحول بزرگ نوروساینس در درک تروما
خلاصه فصل چهارم - تلاش برای بقا
خلاصه فصل پنجم - ارتباط بدن و مغز
خلاصه فصل ششم - از دست دادن بدن، از دست دادن خود
خلاصه فصل هفتم - توجه و دلبستگی
خلاصه فصل هشتم - گیر کردن در روابط، هزینهی آزار و بیتوجهی
خلاصه فصل نهم - عشق (یا نبود اون) چه کار میکنه؟
خلاصه فصل دهم - اپیدمی مخفی
خلاصه فصل یازدهم - مشکلات خاطرات تروما
خلاصه فصل دوازدهم سیزدهم - راههای بهبود
خلاصه فصل چهاردهم - زبان؛ معجزه و سرکوبگر
خلاصه فصل پانزدهم - رها کردن گذشته EMDR
خلاصه فصل شانزدهم - یوگا
خلاصه فصل هفدهم - مدیریت خود
خلاصه فصل هجدهم - ایجاد ساختار و پر کردن حفرههای ذهن
خلاصه فصل نوزدهم - تنظیم مدارهای مغز
خلاصه فصل بیستم - تئاتر و ریتم گروهی
_مــتـیـن_
@uttweet
به نظرم ارزش خوندن داره. من بهش پنج ستاره در Goodreads میدم.
شما میتونید با دنبال کردن هشتگ #خلاصههایی_از_کتاب و یا با استفاده از لینک های زیر به پست خلاصهی هر فصل کتاب در کانال مراجعه و مطالعه کنید:
خلاصه فصل اول - شناخت دوباره تروما
خلاصه فصل دوم - تحولات بزرگ در درک ذهن و مغز
خلاصه فصل سوم - تحول بزرگ نوروساینس در درک تروما
خلاصه فصل چهارم - تلاش برای بقا
خلاصه فصل پنجم - ارتباط بدن و مغز
خلاصه فصل ششم - از دست دادن بدن، از دست دادن خود
خلاصه فصل هفتم - توجه و دلبستگی
خلاصه فصل هشتم - گیر کردن در روابط، هزینهی آزار و بیتوجهی
خلاصه فصل نهم - عشق (یا نبود اون) چه کار میکنه؟
خلاصه فصل دهم - اپیدمی مخفی
خلاصه فصل یازدهم - مشکلات خاطرات تروما
خلاصه فصل دوازدهم سیزدهم - راههای بهبود
خلاصه فصل چهاردهم - زبان؛ معجزه و سرکوبگر
خلاصه فصل پانزدهم - رها کردن گذشته EMDR
خلاصه فصل شانزدهم - یوگا
خلاصه فصل هفدهم - مدیریت خود
خلاصه فصل هجدهم - ایجاد ساختار و پر کردن حفرههای ذهن
خلاصه فصل نوزدهم - تنظیم مدارهای مغز
خلاصه فصل بیستم - تئاتر و ریتم گروهی
_مــتـیـن_
@uttweet
Telegram
attach 📎
👍3❤1
تأملات
📂 پروندههایی که تا امروز در تأملات بررسی شده: مرگ یک رابطه چه زمانیست؟ (27 پاسخ) https://t.me/tmlat/119 با مرگ عزیزانمون چطور کنار بیاییم؟ (14 پاسخ) https://t.me/tmlat/152 مهمترین درسی که از روابط عاطفیتون گرفتید چی بوده؟ (23 پاسخ) https://t.me/tmlat/243…
۶۰۵.
همراهان عزیز تأملات، سلام.
ممنون که با زیر و بم روزگار و تعدد رسانهها، هنوز با ما هستید.
مایلید که یک پروندهٔ دیگه رو باهم بررسی کنیم؟
ترجیح میدم موضوعشو خودتون پیشنهاد بدید.
طبق معمول، میتونید موضوعتون رو ناشناس بگید:
https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
یا اینکه در کامنتها موضوع پیشنهادیتونو بفرمایید.
اگر پیشنهادی نرسید و موافق بودید اکثرتون، مثل قبل خودم یه موضوع پیش میکشم.
اگر مایل نبودید هم میتونید همین پست رو دیسلایک کنید.
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
همراهان عزیز تأملات، سلام.
ممنون که با زیر و بم روزگار و تعدد رسانهها، هنوز با ما هستید.
مایلید که یک پروندهٔ دیگه رو باهم بررسی کنیم؟
ترجیح میدم موضوعشو خودتون پیشنهاد بدید.
طبق معمول، میتونید موضوعتون رو ناشناس بگید:
https://t.me/BChatBot?start=sc-14343-nudjYpF
یا اینکه در کامنتها موضوع پیشنهادیتونو بفرمایید.
اگر پیشنهادی نرسید و موافق بودید اکثرتون، مثل قبل خودم یه موضوع پیش میکشم.
اگر مایل نبودید هم میتونید همین پست رو دیسلایک کنید.
#مصطفی_ناصحی
@tmlat { تأملات }
🌱
👍6👎1
Forwarded from برنامه ناشناس
مفهوم امید دیگه برام مثل قبل نیست
واقعبینی داره جای همه چی رو تو زندگیم میگیره
حس عجیبیه. و ترسناک...انگار امید داشتن هم فریب بوده، مثل خیلی مفاهیم دیگه
مفهوم امید دیگه برام مثل قبل نیست
واقعبینی داره جای همه چی رو تو زندگیم میگیره
حس عجیبیه. و ترسناک...انگار امید داشتن هم فریب بوده، مثل خیلی مفاهیم دیگه
🥱1