🌱diary
شهر برای آنها میهن کوچکیست آن را دوست میدارند. 📖 بار دیگر شهری که دوست میداشتم | نادر ابراهیمی
در آن لحظهای که تو یک «آری» را با تمام زندگی تعویض میکنی،
در آن لحظههای خطیر که سپر میافکنی و میگذاری دیگران به جای تو بیندیشند،
در آن لحظههایی که تو ناتوانیِ خویش را در برابر فریادهای دیگران احساس میکنی،
در آن لحظهای که تو از فراز، پا در راهی میگذاری که آن سوی آن اختتامِ تمامِ اندیشهها و رؤیاهاست،
در تمام لحظههایی که تو میدانی، میشناسی و خواهی شناخت، به یاد داشته باش
که روزها و لحظهها هیچگاه باز نمیگردند.
به زمان بیندیش و شبیخونِ ظالمانهی زمان.
در آن لحظههای خطیر که سپر میافکنی و میگذاری دیگران به جای تو بیندیشند،
در آن لحظههایی که تو ناتوانیِ خویش را در برابر فریادهای دیگران احساس میکنی،
در آن لحظهای که تو از فراز، پا در راهی میگذاری که آن سوی آن اختتامِ تمامِ اندیشهها و رؤیاهاست،
در تمام لحظههایی که تو میدانی، میشناسی و خواهی شناخت، به یاد داشته باش
که روزها و لحظهها هیچگاه باز نمیگردند.
به زمان بیندیش و شبیخونِ ظالمانهی زمان.
📖 بار دیگر شهری که دوست میداشتم | نادر ابراهیمی
شهرها را نبودِ ما غریب نمیکند. شهرها در فقدانِ انسان امتداد مییابند
📖 بار دیگر شهری که دوست میداشتم | نادر ابراهیمی
🌱diary
شهرها را نبودِ ما غریب نمیکند. شهرها در فقدانِ انسان امتداد مییابند 📖 بار دیگر شهری که دوست میداشتم | نادر ابراهیمی
برای دوست داشتنِ هر نَفَسِ زندگی، دوست داشتنِ هر دَمِ مرگ را بیاموز
و برای ساختنِ هر چیزِ نو، خراب کردنِ هر چیزِ کهنه را
و برای عاشقِ عشق بودن، عاشقِ مرگ بودن را.
و برای ساختنِ هر چیزِ نو، خراب کردنِ هر چیزِ کهنه را
و برای عاشقِ عشق بودن، عاشقِ مرگ بودن را.
📖 بار دیگر شهری که دوست میداشتم | نادر ابراهیمی
هیچ پایانی به راستی پایان نیست. در هر سرانجام، مفهوم یک آغاز نهفته است
📖 بار دیگر شهری که دوست میداشتم | نادر ابراهیمی
🌱diary
هیچ پایانی به راستی پایان نیست. در هر سرانجام، مفهوم یک آغاز نهفته است 📖 بار دیگر شهری که دوست میداشتم | نادر ابراهیمی
من هرگز نخواستم که از عشق افسانهای بیافرینم؛ باور کن!
من میخواستم که با دوست داشتن زندگی کنم — کودکانه و ساده و روستایی.
من از دوست داشتن، فقط لحظهها را میخواستم.
من میخواستم که با دوست داشتن زندگی کنم — کودکانه و ساده و روستایی.
من از دوست داشتن، فقط لحظهها را میخواستم.
📖 بار دیگر شهری که دوست میداشتم | نادر ابراهیمی
ما خوشحال شدیم که مهمانی داشته باشیم. انسانْ ناظرِ صمیمی را دوست میدارد.
📖 بار دیگر شهری که دوست میداشتم | نادر ابراهیمی
واقعا دزد ها خیلی ادم های بی ادب نامتعارف غیردوست داشتنی و منزجر کننده ای هستن
به خصوص دزد انسان های مورد علاقه ام💘
به خصوص دزد انسان های مورد علاقه ام💘
👍2💘1