🌱diary
69 subscribers
202 photos
61 videos
16 links
Download Telegram
🌱diary
شروعش کردم 🌱
چه همه روزای زیادی گذشته انگار
🌱diary
شهر برای آنها میهن کوچکی‌ست آن را دوست می‌دارند. 📖 بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم | نادر ابراهیمی
در آن لحظه‌ای که تو یک «آری» را با تمام زندگی تعویض می‌کنی،
در آن لحظه‌های خطیر که سپر می‌افکنی و می‌گذاری دیگران به جای تو بیندیشند،
در آن لحظه‌هایی که تو ناتوانیِ خویش را در برابر فریادهای دیگران احساس می‌کنی،
در آن لحظه‌ای که تو از فراز، پا در راهی می‌گذاری که آن سوی آن اختتامِ تمامِ اندیشه‌ها و رؤیاهاست،
در تمام لحظه‌هایی که تو می‌دانی، می‌شناسی و خواهی شناخت، به یاد داشته باش
که روزها و لحظه‌ها هیچ‌گاه باز نمی‌گردند.
به زمان بیندیش و شبیخونِ ظالمانه‌ی زمان.

📖 بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم | نادر ابراهیمی
شهرها را نبودِ ما غریب نمی‌کند. شهرها در فقدانِ انسان امتداد می‌یابند

📖 بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم | نادر ابراهیمی
داشتم اینو مینوشتم تا از چت جی پی تی بخوام به پرتغالی برام ترجمه ش کنه
وقتی تموم شد و یدور خوندمش اینطوری شدم ک
وا
این چه جمله هایی عه سرهم کردی عزیزم
ولی بعدش که از ai خواستم از نظر دستوری درستش کنه تقریبا تغییر زیادی توش ایجاد نشد
نمیفهمم پس چرا من باهاش احساس غریبی میکنم
چه معنی میده اصن این حسا💘
1
🌱diary
شهرها را نبودِ ما غریب نمی‌کند. شهرها در فقدانِ انسان امتداد می‌یابند 📖 بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم | نادر ابراهیمی
برای دوست داشتنِ هر نَفَسِ زندگی، دوست داشتنِ هر دَمِ مرگ را بیاموز
و برای ساختنِ هر چیزِ نو، خراب کردنِ هر چیزِ کهنه را
و برای عاشقِ عشق بودن، عاشقِ مرگ بودن را.

📖 بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم | نادر ابراهیمی
هیچ پایانی به راستی پایان نیست. در هر سرانجام، مفهوم یک آغاز نهفته است

📖 بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم | نادر ابراهیمی
Forwarded from ⋆ ɴᴀʀɢᴇsi
مثلاً همینطور نشستم و واقعاً فکرم از اتفاقاتی که افتاده دوره، اما یکهو چشمام پر اشک می‌شه و بغضم می‌گیره. انگار هر چقدر حواس خودمو پرت کنم، باز بدنم یادشه و مهم نیست که چقدر برای دور شدن از فکرام، تلاش کرده باشم.
🌚2
🌱diary
هیچ پایانی به راستی پایان نیست. در هر سرانجام، مفهوم یک آغاز نهفته است 📖 بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم | نادر ابراهیمی
من هرگز نخواستم که از عشق افسانه‌ای بیافرینم؛ باور کن!
من می‌خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم — کودکانه و ساده و روستایی.
من از دوست داشتن، فقط لحظه‌ها را می‌خواستم.

📖 بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم | نادر ابراهیمی
ما خوشحال شدیم که مهمانی داشته باشیم. انسانْ ناظرِ صمیمی را دوست می‌دارد.

📖 بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم | نادر ابراهیمی
واقعا دزد ها خیلی ادم های بی ادب نامتعارف غیردوست داشتنی و منزجر کننده ای هستن
به خصوص دزد انسان های مورد علاقه ام💘
👍2💘1
چرا من این چند روز همش اینقدر خوابم میاد🤷‍♀️
شما هم اینطوری این ایا
👍2